تبلیغات
علمداران عشق

لطفا برای دانلود سوالات پایان ترم تاریخ تحلیلی از آغاز تا واقعه طف بر روی این تصویر کلیک کنید




طفا برای دانلود  سوالات میان ترم تاریخ تحلیلی از آغاز تا واقعه طفبر روی این تصویر کلیک کنید











لطفا برای دانلود سوالات  پایان ترم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران دکتر ولایتی برای گزینه کلید کنید





لطفا برای دانلود سوالات  میان ترم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران دکتر ولایتی برای گزینه کلید کنید



لطفا برای دانلود فایل سوالات پایان ترم تاریخ تحلیلی صدر اسلام روی گزینه زیر کلیک کنید




لطفا برای دانلود فایل سوالات میانترم ترم تاریخ تحلیلی صدر اسلام روی گزینه زیر کلیک کنید



چهارشنبه 6 دی 1396

نمرات دانش خانواده دانشکاه امام علی

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    

نمرات دانش خانواده دانشگاه امام علی:

آقایان ابویی – افروغ- امامی – تفتی پور- حسینی پور- حیدری – دامن دریا – دهقان منشادی – دهقانی محمودابادی- رحیمی – زارع – سارانی – صفوی مقدم – کارگر – کلانتری پور- محمدی – محمدی کویجانی- منگلی – میررکنی – میرزایی- یزدان مهر- خاکی- همه نمره شش آوردند

آقایان حسینی فرادنبه5/5-   پنابادی 4/5-  مختارزاده 5- مزیدی شرف اباد 4- وحدت 5/25 – دشتی رحمت اباد5-






دانشجویان گرامی شما میتوانید جهت دانلود فایل سوالات میانترم تاریخ تحلیلی صدر اسلام دانشگاه فنی شهید صدوقی و امام علی بر روی تصویر زیر کلیک کنید .


دانشجویان گرامی شما میتوانید جهت دانلود فایل سوالات میانترم تاریخ تحلیلی صدر اسلام دانشگاه اشکذر و دانشگاه آزاد یزد بر روی تصویر زیر کلیک کنید .


سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

فصل اول

1- فرهنگ و تمدن را تعریف کنید و ارتباط تمدن با فرهنگ را بنویسید؟

 فرهنگ : ویژگیِ زندگیِ انسان یا جنبه های جداکننده ی انسان از حیوان (محمد رضا کاشفی در کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی)

این تعریف علاوه بر جامع بودن از تنوع و اختلاف فرهنگ ها نیز حکایت دارد زیرا خاستگاه فرهنگ تمایز انسان از حیوان است و نیز به معنای لغوی آن نزدیک تر است زیرا تمام تعریف ها نمادی از همان ویژگی آدمی است که در ادب ، خرد ، دانش ، تعلیم و تربیت ، معرفت ، هنر، صنعت، حکمت و ... تجلی می یابدبه عبارت دیگر فرهنگ باطن این تعریف هاست.

 کاشفی  :  تمدن مجموعه ی دستاوردها و اندوخته های مادی و معنوی بشر است  یعنی از آن هنگام که آدمی به رشد و تعالی رو آورد هم نیازهای حیاتی جسمانی و هم به احتیاجات معنوی خویش توجه کرد از این رو کوشید تا به هر دو نیاز پاسخ داده و آن ها را اقناع کند حاصل این کوشش، دستاوردها و اندوخته های مادی و معنوی بود که ما آن را تمدن می نامیم

 دیدگاه دکتر ولایتی : فرهنگ فصل‏جداگرانسان از حیوان است که ازراه فرهنگ برطبیعت‏ درون و بیرون چیره‏گشته و با بیرون ‏آمدن از این ‏طبیعت گام‏به‏گام مرحله‏های ‏تکامل‏ فرهنگی را پشت سرگذاشته‏است.

فرهنگ‏را ازجهتی به‏فرهنگ‏مادی و ‏معنوی بخش‏بندی‏کرده‏اند.

فرهنگ ‏مادی شامل‏ همه ‏وسایل ‏مادی و آن‏چه به‏دست ‏بشر از ماده ‏طبیعی ساخت ‏می‏شود و شیوه‏ها و فرایندهای ساخت‏سازآن‏ها می‏دانند.

فرهنگ‏معنوی‏را شامل‏ارزش‏ها، ایده‏ها و باورها، اندیشه‏ها و فن‏ها، یعنی آداب و سنت‏ها، علوم و فلسفه و ادبیات و هنر و همه فراورده‏های‏ ذهنی ‏انسان‏می‏دانند.

2- عوامل موثر در زایش و اعتلای تمدن ها را نام ببرید؟    امنیت و آرامش ـ غرور و همبستگی ملی یا عصبیت ـ همکاری و تعاون ـ اخلاق ـ تحمل بردباری و صبوری- یکپارچگی - دین ـ رفاه نسبی و فشار اجتماعی و اقتصادی

3 -عوامل و علل زوال و انحطاط تمدن ها را بنویسید؟    فقدان وحدت و انسجام جامعه هجوم دشمنان خارجی آشفتگی در بافت طبقاتی جامعه و تولیدات تصنعی و رویکرد سوداگری و واسطه گری

4- ویژگی های تمدن را نام ببرید؟   نظام مند بودن جهانگردی تمدن-  پویای تمدن - همبستگی تمدن

فصل دوم

5- سیر تکامل وسایل نوشتن در صدر اسلام را بنویسید؟

مجموعه اطلاعات پراکنده از عرب جاهلی نشان ازآگاهی در  امر نگارش داشته ولی فرهنگ غالب در آن زمان شفاهی بوده در قدیم بر روی وسایلی مانند خشت و استخوان و سنگ نوشته می شد مسلمانان ابتدا بر روی پوست حیوانات می نوشتند اما چون بسیار گران بود بر روی پوست خشکیده درخت نخل یا حتی شاخه خشکیده هم نوشته می شد.پس از فتح سرزمینهای مصر و شام باقرطاس یا پاپیروس آشنا شدند ولی چون آن نیز بسیار گران بود کاغذ را جایگزین کردند.صنعت کاغذ سازی از سمرقند که در آنجا تعدادی از کاغذ سازان چینی به این صنعت اشتغال داشتند به دیگر سرزمینهای اسلامی راه یافت.کاغذ چینی دارای دو نقیصه بود یکی ضخیم و کلفت بود و دیگری رنگ کدر آن ؛ مسلمان این دو نقیصه را برطرف و کاغذهای رنگی و سفید و نازک تولید کردند با کوشش فضل بن یحیی برمکی وزیر بافرهنگ هارون الرشید در پایان سده دوم این صنعت در بغداد راه اندازی شد و به سرعت جای پوست را گرفت و بعد به مصر و شام و اندلس و در قرن سیزده میلادی نخستین کارخانه کاغذ سازی در ایتالیا توسط مسلمانان تاسیس و راه اندازی شد.

6- سه نمونه از مبادی و منابع اصلی ورود علوم عقلی به عالم اسلام را نام ببرید؟

الف: یونان : علوم عقلی ، ریاضیات ، نجوم، پزشکی و داروشناسی، علوم طبیعی         ب: اسکندریه مصر: علوم عقلی

ج: ایران :پزشکی از مدرسه و بیمارستان گندی شاپور                        د: هند : علوم ریاضیات و نجوم و پزشکی

7- نهضت ترجمه  یعنی چه ؟

منبع اصلی این نهضت قرآن و احادیث بود که مومنان را به کسب علم و فن ترغیب می کرد.آنچه بیش از همه در فرآهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوح مسلمانان و به ویژه استیلای آنان بر سراسر قلمرو و ساسانیان و بخشهایی از امپراتوری روم شرقی بود.این سرزمینها هر یک فرهنگ و تمدن دیرپا داشتند اما فاتحان مسلمانان از سرزمینهای مغلوب و یکپارچه ساختند و در کنار دیگر فرهنگها یا یونانی مابان دور و نزدیک مبادله و مشارکت فرهنگی جدیدی را تجزیه کردند. در مدت کوتاه اشتیاق و فعالیت حکام و اندیشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت که بعد ها آن دوره را نهضت ترجمه نام نهادند. این نهضت اگرچه در عصر بنی امیه آغاز شد تاثیر اصلی خود را در عصر بنی عباس برجای گذاشت .نهضت ترجمه آگاهانه ای که آثار تاریخی و اجتماعی و فرهنگی عمیق و دامنه داری از خود برجای گذاشت با ظهور نخستین خلفای عباسی آغاز شد این نهضت علمی بیش از دو سده تداوم یافت به ویژه از زمان حکومت منصور، دومین خلیفه عباسی،اقدامات مهمی در زمینه ترجمه انجام یافت. در این دوره نخستین ترجمه ها از فارسی به عربی بود.طی دوره های بعد مترجمان اسلامی در فنون ترجمه تبحر بیشتری یافتند وبر اساس تجربه ای که در این راه یافتندآثاری از زبانهای سریانی ویونان به عربی ترجمه کردند که این جریان باعث شد علوم گوناگونی از سایر تمدن ها به تمدن اسلامی راه یابد تا در نهایت باعث پیشرفت واعتلای جهان اسلام شود به گونه ای که بعد ها تمدن اسلامی جزء قدرتمندترین تمدنهای بشری محسوب شود.

 8- نهضت ترجمه به چند دوره تقسیم می شود؟

الف)دوره هارون الرشید:در این دوره تکیه اصلی بر ترجمه آثاری در علوم بود. یحیی بن خالد برمکی وزیر هارون الرشید تلاش زیادی در این زمینه کرد نخستین آثار علوم یونانی از جمله کتابهای(اصول هندسته)نوشته اقلیدس و(مجسمی)نوشته بطیلمیوس ونیزآثاری در پزشکی از زبان هندی در این دوره به عربی ترجمه شد.

ب)دوره مامون:هنگام به خلافت رسیدن او اوج دوره رواج مباحث کلامی براساس برداشتهای متضاوت از آیات قرآن کریم بود در این دوره به ویژه آثار فلسفی متضاوتی به عربی ترجمه شد.

ج)دوره پس از مامون:پس از مامون ودر دوره متوکل عباسی کار ترجمه همچنان ادامه داشت.از جمله حنین بن اسحاق شیخ المترجمین همچنان در دوره متوکل به کار ترجمه اشتغال داشت.اما انتقال مرکز مرکز حکومت اسلامی از بغداد به سامرا در دوره ی معتصم عباسی باعث تغییراتی در چگونگی ترجمه آثار مختلف به عربی شد.مهمترین علت این تغییر کاسته شدن اهمیت بیت الحکمه مهمترین نهاد علمی این دوره بود.

د)پایان نهضت ترجمه در دوره حکومت شیعی آل بویه:نهضت ترجمه در بغداد پس از دو قرن کار جدی به تدریج رو به اصول نهاد.البته اصول نهضت ترجمه به معنای کاهش علاقه به علوم ترجمه شده یا کم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان یونانی نبود بلکه سبب اصلی خاموش نهضت ترجمه را فقط می توان عدم ارائه مطالب تازه دانست .به عبارت دیگران نهضت موضوعیت اجتماعی خود را از دست داده بود.عدم ارائه مطالب تازه به این معنا نبود که کتاب غیر دینی یونانی دیگری ترجمه وجود نداشت بلکه به این معنا بود که کتاب یونانی دیگری که ملاحضات وخواسته های با نیان عالمان ودانشمندان مربوط شود وجود نداشت. در بیشتر رشته های علمی متون اصلی از مدتی پیش تالیف شده بود ودر نتیجه همه رشته ها به سطحی با لا تر از سطوح آثار ترجمه شده رسیده بودند وبانیان وحامیان اکنون بیش از گذشته به جای سفارش وپشتیبانی از ترجمه، پشتیبان وسفارش دهنده مطالب اصیل وبه زبان عربی بودند.

9- مراکز علمی در تمدن اسلامی را بنویسید؟

الف) مساجد : مسجد النبی در مدینه نخستین مکان برای کسب علم و دانش بود که شاهد چهار هزار شاگرد مکتب امام صادق بود مساجدی مانند جامع کوفه ، جامع بصره ، جامع فسطاط، جامع دمشق، جامع الخصیب اصفهان و در امروز مسجد اعظم قم

ب) بیت الحکمه  نخستین مرکز در بغداد تاسیس شد که کتاب های علمی و فلسفی را به عربی ترجمه می کردند      ج) دارالعلم :دارالعلم فاطمیون در مصر در سال 395 ه.ق به دستور الحاکم بامرالله در قاهره تاسیس شد که تقربیا یک میلیون جلد کتاب داشت دارالعلم موصل   نخستین مرکزی بود که کتاب هایی از همه رشته ها در آن جمع شد دارالعلم طرابلس در سده پنجم با یک میلیون و ششصد هزار جلد کتاب داشت د) مدارس  در زمان آل بویه مثل مدارس فارس و ری و کربلا     ه) نظامیه: در سده پنجم توسط خواجه نظام الملک مدارسی در بغداد و نیشابور و دیگر   شهرها به نام نظامیه ساخته شد و بعد نظامیه اصفهان و بلخ شهرت داشت.    و (بیمارستان یا مارستان مثل مارستان ری ، مارستان نوری بغداد ، مارستان الکبیر منصوری قاهره، مارستان فسطاط             ز)رصدخانه : رصدخانه مراغه و سمرقند  ح) ربع رشیدی و شنب غازانی در دوره ایلخانیان

فصل سوم

10-  تقسیم بندی علوم که تحت تاثیر فلسفه یونان بویژه ارسطو صورت گرفت را توضیح دهید؟

در طبقه ‏بندى نخست، علوم به‏ نظرى و عملى‏ تقسیم مى‏شوند، بدون آنكه كیفیت و چگونگى انجام علوم عملى مطرح باشد. در علوم نظرى كه مى‏توان به آن «حكمت نظرى» نیز گفت، تنها اصل شناخت و معرفت مطرح است و موضوع بحث، وجود و وضعیت تعلق آن به مادّه است. این علوم به سه قسمت تقسیم مى‏شود:

الف)«علم الاهى» (علم اعلى) كه مخصوص امور مجرد از مادّه است؛     ب)«علم حساب و ریاضى» علم اوسط كه بحث آن علوم تماماً ذهنى و مجرد از مادّه است؛   ج) «علم طبیعى» علم ادنى: كه به امور متعلق به مادّه، چه در صورت ذهن و چه در خارج از آن، مى ‏پردازد. علوم عملى نیز سه دسته‏اند:  الف) «علم اخلاق» مربوط به زندگى شخصى؛ ب)«علم تدبیر منزل» مربوط به خانواده؛ ج) «علم سیاست» مربوط به مسائل جامعه. این طبقه‏بندى تحت تأثیر فلسفه یونان، به ‏ویژه ارسطو، صورت گرفته است.

11- دانشمندانی که آرای آن ها در موضوع طبقه بندی علوم حائز اهمیت است را نام ببرید؟

در میان دانشمندان اسلامى كه به بررسى موضوع طبقه‏بندى علوم پرداخته‏اند، توجه به آراى دو نفر بسیار حائز اهمیت است: ابونصر فارابى‏ (م 329 ق) و محمدبن یوسف خوارزمى‏ (م 387 ق)

12- مهمترین دستاوردهای علمای اسلام در علوم ریاضی را بنویسید؟

مهمترین دستاوردها: درهم آمیزنده ی ریاضیات اسلامی بین مکتب های ریاضی شرق(هند) و غرب(یونان)،اصلاح دستگاه عدد نویسی هند با تکمیل حساب دستگاه اعشاری از جمله ابداع کسر های اعشاری ، ابداع روش های گوناگون برای یافتن پاسخ های عددی معادلات درجه دو و سه ، وارد کردن جبر به علم هندسه ، ابداع اعداد منفی  از واژه دِین توسط ابوالوفا بوزجانی و نخستین کسی که نظریه سینوس در رابطه با مثلثات کروی مفهوم ظل و ظل تمام (تانژانت و کتانژانت) و قاطع و قاطع تمام در مثلثات توسط ابوالوفا بوزجانی ، ابداع تقویم جلالی توسط جمعی از ریاضیدانان به دستور ملک شاه سلجوقی  توسط خیام، غیاث الدین جمشید کاشانی بزرگ ترین ریاضی دان محاسبه و نظریه اعداد و کاشف حقیقی کسر اعشاری و اندازه بسیار صحیحی از عدد پی (?)  ،غربى‏ها استفاده از اعداد عربى یا هندى و نیز استفاده از صفر را از ریاضى‏دان‏هاى مسلمان به‏ویژه خوارزمى فراگرفته‏اند و حتى كلمه صفر به همان صورت وارد زبان‏هاى اروپایى شد. به‏گفته خانم زیگرید هونكه، این لغت به‏صورت «صفیروم»، «صفرو» و «صرو» در ایتالیا، به‏صورت «شیفر» در فرانسه و به‏صورت «صیفر» در انگلستان و آلمان باقى مانده‏است‏ همچنین اعداد را به خاطر دارا بودن زاویه شمارش می کردند. 

13-علم الحیل به چه علمی می گویند و نخستین اثر از دانشمندان مسلمان در این زمینه چه کتابی و از چه کسی است و چند نمونه از اختراعات آنان را نام ببرید؟

دانش مكانیك نزد مسلمانان «علم الحیل» خوانده مى‏شد. علم حیل، دانش یا شناخت ابزارهاى شگردساز در اصطلاح پیشینیان بود كه بر اساس آن، معرّف آشنایى با انواع وسایلى بود كه هر یك كارى انجام مى‏ دادند نخستین مهندسان عالم اسلام سه برادر به نامهاى احمد و محمد و حسن، فرزندان موسى بن شاكر، مشهور به بنوموسى، بودند. كتاب الحیل بنوموسى نخستین اثر مدون شناخته شده در زمینه مكانیك در جهان اسلام به‏ شمار مى ‏رود. در این كتاب، یكصد دستگاه شرح داده شده‏اند كه بیشتر آنها به‏ صورت خودكار و با استفاده از خواص مكانیكى سیالات كار مى‏كنند. این وسایل شامل انواع فواره‏ هاى خودكار، ساعت هاى آبى، انواع بالابرهاى آب و چرخهاى چاه، آفتابه‏ هاى خودكار و وسایلى مانند این هستند. نكته جالب در مورد پژوهش هاى این سه برادر آن است كه آنان پانصد سال پیش از اروپا، و براى نخستین بار، میل‏ لنگ را در حوزه دانشهاى فنى به كار برده‏اند

ابوالفتح عبدالرحمان خازنى، دیگر مكانیك‏دان و فیزیك‏دان اسلامى است. او در شهر مرو به دنیا آمد و در دستگاه سلجوقیان به امور علمى پرداخت. مشهورترین اثر وى میزان الحكمه (نوشته حدود 515 ق) و از مهم‏ترین كتابهاى علم الحیل است. مكانیك آبگونه ‏ها (هیدرولیك)، ایستاب‏ شناسى (هیدرواستاتیك)، به‏ ویژه دیدگاههاى وى درباره گرانیگاه، تعادل اجسام، وزن مخصوص، چگالى سنجى، بالابرها، ترازوها، زمان سنج ها و فنون ساختن و به كار بستن ابزارهایى در این زمینه، جملگى نشان دهنده تبحر او در حوزه دانش مكانیك به‏ شمار مى‏ رود .طراحى انواع آلات سرگرمى و شعبده‏ بازى و بالابرهاى آب را به كنارى بنهیم، مهم‏ترین دستاورد مسلمانان در حوزه علم حیل، آشنا ساختن اروپا با باروت و سلاحهاى آتشین است. پیشینه ذكر استفاده از انواع سلاحهاى آتشین در جنگها و به‏ ویژه هنگام محاصره شهرها به سده هشتم هجرى مى ‏رسد. ابن ‏خلدون در كتاب العبر از كاربرد انواع سلاحهاى آتشین و آن هم نه فقط در به‏ كاربردن توپها و انواع ابتدایى توپ هاى دستى (شمخال) یا تفنگها، بلكه در انواع گوناگونى از پرتابه‏ ها در نبردهاى سلاطین اسلامى افریقا یاد كرده است‏.

14- مهمترین دستاوردهای مسلمانان د ر زمینه پزشکی را بنویسید؟

كتاب الحاوى نوشته رازى تقریباً خواص دارویى هفتصد گیاه بررسى شده است. این تعداد در دیگر اثر مهم گیاه‏شناسى اسلامى، كه نشانه بسیار مهم آشنایى پزشكان اسلامى با داروشناسى است، یعنى كتاب الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة، نوشته ابن‏بیطار به 1400 فقره رسیده است؛ یعنى نزدیك به سه برابر بیش از آنچه در كتاب دیوسكوریدس ذكر شده است. این گسترش سریع و بى‏سابقه در شمار گیاهان، نشان مى‏دهد پزشكان و داروشناسان و البته گیاه‏شناسان اسلامى بسیار بیش از آنچه پیرو دیوسكوریدس به‏شمار آیند، خود به‏دنبال نوآورى و شناسایى خواص دارویى گیاهان بوده‏اند.مهمترین دستاوردها و نوآوری های دانشمندان مسلمان انواع جراحی ( سرطان ، تراکئوتومی ، آب مروارید، درمان واریس) علت شناسی و پاتوفیزیولوژی و داروسازی ( الکل ، استفاده از مواد شیمیایی در داروسازی، کپسول) بیهوشی  و بیماری شناسی ( سل ، هموفیلی ، سیاه زخم و... ) آناتومی و فیزیولوژی  و درمان سنگ کلیه و سستشوی معده و .........

یكى از نوآورى‏هاى مسلمانان در طب، تشریح بدن و كالبدشكافى است كه شامل دو قسمت است: تشریح نظرى و تشریح عملى. در تشریح نظرى، پزشكان مسلمان آگاهى‏ هاى مهم و دقیقى از شكل و چگونگى كار اندام‏هاى مختلف بدن به‏دست داده‏اند؛ به ‏ویژه‏ ابن‏ سینا كه با استادى تمام، ریزه‏ كارى‏ هاى اندام‏هاى مختلف بدن ازجمله قلب را تشریح كرده كه امروزه نیز با وجود وسایل پیشرفته علمى هنوز آن اطلاعات با ارزش‏اند. زكریاى رازى نیز در تشریح و كالبدشكافى تبحر بسیار داشته و در كتاب مهم‏ المنصورى‏ به‏ طور دقیق اندام‏هاى داخلى بدن ازجمله قلب، ورید و شریان را شرح داده است‏

یكى دیگر از كشفیات مهم پزشكان مسلمان، گردش ریوى خون در بدن بوده است كه به دست ابن‏ نفیس (687 ق) كشف شد،هرچند امروزه آن را به نام هاروى انگلیسى مى‏شناسند. اروپاییان در جریان انتقال علوم مشرق‏ زمین به اروپا، اصول امانت‏دارى را تا حد زیادى رعایت نكرده ‏اند. مهمترین دستاورد مسلمانان ساخت بیمارستان های مجهز بود برای مثال در قاهره نیز سلطان قلاوون به سال 684 هجرى بیمارستان منصورى را ساخت كه بزرگ‏ترین بیمارستان قرون وسطى بود. در توصیف بناى این بیمارستان گفته شده كه در میان آن محوطه‏ اى بود با ایوان‏هاى بزرگ كه حوض‏ها و جوى‏ها و فواره‏ها، هواى آن را خنك مى‏كرد. براى بیمارى‏هاى مختلف و بیمارانِ در حال نقاهت، بخش‏هاى جداگانه داشت و داراى تجزیه ‏خانه ‏ها، داروخانه، بخش سرپایى، مطبخ‏ها، حمام‏ها، كتابخانه، مسجد و سالن مطالعه نیز بود.

مناظر دل‏انگیز براى بیماران روحى نیز به این بیمارستان پیوسته بود. در آنجا زن و مرد، غنى و فقیر و آزاد و برده بى‏هیچ هزینه‏اى درمان مى‏شدند و حتى به بیمارانِ بهبودیافته هنگام خروج از بیمارستان مبلغى مى‏دادند تا براى تحصیل معاش خود محتاج كار نباشند   کتاب های فراوان در زمینه طب می توان به کتاب قانون بوعلی سینا ، فردوس الحکمه علی بن ربن طبری ، کامل الصناعه علی بن عباس الحاوی و الحصی المتولده فی الکلی و المثانه و طب المنصوری رازی اشاره کرد و ساخت وسایل جراحی  بیش از (سی قلم ) توسط زهراوی قرطبی -  چهار شاهکار پزشکی قرن چهارم و پنجم  کتاب المنصوری فی الطب و الحاوی رازی و کامل الصناعه الطبیه علی بن عباس مجوسی اهوازی و القانون فی الطب ابن سیناست

15- نخستین مورخان مسلمان و سیره نویس را با اثر تدوین شده  را نوشته و در ضمن با استقرار دولت صفویه چه تحول در تاریخ نگاری رخ داد؟

ابو مخنف (م157ق ) نخستین مورخ مسلمان را می توان نام برد اثرش مقتل الحسین است و نخستین سیره نویس ابن اسحاق(م150) نام اثرش ( المبتدا والمبعث و المغازی )  این کتاب موجود نیست بخش هایی از این کتاب ابن هشام به نام سیره ابن هشام باقی مانده است. تحول مهمی در تاریخ نگاری به زبان فارسی رخ داد و آن شکل جدیدی از تاریخ نگاری بر اساس تفکر شیعی بود.

16- پایه گذار قرائت قران چه کسی بود نخستین کسی قران را الحان متداول در سده اول قرائت کرد چه کسی بود نخستین کسی که قرائت ها را در یک کتاب جمع آوری کرد چه کسی بود در ضمن قرآن های امروز در سراسر جهان اسلام به کدام قراء چاپ می شود؟

پایه گذار علم قرائت شخص گیامبر اکرم (ص) و بعد علی بن ابیطالب و عبدالله بن مسعود و ائمه معصومین بودند عبیدالله بن ابی بکره ثقفی -   ابوعبید قاسم بن سلام حفص از عاصم بن ابی نجود و از علی بن ابیطالب

17- مهمترین آثار حدیثی شیعه در قرن چهارم و دوران صفوی و مهمترین اثر حدیثی قرن حاضر چیست ؟

. چهار كتاب مهم حدیثى كه علماى شیعه از سده چهارم هجرى به بعد تدوین نمودند، از این قرار است:

الف). اصول كافى‏، تألیف شیخ ابوجعفر محمدبن یعقوب كلینى رازى (329 ق). وى در جمع‏آورى احادیث دقت بسیار داشته و براى تألیف این كتاب بیست سال رنج برده است. این كتاب به‏عنوان قدیمى‏ترین و معتبرترین كتاب حدیثى شیعه، مشتمل بر 16199حدیث  در پانزده جلد تدوین شد.

ب). من لایحضره الفقیه‏، تألیف ابوجعفر محمدبن على‏بن بابویه قمى (381 ق) معروف به شیخ صدوق. این كتاب داراى 9044حدیث در چهار جلد تدوین شد.

ج). تهذیب الاحكام‏، تألیف ابوجعفر محمدبن حسن معروف به شیخ طوسى (460 ق). این كتاب كه در واقع شرحى است بر كتاب مقنعه شیخ مفید، مشتمل بر 13590 حدیث در ده جلد تدوین شد.

د). استبصار، اثر دیگر شیخ طوسى است كه 6531 حدیث را در چهار جلد تدوین شد.

این چهار كتاب به «كتب اربعه» معروف‏اند و از معتبرترین كتاب‏هاى حدیثى شیعه به‏ شمار مى‏آیند؛ آن‏گونه كه علماى شیعه، شروح و حواشى بسیارى بر آنها نگاشته ‏اند

در عصر صفویه(یازدهم و دوازدهم) محدثانى سترگ از نو برخاستند و به جمع‏ آورى كتب گذشتگان پرداختند و آثار ارزشمندى پدید آوردند؛ الف) وسائل‏ الشیعه‏ ،اثر شیخ حرعاملى (1104 ق) در سی جلد،ب) الوافى‏ نوشته ملامحمدمحسن فیض كاشانى (1091 ق)در بیست و شش جلد  ج) بحار الانوار نوشته علامه محمد باقر مجلسی در صد و ده جلد تدوین شده است انوار نعمانیه‏ تألیف محدث جزایرى .  معاصر: در سده چهاردهم سید محمد حسین طباطبایی بروجردی کتاب ارجمند جامع احادیث الشیعه فی احکام الشریعه  را تالیف کرد

جوامع حدیثى اهل‏ سنت: در طى سده‏هاى دوم تا چهاردهم هجرى، دانشمندان اهل‏سنت آثارى عرضه داشتند كه مشهورترین آنها صحیح بخارى‏، صحیح مسلم‏، سنن ابن‏ماجه‏، سنن ابوداود، سنن نسایى‏ و جامع ترمذى‏ است كه به صحاح سته معروف‏اند.

18- کیمیا به چه علمی شناخته می شد و مهمترین دستاوردهای مسلمانان در این زمینه را بنویسید؟

در كیمیا از ماده‏اى بحث مى‏شود كه با به‏كاربردن آن مى‏توان فلزات پست چون آهن و مس را به زر و سیم تبدیل كرد كه آن را كیمیاگران «اكسیر» مى‏نامیدند. با ظهور جابربن حیان، كیمیا در نزد مسلمین از صورت «صنعت زر خرافى» به‏صورت «دانش تجربى آزمایشگاهى» درآمد. او به تقطیر مایعات خاص مانند آب، شیر، روغن و خون مى‏پرداخت و چنین مى‏پنداشت كه هر بار كه آب را تقطیر مى‏كند، ماده‏اى تازه بر ماده خالص پیشین افزوده مى‏شود تا عدد تقطیر به هفتصد برسد. به نظر او دست یافتن به اكسیر از طریق جوشاندن و تقطیر طلا در مراحل خلوص گوناگون، تا هزاربار ممكن است.

پس از جابر، كیمیاگر مشهور مسلمان محمدبن زكریاى رازى است. وى پیش از آنكه به تحصیل علم پزشكى روى آورد، كیمیاگر بوده است. نقل شده است كه بر اثر آزمایش‏هاى بیش از حد كیمیایى، دید چشمانش كاهش یافت و به همین رو مأیوسانه از كار كیمیا دست شست.كتاب‏هاى كیمیاى رازى در اصل نخستین، آثار علم شیمى است. كتاب‏ سِرالأسرار كه مهم‏ترین اثر كیمیایى اوست، درواقع كتابى شیمى است كه با اصطلاحات كیمیا بیان شده است. در این اثر، از فرآیندهاى شیمیایى و آزمایش‏هایى سخن رفته كه خود رازى آنها را انجام داده است؛ آزمایش‏هایى كه مى‏توان آنها را با اشكال معادل آن در شیمى جدید (همچون تقطیر، تكلیس و تبلور) مطابق دانست. رازى در همین كتاب و در آثار دیگرش از ابزار شیمیایى (همچون قرع، انبیق، قابله، آثال، دیگ، چراغ نفتى، اجاق، تابشدان و سنگ صلایه) نام برده كه بسیارى از آنها تاكنون به‏كار مى‏رود. او خواص شیمیایى و دارویى مواد را نیز شرح داده، از این‏رو برخى كشفیات بزرگ مانند كشف الكل و برخى اسیدها را به او نسبت داده‏اند

19- نخستین کتاب تفسیری که تدوین شد را بنویسید و مهمترین نحله های تفسیری  را بنویسید؟

نخستین تدوین کننده تفسیر سعید بن جبیر شاگرد عبدالله بن عباس و به سبب تشیع و وفاداری به حضرت علی به دست حجاج بن یوسف ثقفی کشته شد

مهمترین نحله های تفسیری :1- روش قرآن به قرآن؛ کمک گرفتن از برخی آیات برای فهم و تبیین آیات مثل  تفسیر المیزان علامه طباطبایی  2- تفسیر موضوعی مثل تفسیر موضوعی علامه جوادی آملی ، آیت الله مکارم شیرازی ،آیت الله سبحانی  3- تفسیر نقلی مثل جامع البیان  محمد بن جریر طبری  - تفسیر علی بن ابراهیم قمی 4- تفسیر عقلی مثل مفاتیح الغیب فخر رازی تفسیر قران الکریم صدرالمتالهین (ملاصدرا) 5- تفسیر عرفانی کشف الاسرار میبدی و کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری 6- تفسیر جامع مثل مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی روح الجنان ابوالفتوح رازی

تفسیر نمونه ایت الله مکارم شیرازی و تفسیر نور استاد قرائتی و تفسیر راهنمای آقای هاشمی رفسنجانی و تفسیر ارزشمند تسنیم آیت الله جوادی آملی نیز جزء تفاسیر این عصر می باشند

20- نخستین فیلسوف عالم اسلام را نوشته و مهمترین دستاورد  او چه بود؟

 نخستین فیلسوف جهان اسلام ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی بود که به فیلسوف عرب لقب گرفت نخستین کسی بود که بین فلسفه و دین آشتی برقرار کرد و مسیر را برای فارابی و ابن سینا و ابن رشد باز کرد


1-  سوالات فصل اول

1- تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟

تاریخ از نظر لغت به معناى تعیین و شناساندن وقت است. برخى این واژه را عربى ندانسته‏اند، امّا نظر برگزیده‏تر این است كه تاریخ از ماده «ارخ» یا «وَرخ»- به معناى تعیین وقت- گرفته شده است‏ هرودوت (پدر تاریخ) علم تاریخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مى‏داند احوال گذشته جهان و حتى پدیده‏هایى كه انسان در آنها مؤثر نیست، احوال گذشته زمین یا شرح حوادث گذشته بر زمین بعد از پیدایش انسان، برخى از تعریف‏هاى ارائه شده درباره علم تاریخ است. با این تعریف‏ها دانش‏هاى دیگر- كه به جهان، پدیده‏هاى آن، انسان یا ابعاد زندگى‏اش مى‏پردازد- به محدوده تاریخ راه مى‏یابد.

با توجه بدین كاستى، گروهى گزارش وقایع مشهور، روزگار پادشاهان، جنگها، احوال پیامبران و سیره و سنت آنان را معناى تاریخ دانسته ‏اند.ابن‏ خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفته از حكمت، و بیانگر سرگذشت ملتها، سیره پیامبران وسیاست پادشاهان مى‏داند. برخى نیز تاریخ را مجموع وقایع كره زمین از آغاز پیدایش انسان تا كنون مى‏دانند؛ وقایعى كه بر احوال و شؤون انسان تأثیر نهاده یا از آن متأثر شده است. براساس این تعریف، موضوع علم تاریخ عبارت است از كنش و واكنش خارجى یا داراى اثر خارجى انسان‏ بنابراین علم تاریخ مجموعه‏ اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.

2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟

شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تاریخ علمى تقسیم مى‏كند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم‏ پذیر مى‏داند.تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است. زندگینامه‏ ها، فتحنامه‏ ها و سیره‏ ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یك سلسله امور جزیى و فردى مى‏پردازد و در واقع علم به «بودن» هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.  تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و استنباط قواعد و سنت‏هاى حاكم بر زندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشته) مبادى و مقدمات این علم شمرده مى‏شود و براى استنباط قوانین كلى و كشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّى و معلولى آنها سودمند است‏

3- فواید تاریخ را بیان کنید؟  روشن است هر حادثه و واقعه‏ اى مولود مجموعه‏ اى از علل و عوامل مى‏باشد و خود نیز در سلسله علل و عوامل حوادث بعدى قرار مى‏گیرد و نتیجه این خواهد بود كه تاریخ زندگى ملّتها چون رشته‏اى دراز است و مجموع انسانهاى یك عصر تنها یكى از مُهره ‏هاى آویخته بدین رشته به‏شمار مى‏آیند. استوارى و نااستوارى هر مهره به چگونگى پیوند آن به مهره پیشین و پسین وابسته است. پس زندگى مردم یك عصر، از زندگانى گذشتگان و آیندگان جدا نیست و براى یافتن علل و عوامل حوادث مطلوب و نامطلوب و چگونگى رویارویى با آنها، باید به تحقیق در گذشته ملتها پرداخت.

تاریخ نه مایه سرگرمى بلكه نوعى پل ارتباطى میان نسل‏هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه‏ها و اندوخته‏هاى پیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن‏هاى گوناگون، كوشش براى یافتن رابطه‏اى علّى میان حوادث زنجیره‏اى تاریخ و دقّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است كه انسان را در پى‏ریزى یك زندگى سالم و خردمندانه یارى مى‏رساند  افزون بر این، بررسى تاریخ پاسخ به آرزوهاى همیشگى انسان است كه اصرار دارد از خود و دیگران آگاهى كسب كند، علل و انگیزه ظهور و سقوط تمدنها را بشناسد، حق را از باطل تمیز دهد و با راه تكامل و نیكبختى دنیوى و اخروى خود آشنا شود چراكه كلّیت تاریخ- نه جزئیات حوادث آن- تكرارپذیر است. بر همین اساس است كه مصلحان بزرگ و انسانهاى متعالى در تجربه‏ هاى انسانى تاریخ دقت‏ مى‏كنند و در بهره‏گیرى از آن مى‏كوشند. على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى‏فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه كسانى كه پیش از من زیسته‏اند، سپرى نكرده‏ام، امّا در اعمال همه آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیده‏ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو كرده‏ام كه گویا هم‏چون یكى از آنان شده‏ام بلكه به سبب آگاهى از سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى كرده، زلال و پاكى زندگانى آنان را از تیرگى‏هاى آن، و سودمندى‏اش را از زیان آن بازشناخته‏ ام‏.از نظر قرآن كریم، هم گزارش از یك حادثه طبیعى یا غیرطبیعى، یا نقل رفتار و كنش و واكنش یك شخصیت خوب یا بد، زن یا مرد، یا روایت یك فتح یا شكست، كامیابى یا ناكامى یك قوم یا یك جامعه و یا فرهنگ و تمدن (تاریخ نقلى) مهم است و هم شناخت و تحلیل زمینه‏ها و ساختارها، بررسى علل وقوع حوادث و پیامدهاى آن (تاریخ تحلیلى). چنانكه كشف قوانین حاكم بر تحولات تاریخى و تبیین كم و كیف تكرار آنها (فلسفه تاریخ) نیز مورد توجه قرآن كریم و امام على علیه السلام در نهج‏ البلاغه است‏

4- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام ببرید؟

هرچند منابع مطالعاتى تاریخ اسلام متنوع و بسیارند، در یك بررسى كلى مى‏توان آنها را- بعداز قرآن- به موارد زیر تقسیم نمود:الف) منابع شفاهى: منابعى است كه روایات، احادیث و اشعار آن بیشتر منشأ شفاهى داشته و سینه به سینه نقل شده است. از ویژگى‏هاى بارز این بخش، اتّكا به حافظه و ثبت حوادث در اذهان و انتقال آن از طریق گفت و شنود است. بیشتر اطلاعات تاریخ اسلام از منابع شفاهى، شاهدان وقایع، راویان و ناقلان اخبار، اخذ شده و به نسلهاى دیگر انتقال یافته و در عصر كتابت، ثبت شده است.

ب) منابع مكتوب: این منابع شامل اسناد، مدارك، قراردادها، صلح‏نامه‏ها و كتابهاى تاریخى است و بیشتر از منابع شفاهى گرفته شده است. ثبت، تدوین و تألیف اطلاعات تاریخى چه بسا از بروز جعل، تحریف، غفلت و اشتباه جلوگیرى مى‏كرد و «اسناد مدوّن» فرصت مطالعه و مقایسه اخبار را براى محقق فراهم مى‏آورد. هر چند آغاز نگارش و تدوین عام در قرن دوم هجرى‏ صورت گرفت، دست‏نوشته‏ هاى پراكنده و اسناد مكتوب شخصى در قرن اول هجرى پدید آمد و تا حدود زیادى دستمایه مورّخان دوره‏ هاى بعد قرار گرفت.

ج) منابع تصویرى: شامل نقاشى، خط نقاشى‏ و نقشه‏ هاى تاریخى است. این نقشه‏ ها زینت‏بخش كتابهاى جغرافیاى تاریخى است.د) منابع معمارى: بناى مساجد و كاخها، معمارى شهرها و باروها و جاده‏هاى برون‏شهرى و درون‏شهرى، هر یك منابعى است كه در تكمیل اطلاعات و ناگفته‏ هاى تاریخ تأثیر دارد.

5- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟مهم‏ترین اسباب تحریف تاریخ اسلام عبارت است از:1. فاصله زمانى و مكانى میان مورخ و پدیده‏ها: با توجه به شیوه نقل برخى از مورخان، كه هدفشان ثبت گزارشها بود و به درستى و نادرستى آن اهمیت نمى‏دادند، احتمال تحقق این نوع تحریف بیشتر است.

2. اختلاف امت و پیدایش فرقه‏ها: اختلاف امت اسلام و گرایشهاى فرقه‏اى و در نتیجه انگیزه‏هاى غیرحقیقت‏ جویانه برخى مورخان، آفت دیگرى است كه همواره چهره تاریخ اسلام را مخدوش كرده است‏

3. تعصب مذهبى و قومى: عقاید مذهبى و گرایشهاى نژادى، قبیله‏اى و سرزمینى مورّخ چنان در نوشتن تاریخ تأثیر دارد كه یافتن گزارش تاریخى تهى از این‏گونه تعصب‏ها دشوار است. هر چند مورخانى نیز یافت مى‏شوند كه به سبب بى‏اعتنایى به تعصبات جاهلى جان خود را از دست داده‏اند4. فشار فرمانروایان: فشار حاكمان اموى و عباسى در برخى زمانها، چنان بود كه هر كس حدیثى درباره فضیلت على علیه السلام و فرزندانش نقل مى‏كرد، با شدیدترین شكنجه‏ ها روبه‏ رو می ‏شد.5. استفاده نارواى برخى از دانشمندان اهل كتاب از كم اطلاعى خلفا و اطرافیان آنها: این گروه از عالمان مى‏كوشیدند با نقل افسانه‏ ها و مطالب بى‏ اساس (اسرائیلیات) آیین اسلام را بى‏ اعتبار سازند.دشمنى و كینه‏ توزى افرادى چون كعب‏ الاحبار، ابوهریره، وهب بن مُنبّه و سیف بن عمر، نسبت دادن حوادث دروغین و خلاف عقل و منطق به اسلام، آفتى بود كه چهره اسلام را تا كنون غبار آلود و مشوش كرده است.6. منع تدوین حدیث توسط خلفا: منع نگارش و جمع‏آورى حدیث از زمان خلیفه اوّل آغاز شد و بخشنامه خلیفه دوم در لزوم سوزاندن یا نابود ساختن احادیث چنان شدید بود كه حتى بعد از مرگ وى كسى جرأت نداشت حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كند. این منع در زمان خلافت امام على علیه السلام برداشته شد، ولى پس از شهادت وى تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت‏

6- مورخان اعراب ساکن در جزیره العرب را به چند دسته تقسیم می کنند توضیح دهید( ص29-30)

7- مهمترین ادیان و مذاهب جزیره العرب قبل از اسلام را بنویسید( ص30- 33)

8- مهمترین قضایل جامعه عرب قبل اسلام را نام برده ، توضیح دهید( ص33-36)

9- چراعرب جاهلی قبل از بعثت پیامبر اسلام به دختر زنده به گور کردن روی آوردند ؟(  ص37)

10-وضعیت اجتماعی – سیاسی ایران قبل از اسلام را با محوریت طبقات اجتماعی آن توضیح دهید( ص39-40)

11- رئیس قبیله خزاعه که بود و با تولیت خزاعیان برکعبه چه اتفاقات و انحرافاتی رخ داد؟(ص46)

12- پیمان حلف الاحابیشچه بود و در زمان کدام یک از اجداد پیامبر منعقد شد(ص47)

13- علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟

عبدالمطلب، جدّ پیامبر صلى الله علیه و آله كه به بخشندگى، نیكوكارى و دستگیرى از افتادگان شهرت داشت‏ یادگار عبدالله را شاید به علت ناكافى بودن شیر آمنه و یا به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه سعدیه- از قبیله بنى ‏سعد كه به شجاعت و فصاحت معروف بودند- به روستا (بادیه) فرستاد تا در بیرون مكه، در محیط پاك و هواى سالم، بزرگ شود؛ سخن گفتن به لهجه فصیح عربى را- كه در آن زمان اصیل‏ ترین جلوه آن در میان صحرانشینان یافت مى‏ شد- فرا گیرد و نیز از بیمارى احتمالى وباى شهر- كه خطر آن براى نوزادان بیشتر بود- مصون بماند. ولی هیچ کدام نمی تواند دلیل قانع کننده باشد بلکه عاملی اصلی نجات جان پیامبر از دست یهود بودحلیمه، در مدت چهار سال، گاه كودك را به مكه مى‏آورد و به مادر و نیاى بزرگوارش نشان مى‏داد. گویا براى شكل گرفتن شخصیت انسانهاى بزرگ، تحمل ناگوارى‏ها و غمهاى جانكاه و آموختن درس بردبارى اجتناب‏ ناپذیر است. محمد صلى الله علیه و آله پیش از تولد، پدر ارجمندش را از دست داد. چون به شش سالگى گام نهاد، مادر مهربانش دیده از جهان فرو بست و در حدود هشت سالگى، نیاى گرانقدرش عبدالمطلب به سراى دیگر شتافت‏

14- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟

حوادث و وقایعى در این سالها سبب شد كه قریش او را «امین» بخواند؛ لقبى كه حضور سرنوشت‏سازش در نصب حجرالاسود، تنها موجب رواج هرچه بیشتر آن شد و الّا پیش از این در خلوت خانه دل مردم مكّه جاى گرفته بود. دوران جوانى، زمان شكوفایى غرایز و گاه انحراف ها و آلودگى‏ هاى انسان است؛ به‏ویژه در فضاى تیره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان به‏ گونه ‏اى شرم‏ آور در آلودگى به‏ سر مى‏ بردند و پرچم سیاه به علامت جاهلیت بر فراز برخى از خانه‏ها نصب شده بود. در این موقعیت، فرزند پاك عبدالله هرگز تأثیر نادرست نپذیرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها- چنان‏كه اشاره شد- دشمنانش او را «امین» مى‏خواندند. امین به فرد امانتدار، راستگو، باوقار، خوش‏خلق، كریم و شرافتمند گفته مى‏شود كه از هر ناپاكى و گناه اجتناب مى‏كند و محمد صلى الله علیه و آله امین و با وجودى كه سنین جوانى را مى‏گذراند گرد هیچ یك از آداب و رسوم جاهلى نمى‏گردد. در مكّه نوشیدن شراب، قماربازى و نیز فساد اخلاقى امور رایج بود.گویا در 25 سالگى و در رویداد تعمیر كعبه در میان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروه‏ها و شركت دادن نمایندگان همه قبایل، حجرالاسود را به جاى خویش بازگرداند.

15- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟خدیجه، بانوى فهیم و ثروتمند مكه، از زنان ممتاز جزیرةالعرب به‏شمار مى‏آمد.. او كه تبار با فضیلتِ امین قریش را نیك مى‏شناخت، گویا از راز نهفته در وجود این جوان پاكدامن آگاه بود.خدیجه از راستگویى، امانت و اخلاق پسندیده محمد صلى الله علیه و آله آگاهى یافت و در پى او فرستاد كه: «اگر كار تجارت مرا عهده‏دار شوى، بیش از دیگران به تو مى‏پردازم و غلام خویش‏ میسره‏ را نیز براى دستیاریت مى‏فرستم.» حضرت محمد این پیشنهاد را پذیرفت‏ و همراه میسره با كاروان قریش رهسپار شام شد. در این سفر بیش از سفرهاى گذشته سود عایدشان شد.میسره در این سفر از حضرت محمد صلى الله علیه و آله كراماتى مشاهده كرد كه او را به حیرت انداخت.در این سفر نُسطور راهب از پیامبرى او در آینده بشارت داد. همچنین میسره محمد را دید كه بر سر تجارت، با شخصى اختلاف پیدا كرد. آن مرد گفت: «به لات و عزى سوگند یاد كن تا سخنت را بپذیرم.» او پاسخ داد: «در عمرم هرگز به لات و عزى سوگند یاد نكرده‏ام.» میسره در بازگشت از سفر، كرامات محمد صلى الله علیه و آله و آنچه را مشاهده كرده بود، براى خدیجه بازگو كرد.خدیجه بانویى خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود. او در اثر امتیازات اخلاقى و اجتماعى متعددى كه داشت، در زمان جاهلیت، «طاهره» و «سیدةقریش» نامیده مى‏شد. بنابر مشهور، او قبلًا دو بار ازدواج كرده و همسرانش در گذشته بودند بزرگان قریش، همه علاقه‏مند به ازدواج با او بودند؛ مردان نامدارى همچون‏ عقبة بن ابى‏معیط، ابوجهل و ابوسفیان‏ از او خواستگارى كرده بودند و او موافقت نكرده بود.از سوى دیگر، خدیجه با محمد صلى الله علیه و آله خویشاوند بود و نسب هر دو در قُصىّ‏ به هم مى‏رسید.او اطلاعاتى از آینده درخشان محمد صلى الله علیه و آله داشت‏و علاقه‏مند به ازدواج با او بود. خدیجه به محمد صلى الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج كرد و محمد صلى الله علیه و آله با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یك جمع خانوادگى ازدواج صورت گرف. بنابر قول مشهور در این هنگام خدیجه چهل سال و محمد صلى الله علیه و آله بیست و پنج سال داشت. خدیجه نخستین زنى بود كه‏محمد صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد بسیارى از نویسندگان دختران خدیجه را چهار تن ذكر كرده‏اند كه كوچك‏تر از همه فاطمه زهرا (علیها السلام) بوده است. پسران خدیجه نیز دو تا سه نفر گزارش شده است: قاسم، طیب و طاهر. اینان قبل از هجرت پیامبر وفات نموده و در حجون (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرده شده‏اند  اما این نقل مشهور صحت ندارد ده نقل در مورد سن ایشان است از 25 سالگی تا 48 سالگی نام برده شده است سن ایشان طبق نقل علامه جعفر مرتضی عاملی 28 سال داشتند و ازدواج نکرده بودند و فرزندانی که همراه خدیجه وارد خانه پیامبر شدند از فرزندان خواهر خدیجه ،هاله بودند

16- عمده ترین تفاوت خلوت نشینی پیامبر اسلام در حراء با خلوت نشینی حضرت موسی و حضرت عیسی را بیان فرمایید؟( ص62)

17- علت اساسی تعدد زوجات پیامبر اسلام را بنویسید؟( ص60)

18- مراحل دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟

الف) دعوت خصوصى- پنهانى و تبلیغ عملى ؛ از آنجا كه سرزمین مكّه دورانى طولانى به شرك و بت‏پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافه ‏ها و تعصب روزگار مى‏گذراندند، اعلان یكباره دعوت توحیدى و شوریدن دفعى علیه همه مظاهر جاهلیت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسول‏خدا، با عنایت به اینكه اندیشه قوى و عقیده صحیح شرط اساسى اصلاحات عمیق و ریشه‏ دار است، تبلیغ و دعوت خصوصى را كه گاهى از آن به پنهانى تعبیر آورده شده، آغاز كرد تا با عضوگیرى و تربیت هسته‏ هاى اصلى مسلمانى، زمینه اعلام آشكار و عمومى منطق نیرومندش را فراهم آورد.در این دوره سه ساله، محمد صلى الله علیه و آله كه هنوز دعوت علنى و عمومى‏اش را آغاز نكرده بود، با چهره‏اى آرام همراه على علیه السلام و خدیجه علیها السلام و كمى بعدتر زید بن حارثه- كه اساس سازمان اجتماعى و امت او را شكل مى‏دادند . او نماز را كه مجموعه معارف معنوى براى ارتباط با معبود است، در پاى كوه صفا و در منزل یكى از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهى فراروى مخالفان برپا مى ‏داشت‏ در جامعه جاهلى آن روز مكّه اصالت و برترى به سه چیز بود: 1. مرد بودن 2. مسن بودن 3. آزاد بودن‏؛ اسلام خدیجه به عنوان یك زن، ارزش مرد بودن و مردسالارى نفى شد. با اسلام على بن ابى‏طالب كه یك نوجوان بود اصل اعتبار فزونى سن بى‏پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام آزاد شده رسول‏خدا صلى الله علیه و آله، نظام برده‏دارى رایج در شبه‏جزیره را مورد حمله قرار داد. گویى دست تقدیر این سه تن را در خانه حضرت محمد صلى الله علیه و آله گردآورده بود تا اسلام هر یك اعلام مبارزه‏اى باشد بر ضد یكى از ارزش‏هاى جاهل.

ب) انذار خویشاوندان و دعوت آشكار : سه سال تبلیغ عملى رسول‏اكرم صلى الله علیه و آله و افزایش گروندگان او زمینه ذهنى و اجتماعى دعوت عمومى و علنى را فراهم آورد .با نزول آیه ی ( وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ* وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنینَ* فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. (شعراء (26): )14  بیش از 40 تن از نزدیكان و فرزندزادگان عبدالمطلب- كه ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جمله ‏اند- به مهمانى دعوت شدند و على علیه السلام به دستور رسول‏ خدا صلى الله علیه و آله سفره‏اى گسترد. كدام‏یك از شما مرا در این امر یارى مى‏كند تا برادر، وصى و جانشین من باشد؟ جز على علیه السلام هیچ‏كس پاسخ نداد. حضرت صلى الله علیه و آله سخن خود را تكرار كرد و این بار نیز تنها على علیه السلام لبیك گفت. پیامبر مهربان براى سومین بار دعوتش را بازگو كرد و باز على علیه السلام گفت: من به خداى یگانه و پیامبرى شما ایمان آورده‏ ام و یاورت خواهم بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام اشاره كرد و فرمود: این، برادر، وصى و جانشین من در میان شماست.بى‏تردید ایمان خویشاوندان- كه پیامبر صلى الله علیه و آله را خوب مى‏شناختند- آسان‏تر بود و پشتوانه‏ اى محكم براى ادامه دعوت به شمار مى‏آمد. زیرا اگر قریش، به عنوان پرنفوذترین و نیرومندترین قبیله، ایمان مى‏آورد، دعوت پیامبر با استقبال بیشتر روبه ‏رو مى‏شد. افزون بر این، دعوت از خویشاوندان نوعى اتمام حجت بود و در آینده راه تمسك به هرگونه بهانه را مسدود مى‏ كرد

ج) دعوت عمومى و آغاز صف‏بندى موحدان و مشركان در مكّه‏: رسول خدا صلى الله علیه و آله در سومین مرحله از مأموریت خود در دعوت اجتماعى و گذر از جامعه جاهلى گامى بلند برداشت و پس از آنكه فرشته وحى فرمان هدایت عمومى «فاصدع بما تؤمر وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكینَ. (حجر (15): 94)»را به وى ابلاغ كرد، طنین «یا صباحاه» او در كوه صفا پیچید. مردمان بسیار از قبایل مختلف به سویش شتافتند و چشم به او دوختند و این آغاز دعوت همگانی بود.

د) دعوت جهانی  بعد از صلح حدیبیه با ارسال نامه به سران کشورها و قبایل مختلف آغاز شد.

19- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان  با دعوت  پیامبر را نام ببرید؟

چرا قریش از همان سالهاى اوّل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله، كه هنوز جز اندكى از تعالیم و احكام اسلام نازل نشده بود، با آن حضرت به مخالفت برخاستند؟1. جهت‏ گیرى دینى و توحیدى دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثى حاكم بر مكّه مهم‏ترین علت مخالفت قریش بوده است. شعار همیشگى پیامبر صلى الله علیه و آله قولوا لااله الا اللَّه‏ تفلحوا، قبل از هر چیز گویاى نفى و انكار خدایان دیگر و امضاى گمراهى سران شرك بود.2. نتیجه جهت‏ گیرى اجتماعى دعوت و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشى نظام اجتماعى حاكم بود.3. جهت‏ گیرى اقتصادى قرآن كه در آیات فراوانى مانند آیات 6 و 7 سوره علق كه در سالهاى آغاز دعوت نازل شده بود نظام اقتصادى جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح كرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفى كرد. چنانچه در سوره مسد، ابولهب و سرمایه او را بى‏ فایده و مایه سرنگونى او برشمرد.4. رقابت‏ هاى قبیلگى و حسادت ورزیدن به موقعیت ارزشى بنى‏ هاشم و فرزندان عبدمناف. ابوجهل كه از تیره بنى‏ مخزوم بود، مى‏ گفت: ما با فرزندان عبدمناف در شرف منازعه و مبارزه مى‏ كردیم. اگر آنها مردم را اطعام مى‏ كردند ما نیز مردم را اطعام مى‏ كردیم؛ مركب سوارى مى‏دادند، ما نیز مى‏ دادیم؛ اگر به مردم چیزى مى ‏بخشیدند، ما هم مى‏ بخشیدیم ... تا آنكه با هم زانو به زانو (مساوى) شدیم و مسابقه گذاشتیم. آنگاه گفتند: از ما پیامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مى‏رسد! اینك ما چگونه در این مورد به ایشان مى‏رسیم؟ به خدا سوگند، نه به او ایمان مى‏ آوریم و نه او را تصدیق مى‏كنیم‏

20- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟   اقدامات مشركان‏ پدید آمدن صف فشرده‏اى از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بت‏پرستى، زنگ خطرى بود كه در محافل شرك و كفر مكّه به صدا در مى‏آمد. سران قریش- كه منافع مادى و حیات خود را در شعاع رو به گسترش پرتو اسلام در معرض نابودى مى‏دیدند اقدامات آنان در برابر نهضت الهى پیامبر صلى الله علیه و آله در ابعادى چند در خور بررسى است.

الف)شگردهاى مسالمت‏ آمیز: سران گروه‏هایى كه راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، مى‏  دانستند تا وقتى حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وى، نمى‏ توانند برخوردى یكپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از این‏رو، براى پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب از رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد وى شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنى‏ هاشم‏ بخواهند كه یا محمد را از ادامه كار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت‏ جذبه معنوى آیین رسول خدا صلى الله علیه و آله، سخنان دلرباى او و یارانش، و فصیح و بلیغ بودن قرآن، نفوذ و انتشار اسلام را در هر كوى و برزن، به‏ویژه در قلب پاك جوانان و محرومان، نوید مى‏داد. شوراى مشورتى قریش براى بار دوم نزد ابوطالب شتافت. عتبة بن ربیعه سخنگوى قریشیان گفت: تو در میان ما و قبیله قریش مقام و منزلتى بس بزرگ دارى و همه ما به شرافت و مقام بلند تو احترام مى‏ گزاریم. پیش از این، از تو خواستیم كردار برادرزاده‏ات را زیرنظر بگیرى و تو به درخواست‏هاى ما توجه نكردى. اكنون اعلام مى‏ كنیم كه ما نمى‏ توانیم پست شمردن افكار خویش و خرده‏ گیرى بر خدایانمان را تحمل كنیم. باید محمد را از این كار باز دارى و گرنه با او و تو پیكار خواهیم كرد

ب) نیرنگ‏هاى مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ‏: پس از آنكه مشركان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح گفتگوى بى‏واسطه با پیامبر را تصویب كردند. آنها چنان مى‏پنداشتند كه مى‏توانند با وعده «فرمانروایى» و «ثروت» و «زیباترین همسر»، رسول خدا صلى الله علیه و آله را از رسالتش بازدارند. «عتبه» كه براى این كار انتخاب شده بود، با زبانى نرم، صفات نیكو، منزلت، نسب شریف و فضیلت خاندان پیامبر در میان قریش را برشمرد و لزوم حفظ وحدت را مورد توجه قرارداد و پیشنهاد ثروت كلان، پیشوایى قبیله و پادشاهى قوم را با پیامبر در میان نهاد.زراندوزان مكّه، پس از نومیدى از این تدبیر به استهزاى پیامبر صلى الله علیه و آله روى آوردند. این روش ناجوانمردانه، كه براى مردان شریف بسیار ناگوار و شكننده است، سبب سبك جلوه‏ دادن حضرت صلى الله علیه و آله و پیامش مى‏ شد. بدین سبب، با آنكه بسیار بردبار بود، گاه دلگیر مى‏ شد و در گوش ه‏اى به اندیشه فرو مى‏ رفت‏ نمونه معروف یكى از آن شیوه‏ها، گذراندن مصوّبه جمعى بود كه براى «هماهنگى قریش در ایراد تهمت به پیامبر» در آستانه موسم حج تشكیل شده بود. در مقابل این همه، رسول خدا صلى الله علیه و آله مهربانانه پاسخ مى‏دهد كه اى مردم، ... اگر سخنم را بپذیرید، سود دنیا و آخرت خواهید برد و در صورت انكار، صبر و مقاومت پیشه خواهم كرد، تا خداوند میان من و شما حكم كند

ج) اقدامات علیه بنیان فكرى نهضت‏: كارسازترین سلاح رسول خدا صلى الله علیه و آله در دعوت، پیام نهفته در آیات قرآن بود. قرآن از بنیادهاى آفرینش، وحدت آفریدگار، غایت‏مندى هستى و ضرورت كمال انسان در پهنه زمین، سخن مى‏ گفت و به سازى مناسبات فكرى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را بستر كمال معرفى مى‏ كرد. این عوامل دلها را تسخیر مى‏ كرد و مشركان مكّه را به واكنش وامى‏داشت. بخشى از اقدام‏هاى آنان عبارت است از: (1) تحریم شنیدن قرآن. سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كه به ‏منظور آزار و حتى كشتن وى به‏ ملاقاتش مى‏ آمدند، وقتى آیات قرآن را مى‏ شنیدند، چه‏ بسا ناخودآگاه ایمان مى‏ آوردند. براى جلوگیرى از گرویدن افرادِ بیشتر به پیامبر صلى الله علیه و آله قانون تحریمِ گوش‏ دادن به قرآن تصویب شد. (2) ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن؛ (3) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن؛ (4) سرگرم‏ كردن مردم به‏وسیله معركه‏گیرانى چون نضر بن حارث و نقل داستان‏هاى مردم‏ پسند؛ (5) تردید در وحیانى بودن قرآن؛ (6) ترویج افسانه ‏هاى منطق ‏ستیزى چون افسانه غرانیق.

د) اقدامات علیه حامیان نهضت‏: یكى از راه‏هاى جلوگیرى از گسترش نهضت نوین اسلام و مخالفت با گرویدن به آن، دشوارسازى شرایط زندگى اسلام‏آورندگان و آزار آنان بود. چنین شگردى، دست‏كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك، و كاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر صلى الله علیه و آله در مردم عادى. این تصمیم به شیوه‏هاى گوناگون و از طرق مختلف به صورت جدى به اجرا گذاشته شد. گروهى مأمور تفتیش عقاید مسلمانان شدند. اگر شخص تازه مسلمان قبیله‏ دار و از طبقات بالاى جامعه شمرده مى‏شد و كشتن یا آزارش ناممكن بود، به سرزنش وى مى ‏پرداختند تحریم اقتصادى، تاراج اموال و ورشكستگى تهدید مى ‏شد و چنانچه از افراد متوسط و تهیدستان یا بردگان بود، مورد شكنجه قرار مى‏ گرفت و گاه زیر شكنجه به شهادت مى ‏رسید نغمه رساى احَد احد «بلال» در گرماى شدید نیمروز در حالى كه وى را به پشت روى سنگى خوابانیده‏اند و سنگى گران بر سینه‏اش نهاده‏اند، سند افتخار و تابلوى جاودان بردبارى مسلمانان در طول تاریخ است. «خبّاب» را برهنه ساختند، بر سنگ‏هاى تفتیده مكه خواباندند و شكنجه دادند. خاطرات آل ‏یاسر، صهیب بن سنان رومى، ابوفكیهه و ... نمونه‏ هایى از پایدارى در راه دین است. چنانكه مى‏توان از بانوان مسلمانى چون «سمیّه» نخستین شهید در تاریخ اسلام، «ام‏عُمَیس»، «زِنّیره»، «نهدّیه»، «لبیة»، به‏عنوان نمونه‏هاى استقامت در راه عقیده نام برد  در این موقعیت- كه فشار بر حامیان و هواداران نهضت روزافزون مى‏شد- پیامبر صلى الله علیه و آله، به عنوان سُكّان‏دار كشتى نهضت، با پیشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحله اول یازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از یك‏سو مى‏ توانست نور امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت كند و از سوى دیگر، راه را براى عمل به تكالیف اسلامى و استمرار تبلیغ در خارج از مكّه هموار سازد.در مهاجرت دوم- كه پنهانى و بر اساس تجربه ‏هاى مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق یافت- شمار فزون‏ترى از مسلمانان، براى حفظ ایمان و ماندن بر عقیده توحیدى، آوارگى در سرزمین‏هاى ناشناخته را پذیرفتند

 ه) انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏       و) توطئه قتل پیامبر توسط جنگجویان از هر قبیله


21- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟   انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏   مبارزه منفى راهى آسان براى به زانو درآوردن اقلیت‏ها در هر جامعه است. زیرا برخلاف مبارزه عادى، به مقدمات چندانى نیاز ندارد و با بسیج عمومى اجراشدنى است. اسلام آوردن «حمزه»، اظهار علاقه جوانان روشن ضمیر ام‏القرى و نفوذ اسلام در بیرون از حیطه سیاسى مكّیان، بر نگرانى سران كفر و شرك افزود. بى‏ نتیجه ماندن بسیارى از روشهاى سركوب، آنان را سخت آزرده بود. پیش‏ بینى مى‏ شد انزواى سیاسى- اجتماعى و حصر اقتصادى بتواند مسلمانان را به تسلیم وا دارد. بدین سبب، سران قبایل و اشراف متنفذ قریش عهدنامه ‏اى به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در كعبه، سوگند یاد كردند كه در صورت تسلیم‏ نشدن محمد صلى الله علیه و آله در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاى این پیمان چنین بود: الف) . باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد. ب). ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویى با مسلمانان ممنوع است.  ج). جبهه مخالف محمد در تمام حوادث و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بدین ترتیب، بناچار و با پیشنهاد ابوطالب، بنى‏ هاشم و بنى‏ عبدالمطلب تمام روابطشان را در محدوده شعب‏ تعریف و متمركز كردند. مسلمانان در این دوران سه ساله، سخت‏ ترین فشارهاى‏ روانى و معیشتى را تحمل كردند.در همین سال  ابوطالب  و خدیجه، همسر بردبار رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نیز به‏ سراى جاودان شتافت و پیامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به‏ گونه‏اى كه سال دهم بعثت را «عام‏ الحزن» نامید.

22- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.آخرین توطئه و هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه‏  ، هنوز سپیده دم، قلب سیاه شب را نشكافته بود كه خبر بیعت یثربیان و پیمان آنها به گوش سران شرك رسید. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بیشتر مى‏شد. پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله كه وضع را چنین دید، با پیام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به یثرب را صادر كرد. اگر مكّه فرصت نمایش ایمان و زمینه تبدیل قابلیت‏ها به فعلیت را نداشت، سرزمین الهى فراخ بود. پس از پیام خداوند به هجرت هیچ مسلمانى نمى‏ تواند استضعاف را سبب پذیرش ستم خویش به شمار آورد.بدین ترتیب همه مسلمانانى كه به معرفت عقلى، رشد نفسانى، طرد وسوسه ‏ها و وابستگى‏هاى عاطفى رسیده بودند، مخفیانه و با كمترین زاد در مسیر هجرت گام نهادند.جبهه باطل به‏زودى دریافت كه یثرب پناهگاه مناسبى براى مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یكتاپرستى زنگ خطرى بود كه وفاداران بت‏ها را سخت بیمناك كرد. بنابراین، در مهم‏ترین نشست مشورتى «دارالندوه» حضور یافتند. در این مجمع، سه نظریه مطرح شد: الف). به زنجیر كشیدن و به سیاه‏ چال افكندن رسول‏خدا. ب) تبعید پیامبر به نقطه‏اى دوردست.ج). كشتن پیامبر به‏وسیله نمایندگان كارآزموده هر قبیله.

سرانجام نظر سوم تصویب گردید و افرادى از تمام قبایل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله گنجینه اسرارش على علیه السلام را فراخواند؛ امانت‏هاى مردم را به وى سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خویش بیفكن. در این هنگام، على علیه السلام پرسید: آیا شما جان سالم بدر خواهید برد؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آرى.بدین ترتیب، على علیه السلام با آگاهى از كشته‏ شدن خود، مشتاقانه براى نجات جان مقتداى خویش و تقدیم جان بر ایمان در «لیلة المبیت» در بستر پیامبر خفت و رسول حق هجرت تاریخ‏ساز خود را آغاز كرد. این فداكارى آن‏قدر خالصانه و پر اهمیت بود كه مورد ستایش خداوند واقع شد. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره (2): 207)

پیامبرخدا صلى الله علیه و آله در حالى كه آیاتى از سوره «یس» را مى‏خواند، از منزل خارج شد و از بى‏راهه به‏طرف غار «ثور»، كه در بیرون مكه بود، حركت كرد. ابوبكر كه از رویداد آگاهى یافت، در راه به پیامبر پیوست.


______________________________



 


سوالات امتحان دانشگاه فنی شهید صدوقی و امام علی ( امتحان میان ترم فصل 1و 2و3) 
سوالات فصل 1و 2و 3

1  - تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟ 
تاریخ از نظر لغت به معناى تعیین و شناساندن وقت است. برخى این واژه را عربى ندانسته‏اند، امّا نظر برگزیده‏تر این است كه تاریخ از ماده «ارخ» یا «وَرخ»- به معناى تعیین وقت- گرفته شده است‏ هرودوت (پدر تاریخ) علم تاریخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مى‏داند احوال گذشته جهان و حتى پدیده‏هایى كه انسان در آنها مؤثر نیست، احوال گذشته زمین یا شرح حوادث گذشته بر زمین بعد از پیدایش انسان، برخى از تعریف‏هاى ارائه شده درباره علم تاریخ است. با این تعریف‏ها دانش‏هاى دیگر- كه به جهان، پدیده‏هاى آن، انسان یا ابعاد زندگى‏اش مى‏پردازد- به محدوده تاریخ راه مى‏یابد.
با توجه بدین كاستى، گروهى گزارش وقایع مشهور، روزگار پادشاهان، جنگها، احوال پیامبران و سیره و سنت آنان را معناى تاریخ دانسته‏اند.ابن‏خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفته از حكمت، و بیانگر سرگذشت ملتها، سیره پیامبران وسیاست پادشاهان مى‏داند. برخى نیز تاریخ را مجموع وقایع كره زمین از آغاز پیدایش انسان تا كنون مى‏دانند؛ وقایعى كه بر احوال و شؤون انسان تأثیر نهاده یا از آن متأثر شده است. براساس این تعریف، موضوع علم تاریخ عبارت است از كنش و واكنش خارجى یا داراى اثر خارجى انسان‏ بنابراین علم تاریخ مجموعه‏اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.
2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟ 
شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تاریخ علمى تقسیم مى‏كند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم‏پذیر مى‏داند.
تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است. زندگینامه‏ها، فتحنامه‏ها و سیره‏ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یك سلسله امور جزیى و فردى مى‏پردازد و در واقع علم به «بودن» هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.
تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و استنباط قواعد و سنت‏هاى حاكم بر زندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشته) مبادى و مقدمات این علم شمرده مى‏شود و براى استنباط قوانین كلى و كشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّى و معلولى آنها سودمند است‏
3- فواید تاریخ را بیان کنید؟ 
 روشن است هر حادثه و واقعه‏اى مولود مجموعه‏اى از علل و عوامل مى‏باشد و خود نیز در سلسله علل و عوامل حوادث بعدى قرار مى‏گیرد و نتیجه این خواهد بود كه تاریخ زندگى ملّتها چون رشته‏اى دراز است و مجموع انسانهاى یك عصر تنها یكى از مُهره‏هاى آویخته بدین رشته به‏شمار مى‏آیند.
استوارى و نااستوارى هر مهره به چگونگى پیوند آن به مهره پیشین و پسین وابسته است. پس زندگى مردم یك عصر، از زندگانى گذشتگان و آیندگان جدا نیست و براى یافتن علل و عوامل حوادث مطلوب و نامطلوب و چگونگى رویارویى با آنها، باید به تحقیق در گذشته ملتها پرداخت.
تاریخ نه مایه سرگرمى بلكه نوعى پل ارتباطى میان نسل‏هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه‏ها و اندوخته‏هاى پیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن‏هاى گوناگون، كوشش براى یافتن رابطه‏اى علّى میان حوادث زنجیره‏اى تاریخ و دقّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است كه انسان را در پى‏ریزى یك زندگى سالم و خردمندانه یارى مى‏رساند  افزون بر این، بررسى تاریخ پاسخ به آرزوهاى همیشگى انسان است كه اصرار دارد از خود و دیگران آگاهى كسب كند، علل و انگیزه ظهور و سقوط تمدنها را بشناسد، حق را از باطل تمیز دهد و با راه تكامل و نیكبختى دنیوى و اخروى خود آشنا شود چراكه كلّیت تاریخ- نه جزئیات حوادث آن- تكرارپذیر است. بر همین اساس است كه مصلحان بزرگ و انسانهاى متعالى در تجربه‏هاى انسانى تاریخ دقت‏ مى‏كنند و در بهره‏گیرى از آن مى‏كوشند. على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى‏فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه كسانى كه پیش از من زیسته‏اند، سپرى نكرده‏ام، امّا در اعمال همه آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیده‏ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو كرده‏ام كه گویا هم‏چون یكى از آنان شده‏ام بلكه به سبب آگاهى از سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى كرده، زلال و پاكى زندگانى آنان را از تیرگى‏هاى آن، و سودمندى‏اش را از زیان آن بازشناخته‏ام‏.
از نظر قرآن كریم، هم گزارش از یك حادثه طبیعى یا غیرطبیعى، یا نقل رفتار و كنش و واكنش یك شخصیت خوب یا بد، زن یا مرد، یا روایت یك فتح یا شكست، كامیابى یا ناكامى یك قوم یا یك جامعه و یا فرهنگ و تمدن (تاریخ نقلى) مهم است و هم شناخت و تحلیل زمینه‏ها و ساختارها، بررسى علل وقوع حوادث و پیامدهاى آن (تاریخ تحلیلى). چنانكه كشف قوانین حاكم بر تحولات تاریخى و تبیین كم و كیف تكرار آنها (فلسفه تاریخ) نیز مورد توجه قرآن كریم و امام على علیه السلام در نهج‏البلاغه است.
4- اهمیت و ارزش تاریخ اسلام را تبیین کنید؟  
جوامع، چون موجودى زنده‏اند. هر یك هویّتى مشخّص دارند و در حركت خویش از سمت‏گیرى و كارمایه‏هاى ویژه خود بهره مى‏برند. شناسنامه هر ملّتى بر اساس «میراث‏هاى تاریخى» اش شكل مى‏گیرد. میراث‏هاى تاریخى و فرهنگى جهان اسلام در واقع حافظه تاریخى ملتهاى مسلمان را تشكیل مى‏دهد؛ پیكر جامعه اسلامى را نیرو و نشاط مى‏بخشد و سبب بیدارى، پایدارى و وحدت جهانى مسلمانان مى‏شود
الف) اثبات وقوع بعثت حضرت محمد صلى الله علیه و آله و دعوت اسلامى مسأله وحى و پیوستگى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله به منبع لایزال الهى و معجزه جاویدان وى.
ب) آگاهى از راز و رمز توفیق پیامبراكرم صلى الله علیه و آله در گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى و دگرگون ساختن بنیاد نظام قبیله‏اى جاهلیت و تبدیل آن به یك حكومت منسجم، پویا و زنده.
ج). دستیابى به بخش گسترده‏اى از مبانى نظرى و سنّت عملى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله و ائمّه‏اطهار علیهم السلام در عرصه‏هاى فرهنگى، معنوى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى. مددرسانى به علوم اسلامى همچون فقه، حقوق، كلام، اخلاق و ...
د). شناخت زمینه‏هاى پیدایى احكام شرعى، چگونگى و مراحل تشریع آنها، برخى از فواید فراگیرى تاریخ به‏طور عام است.
 ه) و در نهایت، از آنجا كه سرنوشت مردم مسلمان ایران با سرنوشت و فرهنگ این آب و خاك گره خورده و اسلام و ارزش‏هاى دینى مبنا و رمز ماندگارى فرهنگ این ملّت و سرزمین شمرده مى‏شود، وظیفه ملّى ماست كه از پیشینه آنچه سرنوشت ملّى و میهنى ما بر آن استوار است، آگاهى یابیم.
•    5- انواع تاریخنگاری اسلامی را نام ببرید؟
برخى معاصران در طبقه‏ بندى گونه‏هاى تاریخ‏نگارى اسلامى، اسامى كتبِ نوشته شده را ملاك قرار داده و بر این اساس، نگاشته‏هاى تاریخ مسلمانان را به هفت گروه تقسیم كرده‏اند:
1. سیره‏نگارى 2. تك‏نگارى 3. تاریخ‏نویسى عمومى و تقویمى 4. تاریخ‏نگارى بر اساس نسب‏شناسى 5. سبك خبرى و پیوسته 6. تاریخ‏نگارى محلى 7. تاریخ‏نگارى فرهنگى و اجتماعى‏   . در پژوهشى كه انجام دادم به بیش از 13 هزار عنوان كتاب تاریخى دست یافتم كه برخى از عناوین آن بیش از 80 مجلد است‏
6- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام ببرید؟
هرچند منابع مطالعاتى تاریخ اسلام متنوع و بسیارند، در یك بررسى كلى مى‏توان آنها را- بعداز قرآن- به موارد زیر تقسیم نمود:
الف) منابع شفاهى: منابعى است كه روایات، احادیث و اشعار آن بیشتر منشأ شفاهى داشته و سینه به سینه نقل شده است. از ویژگى‏هاى بارز این بخش، اتّكا به حافظه و ثبت حوادث در اذهان و انتقال آن از طریق گفت و شنود است. بیشتر اطلاعات تاریخ اسلام از منابع شفاهى، شاهدان وقایع، راویان و ناقلان اخبار، اخذ شده و به نسلهاى دیگر انتقال یافته و در عصر كتابت، ثبت شده است.
ب) منابع مكتوب: این منابع شامل اسناد، مدارك، قراردادها، صلح‏نامه‏ها و كتابهاى تاریخى است و بیشتر از منابع شفاهى گرفته شده است. ثبت، تدوین و تألیف اطلاعات تاریخى چه بسا از بروز جعل، تحریف، غفلت و اشتباه جلوگیرى مى‏كرد و «اسناد مدوّن» فرصت مطالعه و مقایسه اخبار را براى محقق فراهم مى‏آورد. هر چند آغاز نگارش و تدوین عام در قرن دوم هجرى‏ صورت گرفت، دست‏نوشته‏هاى پراكنده و اسناد مكتوب شخصى در قرن اول هجرى پدید آمد و تا حدود زیادى دستمایه مورّخان دوره‏هاى بعد قرار گرفت.
ج) منابع تصویرى: شامل نقاشى، خط نقاشى‏ و نقشه‏هاى تاریخى است. این نقشه‏ها زینت‏بخش كتابهاى جغرافیاى تاریخى است.
د) منابع معمارى: بناى مساجد و كاخها، معمارى شهرها و باروها و جاده‏هاى برون‏شهرى و درون‏شهرى، هر یك منابعى است كه در تكمیل اطلاعات و ناگفته‏هاى تاریخ تأثیر دارد.
6- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟ 
مهم‏ترین اسباب تحریف تاریخ اسلام عبارت است از:
1. فاصله زمانى و مكانى میان مورخ و پدیده‏ها: با توجه به شیوه نقل برخى از مورخان، كه هدفشان ثبت گزارشها بود و به درستى و نادرستى آن اهمیت نمى‏دادند، احتمال تحقق این نوع تحریف بیشتر است.
2. اختلاف امت و پیدایش فرقه‏ها: اختلاف امت اسلام و گرایشهاى فرقه‏اى و در نتیجه انگیزه‏هاى غیرحقیقت‏جویانه برخى مورخان، آفت دیگرى است كه همواره چهره تاریخ اسلام را مخدوش كرده است‏
3. تعصب مذهبى و قومى: عقاید مذهبى و گرایشهاى نژادى، قبیله‏اى و سرزمینى مورّخ چنان در نوشتن تاریخ تأثیر دارد كه یافتن گزارش تاریخى تهى از این‏گونه تعصب‏ها دشوار است. هر چند مورخانى نیز یافت مى‏شوند كه به سبب بى‏اعتنایى به تعصبات جاهلى جان خود را از دست داده‏اند
4. فشار فرمانروایان: فشار حاكمان اموى و عباسى در برخى زمانها، چنان بود كه هر كس حدیثى درباره فضیلت على علیه السلام و فرزندانش نقل مى‏كرد، با شدیدترین شكنجه‏ها روبه‏رو مى‏شد.
5. استفاده نارواى برخى از دانشمندان اهل كتاب از كم اطلاعى خلفا و اطرافیان آنها: این گروه از عالمان مى‏كوشیدند با نقل افسانه‏ها و مطالب بى‏اساس (اسرائیلیات) آیین اسلام را بى‏اعتبار سازند.
دشمنى و كینه‏توزى افرادى چون كعب‏الاحبار، ابوهریره، وهب بن مُنبّه و سیف بن عمر، نسبت دادن حوادث دروغین و خلاف عقل و منطق به اسلام، آفتى بود كه چهره اسلام را تا كنون غبار آلود و مشوش كرده است.
6. منع تدوین حدیث توسط خلفا: منع نگارش و جمع‏آورى حدیث از زمان خلیفه اوّل آغاز شد و بخشنامه خلیفه دوم در لزوم سوزاندن یا نابود ساختن احادیث چنان شدید بود كه حتى بعد از مرگ وى كسى جرأت نداشت حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كند. این منع در زمان خلافت امام على علیه السلام برداشته شد، ولى پس از شهادت وى تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت‏
فصل دوم
7- مورخان، اعراب ساكن در جزیرةالعرب را به سه طبقه تقسیم كرده‏اند؟
الف). عرب بائده (بادیه‏نشینان): مراد قبایلى است كه سالها قبل از ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسیله بلاهاى آسمانى و زمینى از میان رفتند.
ب) عرب عاربه (شهرنشین): قبایلى كه در یمن و دیگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مى‏كردند.قبایل فراوان این منطقه، از جمله «اوس» و «خزرج» كه در آغاز اسلام دو قبیله بزرگ در مدینه بودند، نسب خود را به یعرب بن قحطان، فرزند پنجم حضرت نوح، مى‏رساندند. وقتى از تمدن عرب پیش از اسلام گفتگو مى‏شود، بیشتر عرب عاربه مراد است.
ج) عرب مستعربه (عدنانیان): قبیله‏هایى كه از طریق عدنان‏ و با چندواسطه از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام شمرده مى‏شوند. قبیله قریش در این گروه جاى دارد.  نبود فرهنگ واحدى كه بتواند میثاق زندگى جمعى تلقى شود، نبود آئین مشترك معقول میان این قبیله‏ها، نبود راه‏هاى ارتباطى مناسب، عامل جغرافیا و دورى مسافت میان مناطق مسكونى و محدودیت منابع اقتصادى سبب پراكندگى و استقرارنیافتن حاكمیت قانون و نظم سیاسى فراگیر در جزیرةالعرب بود. صحرانشینان و شهرنشینان عرب پیرو نظام قبیله بودند. در قبیله سه ركن وجود داشت: نَسَب، حَسَب و عَصَب. براساس نسب و حسب، تمام افراد باید از شناسنامه قبیله‏اى و فضایل و مفاخر قبیله آگاه باشند، و براساس عصب و عِرق قبیله‏اى، همه در ساختار قبیله محو بودند؛ به‏گونه‏اى كه همه پیوندها و روابط براى حفظ وحدت خون و شرف قبیله قربانى مى‏شد.
8-  تاریخچه مفهوم جاهلیت را بنویسید؟ 
واژه «جاهلیت» از ریشه «جهل» است، ولى از كتب لغت برمى‏آید كه مراد از آن تنها نادانى نیست و حماقت، سفاهت و بى‏خردى را نیز در بر مى‏گیرد. قرآن كریم نیز جاهل را پیوسته به معناى نادان نمى‏داند و از برخى آیات استفاده مى‏شود كه هر انسان متكبر و خودرأى جاهل است.بدین ترتیب، «جاهلیت» دورانى است كه زندگى مردم از ارزش‏هاى معقول، موازین فرهنگى- منطقى و باورهاى معنوى و امیدوار كننده تهى باشد.
واژه جاهلیت نخستین بار به وسیله قرآن و در خصوص زندگى مردمان قبل از بعثت به كار رفته است. از این روى، برخى حدود زمانى روزگار جاهلیت پیش از اسلام را 150 تا 200 سال قبل از بعثت و محدوده مكانى آن را شبه‏جزیره عربستان دانسته‏اند
9-  مصادیق روشن جاهیت در قرآن را بیان کنید؟ 
چهار مصداق روشن جاهلیت در قرآن كریم عبارت است از:
الف) پیروى از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهى و مبتنى بر هوا و هوس و روى‏گردانى از دستورهاى الهى، كه مورد نهى قرار گرفته است. (حكم الجاهلیة(
ب)  بى‏توجهى به وعده و وعیدهاى خداوند و بداندیشى درباره افعال الهى، كه درباره گروهى از یاران پیامبر است كه با اكراه و نفاق، در جنگ احد شركت كرده بودند. (ظن الجاهلیة(
ج)  بى‏پروایى زنان در جامعه و نمایاندن زیور و آرایش‏هاى زنانه، كه در هشدار به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و جلوه‏گرى آنان است. (تبرّج الجاهلیة(
د) تأكید بر خواسته‏هاى نابجا، تعصب درباره آگاهى‏هاى ناچیز و جانبدارى بى‏دلیل از عقاید و اندیشه‏ها. (حمیّة الجاهلیة(
•    فصل سوم 
10-  علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟ 
عبدالمطلب، جدّ پیامبر صلى الله علیه و آله كه به بخشندگى، نیكوكارى و دستگیرى از افتادگان شهرت داشت‏ یادگار عبدالله را شاید به علت ناكافى بودن شیر آمنه و یا به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه سعدیه- از قبیله بنى‏سعد كه به شجاعت و فصاحت معروف بودند- به روستا (بادیه) فرستاد تا در بیرون مكه، در محیط پاك و هواى سالم، بزرگ شود؛ سخن گفتن به لهجه فصیح عربى را- كه در آن زمان اصیل‏ترین جلوه آن در میان صحرانشینان یافت مى‏شد- فرا گیرد و نیز از بیمارى احتمالى وباى شهر- كه خطر آن براى نوزادان بیشتر بود- مصون بماند. ولی هیچ کدام نمی تواند دلیل قانع کننده باشد بلکه عاملی اصلی نجات جان پیامبر از دست یهود بود
حلیمه، در مدت چهار سال، گاه كودك را به مكه مى‏آورد و به مادر و نیاى بزرگوارش نشان مى‏داد. گویا براى شكل گرفتن شخصیت انسانهاى بزرگ، تحمل ناگوارى‏ها و غمهاى جانكاه و آموختن درس بردبارى اجتناب‏ناپذیر است. محمد صلى الله علیه و آله پیش از تولد، پدر ارجمندش را از دست داد. چون به شش سالگى گام نهاد، مادر مهربانش دیده از جهان فرو بست و در حدود هشت سالگى، نیاى گرانقدرش عبدالمطلب به سراى دیگر شتافت‏
11- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟ 
حوادث و وقایعى در این سالها سبب شد كه قریش او را «امین» بخواند؛ لقبى كه حضور سرنوشت‏سازش در نصب حجرالاسود، تنها موجب رواج هرچه بیشتر آن شد و الّا پیش از این در خلوت خانه دل مردم مكّه جاى گرفته بود.
دوران جوانى، زمان شكوفایى غرایز و گاه انحرافها و آلودگى‏هاى انسان است؛ به‏ویژه در فضاى تیره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان به‏گونه‏اى شرم‏آور در آلودگى به‏سر مى‏بردند و پرچم سیاه به علامت جاهلیت بر فراز برخى از خانه‏ها نصب شده بود. در این موقعیت، فرزند پاك عبدالله هرگز تأثیر نادرست نپذیرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها- چنان‏كه اشاره شد- دشمنانش او را «امین» مى‏خواندند.
امین به فرد امانتدار، راستگو، باوقار، خوش‏خلق، كریم و شرافتمند گفته مى‏شود كه از هر ناپاكى و گناه اجتناب مى‏كند و محمد صلى الله علیه و آله امین و با وجودى كه سنین جوانى را مى‏گذراند گرد هیچ یك از آداب و رسوم جاهلى نمى‏گردد. در مكّه نوشیدن شراب، قماربازى و نیز فساد اخلاقى امور رایج بود.
گویا در 25 سالگى و در رویداد تعمیر كعبه در میان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروه‏ها و شركت دادن نمایندگان همه قبایل، حجرالاسود را به جاى خویش بازگرداند.
12- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟ 
خدیجه، بانوى فهیم و ثروتمند مكه، از زنان ممتاز جزیرةالعرب به‏شمار مى‏آمد.. او كه تبار با فضیلتِ امین قریش را نیك مى‏شناخت، گویا از راز نهفته در وجود این جوان پاكدامن آگاه بود.خدیجه از راستگویى، امانت و اخلاق پسندیده محمد صلى الله علیه و آله آگاهى یافت و در پى او فرستاد كه: «اگر كار تجارت مرا عهده‏دار شوى، بیش از دیگران به تو مى‏پردازم و غلام خویش‏ میسره‏ را نیز براى دستیاریت مى‏فرستم.» حضرت محمد این پیشنهاد را پذیرفت‏ و همراه میسره با كاروان قریش رهسپار شام شد. در این سفر بیش از سفرهاى گذشته سود عایدشان شد.میسره در این سفر از حضرت محمد صلى الله علیه و آله كراماتى مشاهده كرد كه او را به حیرت انداخت.
در این سفر نُسطور راهب از پیامبرى او در آینده بشارت داد. همچنین میسره محمد را دید كه بر سر تجارت، با شخصى اختلاف پیدا كرد. آن مرد گفت: «به لات و عزى سوگند یاد كن تا سخنت را بپذیرم.» او پاسخ داد: «در عمرم هرگز به لات و عزى سوگند یاد نكرده‏ام.» میسره در بازگشت از سفر، كرامات محمد صلى الله علیه و آله و آنچه را مشاهده كرده بود، براى خدیجه بازگو كرد.
خدیجه بانویى خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود. او در اثر امتیازات اخلاقى و اجتماعى متعددى كه داشت، در زمان جاهلیت، «طاهره» و «سیدةقریش» نامیده مى‏شد. بنابر مشهور، او قبلًا دو بار ازدواج كرده و
همسرانش در گذشته بودند بزرگان قریش، همه علاقه‏مند به ازدواج با او بودند؛ مردان نامدارى همچون‏ عقبة بن ابى‏معیط، ابوجهل و ابوسفیان‏ از او خواستگارى كرده بودند و او موافقت نكرده بود.از سوى دیگر، خدیجه با محمد صلى الله علیه و آله خویشاوند بود و نسب هر دو در قُصىّ‏ به هم مى‏رسید.
او اطلاعاتى از آینده درخشان محمد صلى الله علیه و آله داشت‏و علاقه‏مند به ازدواج با او بود. خدیجه به محمد صلى الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج كرد و محمد صلى الله علیه و آله با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یك جمع خانوادگى ازدواج صورت گرف. بنابر قول مشهور در این هنگام خدیجه چهل سال و محمد صلى الله علیه و آله بیست و پنج سال داشت. خدیجه نخستین زنى بود كه‏محمد صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد بسیارى از نویسندگان دختران خدیجه را چهار تن ذكر كرده‏اند كه كوچك‏تر از همه فاطمه زهرا (علیها السلام) بوده است. پسران خدیجه نیز دو تا سه نفر گزارش شده است: قاسم، طیب و طاهر. اینان قبل از هجرت پیامبر وفات نموده و در حجون (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرده شده‏اند  اما این نقل مشهور صحت ندارد ده نقل در مورد سن ایشان است از 25 سالگی تا 48 سالگی نام برده شده است سن ایشان طبق نقل علامه جعفر مرتضی عاملی 28 سال داشتند و ازدواج نکرده بودند و فرزندانی که همراه خدیجه وارد خانه پیامبر شدند از فرزندان خواهر خدیجه بودند
13-  مراحل چهارگانه دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟ 
الف) دعوت خصوصى- پنهانى و تبلیغ عملى ؛ از آنجا كه سرزمین مكّه دورانى طولانى به شرك و بت‏پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافه‏ها و تعصب روزگار مى‏گذراندند، اعلان یكباره دعوت توحیدى و شوریدن دفعى علیه همه مظاهر جاهلیت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسول‏خدا، با عنایت به اینكه اندیشه قوى و عقیده صحیح شرط اساسى اصلاحات عمیق و ریشه‏دار است، تبلیغ و دعوت خصوصى را كه گاهى از آن به پنهانى تعبیر آورده شده، آغاز كرد تا با عضوگیرى و تربیت هسته‏هاى اصلى مسلمانى، زمینه اعلام آشكار و عمومى منطق نیرومندش را فراهم آورد.
در این دوره سه ساله، محمد صلى الله علیه و آله كه هنوز دعوت علنى و عمومى‏اش را آغاز نكرده بود، با چهره‏اى آرام همراه على علیه السلام و خدیجه علیها السلام و كمى بعدتر زید بن حارثه- كه اساس سازمان اجتماعى و امت او را شكل مى‏دادند . او نماز را كه مجموعه معارف معنوى براى ارتباط با معبود است، در پاى كوه صفا و در منزل یكى از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهى فراروى مخالفان برپا مى‏داشت‏
در جامعه جاهلى آن روز مكّه اصالت و برترى به سه چیز بود: 1. مرد بودن 2. مسن بودن 3. آزاد بودن‏؛ اسلام خدیجه به عنوان یك زن، ارزش مرد بودن و مردسالارى نفى شد. با اسلام على بن ابى‏طالب كه یك نوجوان بود اصل اعتبار فزونى سن بى‏پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام آزاد شده رسول‏خدا صلى الله علیه و آله، نظام برده‏دارى رایج در شبه‏جزیره را مورد حمله قرار داد. گویى دست تقدیر این سه تن را در خانه حضرت محمد صلى الله علیه و آله گردآورده بود تا اسلام هر یك اعلام مبارزه‏اى باشد بر ضد یكى از ارزش‏هاى جاهل.
ب) انذار خویشاوندان و دعوت آشكار
سه سال تبلیغ عملى رسول‏اكرم صلى الله علیه و آله و افزایش گروندگان او زمینه ذهنى و اجتماعى دعوت عمومى و علنى را فراهم آورد .با نزول آیه ی ( وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ* وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنینَ* فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. (شعراء (26): )14  بیش از 40 تن از نزدیكان و فرزندزادگان عبدالمطلب- كه ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جمله‏اند- به مهمانى دعوت شدند و على علیه السلام به دستور رسول‏خدا صلى الله علیه و آله سفره‏اى گسترد. كدام‏یك از شما مرا در این امر یارى مى‏كند تا برادر، وصى و جانشین من باشد؟ جز على علیه السلام هیچ‏كس پاسخ نداد. حضرت صلى الله علیه و آله سخن خود را تكرار كرد و این بار نیز تنها على علیه السلام لبیك گفت. پیامبر مهربان براى سومین بار دعوتش را بازگو كرد و باز على علیه السلام گفت: من به خداى یگانه و پیامبرى شما ایمان آورده‏ام و یاورت خواهم بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام اشاره كرد و فرمود:
این، برادر، وصى و جانشین من در میان شماست.بى‏تردید ایمان خویشاوندان- كه پیامبر صلى الله علیه و آله را خوب مى‏شناختند- آسان‏تر بود و پشتوانه‏اى محكم براى ادامه دعوت به شمار مى‏آمد. زیرا اگر قریش، به عنوان پرنفوذترین و نیرومندترین قبیله، ایمان مى‏آورد، دعوت پیامبر با استقبال بیشتر روبه‏رو مى‏شد. افزون بر این، دعوت از خویشاوندان نوعى اتمام حجت بود و در آینده راه تمسك به هرگونه بهانه را مسدود مى‏كرد
ج) دعوت عمومى و آغاز صف‏بندى موحدان و مشركان در مكّه‏
رسول خدا صلى الله علیه و آله در سومین مرحله از مأموریت خود در دعوت اجتماعى و گذر از جامعه جاهلى گامى بلند برداشت و پس از آنكه فرشته وحى فرمان هدایت عمومى «فاصدع بما تؤمر وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكینَ. (حجر (15): 94)»را به وى ابلاغ كرد، طنین «یا صباحاه» او در كوه صفا پیچید. مردمان بسیار از قبایل مختلف به سویش شتافتند و چشم به او دوختند و این آغاز دعوت همگانی بود.
د) دعوت جهانی  بعد از صلح حدیبیه با ارسال نامه به سران کشورها و قبایل مختلف آغاز شد.
14- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان و یهودیان و منافقان با پیامبر را نام ببرید؟ 
چرا قریش از همان سالهاى اوّل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله، كه هنوز جز اندكى از تعالیم و احكام اسلام نازل نشده بود، با آن حضرت به مخالفت برخاستند؟
1. جهت‏گیرى دینى و توحیدى دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثى حاكم بر مكّه مهم‏ترین علت مخالفت قریش بوده است. شعار همیشگى پیامبر صلى الله علیه و آله قولوا لااله الا اللَّه‏ تفلحوا، قبل از هر چیز گویاى نفى و انكار خدایان دیگر و امضاى گمراهى سران شرك بود.
2. نتیجه جهت‏گیرى اجتماعى دعوت و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشى نظام اجتماعى حاكم بود.
3. جهت‏گیرى اقتصادى قرآن كه در آیات فراوانى مانند آیات 6 و 7 سوره علق كه در سالهاى آغاز دعوت نازل شده بود نظام اقتصادى جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح كرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفى كرد. چنانچه در سوره مسد، ابولهب و سرمایه او را بى‏فایده و مایه سرنگونى او برشمرد.
4. رقابت‏هاى قبیلگى و حسادت ورزیدن به موقعیت ارزشى بنى‏هاشم و فرزندان عبدمناف. ابوجهل كه از تیره بنى‏مخزوم بود، مى‏گفت: ما با فرزندان عبدمناف در شرف منازعه و مبارزه مى‏كردیم. اگر آنها مردم را اطعام مى‏كردند ما نیز مردم را اطعام مى‏كردیم؛ مركب سوارى مى‏دادند، ما نیز مى‏دادیم؛ اگر به مردم چیزى مى‏بخشیدند، ما هم مى‏بخشیدیم ... تا آنكه با هم زانو به زانو (مساوى) شدیم و مسابقه گذاشتیم. آنگاه گفتند: از ما پیامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مى‏رسد! اینك ما چگونه در این مورد به ایشان مى‏رسیم؟ به خدا سوگند، نه به او ایمان مى‏آوریم و نه او را تصدیق مى‏كنیم‏
15- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟ 
اقدامات مشركان‏
پدید آمدن صف فشرده‏اى از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بت‏پرستى، زنگ خطرى بود كه در محافل شرك و كفر مكّه به صدا در مى‏آمد. سران قریش- كه منافع مادى و حیات خود را در شعاع رو به گسترش پرتو اسلام در معرض نابودى مى‏دیدند اقدامات آنان در برابر نهضت الهى پیامبر صلى الله علیه و آله در ابعادى چند در خور بررسى است.
الف)شگردهاى مسالمت‏آمیز
سران گروه‏هایى كه راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، مى‏دانستند تا وقتى حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وى، نمى‏توانند برخوردى یكپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از این‏رو، براى پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب از رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد وى شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنى‏هاشم‏ بخواهند كه یا محمد را از ادامه كار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت‏
جذبه معنوى آیین رسول خدا صلى الله علیه و آله، سخنان دلرباى او و یارانش، و فصیح و بلیغ بودن قرآن، نفوذ و انتشار اسلام را در هر كوى و برزن، به‏ویژه در قلب پاك جوانان و محرومان، نوید مى‏داد. شوراى مشورتى قریش براى بار دوم نزد ابوطالب شتافت. عتبة بن ربیعه سخنگوى قریشیان گفت: تو در میان ما و قبیله قریش مقام و منزلتى بس بزرگ دارى و همه ما به شرافت و مقام بلند تو احترام مى‏گزاریم. پیش از این، از تو خواستیم كردار برادرزاده‏ات را زیرنظر بگیرى و تو به درخواست‏هاى ما توجه نكردى. اكنون اعلام مى‏كنیم كه ما نمى‏توانیم پست شمردن افكار خویش و خرده‏گیرى بر خدایانمان را تحمل كنیم. باید محمد را از این كار باز دارى و گرنه با او و تو پیكار خواهیم كرد
ب) نیرنگ‏هاى مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ‏
پس از آنكه مشركان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح گفتگوى بى‏واسطه با پیامبر را تصویب كردند. آنها چنان مى‏پنداشتند كه مى‏توانند با وعده «فرمانروایى» و «ثروت» و «زیباترین همسر»، رسول خدا صلى الله علیه و آله را از رسالتش بازدارند. «عتبه» كه براى این كار انتخاب شده بود، با زبانى نرم، صفات نیكو، منزلت، نسب شریف و فضیلت خاندان پیامبر در میان قریش را برشمرد و لزوم حفظ وحدت را مورد توجه قرارداد و پیشنهاد ثروت كلان، پیشوایى قبیله و پادشاهى قوم را با پیامبر در میان نهاد.
زراندوزان مكّه، پس از نومیدى از این تدبیر به استهزاى پیامبر صلى الله علیه و آله روى آوردند. این روش ناجوانمردانه، كه براى مردان شریف بسیار ناگوار و شكننده است، سبب سبك جلوه‏دادن حضرت صلى الله علیه و آله و پیامش مى‏شد. بدین سبب، با آنكه بسیار بردبار بود، گاه دلگیر مى‏شد و در گوشه‏اى به اندیشه فرو مى‏رفت‏
نمونه معروف یكى از آن شیوه‏ها، گذراندن مصوّبه جمعى بود كه براى «هماهنگى قریش در ایراد تهمت به پیامبر» در آستانه موسم حج تشكیل شده بود. در مقابل این همه، رسول خدا صلى الله علیه و آله مهربانانه پاسخ مى‏دهد كه اى مردم، ... اگر سخنم را بپذیرید، سود دنیا و آخرت خواهید برد و در صورت انكار، صبر و مقاومت پیشه خواهم كرد، تا خداوند میان من و شما حكم كند
ج) اقدامات علیه بنیان فكرى نهضت‏
كارسازترین سلاح رسول خدا صلى الله علیه و آله در دعوت، پیام نهفته در آیات قرآن بود. قرآن از بنیادهاى آفرینش، وحدت آفریدگار، غایت‏مندى هستى و ضرورت كمال انسان در پهنه زمین، سخن مى‏گفت و بهسازى مناسبات فكرى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را بستر كمال معرفى مى‏كرد. این عوامل دلها را تسخیر مى‏كرد و مشركان مكّه را به واكنش وامى‏داشت. بخشى از اقدام‏هاى آنان عبارت است از:
(1) تحریم شنیدن قرآن. سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كه به‏منظور آزار و حتى كشتن وى به‏ ملاقاتش مى‏آمدند، وقتى آیات قرآن را مى‏شنیدند، چه‏بسا ناخودآگاه ایمان مى‏آوردند. براى جلوگیرى از گرویدن افرادِ بیشتر به پیامبر صلى الله علیه و آله قانون تحریمِ گوش‏دادن به قرآن تصویب شد. (2) ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن؛ (3) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن؛ (4) سرگرم‏كردن مردم به‏وسیله معركه‏گیرانى چون نضر بن حارث و نقل داستان‏هاى مردم‏پسند؛ (5) تردید در وحیانى بودن قرآن؛ (6) ترویج افسانه‏هاى منطق‏ستیزى چون افسانه غرانیق.
د) اقدامات علیه حامیان نهضت‏
یكى از راه‏هاى جلوگیرى از گسترش نهضت نوین اسلام و مخالفت با گرویدن به آن، دشوارسازى شرایط زندگى اسلام‏آورندگان و آزار آنان بود. چنین شگردى، دست‏كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك، و كاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر صلى الله علیه و آله در مردم عادى. این تصمیم به شیوه‏هاى گوناگون و از طرق مختلف به صورت جدى به اجرا گذاشته شد. گروهى مأمور تفتیش عقاید مسلمانان شدند. اگر شخص تازه مسلمان قبیله‏دار و از طبقات بالاى جامعه شمرده مى‏شد و كشتن یا آزارش ناممكن بود، به سرزنش وى مى‏پرداختند تحریم اقتصادى، تاراج اموال و ورشكستگى تهدید مى‏شد و چنانچه از افراد متوسط و تهیدستان یا بردگان بود، مورد شكنجه قرار مى‏گرفت و گاه زیر شكنجه به شهادت مى‏رسید 
نغمه رساى احَد احد «بلال» در گرماى شدید نیمروز در حالى كه وى را به پشت روى سنگى خوابانیده‏اند و سنگى گران بر سینه‏اش نهاده‏اند، سند افتخار و تابلوى جاودان بردبارى مسلمانان در طول تاریخ است. «خبّاب» را برهنه ساختند، بر سنگ‏هاى تفتیده مكه خواباندند و شكنجه دادند. خاطرات آل‏یاسر، صهیب بن سنان رومى، ابوفكیهه و ... نمونه‏هایى از پایدارى در راه دین است. چنانكه مى‏توان از بانوان مسلمانى چون «سمیّه» نخستین شهید در تاریخ اسلام، «ام‏عُمَیس»، «زِنّیره»، «نهدّیه»، «لبیة»، به‏عنوان نمونه‏هاى استقامت در راه عقیده نام برد  در این موقعیت- كه فشار بر حامیان و هواداران نهضت روزافزون مى‏شد- پیامبر صلى الله علیه و آله، به عنوان سُكّان‏دار كشتى نهضت، با پیشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحله اول یازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از یك‏سو مى‏توانست نور امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت كند و از سوى دیگر، راه را براى عمل به تكالیف اسلامى و استمرار تبلیغ در خارج از مكّه هموار سازد.
در مهاجرت دوم- كه پنهانى و بر اساس تجربه‏هاى مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق یافت- شمار فزون‏ترى از مسلمانان، براى حفظ ایمان و ماندن بر عقیده توحیدى، آوارگى در سرزمین‏هاى ناشناخته را پذیرفتند
  ه) انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
و) توطئه قتل پیامبر توسط جنگجویان از هر قبیله
16- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟ 
انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
مبارزه منفى راهى آسان براى به زانو درآوردن اقلیت‏ها در هر جامعه است. زیرا برخلاف مبارزه عادى، به مقدمات چندانى نیاز ندارد و با بسیج عمومى اجراشدنى است. اسلام آوردن «حمزه»، اظهار علاقه جوانان روشن ضمیر ام‏القرى و نفوذ اسلام در بیرون از حیطه سیاسى مكّیان، بر نگرانى سران كفر و شرك افزود. بى‏نتیجه ماندن بسیارى از روشهاى سركوب، آنان را سخت آزرده بود. پیش‏بینى مى‏شد انزواى سیاسى- اجتماعى و حصر اقتصادى بتواند مسلمانان را به تسلیم وا دارد. بدین سبب، سران قبایل و اشراف متنفذ قریش عهدنامه‏اى به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در كعبه، سوگند یاد كردند كه در صورت تسلیم‏نشدن محمد صلى الله علیه و آله در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاى این پیمان چنین بود:
الف) . باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد. ب). ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویى با مسلمانان ممنوع است.
ج). جبهه مخالف محمد در تمام حوادث و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بدین ترتیب، بناچار و با پیشنهاد ابوطالب، بنى‏هاشم و بنى‏عبدالمطلب تمام روابطشان را در محدوده شعب‏ تعریف و متمركز كردند. مسلمانان در این دوران سه ساله، سخت‏ترین فشارهاى‏ روانى و معیشتى را تحمل كردند.در همین سال  ابوطالب  و خدیجه، همسر بردبار رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نیز به‏سراى جاودان شتافت و پیامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به‏گونه‏اى كه سال دهم بعثت را «عام‏الحزن» نامید.
17- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.
آخرین توطئه و هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه‏
هنوز سپیده دم، قلب سیاه شب را نشكافته بود كه خبر بیعت یثربیان و پیمان آنها به گوش سران شرك رسید. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بیشتر مى‏شد. پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله كه وضع را چنین دید، با پیام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به یثرب را صادر كرد. اگر مكّه فرصت نمایش ایمان و زمینه تبدیل قابلیت‏ها به فعلیت را نداشت، سرزمین الهى فراخ بود. پس از پیام خداوند به هجرت هیچ مسلمانى نمى‏تواند استضعاف را سبب پذیرش ستم خویش به شمار آورد.
بدین ترتیب همه مسلمانانى كه به معرفت عقلى، رشد نفسانى، طرد وسوسه‏ها و وابستگى‏هاى عاطفى رسیده بودند، مخفیانه و با كمترین زاد در مسیر هجرت گام نهادند.
جبهه باطل به‏زودى دریافت كه یثرب پناهگاه مناسبى براى مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یكتاپرستى زنگ خطرى بود كه وفاداران بت‏ها را سخت بیمناك كرد. بنابراین، در مهم‏ترین نشست مشورتى «دارالندوه» حضور یافتند. در این مجمع، سه نظریه مطرح شد: الف). به زنجیر كشیدن و به سیاه‏چال افكندن رسول‏خدا. ب) تبعید پیامبر به نقطه‏اى دوردست.ج). كشتن پیامبر به‏وسیله نمایندگان كارآزموده هر قبیله.
سرانجام نظر سوم تصویب گردید و افرادى از تمام قبایل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله گنجینه اسرارش على علیه السلام را فراخواند؛ امانت‏هاى مردم را به وى سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خویش بیفكن. در این هنگام، على علیه السلام پرسید: آیا شما جان سالم بدر خواهید برد؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آرى.بدین ترتیب، على علیه السلام با آگاهى از كشته‏شدن خود، مشتاقانه براى نجات جان مقتداى خویش و تقدیم جان بر ایمان در «لیلة المبیت» در بستر پیامبر خفت و رسول حق هجرت تاریخ‏ساز خود را آغاز كرد. این فداكارى آن‏قدر خالصانه و پر اهمیت بود كه مورد ستایش خداوند واقع شد. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره (2): 207)
پیامبرخدا صلى الله علیه و آله در حالى كه آیاتى از سوره «یس» را مى‏خواند، از منزل خارج شد و از بى‏راهه به‏طرف غار «ثور»، كه در بیرون مكه بود، حركت كرد. ابوبكر كه از رویداد آگاهى یافت، در راه به پیامبر پیوست.


جمعه 26 آبان 1396

سوالات میان ترم معارف 1 دانشگاه دارالعلم

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :اندیشه اسلامی 1(معارف 1) ،

بسمه تعالی
سوالات تشریحی اندیشه اسلامی 1 (معارف یک)
دانشگاه دارالعلم
1– قرآن و روایات اسلامی چه توصیه هایی به انسان نسبت به خودشناسی می نماید ؟
دعوت به شناخت انسان از توصیه های مهم پیامبران الهی ، عالمان اخلاق ، عارفان و فیلسوفان است ؛اگر  انسان با تآمل و تفکر ، امکانات و استعدادهایی که برای رشد و تکامل در او نهاده شده است ، بشناسد ، بهتر می تواند سرمایه های وجودی خود را به کمال برساند.
از اینرو ،قرآن و روایات اسلامی انسان را به خودشناسی دعوت می کنند
قرآن می فرماید : «انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است .»
«آیا انسان به یاد نمی آورد که ما او را آفریدیم و حال آنکه چیزی نبوده است .»
«ای کسانیکه ایمان آورده اید ! به خود بپردازید.»
امیرالمومنین علی(ع)نیز می فرماید : «کسی که به خودشناسی دست یابد به بزرگترین سعادت و کامیابی رسیده است .»
۲– دلایل ضرورت خودشناسی را نام برده و به اختصار توضیح دهید .
*مقدمه کمال انسانی : اگر آدمی قبل از هر چیز خود را بشناسد ، بهتر می تواند از سرمایه های وجودی خود بهره ببرد و آنها را شکوفا سازد ؛ انسان می تواند از خود بپرسد : آیا حد وجودی انسان، در حد سایر حیوانات است یا قدرت تعالی و رشد و پرواز کردن دارد ؟ اگر انسان به غیر از بعد مادی حقیقتی به نام روح دارد ، نیازهای آن چیست و چگونه باید تکامل پیدا کند؟
* پیش درآمد جهانی شناسی: شناخت جهان عبارت است از تعامل انسان با جهان خارج از خود ، لذا بعد از تعامل است که می گوید می بینم ، می شنوم ، می گویم و می شناسم. آیا همه سهم شناخت برای انسان است یا برای جهان خارج است یا هر دو سهیم اند؟ امیر المومنین علیه السلام می فرماید:«کسی که خود را نمی شناسد ، چگونه غیر خود را تواند شناخت؟»
*مقدمه خداشناسی : امیرالمومنین علی(ع) می فرماید : «هرکس خود را بشناسد ، پروردگارش را می شناسد . »
خود شناسی که مقدمه خداشناسی است ، می تواند از جهات گوناگونی مورد تامل قرار داد :
*از آنجا که فطرت آدمی با معرفت خدا عجین است ، دعوت به خودشناسی، در واقع دعوت به خداشناسی و ارتباط با خداست . بنابراین خودشناسی ، مقدمه محبت و معرفت به خدا است .
*انسان ، موجودی وابسته و ممکن الوجود است و چنین موجودی نمی تواند آفریننده خود باشد، بنابر این ، هنگامی که آدمی به خود شناسی می پردازد وابستگی خود به خدا را احساس می کند.
* حلّال مشکلات انسان : بسیاری از مشکلات روحی ، روانی ، فکری و اخلاقی انسان ناشی از ناخود شناسی است .
اگر آدمی ، حقیقت واقعی خود ، هدف خلقت ، رابطه ی خود با خدا ، موقعیت خود در نظام زندگی و نقش مصیبت ها و خوشی ها را در زندگی بداند ، بسیاری از مشکلات او حل می گرد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم می زند .
۳- دو دیدگاهی که درباره ی حقیقت انسان وجود دارد را توضیح دهید .
در باب حقیقت انسان دو دیدگاه وجود دارد : ۱- مادی   ۲- الهی
*مادی: کسانی که هستی را با ماده برابر می دانند یا انسان را پدیده ای کاملاً مادی تلقی می کنند ، تمام قوانین حاکم بر حقیقت انسان را مادی می دانند و معتقدند که با قوانین مادی ، که مبتنی بر حس و تجربه است ،می توان انسان را شناخت و اصولاً تمام تحلیل های آنها در باب انسان ، مادی گرایانه است و بر اساس این تحلیل ، انسان با مردن و متلاشی شدن ، جسمش نابود می گردد .
*الهی : این گروه علاوه بر بعد مادی انسان ،برای انسان ،حقیقتی به نام روح قائلند . این روح غیرمادی را نمی توان با قوانین برخاسته از علوم حسی و تجربه و یا با ابزارهای حسی به مطالعه و بررسی گذاشت ابزار شناخت آن غیر تجربی و غیر حسی است .
بر اساس این تحلیل روح یا بعد غیرمادی انسان با مُردن و متلاشی شدن جسم از بین نمی رود، بلکه حیاتی جاودانه را در عالم آخرت پیش می گیرد و اصولاً حقیقت انسان روح او است .
۴– با استفاده از آیات قرآن ، حقیقت انسان را بیان کنید .
از دیدگاه قرآن ، انسان علاوه بر بدن مادی از روح الهی بهره مند است . قران در آباتی به دو ساحتی بودن انسان تصریح دارد می فرماید : «{خدا} اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید .» و با توجه به آیه «فرشته مرگ که بر شما گمارده شده است . شماها را می ستاند و آنگاه به سوی پروردگارتان باز گردانده می شود » معلوم می گردد حقیقت انسان جز آنچه فرشته مرگ می گیرد ،نیست و پس از اخذ روح چیزی از حقیقت انسان در زمین باقی نمی ماند لذا حقیقت انسان ، روح اوست .
۵- ابعاد روح و روان انسان را به اجمال توضیح دهید .
انسان دارای ۲ بعد است :
۱- بُعد ادارکی انسان   ۲- بُعد گرایشی انسان
*بُعد ادراکی انسان :که در دو حوزه فعالیت می کند :
الف) ادراک نظری : اگر متعلق شناخت اشیاء آنگونه که هستند یا خواهند بود، باشد به آن حوزه شناخت نظری می گویند.
ب) ادراک عملی : اگر متعلق شناخت ،عمل انسانی از جهت خوب یا بد ، یا بایدها و نبایدها باشد، به آن حوزه، ادراک عملی می گویند .
شناختی که برای انسان حاصل می شود ، دو گونه است :
_علم حصولی :که از طریق صورت ها و مفاهیم ذهنی حاصل می شود مانند علم انسان به درختی در مقابل خود ، که از این درخت صورتی در ذهن او حاصل می شود.
_علم حضوری :که انسان ، مستقیما به متعلق شناخت و یا وجود واقعی و عینی آن آگاهی دارد . مثل آگاهی انسان به حالات روانی و احساسات خود مثل ترس ؛ و گاهی نیز متعلق علم حضوری ، خدا و امور مرتبط به خداست ، که به آن شهود عرفانی نیز می گویند.
*بُعد گرایشی : همان تمایلاتی اند که با روح انسان سرشته شده اند ، مانند میل به دانش و پرستش خدا.
بُعد گرایشی انسان دو گونه اند:
الف) گرایش های حیوانی : این گرایشها میان حیوان و انسان مشترکند مانند : گرایش به حفظ ذات و صیانت از خود و غریزه (میل به جنس مخالف).
ب) گرایشی های انسانی : گرایشها و تمایلاتی اند که به انسان اختصاص دارند و یا دست کم نشانه های آنها در حیوانات کمتر مشاهده می گردد . مانند میل و محبت به خدا.
این نوع گرایش ، از انسان جدا شدنی نیست البته ممکن است بر اثر شرائط محیطی ، مورد غفلت قرار گرفته یا در شناختن متعلق حقیقی آن خطا کند ، ولی هنگام رفع مانع و هوشیاری ، دو باره این میل جلوه می نماید و مصداق واقعی خود را نشان می دهد.
۶– بحرانهای فرا روی انسان امروزی را نام برده و توضیح دهید .
بی شک زندگی انسان معاصر از جهات مختلف با انسان های پیشین تفاوت دارد . پیشرفت علم و فناوری ، زندگی انسان را به کلی دگرگون ساخته و رفاه و آسایش ظاهری برای او فراهم آورده است ، اما در عین حال ، به اقرار تعدادی از روان شناسان و جامعه شناسان بزرگ ، مشکلات و بحران های جدیدی نیز فرا روی او نهاده است که عبارتند از :
۱- بحران معرفتی : برخی تنها ابزار شناخت را حس و تجربه حسی می داتند وآنچه را به چنگ حس و تجربه نمی آید، انکار می کنند . برخی دیگر ، مانند عقل گرایان ، بیشتر به ابزار عقل تاکید کرده اند و گروهی دیگر مانند عارفان ، بیشتر به ابزار شهود عرفانی توجه نموده اند و از دو ابزار دیگر غفلت کرده اند .در حالی که محدود کردن ابزار شناخت به هر کدام از حس یا عقل ویا شهود عرفانی ، ناشی از عدم شناخت واقعی انسان است . با این وجود و با توجه به بعد غیر مادی انسان ، ابزار شناخت ، محدود به این سه مورد نیست .
۲- بحران اخلاقی : شک نیست که انسان مدرن با بحران اخلاقی مواجه است، امروزه جهان از رذایل اخلاقی، رنج می برد؛ رذایلی مانند میگساری ، شهوترانی ،همجنس بازی،آزار و اذیت جنسی کودکان و نوجوانان، تعدی به حقوق دیگران به بهانه حقوق بشر و دمکراسی، استثمار ، استعمار ملت های ضعیفو… از نمونه های بحران اخلاقی می باشد . در جهان معاصر ، معیار و ملاک خوبی و بدی اخلاقی لذت گرایی و سودگرایی مادی است .
ریشه این بحران اخلاقی، غفلت از ساحت غیر مادی انسان و فضایل فطری او و عدم توجه به خدا و تعالیم پیامبران الهی می باشد.
۳- بحران روانی و معنوی : در جهان امروز پیشرفت های شگفت آوری در علوم تجربی و بویژه روانشناسی و روانکاوی رقم خورده ، اما نتوانسته اند مشکلات روحی و روانی انسان مانند اضطراب ها، فشارهای روانی ، افسردگی و پوچ گرایی را درمان نمایند، انسان امروز، هویت واقعی خود را از دست داده استو خویش تن خویش را گم کرده است> تمام این مشکلات، ناشی از آن است که آدمی هویت و حقیقت انسانی خود را به خوبی نشناخته است و نقطه اتکا و آرامش خود یعنی خداوند متعال را از دست داده است.
۷– نقش دین را در رفع بحرانهای معرفتی ، اخلاقی و روانی تبیین نمایید .
* دین و بحران معرفتی : بر اساس آموزه های دینی، راههای شناخت علم ؛ حس ، عقل ، شهود عرفانی و وحی الهی می باشد و فقط به شناخت از طریق حس و تجربه حسی اکتفا نمی کند .
*دین و بحران اخلاقی : پیامبران برای تحقق فضایل اخلاقی مبعوث شده اند و دین همواره پشتوانه استوار اخلاق بوده و هست .
*دین و بحران روانی : دین پشتوانه مستحکمی برای غلبه بر اضطراب های روانی مانند اندوه ، ملامت ،سرزنش و فوت نزدیکان است . «آگاه باشید که با یاد خدا است که دل ها آرام می گیر د.»
۸- معنای لغوی و اصطلاحی ایمان چیست ؟
لغوی : ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن ( امنیت یافتن) است که به معنای جای گیر شدن اعتقاد در قلب یا تصدیق چیزی با اطمینان و به مفهوم ایمنی در کار است ( اعتقاد قلبی به چیزی )
اصطلاحی : اعتقاد قلبی داشتن به خداوند ، پیامبران و ائمه می باشد . به شخصی هم که پای بند به این اصول باشد، نیز مؤمن گفته می شود .
۹– رابطه متقابل ایمان و معرفت را بیان نمایید .
از دیدگاه قرآن، ایمان مبتنی بر معرفت و علم است ولی چنین نیست که اگر معرفت و علم وجود یابند ،ایمان نیز ضرورتاً وجود پیدا کند، چه بسا کسانی که علم و معرفت دارند ولی ایمان ندارند (مانند شیطان و قوم بین اسرائیل ) . ایمان به معنای علم نیست ولی مبتنی بر آن است زیرا ایمان به آنچه نمی شناسیم معنا ندارد .
۱۰–رابطه ایمان و عقل را بیان نمایید.
از دیدگاه اسلام ،ایمان دینی، مبتنی بر عقل است و عقل و دین دو موهبت الهی است که خداوند به بشر ارزانی داشته است . عقل دین را و دین عقل را تایید می کند به طوری که پیامبران را حجت یا رسول ظاهری و عقل را حجت یا رسول باطنی یاد می کنند
۱۱- با استفاده از منابع دینی ،رابطه ی متقابل ایمان و عمل صالح را توضیح دهید .
از دیدگاه اسلام میان ایمان و عمل ،ارتباط تنگاتنگی وجود دارد . خداوند یکی را بدون دیکری نمی پذیرد زیرا عمل نمود ظاهری ایمان است و اگر عمل نباشد، آشکار می شود که ایمان در قلب ریشه ندوانیده است .
بنابراین، ایمان بدون عمل ، ایمان راستین و نجان بخش نیست . عمل از ارکان ایمان شمرده می شود و تنها عملی ارزشمند است که از سر ایمان و بندگی خدا ناشی می شود و نه عملی که از سر نفع شخصی و یا عادت و ریا به انجام رسد .
۱۲- بر چه اساس باید ،ایمان ناشی از اختیار باشد .
آدمی نخست عمل را می سنجد و سپس به آن عمل دست می زند و بعد از عمل ، از آن خشنود یا پشیمان می شود این فرایند بر اختیار آدمی دلالت می کند و اصولاً تقبیح و تحسین افعال و استحقاق عقاب و پاداش رفتار ،نشان از اختیار است .
۱۳- متعلقات ایمان در قرآن را نام ببرید .
ایمان به خدا ، ایمان به آخرت ، ایمان به رسالت پیامبر اسلام و انبیای گذشته ، ایمان به قران و کتب الهی پیشین ، ایمان به ملائکه ، ایمان به امامت و ایمان به عالم غیب
۱۴- مراتب و درجات ایمان را با استفاده از روایت امام صادق (ع) بیان کرده و اموری که موجب تقویت ایمان می شود را نام ببرید.
ایمان مانند نرده بانی است که ده پله دارد و پله های آن یکی پس از دیگری پیموده می شود ، لذا می توان گفت که هر قدر انسان در پله های بالاتری قرار گیرد به پشت بام ( که همان مقصد است ) نزدیک تر می باشد .
اموری که موجب تقویت ایمان می شود عبارتند از :
۱- در برابر اوامر و نواهی خداوند تسلیم محض گردد نه آنکه به برخی احکام ایمان آورد و به برخی دیگر کفر بورزد .
۲- به متعلقات ایمان علم یابد و بر این علم خویش پیوسته بیفزاید.
۳- به متعلقات ایمان بیشتر توجه کند و پیوسته به یاد خدا و قیامت باشد .
۴- بکوشد تا به لوازم ایمان پای بند باشد و پیوسته حساب روز قیامت را به یاد آورد تا نگذارد هوای نفس بر او غلبه کند و فرمان خدا را زیر پا بگذارد .
۱۵- سه دیدگاه درباره اثبات وجود خدا را بیان کنید .
۱- خدا شناسی یا اثبات خدا امری بدیهی است و نیازمند دلیل نیست.
۲- اثبات خداوند بدیهی نیست و نیازمند دلیل است .
۳- اثبات خداوند بدیهی است و لی برای اطمینان، نیازمند اقامه دلیل است .
۱۶– راههای شناحت خداوند را توضیح دهید .
سیر در آفاق و سیر در انفس
سیر در آفاق : انسان با مشاهده مخلوقات و تدبر در حدوث و امکان و نظم پدیده ها به وجود خالق و مدبری دانا و توانا، پی می برد .
سیر در انفس : انسان با تأمل در خود ،در می یابد که نسبت به خدا ،شناخت قلبی و بی واسطه دارد و در برابر چنین خدایی که کمال مطلق است سر تعظیم فرود می آورد .( راه انفس را می توان به تعبیری راه فطرت نامید )
۱۷- معنای فطرت و ویژگی های فطری بودن یک امر را بنویسید .
ماده فَطَر در اصل به معنای آغاز و شروع است و به همین دلیل به معنای خلق نیز به کار می رود .
ویژگی های امر فطری :
۱- در همه افراد آن نوع یافت می شود ،هر چند کیفیت آنها از نظر شدت و ضعف متفاوت است ،مانند احساس گرسنگی که در تمام انسانها وجود دارد .
۲- همواره ثابت اند نه اینک در برهه ای از تاریخ اقتضای خاصی داشته باشد مانند میل گرسنگی که به دوره ی خاصی از عمر انسان تعلق ندارد، طفل ، کودک ، جوان و پیر ،احساس گرسنگی را دارا می باشند .
۳- امور فطری از آن حیث که فطری و مقتضای آفریش اند، نیاز به تعلیم و تعلم ندارند . هرچند تقویت و یادآوری یا جهت دادن آنها ممکن است نیاز به آموزش و استدلال داشته باشد .( به نوزاد گرسنه شدن و یا تشنه شدن و یا نحوه ی شیر خوردن را کسی آموزش نمی دهد )
۱۸- دلایل نقلی فطری بودن خداشناسی را بیان کنید .
به استناد برخی از آیه های قرآن ، انبیاء الهی آمده اند تا انسانها را به تأمل در آفاق و انفس دعوت کنند، به این شناخت فطری بازگردانند، مانند« پیامبر ، پس تذکر ده که تو تنها تذکر دهنده ای .»
اصل معرفت خدا در روح و جان آدمی باقی است ( حتی در فرزندان مشرکان ) و از آنجایی که انسان ممکن است متعلق مناسب فطرت خود را نشناسد و یا در مصداق خطا کند پیامبران الهی می کوشند تا متعلق فطرت را به انسانها بازشناسانند .
۱۹- راههای تذکر و یادآوری فطرت را نام ببرید .
الف )هرگاه انسان از همه جا قطع امید می کند به خدا رو می آورد ( توقع شفا یافتن بیماری که تمام پزشکان از معالجه آن عاجز شده اند و قطع امید نموده اند ).
ب )توجه به مخلوقات و نظم حاکم بر انها که از آن به آیات و نشانه ها و مذکّرات یاد می شود (مانند دیدن آسمان و نحوه برافراشته شدنش ، کوهها و زمین و چگونه گسترده شدنش ، خلقت شتر ).
۲۰- چگونگی اثبات خداوند را، از طریق برهان علّی توضیح دهید .
این برهان را به گونه ی مختصر می توان چنین بیان کرد : جهان معلول است و هر معلولی نیازمند علت است . این علت یا خداست و یا به خدا منتهی می شود .
هر موجود وابسته ای، نیازمند علت است و چون خدای متعال معلول و وابسته نیست نیازی به علت و آفریننده نخواهد داشت .
۲۱-چگونگی اثبات خداوند را از راه برهان نظم بیان کنید .
یکی از راههای رسیدن به وجود خداوند ، نظم حاکم بر هستی است . قرآن و پیامبران انسان ها را دعوت می کنند که در خلقت پیچیده موجودات ، آسمان ، زمین ، و کوهها بیاندیشند ، انسانها با کم ترین توجهی اگر بخواهند می توانند دست توانای خداوند علیم و حکیم را مشاهده نمایند .
آیا خود اجزاء با همکاری یکدیگر این نظم را پدید آورده اند یا ناظمی حکیم و با تدبیر آنها را منظم کرده است ؟مسلما ناظم حکیمی أنهارا منظم کرده است.( به عنوان مثال زمان طلوع آفتاب در ۵ شهریور ۱۳۹۳ با زمان طلوع آفتاب در ۵ شهریور ۱۳۹۲ فرقی ندارد ).
۲۲- ساختار مشترک برهان نظم ،بر چه مقدماتی استوار است ،عناصر سازنده آنرا نام ببرید .
مقدمه اول : عالم طبیعت پدیده ای منظم است یا در عالم پدیده های منظم وجود دارد .
مقدمه دوم :هر نظمی بر اساس بداهت عقلی از ناظمی حکیم و باشعور ناشی می شود و برای وصول به هدف مشخصی کنار هم نهاده شده است . لذا عالم طبیعت بر اثر طرح و تدبیر ناظم با شعوری پدید آمده است .
عناصر سازنده اصلی :
اول : طراحی و برنامه ریزی دقیق.
دوم : سازمان دهی حساب شده.
سوم : هدفمندی .
۲۳- تقریرهای مختلف برهان نظم را نام برده و توضیح دهید .
۱- برهان هدفمندی : پدیده های منظم همواره به سوی غایتی و هدفی در حرکتند و خداست که همه موجودات را به سمت هدف هدایت می کند .(مراحل رشد گیاهان :خرما ، زیتون و تانار که در نهایت میوه های گوارا تولید می شود )
۲- برهان نظم از موارد جزئی : هنگامی که به موجودات نگاه می کنیم سازماندهی حساب شده و برنامه ریزی دقیق را احساس می کنیم ( چشم ظاهراً می بیند ولی مطمئناً عوامل پشت پرده ای نیز وجود دارد که باعثدیدن می شود ).
۳- برهان هماهنگی در کل عالم : این گونه هماهنگی را می توان از ارتباط و سازواری اجزای عالم با همدیگر به اثبات رساند .(اگر فاصله خورشید از حدی که برای آن تنظیم شده است کمتر یا بیشتر شود ادامه حیات میسر نیست)
حضرت علی (ع) می فرماید : خداوند آفرینش را آغاز کرد …. و اجزای مخالف را با هماوند آفرینش را آغاز کرد …. و اجزای مخالف را با هم سازاوار ساخت .
۲۴-مهم ترین دیدگاهها درباره امکان شناخت صفات خداوند و نظریه صحیح رابیان کنید .
۱-دیدگاه اهل تعطیل : این گروه برآنند که عقل آدمی راهی به شناخت اوصاف الهی نداردو خداوند را از داشتن بعضی صفات منزه میدانند از نظر اینان خداوند هیچ شباهت با مخلوقات ندارد و موجودی قائم به ذات غنی و هستی مطلق است (شعارشان:لاادری نصف الجواب ) پیروان این گروه را به سبب معطل ماندن توانایی عقل معطله میخوانند.
۲-دیدگاه اهل تشبیه: این گروه برآنند که صفات الهی و انسان از نظر معنا تفاوتی با یکدیگر ندارند و دقیقا به یک معنایند چون اینان اوصاف خدا را به اوصاف مخلوقات تشبیه میکنند به اهل تشبیه یا مشبهه مشهورند.
۳-دیدگاه اثبات بلا تشبیه: دیدگاه این گروه بر آن است که عقل انسان میتواند اوصاف خدا را باز شناسد و علاوه بر آن به بررسی و تحلیل آن نیز بپردازد .اما این به آن معنا نیست که به کنه صفات خدا راه یابد صفات خدا را به گونه محدود میشناسد .( مثل ظرفیت محدود دو دست جهت نوشیدن آب دریا ) بنابراین دیدگاه نه مسلک تعطیل درست است و نه مسلک تشبیه بلکه راه سوم فرا روی انسان است
۲۵- دیدگاه اثبات بلا تشبیه و دلائل آن را بیان کنید .
این دیدگاه به دنبال اثبات صفات برای خداوند بدون تشبیه به انسان است و دلائل آن عبارت است از :
الف – خداوند از طرفی انسان را به تفکر به اندیشه دعوت می کند و از سوی دیگر صفاتی برای خداوند در قرآن مطرح شده است که اگر امکان شناخت نبود دعوت خداوند لغو می شد .
ب – خداوند انسان را به عبادت دعوت کرده ذر حالی که عبادت بدون معرفت فایده ای ندارد .
ج – علی علیه السلام می فرماید : « گرچه دستیابی به حقیقت صفات خداوند مقدور نیست اما انسان از آن بی بهره نمی باشد .


سوالات پایان ترم قسمت دوم ( فصل ششم  و هفتم)
سوالات فصل ششم
1- وجوه افتراق یا چگونگی به خلافت رسیدن خلفای سه گانه و امیرالمومنین علی (ع) را توضیح دهید؟
الف) ابوبکر : شورای اهل حل و عقد  در سقیفه بنی ساعده                               ب) عمر استخلاف ( انتخاب ابوبکر)  در منزل ابوبکر                          

ج) عثمان : شورای شش نفره در منزل خلیفه                                         د) امیرالمومنین علی  علیه السلام:  بیعت عمومی در مسجد
2- مهمترین فعالیت های امام علی در دوران خلفا ه بود؟
الف) تفسیر قرآن و بیان مراد واقعى بسیارى از آیات.   ب) پاسخ به پرسش‏هاى دانشمندان به‏ویژه دانشمندان اهل كتاب.
ج) بیان حكم شرعى رویدادهاى نوظهور و قضایاى پیچیده‏اى كه قضات از داورى درباره آن ناتوان بودند.
د)پرورش انسانهاى برخوردار از ضمیر پاك و روح آماده و تربیت شاگردانى مانند عبدالله بن عباس و افرادى چون ابوذر، اویس قرنى، مقداد، عمار، مالك اشتر، كمیل، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، تا بتوانند در پرتو رهبرى امام علیه السلام آنچه با دیده ظاهرى نمى‏توان دید با دیده دل و چشم باطن دریابند.
ه) كوشش براى تأمین زندگى بینوایان و درماندگان. حضرت با دست خود باغ و قنات پدید مى‏آورد و در راه خدا وقف مى‏كرد. به كار كشاورزى بسیار بها مى‏داد و مى‏
فرمود: نزد خدا، كارى محبوب‏تر از كشاورزى نیست.
و) شركت در نشست‏هاى رایزنى خلفا و ارائه صادقانه راه‏حل‏ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسایل سیاسى و مشكلات اجتماعى با بن‏بست روبه‏رو مى‏شد، امام علیه السلام مشاورى مورد اعتماد بود كه با واقع‏بینى خاصى مشكلات را از راه برمى‏داشت و مسیر كار را معین مى‏كرد.
3- شورای شش نفره  چه بود و نتیجه آن را بنویسید؟
واقعیات بیانگر تدبیر و برنامه‏ریزى خلیفه در امر جانشینى است. زیرا نه تنها شورایى را براى مشورت و گزینش خلیفه مشخص ساخت، روش انتخاب و حتى جزیى‏ ترین احتمالات ممكن را نیز پیش‏بینى كرد و راه حل ارائه داد.
اعضاى شورا، یعنى على علیه السلام، زبیر بن عوام، سعد بن ابى‏وقاص، عبدالرحمان بن عوف، عثمان و طلحة بن عبیدالله، كه همه از مهاجران بودند، باید در خانه‏اى گرد آیند و پنجاه نظامى انصار بر كار آنان مراقبت كنند تا این گروه یك نفر را از میان خود برگزیند. اگر پنج تن كسى را بر مى‏گزیدند و یك نفر مخالفت مى‏كرد، باید كشته مى‏ شد. اگر دو نفر با رأى چهار تن مخالفت مى‏كردند، باید كشته مى‏شدند. اگر سه نفر یك رأى و سه تن رأى دیگر داشتند، باید به داورى عبدالله بن عمر راضى مى‏شدند؛ و گرنه، رأى گروهى كه عبدالرحمان در میان آنان بود، مقدم مى‏شد و سه تن دیگر، در صورت مخالفت، كشته مى‏شدند.
گفتگوها آغاز شد. سرانجام «عبدالرحمان» به على علیه السلام گفت: اگر با تو بیعت كنیم، مى‏پذیرى كه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و روش شیخین رفتار كنى؟ على علیه السلام پاسخ داد: من به دانش خود، كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله رفتار خواهم كرد.
عبدالرحمان آن شرط را با عثمان (برادر خوانده‏اش) در میان گذاشت و او پذیرفت. بعد از برگزیدن عبدالرحمان سایر اعضاى شورا موافقت خود را اعلام كردند. هرچند امام على علیه السلام در آغاز با عثمان بیعت نكرد، تدبیر خلیفه دوم بر لزوم كشتن مخالف، وى را به بیعت ناگزیر ساخت. بدین ترتیب، شاخه‏اى از قریش كه «چهره سیاسى» داشت و داراى زندگى اشرافى بود، قدرت را در دست گرفت.
4- مهمترین ویژگی های بیعت مردم با علی علیه السلام را بنویسید؟
در خصوص سپردن رهبرى سیاسى- اجتماعى و مسؤولیت راهنمایى دنیایى و آخرتى مردم به امام على علیه السلام توجه به نكاتى چند ضرورى مى‏نماید:
1. چنانكه اشاره شد، شركت مردم در انتخاب خلیفه اول در آغاز، محدود به دو مهاجر و در نهایت محدود به حاضران در سقیفه بود. انتخاب عمر در شكل استخلاف و نصب شخص ابوبكر، و برگزیده شدن عثمان محدود به شوراى شش نفرى بود. با چشم‏پوشى از مباحث كلامى در مسأله امامت، على علیه السلام بدون اینكه- براساس روند عادى امور- كسى او را نامزد نماید یا رقباى او را از صحنه خارج كند، با حضور و بیعت اكثریت مردم مدینه برگزیده شد. در واقع این تنها بیعت و انتخابى بود كه مى‏توان آن را بیعت مردمى دانست. نكته تازه، آن بود كه علاوه بر شركت فراگیر مهاجران و انصار، نمایندگان مردم عراق و مصر نیز در آن شركت داشتند. تأثیر حضور آن نمایندگان را مى‏توان دست‏كم سبب بالا بردن جنبه مردمى این انتخاب دانست.
2. پافشارى امام علیه السلام بر لزوم علنى بودن بیعت- آن هم در مسجد- توهّم هرگونه توطئه قبلى را نفى مى‏كند؛ همچنان‏كه رد كردن چند باره تقاضاها و مجال اندیشه‏ دادن به مردم، پندار ناگهانى بودن بیعت را از میان مى‏برد.
3. با آنكه امام علیه السلام مى‏توانست، طبق روال جارى و سنت پیشین، گروه اندك غیرموافقان را به تسلیم و بیعت وا دارد، هرگز كسى را به بیعت ناگزیر نساخت.
4. پس از خلیفه دوم شرط پیروى از روش شیخین در بیعت وارد شد، ولى امام على علیه السلام آن را نپذیرفت و فرمود: حتى ابوبكر و عمر نیز اگر به چیزى جز كتاب خدا و سنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله عمل كنند، بر حق نیستند. امام علیه السلام با برخى از بستگان عثمان كه مشروع دانستن دارایى خویش از سوى امام را شرط بیعت قرار دادند، مخالفت كرد و همواره تأكید مى‏كرد كتاب خدا و سنت رسول صلى الله علیه و آله ملاك كردار اوست.
5. نكته بسیار مهم، نطق رسمى آن حضرت در روز دوم مراجعه مردم و انتخاب است.
على علیه السلام در پى اصرار انبوه مردم كه متقاضى خلافت او بودند، فرمود: خداوند خود مى‏داند كه من به خلافت، از آن جنبه كه ریاست و قدرتى است علاقه ندارم .... آن گروهى كه دنیا آنها را در خود غرق ساخته، براى خویش املاك و نهرها و اسبان عالى و كنیزكان تهیه كرده‏اند، فردا وقتى همه این‏ها را از آنان مى‏گیرم و به بیت‏ المال برمى‏گردانم و به اندازه حقشان به آنها مى‏دهم، نگویند على علیه السلام ما را فریفت؛ اول، چیزى مى‏گفت و اكنون گونه‏اى دیگر عمل مى‏كند. من از همین حالا برنامه روشن خود را اعلام مى‏كنم .... من منكر فضیلت صحابى‏بودن و سابقه خدمت افراد نیستم، اما اینها چیزهایى است كه خداوند خود پاداش آن را خواهد داد. این امور نباید ملاك تبعیض واقع شود
5- دلایل حضور امام علی در شورای شش نفره را بنویسید و تحلیل کنید
الف) امام مجبور شد در این شورا شرکت کند      ب) شرکت کردند تا نقض کلام عمر شود زیرا عمر در سقیفه گفته بود نبوت و خلافت در یک خاندان جمع نمی شود حضرت شرکت کردند تا آن کلام نقض شود     د) اتمام حجت شود برای همه که اگرحضرت شرکت نکرده بودند می گفتند اگر علی شرکت کرده بود به او رای می دادیم
6- مهمترین مشکلات و موانع پیش روی حکومت امیرالمومنین را بنویسید؟
عبارت است از: بى‏عدالتى اقتصادى، نابسامانى اجتماعى، انحرافها و بدعتها و رفاه‏گرایى و تضعیف ارزشهاى دینى.
1. ناعدالتى اقتصادى‏
خلیفه دوم، دیوان را براساس سوابق اسلامى افراد و تركیب قبیله‏اى قرار داده بود. قریش بر غیرقریش، مهاجر بر انصار، عرب بر غیرعرب و موالى ترجیح داشتند؛ در حالى كه در زمان پیامبر چنین نبود. این وضعیت در كنار بخشش‏هاى عثمان، فاصله غنى و فقیر را غیرقابلِ تحمل كرد.خمس غنایم، مالیات و جزیه سرزمین‏هاى فتح شده، كه به همه مردم تعلق داشت، تنها در اختیار افراد و گروه‏هاى خاص قرار مى‏گرفت.
بر اساس گزارش‏ها، عثمان یك پنجم غنایم آفریقا را- حدود 200 تا 500 هزار دینار- به مروان بخشید. به ابوسفیان هدایاى 200 هزار درهمى اعطا كرد. 18 ثروت
عبدالرحمن بن عوف، برادر خوانده و داماد عثمان، پس از مرگش میان چهار همسرش تقسیم شد و به هر یك 80 هزار دینار رسید.
امام على علیه السلام در سخنرانى نخست خود، سیاست مالى برگرفته از سیره پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح كرد؛ برترى مهاجر و انصار بر دیگران را معنوى خواند و فرمود: هركه دعوت خدا و رسول صلى الله علیه و آله را بپذیرد و به قبله مسلمانان نماز گزارد، از تمامى حقوق بهره‏مند مى‏شود و حدود اسلام درباره همه اجرا خواهد شد.
2. نابسامانى اجتماعى‏
یكى از آثار فتوحات، اختلاط نژادهاى مختلف بود. موالى یا اسیران آزاد شده در قیاس با عربها از حرمت اجتماعى و حقوق مدنى كمتر برخوردار بودند. جامعه، برترى عرب بر موالى را اصلى مسلّم مى‏پنداشت. این امر براى روحیه عدالت‏خواهانه امام علیه السلام مشكلى مهم بود. او از نظر دینى، هیچ دلیلى بر درستى این تبعیض نمى‏دید. در حالى كه عمر فرمان داده بود بردگان عرب را از بیت‏المال آزاد كنند، امام علیه السلام هیچ تفاوتى میان بردگان عرب و عجم نمى‏گذاشت و هنگام تقسیم اموال، مى‏فرمود: حضرت آدم نه غلام به دنیا آورد، نه كنیز، بندگان خدا همه آزادند .... اكنون مالى نزد من است و من میان سفید و سیاه فرقى نخواهم گذاشت. او در پاسخ به اعتراض گروهى از عربها، فرمود: من در قرآن، برترى عرب بر عجم را ندیده‏ام‏
3. انحرافها و بدعتها
انحرافات دینى و بدعتها مهم‏ترین مشكل حكومت امام على علیه السلام بود. ناآگاهى جامعه از دین و نبودن برنامه منسجم در جهت روشنگرى مردم، ابعاد این دشوارى را پیچیده‏تر مى‏ساخت. بسیارى از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله متروك شده بود. بنیان این انحرافها در كنار بستر بیمارى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، با شعار «حسبنا كتاب الله»، گذاشته شد و با سخن خلیفه اول در توجیه اشتباهاتش- پیامبر صلى الله علیه و آله با وحى یارى مى‏شد، ولى دست من از وحى كوتاه است و به مصلحت اندیشى و اجتهادم عمل مى‏كنم- به‏صورت یك نظریه در آمد. این روند نادرست در مرحله‏اى، به طور رسمى با بخشنامه‏ها و دستورالعملهاى ویژه، به اوج رسید
4. رفاه‏گرایى و تضعیف ارزش‏هاى دینى‏
اشاره شد كه پیدایش شكاف‏هاى اجتماعى از دوران خلیفه دوم آغاز شد. هم او بود كه تبعیض در توزیع بیت‏المال را بدعت نهاد و گرایش‏هاى قومى را، كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله شدیداً مخالف آن بود و با آن مبارزه مى‏كرد، احیا كرد و برترى‏جویى قومى به صورت فراگیر و جدّى دوباره پدیدار گشت. در این میان، به ویژه
ملتهاى غیرعرب مثل ایرانیان و رومیان بیش از سایر گروه‏ها و ملتها تحقیر شدند؛ تا آنجا كه شخص خلیفه از ورود آنان به مدینه جلوگیرى كرد و ابن‏عباس و پدر و
فامیلش را مقصر این كار معرفى مى‏نمود.
بنابراین، تلاش برخى نویسندگان اهل‏سنت و برخى از متفكران شیعه كه به عمد یا سهو، انحرافات را به نیمه دوم دوران حكومت عثمان مربوط مى‏سازند نوعى توجه به روبنا و پیامدهاست و در حقیقت، سیاست خلیفه دوم در این دوران خودنمایى داشته و آثار خود نشان داده است‏.
7- سپاه امام حسن از چه گروه هایی تشکیل شده بود ؟
سپاه امام علیه السلام از چند گروه پدید آمده بود:   الف) شیعیان. شمار عناصر شیعى سپاه امام علیه السلام از دیگر گروه‏ها كمتر نبود. این گروه، اخلاص و صمیمیّت خود را به اهل‏بیت در مراحل مختلف ثابت كرده بود. بى‏گمان اگر این گروه مخلص از دسیسه‏هاى همشهریان خود مصون مى‏ماند براى مقابله با خطرهاى شام كافى و شایسته بود. زیرا آمادگى و شور و نشاط به‏قدرى در آن وجود داشت كه براى هیچ‏كس قابل انكار نبود.به‏راستى درباره یاران باوفا و صدیق امام چون قیس بن سعد بن عبادة، عمرو بن حمق خزاعى، حجر بن عدى، سعید بن قیس همدانى، حبیب بن مظاهر اسدى، عدى بن حاتم، مسیب بن نجیبة، زیاد بن صعصعه چگونه مى‏توان اندیشید؟!
ب) جناح اموى. به گواهى اسناد تاریخى، در این جناح عناصرى نیرومند وجود داشتند كه از طرفداران بسیار بهره مى‏بردند و در پدیدآوردن یأس و تزلزل در سپاه تأثیرى بسزا داشتند. این گروه، در كنار شایعه‏پراكنى، توطئه و ایجاد نفاق، پنهانى با شام پیوند برقرار ساخته و مراتب فرمانبرى و همراهى خود را به معاویه اعلام كرده بودند.
ج) سایر گروه‏ها. خوارج، شكاكان، سودجویان، قبیله‏گرایان و ... گروه‏هایى هستند كه در این قسم جاى دارند. اینان اغلب به‏سبب دشمنى با معاویه در سپاه امام‏حسن علیه السلام شركت داشته، در تردید به‏سر مى‏بردند. در نظر آنان شخصیت بزرگى مانند امام‏حسن علیه السلام چندان بر معاویه ترجیح نداشت. اینان تنها به منافع مادى خود مى‏ اندیشیدند و از روى تعصب قومى و به پیروى از رئیس قبیله خود در جنگ‏حضور مى‏یافتند.
در كنار سپاهى با این تركیب كه در تمایلات متضاد فرورفته بود، فتنه‏گرى‏ها و تبلیغات رنگارنگ و فریبكارانه معاویه، چنان وضع را نامتعادل و بحرانى مى‏ساخت كه حتى فرماندهان بسیار خوشبین را نیز نگران و نومید مى‏كرد.
امام حسن مجتبى علیه السلام فرزند حماسه‏هاى فراموش نشدنى بود و هرگز از كشته‏شدن در راه خدا نمى‏هراسید. آنچه وى را بیمناك ساخته بود، آینده سپاه كوفیان بود. بى‏ تردید اگر با لشكرى چنین شكننده پاى به میدان رزم مى‏نهاد، معاویه او را به اسارت در مى‏آورد، تا ننگ شكست خاندانش به دست سپاه حضرت محمد صلى الله علیه و آله را جبران كند. بدون تردید اغلب اطرافیان امام‏حسن علیه السلام افرادى سیاسى بودند، نه آنان كه امام‏حسن علیه السلام را امام از جانب خداوند پذیرفته باشند. از این رو سرانجام در مرز انتخاب، ماندن را با حكومت معاویه- گرچه با اكراه- پذیرفتند. سستى رأى آنها تا بدانجا بر امام واضح بود كه فرمود: به خدا سوگند، اگر با معاویه درگیر شوم، اینان گردن مرا گرفته، به‏صورتِ اسیر به او تحویل‏ مى‏ دهند
8- مهمترین بندهای صلح تحمیلی بر امام حسن (ع) را بنویسید؟
دقت در شروط صلح‏نامه زوایاى بیشترى از راز كردار امام حسن علیه السلام را آشكار ساخته، سیماى صلح را روشن و انگیزه تن ندادن حضرت علیه السلام به شهادت را تحلیل مى‏كند. البته در نقل بندهاى پیمان در میان مورخان اختلاف وجود دارد، ولى از مجموع آنها مى‏توان موارد زیر را، به‏عنوان شرطهاى قرارداد، استخراج كرد:
1. معاویه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله عمل كند.
2. پس از معاویه خلافت به حسن بن على تعلق دارد و اگر براى حسن بن على حادثه‏اى پیش آمد، متعلق به حسین بن على است و معاویه حق ندارد كسى را به جانشینى خود انتخاب كند.
3. معاویه باید ناسزا گفتن به امیرمؤمنان على علیه السلام را ترك كند.
4. بیت‏المال كوفه به معاویه واگذار نخواهد شد. معاویه باید هزینه زندگى بازماندگان كشته‏شدگان سپاه على علیه السلام را از بیت‏المال بپردازد.
5. شیعیان در هرجا هستند، باید از آزادى برخوردار باشند و كسى متعرض آنان نشود
8- آیا نرمش امام حسن و امام حسین (ع) نشان دهنده اختلاف روحیه آن دو بزرگوار است؟چرا؟
برخى از مردم به لحاظ نگرش خاصشان معتقدند روح سلحشورى و شجاعت هاشمى، با رفتار امام حسین علیه السلام متناسب‏تر است تا رفتار امام حسن علیه السلام و حال آنكه هرگز چنین نیست. امام‏حسن علیه السلام نیز در همه موقعیت‏هاى زندگى‏اش همتاى پدر و برادر خود علیهما السلام شمرده مى‏شود. این سه تن نمونه كامل مصلحان مسلك و عقیده‏اند.
نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام‏حسین علیه السلام و حفظ سرمایه زندگى به‏وسیله صلح در موقعیت امام‏حسن علیه السلام، به‏عنوان دو تدبیر براى جاودان داشتن مكتب و محكوم ساختن دشمن، تنها راه‏حل‏هاى منطقى و عاقلانه آن وضعیت بود و جز آن، راه دیگرى وجود نداشت. هریك از این دو راه در ظرف خود، برترین وسیله نزدیك‏ شدن به خدا و امتثال فرمان او به‏شمار مى‏آمد و گذشت زمان سودمندى و كارآمدى‏شان را آشكار ساخت بى‏ تردید موقعیت‏هاى متفاوت، تدبیرهاى گوناگون مى‏جوید و در نتیجه فرجام هاى مختلف به ارمغان مى‏آورد.
9- آیا نرمش امام حسن و امام حسین نشان دهنده اختلاف روحیه ی آن دو بزرگوار است یا نه؟
خیر
. هردو امام افرادی بسیار دلیر بودند و در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ نمی کردند. اما در زمان امام حسن(ع) اوضاع نامساعد و خطر رومیان و فقدان جبهه نیرومند و هماهنگ و دارای روحیه جنگ را بسیار نا موفق حیران ناپذیر می نمایاند وصلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام حسن تحمیل شد. در حالیکه امام حسین(ع) دارای سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ بود ولی در ماجرای امام حسن سپاه وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود. امام حسن با دشمنی همچون معاویه که سیاست باز تیزبین,متظاهر و فرصت طلب بود روبرو بود و جنگ با او به نابودی همه شیعیان وآخرین سربازی که دل به اسلام اصیل سپرده بودند می انجامید.معاویه در اجرای نقشه ها و تصفیه حساب های قدیمی و تاریخی استعدادی عجیب داشت در حالیکه دشمن امام حسین(ع) چنین نبود, او به هیچ وجه از عهده حل مشکلات,مهار امواج مخالفت و به کار بستن نقشه های وسیع بر نمی آمد وامام حسین هم از لغزش های او برای دست یابی به هدفش بهره می گرفت.
مقایسه دوستان و یاران دو امام‏
بیعت‏ش كنى كوفیان در برابر امام‏ حسین علیه السلام پیش از آماده شدن وى براى جنگ تحقق یافت. به‏ همین دلیل، وقتى سپاه كوچك و یكپارچه او براى نبرد آماده شد، از شائبه گمان‏هاى دغدغه‏آفرین بركنار بود و سپاهى فداكار و داراى هدفهاى بزرگ به‏شمار مى‏آمد. در حالى كه در ماجراى امام حسن علیه السلام سپاه وى عامل اصلى نومیدى حضرت علیه السلام از پیروزى نظامى بود.
آنان كه با امام حسن علیه السلام بیعت كرده، در اردوگاه حضور یافتند و سپس بیعت شكستند، از كسانى كه پیش از روبه‏رو شدن با امام‏حسین علیه السلام بیعت شكستند، بسى بدتر و خطرناك‏تر بودند.تفاوت در دوستان یكى از عوامل تفاوت موقعیت هاى آن دو امام بزرگ است.
وضع دشمنان دو امام علیهما السلام‏
دشمن امام‏حسن علیه السلام معاویه‏ و دشمن امام‏حسین علیه السلام یزید بود. براى روشن‏شدن تفاوت میان این پسر و پدر، گواهى تاریخ كه پسر را «كودنى احمق» و پدر را «سیاست‏بازى تیزبین»، متظاهر و فرصت‏طلب معرفى كرده است، كافى است.
حدس امام حسن علیه السلام در مورد فرجام كار خود با دشمن تاریخى‏اش معاویه كاملًا معقول بود. به گمان قوى دنباله این جنگ به بزرگ‏ترین فاجعه و قاطع‏ترین
ضربه‏ ها به اسلام و مسلمانان مى‏انجامید و با نابودى همه شیعیان و آخرین سربازى كه دل به اسلام اصیل سپرده بود، پایان مى‏یافت. معاویه در اجراى این‏گونه نقشه‏ ها و تصفیه‏ حساب‏هاى قدیمى و تاریخى استعدادى عجیب داشت.
دشمن امام‏حسین چنین نبود و فرجام كارش را چنان نمى‏دید. او كودكى نازپرورده بود كه به هیچ‏وجه از عهده حل مشكلات، مهار امواج مخالف و به‏كاربستن نقشه‏ هاى وسیع برنمى‏آمد. آبرو و اعتبار پدر و پسر یكسان نبود. معاویه خود را از مشاهده‏گران رسول‏خدا و نماینده خلفاى پیشین در شام مى‏دانست؛ ولى یزید چنان بى‏اعتبار بود كه اخطل شاعر بدو گفت: حقا كه دین تو دین درازگوش است ....
امام حسین علیه السلام از اشتباه‏هاى معاویه مانند هجوم به سرزمین‏هاى امن خدا، روش وى در برابر مواد پیمان صلح، مسموم كردن و كشتن امام حسن علیه السلام و یاران  صدّیق وى و بیعت گرفتن براى یزید، بهره‏بردارى كرد و بدین‏وسیله در برابر افكار عمومى بر قدرت و اصالت خود و انطباق نهضت ضد
اموى با موازین اسلام افزود. او همچنین از لغزش‏هاى «جانشین معاویه» كه در شراب‏خوارى و بوزینه‏بازى و انواع گناه غرق بود، براى دستیابى به هدفش بهره گرفت.با این بیان، آیا به‏ راستى تشخیص اینكه كدام یك از دو برادر علیهما السلام مجاهدتش مؤثرتر بود و در مسیر نابودى دشمن گامهاى سودمندترى برداشت، دشوار نیست‏ مقتضی زمان ایجاب می کند برای حفظ اسلام چه گامی را بردارند



 سوالات پایان ترم قسمت اول (فصل4 و 5)
1- دلایل پذیرش اسلام از سوی مردم مدینه را تحلیل کنید.
 پیامبر اکرم (ص) در مسجد الحرام با چند تن از بزرگان قبیله خزرج دیدار کرد و آنان را به اسلام فراخواند. یثربیان به دلیل معاشرت با یهودیان و شنیدن سخن آنان درباره بعثت پیامبرو آیین یکتا پرستی جهانی وی , ذهنیتی آماده داشتند. اختلافات ریشه دار و آرا مششان آنان با طایفه اوس و آموزه های فطری و دلنشین پیامبر سبب شد با جان و دل از سخنان رسول حق استقبال کنند و پیمان ببندند که به خدا شرک نورزند,دزدی و زنا نکنند و تهمت نزنند.خزرجیان از حضرت رسول تقاضا کردند برای تبلیغ اسلام و تعلیم قرآن مبلغی به یثرب اعزام دارد. حضرت رسول مصعب بن عمیر را همراه آنان فرستاد و آنها به طور کامل از طلوع خورشید اسلام با خبر شدند و پس از آنکه بوسیله آیه های قرآن از اهداف رسالت پیامبر آگاه شدند او را حمایت کردند.
      2- آخرین ماموریت هایی که پیامبر به حضرت علی (ع) در مکه دادند چه بود؟الف ) خوابیدن جای پیامبر(ص) در لیله المبیت شبی که پیامبر(ص)  از مکه به مدینه هجرت کردند ب) اماناتی مردم مکه به پیامبر سپرده بودند را به صاحبانش برگرداند ج) آوردن فواطم یعنی فاطمه زهرا (س) ، فاطمه بنت اسد ، فاطمه بنت زبیر
      3-حوادث سال اول  را تحلیل کنید.؟(ساخت مسجد النبی، عقد اخوت،نوشتن قانون اساسی، قرارداد عدم تعرض بین مسلمانان و یهودیان، اعطای لقب انصار به اهل مدینه و مهاجر به همراهان پیامبر)
4- حوادث سال  دوم را تحلیل کنید؟.( تشریع جهاد،جنگ بدر، اخراج یهود بنی قینقاع ، تغییر قبیله، ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا)
5- جنگ های پیامبر را تحلیل کنید( غزوه و سریه را تعریف کنید) در ضمن نه غزوه مهم را نام ببرید؟( ص 131و 148)غزوه: به پیکارهایی که پیامبر اکرم شخصا فرماندهی نیروها را بر عهده داشت  مثل غزوه بدر کبری ، احد، غزوه بنی نضیر ، غزوه بنی المصطلق ،غزوه خندق  ، بنی قریظه،  غزوه خیبر ، فتح مکه، حنین ، طایف
سریه : به پیکارهایی که پیامبر شخصا فرمانده نیروها نبود و افرادی را انتخاب می کردند
  6- عوامل پیروزی مسلمانان در درگیری ها با دشمنان به چه عواملی بستگی داشت؟ (ص135-138)
به هر تحلیل عوامل پیروزى مسلمانان در آن درگیرى‏ها را كه در قرآن نیز یاد شده است، مى‏توان به سه عامل عمده تقسیم كرد:
الف) فرماندهى هوشمندانه پیامبر صلى الله علیه و آله‏
جوانب این عامل بدین قرار است:(1) تصمیم‏گیرى سریع و صحیح، (2) شجاعت فردى و قدرت جسمى، (3) اراده نیرومند، (4) روحیه تزلزل‏ناپذیر، (5) دوراندیشى، (6) شناخت روحیات و استعدادها، (7) اعتماد متقابل و دوستى دو جانبه، (8) رعایت مساوات، (9) بهره‏گیرى از شیوه‏هاى نو، (10) آشنایى و به كارگیرى اصول جنگ از جمله اصل غافلگیرى، تمركز نیروها و رازدارى.در بسیارى از نبردها و مأموریت‏هاى جنگى، رسول‏خدا صلى الله علیه و آله مقاصد نهایى را مخفى مى‏داشت و كمتر اتفاق مى‏افتاد كه سرسپردگان دشمن بتوانند اطلاعات دقیق و درستى از كیفیت آمادگى یا سمت و سوى واقعى سپاه اسلام به دست آورند. حتى در موارد زیادى كه كسى را به فرماندهى گروهى به مأموریتى اعزام مى‏كرد، نامه مهر شده‏اى به او مى‏داد و مى‏فرمود: «بعد از آنكه- مثلًا- دو روز به فلان جهتْ راه سپردى، نامه سر به مهر را باز كن و به دستورهاى آن عمل كن.»
ب) روحیه ایمانى و جنگاورى مجاهدان‏
هدف و انگیزه توحیدى، توكل به خداوند، یقین به نصرت و یارى او، انضباط، آموزش و سازماندهى صحیح و سلاح مناسب و دلدادگى سربازان به فرمانده، از این جمله‏اند. در جنگ احد وقتى حلقه محاصره رسول خدا صلى الله علیه و آله تنگ‏تر شد، زنى به نام نُسَیبه خزرجى دلاورانه شمشیر بركشید و به نبرد پرداخت. وى در آن روز سیزده زخم برداشت، چنانكه از شدت خونریزى بى‏هوش افتاد. پس از به‏هوش آمدن درباره شوهر و دو فرزندش كه در ركاب پیامبر مى‏جنگیدند، چیزى نپرسید، بلكه نخستین سؤال و سخن او این بود كه «رسول خدا چگونه است؟».
ج) رعایت عدالت در جنگ با دشمن‏
در این مورد به سه ویژگى مهم مى‏توان اشاره كرد:
1. تمام نبردهاى پیامبر صلى الله علیه و آله دفاعى و براى تحكیم پایه‏هاى صلح بوده است. (صلح‏جویى غیر از تسلیم‏پذیرى و تحمل ذلّت است.)
2. غیرنژادى و غیرمادى بودن و جنبه آرمانى و اعتقادى داشتن این نبردها مشخصه‏اى است كه شكست‏ناپذیرى در هر شكل را توجیه مى‏كرد.
3. سازگارى رفتار و عملكرد حضرت و پایبندى ایشان به اصول انسانى از جمله: تعرض نكردن به بى‏گناهان، زنان و كودكان، مراعات حقوق اسیران، مراقبت از مجروحان‏
7- نام قبایل یهودی معروف مدینه و اطراف آن را نام ببرید؟(ص138-140) 1- یهود بنی قینقاع  2- یهود بنی نضیر  3- یهود بنی قریظه 4 – یهود خیبر که خارج از مدینه زندگی می کردند
8- دلایل دشمنی یهودیان با پیامبر اسلام را توضیح دهید؟ (ص140) مسأله تغییر قبله، لجاجت، حسادت، غرور، قومیت‏گرایى و ... بخشى از علل مخالفت شدید آنان با اسلام و پیامبرخدا صلى الله علیه و آله به‏ شمار مى‏آید.
9-  برخورد پیامبر با نقض پیمان توسط یهود را تحلیل کنید؟ ینى‏ قینقاع، با تجاوز به حقوق یك زن مسلمان، آتش درگیرى با مسلمانان را شعله‏ور ساخت .پیامبر آن ها را از مدینه اخراج کرد و گیامبر اجازه دادند تمام اموال  منقول را با خود ببرند و توطئه قتل پیامبر و جنگ احزاب نتیجه توطئه یهودیان بنى‏نضیر بود آن ها هم از مدینه اخراج شدند ولی فقط از اموال خود می توانستند یک بار شتر با خود ببرند. بنى‏قریظه نیز در جنگ خندق به نفع قریش وارد نبرد شد و پیمان‏شكنى كردند مسلمانان آنان را محاصره کردند ولی تسلیم نشدند و خواهان برخورد با انان طبق آیین یهود و تورات شدند که طبق دستور تورات تمام مردها را سر بریدند و زنان و بچه ها بعنوان برده و اموال آنان را مصادره کردند اما اگر پذیرفته بودند مورد رحمت اسلام قرار می گرفتند و فقط اخراج می شدند بدون این که اموالی با خود ببرند و بدین ترتیب، پیمان همزیستى مسالمت‏آمیز به‏طور كامل نقض شد بعد ها پیامبر اکرم (ص) بخاطر نقض پیمان با یهودیان خیبر نیز جنگید وبعد از کشته شدند مرحب خیبری توسط امیرالمومنین تسلیم شدند و با پرداخت جزیه پذیرفتند .
10- ماجرای افک چیست آنرا تحلیل کنید؟(تهمت زنا به یکی از همسران پیامبر – شیعه : ماریه قبطیه  ، اهل سنت : عایشه)
11- علل و عوامل گسترش اسلام را بیان کنید؟؟ (ص162-171)
با عنایت به اینكه اصولًا اسلام دعوتش را مبتنى بر سه اصل حكمت و پند نیكو و مجادله احسن قرار داده است و تابلوى جاودانه نفوذ و گسترشش را «لا اكراه فى الدین» و «فبشّر عبادى الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه» قرار داده است و در دنیاى كنونى و وضعیت امروزى، انسانهاى فراوانى وجود دارند كه مایل‏اند جبهه‏هاى نبرد نظامى را به صحنه‏هاى گفتگوى فرهنگى و علمى تبدیل كنند، مناسب است در بحث از علل گسترش به ابعادى كه هم‏اكنون و در این دنیاى جدید، سازنده و پیش‏برنده است تأكید شود.
با عنایت به نكات مورد اشاره به نظر مى‏رسد مهم‏ترین علت و سبب موفقیت و گسترش اسلام، قرآن و سیره و رفتار پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بوده است.
الف) قرآن كریم و گسترش اسلام‏
در آیات قرآن دست كم سه خصوصیت وجود دارد كه در هر زمانى این ویژگى‏ها به خوبى تبیین شود مورد توجه و قبول قرار مى‏گیرد:
1. تصور قرآن از خداى تعالى به گونه‏اى است خردپسند كه به آسانى فهمیده و تصدیق مى‏شود؛ در حالى كه در ادیان دیگر به سبب تحریف آن ادیان و یا هر دلیل دیگر، چنین نیست. اختلافى كه در تفسیر تثلیث مسیحى در میان فیلسوفان و متفكران علوم الهى مسیحى وجود دارد و نیز پرسشها و اشكالاتى كه درباره هریك از این دیدگاه‏ها به چشم مى‏خورد، شاید در كمتر موضوع دیگرى وجود داشته باشد. امّا خدایى كه قرآن معرفى مى‏كند درست است كه براساس برخى قرائت‏ها در گذشته به‏ تشبیه یا تجسیم نزدیك مى‏شده، ولى در همان زمان طرح این مباحث نیز، نظریه غالب و دیدگاه اغلب فیلسوفان و متكلمان مسلمان توحیدى بوده است. خداى یكتا، یگانه‏اى كه احد و صمد است.
نه مى‏زاید و نه زاده مى‏شود. حىّ قیوم، مهیمن، عزیز، جبار و رحمن و رحیم است و از رگ گردن به ما نزدیك‏تر است و به هرجا رو كنى وجه جمال او را مى‏بینى. نه در آسمانهاست و نه در اعماق زمین، نه در بارگاه شاهان و سلاطین است و نه همراه ستمگران و مستكبران؛ بلكه به پیامبرش فرمود: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ چون بندگانم درباره من از تو پرسند، همانا من نزدیكم، دعوت خواننده را كه مرا بخواند پاسخ مى‏دهم.
2. مطالبى در قرآن وجود دارد كه فراتر از اوضاع و احوال، و زمان و مكان خاص است و تا انسان، انسان است این مطالب براى زندگى فردى و اجتماعى او، روابطش با خود، خدا، همنوع و حتى طبیعتى كه در او زندگى مى‏كند سودمند است. و البتّه نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید. عدالت كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است.
3. خصوصیت جاودانه دیگر قرآن این است كه هیچ دین و مذهبى را به‏طور كلى نفى نمى‏كند،
بلكه معمولًا بر وجه اشتراك خود با دیگران تكیه مى‏كند. از این‏رو مسلمان مى‏تواند، بلكه باید مسیح را دوست داشته باشد؛ چنانكه باید موسى، نوح، ابراهیم را قبول داشته و عمیقاً دوست داشته باشد.اصولًا قرآن اگر با اهل كتاب مخالفت مى‏كند به این خاطر است كه به تورات و انجیل عمل نمى‏كنند.
ب) سیره، سیما و اخلاق پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و گسترش اسلام‏
عامل دیگرى كه در گسترش و موفقیت اسلام حایز اهمیت فراوان است، وجود پیامبر اكرم و شخصیت معنوى اوست. دقت در ابعاد سیره و سیماى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى هر انسانى، در هر زمان و مكانى، درس‏آموز و سازنده است و نسبت به كسانى كه با آن اسوه حسنه زندگى كرده و در زوایاى زندگى، كسب، عبادت و ... خاطراتى از او داشته‏اند بسیار آموزنده‏تر و مؤثرتر بوده است. البته به ناچار فقط به جلوه‏هایى از اخلاق محمدى اكتفاء خواهد شد. چنان كه مولوى مى‏گوید:
سوى شهر از باغ شاخى آورند
                                                                                باغ و بستان را كجا آنجا برند؟
خداوند متعال در قرآن كریم پیامبر را دارنده والاترین اخلاق «إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ» توصیف نموده است و پیامبر خود مقصد و غایت بعثتش را تتمیم اخلاق و تكمیل كمالات و تهذیب نفوس دانسته است: بعثت لِاتَمِّمَ مكارم الاخلاق، بعثت لاتمّم حسن الاخلاق‏
12- حادثه غدیر خم را تحلیل کنید؟ (ص155-159)
فرشته وحی بر پیامبرنازل شد و خبر داد تا تمام مردم  را خبر دهد که پایان عمر پیامبر نزدیک شده به همین دلیل پیامبر مردم را دعوت به حج تا در مراسم حج اخرین ماموریت پیامبر که انتخاب جانشین خود است به مردم معرفی کند همه عازم سفر حج شدند پیامبر در مکه در عرفات و منا خواستند جانشین خود را معرفی کنند که منافقین مکی جلسه را به هم زدند تا در مسیر راه به مدینه آیه نازل شد و پیامبر را ماموریت داد تا در این مکان علی(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کند    یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لایَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرینَ. (مائده (5): 67)
چند نکته : 1- خطاب خداوند با یاایهاالرسول است نه یاایهاالنبی ، زیرا امر مهمی را باید پیامبر بیان کنند و مقام رسالت با امامت و جانشینی پیامبر هم خوانی دارد و این دو از هم جداشدنی نیستند
2-  بلغ فعل امر دال بر این است پیامبر باید این امر را انجام دهد
3-    منظور از ما اُنزل در آیه چیست؟
پاسخ : اَنزل فعل ماضی است و مربوط به گذشته است نه حال . بنابراین خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: آن چه را باید در گذشته ابلاغ می كردی ( مكه ) الان ابلاغ كن منظور از ما اُنزل ولایت و جانشینی مولا امیرالمومنین است كه قرار بود پیامبر در مكه رسماً اعلام كند؛ اما نگذاشتند . پیامبر (ص) طبق نقل صحیح بخاری و صیحیح مسلم دو كتب معتبر اهل سنت ، در منا در مسجد خیف و در عرفات خطبه خواندند و مقدمه چینی كردند تا ولایت امیر المومنین را بیان كنند؛ اما یك عده ، جلسه را به هم زدند به گونه ای كه راوی در صحاح می گوید؛ این قدر صدا بلند بود كه نزدیك بود گوششم كر شود و خداوند در غدیر، پیامبرش (ص) را مامور به بیان می كند.
4-    منظور ازضمیر در رسالته در آیه چیست؟
پاسخ : ضمیر در رسالته به خداوند بر می گردد نه به پیامبر؛ زیرا اگر به پیامبر برمی گشت خداوند می فرمود: رسالتك . اگر رسالتك گفته بود معنا آیه این می شد اگر ابلاغ نكنی به وظیفه ات عمل نكری در حالی كه پیامبران دیگر به وظیفه خود عمل كردند . اما با بیان رسالته مطلب بزرگی می خواهد بفهماند و آن این است كه اگر ابلاغ نكنی رسالت تمام پیامبران ابتر می ماند و تمام زحمات صد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی زیر سوال می رود بیان ولایت علی بن ابیطالب را ابلاغ كن.
- 5   منظور از وَاللهُ یَعصِمُكَ مِن النَّاسِ چیست ؟
پیامبر در ابلاغ پیام در غدیر خم نگران برهم زدن جلسه بود همان گونه كه در منا و عرفات انجام دادند خداوند در برابر نگرانی بیامبر می فرماید: نترس و ابلاغ كن و هیچ كس جرات برهم زدن جلسه را ندارد به گونه ای كه در غدیر خم نفس ها در سینه حبس شد و صدای زنگول های شترها هم از كار افتاد .
6-     چه كسانی خطبه ی حضرت در منا و عرفات را به هم زدند؟
طبق آیات قرآن دو گروه منافق در صدر اسلام وجود داشتند؛ یك گروه منافقین عادی و گروهی دیگر بنام " فی قلوبهم مرض" قرآن از آن یاد می كند این دو گروه چه فرقی با هم دارند.
الف : منافقین عادی ؛ این گروه از منافقین در مدینه به وجود آمدند و بدون برنامه ریزی و با حمایت یهود برای براندازی اسلام از ریشه بودند مانند ابی بن كعب . این ها زمانی به وجود آمدند كه مسلمان قدرت پیدا كردند و قرآن وی‍‍‍‍‍‍ژگی آنان را در سوره برائت آورده است  این در ایام حج حضور نداشتند و قبول هم نداشتند.
ب: الذین فی قلوبهم مرض ؛ این گروه از منافقین با برنامه ریزی شده هستند كه در ابتدا در مكه در كنار پیامبر بودند و یگ گروه تیمی تشكیل داده بودند و خداوند ویژگی آنان را در سوره بقره از آیه 8-20 بیان می كنند این گروه خواهان از بین رفتن اسلام نبودند و از یهود پیروی می كردند تا جایی كه اساس اسلام بر هم نخورد؛ زیرا این گروه، اسلامی را می خواستند كه در سایه ی آن به حكومت برسند. پیامبر این گروه را در خطبه غدیر به اصحاب صحیفه یاد می كنند. كسانی كه جلسه ی حضرت را در منا و عرفات به هم زدند منافقین گروه دوم هستند.
7- گفته شده است خلیفه دوم روزی گذرش به دیر راهبی می اُفتد راهب با خواندن كتاب در می یابد كه او بعد از پیامبر آخرالزمان  حكومت خواهد كرد به همین خاطر كمر همت را بست تا به آرزویش برسد اگرجه بعد از پیامبر به خاطر مصالحی دو سال به تاخیر افتاد. 
8- اصحاب صحیفه چه كسانی هستند؟
پاسخ : شش نفر از منافقین گروه دوم (الذین فی قلوبهم مرض)‌ در زمان حیات پیامبر اسلام دور هم نشستند و متنی را از طرف خداوند تبارك و تعالی با استناد به سخنان پیامبر كه پیامبر جانشینی را برای خود معین نكرده و چنین حقی را هم ندارد و اگر از اقوام نزدیك خود انتخاب كنند باید طبق دستور الهی او را كشت متن این صحیفه و روایات دیگر پیرامون صحیفه در بحارالانوار جلد 28 صفحه 103 آمده است و در صحاح معروف اهل سنت هم آمده است . زمانی كه متن آمده شد و همگی امضا كردند آن را به امین امت ، ابوعبیده جراح دادند درآن هنگام صدای اذان بلال بلند شد و همگی به نماز رفتند پیامبر(ص) بعد از تعقیبات نماز رو به ابوعبیده كردند و فرمودند بارك الله! كه شما امین امت هستید یعنی كنایه از این كه ما آگاهیم از متن صحیفه كه دیشب تا پاسی از شب می نوشتید و بعدا این صخیفه به امضا 23 نفر رسید.كه در این صحیفه حكم قتل امیرالمومنین در آن نوشته شده است كه اگر در روزی كه آمدند در خانه زهرا را آتش زدند اگر به امر امیرالمومنین،  زهرا پشت در نمی آمدند قطعا آن حكم در مورد علی (ع) اجرا می شد.(متن صحیفه را بعد نقل می كنیم)
   9- شعاری كه پیامبر برای تشویق مردم به بیعت با امیرالمومنین با صدای بلند می دادند چه بود؟
پیامبر بعد از خطبه طولانی غدیر همه مردم را نگه داشتند تا تك تك با امیرالمومنی بیعت كنند ایشان برای تشویق مردم  بر بلندی قرار گرفتند و این شعار را می دادند (حیّ علی خیر العمل ) بشتابید به سوی عمل خیر، كه آن بیعت با امیرالمومنین است به همین جهت خلفا ، هنگام روی كارآمدن و تكیه زدن بر مسند حكومت،  دستور دادند این ذكر از اذان و اقامه حذف شود؛ زیرا می ترسیدند كه هنگام بیان این ذكر در اذان، ذهن مردم برود به شعار پیامبر در غدیر و آن واقعه در ذهن مردم زنده شود به همین دلیل آن را حذف كردند تا همچنان واقعه غدیر در ذهن ها پاك شود.
10-     شان نزول نزول آیه ابتدای سوره معارج (سئل سائل بعذاب ٍ واقع) چیست ؟
طبق نظر اكثر مفسرین شیعه و اهل سنت این ایه، بعد از غدیر خم نازل شده است گفته اند: زمانی كه پیامبر در غدیر خم رسما امیرالمومنین را برای جانشینی خود از جانب خداوند برگزید شخصی به نام نعمان بن حارث فهری خدمت پیامبر رسید و گفت ای رسول خدا(ص) گفتی شهادت به وحدانیت خداوند دهیم گوش كردیم گفتنی از جانب خداوند مامور به رسالتی هستی گوش كردیم گفتی نماز و روزه  بگیر در جهاد شركت كن عمل كردیم اما آیا این جوان را به جانشینی خود انتخاب كردی از جانب خودت هست یا از جانب خدا پیامبر فرمودند: به خدا قسم این امر از جانب خداوند است وقتی این سخن را شنید؛ نعمان روی برگردان و رفت در حالی كه این دعا را می كرد "  اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطر علینا حجاره من السماء" یعنی خداوند اگر جانشینی این شخص حق است و از جانب تو است پس سنگی از آسمان بفرست بر من ، در همان لحظه سنگی از آسمان آمد و او را كشت. با دیدن این صحنه ها باز كینه و حسادت خود را نسبت به امیرالمومنین نشان دادند.
11-    آیه اكمال چیست؟
بعد از بیان خطبه و انتخاب امیرالمومنین و بیعت با آن حضرت این آیه نازل شد  ( الیَوم اَكمَلتُ لَكُم دینَكُم و اَتمَمتُ عَلَیكُم نِعمَتی و رَضیتُ لَكُم اِلاسلَامَ دِیناٌ ( مائده آیه 3). در این آیه خداوند به چهار چیز اشاره كرده است :
      الف: روزی كه دین را بر شما كامل كردیم .
      ب: روزی كه نعمت را بر شما تمام كردیم .
     ج: روزی كه  با انتخاب علی(ع) من از آن دین راضی شدم و دینی كه با ولایت علی باشد حاكم خواهد شد.
      د: ولایت چشم بینایی است كه نمی گذارد منافقین كور دل نقشه های خود را علنی كنند.
13- برنامه ها و اهداف منافقین ظاهری و واقعی( مکی و مدنی) را تحلیل و تبیین کنید؟ (ص140-144)
ماهیّت نفاق، فریب و دورویى است و حكایت منافقان، حكایت چهره‏هاى زیبا و مقدس‏نماست كه بر آن نام «خدا» نقش بسته است. نفاق، پدیده همراه همیشگى تاریخ است.بر پایه نظر قرآن و دلایل دیگر، كشتزار تخم نفاق، مدینه بود و علّت عمده آن، پدیدارشدن قدرت‏ متشكل و سازمان سیاسى و اجتماعى دولت در آن شهر بوده است. نقش منفى، خیانت‏آلود و كارشكنانه منافقان در رویداد احد، بنى‏مصطلق، تبوك، بنى‏قینقاع، احزاب و مسجد ضرار بسیار آشكار است. شگفت آنكه در بیشتر توطئه‏هاى منافقان، به نوعى همدستى میان آنان و یهودیان مدینه به چشم مى‏خورد. طبق آیات قرآن دو گروه منافق در صدر اسلام وجود داشتند؛ یك گروه منافقین عادی و گروهی دیگر بنام " فی قلوبهم مرض" قرآن از آن یاد می كند این دو گروه چه فرقی با هم دارند.
الف : منافقین عادی یا منافقین مدنی یا ظاهری ؛ این گروه از منافقین در مدینه به وجود آمدند و بدون برنامه ریزی و با حمایت یهود برای براندازی اسلام از ریشه بودند مانند ابی بن كعب . این ها زمانی به وجود آمدند كه مسلمان قدرت پیدا كردند و قرآن وی‍‍‍‍‍‍ژگی آنان را در سوره برائت آورده است .موسس این گروه ابی بن کعب بود هدفشان این بود اسلام باید از بین برود  برخی از برنامه هایشان : در جنگ احد سیصدنفر بودند که از سپاه اسلام جدا شدند و به مدینه برگذشتند بنابراین منافقین مدنی در جنگ احد حضور نداشتند ساخت مسجد ضرار و تفرقه و جدایی بین انصار در جنگ بنی مصطلق از جمله اقدامات آن ها بود
ب: الذین فی قلوبهم مرض یا منافقین مکی یا منافقین باطنی ؛ این گروه از منافقین با برنامه ریزی شده هستند كه در ابتدا در مكه در كنار پیامبر بودند و یگ گروه تیمی تشكیل داده بودند و خداوند ویژگی آنان را در سوره بقره از آیه 8-20 بیان می كنند این گروه خواهان از بین رفتن اسلام نبودند و از یهود پیروی می كردند تا جایی كه اساس اسلام بر هم نخورد؛ زیرا این گروه، اسلامی را می خواستند كه در سایه ی آن به حكومت برسند. پیامبر این گروه را در خطبه غدیر به اصحاب صحیفه یاد می كنند
14- این حوادث  در چه سالی اتفاق افتاد؟غزوات بدر(سال دوم) ، احد(سال سوم)، غزوه بنی نضیر(سال چهارم) ، غزوه خندق ( سال پنجم) ، حدیبیه و بنی قریظه(سال ششم)،  غزوه خیبر(سال هفتم) ، فتح مکه(سال هشتم)، غزوه تبوک و مباهله( سال نهم) حجه البلاغ یا حجه الولایه (سال دهم)  ، شهادت پیامبر اکرم (ص) ( سال یازده
فصل پنجم
15 - آیا سقیفه بنی ساعده یک حادثه بود یا از قبل برنامه ریزی شده بود تحلیل فرمایید؟ (178-190)
خبر رحلت پیامبراكرم صلى الله علیه و آله به سرعت منتشر شد و مردم مدینه را در نگرانى و اندوه فرو برد. در میان ناله‏ها و فریادهاى مردم، یكى از صحابه با صداى بلند گفت: این چه نادانى است كه شما دارید! چرا مى‏گویید پیامبر مرده است؟ نه، چنین گفتارى صحیح نیست. این سخن منافقان است. هر كس بگوید او مرده است با این شمشیر گردنش را مى‏زنم. ابن‏عباس به او نزدیك شد و این آیه را خواند: «و ما محمد الّا رسول قد خلت من قبله الرسل أفان مات أو قتل إنقلبتم على أعقابكم ....» مرد قانع نشد و تهدید كرد: اگر كسى بگوید پیامبر مرده است، دست و پایش را قطع مى‏كنم. پیامبر به آسمانها رفته است و باز مى‏گردد. راستى دلیل انكار رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله چه بود؟ مصالح اسلام یا مسلمانان؟ علاقه بسیار به پیامبر صلى الله علیه و آله و اهداف او؟ یا تمایلات دیگر؟ مردم ناباورانه اشك مى‏ریختند. ابوبكر از راه رسید و آن آیه را كه پیشتر ابن‏عباس خوانده بود تلاوت كرد و بانگ برآورد: پیامبر درگذشت، اما خدایش زنده است. فردى كه تا چند لحظه قبل مرگ پیامبر صلى الله علیه و آله را سخن منافقان مى‏خواند، با پذیرش رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله گفت: گویا این آیه را نشنیده بودم. هیجان مردم فرو نشست‏ و اندوه و ناله‏هایشان ادامه یافت. هنوز مراسم تجهیز و تكفین پیامبرخدا صلى الله علیه و آله برپا نشده بود كه پیكى آهسته به ابوبكر گفت: عمر تو را مى‏خواند. ابوبكر، كه حضور در مراسم را مهم‏تر مى‏دید، ناخشنود شد و سخن پیك را نادیده گرفت. قاصد دوباره پیام آورد. ابوبكر این‏بار اجابت كرد و همراه عمر و ابوعبیده روانه سقیفه شد.درباره تشكیل سقیفه سؤالات و پرسش‏هایى وجود دارد كه بخشى از آن عبارت‏اند از:
1. سقیفه گنجایش چند نفر را داشت؟
2. چرا اجتماع در آن هنگام و در آنجا برقرار شد؟
3. چرا گروهى از انصار در سقیفه گرد آمده بودند؟
4. چه كسى انصار را به اجتماع دعوت كرد؟
5. آیا مقدمات اجتماع از قبل برنامه‏ریزى شده بود؟
6. چه كسانى از انصار در آن محفل حضور داشتند؟
7. آیا گردهمایى انصار براى انتخاب جانشین بود و جنبه سیاسى داشت؟
8. كدام یك از انصار و با چه انگیزه‏اى پیش از همه بیعت كرد؟
9. آیا جز آن سه تن، هیچ یك از مهاجران از رخداد سقیفه آگاه بود؟
10. ابوبكر، كه اواخر عمر خود را مى‏گذراند و به پیامبر صلى الله علیه و آله نیز اظهار اخلاص مى‏كرد، چگونه پس‏از آگاهى از رخداد، پیكر پیامبر را رها ساخت و روانه سقیفه شد؟
11. چرا به هیچ مهاجر دیگر و افرادى كه گرد جسم پاك پیامبر مى‏گریستند، اطّلاع ندادند؟
12. چرا در جلسه‏اى كه سرنوشت مسلمانان تعیین مى‏شد، خاندان پیامبر و صحابه بزرگ را به‏حساب نیاوردند؟
13. اصولًا این‏همه شتاب براى چه بود؟ آیا واقعاً فتنه تا آن حدّ نزدیك شده بود كه نمى‏بایست یك روز نیز صبر كرد؟ اگر خطر منافقان كیان اسلام را تهدید مى‏كند، چرا پیامبر نباید براى آن چاره اندیشد و جانشین خود را مشخص سازد؟ آیا نباید گفت در آن روز كسانى تنها در اندیشه حكومت بودند؟
14. چرا و چگونه «بنى اسلم» به مدینه وارد شدند؟ چرا این گروه، به‏جاى شركت در مراسم تدفین پیامبر صلى الله علیه و آله یا دیدار با دیگر مهاجران، به سقیفه و بیعت با خلیفه روى آورد؟
امروزه این پرسش‏ها و ده‏ها پرسش دیگر جویندگان هدایت را به اندیشه و تحقیق جدى واداشته است. درباره ماهیت و انگیزه اقدام انصار باید گفت طرح این مسأله از سوى آنان در آن ساعات، رویارویى با كردار برخى از مهاجران بود، نه موضع‏گیرى در برابر وصایاى پیامبر صلى الله علیه و آله. شاید بتوان تخلف برخى از سران مهاجر از پیوستن به سپاه اسامه و اخلال در حركت آن، به‏رغم تأكید پیامبر صلى الله علیه و آله، جلوگیرى از آوردن كاغذ و دوات براى پیامبر و پیشگویى آن حضرت درباره پیدایش آشوبها در آینده نزدیك را، از عوامل حضور انصار در سقیفه و تلاش آنان به منظور حفظ موقعیت و منافع خود به شمار آورد.
با این حال، این نظریه كه انصار ناآگاهانه مجرى طرح حساب شده دیگران شدند نیز با قراینى تقویت‏پذیر است. حضور به ظاهر تصادفى طایفه بنى‏اسلم در مدینه و بیعت شتابان آنها با خلیفه چه‏بسا گواه درستى این نظر باشد.
به‏هر تحلیل، در سقیفه، مهاجرت، قریشى‏بودن و دوستى با پیامبر مورد استدلال قرار گرفت و سرانجام آخرین برگ پیروزى یعنى كهنسالى آشكار شد. یكى از انصار- بشیر بن سعد- كه بعدها در شمار نزدیك‏ترین یاران معاویه قرار گرفت، به‏عنوان اولین نفر، بیعت كرد. البته در آن موقعیت، زمزمه‏هایى درباره غیبت اهل‏بیت، بنى‏هاشم و دیگر مهاجران و شخص على بن ابى‏طالب علیه السلام به گوش رسید اما رقابت‏هاى طایفه‏اى و حسادت‏هاى شخصى جاهلى دو قبیله اوس و خزرج، زمینه موفقیت كارگردانان اخذ بیعت را فراهم آورد. سرانجام طایفه اسلم با جار و جنجال وارد معركه شدند و با خلیفه بیعت كردند و پیروزى را قطعى ساختند.رقابت و خشونت تا حدّى بالا گرفته بود كه در همان مجلس، گردانندگان صحنه سخن از قتل سعد بن عباده انصارى را كه نامزد جانشینى بود به میان آوردند، ولى با دخالت هوادارانش عملى نشد. بدین ترتیب، ابوبكر بن ابى‏قحافه در 60 سالگى به خلافت رسید. او به پیر نسب‏دان قریش شهرت داشت و بشارت ظهور پیامبرى با آیین جهانگیر را شنیده بود. به گواهى همه تاریخ‏نگاران، او در شمار نخستین مسلمانان جاى داشت؛ ولى در سال اسلام آوردنش اختلاف فراوان است. او به‏رغم سرزنش پدرش ابوقحافه، با صرف بخشى از دارایى‏اش هفت برده مسلمان را از بردگى و تحمل شكنجه اربابان مشرك آزاد ساخت. ابوبكر در بسیارى از غزوات شركت داشت و گفته‏اند كسانى چون عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابى‏وقاص و عبدالرحمن بن عوف به راهنمایى او مسلمان شدند. اینها همه دلیل براین است که سقیفه از قبل برنامه ریزی شده بودنه یک حادثه
16-  چه اقداماتی  پیامبر برای اینکه سقیفه به وجود نیاید انجام دادند توضیح دهید؟ (ص155-159 وص185-187) پیامبر اکرم سه اقدام انجام دادند تا ماجرای سقیفه به وجود نیاید الف) خطبه غدیر ؛ پیامبر اکرم طبق وحی الهی قرار بود در حجه الولایه یا حجه البلاغ در منا و عرفات علی را به عنوان جانشین انتخاب کند اما در هر مکان منافقین مکی جلسه را به هم زدند و پیامبر در غدیر خم با نزول آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل .... با خواندن خطبه غدیر در مقابل 120000 نفر حضرت علی را به عنوان جانشین انتخاب کرد ب) فرستادن لشکری به فرماندهی اسامه بن زید به مرزهای شام تا افرادی که می خواستند خللی در نظام نوپای اسلام بگذارند را از مدینه دور کند که آنها تخلف کردند و پیامبر سه در مورد دعا کرد خداوند کسانی که از سپاه اسامه تخلف کنند لعنت کند ج) وصیت نانوشته ؛ پیامبر اکرم وقتی احساس کردند از فرمان اسامه تخلف کردند و تا اندرونی خانه آمدند به علی (ع) فرمودند پوست و دوات بیاورند تا وصیت کنند تا بعد از خود گمراه نشوند که دومی گفت ان الرجل لیهجر حسبنا کتاب الله .پیامبر ناراحت شدند فرمودند از خانه من بیرون روید.
17- عوامل پیشگامی انصار در تشکیل جلسه تعیین  جانشین پیامبر را بنویسید؟ ( آگاهی از جریانات پشت پرده  و پنهانی  پس از غدیر- تخلف برخی از سران مهاجر از پیوستن به سپاه اسامه و اخلال در حرکت آن-  جلوگیری از آوردن کاغذ و دوات برای پیامبر- پیشگویی آن حضرت درباره پیدایش آشوب ها در آینده نزدیک-ترس از انتقامجویی قریش از کشتکانشان در بدر و احد و خندق...- نقشی انصار در هجرت پیامبر داشتند - رو دست نخوردن از قریش در امر خلافت)


سوالات امتحان دانشگاه اشکذر ( امتحان میان ترم فصل 1و 2و3) ( پایان ترم فصل 3و 4 – فصل  5 و6)
سوالات فصل 1و 2و 3

1  - تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟
تاریخ از نظر لغت به معناى تعیین و شناساندن وقت است. برخى این واژه را عربى ندانسته‏اند، امّا نظر برگزیده‏تر این است كه تاریخ از ماده «ارخ» یا «وَرخ»- به معناى تعیین وقت- گرفته شده است‏ هرودوت (پدر تاریخ) علم تاریخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مى‏داند احوال گذشته جهان و حتى پدیده‏هایى كه انسان در آنها مؤثر نیست، احوال گذشته زمین یا شرح حوادث گذشته بر زمین بعد از پیدایش انسان، برخى از تعریف‏هاى ارائه شده درباره علم تاریخ است. با این تعریف‏ها دانش‏هاى دیگر- كه به جهان، پدیده‏هاى آن، انسان یا ابعاد زندگى‏اش مى‏پردازد- به محدوده تاریخ راه مى‏یابد.
با توجه بدین كاستى، گروهى گزارش وقایع مشهور، روزگار پادشاهان، جنگها، احوال پیامبران و سیره و سنت آنان را معناى تاریخ دانسته‏اند.ابن‏خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفته از حكمت، و بیانگر سرگذشت ملتها، سیره پیامبران وسیاست پادشاهان مى‏داند. برخى نیز تاریخ را مجموع وقایع كره زمین از آغاز پیدایش انسان تا كنون مى‏دانند؛ وقایعى كه بر احوال و شؤون انسان تأثیر نهاده یا از آن متأثر شده است. براساس این تعریف، موضوع علم تاریخ عبارت است از كنش و واكنش خارجى یا داراى اثر خارجى انسان‏ بنابراین علم تاریخ مجموعه‏اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.
2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟
شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تاریخ علمى تقسیم مى‏كند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم‏پذیر مى‏داند.
تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است. زندگینامه‏ها، فتحنامه‏ها و سیره‏ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یك سلسله امور جزیى و فردى مى‏پردازد و در واقع علم به «بودن» هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.
تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و استنباط قواعد و سنت‏هاى حاكم بر زندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشته) مبادى و مقدمات این علم شمرده مى‏شود و براى استنباط قوانین كلى و كشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّى و معلولى آنها سودمند است‏
3- فواید تاریخ را بیان کنید؟
 روشن است هر حادثه و واقعه‏اى مولود مجموعه‏اى از علل و عوامل مى‏باشد و خود نیز در سلسله علل و عوامل حوادث بعدى قرار مى‏گیرد و نتیجه این خواهد بود كه تاریخ زندگى ملّتها چون رشته‏اى دراز است و مجموع انسانهاى یك عصر تنها یكى از مُهره‏هاى آویخته بدین رشته به‏شمار مى‏آیند.
استوارى و نااستوارى هر مهره به چگونگى پیوند آن به مهره پیشین و پسین وابسته است. پس زندگى مردم یك عصر، از زندگانى گذشتگان و آیندگان جدا نیست و براى یافتن علل و عوامل حوادث مطلوب و نامطلوب و چگونگى رویارویى با آنها، باید به تحقیق در گذشته ملتها پرداخت.
تاریخ نه مایه سرگرمى بلكه نوعى پل ارتباطى میان نسل‏هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه‏ها و اندوخته‏هاى پیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن‏هاى گوناگون، كوشش براى یافتن رابطه‏اى علّى میان حوادث زنجیره‏اى تاریخ و دقّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است كه انسان را در پى‏ریزى یك زندگى سالم و خردمندانه یارى مى‏رساند  افزون بر این، بررسى تاریخ پاسخ به آرزوهاى همیشگى انسان است كه اصرار دارد از خود و دیگران آگاهى كسب كند، علل و انگیزه ظهور و سقوط تمدنها را بشناسد، حق را از باطل تمیز دهد و با راه تكامل و نیكبختى دنیوى و اخروى خود آشنا شود چراكه كلّیت تاریخ- نه جزئیات حوادث آن- تكرارپذیر است. بر همین اساس است كه مصلحان بزرگ و انسانهاى متعالى در تجربه‏هاى انسانى تاریخ دقت‏ مى‏كنند و در بهره‏گیرى از آن مى‏كوشند. على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى‏فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه كسانى كه پیش از من زیسته‏اند، سپرى نكرده‏ام، امّا در اعمال همه آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیده‏ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو كرده‏ام كه گویا هم‏چون یكى از آنان شده‏ام بلكه به سبب آگاهى از سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى كرده، زلال و پاكى زندگانى آنان را از تیرگى‏هاى آن، و سودمندى‏اش را از زیان آن بازشناخته‏ام‏.
از نظر قرآن كریم، هم گزارش از یك حادثه طبیعى یا غیرطبیعى، یا نقل رفتار و كنش و واكنش یك شخصیت خوب یا بد، زن یا مرد، یا روایت یك فتح یا شكست، كامیابى یا ناكامى یك قوم یا یك جامعه و یا فرهنگ و تمدن (تاریخ نقلى) مهم است و هم شناخت و تحلیل زمینه‏ها و ساختارها، بررسى علل وقوع حوادث و پیامدهاى آن (تاریخ تحلیلى). چنانكه كشف قوانین حاكم بر تحولات تاریخى و تبیین كم و كیف تكرار آنها (فلسفه تاریخ) نیز مورد توجه قرآن كریم و امام على علیه السلام در نهج‏البلاغه است.
4- اهمیت و ارزش تاریخ اسلام را تبیین کنید؟ 
جوامع، چون موجودى زنده‏اند. هر یك هویّتى مشخّص دارند و در حركت خویش از سمت‏گیرى و كارمایه‏هاى ویژه خود بهره مى‏برند. شناسنامه هر ملّتى بر اساس «میراث‏هاى تاریخى» اش شكل مى‏گیرد. میراث‏هاى تاریخى و فرهنگى جهان اسلام در واقع حافظه تاریخى ملتهاى مسلمان را تشكیل مى‏دهد؛ پیكر جامعه اسلامى را نیرو و نشاط مى‏بخشد و سبب بیدارى، پایدارى و وحدت جهانى مسلمانان مى‏شود
الف) اثبات وقوع بعثت حضرت محمد صلى الله علیه و آله و دعوت اسلامى مسأله وحى و پیوستگى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله به منبع لایزال الهى و معجزه جاویدان وى.
ب) آگاهى از راز و رمز توفیق پیامبراكرم صلى الله علیه و آله در گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى و دگرگون ساختن بنیاد نظام قبیله‏اى جاهلیت و تبدیل آن به یك حكومت منسجم، پویا و زنده.
ج). دستیابى به بخش گسترده‏اى از مبانى نظرى و سنّت عملى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله و ائمّه‏اطهار علیهم السلام در عرصه‏هاى فرهنگى، معنوى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى. مددرسانى به علوم اسلامى همچون فقه، حقوق، كلام، اخلاق و ...
د). شناخت زمینه‏هاى پیدایى احكام شرعى، چگونگى و مراحل تشریع آنها، برخى از فواید فراگیرى تاریخ به‏طور عام است.
 ه) و در نهایت، از آنجا كه سرنوشت مردم مسلمان ایران با سرنوشت و فرهنگ این آب و خاك گره خورده و اسلام و ارزش‏هاى دینى مبنا و رمز ماندگارى فرهنگ این ملّت و سرزمین شمرده مى‏شود، وظیفه ملّى ماست كه از پیشینه آنچه سرنوشت ملّى و میهنى ما بر آن استوار است، آگاهى یابیم.
•    5- انواع تاریخنگاری اسلامی را نام ببرید؟
برخى معاصران در طبقه‏ بندى گونه‏هاى تاریخ‏نگارى اسلامى، اسامى كتبِ نوشته شده را ملاك قرار داده و بر این اساس، نگاشته‏هاى تاریخ مسلمانان را به هفت گروه تقسیم كرده‏اند:
1. سیره‏نگارى 2. تك‏نگارى 3. تاریخ‏نویسى عمومى و تقویمى 4. تاریخ‏نگارى بر اساس نسب‏شناسى 5. سبك خبرى و پیوسته 6. تاریخ‏نگارى محلى 7. تاریخ‏نگارى فرهنگى و اجتماعى‏   . در پژوهشى كه انجام دادم به بیش از 13 هزار عنوان كتاب تاریخى دست یافتم كه برخى از عناوین آن بیش از 80 مجلد است‏
6- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام ببرید؟
هرچند منابع مطالعاتى تاریخ اسلام متنوع و بسیارند، در یك بررسى كلى مى‏توان آنها را- بعداز قرآن- به موارد زیر تقسیم نمود:
الف) منابع شفاهى: منابعى است كه روایات، احادیث و اشعار آن بیشتر منشأ شفاهى داشته و سینه به سینه نقل شده است. از ویژگى‏هاى بارز این بخش، اتّكا به حافظه و ثبت حوادث در اذهان و انتقال آن از طریق گفت و شنود است. بیشتر اطلاعات تاریخ اسلام از منابع شفاهى، شاهدان وقایع، راویان و ناقلان اخبار، اخذ شده و به نسلهاى دیگر انتقال یافته و در عصر كتابت، ثبت شده است.
ب) منابع مكتوب: این منابع شامل اسناد، مدارك، قراردادها، صلح‏نامه‏ها و كتابهاى تاریخى است و بیشتر از منابع شفاهى گرفته شده است. ثبت، تدوین و تألیف اطلاعات تاریخى چه بسا از بروز جعل، تحریف، غفلت و اشتباه جلوگیرى مى‏كرد و «اسناد مدوّن» فرصت مطالعه و مقایسه اخبار را براى محقق فراهم مى‏آورد. هر چند آغاز نگارش و تدوین عام در قرن دوم هجرى‏ صورت گرفت، دست‏نوشته‏هاى پراكنده و اسناد مكتوب شخصى در قرن اول هجرى پدید آمد و تا حدود زیادى دستمایه مورّخان دوره‏هاى بعد قرار گرفت.
ج) منابع تصویرى: شامل نقاشى، خط نقاشى‏ و نقشه‏هاى تاریخى است. این نقشه‏ها زینت‏بخش كتابهاى جغرافیاى تاریخى است.
د) منابع معمارى: بناى مساجد و كاخها، معمارى شهرها و باروها و جاده‏هاى برون‏شهرى و درون‏شهرى، هر یك منابعى است كه در تكمیل اطلاعات و ناگفته‏هاى تاریخ تأثیر دارد.
6- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟
مهم‏ترین اسباب تحریف تاریخ اسلام عبارت است از:
1. فاصله زمانى و مكانى میان مورخ و پدیده‏ها: با توجه به شیوه نقل برخى از مورخان، كه هدفشان ثبت گزارشها بود و به درستى و نادرستى آن اهمیت نمى‏دادند، احتمال تحقق این نوع تحریف بیشتر است.
2. اختلاف امت و پیدایش فرقه‏ها: اختلاف امت اسلام و گرایشهاى فرقه‏اى و در نتیجه انگیزه‏هاى غیرحقیقت‏جویانه برخى مورخان، آفت دیگرى است كه همواره چهره تاریخ اسلام را مخدوش كرده است‏
3. تعصب مذهبى و قومى: عقاید مذهبى و گرایشهاى نژادى، قبیله‏اى و سرزمینى مورّخ چنان در نوشتن تاریخ تأثیر دارد كه یافتن گزارش تاریخى تهى از این‏گونه تعصب‏ها دشوار است. هر چند مورخانى نیز یافت مى‏شوند كه به سبب بى‏اعتنایى به تعصبات جاهلى جان خود را از دست داده‏اند
4. فشار فرمانروایان: فشار حاكمان اموى و عباسى در برخى زمانها، چنان بود كه هر كس حدیثى درباره فضیلت على علیه السلام و فرزندانش نقل مى‏كرد، با شدیدترین شكنجه‏ها روبه‏رو مى‏شد.
5. استفاده نارواى برخى از دانشمندان اهل كتاب از كم اطلاعى خلفا و اطرافیان آنها: این گروه از عالمان مى‏كوشیدند با نقل افسانه‏ها و مطالب بى‏اساس (اسرائیلیات) آیین اسلام را بى‏اعتبار سازند.
دشمنى و كینه‏توزى افرادى چون كعب‏الاحبار، ابوهریره، وهب بن مُنبّه و سیف بن عمر، نسبت دادن حوادث دروغین و خلاف عقل و منطق به اسلام، آفتى بود كه چهره اسلام را تا كنون غبار آلود و مشوش كرده است.
6. منع تدوین حدیث توسط خلفا: منع نگارش و جمع‏آورى حدیث از زمان خلیفه اوّل آغاز شد و بخشنامه خلیفه دوم در لزوم سوزاندن یا نابود ساختن احادیث چنان شدید بود كه حتى بعد از مرگ وى كسى جرأت نداشت حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كند. این منع در زمان خلافت امام على علیه السلام برداشته شد، ولى پس از شهادت وى تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت‏
فصل دوم
7- مورخان، اعراب ساكن در جزیرةالعرب را به سه طبقه تقسیم كرده‏اند؟
الف). عرب بائده (بادیه‏نشینان): مراد قبایلى است كه سالها قبل از ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسیله بلاهاى آسمانى و زمینى از میان رفتند.
ب) عرب عاربه (شهرنشین): قبایلى كه در یمن و دیگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مى‏كردند.قبایل فراوان این منطقه، از جمله «اوس» و «خزرج» كه در آغاز اسلام دو قبیله بزرگ در مدینه بودند، نسب خود را به یعرب بن قحطان، فرزند پنجم حضرت نوح، مى‏رساندند. وقتى از تمدن عرب پیش از اسلام گفتگو مى‏شود، بیشتر عرب عاربه مراد است.
ج) عرب مستعربه (عدنانیان): قبیله‏هایى كه از طریق عدنان‏ و با چندواسطه از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام شمرده مى‏شوند. قبیله قریش در این گروه جاى دارد.  نبود فرهنگ واحدى كه بتواند میثاق زندگى جمعى تلقى شود، نبود آئین مشترك معقول میان این قبیله‏ها، نبود راه‏هاى ارتباطى مناسب، عامل جغرافیا و دورى مسافت میان مناطق مسكونى و محدودیت منابع اقتصادى سبب پراكندگى و استقرارنیافتن حاكمیت قانون و نظم سیاسى فراگیر در جزیرةالعرب بود. صحرانشینان و شهرنشینان عرب پیرو نظام قبیله بودند. در قبیله سه ركن وجود داشت: نَسَب، حَسَب و عَصَب. براساس نسب و حسب، تمام افراد باید از شناسنامه قبیله‏اى و فضایل و مفاخر قبیله آگاه باشند، و براساس عصب و عِرق قبیله‏اى، همه در ساختار قبیله محو بودند؛ به‏گونه‏اى كه همه پیوندها و روابط براى حفظ وحدت خون و شرف قبیله قربانى مى‏شد.
8-  تاریخچه مفهوم جاهلیت را بنویسید؟
واژه «جاهلیت» از ریشه «جهل» است، ولى از كتب لغت برمى‏آید كه مراد از آن تنها نادانى نیست و حماقت، سفاهت و بى‏خردى را نیز در بر مى‏گیرد. قرآن كریم نیز جاهل را پیوسته به معناى نادان نمى‏داند و از برخى آیات استفاده مى‏شود كه هر انسان متكبر و خودرأى جاهل است.بدین ترتیب، «جاهلیت» دورانى است كه زندگى مردم از ارزش‏هاى معقول، موازین فرهنگى- منطقى و باورهاى معنوى و امیدوار كننده تهى باشد.
واژه جاهلیت نخستین بار به وسیله قرآن و در خصوص زندگى مردمان قبل از بعثت به كار رفته است. از این روى، برخى حدود زمانى روزگار جاهلیت پیش از اسلام را 150 تا 200 سال قبل از بعثت و محدوده مكانى آن را شبه‏جزیره عربستان دانسته‏اند
9-  مصادیق روشن جاهیت در قرآن را بیان کنید؟
چهار مصداق روشن جاهلیت در قرآن كریم عبارت است از:
الف) پیروى از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهى و مبتنى بر هوا و هوس و روى‏گردانى از دستورهاى الهى، كه مورد نهى قرار گرفته است. (حكم الجاهلیة(
ب)  بى‏توجهى به وعده و وعیدهاى خداوند و بداندیشى درباره افعال الهى، كه درباره گروهى از یاران پیامبر است كه با اكراه و نفاق، در جنگ احد شركت كرده بودند. (ظن الجاهلیة(
ج)  بى‏پروایى زنان در جامعه و نمایاندن زیور و آرایش‏هاى زنانه، كه در هشدار به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و جلوه‏گرى آنان است. (تبرّج الجاهلیة(
د) تأكید بر خواسته‏هاى نابجا، تعصب درباره آگاهى‏هاى ناچیز و جانبدارى بى‏دلیل از عقاید و اندیشه‏ها. (حمیّة الجاهلیة(
•    فصل سوم
10-  علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟
عبدالمطلب، جدّ پیامبر صلى الله علیه و آله كه به بخشندگى، نیكوكارى و دستگیرى از افتادگان شهرت داشت‏ یادگار عبدالله را شاید به علت ناكافى بودن شیر آمنه و یا به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه سعدیه- از قبیله بنى‏سعد كه به شجاعت و فصاحت معروف بودند- به روستا (بادیه) فرستاد تا در بیرون مكه، در محیط پاك و هواى سالم، بزرگ شود؛ سخن گفتن به لهجه فصیح عربى را- كه در آن زمان اصیل‏ترین جلوه آن در میان صحرانشینان یافت مى‏شد- فرا گیرد و نیز از بیمارى احتمالى وباى شهر- كه خطر آن براى نوزادان بیشتر بود- مصون بماند. ولی هیچ کدام نمی تواند دلیل قانع کننده باشد بلکه عاملی اصلی نجات جان پیامبر از دست یهود بود
حلیمه، در مدت چهار سال، گاه كودك را به مكه مى‏آورد و به مادر و نیاى بزرگوارش نشان مى‏داد. گویا براى شكل گرفتن شخصیت انسانهاى بزرگ، تحمل ناگوارى‏ها و غمهاى جانكاه و آموختن درس بردبارى اجتناب‏ناپذیر است. محمد صلى الله علیه و آله پیش از تولد، پدر ارجمندش را از دست داد. چون به شش سالگى گام نهاد، مادر مهربانش دیده از جهان فرو بست و در حدود هشت سالگى، نیاى گرانقدرش عبدالمطلب به سراى دیگر شتافت‏
11- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟
حوادث و وقایعى در این سالها سبب شد كه قریش او را «امین» بخواند؛ لقبى كه حضور سرنوشت‏سازش در نصب حجرالاسود، تنها موجب رواج هرچه بیشتر آن شد و الّا پیش از این در خلوت خانه دل مردم مكّه جاى گرفته بود.
دوران جوانى، زمان شكوفایى غرایز و گاه انحرافها و آلودگى‏هاى انسان است؛ به‏ویژه در فضاى تیره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان به‏گونه‏اى شرم‏آور در آلودگى به‏سر مى‏بردند و پرچم سیاه به علامت جاهلیت بر فراز برخى از خانه‏ها نصب شده بود. در این موقعیت، فرزند پاك عبدالله هرگز تأثیر نادرست نپذیرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها- چنان‏كه اشاره شد- دشمنانش او را «امین» مى‏خواندند.
امین به فرد امانتدار، راستگو، باوقار، خوش‏خلق، كریم و شرافتمند گفته مى‏شود كه از هر ناپاكى و گناه اجتناب مى‏كند و محمد صلى الله علیه و آله امین و با وجودى كه سنین جوانى را مى‏گذراند گرد هیچ یك از آداب و رسوم جاهلى نمى‏گردد. در مكّه نوشیدن شراب، قماربازى و نیز فساد اخلاقى امور رایج بود.
گویا در 25 سالگى و در رویداد تعمیر كعبه در میان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروه‏ها و شركت دادن نمایندگان همه قبایل، حجرالاسود را به جاى خویش بازگرداند.
12- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟
خدیجه، بانوى فهیم و ثروتمند مكه، از زنان ممتاز جزیرةالعرب به‏شمار مى‏آمد.. او كه تبار با فضیلتِ امین قریش را نیك مى‏شناخت، گویا از راز نهفته در وجود این جوان پاكدامن آگاه بود.خدیجه از راستگویى، امانت و اخلاق پسندیده محمد صلى الله علیه و آله آگاهى یافت و در پى او فرستاد كه: «اگر كار تجارت مرا عهده‏دار شوى، بیش از دیگران به تو مى‏پردازم و غلام خویش‏ میسره‏ را نیز براى دستیاریت مى‏فرستم.» حضرت محمد این پیشنهاد را پذیرفت‏ و همراه میسره با كاروان قریش رهسپار شام شد. در این سفر بیش از سفرهاى گذشته سود عایدشان شد.میسره در این سفر از حضرت محمد صلى الله علیه و آله كراماتى مشاهده كرد كه او را به حیرت انداخت.
در این سفر نُسطور راهب از پیامبرى او در آینده بشارت داد. همچنین میسره محمد را دید كه بر سر تجارت، با شخصى اختلاف پیدا كرد. آن مرد گفت: «به لات و عزى سوگند یاد كن تا سخنت را بپذیرم.» او پاسخ داد: «در عمرم هرگز به لات و عزى سوگند یاد نكرده‏ام.» میسره در بازگشت از سفر، كرامات محمد صلى الله علیه و آله و آنچه را مشاهده كرده بود، براى خدیجه بازگو كرد.
خدیجه بانویى خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود. او در اثر امتیازات اخلاقى و اجتماعى متعددى كه داشت، در زمان جاهلیت، «طاهره» و «سیدةقریش» نامیده مى‏شد. بنابر مشهور، او قبلًا دو بار ازدواج كرده و
همسرانش در گذشته بودند بزرگان قریش، همه علاقه‏مند به ازدواج با او بودند؛ مردان نامدارى همچون‏ عقبة بن ابى‏معیط، ابوجهل و ابوسفیان‏ از او خواستگارى كرده بودند و او موافقت نكرده بود.از سوى دیگر، خدیجه با محمد صلى الله علیه و آله خویشاوند بود و نسب هر دو در قُصىّ‏ به هم مى‏رسید.
او اطلاعاتى از آینده درخشان محمد صلى الله علیه و آله داشت‏و علاقه‏مند به ازدواج با او بود. خدیجه به محمد صلى الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج كرد و محمد صلى الله علیه و آله با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یك جمع خانوادگى ازدواج صورت گرف. بنابر قول مشهور در این هنگام خدیجه چهل سال و محمد صلى الله علیه و آله بیست و پنج سال داشت. خدیجه نخستین زنى بود كه‏محمد صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد بسیارى از نویسندگان دختران خدیجه را چهار تن ذكر كرده‏اند كه كوچك‏تر از همه فاطمه زهرا (علیها السلام) بوده است. پسران خدیجه نیز دو تا سه نفر گزارش شده است: قاسم، طیب و طاهر. اینان قبل از هجرت پیامبر وفات نموده و در حجون (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرده شده‏اند  اما این نقل مشهور صحت ندارد ده نقل در مورد سن ایشان است از 25 سالگی تا 48 سالگی نام برده شده است سن ایشان طبق نقل علامه جعفر مرتضی عاملی 28 سال داشتند و ازدواج نکرده بودند و فرزندانی که همراه خدیجه وارد خانه پیامبر شدند از فرزندان خواهر خدیجه بودند
13-  مراحل چهارگانه دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟
الف) دعوت خصوصى- پنهانى و تبلیغ عملى ؛ از آنجا كه سرزمین مكّه دورانى طولانى به شرك و بت‏پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافه‏ها و تعصب روزگار مى‏گذراندند، اعلان یكباره دعوت توحیدى و شوریدن دفعى علیه همه مظاهر جاهلیت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسول‏خدا، با عنایت به اینكه اندیشه قوى و عقیده صحیح شرط اساسى اصلاحات عمیق و ریشه‏دار است، تبلیغ و دعوت خصوصى را كه گاهى از آن به پنهانى تعبیر آورده شده، آغاز كرد تا با عضوگیرى و تربیت هسته‏هاى اصلى مسلمانى، زمینه اعلام آشكار و عمومى منطق نیرومندش را فراهم آورد.
در این دوره سه ساله، محمد صلى الله علیه و آله كه هنوز دعوت علنى و عمومى‏اش را آغاز نكرده بود، با چهره‏اى آرام همراه على علیه السلام و خدیجه علیها السلام و كمى بعدتر زید بن حارثه- كه اساس سازمان اجتماعى و امت او را شكل مى‏دادند . او نماز را كه مجموعه معارف معنوى براى ارتباط با معبود است، در پاى كوه صفا و در منزل یكى از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهى فراروى مخالفان برپا مى‏داشت‏
در جامعه جاهلى آن روز مكّه اصالت و برترى به سه چیز بود: 1. مرد بودن 2. مسن بودن 3. آزاد بودن‏؛ اسلام خدیجه به عنوان یك زن، ارزش مرد بودن و مردسالارى نفى شد. با اسلام على بن ابى‏طالب كه یك نوجوان بود اصل اعتبار فزونى سن بى‏پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام آزاد شده رسول‏خدا صلى الله علیه و آله، نظام برده‏دارى رایج در شبه‏جزیره را مورد حمله قرار داد. گویى دست تقدیر این سه تن را در خانه حضرت محمد صلى الله علیه و آله گردآورده بود تا اسلام هر یك اعلام مبارزه‏اى باشد بر ضد یكى از ارزش‏هاى جاهل.
ب) انذار خویشاوندان و دعوت آشكار
سه سال تبلیغ عملى رسول‏اكرم صلى الله علیه و آله و افزایش گروندگان او زمینه ذهنى و اجتماعى دعوت عمومى و علنى را فراهم آورد .با نزول آیه ی ( وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ* وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنینَ* فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. (شعراء (26): )14  بیش از 40 تن از نزدیكان و فرزندزادگان عبدالمطلب- كه ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جمله‏اند- به مهمانى دعوت شدند و على علیه السلام به دستور رسول‏خدا صلى الله علیه و آله سفره‏اى گسترد. كدام‏یك از شما مرا در این امر یارى مى‏كند تا برادر، وصى و جانشین من باشد؟ جز على علیه السلام هیچ‏كس پاسخ نداد. حضرت صلى الله علیه و آله سخن خود را تكرار كرد و این بار نیز تنها على علیه السلام لبیك گفت. پیامبر مهربان براى سومین بار دعوتش را بازگو كرد و باز على علیه السلام گفت: من به خداى یگانه و پیامبرى شما ایمان آورده‏ام و یاورت خواهم بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام اشاره كرد و فرمود:
این، برادر، وصى و جانشین من در میان شماست.بى‏تردید ایمان خویشاوندان- كه پیامبر صلى الله علیه و آله را خوب مى‏شناختند- آسان‏تر بود و پشتوانه‏اى محكم براى ادامه دعوت به شمار مى‏آمد. زیرا اگر قریش، به عنوان پرنفوذترین و نیرومندترین قبیله، ایمان مى‏آورد، دعوت پیامبر با استقبال بیشتر روبه‏رو مى‏شد. افزون بر این، دعوت از خویشاوندان نوعى اتمام حجت بود و در آینده راه تمسك به هرگونه بهانه را مسدود مى‏كرد
ج) دعوت عمومى و آغاز صف‏بندى موحدان و مشركان در مكّه‏
رسول خدا صلى الله علیه و آله در سومین مرحله از مأموریت خود در دعوت اجتماعى و گذر از جامعه جاهلى گامى بلند برداشت و پس از آنكه فرشته وحى فرمان هدایت عمومى «فاصدع بما تؤمر وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكینَ. (حجر (15): 94)»را به وى ابلاغ كرد، طنین «یا صباحاه» او در كوه صفا پیچید. مردمان بسیار از قبایل مختلف به سویش شتافتند و چشم به او دوختند و این آغاز دعوت همگانی بود.
د) دعوت جهانی  بعد از صلح حدیبیه با ارسال نامه به سران کشورها و قبایل مختلف آغاز شد.
14- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان و یهودیان و منافقان با پیامبر را نام ببرید؟
چرا قریش از همان سالهاى اوّل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله، كه هنوز جز اندكى از تعالیم و احكام اسلام نازل نشده بود، با آن حضرت به مخالفت برخاستند؟
1. جهت‏گیرى دینى و توحیدى دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثى حاكم بر مكّه مهم‏ترین علت مخالفت قریش بوده است. شعار همیشگى پیامبر صلى الله علیه و آله قولوا لااله الا اللَّه‏ تفلحوا، قبل از هر چیز گویاى نفى و انكار خدایان دیگر و امضاى گمراهى سران شرك بود.
2. نتیجه جهت‏گیرى اجتماعى دعوت و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشى نظام اجتماعى حاكم بود.
3. جهت‏گیرى اقتصادى قرآن كه در آیات فراوانى مانند آیات 6 و 7 سوره علق كه در سالهاى آغاز دعوت نازل شده بود نظام اقتصادى جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح كرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفى كرد. چنانچه در سوره مسد، ابولهب و سرمایه او را بى‏فایده و مایه سرنگونى او برشمرد.
4. رقابت‏هاى قبیلگى و حسادت ورزیدن به موقعیت ارزشى بنى‏هاشم و فرزندان عبدمناف. ابوجهل كه از تیره بنى‏مخزوم بود، مى‏گفت: ما با فرزندان عبدمناف در شرف منازعه و مبارزه مى‏كردیم. اگر آنها مردم را اطعام مى‏كردند ما نیز مردم را اطعام مى‏كردیم؛ مركب سوارى مى‏دادند، ما نیز مى‏دادیم؛ اگر به مردم چیزى مى‏بخشیدند، ما هم مى‏بخشیدیم ... تا آنكه با هم زانو به زانو (مساوى) شدیم و مسابقه گذاشتیم. آنگاه گفتند: از ما پیامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مى‏رسد! اینك ما چگونه در این مورد به ایشان مى‏رسیم؟ به خدا سوگند، نه به او ایمان مى‏آوریم و نه او را تصدیق مى‏كنیم‏
15- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟
اقدامات مشركان‏
پدید آمدن صف فشرده‏اى از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بت‏پرستى، زنگ خطرى بود كه در محافل شرك و كفر مكّه به صدا در مى‏آمد. سران قریش- كه منافع مادى و حیات خود را در شعاع رو به گسترش پرتو اسلام در معرض نابودى مى‏دیدند اقدامات آنان در برابر نهضت الهى پیامبر صلى الله علیه و آله در ابعادى چند در خور بررسى است.
الف)شگردهاى مسالمت‏آمیز
سران گروه‏هایى كه راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، مى‏دانستند تا وقتى حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وى، نمى‏توانند برخوردى یكپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از این‏رو، براى پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب از رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد وى شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنى‏هاشم‏ بخواهند كه یا محمد را از ادامه كار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت‏
جذبه معنوى آیین رسول خدا صلى الله علیه و آله، سخنان دلرباى او و یارانش، و فصیح و بلیغ بودن قرآن، نفوذ و انتشار اسلام را در هر كوى و برزن، به‏ویژه در قلب پاك جوانان و محرومان، نوید مى‏داد. شوراى مشورتى قریش براى بار دوم نزد ابوطالب شتافت. عتبة بن ربیعه سخنگوى قریشیان گفت: تو در میان ما و قبیله قریش مقام و منزلتى بس بزرگ دارى و همه ما به شرافت و مقام بلند تو احترام مى‏گزاریم. پیش از این، از تو خواستیم كردار برادرزاده‏ات را زیرنظر بگیرى و تو به درخواست‏هاى ما توجه نكردى. اكنون اعلام مى‏كنیم كه ما نمى‏توانیم پست شمردن افكار خویش و خرده‏گیرى بر خدایانمان را تحمل كنیم. باید محمد را از این كار باز دارى و گرنه با او و تو پیكار خواهیم كرد
ب) نیرنگ‏هاى مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ‏
پس از آنكه مشركان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح گفتگوى بى‏واسطه با پیامبر را تصویب كردند. آنها چنان مى‏پنداشتند كه مى‏توانند با وعده «فرمانروایى» و «ثروت» و «زیباترین همسر»، رسول خدا صلى الله علیه و آله را از رسالتش بازدارند. «عتبه» كه براى این كار انتخاب شده بود، با زبانى نرم، صفات نیكو، منزلت، نسب شریف و فضیلت خاندان پیامبر در میان قریش را برشمرد و لزوم حفظ وحدت را مورد توجه قرارداد و پیشنهاد ثروت كلان، پیشوایى قبیله و پادشاهى قوم را با پیامبر در میان نهاد.
زراندوزان مكّه، پس از نومیدى از این تدبیر به استهزاى پیامبر صلى الله علیه و آله روى آوردند. این روش ناجوانمردانه، كه براى مردان شریف بسیار ناگوار و شكننده است، سبب سبك جلوه‏دادن حضرت صلى الله علیه و آله و پیامش مى‏شد. بدین سبب، با آنكه بسیار بردبار بود، گاه دلگیر مى‏شد و در گوشه‏اى به اندیشه فرو مى‏رفت‏
نمونه معروف یكى از آن شیوه‏ها، گذراندن مصوّبه جمعى بود كه براى «هماهنگى قریش در ایراد تهمت به پیامبر» در آستانه موسم حج تشكیل شده بود. در مقابل این همه، رسول خدا صلى الله علیه و آله مهربانانه پاسخ مى‏دهد كه اى مردم، ... اگر سخنم را بپذیرید، سود دنیا و آخرت خواهید برد و در صورت انكار، صبر و مقاومت پیشه خواهم كرد، تا خداوند میان من و شما حكم كند
ج) اقدامات علیه بنیان فكرى نهضت‏
كارسازترین سلاح رسول خدا صلى الله علیه و آله در دعوت، پیام نهفته در آیات قرآن بود. قرآن از بنیادهاى آفرینش، وحدت آفریدگار، غایت‏مندى هستى و ضرورت كمال انسان در پهنه زمین، سخن مى‏گفت و بهسازى مناسبات فكرى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را بستر كمال معرفى مى‏كرد. این عوامل دلها را تسخیر مى‏كرد و مشركان مكّه را به واكنش وامى‏داشت. بخشى از اقدام‏هاى آنان عبارت است از:
(1) تحریم شنیدن قرآن. سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كه به‏منظور آزار و حتى كشتن وى به‏ ملاقاتش مى‏آمدند، وقتى آیات قرآن را مى‏شنیدند، چه‏بسا ناخودآگاه ایمان مى‏آوردند. براى جلوگیرى از گرویدن افرادِ بیشتر به پیامبر صلى الله علیه و آله قانون تحریمِ گوش‏دادن به قرآن تصویب شد. (2) ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن؛ (3) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن؛ (4) سرگرم‏كردن مردم به‏وسیله معركه‏گیرانى چون نضر بن حارث و نقل داستان‏هاى مردم‏پسند؛ (5) تردید در وحیانى بودن قرآن؛ (6) ترویج افسانه‏هاى منطق‏ستیزى چون افسانه غرانیق.
د) اقدامات علیه حامیان نهضت‏
یكى از راه‏هاى جلوگیرى از گسترش نهضت نوین اسلام و مخالفت با گرویدن به آن، دشوارسازى شرایط زندگى اسلام‏آورندگان و آزار آنان بود. چنین شگردى، دست‏كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك، و كاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر صلى الله علیه و آله در مردم عادى. این تصمیم به شیوه‏هاى گوناگون و از طرق مختلف به صورت جدى به اجرا گذاشته شد. گروهى مأمور تفتیش عقاید مسلمانان شدند. اگر شخص تازه مسلمان قبیله‏دار و از طبقات بالاى جامعه شمرده مى‏شد و كشتن یا آزارش ناممكن بود، به سرزنش وى مى‏پرداختند تحریم اقتصادى، تاراج اموال و ورشكستگى تهدید مى‏شد و چنانچه از افراد متوسط و تهیدستان یا بردگان بود، مورد شكنجه قرار مى‏گرفت و گاه زیر شكنجه به شهادت مى‏رسید
نغمه رساى احَد احد «بلال» در گرماى شدید نیمروز در حالى كه وى را به پشت روى سنگى خوابانیده‏اند و سنگى گران بر سینه‏اش نهاده‏اند، سند افتخار و تابلوى جاودان بردبارى مسلمانان در طول تاریخ است. «خبّاب» را برهنه ساختند، بر سنگ‏هاى تفتیده مكه خواباندند و شكنجه دادند. خاطرات آل‏یاسر، صهیب بن سنان رومى، ابوفكیهه و ... نمونه‏هایى از پایدارى در راه دین است. چنانكه مى‏توان از بانوان مسلمانى چون «سمیّه» نخستین شهید در تاریخ اسلام، «ام‏عُمَیس»، «زِنّیره»، «نهدّیه»، «لبیة»، به‏عنوان نمونه‏هاى استقامت در راه عقیده نام برد  در این موقعیت- كه فشار بر حامیان و هواداران نهضت روزافزون مى‏شد- پیامبر صلى الله علیه و آله، به عنوان سُكّان‏دار كشتى نهضت، با پیشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحله اول یازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از یك‏سو مى‏توانست نور امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت كند و از سوى دیگر، راه را براى عمل به تكالیف اسلامى و استمرار تبلیغ در خارج از مكّه هموار سازد.
در مهاجرت دوم- كه پنهانى و بر اساس تجربه‏هاى مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق یافت- شمار فزون‏ترى از مسلمانان، براى حفظ ایمان و ماندن بر عقیده توحیدى، آوارگى در سرزمین‏هاى ناشناخته را پذیرفتند
  ه) انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
و) توطئه قتل پیامبر توسط جنگجویان از هر قبیله
16- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟
انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
مبارزه منفى راهى آسان براى به زانو درآوردن اقلیت‏ها در هر جامعه است. زیرا برخلاف مبارزه عادى، به مقدمات چندانى نیاز ندارد و با بسیج عمومى اجراشدنى است. اسلام آوردن «حمزه»، اظهار علاقه جوانان روشن ضمیر ام‏القرى و نفوذ اسلام در بیرون از حیطه سیاسى مكّیان، بر نگرانى سران كفر و شرك افزود. بى‏نتیجه ماندن بسیارى از روشهاى سركوب، آنان را سخت آزرده بود. پیش‏بینى مى‏شد انزواى سیاسى- اجتماعى و حصر اقتصادى بتواند مسلمانان را به تسلیم وا دارد. بدین سبب، سران قبایل و اشراف متنفذ قریش عهدنامه‏اى به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در كعبه، سوگند یاد كردند كه در صورت تسلیم‏نشدن محمد صلى الله علیه و آله در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاى این پیمان چنین بود:
الف) . باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد. ب). ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویى با مسلمانان ممنوع است.
ج). جبهه مخالف محمد در تمام حوادث و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بدین ترتیب، بناچار و با پیشنهاد ابوطالب، بنى‏هاشم و بنى‏عبدالمطلب تمام روابطشان را در محدوده شعب‏ تعریف و متمركز كردند. مسلمانان در این دوران سه ساله، سخت‏ترین فشارهاى‏ روانى و معیشتى را تحمل كردند.در همین سال  ابوطالب  و خدیجه، همسر بردبار رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نیز به‏سراى جاودان شتافت و پیامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به‏گونه‏اى كه سال دهم بعثت را «عام‏الحزن» نامید.
17- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.
آخرین توطئه و هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه‏
هنوز سپیده دم، قلب سیاه شب را نشكافته بود كه خبر بیعت یثربیان و پیمان آنها به گوش سران شرك رسید. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بیشتر مى‏شد. پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله كه وضع را چنین دید، با پیام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به یثرب را صادر كرد. اگر مكّه فرصت نمایش ایمان و زمینه تبدیل قابلیت‏ها به فعلیت را نداشت، سرزمین الهى فراخ بود. پس از پیام خداوند به هجرت هیچ مسلمانى نمى‏تواند استضعاف را سبب پذیرش ستم خویش به شمار آورد.
بدین ترتیب همه مسلمانانى كه به معرفت عقلى، رشد نفسانى، طرد وسوسه‏ها و وابستگى‏هاى عاطفى رسیده بودند، مخفیانه و با كمترین زاد در مسیر هجرت گام نهادند.
جبهه باطل به‏زودى دریافت كه یثرب پناهگاه مناسبى براى مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یكتاپرستى زنگ خطرى بود كه وفاداران بت‏ها را سخت بیمناك كرد. بنابراین، در مهم‏ترین نشست مشورتى «دارالندوه» حضور یافتند. در این مجمع، سه نظریه مطرح شد: الف). به زنجیر كشیدن و به سیاه‏چال افكندن رسول‏خدا. ب) تبعید پیامبر به نقطه‏اى دوردست.ج). كشتن پیامبر به‏وسیله نمایندگان كارآزموده هر قبیله.
سرانجام نظر سوم تصویب گردید و افرادى از تمام قبایل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله گنجینه اسرارش على علیه السلام را فراخواند؛ امانت‏هاى مردم را به وى سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خویش بیفكن. در این هنگام، على علیه السلام پرسید: آیا شما جان سالم بدر خواهید برد؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آرى.بدین ترتیب، على علیه السلام با آگاهى از كشته‏شدن خود، مشتاقانه براى نجات جان مقتداى خویش و تقدیم جان بر ایمان در «لیلة المبیت» در بستر پیامبر خفت و رسول حق هجرت تاریخ‏ساز خود را آغاز كرد. این فداكارى آن‏قدر خالصانه و پر اهمیت بود كه مورد ستایش خداوند واقع شد. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره (2): 207)
پیامبرخدا صلى الله علیه و آله در حالى كه آیاتى از سوره «یس» را مى‏خواند، از منزل خارج شد و از بى‏راهه به‏طرف غار «ثور»، كه در بیرون مكه بود، حركت كرد. ابوبكر كه از رویداد آگاهى یافت، در راه به پیامبر پیوست.



برای دانلود فایل سوالات بر روی تصویر زیر کلیک نمایید .

Image result for ‫عکس لینک دانلود‬‎


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7