قالب وبلاگ قالب وبلاگ

علمداران عشق
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

امام سجاد(ع)

علی بن حسین(ع)  مشهور به زین العابدین و سجاد چهرمین امام شیعه است كه بنا به قول مشهور در سال 38 هجری متولد شد در نقلی 36 و در نقل احمد بن قاسم كوفی سال 30 یاد كرده است اما روز ولادت در منابع مختلف است برخی نیمه جمادی الاولی و برخی نیمه شعبان و برخی پنجم شعبان نام برده اند.

در مورد  سال تولد حضرت برخی خواستند سن حضرت را طبق گزارشات برخی به خاطر حادثه عاشورا را كم بگیرند و با استناد به این آن حضرت در حادثه كربلا نابالغ بوده است و نهایت سن حضرت را در حادثه عاشورا پانزده سالگی بداند شواهدی وجود كه این قول را ناصواب می داند : اولا مشهور مورخان و تاریخ نویسان تولد حضرت را در سال 38 می دادند بنابراین سن حضرت در حادثه عاشورا 23سال می باشد ثانیا علت عدم شركت حضرت در جنگ به خاطر نابالغ نبوده بلكه به خاطر بیماری حضرت بوده است. ثالثا از برخوردهایی كه امام سجاد(ع)  با ابن زیاد و یزید چنین بر می آید كه سن آن حضرت بیش از مقداری است كه بیان شد زیرا اگر در كربلا سخن از بلوغ و عدم بلوغ حضرت به میان آمده باشد دیگر موقعیت و زمینه ای برای منبر رفتن آن حضرت فراهم نمی شد رابعا   روایات متعددی در منابع تاریخی درباره ی تولد امام باقر(ع)  آمده حاكی از آن است كه امام(ع)  در چهار سالگی در كربلا حضور داشته و كسی در این زمینه تردید ندارد  اما رحلت امام سجاد(ع)  در برخی نقل ها سال 92 و در نقلی دیگر 94و در نقلی دیگر 95دانسته شده است رحلت آن حضرت در محرم بوده و روز آن در منابع به اختلاف 25، 22، 18، یاد شده است.

 از مسایل اختلافی دیگر نام و نسب مادر امام سجاد (ع) است با توجه به اینكه تحقیقاتی زیادی در این زمینه شده است نمی توان نظر دقیقی داد با توجه به اخبار كتب كهن می توان گفت كه مادر امام سجاد(ع)  زنی وابسته به یكی از خاندان های مهم كه می توانسته از خاندان ساسانی باشد كه نوعا در تمامی استان ها قدرت را به دست داشته اند باشد اما اثبات این كه دختر خود كسرای ایران بوده دشوار است .

دوران امام سجاد(ع)  دوران خاصی بود دورانی بود كه همه ی ارزش های دینی دستخوش تحریف و تغییر امویان قرار گرفته و مردم یكی از مهمترین شهرهای مذهبی می بایست به عنوان برده ی یزید با او بیعت كنند احكام اسلامی بازیچه ی دست افرادی چون ابن زیاد ، حجاج و عبدالملك بن مروان بود در سایه ی چنین حكومتی آشكار است كه تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل كرده و ارزش های جاهلی چگونه احیا خواهد شد امام سجاد(ع)  در این شرایط انسانی اهل عبادت بود كه مهمترین تاثیر اجتماعیش در ایجاد پیوند مردم با خدا به وسیله ی دعا بود شخصیتی كهخ همهی مردم تحت تاثیر روحیات و شیفته ی مرام و روش او بودند.و از جمله دلایل مهم شهرت امام(ع)  و محبت او در میان مردم انتشار جملات زیبای امام سجا(ع) د در قالب دعا بود كه همه را به خوبی جذب خود می كرد.

گوشه ای از فضایل آن حضرت

سیعد بن مسیب از محدثین مشهور درباره یامام سجاد(ع)  می گفت : هیچگس را باتقواتر از علی بن حسین(ع)  ندیدم.  امام(ع)  در زمان خویش به نام های "علیّ الخیر"، "علیّ الاغّر" ، "علیّ العابد" شهرت داشت ابن ابی الحدید در مورد ایشان می گوید: حضرت اهل سجده بود و آثار آن بر پیشانیش ظاهر بود "ذی الثفنات" می گفتند. وقتی وضو می گرفت رنگ چهره اش دگرگون می شد و در وقت نماز به هیچ چیز توجه نداشت . خدمتكار حضرت در مورد حضرتش می گوید من هیچگاه در روز برای او طعامی نیاوردم و در شب بستری برای او نگستردم . در دادن صدقه و رسیدگی به محرومین نیز زبانزد بوده و پس از شهادت آن حضرت معلوم شد كه صد خانواده از انفاق و صدقات او زندگی می كردند.شبانه انبان هایی از نان و خرما به در خانه ی آن ها می برد در راه بر این عقیده بود كه راه مشترك است و من حق ندارم دیگران را كنار بزنم و خودم بروم .حضرت در مسافرت نسبش را از همراهان پنهان می كرد .

امام سجاد(ع)  و شیعیان

بعد از حادثه عاشورا شیعیان در بدترین شرایط از لحاظ كمی و كیفی و نیز موقعیت سیاسی و اعتقادی قرار گرفتند كوفه كه خود مركز گرایش شیعی بود تبدیل به مركزی جهت سركوب شیعیان شد در این حادثه ی عظیم تعدادی از اهل بیت كه در راس آن ها امام حسین (ع) بود كشته شدند فقط یك نفر از فرزندان ذكور امام(ع)  باقی ماندند كه در آن شرایط شهرتی نداشت در چنین شرایطی امام سجاد (ع) می بایست كار را از صفر شروع كند این موقعیت در تاریخ تایید شده است امام سجاد (ع) توانست به شیعه حیاتی نو ببخشد و زمینه را برای فعالیت امام باقر(ع)  و امام صادق(ع)  فراهم كنند . تاریخ گواه هست كه امام(ع)  در طول 34 فعالیت ، شیعه را از سخت ترین دوران های حیات خویش عبور داد دورانی كه جز سركوبی شیعه به وسیله زبیریان و امویان نشان روشنی ندارد . در این سال ها دو نهضت شیعی در عراق رخ داد كه علی رغم موفقیت موقت با شكست مواجه گردید یكی نهضت توابین به سرپرستی سلیمان بن صرد خزاعی و دیگر به سرپرستی مختار ثقفی .

اگر چه در قیام دوم همراه با موفقیت بود و مختار توانست تمام قتله امام حسین (ع) را به درك واصل كند و قصد داشت مختار حكومت را به حضرت تحویل دهد و از آن حضرت استمداد جست ولی حضرت روی خوش نشان ندادند زیرا امكان احیای این جامعه ی مرده با در دست گرفتن رهبری آن وجود نداشت به علاوه درگیر شدن در یك حركت سیاسی دیگر با وجود قدرت دیگر احزاب ، خطراتی ررا در پی داشت كه به ریسك كردن آن نمی ارزید بنابراین حضرت در آن خفقان سیاسی ، سیاست را رها كرد و با روش فقهی ، و نقل احادیث پیامبر از طریق علی (ع) ،‌اولین قدم های فقهی خود را در مخالفت با انحرافات جامعه برداشت هرچند بخش اعظم این كار به زمان پس از خود موكول كرد.

برخورد امام با امویان

اولین برخورد امام با حاكمان اموی پس از واقعه كربلا در رویارویی با عبیدالله بن زیاد بود كه امام در جواب سوال ابن زیاد كه پرسید خداوند علی بن الحسین را كشت حضرت فرمودند: " الله یتوفی الانفس حین موتها".  ابن زیاد خواست او را بكشد كه با اقدام شجاعانه حضرت زینب از این كار منصرف گردید.

 امام سجاد در شام در خطبه ای به معرفی خود و خانواده اش برای اهل شام پرداخت برای اولین با آن ها فهمیدند پیامبر دارای خاندان است و یزید خاندان پیامبر را به عنوان خارجی اسیر كرده و وارد شام كرد در حالی كه معاویه و امویان می كوشیدند آن ها را ذریه علی(ع) دانسته و اجازه ندهند آن ها خود را و ذریه پیامبر(ص) بنامند.

 حضرت در ماجرای شورش حره با تعدادی از بنی هاشم از شهر مدینه خارج شدند؛ زیرا این حركت ماهیت زبیری داشت و حضرت به درخواست مروان به همسرش پناه داد به همین دلیل امویان كه بزرگترین جنایات عصر اموی را مرتكب شدند با علی بن حسین(ع)  به ملایمت برخورد كردند.

امام سجاد (ع) با توجه به این مورد سوء سوء ظن شدید امویان بود و كوچكترین حركتی از ناحیه امام(ع)  عواقب وخیمی داشت از جهت دیگر زیر ذره بین و اختناق زبیریان قرار داشت در چنین شرایطی سخت ، جزء راه تقیه برای حضرت راهی دیگر نبود و تقیه ، شیعه را در آن شرایط حفظ كرد.

بهره گیری امام از دعا

زمانی كه جامعه دچار انحراف شده و روحیه رفاه طلبی و دنیازدگی بر آن غلبه و فساد سیاسی و اخلاقی و اجتماعی آن را در محاصره قرار داد و از نظر سیاسی هیچ روزنه ای برای تنفس وجود نداشت امام سجاد توانست از دعا برای بیان بخشی از عقاید خود استفاده كند و بار دیگر تحركی در جامعه برای توجه به معرفت و عبادت و بندگی خداوند ایجاد كند .

صحیفه سجادیه مشهور كه اندكی بیش از پنجاه دعا را در بردارد تنها بخشی از دعاهای امام سجاد(ع)  است كه گردآوری شده است امام اعتقادی اسلامی را در قالب دعا برای مردم بیان می كردند و گریه های آن حضرت برای گشته های كربلا نمونه درس های آموزنده بریا جامعه فاسد آن روز بود.

از دیگر اقدامات آن حضرت كه هم جنبه سیاسی و هم جنبه تربیتی داشت ،خرید بردگان و كنیزان و كه در فشارهای سخت آن روز بودند را در مناسبات مختلف آزاد می كردند تا با این وسیله معارف اهل بیت را كه از امام یاد گرفته بودند را نشر دهند.حضرت صدهزار نفر را به این طریق آزاد كردند كه جزء موالیان آن حضرت بودند.

 





طبقه بندی: زندگی نامه معصومین، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

امام حسین(ع)

امام حسین (ع) امام سوم شیعیان در سوم شعبان سال چهارم هجرت به دنیا آمد در فضایل ایشان روایات زیادی وجود دارد كه بسیاری از آن ها به تواتر رسیده مانند این فرموده پیامبر:" الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه."

امام حسین(ع)  در جنگ های جمل و صفین و نهروان در كنار پدر بزرگگوارشان حضور داشت و در كنار پدر به جنگ با پیمان شكنان و ظالمان پرداخت امام حسین(ع)  در دوره امامت برادرش به طور كامل از سیاست برادرش دفاع می كرد آن حضرت در برابر خواست های مكرر مردم عراق برای آن حضرت به كوفه حتی پس از شهادت برادر حاضر به قبول آن ها نشده و فرمودند: تا وقتی معاویه زنده است نباید اقدامی كرد.

امام حسین(ع)  هیچ موقع خلافت معاویه را نپیرفت و این در نامه هایی كه به معاویه می نوشت مشهود است اما تا زمانی كه معاویه زنده بود هیچ اقدامی انجام نداد.

پس از هلاكت معاویه در رجب سال شصت ، یزید طبق قرار قبلی به خلافت رسید یزید تلاش كرد تا همه ی مخالفین را به بیعت خود در آورد زمانی كه نامه یزید به مدینه رسید امام حسین(ع)  را خواست تا بیعت كند امام (ع) با گروهی از جوانان بنی هاشم به فرمانداری مدینه رفتند امام در برابر درخواست ولید فرمودند كه برای شخص چون او نباید در خفاء بیعت گرفت بلكه در ملا عام و در مسجد بیعت كند ولید پذیرفت اما مروان تلاش كرد كه ولید را تحریك كند اما امام(ع)  با تندی به مروان در هنگام خروج فرمودند : "ای امیر ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد ملائكه و جایگاه رحمت هستیم ..... اما یزید مردی فاسق و شرابخوار و قاتل نفوس محترمه بوده و كسی است كه علنا به فسق می پردازد شخصی چون من با چون او بیعت نخواهم كرد."

امام حسین (ع) در سوم شعبان سال شصت با تمامی اهل بیتش از مدینه خارج و به سمت مكه حركت كردند و فقط محمد بن حنفیه در مدینه باقی ماند.

شیعیان كوفه بعد از شنیدن مخالفت امام حسین (ع) با یزید و رفتن به مكه نامه هایی را تسلیم آن حضرت كردند كه توسط بزرگانی همچون سلیمان ، مسیب بن نجبه ، حبیب بن مظاهر، رفاعه بن شداد ، عبدالله بن وال  نوشته شده بود و از حضرت دعوت كردند به كوفه بیاید.

 

اعزام مسلم بن عقیل به كوفه

بعد از آمدن نامه ها از كوفه، حضرت ، مسلم را به سوی كوفه فرستاد تا اوضاع را بررسی كرده و در صورت یكپارچگی مردم به سرعت خبر آن را به حضرت برساند. مسلم با دو راهنما عازم كوفه شد اگرچه در راه باعث شد در راهنما  را از دست بدهد اما عاقبت خود را به كوفه رساند و در خانه ی مختار ثقفی مردم را دعوت و از آن ها بیعت گرفت بعد از سی و پنج روز ، هیجده هزار نفر با مسلم بیعت كردند اما جاسوسان بنی امیه كه از وضع نعمان بسیار ناراضی بودند با ارسال خبر وضعیت كوفه را گزارش دادند یزید عبیدالله بن زیاد حاكم بصره به كوفه فرستاد تا اوضاع را كنترل كند ابن زیاد با ارعاب و تهدید و تطمیع سران كوفه بر كوفه مسلط شد و با فرستاد جاسوسان از مخفیگاه مسلم آگاه شده هانی را دستگیر كرد این امر موجب شد مسلم قیام كند و با شعار یا منصور امت  قصر كوفه را معاصره كردند.

حركت امام به سمت عراق

زمانی كه نمانده ی رسمی امام(ع)  ، آمادگی مردم كوفه را تایید كرد امام (ع) در رفتن تعجیل فرمودند و در هشتم ذی الحجه با تبدیل عمره تمتع به عمره مفرده عازم عراق شدند . زیرا لحظه ای تاخیر می توانست وضع عراق را دگر گون كند اضافه بر این احتمال ترور امام در مكه وجود داشت امام در اولین برخورد در طول راه به كاروانی از یمن برخورد كردند كه داشت هدایایی برای دربار شام می برد امام(ع)  هدایا را تصرف كرد و از افراد خواست در صورت تمایل به عراق بیایند.

امام(ع)  از منطقه نعیم به سمت الصفاع در حركت بود كه در آنجا با فرزدق برخورد كرد و در جواب امام (ع) از وضع كوفه گفت :" قلوب الناس معك و سیوفهم علیك ." منطقه بعدی" بطن الرمه" بود كه حضرت در نامه ای به مسلم خواست آماده ی ورود آن ها باشد .این نامه توسط قیس بن مسهر به كوفه رسانده شد امام (ع) در منطقه بعد كه "زدود "نام داشت با زهیر بن قین برخورد كرد با اینكه عثمانی بود با توجه به دعوت امام و تحریك همسرش به صورت یكی از یاران صمیمی امام درآمد . امام در منطقه" ذات عرق" شخصی از بنی اسد ، پیام شهادت هانی و مسلم را به حضرت داد و در منزل" زباله" پیام مسلم كه در حین شهادت به عمر بن سعد گفته بود به حضرت رسید و اندك خبر گشته شدن قیس بن مسهر و عبدالله یقطر برادر رضاعی امام حسین(ع) به آن حضرت رسید حضرت به سمت منطقه "شراه" حركت كردند و شب را در آنجا ماندند و روز بعد كه حركت كردند سپاه هزار نفری حر كه طلایه دار سپاه ابن زیاد بود برخورد كردند.

 

مواضع مردم كوفه نسبت به رخداد كربلا

روحیات مردم كوفه به گونه ای بود كه خیلی عجول بودند و این عجول بودن آن ها در تصمیم گیری همیشه به ضرر خود آن ها بوده است مردمی زودرنج ، زودقانع شدن ، زودتسلیم شدن و زودسركشی كردن از روحیات منحصر به فرد كوفیان بود شیعیان بخشی از مردم كوفه را شكل می دادند اگر چه بعضی از قبایل شهری به تشیع داشتند اما نمی توان قبیله ای را صددرصد شیعی دانست حال باید دید چه كسانی امام حسین را به كوفه دعوت كردند . این نكته باید توجه شود برخی می خواهند بی وفایی مردم كوفه را به گردن شیعیان بیاندازند در حالی كه بخشی از مردم كوفه شیعه بودند و در شرایطی بودند كه نتوانستند از امام حسین(ع)  دفاع كنند اما این احتمال هم وجود دارد كه بزرگان كوفه عمدا امام(ع)  را به كوفه دعوت كردند تا امام(ع)  را در آنجا به شهادت برسانند این احتمال از فرمایش امام حسین به دست می آید كه فرمودند : "و ما كانت كتب الیّ الا مكیده لی و تقربا الی ابن معاویه".

خشونت ابن زیاد بر مردم كوفه

مردم در زمان نعمان بن بشیر كه سهل می گرفت مردم به راحتی ابراز تشیع می كردند و با مسلم بیعت كردند اما زمانی كه شخص مستبد و جسوری چون ابن زیاد حاكم شد این خشونت و استبداد ابن زیاد در دل مردم ترس و هراس به وجود اورد و كسانی كه زود رنج بودند عجولانه تصمیم گرفتند.و از سوی دیگر با تبلیغات ابن زیاد دایر برآمدن قریب الوقوع شام به كلی خود را باختند اشراف شهر زمانی كه اطمیان به تثبیت امویان را آشكارا دیدند به حمایت از امویان پرداختند و به طور طبیعی مردم هم مخالفت از روسای قبایل را در چنین شرایطی مصلحت نمی دانستند به همین دلیل زمانی كه مسلم قصر ابن زیاد را معاصره كرد اشراف با تهدید و تطمیع ، یاران مسلم را به حداقل رساندند حتی در برابر استبداد ابن زیاد اگر رئیسی از قبایل مخالفت می كرد افراد قبیله اش جرات حمایت نداشتند مثل زمانی كه هانیبن عروه را دستگیر كردند و در بازار به روی زمینش می كشیدند در برابر استغاثه او كسی جواب نداد در حالی كه قبلا قبیله بنی مراد و هم پیمانان و هم قسمان بنی مراد حدود سی هزار بودند و گوش به فرمان او بودند اما زمانی كه به شهادت رسید كسی مخالفت نكرد.

زمانی كه امام حسین(ع) به كربلا رسید ابن زیاد در سخنانی به مردم كوفه آن ها را تهدید كرد هر مردی كه از امروز تخلف از سپاه كند ذمه و عهده ی او بری است به گونه ای كه هیچ بالغی در كوفه یافت نشد؛ مگر آن كه به لشكرگاه كوفه یعنی نخلیه رفت . با  وجود چنین اوضاعی ، كلام فرزدق در توصیف مردم كوفه بهتر فهمیده می شود كه"  قلوبهم معك و سیوفهم علیك و یا انت احبّ الناس الی الناس و القضاء فی السماء و السیوف مع بنی امیه ."

در برخی از اخبار آمده است هیچ بالغی در كوفه نبود اگر چه دسته هایی كه از مردم كوفه به زور برای جنگ به كربلا فرستاده می شدند از نیمه راه می گریختند و بسیاری در كربلا حاضر نشدند و بسیاری از مردم گمان جنگ و شهادت امام حسین(ع)  را به ذهن خویش راه نمی دادند مثل حر و دیگر افراد هم كه فكر می كردند نتوانستند تصمیمی بگیرند از این رو شیعیان شتاب نكردند و تنها افراد خاصی به فكر افتادند كه خود را در همان آغاز به امام حسین (ع) برسانند مانند: نافع بن هلال مرادی ، عمربن خالد صیداوی ، سعد از مولی عمربن خالد ، مجمع بن عبدالله العائذی از قبیله مذحج به امام (ع) پیوستند و در نزدیكی های روز عاشورا مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر توانستند خود را به حضرت برسانند ابن سعد می گوید : صبح روز عاشورا حدود بیست نفر به امام (ع) ملحق شدند ابن قتیبه سی نفر را نام می برد.  

ابن زیاد برای اینكه مردم به امام حسین (ع) به صورت فردی نپیوندند دستور داد تا مراقب پل ها باشند تا كسی از منطقه نگریزد حتی دستور داد به حصین بن نمیر تا منطقه قادسیه و قطقطانه را مراقبت كند و اجازه ندهد كسی از آن جا به سمت حجاز برود چرا كه ممكن بود به آن بهانه به سمت امام (ع) حركت كند و به والی بصره دستور داد دیده بانی را بگذارد و تمامی راهها را كنترل كند و اگر كسی عبور كرد او را دستگیر كند.

ارزیابی سفر عراق

اگر در منابع تاریخی بنگریم شاهد اقداماتی هستیم كه به هیچ وجه رفتن به عراق مصلحت نمیدانستند . از جمله ی معترضان می توان به این افراد اشاره كرد : عبدالله بن عباس ، محمد بن حنفیه ، عمروبن عبدالرحمان بن هشام ، عبدالله بن عمر، عبدالله بن جعفر، فرزدق و افراد سرشناس دیگر. اما امام بهترین گزینه و تنهاترین راه ، كوفه را برگزید زیرا مردم كوفه با توجه به دو امتحان قبلی كه نمره مردودی گرفته بودند با دوازده هزار نامه آن حضرت را به كوفه دعوت كردند،  در حالی كه از هیچ كجا برای حضرت نامه و دعوتنامه نفرستادند به همین جهت حضرت راه كوفه در پیش گرفت.

حضرت در نزدیكی كوفه حر راه را بر حضرت بست ونگذاشت حضرت برگردد و نه به سمت كوفه حركت كند و ایشان را طبق گفته ابن زیاد به بیابان بی آب و علف هدایت كرد. امام(ع)  در روز دوم محرم وارد زمین كربلا شدند و از آن روز به بعد بر تعداد لشكر دشمن افزوده شد لشكر دشمن قصد داشت بعدازظهر تاسوعا جنگ را شروع و با حمله همه جانبه كار را تمام كند اما دشمن با درخواست امام موافقت كردند كه جنگ به روز عاشورا موكول كنند .امام در شب عاشورا بیعت را از همگی برداشت كه اردوگاه را ترك كنند ولی كسی نرفت صبح عاشورا دو سپاه خود را آماده كردند عمر سعد اولین تیر را رها كرد جنگ در ابتدا به صورت تن به تن بود ابتدا اصحاب امام حسین(ع)  رفتند و جانشان را تقدیم كردند بعد نوبت به بنی هاشم رسید و در نهایت با شهادت خود حضرت عاشورا به پایان رسید.

انحرافات دینی كربلا

جامعه اسلامی در سال 61 هجری نسبت به سال حیات پیامبر (ص) تغیرات و انحرافات فراوانی در آن ایجاد شده بود به گونه ای این انحرافات ، زمینه ای بود برای سیاست كه به راحتی می توانستند از آن بهره گیرند .امام حسین(ع)  علاوه بر این كه بنی امیه را به ظلم و عداوت متهم می كرد آنها را كسانی می دانست كه طاعت شیطان را پذیرفته و طاعت خداوند را ترك كردند فساد را ظاهر ساختند و حدود الهی را تعطیل و به بیت المال تجاوز كرده اند آن ها بسیاری از مفاهیم دینی را تحریف یا در مجاری غیر مشروع از آن ها بهره گیری كردند كه به نمونه نمونه آن اشاره می كنیم.

 الف ) اطاعت از امام : به معنای پیروی از نظام حاكم بود یعنی هر نظامی حاكم بود عادل یا جائر باید اطاعت كنیم به همین جهت مردم از یزید فاسق هم اطاعت می كردند . ابن زیاد پس از دستگیری مسلم به او گفت :" یا شاق خرجت علی امامك و شققت عصا المسلمین".

ب)حفظ جماعت : یعنی عدم اغتشاق و شورش ، دست نزدن به اقداماتی كه وحدت را بین برد و زمینه تزلزل را در جامعه فراهم كند . نمایندگان عمروبن عاص ، حاكم مكه در زمان خروج امام حسین از مكه خارج می شد گفتند : "الا تتقی الله تخرج عن الجماعه و تفرق بین هذه الامه."

ج) حرمت نقض بیعت : نقض عهد و بیعت بسیار مورد مذمت قرار گرفته و یا تحریف این واژه ، با زور از مردم بیعت می گرفتند و كسی حق نداشت آن را نقض كند  عبدالله بن عمر كه از فقهای بزرگ اهل سنت به معاویه قول داد"  فاذا اجتمع الناس علی ابنك یزید لم اخالف".

یكی دیگر از انحرافات دینی در جامعه اسلامی اعتقاد به جبر بود كه پایه گذار از آن معاویه بود عبیدالله  به امام سجاد(ع)  گفت : "او لم یقتل الله علیا ". آیا خدا علی را نكشت امام فرمودند :" كان لی یقال له علی اكبر منی قتله الناس ". وقتی به عمر بن سعد مورد اعتراض قرار گرفت گفت این كار از جانب خدا مقدر شده است

بعد سیاسی حادثه عاشورا

جنبش كربلا به عنوان یك نهضت مقدس مذهبی و یك حركت سیاسی از نوع انقلابی آن ، پایدارترین جنبش در فرهنگ سیاسی شیعه است این جنبش در جهت احیای احكام دین ، زدودن انحرافات دینی و سیاسی و جایگزین كردن حكومتی علوی و امامتی به جای نظام اموی بود. در حقیقت جنبش كربلا را باید اخرین تلاش سیاسی ممكن برای ممكن برای بازگرداندن حكومت به آل علی (ع) تلقی كرد . با این توضیح كه امام حسین(ع)  به سمت كوفه حركت كرد تا با استفاده از كوفیان حكومت علوی را در كوفه پایگذاری كند اما زمانی كه به نزدیك كوفه نزدیك شد اوضاع دگرگون شده بود ایشان در برابر سپاه ابن زیاد قرار گرفت و سخن از تسلیم شدن و بیعت با یزید بود امام نپذیرفت نتیجه چنین شد كه همراه یاران محدودش در سرزمین كربلا به شهادت برسند.

ابعاد حادثه عاشورا و برداشت سیاسی

یكی از جنبه های حادثه كربلا ، بعد عاطفی است شهادت امام حسین (ع) و شانزده تن از خاندانش و اصحاب بافایش با آن كیفیت ، زخمی عمیق و پردامنه بر قلب جامعه ی شیعه ایجاد كرد اما اثر عاطفی آن بلافاصله در شیعه با قیام هاپدیدار شد . توابین نخستین گروهی بودند كه تحت تاثیر این بعد قرار گرفته و خود را در این قضیه مقصر می دانستند با رفتن سر مزار شهدای كربلا و گریه و زاری امری عجیبی در آن زمان بود و بعد قیام مختار و گرفتن مجلس عزای آن حضرت را می توان از آثار عاطفی این حادثه دانست.

نكته دیگر آن است كه در تشیع اعمال همه ی امامان به یك اندازه حجیت شرعی دارد تجربه صلح امام حسن(ع) نشان داد در بعضی از شرایط با كنار آمدن با حكومت ظالم در شرایط خاص ، جامع را به جلو می برد مثلا می توان مناظرات شیخ ابراهیم قطیفی با مححق كركی بر سر همراهی و همكاری با دولت جدید التاسیس صفوی را از این نوع دانست كه پایه استدلال محقق كركی بر تجربه تاریخی صلح امام حسن (ع) بود. اما در بعضی از شرایط مانند دوران امام حسین(ع) باید با حكومت ظالم درافتاد و آن را از ریشه كن كرد مثل قیام حضرت امام خمینی علیه حكومت مستبد شاهنشاهی.

نكته دیگر این است كه خط مشی سیاسی امامان در اصل كار فرهنگی و فرهنگ سازی است وتشكیل حكومت بر پایه عدل و داد بوده  اما به خاطر بعضی مسایل در سیاست مداخله نكردند و منتظر روزی بودند كه بتوانند بر كل جامعه مسلط شوند و فقط از طریق نفوذ در دستگاه خلافت و تقیه هویت خود را حفظ كرده اند و شیعه علی رغم داشتن زمینه های سیاسی مهم ، كم كم رنگ عرفانی به خود گرفت و قضیه شهادت امام حسین(ع)  هم تحلیل عرفانی به خود گرفت و هدف كلی امام حسین (ع) كه ایجاد حكومت علوی بود را از یاد برد و فقط یاد و خاطره مجاهدت امام حسین(ع) شناخته شد و كتب مقاتل بر این اساس نوشته شد مثل مفتاح البكاء، طوفان البكاء ، منیرالحزان، لهوف (سوگهای سوزان) و غیره . در حالی كه هدف امام حسین در ابتدا سیاسی و تشكیل حكومت علوی و از بین بردن ظلم و ستم بوده فراموش شده است و یا كمرنگ شده است.

نكته دیگر ولایت در اصل نوعی سرپرستی سیاسی بود كه بر پایه ی ویژ‍گی های برتر در علم و عمل تعریف می شد اما موازات ضعف سیاسی آن در مرحله عمل در شیعه بار صوفیانه ی آن افزوده شده و به جای كاربرد در حوزه ی سیاست ، در حوزه ی ماوراء طبیعی كاربرد یافت عدم درگیر بودن با سیاست به معنای جدی آن ، حوزه حدیثی شیعه را به سمت دیگری كشاند و كلا بحث از امامت در شیعه در حوزه كلام مورد بررسی قرار گرفت .

نكته دیگر این است در زمینه غیر سیاسی كردن مفهوم امامت و نیز حادثه خونبار كربلا ، غالیان هم سهم زیادی دارند آن ها با نسبت دادن نگرش های لاهوتی به امامان به تجرد مفهوم امامت از سیاست و واقع تاثیر به سزایی داشتند آن ها با اصرار و سماجت قصد داشتند مفهوم امامت را در غیر سیاسی نشان دهند و نزاع شیعه معتدل با غالیان به طور اصولی بر محور الوهیت گرایی در حوزه ی امامت بود؛ چرا كه گاهی امام حسین (ع) را تشبیه به عیسی می كنند و می گویند همانگونه كه امر مشتبه شد بر یهودیان و شخص دیگر دیگری را گرفتند و به دار آویختند و عیسی به آسمان رفت  كوفیان نیز حنظله بن اسد شامی را به جای امام حسین (ع) گشتند و خود حضرت به آسمان رفت و یا می گویند امام حسین (ع) كشته شد تا گناه پیروان خود را ببخشد امام حسین(ع)  نیز این چنین به شهادت تن داد.

بنابراین امام(ع)   و اصحاب برای این كه خداوند جایگاه والایی را به آن ها بدهد به شهادت نرسیدند بلكه هدف نهایی  هایی این بود تا حكومت عدل علوی را دوباره بر كوفه مسلط كنند اما زمانی كه حضرت به نزدیك كوفه رسیدند اوضاع را نامناسب دیدند در این جا هدف امام(ع)  برملا ظلم ظالمان و استبداد كور جاهلان و معرفی فرهنگ ایثار و شهادت و اجرای امر به معرف و نهی از منكر بود كه حال برای این اهداف بلند باید همه چیز را فدا كرد تا جهان از عظمت ان در طول تاریخ درس گرفته و اهداف بلندش را شیعیان و آزادگان به سرانجام برساند و این خون سیدالشهدا بود كه درخت اسلام را آبیاری و بیمه كرد.

 

 

 





طبقه بندی: زندگی نامه معصومین، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

امام حسن مجتبی(ع)

شخصت امام(ع)

امام (ع) در شب یا روز نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت به دنیا آمدند؛ اما در تاریخ شهادت آن حضرت اختلاف است كلینی و نوبختی در روز آخر صفر، یعقوبی ربیع الاول سال 49یا 47 ، شیخ طوسی 28صفر و در برخی مناع سال 49 و برخی 50  و 51 را نقل كرده اند.

درباره ی فضایل آن حضرت روایاتی فراوان نقل شده است ؛  نوع ابراز محبت پیامبر نسبت به امام حسن (ع) و پایین آمدن حضرت از منبر و بوسیدن آن ها و باز بالا رفتن بر منبر ، حضور در مباهله و قرار گرفتن ایشان در میان اصحاب كساء و حضور در بیعت رضوان و یا نقل این جمله از پیامبر : من او را دوست دارم و نیز كسی كه او را دوست دارد دوست دارم ، قطره ای از فضایل و شخصیت آن حضرت است.

اما مغرضین در مورد ایشان دست به روایات جعلی شدند تا به شخصیت و فضایل آن حضرت خدشه وارد كنند از طرفی امام (ع) را بی بهره از سیاست و تدبیر و از طرفی ذیگر دنیاطلب و بالاخره موضع او را در مقابل امام علی(ع)  معرفی كنند به عوان نمونه سعی كردن تا با جعل روایات و ترویج اخبار پوچ امام را شخصیتی كه دائما در حال تزویج و طلاق و مسایل شهوانی بدانند.

از آثار به جای مانده ی نگرش عثمانی مذهب ها ، بی توجهی به خلافت شش ماهه امام مجتبی(ع)  است كه نه آن را را از عهد خلفای راشدین می شناسند و نه از دوره ملوكی محسوب می كنند و در اصل آن ها این خلافت را چندان به رسمیت نمی شناسند در حالی كه باقی مانده از مهاجرین و انصاری كه در كوفه به ضمینه ی مردم عراق و نواحی شرق اسلام تابعیت از وی را به عنوان خلیفه ی مسلمین پذیرفته بودند.

آشكار است كه در آن زمان تجزیه خلافت را به صالح امت اسلام ندانسته و نپذیرفته بودند؛ زیرا وضعیت كوفه در قیاس از وضعیت شام وضعیت مناسب نداشت و قبول حكمیت و شورش خوارج نهروان نیروهای عراق را شدیدا تضعیف كرده بود. بعد از این جنگ ها مردم درمانده و خسته شده بودند . در روزهای پایانی عمر حضرت علی (ع) هر چه از مردم خواست برای شركت در جهاد ، كمتر كسی تن به این كار داد .

 اما بعد از شهادت حضرت و نگرانی شدید مردم عراق از تسلط شام امید آن را می رفت كه آنان دست به یك مقاومتی جدی بزنند آنان، برای این كار می بایست امامی را بر می گزیدند و شخص دیگر را جز امام حسن(ع)  سراغ نداشتند علاوه بر آن كه بیعت قیس بن سعد و عبدالله بن عباس تاثیر به سزایی در فراهم شدن زمینه برای بیعت مردم عراق با امام(ع)  فراهم كرد بنابراین در آن زمان تنها امام حسن(ع)  را شایسته ی این مقام می دانستند.

خصلت های مذهبی و سیاسی مردم كوفه

مردم این شهر در مقاطع مختلف مواضع متفاوتی داشتند در مقاطعی از تاریخ موضع آن ها در جهت دفاع از اهل بیت بوده و با شجاعت بی نظیر جناخ علوی را تقویت كردند چنان كه در جنگ جمل همكاری همین مردم باعث موفقیت و پیروزی حضرت شدند و ناكثین را در هم شكستند اما در اواخر عمر امیرالمومنین(ع) سستی كرده و سبب زمینگیر شدن حق و باطل را فراهم آوردند و بعدها در مدت كوتاه خلافت امام حسن (ع) كوتاهی كرده و او را تنها گذاشتند و همین اتفاق در محرم 61 تكرار شد و امام حسین(ع)  را تنها گذاشتند . اما در قیام توابین توبه كرده و بیشتر آن ها به شهادت رسیدند. و در قیام مختار برای انتقام از خون امام حسین(ع) كمك كردند اما در انتهاء او را تنها گذاشتند و همچنین در قیام زید بن علی هم كوتاهی كردند.

قضاوت های متناقض و وجود گروه های سیاسی و مذهبی مختلف در این شهر است كه سه گروه در كوفه بودند :

الف ) افكار خوارج      ب) اشراف كه كم و بیش با بنی امیه     ج) شیعیان

به همین خاطر  تا خوبان آن ها بهترین تمجیدها را به خاطر اعمال صحیحشان بشوند و عناصر مفسد آنان تا كشتن پسر پیامبر (ص) پیش بردند.

3 – تركیب قبایلی این شهر بر تغییر مواضع سریع  موثر بود و همه تصمیمات عمدتا در جهت منافع قبیله ای آن ها بود این خود شكلی برای عدم یكپارچگی كوفیان به حساب می آمد.

وضعیت مردم عراق در زمان امامت امام حسن (ع)

شیخ مفید در تحلیلی درباره ی اصحاب امام حسن (ع) ، مردم را به چند دسته تقسیم می كند:

 الف ) شیعیان امام علی (ع)    ب) خوارج         ج) طمعكارانی كه به دنبال غنایم می گشتند            د) مردم عوام كه نمی دانستند  چه كنند             ه) عصبیت قبیلگی و فقط تابع روسای خود بودند.

در این میان گروه سوم تعدادشان از همه بیشتر بود.

امام علی (ع) ذر مورد رفتار و منش كوفیان می فرماید :"  ای مردم كوفه ، من شما را مواظ قرآن مورد سرزنش قرار دادم اما سودی نبخشید با چوبدستی شما را تادیب كردم اما شما مستقیم نشدید به وسیله شلاق شما را مورد ضرب قرار دادم باز هم رعایت نكردید تنها چیزی كه می تواند شما را اصلاح كند شمشیر است اما من برای اصلاح شما خود را به فساد نمی اندازیم " بنابراین تنها شمشیر ، مردم عراق را آرام می كند و این حقیقت را تاریخ تایید كرده است .

تعبیرات امیرالمومنین(ع)  نسبت به روحیات این مردم بسیار گویا است در جایی حضرت آن ها را به زن حامله تشبیه می كنند كه پس از تحمل درد و رنج ، بچه خود را سقط می كند ویا حضرت آن ها را به شترانی بی سرپرست تشبیه می كند كه هرگاه از یك سو گرد هم آیند از سوی دیگر پراكنده می شوند این خوی و منش كوفیان حضرت را به جایی رساندن كه آرزوی مرگ از خدا كرد .

اما در زمان امام حسن (ع) با توجه به منش و خوی كوفیان به خاطر مسایل شام و قدرت روزافزون معاویه كوفیان را به هراس و ترس انداخت به گونه ای كه همه با هر منشی دور حضرت را گرفتند تا به شام حمله كنند .

نحستین اقدامات امام و معاویه

امام حسن (ع) به معاویه نامه هایی نوشتند و او را دعوت به بیعت كردند اما  نامه های امام (ع) نتیجه بخش نبود حضرت در آخرین نامه ، معاویه تهدید به جنگ كردند معاویه نیز جاسوسانی به كوفه فرستاد تا اوضاع كوفه را رصد كنند اما جاسوس ها دستگیر شدند حضرت مردم را به نخیله فرا خواند و خود حضرت نیز به نخلیه رفتند اما با توجه به  بی رغبتی بعضی از مردم حضرت شخصا به كوفه آمد تا مردم را تشویق و ترغیب به جنگ كند.

  امام حسن (ع) در جمع مردم چنین فرمود :" ای مردم شما جزء با صبر بر آنچه از آن كراهت دارید به آنچه دوست دارید نخواهید رسید به من خبر رسیده   معاویه  به سوی ما در حركت است همگی به سوی نخلیه حركت كنید" . اصفهانی می گوید : سخن امام(ع)  چنان بود كه گویی از سستی مردم نگران بود عدی بن حاتم بیان كرد آیا دعوت امتان ، فرزند رسول خدا (ص) را اجابت نمی كنید پس رو به امام(ع)  كرد و ضمن اطاعت با افراد قبیله طی كه حدود هزار جنگجو بودند راهی نخیله شدند و پس از او قیس بن سعد و معقل بن قیس و زیاد بن صعصعه در سخنانی بیان كردند و سپاهی در حدود دوازده هزار نفر راهی نخیله شده و امام(ع)  تا دیر عبدارحمان ایشان را همراهی كرد.

ماجرای حكمیت و صلح با قاسطین و سلطه معاویه بر عراق بر روحیه مردم عراق تاثیر گذاشت به همین خاطر گروهی غفلت زده و گروهی با شك و تردید به قضیه نگاه می كردند و عده ای كمی به امام(ع)  پیوستند حضرت پسر عم خود ، مغیره بن نوفل را در كوفه گذاشت تا مردم را تشویق به جنگ كند و خود حضرت راهی نخیله شدند آنچه تاریخ نویسان در مورد شماره سپاهیان نقل كردند عدد دوازده هزار نفر صحیح  می باشد امام فرمانده سپاه را به عبیدالله بن عباس داد زیرا در آن موقعیت شك و تردید بهترین شانس برای فرماندهی فر دی از خانواده خود بود علاوه بر این كه عبیدالله كینه شدیدی نسبت به معاویه داشت.

اما امام (ع) جانب احتیاط را رعایت كردند و دو معاون به نام قیس بن سعد و سعد بن قیس را برای عبیدالله انتخاب كردند. امام(ع)  بعد نصایح به عبیدالله آن ها را روانه به سوی دشمن كرد و خود به خاطر ترغیب مردم یا برای دفع شورش به سوی مدائن حركت كرد اما معاویه با ارسال مغیره بن شعبه و عبدالله بن عامر را به ساباط فرستاد تا با مكر و حیله امام را راضی به صلح كند در حالی  با دست خالی از نزد امام بیرون آمدند زهر خود را در هنگام خروج برای تحریك خوارج این گونه ریختند به دروغ گفتند به گونه ای كه مردم بشنوند : خدا به وسیله فرزند پیامبر (ص) خون مردم را حفظ كرد و قتنه را بواسطه ی او آرام كرد و صلح را پذیرفت در اینجا بود كه خوارج بر امام شورش كردند و بار و بنه حضرت را غارت و جراح بن سنان با این فریاد كه تو نیز همانند پدرت مشرك شدی ضربتی بر ران آن حضرت زد شیعیان آن حضرت آن ملعون را كشتند و امام(ع)  را به خانه امیر ساباط سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار بردند و برای معالجه در آنجا ماند.

جدایی امام از لشكر منجر شد تا هماهنگی بین سپاه از بین برود و از طرف دیگر معاویه با مكر و حیله ، فرماندهان و اشراف كوفه را تطمیع كرد و با فرستادن نامه به عبیدالله كه امام حسن(ع)  صلح را پذیرفته و اگر هم اكنون به سوی ما بپیوندی به تو یك میلیون درهم كه نیمی از آن هم اكنون و نیم دیگر در كوفه به تو پرداخت می شود با چهار هزار نفر اردوگاه را ترك كرد و با وعده ها و تهدید و ارعای تنها چهر هزار نفر در كنار قیس بن سعد باقی ماندند. معاویه وقتی نیروهای قیس را به خیال خود كم می دانست حمله اما با مقاومت نیرو ها روبرو شد و مجبور به عقب نشینی شد معاویه خبر مجروح شدن امام حسن(ع)  را توسط جاسوسان خود به قسی رساند. این امر موجب تضعیف روحیه لشكر منجر شد به گونه ای عده ای زیادی به این سبب به معاویه پیوستند  . امام (ع) مجبور شد برای حفظ شیعیان صلح را بپذیرد . امام(ع)  در نزد بزرگان اصحاب خود ضمن نكوهش كردن مردم كوفه می فرماید :" كه من كوچكترین تردیدی در جنگ نداشتم اما رفتار ناشایست مردم او را به ستوه آورده است" . امام حسن (ع) در هیچ زمانی به صلح تن در نداد معاویه با درخواست صلح می خواست بدون دردسر بر عراق مسلط شود.

دلایل پذیرش صلح

سه عامل سستی مردم در حمایت از امام(ع)  ، عدم تمایل مردم كوفه به جنگ و حفظ جان شیعیان منجر شد تا امام(ع)  صلح را بپذیرد.

  امام حسین (ع) در آن اوضاع راهی بهتر از صلح نمی شناخت و مردم را به اطاعت از برادر دعوت می كرد زیرا امام حسین (ع) بعد از صلح به همراه برادر وارد مدینه شد و در آنجا سكنی گزید و حتی بعد از شهادت برادرش در حیات معاویه همان موضع را داشت.

در مورد مواد صلحنامه اتفاق نظر كاملی وجود ندارد بلكه شایعات منتشره در آن ایام ، غرض ورزی های مورخین و راویان و آشفتگی ها در آن زمان بر نقل مواد صلحنامه تاثیر گذاشته و بزرگ نمایی پاره ای از مواد به همراه سانسور بعضی بندها و جعل مواد غیرواقعی و نادرست و بی توجهی به ذكر شروط اساسی تحریفی است كه در نقل تاریخ بروز كرده است .

چند نكته در مواد صلحنامه قابل تامل است كه به آن اشاره می كنیم:

1.    عمل به كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) و سیره خلفای صالح

2.    مخالفت امام با موروثی شدن خلافت

3.    گرفتن امنیت برای شیعیان

4.  گرفتن امنیت برای بنی هاشم خاصه امام حسن(ع)  و امام حسین(ع)  كه معاویه حق ندارد پنهانی و آشكارا توطئه كند.

معاویه تمام شرایط را پذیرفت اما زمانی كه وارد كوفه شد در خطبه ای اعلام كرد این شروط را به خاطر خاموش كردن آتش فتنه و مدارای با مردم و ایجاد الفت پذیرفتم اما اكنون همه ی آن ها را زیر پایم نهادم .

خلافت امام حسن(ع)  از بیست و یكم  رمضان سال چلهم  شروع و تا ربیع الاخر سال چهل و یكم پس از گذشت هفت ماه به پایان رسید اما بسیاری از مردم معتقد به امامت امام حسن (ع) بودند و در هنگام ایام حج به دیدار امام حسن (ع) می آمدند و از آن حضرت بهره می گرفتند.

معاویه تمام مواد صلحنامه را نقض كرد و بزرگترین خیانت غیر قابل بخش معاویه به شهادت رساندن امام حسن(ع)  و ریحانه الرسول است و با توطئه ای، امام(ع) ، به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قیس به شهادت رساند پس از شهادت آن حضرت طبق وصیت آن حضرت خواستند او را كنار قبر رسول خدا (ص) دفن كنند؛ اما عایشه با استناد به این كه   " بیتی لا اذن فیه " مانع از این كار شد شهادت آن حضرت در ربیع الاول سال چهل و نهم و به نقلی در سال پنجاه نقل شده است بنی هاشم خبر شهادت امام حسن (ع) را به گوش مردم نقاط مختلف مدینه رساندن و هیچ كس در خانه نماند و همه در تشیع جنازه شركت كردند  زنان بنی هاشم یك ماه برای آن حضرت مجلس عزا برپا كردند و مردم مدینه هفت روز به این مناسبت در ماتم نشسته و بازارها را بستند.  

 





طبقه بندی: زندگی نامه معصومین، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

تشیع و تاریحنگاری

شیعیان به موازات سایر مسلمانان در تدوین دانش های اسلامی كار خود را آغاز كردند . یكی از از این دانش ها ، دانش تاریخ بود كه در كنار تاریخ نگاران عراق ، شیعه نیز فعالت هایش را آغاز كرد مانند ابومخنف و هشام كلبی و ...

در مورد سیره نگاری شیعه و سنی تفاوت هایی وجود دارد كه شیعه با دید مقدسانه تری به زندگی رسول خدا و اجداد طاهرینش نگر یسته و اساس را عصمت آن حضرت قرار داده است بر خلاف اهل سنت كه جعلیات زیادی را نقل كرده اند كه می توان كتاب" تنزیه الانبیاء" سید مرتضی در برابر" زله الانبیاء" ابوالفضل مشاط اشاره كرد.

امامام معصوم نیز در مورد تعلیم سیره ی نبوی و مغازی اقدامات زیادی انجام داده اند . امام سجاد (ع) فرمودند : " كنا نعلم مغازی رسول الله (ص) كما تعلم السوره من القرآن"  و در میان اخبار امام باقر (ع) و امام صادق (ع) اخبار فراوانی در مورد سیره نقل شده است كه در كتب ابن اسحاق و طبقات ابن سعد و تفسیر علی بن ابراهیم قمی از قول امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل كرده اند و همچنین در كتاب مبعث النبی و اخباره از عبدالله بن میمون القداح كه خود از راویان اخبار امام باقر(ع) و امام صادق (ع) بوده می توان اشاره كرد.

از برجسته ترین چهره های موخ در عصر امامان معصوم ، ابان بن عثمان بجلی است وی كتاب باارزش در اخبار انبیاء و نیز سیره ی رسول خدا داشته كه متاسفانه بخشی از آن بر جای مانده است . شیخ طوسی درباره ی این كتاب می نویسد : " وما عرف من مصنفاته الا كتابه الذین یجمع المبتدا والمبعث و الوفاه والسقیفه و الرده " این كتاب در دسترس علی بن براهیم قمی و نجاشی بوده است.

در میان منابع شیعی ، بخش تاریخ انبیاء به طور پراكنده اما به صورت بسیار گسترده آمده است . علامه مجلسی مجموعه ی این اخبار را در مجلد یازدهم تا چهاردهم بحارالانوار آورده است كه عمده ی آن ها در آثار صدوق ، تفسیر علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر عیاشی و تفسیر مجمع البیان و نظایر آن هاست.

بخشی از كتب تاریخی شیعه كتاب هایی است كه بر اساس ثبت معجزات امامان به قصد اثبات امامت آن ها نگاشته شده است طبعا در این آثار ، بخشی از زندگی امامان نیز درج شده است از قدیمترین آثار در این زمینه كتاب"  دلائل الائمه " محمد بن مسعود عیاشی عالم بزرگوار شیعه در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم است كه در سمرقند می-زیسته است از نمونه های دیگر" الثاقب فی المناقب"  از ابوجعفر محمد بن علی معروف به ابن حمزمتوفای 552 كه اخباری در معجزات انبیاء و رسئل خدا و همچنین معجزات انبیاء و رسول خداو همچنین معجزات حضرت زهرا و سایر امامان آورده است و نمونه ی  دیگر كتاب مفاخر الرضا از حاكم نیشابوری را می توان نام برد.

علمای شیعه در مورد كتب تاریخی و سیره در همه زمان ها از خود آثاری بر جای گذاشتند اما در زمانی كه حكومت های شیعه  حاكم بوده علمای شیعه كتب زیادی را به رشته تیر در آوزد و تحقیقات فراوانی آغاز می كردند مثل حكومت آل بویه و حكومت صفوی .

اما در عصر معاصر علما فرصت ها را غنیمت شمرده و در زمینه های مختلف تاریخی و سیره پژوهش های مختلفی صورت داده اند.

 امام علی (ع)

امیرالمومنین علی (ع) بنابرقول مشهور در سیزدهم رجب سال سی ام عام الفیل ( ده تا دوازده سال پیش از بعثت و بیست و سه سال قبل از هجرت ) به دنیا امدند و در یست و یكم رمضان سال چهلم هجرت در مسجد كوفه به شهادت رسیدند پدر بزرگوا ایشان ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است رسول خدا نسبت به این بانو ارادت خاصی داشت و در وقت رحلت ، لباسشان را كفن آن بانو كردند و در تشیع جنازه ایشان شركت كردند و گریستند.

امیرالمومنین در زمان رسول خدا

امام علی (ع) این افتخار را داشت كه از كودكی در خانه ی رسول خدا(ص) رشد یافت . ابن ابی الحدید از قول زیدبن علی بن الحسین نقل می كند : كه رسول خدا(ص) در آن دوران ، گوشت و خرما را در دهانشان نرم كرده تا خوردن آن را راحت تر شده ، آنگاه آن را در دهان امام علی می گذاشتند به دلیل همین قرابت بود كه امام نخستین فردی بود كه به رسول خدا(ص) ایمان آورد و این امر بلوغ فكری امام را نشان می دهد هر چند برخی به قول مسعودی سن امام را در وقت اسلام آوردن كم گفته اند تا بگویند او در زمانی كه اسلام آورد ، طفلی بیش نبوده است .

فداكاری امام در راه اسلام سبب شد تا جملات فراوانی از رسول خدا(ص)  درباره ان حضرت صادر شود كه دوست و دشمن آن را نقل كرده اند. عقد اخوت در ابتدای هجرت با امیرالمومنین، مامور اعلام آیات برائت در مورد مشركین، خوابیدن در جای پیامبر در لیله المبیت، حدیث منزلت، برتری ضربت امیرالمومنین علی (ع) بر عمرو بن عبدود در جنگ خندق بر عبادت جن و انس، پرچمدار سپاه اسلام، داروازه مدینه علم ، تقسیم كننده ی بهشت و جهنم ، و روایت بسیار زیاد در مورد آن حضرت را می توان نام برد.

این برتری و فضایل آن حضرت حتی در بین دشمنان آن حضرت نیز بیان شده است عایشه می گوید از زنان فاطمه و از مردان علی ، محبوب تریناشخاص نزد رسول خدا بودند ؛ عبدالله بن عمر می گفت : اگر می خواهید موقعیت علی را نزد پیامبر بدانید موقعیت او را نسبت به خانه ی آن حضرت نگاه كنید و یا عطاء از تابعین معروف می گوید : علی فقیه ترین فرد از میان اصحاب رسول خدا است عمر بن عبدالعزیز امام را زاهدترین اصحاب پیامبر می داند.

امام علی (ع) پس از رحلت رسول خدا(ص):

در حیات رسول خدا در جریان سیاسی در میان انصار و مهاجر تلاش می كردند كه خلافت را تصاحب كنند . از طرفی میان امام و شیخین مناسبات خوبی نبوده و از طرف دیگر حسادت و كینه عایشه به حضرت زهرا و علی داشت  شاهدی است بر اختلاف آل ابی بكر و آل علی تلقی شود و از طرف دیگر بعد از رحلت پیامبر و  حمله به خانه زهرا و شهادت حضرت زهرا و عدم حضور شیخین بر جنازه آن حضرت و اصرار امیرالمومنین (ع) در حقانیت خود اختلافات را عمیق تر كرد و امام را در انزوا و گوشه نشینی قرار داد.

یكی از اقدامات شیخین بر آن بود تا فضایل آن حضرت در بین مردم گم رنگ شود و با تحقیر كردن آن حضرت را در چشم مردم بیندازندبه گونه ای كه خلیفه دوم حضرت را در شورا كنار عثمان و طلحه و زبیر و سعد وقاص و عبدالرحمان بن عوف قرار دهد و چاره ای جزء شركت كردن در آن شورا نداشت باشد.

ابن ابی الحدید می گوید: مردم در جنگ صفین منتظر بودند تا حضور عمار را در یك جبهه معیار حقانیت آن جبهه بدانند و می گوید تعجب می كنم از این مردم كه عمار را ملاك حق و باطل می پذیرند اما خود علی را كه پیامبر حدیث ولایت را در مورد او فرمود: " لا یحبك الا مومن و لایبغضك الا منافق" ، معیار قرار نمی گیرد  . دلیل این مطلب آن است كه تمامی قریش از همان آغاز در پوشاندن فضایل  و فراموش كردن یاد او ، محو خصایص او و حذف مرتبت والای او از سینه های مردم كوشیدند.

روابط امام با ابوبكر بسیار سرد بود و در برخورد با عمر خاطرات زیادی به دست آمده عمدتا پیرامون كمك های قضایی و بعضی پاسخ به رایزنی ها  بود عمر ظاهرا برخوردش با امام ملایم بود و امام نیز  مراعات می كردند اما در زمان عثمان تحمل اظهار نظر امام را نداشت.

مخالفت امام در حقیقت با حكومت دشوار بود به وی‍ژه در سال های نخست كه حضرت كوشیدند تا با پناه بردن به انزوا خود را از مواجه شدن با حكومت باز دارد.

ابن ابی الحدید می گوید: من از ابوجعفر نقیب پرسیم :شگفتی من از علی است كه چگونه در این مدت طولانی بعد از رحلت رسول خدا (ص) زنده ماند و با وجود این همه كینه های قریش ، جان سالم بدر برد ابوجعفر به من گفت : اگر او خود را تا به آن اندازه كوچك نكرده و به كنج انزوا نخزیده بود كشته شده بود .مانند سعد بن عباد را كشتند و گفتند جنیان او را گشتند.

بیعت مردم با امیرالمومنین(ع)

امام علی گرچه در زمان خلفا مشاركت سیاسی  در امور نداشت ولی حضرت دو را دور رهبری حزب مخالف را بر عهده داشت و پیروزی حضرت بعد از عثمان تا  حدود زیادی به معنای غلبه مخالفان قریش و ضد اموی بود . مخالفان عثمان از جمله :

1- حمایت قبایل عراقی و مهاجران مصری

2- همدلی و همراهی انصار و مردم بومی مدینه

3- حمایت و همراهی مهاجرین مخصوصا عمار بن یاسر

4- مخالفان به سبب بی توجهی عثمان به آن ها ( طلحه ، زبیر ، عایشه، عمروعاصبه خاطر عزل از حكومت مصر.

جهت گیری كلی آن شورش بازگشت به سیره رسول خدا(ص) و رعایت عدل و انصاف و عدم ظلم و اجحاف در حق مردم بود.

امام علی(ع) از آغاز اعتراضات بر ضد عثمان واسطه دو گروه بود و سخنگوی مخالفان و منتقل كننده اعتراضات مردم به عثمان بود و بالاخره میانجیگری جواب داد و شورشیان عثمان را به قتل رساندند و مردم بعد از قتل خلیفه با اصرار فراوان دور امیرالمومنین (ع) جمع شدند و در مسجد با حضرت یعت كردند در آن زمان به گونه مردم از علی (ع) جانبداری كردند كه دیگر صحبت از طلحه و زبیر و سعد وقاص به میان نیامد.

اكثر طرفداران امیرالمومنین(ع)  ، مخالفان عثمان بودند ولی نسبت به خلیفه اول و دوم گویی رضایت كلی داشتند به همین جهت امام (ع) در برابر اصرار شدید مردم ، بیعت آن ها را پذیرفت زیرا امام می فرمایند: جامعه ی موجود را فاسدتر از آن می دانست كه بتواند آن را رهبری كرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا در آورد.

دشواریهای در پیش روی حكومت

زمانی حضرت عهده دار خلافت شد كه از از طرفی كوهی از مشكلات و دشواری ها در برابر او بود و از طرف دیگر اوضاع آشفته ی سیاسی كه پس از قتل عثمان به وجود آمده بود، آینده را تیره و تاریك تصویر می كرد در اینجا به دشواری های پیش روی  امام در چند بعد مطرح می كنیم.

1- اولین مشكل پیش روی حضرت ، رعایت عدالت اقتصادی بود زیرا خلیفه دوم دیوان را بر اساس سوابق اسلامی افراد و تركیب قبایلی قرار داد و كسانی كه زودتر اسلام آورده ، سهم بیشتری می داد و مردم به این عمل عادت كرده بودند و از طرف دیگر بذل و بخشش های دوران عثمان كه خیلی از افراد به آن عادت كرده كار را برای حضرت دشوار می كرد. بنابراین حضرت برای رعایت عدالت اسلامی اموال را به صورت مساوی تقسیم كردند و دلیل خود را سیره رسول خدا(ص) بیان كردند بنابراین، این سیره در نظر بعضی از صحابه خوش نیامد و لب به اعتراض گشودند.

جدی شذن كار مخالفت نسبت به این روش ، سبب شد تا كسانی از اصحاب خود آن حضرت نزد امام امام(ع)  رفته و از او خواستند تا اشراف از عرب و قریش را بر موالی و عجم ترجیح دهد ولی امام (ع) آن را نپذیرفت فرمودند: " آیا به من می گوید تا پیروزی را با ستم به دست آورم" . بعدها ابن عباس در نامه ای به امام حسن (ع) نوشت مردم از آن روی پدرت را ترك كردند و به سوی معاویه رفتند كه اموال را به تساوی میانشان تقسیم می كرد و آنان تحمل این امر را نداشتند.

2- در سیره پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع)  هیچ تفاوتی بین انسان ها نیست و از حقوق یكسانی برخوردار هستند بنابراین در تقسیم بیت المال بین نژاد عرب و ایرانی و نبطی و رومی و بربر تفاوتی نیست بنابراین بعضی از افراد نتوانستند این رفتار را تحمل كنند كه بین اسیر و آزاد در تقسیم بیت المال بالسویه عمل شود .

امام(ع)  در خطاب به مهاجرین و انصار فرمودند بی جهت مالی را به كسی نخواهم داد و میان سیاه و سفید به تساوی رفتار خواهم كرد این برخورد عادلانه امام(ع)  با موالی و عجم سبب اعتراض متعصبانی چون اشعث بن قیس و غیره شد.

3- سومین مشكل پیش روی حضرت انحرافات دینی و عدم آگاهی مذهبی بود كه خلفا با  بدعت گذاری در دین مردم را از معارف ناب نبوی دور نگاه داشتند  و قائل به تشریع ویژه خود بودند و با كنار زدن سنت پیامبر از خود تشرع می كردند مانند عثمان كه  در منا نماز را تمام خواند و یا عمر در هنگام مرگ چنین گفت جانشین معین نكردن سنت پیامبر(ص) است و جانشین انتخاب كردن سنت ابوبكر است به همین جهت عبدالرحمن بن عوف در كنار سنت پیامبر (ص)، سنت شیخیین را شرط خلیفه دانست و بزرگ ترین انحراف مذهبی منع نقل و كتابت حدیث بود كه حضرت باید نشان دادن سیره و سنت پیامبر و كتابت احادیث انحرافات مذهبی را از ذهن مردم پاك كند.

4- چهارمین مشكل پیش روی حضرت فساد اجتماعی بود رفاه گرایی شدید مردم ، سبب تضعیف آرمان ها و ارزش های دینی در جامعه شده و به دین جزء صورت ظاهری ، بهای چندانی داده نمی شد . امام(ع)  می فرمایند : "شما پس از هجرت و ادب آموختن از شریعت به خوی بادیه نشینی بازگشتید و پی از پیوند دوستی ، دسته دسته شدید با اسلام جزء به نام آن بستگی ندارید و از ایمان جزء نشان آن را نمی شناسید بدانید كه شما رشته پیوند با اسلام را گسستید و حدود آن را شكستید و احكام آن را به كار نبستید."

اصلاحات سیاسی امام (ع)

رسالت اصلی امام(ع)  ، اصلاح امت  بود حضرت برای جبران این خرابی ها كار بسیار دشواری را پیش رو داشت ایشان باید رودر رو با بسیاری از اشراف و منتفذان قرار گیرد در این زمینه اقدامات آن حضرت در دو بخش مورد بررسی قرار می گیرد .

بخش زبانی و اقدامات اجتماعی

از طریق جنگ و مبارزه با آن ها

1لف) بخش زبانی: از جمله مشكلات اخلاقی جامعه كه امام را سخت به خود مشغول كرده بود دنیاگرایی ، رفاه طلبی و فزون خواهی اعراب فاتح بود این امر چنان آنان را از خود بیخود كرده بود كه می توان گفت جنگ جمل محصول ان بود.

امام حاضر نشد سهم طلحه و زبیر را از بیت المال بیش از دیگران بدهد. در چنین شرایطی امام با خواندن خطبه مردم را از دنیاگرایی پرهیز می داد و با نوشتن نامه به عمال خود از نشستن سرسفره های رنگین كه در دوره ی عثمان طبیعی بود نهی می كرد و نهج البلاغه آن حضرت مملو از این قبیل كلمات در رد و مذمت دنیاست و حضرت با ارائه الگوی نمونه انسان باتقوی را در خطبه معروف به همام بیان می كند .

امام در سخنان خود به طور موكد ، عمل به كتاب خدا و سنت پیامبر را گوشزد می كند و تخطی از سنت پیامبر را از آشكارترین انحراف بلكه منشا تمام انحرافات می داند. اما آن چنان در اجرای دقیق سنت رسول خدا اصرار داشت كه حتی می كوشید تمام حركات و سكناتش شبیه پیامبر باشد وقتی به حضرت اعتراض كردند چرا به مردم در مسجد غذای خوب می دهی ولی در خانه از نان با سبوس می خوری ، گریه كردند فرمودند: هرگز ندیدم در خانه پیامبر نان بدون سبوس باشد.

از اقدامات حضرت در این زمینه برداشتن منع كتابت حدیث بود كه در زمان خلیفه دوم منع شده بود . و همچنین  با افراد قصه خوان كه در مساجد در مورد انبیای پیشین به دروغ نسبت های ناروایی می دادند شدید برخورد كرد و حتی آنان را به تهدید به حد كرد .

نوع دیگر برخورد حضرت در بخش اول ،‌پیاده كردن سنت پیامبر در جامعه بود حسن بصری می گوید: راه را به مردم نمایاند و زمانی كه دین به كجی گراییده بود  آن را راست كد این سخن حسن بصری بسیار سنجیده و دقیقا مطابق با سیاستی است كه امام در دوران خلافت از خود نشان داد.

ب ) روش برخورد با جنگ

1- جنگ جمل : حضرت تنها با چند ماه پس از روی كار آمدن امام در سال 36 هجری نخستین جنگ داخلی میان مسلمانان با تحریك گروهی پیمان شكن به رهبری طلحه و زبیر و عایشه در جمادی الثانی همان سال به وچود آمد مستمسك پیماان شكنان دو چیز بود نخست عثمان مظلوم كشته شده است این در حالی مطرح شد كه طلحه و زبیر از بانیان آشوب علیه خلیفه  بودند آنان با پررویی تمام گفتند كه توبه كرده و اكو برای جبران كار خویش دست بكار انتقام خون خلیفه ی مظلوم شده اند.

دومین مستمسك آن ها این بود كه آن ها در مدینه مجبور به بیعت شدهند و امام علی(ع)  در نظر آن ها مشروع نیست.

طلحه و زبیر بعد از این كه ناامید شدند از حكومت بر كوفه و بصره به سمت مكه حركت كردند و عایشه را به خود همراهی كرده وب ه سمت بصره حركت كردند و با حیله و فریب وارد بر بصره شدند و حاكم آن جا را فریفتند و بعد از مدت كوتاهی بر شهر مسلط شدند عده ای را كشتند و مردم را به سوی دعوت كردند امیرالمومنین سپاهی مجهز كرد و به سمت بصره حركت كرد و بعد از كشته شدن طلحه و زبیر و كشتن جمل، جنگ به پایان رسید .امام(ع)  در مسجد بصره به سرزنش مردم پیمان شكن پرداخت و فرمودند بصره نخستین مردمی بودند كه در برابر امام خویش ایستادند وآنان را سپاه زن و پیروان حیوان نامید حضرت بها از چند روز در بصره در 12 یا 16 رجب سال 36 عازم كوفه شد.

2-جنگ با ستمگران (صفین)

امام(ع)  در ورود به كوفه به رحبه مسجد رفت و بعد از آن به خانه جعده فرزند خواهرش ام هانی رفت در آن زمان مشكل پیش روی حضرت شام بود حضرت حاكمانی را به مناطق مختلف فرستاد و مالك اشتر  را برای جزیره (شامل موصل،نصیبین ، دارا، آمد ، عانات، هیت ...) فرستاد زیرا منطقه ای خاص بود از طرفی در آن طرفداران عثمانی فراری كوفه در آن جا شده بودند و از طرفی نزدیك به شام بود.

حضرت در ابتدای ورود به كوفه با بزرگان و اشراف كوفه سحن گفت تا از حمایت ان ها برای حمله به شام استفاده كند حضرت سعی داشت با مشورت شوق بیشتری برای همكاری ایجاد می كرد.

 مردم درپاسخ امام(ع)  كه فرمود : تا نامه ای به معاویه بنویسد: و او را دعوت به اطاعت از خود كند، گفتند شما در چه انجام دهی ما از تو اطاعت می كنیم اطاعت ما از تو همانند اطاعت ما از پیامبر است.

امیرالمومنین(ع)  در نامه نگاری با معاویه خواست تا با خلیفه مسلمین بیعت كند .او در جواب نوشت من از طرف عمر و عثمان حاكم بر مردم هستم و عثمان مظلوم كشته شده و من ولی خون عثمان هستم عاقبت نامه نگاری فایده نداشت و جنگی بین امام(ع)  و معاویه در ماه دوم سال 37 آغاز و تا صفر سال بعد ادامه پیدا كرد.این جنگ در چهارشنبه اول ماه صفر آغاز و تا پنج شنبه هفته بعد به اوج رسید و در هنگام پیروزی كامل حضرت با مكر و فریب عمرو عاص و قرآن ها بر نیز حضرت به خاطر بعضی افراد مسلمان نما حكمیت را پذیرفت. وبا توجه به حكم امام ، كوفیان به ابوموسی رای دادند و عاقبت با فریب ابوموسی توسط عمروعاص حضرت از حكومت عزل شد متاسفانه در این جنگ افرادی خالصی مثل عمار ، اویس قرنی ، هاشم بن عتبه ... به شهادت رسیدند.

 

3- جنگ با خوارج

در جنگ صفین هنگام قبول حكمیت توسط عده ای مقدس مآب با شعار  " لاحكم الا لله " ، رخنه ای در سپاهیان امیرالمومنین(ع)  به وجود آمد . این گروه كه خود بانیان حكمیت بودند پشیمان شده و خواهان جنگ با معاویه بودند این گروه در نزدیك كوفه از سپاه جدا شده و به منطقه حروراء در نیم فرسنگی كوفه رفتند.

برجسته ترین چهره خوارج عبارت بودند از حرقوص بن زهیر تمیمی، شریح بن اوفی العبسی، عروه بن نوفل اشجعی ، عبدالله بن شجره سلمی، حمزه بن سنان اسدی ، عبدالله وهب راسبی.

این گروه مخالف رفتن ابوموسی به عنوان حكم بود ؛اگرچه در ابتدا راضی به حكم امیرالمومنین نشدند؛ اما بعدا مخالفت كردند حضرت در جواب آن ها فرمود: ما نمی توانیم آن را نقض كنیم این گروه در شوال سال 37 در منزل زید بن حصین اجتماع كردند و با انتخاب عبدالله بن وهب راسبی به عنوان رهبری ، وضعیت سیاسی و نظامی خود را سامان بخشیدند.  عاقبت زمانی كه امام علی(ع)  بعد از رای ناعادلانه و بر خلاف عهد و پیمان بسته شده در صفین و فریب دادن ابوموسی اشعری توسط عمروعاص، اما لشكر را برای حمله ذوباره به شام تدارك دید هنگام خروج لشكر از خبرهای ناخوشایند خوارج به سمت حروراء حركت و با خوارج جنگید و همه آن ها به جزء چند نفر كشته شدند و لشكر خسته توان حمله ی مجدد به شام نداشتند به همین خاطر برگشتند به كوفه و حضرت جنگ را به زمان دیگر موكول كرد .

شهادت حضرت

زمانی كه حضرت آماده جنگ به معاویه می شدند در صبحگاه نوزدهم رمضان سال 40 توسط شقی ترین افراد عبدالرحمن بن ملجم مرادی به فیض شهادت نائل آمدند. بدن مبارك آن حضرت در شب 21 ماه مبارك رمضان در شب با چند نفر در خارج كوفه ومخفیانه دفن شد.

 

 

 

 





طبقه بندی: زندگی نامه معصومین، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

¨      سوالات فصل اول

¨      1- تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟

¨      2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟

¨      3- فواید تاریخ را بیان کنید؟

¨      4- اهمیت و ارزش تاریخ اسلام را تبیین کنید؟

¨      5- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام برده و انواع تاریخنگاری اسلامی را نام ببرید؟

¨      6- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟

¨      فصل دوم

¨      1- تاریخچه مفهوم جاهلیت را بنویسید؟

¨      2- مصادیق روشن جاهیت در قرآن را بیان کنید؟

    3- طبق نظر تاریخ نویسان چند قبایل راجزء ساکنین شبه جزیره عربستان قبال از بعثت می شمارند

¨      فصل سوم

¨      1- علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟

¨      2- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟

¨      3- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟

¨      4- مراحل دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟

¨      5- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان و یهودیان و منافقان با پیامبر را نام ببرید؟

¨      5- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟

¨      6- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟

¨      7- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.

۸:-) امکان های مشورتی جاهلیت در مکه و مدینه  را ببنویسید:

¨      فصل چهارم


¨      1- عوامل پیروزی مسلمانان در درگیری ها با دشمنان به چه عواملی بستگی داشت؟

¨      2- دلایل دشمنی یهودیان با پیامبر اسلام را توضیح داده و برخورد پیامبر با نقض پیمان توسط یهود را تحلیل کنید؟

¨      3- ماجرای افک چیست آنرا تحلیل کنید؟(   تهمت به یکی همسران پیغمبر ؛دیدگاه اهل سنت :عایشه  و شیعه :ماریه غبطیه را بیان کنید )

¨      4- علل و عوامل گسترش اسلام را بیان کنید؟؟

¨      5- حادثه غدیر خم را تحلیل کنید؟

¨      6- برنامه ها و اهداف منافقین ظاهری و واقعی( مکی و مدنی) را تحلیل و تبیین کنید؟

¨      8- جنگ های پیامبر را تحلیل کنید در ضمن نه غزوه مهم را نام ببرید

¨      9- حوادث سال اول و دوم را تحلیل کنید.

¨      10- غزوات بدر ، احد، بنی نضیر،حدیبیه6، خیبر7،فتح مکه8، تبوک 9حجه البلاغ10 را در چه سالی اتفاق افتاد؟

¨      چگونگی شهادت پیامبر را تحلیل کنید؟

¨      فصل پنجم

¨      1 - آیا سقیفه بنی ساعده یک حادثه بود یا از قبل برنامه ریزی شده بود تحلیل فرمایید؟

¨      2 -وجوه افتراق یا چگونگی به خلافت رسیدن خلفای سه گانه و امیرالمومنین علی (ع) را توضیح دهید

¨      فصل ششم

¨      دلایل حضور امام علی در شورای شش نفره را بنویسید و تحلیل کنید

¨       مهمترین فعالیت های امام علی در دوران خلفا ه بود؟

¨      موانع و مشکلات حکومت حضرت علی (ع) را تبیین و تحلیل فرمایید ؟

¨       ایا نرمش امام حسن و قیام امام حسین نشان دهنده ی اختلاف روحیه آن دو بزرگوار است چرا؟ 

¨       واقعه حره چه بود و چرا امام سجاد با انقلابیون همکاری نکرد؟

 





طبقه بندی: نمونه سوالات تاریخ(امامت ، تحلیلی، فرهنگ و تمدن)، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

—  سوالات بخش یک و دو

—  1- معنای اصطلاحی و لغوی امامت چیست؟ ص33

—  2- مراتب و شئون امامت یا تجلی معنای امامت را بنویسید ص34

—  3- نظام امامت از دیدگاه شیعه را توضیح دهید؟

—  4- در دیدگاه اهل سنت چند نظریه در مورد خلافت و جانشینی پیامبر است توضیح دهید؟ ص39

—  6- مواضع امام علی نسبت به خلفا را نوشته (و نقش امام در امور دیوانی و قضایی را بنویسید؟ ) ص59

—  فصل سوم

—  1- ویژگی های (چگونگی ) بیعت امیرالمومنین را نام ببریدص79

—  2- مشکلاتی که فرا روی حکومت امیرالمومنین بود را تحلیل کنیدص80

—  3-خوارج چه زمانی به وجود آمدند و عقاید آنان را توضیح دهیدص99

—  4- مهمترین اصول و سیره حکومتی امیرالمومنین را توضیح دهیدص105

—  فصل چهارم

—  1- علل صلح امام حسن (ع) با معاویه را بنویسید؟ ص129

—  2- جریان های فکری و سیاسی در عصر امام حسن (ع) را توضیح دهید ص134

—  3- اهداف نهضت عاشورا را تحلیل کنید. ص152

—  4- پیامدهای نهضت عاشورا تحلیل کنید ص156

—  فصل پنجم

—  1- بازتاب قیام امام حسین و خطبه ها و سخنرانی های امام سجاد و حضرت زینب را تحلیل فرمایید؟

—  2- قیام توابین را تحلیل کنبد و علل شکست آن را بنویسید؟

—  3- قیام مختار را تحلیل و علل سشکست قیام را بنویسید؟

 4- قیام حره چه بود و علل شکست آن را بنویسید؟

5- جنبش های شیعی در عصر امام صادق (ع) را تحلیل کنیدص 196

6- سازمان وکالت در زمان کدام امام آغاز به کار کرد و مجموعه فعالیت آن را نام ببرید ص205

—  فصل پنجم

—  1- امام باقر (ع) در راه احیای نهضت علمی و فرهنگی با چه جریانات فکری و مذهبی انحرافی مواجه بود؟

—  2- قیام های علویان حسینی و حسنی در زمان امام صادق را نام برده و علل شکست قیام زید بن علی را بنویسید؟

—  3- بعد از امام صادق (ع) شیعیان به چند فرقه شدند؟

—  فصل ششم

—  1- علل قیام حسین بن علی معروف به شهید فخ را بنویسید؟

—  2- هدف مامون از ولایت عهدی امام رضا چه بود؟

—  فصل هفتم

—  1- علل شکل گیری و گسترش سازمان وکالت را بنویسید؟

—  2- نواب خاص امام زمان را نام برده و بگویید در زمان غیبت کبری نواب عام آن حضرت چه کسانی می باشند؟





طبقه بندی: نمونه سوالات تاریخ(امامت ، تحلیلی، فرهنگ و تمدن)، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 خرداد 1393 توسط قاسم یزدی

ž            فصل اول

ž            1- فرهنگ و تمدن را تعریف کنید و ارتباط تمدن با فرهنگ را بنویسید؟

ž            2- عوامل موثر در زایش و اعتلای تمدن ها را نام ببرید؟

ž            3- عوامل و علل زوال و انحطاط تمدن ها را بنویسید؟

ž            4- ویژگی های تمدن را نام ببرید؟ ( نظام مند بودن – جهانگردی تمدن پویای تمدن همبستگی تمدن)

ž            فصل دوم

ž            1- سیر تکامل وسایل نوشتن در صدر اسلام را بنویسید؟

ž            2- سه نمونه از مبادی و منابع اصلی ورود علوم عقلی به عالم اسلام را نام ببرید؟

ž            3- نهضت ترجمه  یعنی چه و به چند دوره تقسیم می شود؟

ž            4- مراکز علمی در تمدن اسلامی را بنویسید؟

ž            فصل سوم

ž            1- تقسیم بندی علوم که تحت تاثیر فلسفه یونان بویژه ارسطو صورت گرفت را توضیح دهید؟

ž            2- مهمترین دستاوردهای علمای اسلام در علوم ریاضی را بنویسید؟

ž            3- علم الحیل به چه علمی می گویند و نخستین اثر از دانشمندان مسلمان در این زمینه چه کتابی و از چه کسی است و چند نمونه از اختراعات آنان را نام ببرید؟

ž            4- مهمترین آثار حدیثی شیعه در قرن چهارم و دوران صفوی و مهمترین اثر حدیثی قرن حاضر چیست ؟

 

        5-دانشمندانی که آرای آن ها در موضوع طبقه بندی علوم حائز اهمیت است را نام ببرید؟

 

ž                          6- این دانشمندان در چه رشته هایی از علوم تخصص داشتند

جابر بن حیان: کیمیا ، رازی: طب  ، غیاث الدین جمشید کاشانی: ریاضی، کندی: فلسفه، نخستین مورخ مسلمان در زمینه تاریخ مخصوصا مقتل :ابومخنف، سیری نبوی :ابن اسحاق ، تفسیر المیزان :علامه طباطبایی،تدوین قرائت قران: ابوعبید قاسم بن سلام ، قران چاپ امروزی جهان اسلام :حفص از عاصم

 

ž            بخش چهارم

ž            1- مهمترین اقدامات خلفای اسلامی طی دوره دوم استقرار حکومت اسلامی در مورد کشورداری د رقلمرو عالم اسلام را توضیح دهید؟

ž            2- مهمترین وظایف دیوان استیفا ، انشا، جیش  و دیوان مظالم را بنویسید؟

ž            3- شرایط محتسب را نوشته و پنج مورد از وظایف محتسب را بنویسید؟

ž            فصل پنجم

ž            1- هنر اسلامی اساس و پایه خود را از چه شیوه های هنری وام گرفته است؟

ž            2- سه شکل عمده بناهای اسلامی را نام برده و برای هر کدام سه نمونه ذکر کنید؟

ž            3-خطوط ابداعی ایرانیان در هنر خوسنویسی  چه نام دارد؟

ž            4-شاهکار معماری اسلامی در دوره صفوی را در اصفهان بیان کنید؟

ž            5- سه تا از شاهکارهای هنری جهان اسلام را نام ببرید؟

       6- این آثار باستانی در کجاست جامع اموی : شام، قبه الصخره: فلسطین، گوهرشاه: مشهد  ، جامع قرطبه: اندلس، مدینه الزهرا: اندلس،قصرالحمرا :اندلس، قصرخضرا :شام،آرامگاه شاه اسماعیل سامانی در بخارا

ž            بخش ششم

ž            1- راه های انتقال تمدن  اسلامی به غرب را نام ببرید؟

ž            2- تاثیر پزشکی اسلامی را در تمدن غرب را بنویسید؟

ž            3- تاثیر دانش ریاضیات را در تمدن غرب توضیح دهید؟

ž            4-قطب نما و پاندول چه کسانی کشف کردمند و برای چیست ؟

ž            فصل هفتم

ž            1- مهمترین علل جنگ های صلیبی چیست؟

ž            2- علل درونی و بیرونی رکوی تمدن اسلامی را توضیح دهید؟

ž            3- عوامل درونی و بیرونی سقوط اندلس را بنو یسید.؟

ž            4- نحوه تهاجم فرهنگی مسیحیانم در اندلس به چه صورت بود؟

ž            5- جریانات تحجر در دنیای اسلام از دیدگاه شهید مطهری کدامند؟

ž            فصل هشتم

ž            خیزش و اقتدار مجدد جهان اسلام توسط چه حکومت هایی به وجود آمد؟

ž            نقش صفویه در خیزش و اقتدار جهان اسلام را بنویسید؟

ž            فصل نهم و دهم

ž            1- علل متاخر رکود فرهنگ و تمدن اسلامی را نام ببرید؟

ž            2- نقش  و تاثیر انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام بر بیداری اسلامی در جهان غرب را چگونه ارزیابی می کنید؟





طبقه بندی: نمونه سوالات تاریخ(امامت ، تحلیلی، فرهنگ و تمدن)، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

در کتاب "حجاب دراسلام "روایتی را از پیامبر نقل می کند :

« عن النبی للزوج ما تحت الرع و لإبن و لأخ ما فوق الدرع و لغیر ذی محرم اربعة أثواب : درع و خمار و جلباب وإزار.

از رسول اکرم (ص) نقل شده است ... اما زنان در برابر نامحرمان و بیگانگان با چهار جامه خودشان را در پشت پرده حجاب قرار دهند 1- پیراهن 2- مقنعه 3- شلوار 4- چادر[1]

در این فصل قصد داریم طبق آیات و روایات مختلف در مورد حجاب و همچنین استفاده از روایت پیامبر (ص) بهترین نوع پوشش و حجاب را برای زنان عصر خود معرفی می کنیم تا اینکه با پوشیدن آن کاملاً حجاب قرآنی و نبوی و علوی را رعایت کرده باشند و قلب نازنین امام زمان (عج) را با این نوع حجاب راضی و خشنود کنند.

1)    چادر

چادر بارزترین نماد حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن وسیره زنان اهل بیت به ویژه حضرت فاطمه (س) دارد . پیامبر اکرم (ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش قرار زهرا (س) داد.

چادر مشکی بهترین و سالم ترین پوشش زن مسلمان است که حجم بدن زن را با وقاری خاص و یکنواخت می پوشاند و یک حالت خضوع و خشوع را در برابر امانت الهی که شرف ومنزلت یک زن مسلمان است قرار می دهد از همین رو چادر ، حجاب برتر و کاملترین نوع پوشش زن مسلمان است زیرا قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یُدنین علیهنَّ من جَلابیبِهِنَّ[2].....ای ! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با چادر بپوشانند...»   

 ما در ادله حجاب فاطمی به طور مفصل بیان کردیم که اکثر مفسرین و لغوین ، جلباب را به معنای چادر و عباء تفسیر و معنا کرده اند و توصیه مفسرین و فقهاء بیانگر آثار و امتیاز فراوان این پوشش فاطمی است.

آثار و امتیازات چادر

الف) چادر بیش از هر لباسی حجم و ژست بدن را پوشش می دهد و تواضع و بزرگواری زن را در برابر احکام اسلامی و ارزش های والای آن آشکار می سازد .

ب) چادر ، کمال پوشش است و انتخاب آگاهانه آن جزء ، در پرتو رشد و کمال زن میسر نیست و زن را در برابر نوسانات جوی (باد و باران) و حرکات و فراز و نشیب هائی که پیش آمد می کند حجاب او آسیب نمی بیند.

ج) چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است.

د) چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن ، جلب توجه نامحرم را به کمترین حدّ خود می رساند بر خلاف پوشش های دیگر .

ه) چادر پوشش دینی و ملی زنان ایران است که دیانت ، ملیّت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایران را در دنیا تجلی می بخشد.

و) چادر بیش از هر پوششی زن را به گرفتن در برابر دیدگان نامحرم توانا می سازد و چهره و زینت خدادادی خود را از انسان های هوسران و آلوده مخفی نگه می دارد.

ز) چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیاء و عفت است که بیش از هر پوششی ، دست رد بر سینه نامحرم می زند.

چ) چادر حجاب مورد اشاره قرآن است که بیش از هر پوششی مورد تأئید علمای دین و آماج سخنان زهرآگین و دشمنان اسلام و استعمارگران و جاهلیت جدید است .

ط) چادر زیبائی های جسمانی زن را تحت الشعاع زیبائی های معنوی او قرار می دهد و به نشاط دینی می بخشد .

ن) چادر امنیت و آرامش زن را افزایش می دهد زیرا قرآن ( در آیه 59 سوره احزاب ) علت و فلسفه پوشش جلباب را سالم ماندن و ایمن ماندن زنان از جوانان هوسران می داند" ذلک ادنی أن یُعرِفنَ فلایُؤذین و کان الله غفوراً رحیماً. تا با این پوشش بهتر شناخته شوند تا از تعرض آزار نبینند".

نوع و جنس چادر

چادر با اینکه زیباترین و امن ترین پوشش اسلامی است و امتیازات و فواید چادر و کمال و برتری آن در صورتی است که از سه اصل سادگی ، ضخامت و رنگ مشکی برخوردار باشد.بنابراین چادر های گُلی ویا توری و نازک و پر زرق و برق که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد جزء حجاب فاطمی در قرآن شمرده نمی شود زیرا کسانی که از این مُد چادرها استفاده می کنند به خاطر پوشش و حجاب اسلامی نیست بلکه غریزه خودآرایی و زیبائی های ظاهری و باطنی خود را جلوه دادن و تحریک نامحرمان به خاطر عقده های درونی همراه با بوئی از مظاهر اسلامی است و بیشتر در مجالس عزا و هنگام ورود به حرم ائمه معصومین و امامزاده ها استفاده می کنند که هر دو جنبه را مراعات کرده باشند.

طریقه پوشیدن

از ویژگی های مهم چادر این است که زنان آن را به طور صحیح بپوشند تا حجم پاهای آنها و یا برجستگی های بدن آنها نمایان شود آثار نامطلوبی را برای جامعه دارد  و طرز درست پوشیدن چادر نیست . رسول خدا (ص) فرمودند:

 « لا ینبغی للمرأة أن تَجَمَّرَ ثوبها إذا خرجت من بیتها . برای زن سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه لباسش را جمع و فشرده کند[3]

 از ویژگی های مهم چادر این است که زن با آن رو بگیرد و خود را از دیدگان نامحرم حفظ کند امّا آنچه آلودگی برخی زنان را آشکار می کند بیرون گذاردن موهای جلوی سر ، از چادر مشکی است که چنین عملی نه تنها تحریک کننده است که بیش از هر چیز، تضعیف کننده این پوشش قرآنی است

نکته قابل توجه دیگر در مورد طریقه صحیح پوشیدن چادر این است که چادر در صورتی برترین پوشش اسلامی است که مکمل پوشش های دیگر شود یعنی زن علاوه بر چادر از حجاب متوسط که مقنعه و مانتو و شلوار است برخوار باشد در غیر این صورت حجاب برتر نیست زنانی که چادر به سر می کنند امّا بدون مقنعه یا روسری کامل و مانتو و شلوار نزد نامحرم حاضر می شوند نمی توانند به وظیفه دینی و اخلاقی خود عمل کنند زیرا در موقع کنار رفتن چادر اصلاً پوشش مناسبی ندارند و بدتر آنکه زنان در زیر چادر ، بلوز آستین کوتاه ، لباس زیر وبلوز و شلوار و بدون روسری برای خرید و غیره از خانه خارج می شوند قطعاً در هنگام خرید و غیره ، مرتکب معصیت بزرگ خواهند شد و یا اینکه در هنگام درست کردن چادر ، بالای چادر را گرفته و پائین چادر را رها می کنند که این باعث می شود که حجم قسمت پائین بدن نمایان شود که زنان اسلامی خیلی باید مواظب حجاب در بیرون خانه و سرکار باشند که روز قیامت شرمنده حضرت زهرا(س) و شهدا نباشند.

نظر مراجع بزرگوار تقلید  

سئوال : امروز یک حرکت خزنده ای علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز گردیده است خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمائید[4]

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

« سزاوار است خانم ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعایر اسلام می باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سئوال را خنثی کنند.»

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

« چادر بهترین پوشش برای خانم هاست چون تمامی بدن را می پوشاند خانم های مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجددگرایی مضر پرهیز کنند.»

حضرت آیت الله العظمی بهجت

« چادر حجاب پسندیده است.»

حضرت آیت الله العظمی سیستانی

« چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زن های مؤمن بدون چادر خارج شوند.»

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

« حجاب یکی از قوانین مسلم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و دست ها تا مچ است ولی بی شک چادر ، حجاب برتر است.»

حضرت آیت الله العظمی تبریزی(رحمةالله علیه)

« پوشیدن بدن بر زن واجب است و بهترین نوع پوشش واجب ، همان چادر مشکی است که زن های مؤمنه ، خود را با آن می پوشاند.»

سئول: آیا در مقابل نامحرم پوشیدن بعضی از چادرها که با تابش نور از پشت ، مقداری از سایه بدن پیداست جایز است یا نه[5]

 حضرت آیت الله العظمی امام خمینی

« در صورتی که پوست بدن پیدا نباشد و بر آن مفسده ای مترتب نباشد اشکال ندارد.»

حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی

         « به طور کلی زن باید طوری خود را مستور کند که جلب توجه اجنبی نکند.»   

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم

          « بنابر احتیاط واجب ، پوشیدن اینگونه چادرها جایز نیست

توجه و مراقبت

خانم هایی که از چادر به عنوان حجاب استفاده می کنند در موارد زیر باید بیش از هر موقع ، مراقب حجاب خویش باشند در هنگام خرید و فروش با نامحرم ، مرتب کردن چادر در مقابل نامحرم ، گرفتن یا دادن چیزی به نامحرم ، کار کردن در مقابل نامحرم ، در منزل یا خارج از منزل ، شستن لباس ، ظرف و یا هر چیز دیگر در مقابل نامحرم ، انداختن یا بر چیدن سفره و غیره در تمام موارد فوق و موارد مشابه پیشنهاد می شود خانم ها از پوشش کافی در زیر چادر برخوردار باشند و استفاده کردن از روسری یا مقنعه و همچنین آستین در صورتی که لباس آستین در صورتی که لباس آستین کوتاه پوشیده اند در زیر چادر می تواند خانمها را در حفظ کامل حجاب خود کمک نماید و موجب رضای خداوند متعال گردد.؟!

عنایت امام زمان (ع)

پدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی ، برای تشرف به محضر مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم زیارت عاشورا در چهل جمعه و چهل مسجد آغاز می کند در یکی از روزهای آخر که مشغول زیارت بود ناگهان شعاع نوری از خانه ای نزدیک مسجد ، نظر او را جلب می کند به دنبال نور می رود ، خانه ای کوچک و محقری را می یابد و با اجازه وارد خانه می شود ، در یکی از اطاق ها ، حضرت را مشاهده می کند که در کنار جنازه ای که پارچه سفیدی بر روی او کشیده بود می بیند ، اشک ریزان سلام می کند حضرت بعد از جواب سلام می فرمایند : " چرا اینگونه دنبال من می گردید و چنین رنج هایی را بر خود وارد می سازید  مثل این باشید ( اشاره به جنازه می فرماید) تا من دنبال شما بیایم و فرمودند: این بانو در دوران بی حجابی ( اشاره به زمان کشف حجاب در زمان رضاخان ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا مرد نامحرمی او را ببیند ( منظور این است که آن زن در آن زمان بدون چادر از خانه خارج نشود و زنان را بدون چادر نبیند.[6])



[1] - حجاب در اسلام ، ترجمه احمد محسنی گرگانی

[2] - احزاب / 59.

[3] فروع کافی ، ج5 ، ص519.

[4] - مسائل جدید از دیدگاه علما و مرجع تقلید ، ج1.

[5] - احکام و روابط زن و مرد و مسائل آنان ، ص106.

[6] - گوهر صدف ، ص48.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

  شبهه اول :

  محدودیت ها (در مورد لباس ) باعث شکستن حرمت افراد و ایجاد عقده و حسرت می گردد؟

جواب : واقعیت این است که محدودیت ها در مورد لباس باعث شکستن حرمت افراد نمی شود بلکه دقیقاً بر عکس ! آزادی به معنای نفی محدودیت ها ، باعث عدم احترام به افراد و انهدام ارزش ها می گرددمتأسفانه در مناطق بالا شهر با نفوذ محدودیت ها در مورد لباس عملاً احترام و انسانیت از بین رفته و جای خود را به حیوانیت داده است . امام صادق در روایتی می فرمایند:

  « النظرُ سَهمٌ من سهام ابلیس مسموم کَم مِن نظرةٍ اورثَت حسرةطویله.

  نگاه ناپاک ، تیری از تیرهای مسموم و آلوده ابلیس است و چه بسیار نگاهی که باعث عقده و حسرت طولانی می گردد[1]

حتی اسلام در مورد لباس زنان ، آنها را از استفاده کردن از زینت آلات و لبای های زیبا مثل حریر و زربافت منع نکرده و در این مورد امام باقر (ع) می فرمایند:

  « سزاوار نیست زنی خود را بدون زیور آلات واگذارد لااقل گردن بندی به گردن آویزد[2]

اسلام در کنار توصیه زنان به خودآرایی به منظور پاک ماندن محیط اجتماعی به حجاب و پوشاندن زینت ها و زیبائی ها و عدم تبرج و خودنمایی در مقابل نامحرم نیز دستورات داده است چون نمایش زینت ها و لباس های زیبا باعث تحریک و تهیّج می شودو چه زیبا بیان کرده است یکی از زنان مسلمان :

          « حجاب حتی از ایجاد عقده ها و حسارت ها در میان زنان جلوگیری می کند چرا باید زنی به خاطر اینکه اندام زیبا ندارد احساس حقارت و کوچکی کند و دیگری به واسطه داشتن اندام موزون و زیبا به دیگران فخر بفروشد.[3]»

شبهه دوم: دست و پاگیر بودن حجاب در شکل چادر؟

پاسخ : اولاً ممکن است این حجاب برای بعضی از افرادی که از سنین کودکی تمرین نکرده اند مقداری مشکل باشد و برای بانوان با ایمان که بچه های خود را از سنین کودکی تمرین به پوشش حجاب می کنند مشکل نیست و اصلاً چادر برای آنها دست و پاگیر نیست

ثانیاً یکی از علل دست و پاگیر بودن چادر ایرانی برای برخی افراد به خاطر این است که کنترل کردن آن برای بعضی سخت است زیرا جلوی آن باز است و برای حل مشکل می توانند از عبا یا چادر عربی یا  چادر ملی و یا مدل های دیگری که کاربری چادر را دارد ایجاد کنند و از آن استفاده کنند.

شبهه سوم:

 چون رنگ مشکی نور را جذب می کند پس در تابستان معمولاً نمی توان دختران را به حجاب تیره تشویق کرد؟

 پاسخ: اولاً پوشش تیره و مشکی در بعضی از مناطق که دارای تابستان گرم است اساساً برای برخی مشقت آور است ولی قابل تحمل است.

ثانیاً وقتی اعتقاد راسخ به چیزی داشته باشد برای مشکلات احتمالی آن احساس مشقت نمی کند زیرا امام صادق (ع) می فرمایند:

       « ما ضَعُف البدن عما قویت علیه النیة. جسم و بدن انسان در مقابل کارهایی که بر اساس نیت و اعتقاد درونی انجام می گیرد احساس ضعف و مشقت نمی کند[4]

 در جریان اسارت زنان اهل بیت پس از قیام خونین عاشورا و همچنین کشف حجاب رضاخانی خاطرات و حکایات تاریخی و ماندگار از مقاومت و پایداری زنان مؤمن و عفیف در مقابل بی حجابی نقل شده است که یک بانو به خاطر اینکه بدون حجاب زهرا از خانه بیرون نیاید خود را هفت سال در خانه زندانی کرد .این حکایت نشان می دهد در برابر دین و ارزش های دینی باید مقاومت کرد .

علاوه بر این مطالب ، زنان مؤمن و عفیفه ، مشکل و سختی و مشقت برای خود احساس نمی کند کسانی این سختی را نمی توانند تحمل کنند ، که می خواهند خود را در مقابل دیدگاه نامحرم قرار دهند یک بانوی تازه مسلمان آمریکا می گوید:

      « در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردی هوا خود را بپوشاند و پوشش بیشتری داشته باشند به طور طبیعی و کاملاً محسوسی در آمریکا ، تجاوز به عنف به زن کمتر می شود لکن در تابستان که زنان علاوه بر گرمای هوا به پیروی از مدهای جلف و فاسد کننده ، خود نیز  دنبال بهانه ای هستند تا هر چه ممکن است لباس خود راسبک نموده و به بهانه گرما ، اعضای حساس بدن خود را به معرض دید مردها قرار دهند تجاوز به عنف نسبت به زنان حتی پیرزنان نیز افزایش می یابد و تا آنجا پیش می رود که در این فصل راهبه ها نیز مورد حمله مردان جنایکار قرار می گیرند[5]

با توجه به مطالب بهترین کار برای حفظ عنف و پاکدامنی این است که حجاب زهرا را بپوشند و به طورکامل رعایت کنند و سختی و مشکلات آن را تحمل کنند تحمل مشکلات و مشقات بهتر از آن است که دین و پاکدامنی و عفت خود را از دست بدهند و" طبق آیات قرآنی حرارت آتش جهنم از حرارت گرمای تابستان بیشتر است[6] " بنا براین زنان مسلمان باید سختی دنیا را تحمل کنند تا در قیامت مزد زحمات و مشقات خود را ببینند و سعی کنند در فصل گرما فقط در زمان اضطرار از خانه خارج شوند .

 شبهه چهارم :

استفاده مکرر از لباس های با رنگ تیره می تواند به افسردگی منجر شود؟

پاسخ: استفاده زن از لباس های تیره و سیاه در خارج از منزل ، باعث  آرامش روحی و روانی افراد جامعه است و طبق نظر روانشناسان رنگ سیاه به معنای "نه" بوده و نقطه مقابل " بله" یعنی رنگ روشن است بنابراین وقتی بانوان در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده می کنند در واقع می خواهند به او " نه " بگویند و در مقابل آنهایی که لباس روشن می پوشند در واقع راهِ نگاه ها را به سوی خود باز می گذارند و آنهایی که لباس های رنگارنگ و جذاب می پوشند خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه های هرزه و آلوده قرار می دهند و از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه مشکی را می بیند دیگر رغبتی برای نگاه کردن ندارد و خود به خود ، نظر را برمی گرداند.در حدیثی نقل شده :

 « حضرت موسی (ع) در یکی از مجالس خود نشسته بود که ناگهان ابلیس در حالی که کلاه رنگین به سر داشت وارد شد وقتی به حضرت موسی (ع) نزدیک شد کلاه رنگین خود را برداشت و به حضرت موسی (ع) سلام کرد . حضرت موسی پرسید تو کیستی ؟ گفت من ابلیس هستم حضرت موسی(ع) گفت : خدا تو را هلاک کند برای چه نزد من آمده ای ؟ ابلیس گفت به خاطر مقام و منزلت تو در نزد خدا آمدم سلامی به تو بگویم آن حضرت سؤال کرد آنچه بر سر داری ( کلاه رنگارنگ) برای چیست ؟ ابلیس در پاسخ گفت : به وسیله آن قلوب فرزندان آدم را می ربابم[7]

بنابراین زن در خارج از خانه به خاطر امنیت و آرامش روحی جامعه و همچنین امنیت و آرامش روحی خود ، در برابر هرزه گویی انسان های هوس باز ، خود را در لباس تیره و چادر می پیچید ولی بیشتر اوقات خود که در منزل است ، از رنگ های دیگر استفاده کند و نظر دین و قرآن اینچنین است که در برابر شوهر زیباترین و روشن ترین و جذاب ترین لباس ها و آرایش ها داشته باشد و از طرف دیگر ، شما اگر نگاه کنید به جامعه غرب امروزی می بیند با اینکه آنها پوشش صحیحی ندارند و از لباس تیره استفاده نمی کنند افسردگی های روحی و روانی در آنان بسیار زیاد است که حتی برای خوابیدن هم از قرص اعصاب و آرام بخش استفاده کنند در حالی که زنان با ایمان و با خدا که پوشش اسلامی را پاس می دارند در کمال سلامتی و آرامش روحی هستند.



[1] - وسایل الشیعه ، ج14 ، کتاب النکاح ، ح1 ، ص114.

[2]

[3] مجله پیام زن ، شماره46 ، ص23 ، دی ماه 74.

[4] - میزان الحکمه ، ج10 ، ص270.

[5] - آئین بهزیستی اسلام ، ج3 ، ص219.

[6] - توبه /81.

[7] - المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء ، ج5 ، ص177.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

رنگ پوشش

به طور کلی رنگ ها بر دو نوع تیره و باز تقسیم می شود و از آنجایی که رنگ های تیره سبب جلب توجه و تهییج نامحرم نمی گردند به همین خاطر زنان مسلمان زنگ مشکی را برای لباس بیرون از خانه ، انتخاب کرده اند زیرا رنگ مشکی  صامت و بدون تحریک به شمار می رود و از هر گونه جلب توجه نامحرم بدور است .

    با توجه به اینکه بانوان مسلمان با استفاده از آیات و روایات و نظرات فقهای بزرگوار در طول غیبت کبری از چادر یا عباء مشکی برای حفظ حجاب استفاده می کنند و مورد خشم دشمنان  و دوستان نااهل در مملکت ما شده است بر آن شدیم در اینجا ، بررسی کنیم که رنگ چادر یا عباء مشکی از چه زمانی آغاز شد و آیا دلیل روایی و عقلی بر آن داریم ؟ و همچنین پاره ای از شبهات دیگری که در مورد چادر مشکی بیان شده است را بررسی کنیم.

رنگ سیاه ، رنگ هیبت و تشخص

خصوصیت رنگ سیاه آن است که رنگ " تشخص و هیبت[1] " است و در میان رنگ ها ابهتی بیشتر دارد.

ابن اثیر می نویسد :

           « ابو مسلم خراسانی روزی خواند مردی را ، برخاست و پرزسید این علامت سیاه که بر سر تو می بینم چیست؟ گفت ابو زبیر از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرد که گفت پیغمبر هنگام فتح مکه ، عمّامه سیاه بر سر داشت و این" لباس هیبت و لباس دولت" است[2]

سیره حلبی آورده است:

 که آن حضرت (ص) در جنگ بدرِ کبری سه پرچم داشتند یکی سفیدو دو تا سیاه ، سفید را به مصعب بن عمیر و دو پرچم سیاه را به مردی از انصار و حضرت علی (ع) دادند[3]

اصولاً به علت شکوه و هیبتی که در رنگ سیاه نهفته است سواد (سیاهی) با سؤود و سیادت (سروری) نه تنها در علم لغت بلکه در جهان خارج نیز همراه و خویشاوندند.

نگاهی اجمالی به نگاه اسلام در باب پوشش مشکی

آنگونه که بعضی از افراد در روزنامه ادعا کردند که از روایات ،  استفاده می شود که حجاب تیره مثل چادر مشکی کراهت دارد  اما این طور نیست .

طبق روایات و اسناد تاریخی در زمان نزول آیه جلباب بدست می آید که رنگ جلباب و چادر قرآنی مشکی بوده و در روایات اهل بیت روایتی که دال بر کراهت داشتن چادر مشکی باشد وجود ندارد علاوه بر آنکه فقهاء بزرگوار همچون صاحب جواه[4]ر و مرحوم خوئی[5] تصریح به ضعف سند این گونه روایات کرده اند و همچنین مرحوم صاحب جواهر فرمودند: که روایات مربوط به کراهت سیاه  پوشی شامل زنان نمی شود  ایشان در کتاب فقهی معروف خود نقل کرده اند:

« طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه ، کراهت پوشش سیاه ، مختص مردان است زیرا شارع مقدس ، پوشش غلیظ تر و بیش تری برای زنان در هنگام مواجهه با نا محرم قرار داده است و رنگ مشکی در مقایسه با رنگ های دیگر به نحو بهتر ، پوشش غلیظ تر را تأمین می کند[6]

رنگ سیاه و قوه جاذبه شخصی

تنها رنگ پوشش  و حجاب ، رنگ سیاه است زیرا هم قوه شهوانی را کاهش می دهد و هم نیروی مانیه تیستی را قطع می کند وآن به این شرح است :

مؤسسات تحقیقاتی کشور های اروپایی در دستیابی به علت احکام اسلامی به تحقیقات دامنه داری دست زده اند که از جمله ، مطالعه روی نیروی مانیه تیستیی بدن انسان بوده است . مانیه تیسم ، نیروی مغناطیسی ( قوه جاذبه شخصی ) است که اطراف ما را فرا گرفته است این قوه مانند نور باریکی ، اطراف بدن را احاطه کرده و بیشتر از سوراخ گوش ، بینی ، دهان و نیز سر انگشتان ، ساطع است این قوه در بدن تمامی انسان ها وجود دارد ولی مقدار و درجات آن فرق می کند این نیرو در بدن زنان و مردان ، مخالف و در نتیجه جاذب همدیگر می شوند و پارچه سیاه ، بهترین وسیله ای است که می تواند دفع کننده این جاذبه باشد از طرف دیگر پوشیدن لباس با نوع انتخاب شده و مهیّج ( پیروی از مدها و رنگ های تحریک کننده ) یکی از قویترین انواع ارتباط غیر کلامی می باشد زیرا همین نحوه لباس پوشیدن و گزینش نوع رنگ ، مقدار زیادی از این امواج ( جاذبه شخصی ) را به طرف فرد مقابل (زن ) جاری ساخته و به طور غیرآگاهانه و غیر ارادی ، ارتباط دو طرفه امواج ، بین دو جنس مخالف برقرار می گردد و در ارتباط دو طرفه مقدار عظیمی از آن انرژی که خداوند تبارک وتعالی در وجود فرد قرار داده بود تا به وسیله آن به کمالات خاص خود و کرامات شایسته دست پیدا کند بیهوده به هدر می رود و فرد ، سرمایه عظیمی را از دست می دهد.

این سرمایه عظیم ، بدون اینکه شخص خبر داشته باشد از کف او می رود مثل وقتی که شارژ باطری د رطول روز خالی شود . روانشناسان رنگ سیاه را به عنوان نتیجه تحقیقات پیشنهاد داده اند به این دلیل که رنگ سیاه ، تنها رنگی است که مانع ارتباط دو طرفه و تلف شدن نیروهاست با توجه به اینکه این نیروهای مغناطیسی طریفینی ، غیر آگاهانه و غیرارادی است آیا می توان نیت را در عدم ارتباط با نامحرم ، بهانه قرار دادند که ما نیتمان سوء نیست؟!

اگر توانستی بعد از اینکه تو را از پشت بام به پائین هُل دادند ، خودت را در هوا با حُسن نیت نگه داری و نیت کنی که نیفتی و نیفتادی ، اینجا هم می توانی نیت کنی که ارتباط برقرار نشود ! بنابراین همانطوری که افتادن از بام یک امر غیر ارادی است  ارتباط دو طرفه شما هم با نامحرم یک امر غیر ارادی است و نیت در آن نقش ندارد لذا باید مانعی که جلوگیر این نیرو است و در مقابل آن قرار داد .

آراستن و زیبایی نزد محارم پسندیده است اما در مقابل نامحرم ، جمال آرایی و لباس آرایی ، تنها عامل از بین برنده نیروهای فعّال به نام جاذبه های شخصی است.

رنگ سیاه و زن مسلمان

از یک طرف ، شارع مقدس ، زن را مقید می کند به اینکه هنگام خروج از خانه و موقع حضور در نزد نامحرم باید متکبّرانه باشد و هیچگونه ارتباط خصوصی بین آن دو برقرار نشود از طرف دیگر در مفهوم بعضی از روایات ، از رنگ سیاه به رنگ تکبر و هیبت و رنگ فرعونی یاد می شود و از طرف دیگر رنگ سیاه از نظر طبیعت ، تنها رنگی است که قطع کننده نیروهای جاذبه شخصی بین دو نامحرم است  بنابراین رنگ سیاه تنها رنگی است که حافظ شخصیت زن و حفظ او از خطرات احتمالی موجود در جامعه است در نتیجه اگر در روایتی ذکر کند که رنگ سیاه را مورد استفاده قرار ندهید باید به موضوع حکم توجه کرد که از کدام مورد ، نهی شده است  مثلاً در روایت ذیل رنگ سیاه برای نماز نهی شده است.

 کلینی نقل می کند:« در لباس سیاه ، نماز نخوانید اما کفش و عباء و عمامه سیاه اشکال ندارد

برای به دست آوردن احکام اسلام تنها مرجع تقلید است که با رجوع به ادله شرعیه از جمله  آیات و روایات می تواند احکام مکلف را به او برساند که از جمله آن احکام ، حکم رنگ سیاه است که با رجوع به مرجع تقلید می توان از هر گونه انحراف در این زمنیه مصون ماند.

 به دلیل اختصاص کراهت پوشش مشکی به مردان ، آن هم در غیر از کفش ، عمامه و عباء حتی یک نفر از فقیهان برجسته شیعه به کراهت چادر مشکی زنان فتوا نداده است بلکه بر عکس بعضی از مراجع مثل رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای  دامت برکاته به عدم کراهت چادر مشکی تصریح کرده اند و بعضی نیز مانند آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله تبریزی بالاتر از عدم کراهت به برتری حجاب با چادر مشکی فتوا داده اند و فرموده اند :

                   « چادر مشکی بهترین نوع حجاب است[7]

 با توجه به اینکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

 « یکره السواد الّا فی ثلاث : الخف و العمامه و الکساء.

 مکروه می باشد لباس مگر در سه چیز :کفش و عمامه و کساء.»

کساء از نظر لغت و به قرینه حدیث "کساء" لباس بلندی است که تمام بدن را فرا می گیرد بنابراین عبای سیاه برای مردان و چادر مشکی برای زنان کراهت ندارد و به نظر می رسد که فقهای بزرگوار شیعه بر اساس همین استثناء کساء ، فتوا به کراهت پوشیدن چادر مشکی نداده اند.

علاوه بر مطلب فوق استفاده رنگ مشکی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان کراهتی ندارد و سیره عملی مردم متدین ، حتی غیرمتدین ، پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری ، خود دلیل بر عدم کراهت می باشد و حتی روایاتی دال بر جواز مطلوبیت پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری وجود دارد[8].



[1] - لباس رسمی شخصیت ها ( از رؤسای جمهور و نخست وزیران گرفته تا قضات و وکلاء و ...) در همه جای دنیا نوعاً سیاه یا سورمه ای سیر است حتط ورزشکاران زمانی که در رژه رسمی شرکت می کنند با کت مشکی یا سورمه ای می پوشند و رنگ رسمی ماشین شخصیت ها نیز مشکی است گذشته از شکوه و تشخص رنگ سیاه بایستی از هیبت و ابهت آن نیز یاد کرد چنانکه ضرب المثل "بالاتر از سیاهی ، رنگی نیست مثلی شایع است " به نوشته مجمع الفرس ، چاووشیانی که قدیم پیشاپیش مرکب شاهان حرکت کرده و دورباش می گفتند سیاه می پوشیدند تا مهیّب نماید و از همین روی به آنان سیاهپوش گفته می شد افزون بر این پرچم شرطگان (شرطیون) به رنگ سیاه بود به علت هیبت و تشخصی که در رنگ سیاه نهفته است جباران برای اظهار جلال و جبروت خویش از سیاه بهره می جستند . از مولای متقیان علی (ع) و نیز از امام سجاد (ع) نقل شده که فرمودند:فرعون سیاه می پوشید و امام صادق نیز نعلین سیاه را جزئی از لباس و شعار جباران شمرده اند چنانکه یکی از انگیزه های بنی عباس در انتخاب شعار سیاه ( به ویژه پس از دست یابی به قدرت و حکومت) بهره گیری از همین خصوصیت بود . بر اساس پاره ای از روایات ، جبرئیل زمانی که می خواست داستان سلطه مهیب و رعب انگیز آل عباس و آل رسول الله(ص) را برای پیامبر بازگو کند در قبایی سیاه ظاهر شد که در میان آن کمربندی بود و بر آن کمربند خنجری آویخته ، پیامبر (ص) هولناک از مشاهده این صحنه پرسیدند این چه هیبتی است که به خود گرفته ای ؟! گفت: این هیبت فرزندان عمویت ، عبا س است ای محمّد (ص) ! وای بر فرزندان  و زراری تو از دست فرزندان عمویت عباس .(به نقل از کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمه نور ، ص34 )

 

[2] -حجاب فاطمی ، وجه و کفین، ص210.

[3] - همان .

[4] - جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص233.

[5] - شرح عروة الوثقی ، کتاب الصلاة ، ج1 ، مکروهات لباس مصلی.

[6] - جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص235.

[7] -مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید ، ج1 ، ص35و 36و38.

[8] - محدث قمی ، سفینةالبحار ، ج1 ، واژه سواد ، ص67.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

در این فصل در مورد ویژگی ها و نوع و زمان پوشش مورد بحث قرار می گیرد و شبهاتی که در مورد چادر است به اجمال مورد بحث قرار می گیرد:

زمان پوشش

دختر خانم ها با اتمام نُه سال قمری به مقام تکلیف نائل می گردند واین زمانی است که باید بدن و موی سر خود را به طور کامل از دید نامحرم بپوشانند و تکالیف شرعی را به طور کامل انجام دهند و از گناهان و معاصی پرهیز کنند و یکی از زیباترین روزهای زندگی یک جوان مخصوصاً دختر خانم ها ، جشن تکلیف است که برای آنها بسیار زیبا و جذاب است و خود را به خداوند نزدیک تر می بینند و مادران عزیز باید توجه داشته باشند که قبل از رسیدن به سن بلوغ ، آنها را آماده برای چنین روزی بکنند و آنها را در سن هفت سالگی تشویق به خواندن نماز و حفظ حجاب بکنند تا آمادگی لازم را در سن نُه سالگی داشته باشند.

ویژگی های پوشش اسلامی

الف) ضخامت

یکی از ویژگی های پوشش دینی ضخامت آن است که به گونه ای باشدکه پوست بدن از زیر آن پیدا نباشد در غیر این صورت پوشش دینی محسوب نمی شود . امام صادق (ع) فرموده اند:

        «مصلحت زن مسلمان نیست که روسری و پیراهن نازک بپوشد[1]

عایشه می گوید :

« خواهرش اسماء با لباس نازک نزد رسول خدا (ص) حاضر شد حضرت از او رو بر گرداند و فرمودند: ای اسماء! وقتی زن به بلوغ می رسد نباید چیزی از بدن او آشکار گردد مگر این و این و اشاره به دو کف دست و صورتش کرد[2]

گروهی از زنان بنی تمیم بر عایشه همسر پیامبر (ص) وارد شدند در حالی که لباس نازک پوشیده بودند عایشه به آنها گفت:

« اگر شما زنان با ایمان هستید این جامه ، لباس زنان مؤمن نیست و اگر ایمان ندارید لباس نازک بپوشید[3]

با توجه به روایاتی که ذکر شد لباس های  نازک و توری ، حجاب قرآنی نیست و زنان چادری که از جوراب های نازک و لباس های نازک استفاده می کنند تحریک آفرینی آنها در نامحرم ، به مراتب بیشتر دیگران است . بنابراین پوشش قرآنی لباس ضخیم است که بدن در آن نمایان نباشد.

ب) سادگی

    یکی از ویژگی های دیگر پوشش دینی ، سادگی و پرهیز از زینت و زواید تحریک آمیز است قرآن کریم از آشکار کردن هرگونه زینت که از جمله آنها لباس های زینتی است نهی فرموده است : " ولا یبدین زینتهنَّ . زن ها نباید زینت خود را آشکار سازند "در اینجا تفاوتی نیست که تزئین لباس به خاطر مد ، دوخت ، رنگ ، تصاویر، و یا زواید و هر چیز دیگر باشد .

حضور جاذبه دار زن در جامعه یک منکر اخلاقی است که قرآن از آن نهی کرده است و زن نباید از پوششی استفاده کند که جاذبه های آن ، جای جاذبه های برهنگی زن را بگیرد .بنابراین چادرها ، مانتوها ، روسری های جالب توجهِ نامحرم ، پوشش قرآنی نیست و پوشیدن آنها ، دور شدن از تقوی در پوشش است و غفلت از یاد خداوند است بنابراین زری دوزی، آویختن گل ، دگمه ها ، چاک های زاید ، مدل های مختلف دوخت ، نازک و کوتاه بودن ، چسبناک بودن بیش از اندازه که سبب تحریکِ نامحرم می گردد حرام است .

لباس های حرام بانوان

در بحث پوشش دینی ، حرمت پوشیدن سه نوع از لباس های زینتی ، توری ، نازک معلوم گردید در اینجا به موارد دیگر از آن اشاره می کنیم و مورد بررسی قرار می گیرد.

 الف ) لباس مهیّج

از جمله ویژگی لباس های تحریک آمیز ، جنس خاص ، رنگ خاص ، مدل خاص و یا تنگی تحریک آمیز است لباس  تنگ از ابعاد مختلفی قابل بررسی است از جمله بُعد بهداشتی آن است . لباس تنگ رابطه پوست بدن و هوای آزاد را قطع می کند و سبب دشواری تنفس بدن می گردد که این خود علت کمبود اکسیژن می شود و از طرفی ، خروج برخی گازهای بدن با اختلال ، روبرو می شود و جریان خون در رگ های سطحی ، دچار مشکل می گردد و خون لازم به برخی از اعضای بدن نمی رسد که در نتیجه ، آثار  سوئی را برای جسم انسان در بر خواهد داشت . بُعد دیگر آن، اثر تحریکی است بنابراین لباس تنگ ، بدن نما است و این ، نه تنها سبب تحریک جنس مخالف می شود که چه بسا روی افراد همنجس نیز تاثیر منفی گذارد از این رو ، فقهاء پوشیدن لباس تنگی که سبب تحریک دیگری شود را حرام می دانند.

همچنین بانوان باید مواظب باشند که با پیچیدن چادر به دور خود و یا پوشیدن مانتو گشاد را با اضافه کردن کمر بند به آن ، آن را به یک لباس تنگ مبدل نسازند.

نظر مراجع

مسئله: مهیّج بودن لباس ، خواه به خاطر رنگ آن باشد ویا مدل آن و یا جنس لباس و یا هرچیز دیگر باشد لذا گاهی ممکن است روسری ، مانتو و مقنعه ویا کفش خانمی به گونه ای باشد که جلب نظر نامحرم کند و مهیج باشد در آن صورت پوشیدن آن جایز نیست[4].( امام ، اراکی، بهجت، فاضل، گلپایگانی ، مکارم )

ب) لباس شهرت

برخی لباس ها به خاطر رنگ ، نقش ، مدل و یا اندازه خاصی ( کوتاه ، بلند ، چاک دار ) سبب شهرت و انگشت نما شدن شخص می گردند پوشیدن چنین لباس هایی بر مرد و زن ِ مسلمان حرام است و یا لباسی که مطابق با عرف جامعه نباشد و پوشنده آن لباسِ غیر متعارف ، انگشت نما شود.

امام صادق (ص) می فرمایند:

 « در پستی مرد، همین بس که لباس بپوشد که او را مشهور کند یا مرکبی سوار شود که سبب شهرت او گردد[5]

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

           «  کسی که لباس شهرت بپوشد خداوند در روز قیامت از وی روی بگرداند[6] 

امام صادق (ع) می فرماید:

         « انَّ الله یبغَضُ شُهرةَ اللباس. خداوند ، لباس شهرت را مبغوض می دارد[7]. »

هیچ فرقی میان مرد و زن در پوشیدن لباس شهرت نیست و روایات شامل هر دو گروه می شود ویکی از حکمتهای  در نهی   از چنین لباسی جلب توجه است.

ج) لباس جنس مخالف

پوشیدن لباس به خاطر جنس ، دوخت ، رنگ یا تصاویر آن ، به زنان ومردان ، اختصاص یافته باشد استفاده از بر جنس مخالف حرام است به عنوان نمونه کلاه ، پیراهن یا کت و شلواری که دوخت یا جنس آن خاص مردان است بر زنان ، حرام است و همچنین کفش و لباس هایی که پارچه ، رنگ یا مدل آن ، ویژه بانوان است بر مردان حرام می باشد.

امام صادق (ع) فرمودند:

           « پیامبر خدا (ص) همواره از شبیه شدن مرد به زن و زن به مرد در پوشیدن لباس نهی فرمودند[8]

متاسفانه در عصر ما به خاطر عَلَم کردن مانتو جای چادر ، بسیاری از لباس هایی که مختص مردان است ، زنان هم روی مانتو از آن استفاده می کنند مانند کابشن و غیره که بانوان مسلمان باید جداً خوداری کنند.

لباس دشمنان اسلام

 یکی دیگر از لباس های حرام لباس انحصاری دشمنان اسلام است که سبب توجه و تقویت فرهنگ و آداب آنها می گردد و اسلام ، مسلمانان را بر حذر می دارد تا مظاهر کفر و روش فکری و فرهنگی آنان را الگو بگیرند .

امام صادق (ع) می فرمایند :

           « خدا به پیامبری از پیامبران ، وحی کرد به قوم خود بگو لباس دشمنان مرا به تن نکنید و غذای دشمنان مرا نخورید و خود را به شکل و قیافه دشمنان من در نیاورید که دشمن من خواهید بود همانگونه که آنها دشمنان من هستند[9]

زنان و مردان مسلمان باید از هر گونه تشبه و هم شکلی با کفار ، در لباس و قیافه ظاهری نظیر اصلاح سر و صورت و هر مورد دیگر اجتناب ورزند که در نتیجه استفاده از لباس کشیش ها ، راهب ها ، هندوها ، پانکی ها ، کروات ها ، صلیب ها ، تراش  ریش ، اصلاح سر به شیوه کفار و امثال آن که تشبه و همانندی با کفار است حرام است[10] بنابراین خانواده ها باید خیلی مواظب باشند در خرید لباس هایی که با آثار و علائم ، خط و تصاویر ، جنس و مدل های غربی همراه است اجتناب کنند.




[1] - وسائل الشیعه ، ج3 ، ص281.

[2] - سنن ابی داوود ، ج4 ، ص64.

[3] - تفسیر قرطبی ، ذیل آیه 59 /احزاب.

[4] احکام روابط مرد و زن ، ص131.

[5] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص354.

[6] -جمع الزوائد ، ج5 ، ص135.

[7] - وسائل الشیعه ، ج3، ح1 ، ص354.

[8] - همان ، ص355.

[9] - همان ،ج11 ، ص111.

[10]م فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص233.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

حجاب و نهضت عاشورا

در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقش عظیم داشتند در عین عفاف و حیاء و با شکوهِ پوشش ، آنان در اوج مصائب و سختیها ، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت ، معلم بی بدیل شهادت ، امام حسین را که در آستانه رفتن به میدان نبرد ، آویزه گوش قرار دادند که فرمودند:

             « آماده مصیبت باشید لباس های خود را بپوشید و بدانید خدا حامی شماست و از شما محافظت 

               می کند و از شر دشمنان نجاتتان می دهد و عاقبت امورتان ختم به خیر می کند[1]

اما خود ابی عبدالله نیز برای حفظ کرامت و حجاب زنان در کربلا ، تدابیری را بر گزیدند:

     اول : اینکه امام دستور دادند که اصحاب و یاران ، خندقی در اطراف خیمه ها بکنند و هیزم جمع آوری کردند و صبح آن روز آن را آتش زدند برای اینکه دشمن از پشت به خیمه های زنان حمله نکند و در امان باشند.

     دوم: اینکه امام دستور دادند که خیمه ها را در کنار هم ، در عقب جبهه قرار دادند و با طناب آنها  را  محکم بستندکه دیرتر دشمن به خیمه های بانوان برسند .

     سوم: اینکه خود ابی عبدالله وقتی خبر شایعه دشمن ، که ریختند به خیمه ها را شنیدند سراسیمه به خیمه برگشتند و تا زنده بودند اجازه ندادند که دشمن ، تعرضی به خیمه بانوان کنند.

این موارد اهمیت حجاب و حیاء و پاکدامنی رامی رساند و خود بانوان حرم ، چه زیبا سفارشات ابی عبدالله (ع) را برای پاس داشتن حرمتشان به گوش جان سپردند که وقتی دیدند یزیدیان و بنی امیه ، اسیر زرق و برق دنیا هستند تمام زیورآلات خود را به سوی آنان پرتاب کردند  تا در پی غارت آنان ، قدری بیاسایند .

     فاطمه بنت الحسین بعد از هوش آمدن از حضرت زینب (س) چنین درخواست می کند:

 « هل من خِرقَةٍ أَستُرُ بِها رأسی عن أَعیُن النُّظار.آیا تکه پارچه هست تا بپوشانم به وسیله    آن ، سرم را از چشم های نظار[2]       

و یا سکینه همان دختر جوان ابی عبدالله در میدان قتلگاه کنار گُشته پدر ، قبل از اینکه دردهایش را با پدر بگوید اینگونه سخن می   گوید : « یا ابتا اُنظر إلی رؤوسِنا المکشوفَةِ[3] .  پدر جان بنگر به سرهای برهنه ما

   و این جمله آغاز درد و دل دختر با پدر است و می فهماند که جانگدازترین مصیبت در سرزمین کربلا همین بلاء و مصبیت است و زمانیکه بانوان حرم بعد از غارت خیمه های آل الله از عمر سعد درخواست بازگرداندن پوششها می کنند و این اهمیت حجاب را می رساند که زنان اهل بیت ، تمام مصایب را کنار می گذارند و از دشمن خدا ، بازگرداندن پوشش ها را طلب می کنند.

 « و سَأَلَتهَ النِسوةُ لِیَسترجع ما أُخِذَ منهنَّ لِیَستَترنَ بِه.

 زنان از او خواستندتا لباس های غارت شده آنان را به ایشان بازگرداند تا خود را بپوشانند ، عمربن سعد گفت : کسی که از متاع این زنان چیزی برداشته بازگرداند[4]

ام کلثوم از جمله زنانی است که این امر عفت و حجاب را پاس می دارد و در بدو ورود به دمشق تقاضایش را چنین ابراز می کند:

       « دَنَت امِّ کلثوم من شمرٍ و قالت لهُ لی الیک حاجةٌ : قال ما هی ؟ قالت: إِذا دخلَت بنا البلد فَأَحمَلنا فی دربٍ قلیلٍ النظاره و نقدم أن یخرجوا هذه الرؤوس من بین المحامل و یُنجُونا عنها فَقد خذینا من کثرة النظر إلَینا و نحن فی هذه الحال فأمر بضد ما سئلَه بَغیاًمنه و عُتواً و سلَکَ بِهم علی تلک الصفة حتی وَصَلوا باب دمشق حیث یکون السبی.

ام کلثوم  نزد شمر آمد و فرمود: ای شمر به تو حاجتی دارم پرسیدچیست؟ ام کلثوم فرمودند : چون ما را به شهر در آوردی از دری که نظاره گران اندک باشند و به آن ، مردم که همراه تو هستند بگو؛ سرها را از میان کجاوه ها ببرند و ما را از اینان رها کنند ، ما با اینحال و نگاه های فروان ِ خیره آنان شرمنده می گردیم امّا آن ستمگر از سر ستمگری و گردنکشی ، ضد آنچه را خواستند انجام داد و با همین حال به دروازه دمشق وارد شدند در حالی که اسیران را نگاه می داشتند[5].

    رسالت عظیم اهل بیت در حفظ پوشش ، ام کلثوم را وامی دارد که از دشمن تقاضا کند ، نظاره گری خاندان رسول اکرم (ص) را کاهش دهد و برای استتار خود از سر عزیزانش کمک می گیرد اما دشمن تقاضا را رد می کند تا ضربات روحی را بطور کامل  وارد سازد غافل از اینکه روح آزرم و حیاء در رگ های این بزرگواران دمیده است لذا این پیام ، توسط سکینه دختر امام حسین به یکی از صحابه می رسد تا به گوش زنان در همه عصرها برساند. 

« سهل بن ساعدی گفت : بر دروازه دمشق رفتم بیرق هایی  پی در پی پیدا شدند و سواری دیدم که بیرقی در دست داشت ، پیکان از بالای آن بیرون آورده سری بر آن بود روشن ، شبیه ترین مردم به رسول خدا و ناگاه دیدم از پشت سرِ وی زنانی بر شترانی بی روپوش سوارند ، نزدیک شدم و از نخشتین زن پرسیدم کیستی؟ گفت: سکینه بنت الحسین ، گفتم : حاجتی داری تا برآورم ؟ من سهل بن سعد ساعدی هستم ، جد تو را دیدم و حدیث او را شنیدم . گفت ای سهل به حامل این سر بگو که آن را پیشتر ببرد تا مردم مشغول نگریستن آن شوند و به حرم رسول اکرم (ص) نگاه نکنند . سهل گفت : چهارصد دینار دارم تا آن را انجام دهد[6]

زینب پیام آور این حماسه خونین و قافله سالار این پیامبران نور است که با تمام شکوه و شهامت در مجلس یزید بپاخاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که :

         «أَمِنَ العدل یا ابن الطُلَقاء  تَحذیرُک حَرائِرَک و إِمائَک و سَوقک بناتِ رسولِ الله (ص) سبَایا ، قد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ و أَبدَیتَ وجوهَهُنَّ.....

ای فرزند آزاد شدگان ! آیا این از عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا (ص) را در میان نامحرمان ، به صورت اسیر حاضر نمایی ؟ تو زنان وکنیزان خود را در حرمستر و پوشش نگاه داری ، ولی خاندان رسالت را با دشمنانشان در شهر ها و آبادی ها بگردانی تا بادیه نشینان ، نزدیکان ، بیگانگان ، ارذل و اشراف ، آنان ببینند در حالی که از مردان آنان کسی همراهشان نیست....[7]»

سکینه دختر امام حسین (ع) در همان مجلس یزید به گریه می اُفتد و زمانیکه یزید علت آن را جویا می شود می گوید:

          « کیف لا یبکی من لیس لها ساتر یستتر وجهها عنک و عن جلساء مجلسک ...

           چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود را از تو و حضار مجلست بپوشاند[8] 

اینها همه نشانگر آن است که این ، بزرگواران و راست قامتان در همه ابعاد زندگی اُسوه اند در ایمان و عمل ، تعمد و تعبد ، حراست از جایگاه والای زن و پاس داشتن عفاف و حفاظت از مکانتِ انسانیِ زن های مسلمان ، پس ای ! بانوان محبِّ اهل بیت ، الگوی خود را حضرت زهرا (س) و زینب کبری (س) قرار دهید و مانند آنها ، جایگاه والای زن که به فرموده پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر پایِ مادران است و به فرموده امام راحل : از دامن زن ، مرد به معراج می رود _ حفظ و حراست نماید که این برای زنان مهمترین وظیفه و مسئولیت است در دنیا و انشاء الله در آخرت از شفاعت آنها بهره مند شوند.

1)                              3) سیره مستمره زنان مسلمان

با توجه به تاریخ و گذشت زمان از ظهور اسلام در می یابیم که زنان مسلمان ، بعد از نزول آیات حجاب در پوشش کامل حجاب اسلامی در آمدند و این سیره از آن زمان تا به حال چنین بوده است و این می فهماند که سیره زنان مسلمان رعایت کامل حجاب بوده است که متاسفانه از زمان قاجار به بعد کم کم رنگ و بوی حجاب از بین رفت و در زمان رضا خان به اوج خود رسید و در زمان انقلاب اسلامی با ترفندهای دیگر زنان را از حجاب قرآنی که چادر است جدا کنند و به بهانه دست و پاگیر بودن چادر را کنار زدند و جای آن ، مانتو را عَلَم کردند چون می توانند با انواع مدل ها به اهداف شوم خود برسند.



[1]- نفس المهموم ، ص 355.

[2] - سوگنامه آل محمّد (ص) ، 378 –بحار الانوار ، ج45 ، ص61 .

[3] - حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص 136.

[4] -قصه کربلا ، ص385 – ارشاد شیخ مفید ، ج2 ، ص113.

[5] - نفس المهموم ، ص239 – مقتل الحسین ، ص222.

[6] - نفس المهموم ، ص241.

[7] - لهوف ، ترجمه عقیقی بخشایشی ،217.

[8] - سوگنامه آل محمد ، ص457 – معالی السبطین ، ج2 ، ص163.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

      با توجه به روایات زیادی که در این مورد بیان شده به دست می آید که از نظر شارح حجاب یک امر مقدس و با ارزش است که زنان ، با حجاب ارزشمند می شوند اینها پاره ای از کلمات معصومین بود که گذشت اما سیره عملی اهل بیت پیرامون حجاب چیست ؟ که در اینجا به آن می پردازیم.

 

ب ) سیره عملی

حضرت زهرا و حجاب

حضرت زهرا سلام الله علیها مظهر عفاف و تقوی ، سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید:

«   " ما خیرٌ للنساء" چه چیز برای زنان از همه بهتر است ، یاران ندانستند ، امیرالمؤمنین خدمت حضرت فاطمه سلام الله علیها آمدند و آن حضرت پاسخ دادند " خیرٌ لَهُنَّ أَن یَرَینَ الرجال و لایَرونَهُنَّ" از همه چیز بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را" و چون حضرت علی (ع) بازگشتند و پاسخ را دادند حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند: "من عِلمَکَ هذا" چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد ! عرض کردند : فاطمه سلام الله علیها ، حضرت فرمودند: " إِنَّها بَضعَةُ مِنِّی" او پاره تن من است[1]

در روایتی دیگر آمده:

« رسول اکرم (ص) از اصحابشان سئوال فرمودند: زن چیست؟ جواب دادند عورت است حضرت فرمودند : چه وقت به خدا نزدیکتر است ؟ پس ندانستند! چون حضرت زهرا سلام الله علیها این مطلب را شنیدند فرمودند: نزدیکترین حالت زن به پروردگارش زمانی است که ملازم قعر خانه اش باشد ، آنگاه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: فاطمه (س) پاره تن من است[2]

      زهرای اطهر برترین الگوی زن و عالیترین چهره بشریت ، زمانی که دید در حقّ امام خویش ستم شده از محدوده خانه خارج شده و در اجتماع حضور می یابد و با بلیغ ترین جمله ها ، از حقّ و حقیقت دفاع می کند امّا با نهایت حیاء و عفاف حضور می یابد .

      در احتجاج مرحوم طبرسی کیفیت حجاب و پوشش زهرا سلام الله علیها را ، هنگامی که می خواستند به مسجد بروند برای محاجه با ابی بکر، درباره غصب فدک و خلافت و غیر آن بدین شرح است.

« هنگامی که ابوبکر و عمر اتفاق کردند بر منع حضرت زهرا (س) از فدک و این خبر به آن حضرت رسید مقنعه خویش را به سر پیچیدند و خود را در میان عبا قرار دادند و اطراف خود ، از سر و صورت و سایر بدنشان را تا پاهایشان به آن پوشانیدند و رو کردند به جانب مسجد ، در میان یاران و خدمتگزاران و زنان بنی هاشم و به قدری پوشش ایشان بلند بود که هنگام راه رفتن ، پایشان را به دامن آن می نهادند و مانند رسول الله (ص) راه می رفتند تا وارد شدند در مسجد بر ابی بکر که در میان گروهی از مهاجر و انصار و غیره بود بعد پرده ای در مقابل آن حضرت کشیده شد و نشستند ، سپس ناله ای بر کشیدند که جمعیت به گریه و ضجه در آمد پس حضرت کمی آرام شدند تا از شیون مردم کاسته شد سپس شروع به سخنرانی نمودند با حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر (ص) ، باز جمعیت گریه کردند پس از آنکه آرام شد ، به سخن خود تا آخر خطبه معروفه و احتجاجاتشان با ابی بکر و سایرین ادامه دادند[3]

صاحب کتاب " درس حجاب " پس از بیان این مطلب می نویسد چند نکته در مورد حجاب دختر پیامبر را متذکر می شود.

1)     با مقنعه حضرت سرشان را پوشاندند.( همانطوری که در آیه 31 سوره نور آمده است)

2)  خود را تماماً از سر و صورت تا همه روی پاهایشان را با عبا ( به اصطلاع عرب ها) و چادر( به اصطلاع فارس ها ) پوشاندند. (همانطوری که در آیه 59 سوره احزاب آمده است)

3)  هنگامی نشستن در مسجدی که مردم در آن حضور داشتند نخست پرده ای در مقابل ایشان کشیده شد و از پس پرده آن حضرت ، سخنرانی کردند. (همانطوری که در قرآن آمده از " من وراء حجاب " سخن بگو)

4)     هنگام سخنرانی در وسط جمعی از زنان قرار داشتند و جدا و مشخص ، خود را قرار نداده بودند.

این مطالب برای زنان شیعه بزرگترین درس حجاب و حیا و پاکدامنی است که عمل به موجب قدر و منزلت یک زن مسلمان است هر چند زنان ما قدرت و توان این گونه حجاب را ندارند ولی باید خودشان را به آن بانوی دو عالم نزدیک کنند ان شاء الله.

       حضرت زهرا (س) حتی برای بعد از رحلت و شهادت خود دستور دادند قامت بی جانش را در حفاظی قرار دهند که حجم بدن ، نمایان نباشد.

« اسماء بنت عمیس می گوید روزی فاطمه به من فرمودند من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر آن می افکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناراضیم . اسماء گفت من در سرزمین حبشه چیزی را دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل می کنند ، شاخه هایی از درخت نخل را بر می دارند و به صورت تابوت مخصوص در می آورند و پارچه ای ، روی چوبه های آن می افکنند سپس بدن را درون آن می گذارند ، به گونه ای که بدن پیدا نمی شود هنگامی که حضرت این مطالب را شنیدند ، تبسم نمودند و این تنها تبسم آن حضرت بعد از وفات رسول خدا (ص) بود[4]

به همین خاطر حضرت زهرا سلام الله علیها به امیرالمؤمنین چنین وصیت می کند :علی جان ! برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه ، بدنم پیدا نباشد و طرز ساختن آن ، چنین و چنان باشد[5]. 

حضرت به خاطر آن همه عظمت و جلالت و حراست از جایگاه بلند عفاف در زندگی ، چون وارد معشر و قیامت می شود فریاد بر خواهد آمد که:

       « یا معشر الخلائق غَضُّوا أَبصارِکُم حتی تجوز فاطمه بنت محمّد (ص).

         ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه دختر رسول اکرم عبور نماید[6]

استاد جوادی آملی در ذیل این روایت چنین می فرمایند:

        « این امر نَه  برای آن است که شما نامحرمید و اجازه دین آن حضرت را ندارید زیرا در قیامت تکلیفی و حرمت و حلیتی و غیره نیست بلکه وقتی آن حضرت با آن جلال می گذرد اهل محشر توان دیدن آن را ندارند[7]

با توجه به اینکه حضرت می دانستند بدنشان را در شب تشیع می شود ولی باز ناراحت بودند این اهمیت بحث حجاب و عفت و حیاء را می رساند که این درسی است برای زنان عالم که همچون الگویی با ارزشی را دارند.

حضرت زینب و حجاب

      در اینجا به یک روایت پیرامون سیره عملی حضرت زینب در مورد حجاب و اهمیت آن اشاره می کنیم:

« یحیی مازنی گفت: مدت زیادی در مدینه در همسایگی خانه حضرت امیرالمؤمنین بودم نزدیک خانه ای که زینب دختر علی (ع) در آن سکونت داشت به خدا قسم نه شخص زینب سلام الله علیها را دیدم و نه صدای او را شنیدم هرگاه می خواست برای زیارت قبر جدش رسول الله (ص) از خانه خارج شود  شبانه می رفت و حضرت امام حسن (ع) از طرف راستش و امام حسین (ع) از طرف چپ او و حضرت امیرالمؤمنین (ع) پیشاپیش او حرکت می کردند و وقتی نزدیک قبر شریف ، می رسیدند امیرالمؤمنین (ع) جلوتر می رفتند و قندیل ها را خاموش می کردند . یکبار امام حسن (ع) دلیل این کار را سئول کردند؟ حضرت فرمودند: می ترسم به خواهرت زینب نگاه کند[8]

پیروی از آن بزرگواران و الگوگیری از آن حضرات در گرو آن است که زن مسلمان ، چون آنها ، حقّ را پاس داشته و بسان آنها از عفاف و حرمتش ، حراست کند و همانند آن حضرات ، پوشش کامل حجاب را رعایت کنند که با این عمل ، رضایت خدا و اولیائش را کسب خواهند کرد .




[1] -حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص131 ، به نقل از حلیة الاولیاء ج2 ، ص40.

[2] - فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی ، ح 24 ، ص 273.

[3] -حجاب فاطمی ، وجه و کفین ، ص52به نقل از درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا ، ص26.

[4] -ذخائر العقبی ، ص54.

[5] -بحا الانوار ، ج42 ، ص192.

[6] - همان ، ج43 ، ص221.

[7] - زن در آینه جلال و جمال ، ص171.

[8] - فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفی ، ص642.

[9]- نفس المهموم ، ص 355.

[10] - سوگنامه آل محمّد (ص) ، 378 –بحار الانوار ، ج45 ، ص61 .

[11] - حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص 136.

[12] -قصه کربلا ، ص385 – ارشاد شیخ مفید ، ج2 ، ص113.

[13] - نفس المهموم ، ص239 – مقتل الحسین ، ص222.

[14] - نفس المهموم ، ص241.

[15] - لهوف ، ترجمه عقیقی بخشایشی ،217.

[16] - سوگنامه آل محمد ، ص457 – معالی السبطین ، ج2 ، ص163.





ه ) زیورآلات

یکی دیگر از موارد تبرج و خودنمایِ که منجر به بدحجابی در جامعه می شود نشان دادن زیورآلات به دیگران است پیامبر دراین مورد می فرمایند.

قال النبی (ص):

أصابَتکم فِتنةُ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم وَ إِنَّ أَخوَفَ ما أَخاف علیکم فتنة السَّرّاءِ مِن قِبَلِ النساءِ إِذا تَسَوَّرنَ الذَّهَبَ وَ لَبِسنَ رُبُطَ الشام وعَصبَ الیَمَنِ وَ أَتعَینَ الغَنِیَّ و کلَّفنَ الفقیرَ ما لا یَجِدُ.

فتنه کمبود را دیدید و صبر کردید و من از رفاه بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید ، هنگامی که النگوی طلا و پارچه های فاخر به تن می کنند و توانگران ( اگر شوهر توانگر دارند ) را به زحمت اندازند و از فقیر ( اگر شوهری فقیر دارند ) چیزی که بدان دسترسی ندارند بخواهند[1]   

و)تشابه به کفار

عمده ترین عامل برای بی حجابی یا بدحجابی زنان در جامعه این است که می خواهند خود را شبیه به کفار کنند با وجود اینکه رسانه های جمعی به راحتی در دسترس است و با توجه به زرق و برق دار بودن مد های جدید ، متاسفانه جامعه عزیز ما را هم در بر گرفته است  و هر روز مدلهای جدید با نابودی ارزش های اسلامی و انسانی همراه است که باید با نشر معارف نبوی و علوی جلوی این هجوم دشمنان را گرفت.

قال الامام علی علیه السلام:

«لا تزال هذه الأُمةبخیرٍ ما لَم یَلبِسوا لِباسَ العَجَم و یَطعَمُوا أَطعَمِةَ العجم فإذا فَعَلوا ذلک ضَرَبَهَمَ اللهُ بالذُّلّ.

امور این امت همیشه به خیر و نیکی خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذاهای آنان را نخورند و آن زمانی که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نمودند خداوند آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد.[2]»

ه ) زیورآلات

یکی دیگر از موارد تبرج و خودنمایِ که منجر به بدحجابی در جامعه می شود نشان دادن زیورآلات به دیگران است پیامبر دراین مورد می فرمایند.

قال النبی (ص):

أصابَتکم فِتنةُ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم وَ إِنَّ أَخوَفَ ما أَخاف علیکم فتنة السَّرّاءِ مِن قِبَلِ النساءِ إِذا تَسَوَّرنَ الذَّهَبَ وَ لَبِسنَ رُبُطَ الشام وعَصبَ الیَمَنِ وَ أَتعَینَ الغَنِیَّ و کلَّفنَ الفقیرَ ما لا یَجِدُ.

فتنه کمبود را دیدید و صبر کردید و من از رفاه بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید ، هنگامی که النگوی طلا و پارچه های فاخر به تن می کنند و توانگران ( اگر شوهر توانگر دارند ) را به زحمت اندازند و از فقیر ( اگر شوهری فقیر دارند ) چیزی که بدان دسترسی ندارند بخواهند[3] 

5) ضعف اعتقاد به عقوبت اُخروی

یکی دیگر از عوامل بدحجابی در جامعه به خاطر این است که آگاهی و شناخت به عالم آخرت ندارند و یا اگر هم داشته باشند ، اما باور ندارند در اینجا روایتی را از پیامبر أَعظم نقل می کنم.

« حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند: من و فاطمه سلام الله علیها داخل شدیم بر رسول خدا (ص) و او را در حالیکه شدیداً گریه می کردند ، مشاهده نمودیم به ایشان گفتیم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله (ص) ، چه چیزی شما را به گریه واداشته ؟ حضرت (ص) فرمودند: یا علی (ع) در شب معراج که به آسمان رفتم زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم و آنها را نشناختم لذا گریه کردم برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم و بعد فرمودند:

زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید!

زنی را دیدم که به زبانش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید!

زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود!

زنی را دیدم که دو پایش به دست هایش بسته و بر او مارها و عقرب ها مسلط بودند!

زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیرش زبانه می کشید!

زنی را دیدم که به صورت کر و لال و کور ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج می شد و بدن او به صورت جذام و برص می بود!

زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند در حالی که در تنوری از آتش بود!

زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب بوسیله قیچی هایی از آتش جدا می کردند!

زنی را دیدم که صورت و دست هایش آتش گرفته بود در حالی که روده هایش را می خورد!

زنی را دیدم که سرش ، سر خوک و بدن او بدن اُلاغ و بر او هزار هزار انواع عذاب بود!

زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش از عقب او خارج می شد و ملائکه به وسیله گرز آهنینی از آتش بر سر و بدنش می کوبند!

بعد فاطمه سلام الله علیها خطاب به پدر فرمودند: حبیب من ! نور چشم من! به من بگو که این زنان ، عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمودند:

آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.

آن زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت می کرد.

اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، برای این بود که از همبستری شدن با شوهرش خودداری می کرد.

اما آن زنی که پاهایش به دست هایش بسته بود و مارها و عقرب ها بر او مسلط بودند ، برای این بود که در حال نجاست وضو می گرفت و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و در هنگام جنابت و حیض ، غسل خود را انجام نمی داد و در نمازش نیز سستی می کرد.

اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، برای این بود که بدنش را برای مردم زینت می کرد.

اما آن زنی که کر و کور و لال بود ، برای این بود که از راه زنا بچه دار می شد و به گردن شوهرش می انداخت.

آن زنی که با پاهایش آویزان بود ،برای این بود که از خانه بدون اذن و اجازه از شوهرش خارج می شد.

اما آن زنی که گوشت بدنش را با قیچی جدا می کردند ، برای این بود که خودش را بر مردان عرضه می کرد.

اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت در حالی که روده هایش را می خورد، برای این بود که در عمل منافی عفت واسطه بود.

اما آن زنی که سرش ، خوک و بدنش اُلاغ بود ، برای این بود که سخن چین و دروغگو بود.

اما آن زنی که به صورت سگ بود ، برای این بود که آوازه خوان و حسود بود.

 بعد رسول خدا (ص) فرمودند : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد.[5]»

      با توجه به روایات زیادی که در این مورد بیان شده به دست می آید که از نظر شارع مقدس، حجاب یک امر مقدس و با ارزش است که زنان ، با حجاب ارزشمند می شوند اینها پاره ای از کلمات معصومین بود که گذشت اما سیره عملی اهل بیت پیرامون حجاب چیست ؟ در مطالبی بعدی آورده می شود منتظر باشید.



[1] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[2] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.

[3] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[4] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.

[5] -وسایل الشیعه ، ج14 ، ص156.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 

4)تبرج و خود نمایی

عامل مهم دیگر برای بی حجابی ، تبرج و خود نمایی است که روایات پیرامون آن را در چند بند ، به اختصار می آوریم.

           الف) لباس نازک و بدن نما

 قال النبی (ص) :

  « صفتان من أهل النار لم أرَهُما : قومٌ مَعَهُم سیاطٌ کَأَذنَاب البقر یَضربون بِهَا النّاس و نساءٌ کاسیاتُ عاریاتٌ، مُمیلاتٌ ، مائلاتٌ ، رَؤُوسُهُنّ کأسنِمَةِ البُحتِ المائِلَةِ، لایدخُلنَ الجَنّة ولایَجِدنَ ریحها ، و إنَّ ریحَها لَیُوجَدَ مِن مَسیرَةِ کذا وکذا.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : دو گروه از دوزخیان را من ندیده ام . گروهی که تازیانه هایی مانند دُم گاو در دست دارند و مردم را با آن می زنند و گروه دیگر ، زنانی هستند که در حالی که پوشیده اند اما برهنه اند ، کجراهه می روند و دیگران را  نیز به کجروی تشویق می کنند ، موی سرهایشان همچون کوهان شتر فروهشته است اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله چندان و چندان(فاصله دور ) به مشام می رسد استشمام نمی کنند[1]                                                                                              و روی الأصبغ بن نباتة عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال : سمعته یقول:

« تظهرُ فی آخرالزَّمان و هو شَرُّ الأَزمِنَةِ نسوَةکاسیات عاریات مُتَبَرِّجات ، من الدّین خارجاتٌ وَ فی الفتَن داخلاتٌ و لِلشَّهَواتِ مائلاتٌ وَ الَی اللَّذاتِ مُسرِعاتٌ، مُستَحِلّاتٌ للمُحَرَّماتِ و فی جهنَّمَ خالِدات.

امام علی (ع) می فرمایند : در آخرالزمان که بدترین زمان هاست ، زنانی هستند که در حالی که پوشیده اند ، برهنه اند ( لباس نازک و بدن نما به تن دارند ) با خودآرایی از خانه بیرون می آیند ، آنها از دین بیرون رفته اند و در فتنه ها داخل شده اند ، به شهوات تمایل دارند و به سوی لذات نفسانی می شتابند ، حرام های الهی را حلال می شمارند اینان در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار خواهند شد[2]                  

عن ابی عبدالله علیه السلام قال : قال رسول الله (ص) :

« من أطاع َ إمرَأَتَهُ أکَبَّهُ اللهُ علی وَجهِهِ فی النار .قیل : و ما تِلک الطاعة؟ قال : تَطلُبُ إلیه الذُهاب الی العُرُساتِ وَ العیداتِ و النّایحات و الثیاب الرَّقاق فیُجیبُها.

امام صادق علیه السلام می گویند : رسول خدا (ص) فرمودند : کسی که از زنش اطاعت کند ، خداوند او را به صورت در آتش می اندازد. پرسیدند : اطاعت در چه چیزی ؟ فرمودند اینکه زن در خواست رفتن به حمام ها ، عروسی ها ، مراسم عید و جشن ها و عزاداری ها با لباس های نازک و بدن نما از شوهر خود داشته باشد و شوهرش از او اطاعت کند[3]     

قال النبی (ص):

« یا أسماءُ إنَّ المرأة إذا بَلَغت المحیض لم تَصلُح أَن یُری منها إلّا هذا و هذا ( و أشارَ الی وَجهِهِ و کَفَّیهِ)

عایشه همسر پیامبر (ص) می گوید : خواهرش اسماء در حالی که لباس نازکی پوشیده بود نزد پیامبر اعظم آمد آن حضرت روی از او بر گرداند و فرمود " ای اسماء ؛ وقتی زن به سن بلوغ رسید نباید از بدن او جز این و این ( در حالی که به دستش تا مچ و صورتش اشاره می کرد ) دیده شود[4]

       امیر المؤمنین فرمودند:

« علیکم بالصَفیق فإنَّ مَن رقَّ ثوبُهُ رَقَّ دینُهُ.

 پوشیدن لباس ضخیم بر شما لازم است زیرا کسی که لباسش نازک و بدن نما باشد دینش نیز ضعیف و نازک است[5]

نهی النبی (ص):

« إنَّ تتزَیّن المرأةُ لِغیر زوجها فإن فعلت کان حقّاً علی الله أن یُحرقِها بالنّار.

پیامبر اعظم نهی کردند زن ، خود را برای غیر شوهر آرایش نماید اگر چنین کند بر خداوند سزاواراست که او را در آتش دوزخ بسوزاند[6]

با توجه به این روایات و روایات دیگری از اهل بیت نشان می دهد که زنان مسلمان شأن و مقام شان بالاتر این است که خواسته باشند خود نمایی کنند گرچه می دانند شیطان در کمین است که با خودنمایی ، دینشان را از آنها بگیرد و دلبستگی به این دار فانی داشته باشند و قیامت را فراموش کنند.

      ب) زینت و آرایش

از دیگر موارد بی حجابی در جامعه این است که زنان می خواهند زینت و آرایش خود را به رخ دیگران بکشانند و خود را بر دیگران عرضه کنندکه متاسفانه کشور عزیز ایران در ردیف پر مصرف کننده وسایل آرایشی در دنیا است در اینجا به چند مورد از روایاتی که مذمت کرده با این حالت ، زنان از خانه خارج شوند.

 قال النبی (ص):

سَیَأتی من بعدی اقوام یأکُلُون طیبَ الطَّعام و ألوانَها و یرکبونَ الدَّوابَّ و یَتَزیَّنونَ المرأةِ لِزَوجِها و یَبَرَّجنَ النساءُ و هم مُنافقوا هذه الأُمةِ فی آخرالزمان ؛ یابن مسعود : یَأتی علی النّاس زمان صابر علی دینه مِثلُ القابض ِعلی الجَمرةِ بِکَفِّهِ.

 پیامبر أَعظم به یکی از اصحاب خود به نام ابن مسعود فرمودند: به زودی ، روزگاری می رسد که مردمانی ، غذاهای رنگارنگ می خورند و با سوار شدن بر مرکب ها، خود را مانند زنان آرایش    کرده اند و زنان با آرایش و خودنمایی به خیابان ها می آیند اینان منافقین این امت هستند در آخرالزمان... ای پسر مسعود ؛روزگاری خواهد آمد که پایداری در دین مانند آن است که شخص دیندار بخواهد قطعه ای از آتش را در دست خود نگه دارد[7]

قال النبی (ص) :

         « أیُما إمرأَةٍ نَزَعَت ثیابها فی غیر بَیتِها خَرَقَ اللهُ عزَّو جَلَّ عنها سِترَهُ.

            هر زنی که لباس خود را در جزء در خانه خود بیرون آورد خداوند پرده خویش را از او بر می گیر[8]د.»

قال رسول الله (ص):

« المرأةَ إذا خرجت مِن بابِ دارِها مُتَزَیَّنَةً مُتَعَطَّرَةً و الزوجُ بذلک راضٍ ، یبنی لِزوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فی النار.

زنی که آرایش کرده و عطر زده از خانه بیرون آید و شوهرش به این کار راضی باشد برای هر گامی که زن در بیرون خانه بر می دارد ، خانه ای در آتش برای شوهرش می سازد[9]

از پیامبر اکرم نقل کرده اند:

« یا حولاء لا تُبدئ زینتک لِغیر زوجک. یا حولاء لاتَحِلُّ لإِمرأةِ أَن تَظهَرَ مَعصَمَها لِرِجُلِ غیرَ بَعلِها و إذا فَعَلَت لم تَزَل فی لعنةِ الله و سخَطِهِ و غضب اللهُ علَیها و لَعنَتَها ملائکةُ اللهِ و أعِدَّ لَها عذاباً أَلیماً.

ای حولاء : زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار مکن ، ای حولاء حلال نیست زن مچ و قدم های خود را برای مردی ، غیر از شوهرش آشکار کند و اگر مرتکب چنین گناهی شد همیشه مورد لعن و غضب الهی و فرشتگان الهی است و عذاب دردناکی برای او مهیا شده است[10]

ج ) خوشبو کردن

یکی دیگر از عوامل تبرج و خودنمایی ، خوشبو کردن است که خود ، موجب جلب مردان است اگرچه خوشبو کردن مختص زنان بی حجاب نیست و زنان باحجاب هم ممکن است استفاده کنند ولی بیشتر زنان بی حجاب و بدحجاب در بر می گیرد و به طور غیر مستقیم موجب بدحجابی می شود به چند روایت اشاره می کنیم.       

قال النبی (ص):

« أَلمرأةُ إذا خَرَجَت من بابِ دارها مُتَزَیَّنةً مُتَعَطَّرَةً وَ الزَّوجُ بذلک راضٍ یُبنی لِزَوجِها لکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فی النار.

هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود در حالی که شوهرش به این کار راضی باشد خداوند برای هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در دوزخ بنا خواهد کرد[11]

قال النبی (ص):

«أیما إمرأةِ إستعطرَت ثمَّ خَرَجَت  فَمَرَّت علی قومٍ لِیَجِدوا ریحَها فهیَ زانیةٌ و کُلُّ عینٍ زانیةٌ.

هر زنی  عطر بزند و بیرون رود و بر گروهی بگذرد که بوی او را دریابند زناکار است و هر دیده ، زناکار است[12]

 قال رسول الله (ص) :

« ایُّ إمرأةٍ تطیبت ثُمَّ خَرَجَت من بَیتها ، فهی تُلعَنُ حتی ترجعَ إلی بیتها ، متی ما رَجَعَت.

هر زنی که خود را معطر و خوشبو سازد و سپس از خانه بیرون رود ، همواره مورد لعنت حق خواهد بود تا هنگامی که به خانه بر گردد هر چند بازگشتنش به طول انجامد[13]

 قال الصادق (ع):         

« أیما إمرأةٍ تَطَیَّبَت لِغَیر زوجها ، لَم یَقبَلِ اللهُ منها صلاةً حتی تَغتسِلَ من طیبِها کَغُسلِها من جِنابَتِها.

        اگر  زنی خود را برای غیر شوهرش عطر آگین کند ، خداوند نمازش را نمی پذیرد تا غسل کند  چنان که برای جنابت غسل می کند[14]. »

قال رسول الله(ص):

 « هر زنی که خود را معطر سازد و به مسجد برود ، تا غسل نکند ، هیچ نمازی از او پذیرفته نیست[15].!»

د) تشابه به مردان

      یکی دیگر از عوامل بی حجابی و یا بد حجابی این است که زنان می خواهند خود را شبیه به مردان کنند و این عامل سبب کم ارزش شدن حجاب در جامعه می شودکه به چند روایت اشاره می کنیم.

قال النبی (ص) :

« لَعَن اللهُ الرَّجلَ یَلبِس لُبسةَ المرأةِ وَ المرأَةُ تَلبِسُ لُبسَةَ الرّجُل.

نفرین خدا بر مردی که لباس زنان را بپوشد و زنی که لباس مردان به تن نماید[16]

 قال النبی (ص) :

« ثلاثةٌ لایدخلونَ الجنَّةَ ابداً : الدَّیوثُ وَ الرَّجُلَةُ من النساءَ و مُدمِنُ الخمر.

سه کسند که هرگز داخل بهشت نمی شوند : دیوث و زنان مرد نما و شرابخور.[17]»

قال النبی (ص):

« ثلاثةُ لاینظُرُ اللهُ إِلَیهم یَوم القیامة: العاقُ لِوالِدَیه و المَرأَةُ المُتَرَّجِلَةُ المُتَشَبَّهةُ بالرِّجال و الدَّیوث.

           سه کسند که خدا روز رستاخیز بسوی آنها نمی نگرد: عاق والدین و زنی که مرد نما باشد و دیّوث[18]



[1] - میزان الحکمه ، ج2 ، ص994.

[2] - وسایل الشیعه ، ج20 ، باب 7 ، روایت 24961 ، ص19 – من ا یحضره الفقیه ، ج3 ، ح 4374 ، ص390.

[3] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص 130.

[4] - میزان الحکمه ، ح11 ، ص5294.

[5] - بحار ، ج 73 ، ص 183.

[6] - همان ، ج100 ، ص249.

[7] - سفینةالبحار ، ج3 ، ص492.

[8] -نهج الفصاحه ، ح 1023.

[9]- جامع الاخبار ، ص158 – بحار الانوار ، ج103، ص 249.

[10] - مستدرک الوسایل ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 61 ، ح 14 ، ص 238.

[11] - جامع الاخبار ، ص158 ، بحار الانوار ، ج103 ، ص249.

[12]- الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیگر در نهج الفصاحه ، ح 13 ، ص348.

[13] -کافی ، ج5 ، ص518.

[14] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص113.

[15] -سنن ابن ماجه ، ج2 ، ح 4002 ، ص1326.

[16] - کنز العمال ، ح15 ، ص323.

[17] -الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیکر در نهج الفصاحه ، ح15 ، ص355

[18] - همان ، ح 44، ص351.

[19] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[20] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ