تبلیغات
علمداران عشق
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

علمداران عشق
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 توسط قاسم یزدی

سوالات تشریحی متون اسلامی  دانشگاه دارالعلم سال 96

1- طبق این آیه .... ویخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم خداوند به کسانی که در راه تحصیل رضای خداگام  می نهند نوید چه نعمت هایی را داده است؟ ( ص29)

2-فرق میان شفاء و رحمه را در این آیه( ما هو شفاء و رحمه للمومنین) را نوشته و چرا ظالمان نتیجه عکس می بینیند؟( ص32-33)

3- مراد از وقود در این آیه( وقودها الناس و الحجاره) چیست و تفاوت آتش دنیا و آخرت را بنویسید ؟( 38- 39)

4- معجزه جاویدان پیامبر اکرم را بنویسید و چرا؟ (ص39-40)

5- اصطلاح تحدی در قرآن یعنی چه؟ ( 42-43)

6- منظور خداوند از ( انا له لحافظون ) چیست (ص45)

7- شرایط استجابت دعا را بنویسید( پنج مورد) (ص54-55)

8- مضطر کیست ؟ (ص56)

9-  مراد از حسنه در این ایه چیست ( ربنا اتنا فی الدینا حسنه و فی الاخره حسنه )( ص58 )

10 – چهار نمونه از فلسفه و اسرار نماز را بنویسید؟ ( ص65-71)

11- اوقات نماز پنج گانه را در این آیه مشخص کنید( اقم الصلوه لدلوک الشمس الی غسق اللیل و القرآن الفجر) ( ص72)

12- مشاهده کنندگان نماز صبح چه کسانی  هستند؟(ص72)

13- شرف مومن و عزت مومن طبق حدیث پیامبر در چیست ؟ ( ص75)

14-  فلسفه نماز جمعه را بنویسید؟ (ص79)





طبقه بندی: تفسیر موضوعی قران کریم، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1396 توسط قاسم یزدی
سوالات پایان ترم متون دانشگاه دارالعلم
امتحان میان ترم +سوالات پایان ترم
امتحان به صورت تشریحی
سوالات تشریحی پایان ترم

1- مراحل سه گانه ایمان طبق سوره حمد را بنویسید در ضمن فضلیت سوره حمد از کلام پیامبر اکرمرا بنویسید (ص82)
2- طبق روایت امام صادق(ص) شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سرداد را نام ببرید (ص83)
3-مراد ازصراط مستقیم در آیه اهنا الصراط المستقیم چیست توضیح دهید(ص98)
4- مراد از "الذین انعمت علیهم"و"مغضوب علیهم"و " ضالین"کیان اند(ص99)
5- صمد در آیه "الله الصمد"به چه معناست توضیح دهید(ص103-105)
6-شب قدر چه شبی است (ص109)
7- منظور از "روح" در " تنزل الملائکه و الروح فیها" چیست(ص110)
8- چرا آن شب را قدر نامیدند(ص111-112)
9- چرا شب قدر کدام شب است(ص112)
10-چرا شب قدر مخفی است(ص113)
11- چرا شب قدر برتر از هزار ماه است (ص113-114)
12- مهمترین حقوق اسلامی که در در آیه 36 سوره نساء رعایت آن تاکیدشده رانام ببرید (ص118-122)
13- مراد از عدل و احسان در آیه " ان الله یامر بالعدل و الاحسان"چیست(ص122-123)
14- پیامبر اکرم (ص) فرمودند سه گروه مستحق آتش دوزخ هستند را نام ببرید(ص125)
15- اهمیت صله رحم در اسلام را بنویسید(ص127-128)
16- پیامبر اکرم (ص)  در مورد کسانی که از روی ترس فقر  ازدواج را ترک کنند یا مهریه سنگین چه می فرمایند(140-141)
17-تفاوت میان مودت و رحمت را بنویسید (ص146)
18- مراد از خبیثات خبیثون در آیه 26 نور چیست (ص151)

19- آثار مخرب طلاق را بنویسید (ص165-166)





طبقه بندی: تفسیر موضوعی قران کریم، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1396 توسط قاسم یزدی
سوالات پایان ترم خرداد سال 1396
امتحان به صورت تشریحی می باشد سوالات میان ترم فصل اول و دوم ( شش نمره)+ سوالات پایان ترم به صورت تشریحی(چهارده نمره)
1-چرا  ساختار حکومت جمهوری اسلامی بر مبنای ولایت مطلقه فقیه می باشد( ص82)
2- علت دستگیری و شهادت آیت الله سعیدی توسط ساواک را بنویسید؟(ص100)
3- حضرت  امام خمینی برای متحول کردن چهره ی عقب مانده ی روستا پس از پیروزی انقلاب چه کردند؟(ص134)
4- آمریکا و انگلیس برای اینکه بتواند کمربند امنیتی در مقابل بلوک شرق ایجاد کنند چه پیمان هایی امضا کردند توضیح دهید؟(ص159)
5-چرا جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس به پیروزی رسید؟ (ص179)
6- چرا پس از فتح خرمشهر دفاع مقدس ادامه پیدا کرد؟( ص183-184)
6- رژیم پهلوی در راستای اسلام زدایی په برنامه هایی را در دستور کارش قرار داد توضیح دهید؟ (ص189-195)
7- در عصر پهلوی در راستای اسلام زدایی و بی هویت کردن نسل جوان در مدارس و دانشگاه ها چه اقداماتی را انجام دادند؟( ص206-209)
8- تفاوت های  ساختاری و برنامه های فرهنگی و اخلاقی جمهوری اسلامی نسبت به رژیم پهلوی را بنویسید؟ ( ص217-218)
9- به باور میشل فوکو انقلاب اسلامی چگونه شکل یافته است ؟( ص223)
10 – چرا مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران به کشورهایی ستمدیده و مستضعف همچون فلسطین ، لبنان ، یمن ، سوریه و ... کمک مادی و معنوی می کنند ؟ (ص 235- 240)
11- شاخصه های مهم مکتب سیاسی امام خمینی را نام ببرید و توضیح دهید؟ ( ص244-246)
12- مهمترین شاخصه های رفتار سیاسی امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری را بنویسید؟( ص247-250)
13- جنگ نرم را توضیح دهید و چند نمونه از چنگ نرم را  در صدر اسلام بنویسید ؟(ص- 276-277)
14- مهمترین ابعاد و پروژه های جنگ نرم در زمان معاصر را بنویسید؟
الف) ترویج اسلام آمریکایی     ب) تبلیغ ایران هراسی   ج) شکاف دولت و ملت     د) انحراف اصلاحات        ه) کودتای مخملی یا فتنه 1388     و) جنگ سایبری   
15- از دیدگاه مقام معظم رهبری آفتها و آسیب های داخلی نظام مقدس جمهوری اسلامی را بنویسید؟
الف) غفلت   ب) انحراف خواص    ج) تفرقه و اختلاف بین آحاد مردم و مسئولین      د) ارتجاع  (بازگشت پدیده های ناهنجار مثل فساد و الحاد و تباهی و مادیات      ه) غفلت از تهاجم فرهنگی و جنگ نرم     و)فساد مالی و بی انضباطی اقتصادی     ز) انحراف از عدالت اجتماعی





طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 
  سوالات  تشریحی میان ترم فصل یک و دو و سه + سوالات تستی از فصل اول تا آخر فصل هشتم + سوالات تشریحی فصل چهارم تا هشتم (پایان ترم)

فصل چهارم:

   1-مهمترین ویژگی شخصیتی امام سجاد (ع) را بنویسید ؟
  الف) در بعد علمی و اخلاقی برترین روزگار بود او فردی عابد و زاهد و عالم بود که همه شیفته مرام و روش او بودند
   ب) او فقیه ترین مردم بود وتکیه او بر خبر واحد تکیه می کرد
   ج) دادن صدقه به محرومان به صورت مخفیانه و شبانه
   د) بذل و بخش امام        ه) برخورد بسیار خوب با کنیزان و غلامان و گذشت از آن ها و تربیت و آزاد کردن آن ها
   2- مهمترین بازتاب های  خطبه ها و سخنرانی های امام سجاد و حضرت زینب بعد از حادثه عاشورا را بنویسید ؟
    قیام توابین – مختار – قیام حره
   3- اساسی ترین اشتباه سیاسی توابین و رهبران آن چه بود ( ص151)
  4- نوع ارتباط امام سجاد با مختار چگونه بود( ص152-153)
    5- چرا امام سجاد قیام حره و قیام مختار در کوفه را همراهی نکردند
   فصل پنجم
   1 - مهمترین جهات رهبری امام باقر برای  حفظ شیعیان در چه زمینه هایی بود ؟
    الف) حفظ عقاید دینی شیعیان  ب) جلوگیری از افتادن آن ها در ورطه های انحراف مانند باورهای غلات مبارزه امام باقر با غلات    ج) رسیدگی های فکری و حتی مالی به امور شیعیان   د) تربیت جامعه نمونه شیعه     ه) تربیت شیعیان محدث و راوی
   2- رفتار امام باقر با امویان را توضیح دهید؟( 193-195)
    فصل ششم:
    1- علل و عوامل گونه گونی شیعیان و اختلاف نظرها و انشعاب در زمان امام صادق را بنویسید؟( 203-204)
    2- دو راهبرد اساسی امام صادق برای گسترش تشییع را بنویسید و هر کدام را توضیح دهید؟
    الف) گسترش احادیث و علوم اهل بیت که منجر به توجه شیعیان به احادیث شیعه و موجب شکل گیری فقه شیعه شد و توصیه حضرت به اینکه علم اصیل در مکتب اهل بیت است و توصیه امام به کتابت احادیث شیعه و توجه دادن شیعیان واقعی در حفظ و انتقال میراث شیعه  ب) مقابله با جریانات انحرافی مانند جریان غلو و مقابله با جریان فقهی اهل رای و جریان قیاس
   3- مهمترین عوامل گسترش غلو را بنویسید (ص209)
   4- مهمترین اقدامات امام در برابر غالیان را توضیح دهید( ص209-212)
   5- جریانات سیاسی منتسب به خاندان پیامبر در زمان امام صادق را بنویسید(ص221)
   6 – سیاست امام در برابر جریانات سیاسی عصر امام صادق را نوشته و عکس العمل  حضرت را بنویسید( ص222-229)
   
    فصل هفتم
    1- انشعابات شیعه پس از شهادت امام صادق و مقارن امامت امام َموسی کاظم را بنویسید؟(ص239)
    2- قیام شهید فخ و واکنش امام کاظم نسبت به آن را بنویسید؟ ( ص242-245)
   3-علل زندانی شدن امام کاظم را نوشته و زندان بان های آن حضرت و طریقه شهادت را بنویسید؟
    الف) حکومت امام را تهدیدی  برای خود می دانست زیرا شیعیان او را به عنوان امام مفترض الطاعه می دانستند
    ب)حسادت برخی از علویون به جایگاه امام         ج)تاکید حضرت بر اینکه فرزند رسول خداست و این جایگاه بنی عباس را به خطر می انداخت        د)عدم تقیه بعضی از شیعیان و فاش کردن بعضی از اسرار اهل بیت
  الف) اولین بار زندان بصره و زندان بان عیسی بن جعفر بن منصور که مجذوب امام شد و بعد از آن  فضل بن ربیع زندان بان شد           ب) بعد فضل بن یحیی که با امام با نرمی برخورد کرد و مورد شماتت خلیفه قرار گرفت   ج) زندان بغداد و زندان بان سندی بن شاهک یهودی که از طرف یحیی بن خالد مامور  به شهادت آن حضرت شد
   به سه شکل عنوان شده الف) در زندان سندی بن شاهک توسط یحیی بن خالد که شهرت دارد ب) امام را در فرشی بستند و آن قدر به امام زدند تا به شهادت رسید   ج) به فرمان هارون در دهان مبارکشان سرب گداخته شده ریختند
   فصل هشتم
    1-اهداف واقعی مامون در واگذاری ولایتعهدی به امام رضا چه بود ؟( ص271)
   2- امام رضا با چه شرایطی ولایتعهدی تحمیلی مامون را پذیرفت؟  (ص274) حضرت هیچ گونه دخالتی در امور سیاسی و جاری نداشته باشد. و هیچ گونه عزل و نصبی را انجام ندهند






طبقه بندی: تاریخ امامان شیعه رسول جعفریان دانشگاه یزد، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1396 توسط قاسم یزدی


امتحان دانش خانواده و جمعیت دانشگاه های فنی یزد

فصل یک و دو ( میان ترم ) + فصل  سوم  و چهارم سوالات به صورت تستی + فصل پنجم و ششم دو سوال به صورت تشریحی ازهمین سوالات


1- فواید جسمانی فرزند آوری را نام ببرید و یکی را توضیح دهید. (180-182)

2- فواید خانوادگی فرزند آوری را نام ببرید یکی را مختصرا توضیح دهید؟. (184-186)

3- . اصول تربیت فرزند را نام ببرید.یکی را مختصرا توضیح دهید  (191-203)

4- آسیب‌های تک‌فرزندی را نام ببرید و هر دو را توضیح دهید؟. (186- 188ص)

5- جمعیت را تعریف کنید و منظور از جمعیت‌شناسی چیست؟(209ص)

6- عوامل موثر بر ناباروری را بنویسید و یکی را توضیح دهید ( ص239-235)

7- فواید جسمانی فرزند آوری را نام ببرید.(ص183)

خانواده هایی که خداوند به آن ها فرزند داده است از زندگی لذت بیشتری می برنند و احساس خوشبختی بیشتری می کنند تحقیقات نشان داده داشتن فرزند موجب کاهش فشار خون والدین ، افزایش تمایل به یادگیری ، استفاده بیشتر از قدرت تعقل ، افزایش اعتماد به نف ، درک بهتری زیبایی ها ، افزایش دقت در کارهای جزیی و افزایش شادی والدین ، خطر ابتلا به بیمارهای قلبی و بیماریی هایی مانندئ سرطان را کاهش می دهد، کاهش سرطان سینه در زنان





طبقه بندی: درس دانش خانواده و جمعیت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1396 توسط قاسم یزدی
• امتحان پایان ترم خرداد 96
فصل یک و دو و سه امتحان میان ترم   + فصل چهارم و پنجم سوالات تستی+ فصل ششم وهفتم  دو سوالات تشریحی
سوالات تشریحی فصل ششم
1- وجوه افتراق یا چگونگی به خلافت رسیدن خلفای سه گانه و امیرالمومنین علی (ع) را توضیح دهید؟
الف) ابوبکر : شورای اهل حل و عقد  در سقیفه بنی ساعده                                         ب) عمر استخلاف ( انتخاب ابوبکر)  در منزل ابوبکر                          

ج) عثمان : شورای شش نفره در منزل خلیفه                                                       د) امیرالمومنین علی  علیه السلام:  بیعت عمومی در مسجد
2- مهمترین فعالیت های امام علی در دوران خلفا ه بود؟
الف) تفسیر قرآن و بیان مراد واقعى بسیارى از آیات.   ب) پاسخ به پرسش‏هاى دانشمندان به‏ویژه دانشمندان اهل كتاب.
ج) بیان حكم شرعى رویدادهاى نوظهور و قضایاى پیچیده‏اى كه قضات از داورى درباره آن ناتوان بودند.
د)پرورش انسانهاى برخوردار از ضمیر پاك و روح آماده و تربیت شاگردانى مانند عبدالله بن عباس و افرادى چون ابوذر، اویس قرنى، مقداد، عمار، مالك اشتر، كمیل، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، تا بتوانند در پرتو رهبرى امام علیه السلام آنچه با دیده ظاهرى نمى‏توان دید با دیده دل و چشم باطن دریابند.
ه) كوشش براى تأمین زندگى بینوایان و درماندگان. حضرت با دست خود باغ و قنات پدید مى‏آورد و در راه خدا وقف مى‏كرد. به كار كشاورزى بسیار بها مى‏داد و مى‏
فرمود: نزد خدا، كارى محبوب‏تر از كشاورزى نیست.
و) شركت در نشست‏هاى رایزنى خلفا و ارائه صادقانه راه‏حل‏ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسایل سیاسى و مشكلات اجتماعى با بن‏بست روبه‏رو مى‏شد، امام علیه السلام مشاورى مورد اعتماد بود كه با واقع‏بینى خاصى مشكلات را از راه برمى‏داشت و مسیر كار را معین مى‏كرد.
3- شورای شش نفره  چه بود و نتیجه آن را بنویسید؟
واقعیات بیانگر تدبیر و برنامه‏ریزى خلیفه در امر جانشینى است. زیرا نه تنها شورایى را براى مشورت و گزینش خلیفه مشخص ساخت، روش انتخاب و حتى جزیى‏ ترین احتمالات ممكن را نیز پیش‏بینى كرد و راه حل ارائه داد.
اعضاى شورا، یعنى على علیه السلام، زبیر بن عوام، سعد بن ابى‏وقاص، عبدالرحمان بن عوف، عثمان و طلحة بن عبیدالله، كه همه از مهاجران بودند، باید در خانه‏اى گرد آیند و پنجاه نظامى انصار بر كار آنان مراقبت كنند تا این گروه یك نفر را از میان خود برگزیند. اگر پنج تن كسى را بر مى‏گزیدند و یك نفر مخالفت مى‏كرد، باید كشته مى‏ شد. اگر دو نفر با رأى چهار تن مخالفت مى‏كردند، باید كشته مى‏شدند. اگر سه نفر یك رأى و سه تن رأى دیگر داشتند، باید به داورى عبدالله بن عمر راضى مى‏شدند؛ و گرنه، رأى گروهى كه عبدالرحمان در میان آنان بود، مقدم مى‏شد و سه تن دیگر، در صورت مخالفت، كشته مى‏شدند.
گفتگوها آغاز شد. سرانجام «عبدالرحمان» به على علیه السلام گفت: اگر با تو بیعت كنیم، مى‏پذیرى كه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و روش شیخین رفتار كنى؟ على علیه السلام پاسخ داد: من به دانش خود، كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله رفتار خواهم كرد.
عبدالرحمان آن شرط را با عثمان (برادر خوانده‏اش) در میان گذاشت و او پذیرفت. بعد از برگزیدن عبدالرحمان سایر اعضاى شورا موافقت خود را اعلام كردند. هرچند امام على علیه السلام در آغاز با عثمان بیعت نكرد، تدبیر خلیفه دوم بر لزوم كشتن مخالف، وى را به بیعت ناگزیر ساخت. بدین ترتیب، شاخه‏اى از قریش كه «چهره سیاسى» داشت و داراى زندگى اشرافى بود، قدرت را در دست گرفت.
4- مهمترین ویژگی های بیعت مردم با علی علیه السلام را بنویسید؟
در خصوص سپردن رهبرى سیاسى- اجتماعى و مسؤولیت راهنمایى دنیایى و آخرتى مردم به امام على علیه السلام توجه به نكاتى چند ضرورى مى‏نماید:
1. چنانكه اشاره شد، شركت مردم در انتخاب خلیفه اول در آغاز، محدود به دو مهاجر و در نهایت محدود به حاضران در سقیفه بود. انتخاب عمر در شكل استخلاف و نصب شخص ابوبكر، و برگزیده شدن عثمان محدود به شوراى شش نفرى بود. با چشم‏پوشى از مباحث كلامى در مسأله امامت، على علیه السلام بدون اینكه- براساس روند عادى امور- كسى او را نامزد نماید یا رقباى او را از صحنه خارج كند، با حضور و بیعت اكثریت مردم مدینه برگزیده شد. در واقع این تنها بیعت و انتخابى بود كه مى‏توان آن را بیعت مردمى دانست. نكته تازه، آن بود كه علاوه بر شركت فراگیر مهاجران و انصار، نمایندگان مردم عراق و مصر نیز در آن شركت داشتند. تأثیر حضور آن نمایندگان را مى‏توان دست‏كم سبب بالا بردن جنبه مردمى این انتخاب دانست.
2. پافشارى امام علیه السلام بر لزوم علنى بودن بیعت- آن هم در مسجد- توهّم هرگونه توطئه قبلى را نفى مى‏كند؛ همچنان‏كه رد كردن چند باره تقاضاها و مجال اندیشه‏ دادن به مردم، پندار ناگهانى بودن بیعت را از میان مى‏برد.
3. با آنكه امام علیه السلام مى‏توانست، طبق روال جارى و سنت پیشین، گروه اندك غیرموافقان را به تسلیم و بیعت وا دارد، هرگز كسى را به بیعت ناگزیر نساخت.
4. پس از خلیفه دوم شرط پیروى از روش شیخین در بیعت وارد شد، ولى امام على علیه السلام آن را نپذیرفت و فرمود: حتى ابوبكر و عمر نیز اگر به چیزى جز كتاب خدا و سنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله عمل كنند، بر حق نیستند. امام علیه السلام با برخى از بستگان عثمان كه مشروع دانستن دارایى خویش از سوى امام را شرط بیعت قرار دادند، مخالفت كرد و همواره تأكید مى‏كرد كتاب خدا و سنت رسول صلى الله علیه و آله ملاك كردار اوست.
5. نكته بسیار مهم، نطق رسمى آن حضرت در روز دوم مراجعه مردم و انتخاب است.
على علیه السلام در پى اصرار انبوه مردم كه متقاضى خلافت او بودند، فرمود: خداوند خود مى‏داند كه من به خلافت، از آن جنبه كه ریاست و قدرتى است علاقه ندارم .... آن گروهى كه دنیا آنها را در خود غرق ساخته، براى خویش املاك و نهرها و اسبان عالى و كنیزكان تهیه كرده‏اند، فردا وقتى همه این‏ها را از آنان مى‏گیرم و به بیت‏ المال برمى‏گردانم و به اندازه حقشان به آنها مى‏دهم، نگویند على علیه السلام ما را فریفت؛ اول، چیزى مى‏گفت و اكنون گونه‏اى دیگر عمل مى‏كند. من از همین حالا برنامه روشن خود را اعلام مى‏كنم .... من منكر فضیلت صحابى‏بودن و سابقه خدمت افراد نیستم، اما اینها چیزهایى است كه خداوند خود پاداش آن را خواهد داد. این امور نباید ملاك تبعیض واقع شود
5- دلایل حضور امام علی در شورای شش نفره را بنویسید و تحلیل کنید
الف) امام مجبور شد در این شورا شرکت کند      ب) شرکت کردند تا نقض کلام عمر شود زیرا عمر در سقیفه گفته بود نبوت و خلافت در یک خاندان جمع نمی شود حضرت شرکت کردند تا آن کلام نقض شود     د) اتمام حجت شود برای همه که اگرحضرت شرکت نکرده بودند می گفتند اگر علی شرکت کرده بود به او رای می دادیم
6- مهمترین مشکلات و موانع پیش روی حکومت امیرالمومنین را بنویسید؟
عبارت است از: بى‏عدالتى اقتصادى، نابسامانى اجتماعى، انحرافها و بدعتها و رفاه‏گرایى و تضعیف ارزشهاى دینى.
1. ناعدالتى اقتصادى‏
خلیفه دوم، دیوان را براساس سوابق اسلامى افراد و تركیب قبیله‏اى قرار داده بود. قریش بر غیرقریش، مهاجر بر انصار، عرب بر غیرعرب و موالى ترجیح داشتند؛ در حالى كه در زمان پیامبر چنین نبود. این وضعیت در كنار بخشش‏هاى عثمان، فاصله غنى و فقیر را غیرقابلِ تحمل كرد.خمس غنایم، مالیات و جزیه سرزمین‏هاى فتح شده، كه به همه مردم تعلق داشت، تنها در اختیار افراد و گروه‏هاى خاص قرار مى‏گرفت.
بر اساس گزارش‏ها، عثمان یك پنجم غنایم آفریقا را- حدود 200 تا 500 هزار دینار- به مروان بخشید. به ابوسفیان هدایاى 200 هزار درهمى اعطا كرد. 18 ثروت
عبدالرحمن بن عوف، برادر خوانده و داماد عثمان، پس از مرگش میان چهار همسرش تقسیم شد و به هر یك 80 هزار دینار رسید.
امام على علیه السلام در سخنرانى نخست خود، سیاست مالى برگرفته از سیره پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح كرد؛ برترى مهاجر و انصار بر دیگران را معنوى خواند و فرمود: هركه دعوت خدا و رسول صلى الله علیه و آله را بپذیرد و به قبله مسلمانان نماز گزارد، از تمامى حقوق بهره‏مند مى‏شود و حدود اسلام درباره همه اجرا خواهد شد.
2. نابسامانى اجتماعى‏
یكى از آثار فتوحات، اختلاط نژادهاى مختلف بود. موالى یا اسیران آزاد شده در قیاس با عربها از حرمت اجتماعى و حقوق مدنى كمتر برخوردار بودند. جامعه، برترى عرب بر موالى را اصلى مسلّم مى‏پنداشت. این امر براى روحیه عدالت‏خواهانه امام علیه السلام مشكلى مهم بود. او از نظر دینى، هیچ دلیلى بر درستى این تبعیض نمى‏دید. در حالى كه عمر فرمان داده بود بردگان عرب را از بیت‏المال آزاد كنند، امام علیه السلام هیچ تفاوتى میان بردگان عرب و عجم نمى‏گذاشت و هنگام تقسیم اموال، مى‏فرمود: حضرت آدم نه غلام به دنیا آورد، نه كنیز، بندگان خدا همه آزادند .... اكنون مالى نزد من است و من میان سفید و سیاه فرقى نخواهم گذاشت. او در پاسخ به اعتراض گروهى از عربها، فرمود: من در قرآن، برترى عرب بر عجم را ندیده‏ام‏
3. انحرافها و بدعتها
انحرافات دینى و بدعتها مهم‏ترین مشكل حكومت امام على علیه السلام بود. ناآگاهى جامعه از دین و نبودن برنامه منسجم در جهت روشنگرى مردم، ابعاد این دشوارى را پیچیده‏تر مى‏ساخت. بسیارى از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله متروك شده بود. بنیان این انحرافها در كنار بستر بیمارى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، با شعار «حسبنا كتاب الله»، گذاشته شد و با سخن خلیفه اول در توجیه اشتباهاتش- پیامبر صلى الله علیه و آله با وحى یارى مى‏شد، ولى دست من از وحى كوتاه است و به مصلحت اندیشى و اجتهادم عمل مى‏كنم- به‏صورت یك نظریه در آمد. این روند نادرست در مرحله‏اى، به طور رسمى با بخشنامه‏ها و دستورالعملهاى ویژه، به اوج رسید
4. رفاه‏گرایى و تضعیف ارزش‏هاى دینى‏
اشاره شد كه پیدایش شكاف‏هاى اجتماعى از دوران خلیفه دوم آغاز شد. هم او بود كه تبعیض در توزیع بیت‏المال را بدعت نهاد و گرایش‏هاى قومى را، كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله شدیداً مخالف آن بود و با آن مبارزه مى‏كرد، احیا كرد و برترى‏جویى قومى به صورت فراگیر و جدّى دوباره پدیدار گشت. در این میان، به ویژه
ملتهاى غیرعرب مثل ایرانیان و رومیان بیش از سایر گروه‏ها و ملتها تحقیر شدند؛ تا آنجا كه شخص خلیفه از ورود آنان به مدینه جلوگیرى كرد و ابن‏عباس و پدر و
فامیلش را مقصر این كار معرفى مى‏نمود.
بنابراین، تلاش برخى نویسندگان اهل‏سنت و برخى از متفكران شیعه كه به عمد یا سهو، انحرافات را به نیمه دوم دوران حكومت عثمان مربوط مى‏سازند نوعى توجه به روبنا و پیامدهاست و در حقیقت، سیاست خلیفه دوم در این دوران خودنمایى داشته و آثار خود نشان داده است‏.
7- سپاه امام حسن از چه گروه هایی تشکیل شده بود ؟
سپاه امام علیه السلام از چند گروه پدید آمده بود:   الف) شیعیان. شمار عناصر شیعى سپاه امام علیه السلام از دیگر گروه‏ها كمتر نبود. این گروه، اخلاص و صمیمیّت خود را به اهل‏بیت در مراحل مختلف ثابت كرده بود. بى‏گمان اگر این گروه مخلص از دسیسه‏هاى همشهریان خود مصون مى‏ماند براى مقابله با خطرهاى شام كافى و شایسته بود. زیرا آمادگى و شور و نشاط به‏قدرى در آن وجود داشت كه براى هیچ‏كس قابل انكار نبود.به‏راستى درباره یاران باوفا و صدیق امام چون قیس بن سعد بن عبادة، عمرو بن حمق خزاعى، حجر بن عدى، سعید بن قیس همدانى، حبیب بن مظاهر اسدى، عدى بن حاتم، مسیب بن نجیبة، زیاد بن صعصعه چگونه مى‏توان اندیشید؟!
ب) جناح اموى. به گواهى اسناد تاریخى، در این جناح عناصرى نیرومند وجود داشتند كه از طرفداران بسیار بهره مى‏بردند و در پدیدآوردن یأس و تزلزل در سپاه تأثیرى بسزا داشتند. این گروه، در كنار شایعه‏پراكنى، توطئه و ایجاد نفاق، پنهانى با شام پیوند برقرار ساخته و مراتب فرمانبرى و همراهى خود را به معاویه اعلام كرده بودند.
ج) سایر گروه‏ها. خوارج، شكاكان، سودجویان، قبیله‏گرایان و ... گروه‏هایى هستند كه در این قسم جاى دارند. اینان اغلب به‏سبب دشمنى با معاویه در سپاه امام‏حسن علیه السلام شركت داشته، در تردید به‏سر مى‏بردند. در نظر آنان شخصیت بزرگى مانند امام‏حسن علیه السلام چندان بر معاویه ترجیح نداشت. اینان تنها به منافع مادى خود مى‏ اندیشیدند و از روى تعصب قومى و به پیروى از رئیس قبیله خود در جنگ‏حضور مى‏یافتند.
در كنار سپاهى با این تركیب كه در تمایلات متضاد فرورفته بود، فتنه‏گرى‏ها و تبلیغات رنگارنگ و فریبكارانه معاویه، چنان وضع را نامتعادل و بحرانى مى‏ساخت كه حتى فرماندهان بسیار خوشبین را نیز نگران و نومید مى‏كرد.
امام حسن مجتبى علیه السلام فرزند حماسه‏هاى فراموش نشدنى بود و هرگز از كشته‏شدن در راه خدا نمى‏هراسید. آنچه وى را بیمناك ساخته بود، آینده سپاه كوفیان بود. بى‏ تردید اگر با لشكرى چنین شكننده پاى به میدان رزم مى‏نهاد، معاویه او را به اسارت در مى‏آورد، تا ننگ شكست خاندانش به دست سپاه حضرت محمد صلى الله علیه و آله را جبران كند. بدون تردید اغلب اطرافیان امام‏حسن علیه السلام افرادى سیاسى بودند، نه آنان كه امام‏حسن علیه السلام را امام از جانب خداوند پذیرفته باشند. از این رو سرانجام در مرز انتخاب، ماندن را با حكومت معاویه- گرچه با اكراه- پذیرفتند. سستى رأى آنها تا بدانجا بر امام واضح بود كه فرمود: به خدا سوگند، اگر با معاویه درگیر شوم، اینان گردن مرا گرفته، به‏صورتِ اسیر به او تحویل‏ مى‏ دهند
8- مهمترین بندهای صلح تحمیلی بر امام حسن (ع) را بنویسید؟
دقت در شروط صلح‏نامه زوایاى بیشترى از راز كردار امام حسن علیه السلام را آشكار ساخته، سیماى صلح را روشن و انگیزه تن ندادن حضرت علیه السلام به شهادت را تحلیل مى‏كند. البته در نقل بندهاى پیمان در میان مورخان اختلاف وجود دارد، ولى از مجموع آنها مى‏توان موارد زیر را، به‏عنوان شرطهاى قرارداد، استخراج كرد:
1. معاویه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله عمل كند.
2. پس از معاویه خلافت به حسن بن على تعلق دارد و اگر براى حسن بن على حادثه‏اى پیش آمد، متعلق به حسین بن على است و معاویه حق ندارد كسى را به جانشینى خود انتخاب كند.
3. معاویه باید ناسزا گفتن به امیرمؤمنان على علیه السلام را ترك كند.
4. بیت‏المال كوفه به معاویه واگذار نخواهد شد. معاویه باید هزینه زندگى بازماندگان كشته‏شدگان سپاه على علیه السلام را از بیت‏المال بپردازد.
5. شیعیان در هرجا هستند، باید از آزادى برخوردار باشند و كسى متعرض آنان نشود
8- آیا نرمش امام حسن و امام حسین (ع) نشان دهنده اختلاف روحیه آن دو بزرگوار است؟چرا؟
برخى از مردم به لحاظ نگرش خاصشان معتقدند روح سلحشورى و شجاعت هاشمى، با رفتار امام حسین علیه السلام متناسب‏تر است تا رفتار امام حسن علیه السلام و حال آنكه هرگز چنین نیست. امام‏حسن علیه السلام نیز در همه موقعیت‏هاى زندگى‏اش همتاى پدر و برادر خود علیهما السلام شمرده مى‏شود. این سه تن نمونه كامل مصلحان مسلك و عقیده‏اند.
نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام‏حسین علیه السلام و حفظ سرمایه زندگى به‏وسیله صلح در موقعیت امام‏حسن علیه السلام، به‏عنوان دو تدبیر براى جاودان داشتن مكتب و محكوم ساختن دشمن، تنها راه‏حل‏هاى منطقى و عاقلانه آن وضعیت بود و جز آن، راه دیگرى وجود نداشت. هریك از این دو راه در ظرف خود، برترین وسیله نزدیك‏ شدن به خدا و امتثال فرمان او به‏شمار مى‏آمد و گذشت زمان سودمندى و كارآمدى‏شان را آشكار ساخت بى‏ تردید موقعیت‏هاى متفاوت، تدبیرهاى گوناگون مى‏جوید و در نتیجه فرجام هاى مختلف به ارمغان مى‏آورد.
9- آیا نرمش امام حسن و امام حسین نشان دهنده اختلاف روحیه ی آن دو بزرگوار است یا نه؟
خیر
. هردو امام افرادی بسیار دلیر بودند و در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ نمی کردند. اما در زمان امام حسن(ع) اوضاع نامساعد و خطر رومیان و فقدان جبهه نیرومند و هماهنگ و دارای روحیه جنگ را بسیار نا موفق حیران ناپذیر می نمایاند وصلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام حسن تحمیل شد. در حالیکه امام حسین(ع) دارای سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ بود ولی در ماجرای امام حسن سپاه وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود. امام حسن با دشمنی همچون معاویه که سیاست باز تیزبین,متظاهر و فرصت طلب بود روبرو بود و جنگ با او به نابودی همه شیعیان وآخرین سربازی که دل به اسلام اصیل سپرده بودند می انجامید.معاویه در اجرای نقشه ها و تصفیه حساب های قدیمی و تاریخی استعدادی عجیب داشت در حالیکه دشمن امام حسین(ع) چنین نبود, او به هیچ وجه از عهده حل مشکلات,مهار امواج مخالفت و به کار بستن نقشه های وسیع بر نمی آمد وامام حسین هم از لغزش های او برای دست یابی به هدفش بهره می گرفت.
مقایسه دوستان و یاران دو امام‏
بیعت‏ش كنى كوفیان در برابر امام‏ حسین علیه السلام پیش از آماده شدن وى براى جنگ تحقق یافت. به‏ همین دلیل، وقتى سپاه كوچك و یكپارچه او براى نبرد آماده شد، از شائبه گمان‏هاى دغدغه‏آفرین بركنار بود و سپاهى فداكار و داراى هدفهاى بزرگ به‏شمار مى‏آمد. در حالى كه در ماجراى امام حسن علیه السلام سپاه وى عامل اصلى نومیدى حضرت علیه السلام از پیروزى نظامى بود.
آنان كه با امام حسن علیه السلام بیعت كرده، در اردوگاه حضور یافتند و سپس بیعت شكستند، از كسانى كه پیش از روبه‏رو شدن با امام‏حسین علیه السلام بیعت شكستند، بسى بدتر و خطرناك‏تر بودند.تفاوت در دوستان یكى از عوامل تفاوت موقعیت هاى آن دو امام بزرگ است.
وضع دشمنان دو امام علیهما السلام‏
دشمن امام‏حسن علیه السلام معاویه‏ و دشمن امام‏حسین علیه السلام یزید بود. براى روشن‏شدن تفاوت میان این پسر و پدر، گواهى تاریخ كه پسر را «كودنى احمق» و پدر را «سیاست‏بازى تیزبین»، متظاهر و فرصت‏طلب معرفى كرده است، كافى است.
حدس امام حسن علیه السلام در مورد فرجام كار خود با دشمن تاریخى‏اش معاویه كاملًا معقول بود. به گمان قوى دنباله این جنگ به بزرگ‏ترین فاجعه و قاطع‏ترین
ضربه‏ ها به اسلام و مسلمانان مى‏انجامید و با نابودى همه شیعیان و آخرین سربازى كه دل به اسلام اصیل سپرده بود، پایان مى‏یافت. معاویه در اجراى این‏گونه نقشه‏ ها و تصفیه‏ حساب‏هاى قدیمى و تاریخى استعدادى عجیب داشت.
دشمن امام‏حسین چنین نبود و فرجام كارش را چنان نمى‏دید. او كودكى نازپرورده بود كه به هیچ‏وجه از عهده حل مشكلات، مهار امواج مخالف و به‏كاربستن نقشه‏ هاى وسیع برنمى‏آمد. آبرو و اعتبار پدر و پسر یكسان نبود. معاویه خود را از مشاهده‏گران رسول‏خدا و نماینده خلفاى پیشین در شام مى‏دانست؛ ولى یزید چنان بى‏اعتبار بود كه اخطل شاعر بدو گفت: حقا كه دین تو دین درازگوش است ....
امام حسین علیه السلام از اشتباه‏هاى معاویه مانند هجوم به سرزمین‏هاى امن خدا، روش وى در برابر مواد پیمان صلح، مسموم كردن و كشتن امام حسن علیه السلام و یاران  صدّیق وى و بیعت گرفتن براى یزید، بهره‏بردارى كرد و بدین‏وسیله در برابر افكار عمومى بر قدرت و اصالت خود و انطباق نهضت ضد
اموى با موازین اسلام افزود. او همچنین از لغزش‏هاى «جانشین معاویه» كه در شراب‏خوارى و بوزینه‏بازى و انواع گناه غرق بود، براى دستیابى به هدفش بهره گرفت.با این بیان، آیا به‏ راستى تشخیص اینكه كدام یك از دو برادر علیهما السلام مجاهدتش مؤثرتر بود و در مسیر نابودى دشمن گامهاى سودمندترى برداشت، دشوار نیست‏ مقتضی زمان ایجاب می کند برای حفظ اسلام چه گامی را بردارند
 
 



طبقه بندی: تاریخ تحلیلی صدر اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 خرداد 1396 توسط قاسم یزدی
امتحان پایان ترم خرداد 96
امتحان میان ترم ( فصل یک و دو و سه ) +فصل چهار و پنج و شش و هفت و هشت سوالات به صورت تستی + دو سوال تشریحی فصل نهم و دهم
سوالات  تشریحی فصل نهم و دهم
1- علل متاخر رکود فرهنگ و تمدن اسلامی را نام ببرید؟
الف) استعمار كهنه و نو                          ب) شرق شناسی     ج ) صهیونیسم
2- استعمار کهنه و نو را توضیح دهید؟
استعمار از لحاظ لغوى به معناى آباد كردن است؛ اما از لحاظ سیاسى به معنى حاكمیت گروهى از افراد بر مردم یا بر سرزمین دیگر است. در تعریف دیگر، استعمار به عنوان پدیده‏اى سیاسى- اقتصادى تعریف شده است كه این پدیده حدوداً از سال 1500 م آغاز شده و در طول این مدت استعمارگران برخى از كشورهاى اروپایى مناطق وسیعى از دنیا را كشف كردند و در آنجا ساكن شدند و به بهره‏بردارى پرداختند. برخى از صاحب‏نظران معتقدند كه استعمار به دوران باستان برمى‏گردد و اقدامات حكومتهاى باستانى نظیر فینیقیه و یونانیها و سرانجام رومیها در ایجاد پایگاههایى خارج از سرزمین خود را، به منظور استفاده از آنها براى تجارت یا جنگ یا گسترش فرهنگ خود، نوعى استعمار مى‏دانند
پیدایش استعمار با ظهور كشورهاى قدرتمند اروپایى آن زمان یعنى انگلیس، فرانسه، پرتغال، اسپانیا و ... همراه بود. بعد از كشف راههاى دریایى در اطراف افریقاى جنوب شرقى (1488 م) و كشف قاره امریكا در سال 1492 م، مسافرتهاى دریایى به منظور استعمار و كشف سرزمینهاى جدید آغاز شد. آنها در ابتدا به دنبال طلا، عاج، اشیاء قیمتى و ... بودند، اما رفته رفته انگیزه‏هاى وسیع‏تر اقتصادى نظیر تجارت، انتقال مواد اولیه معدنى و كشاورزى به سرزمینهاى اروپایى و فروش كالاهاى اروپایى به فعالیت‏هاى استعمارى وسعت بخشید
اولین گروه از كشورهاى استعمارگر كه به آسیا آمدند پرتغالیها بودند. واشكودوگاما، دریانورد پرتغالى، در سال 1498 م از طریق اقیانوس هند به سواحل شمال شرقى شبه جزیره هند رسید و با این اقدام دوره نوینى در روابط اروپا و آسیا شكل گرفت‏
باید توجه داشت كه پرتغالیها در اروپا به عنوان واسطه‏اى تجارتى بین آسیا و شمال اروپا عمل مى‏كردند. آنها تا اواخر قرن شانزدهم هلند را زیر نفوذ تجارتى خود داشتند، اما از اوایل قرن هفدهم هلندیها درصدد برآمدند تا خود به طور مستقیم با آسیا وارد تجارت شوند. پس از هلندیها،
انگلیسیها و سپس فرانسویها وارد آسیا شدند روابط استعمارى اروپاییان در آسیا به دو دوره تقسیم مى‏شود: دوره نخست از سال 1498 م آغاز مى‏شود و در سال 1757 م با پیروزى نظامى انگلیسیها بر هندیها خاتمه مى‏یابد. اروپاییان در این دوره سعى داشتند تا با بهره‏گیرى از قدرت دریانوردى و سلاحهاى آتشین خود به افزایش روابط تجارتى خود با این سرزمینها بپردازند و به محصولات مرغوب آنان مانند ادویه، پارچه و زینت‏آلات دسترسى پیدا كنند از جمله این شركتها مى‏توان به «شركت سرزمینهاى دور» هلند (1594 م)، «شركت هند شرقى هلند»، «شركت هند شرقى انگلستان» (1600 م) و شركت فرانسه (1604 م) اشاره كرد
دوره دوم از 1757 تا 1858 است كه دخالت اروپائیان غیرمستقیم و كمتر شكل نظامى دارد. براى مثال كشور هند از 1757 م تا 1858 زیر سلطه كمپانى هند شرقى بود و دولت انگلستان فقط دورادور از این كمپانى حمایت مى‏كرد اما از آن پس دولت انگلستان رأساً حكومت هند را در دست گرفت و هند به‏عنوان «ملك ملت بریتانیا» و تابع پارلمان انگلیس شناخته شد. سیاستهاى كمپانى هند شرقى و دولت انگلستان باعث شد تا هندوستان كه خود از تولیدكنندگان و صادركنندگان پارچه بود به واردكننده پارچه تبدیل شود و صادراتش تنها به مواد خام پارچه (مانند پنبه) محدود گردد. كشورهاى جنوب شرقى و جنوبى آسیا از این پدیده مستثنا نبودند و هلندیها كشور اندونزى را در دست داشتند. هلندیها كشت محصولاتى مانند قهوه و شكر را در اندونزى گسترش دادند و همانند انگلیسیها در هند، ساختار اقتصادى این كشور را تغییر دادند
پرتغالیها در سالهاى نخستین قرن شانزدهم پا به خلیج‏فارس گذاشتند و دریاسالار آلبوكرك پرتغالى، جزیره هرمز را در 1514 م تصرف كرد. آنها در سال 1512 م نیز گمبرون (بندرعباس) را كه مركز عمده تجارتى محسوب مى‏شد، اشغال كرده بودند. آنها نزدیك به یك قرن بر منطقه خلیج فارس تسلط داشتند تا آنكه شاه عباس صفوى با عقد قرارداد مشترك با انگلیسیها و كمك گرفتن از نیروى دریایى آنها توانست پرتغالیها را براى همیشه از خلیج‏فارس بیرون كند، اما انگلیسیها به نفوذ خود در این منطقه ادامه دادند كه از جمله دلایل آن، اهمیت سوق‏الجیشى خلیج‏فارس بود. آنها باشیوخ عرب قرارداد بستند و این شیوخ ضمن به رسمیت شناختن انگلیس به‏عنوان قاضى، مصلح و میانجى تعهد كردند كه به دزدى دریایى، قاچاق اسلحه و حمل بردگان نپردازند. در سال 1800 م نیز (دوره فتحعلى‏شاه قاجار) امتیازات و انحصارات بازرگانى فراوانى از سوى ایران به انگلستان داده شد.
دفت این منطقه بین شركتهاى انگلیسى و امریكایى تقسیم شد. انگلیسیها منابع نفتى قطر، كویت، عراق، عمان و ایران را در دست داشتند و امریكاییها نیز نفت عربستان و بحرین را از آن خود كردند. البته نباید فراموش كرد كه كشور ایران در جریان استعمار بیشترین لطمه را دیده است.
اما از سال 1870 تا جنگ جهانى اول، رشد استعمار بسیار وسیع بود و تمامى افریقا و خاور دور را در برگرفت. اما بعد از جنگ جهانى دوم و تشكیل سازمان ملل متحد و به‏ویژه در دهه‏هاى 1950 و 1960، شاهد رشد سریع جریان استعمارزدایى (مبارزه براى كسب استقلال سیاسى) بودیم، به طورى كه تعداد كشورهاى عضو سازمان ملل متحد به دو برابر افزایش یافت و این كشورها با در دست داشتن اكثریت در مجمع عمومى، مسائل مربوط به توسعه اقتصادى، سیاسى و اجتماعى را مركز توجه سازمان ملل قرار دادند. به دلیل تأثیر شدید استعمار كهنه بر این كشورها، استعمارزدایى آنان نه تنها مشكلات آنها را حل نكرد، بلكه این كشورها را دچار دوگانگى ساخت. آنها از یك طرف خواستار كمكهاى اقتصادى كشورهاى پیشرفته (استعمارگران سابق) هستند و از طرف دیگر نمى‏خواهند در مسائل داخلى آنها دخالتى شود. كشورهاى پیشرفته نیز هنوز به این كشورها و به‏ویژه بازارهاى داخلى و مواد خام و اولیه آنها نیاز دارند و مى‏خواهند به این مهم دست یابند. در مجموع، ارتباط كشورهاى پیشرفته (استعمارگران سابق) با كشورهاى استقلال یافته (مستعمره سابق) به گونه‏اى شكل گرفته است كه آن را «استعمار نو» مى‏نامند،
در این پدیده، كشورهاى استعمارگر سابق در چارچوب حكومتهاى دست‏نشانده و مناسبات و رژیمها و نهادهاى بین‏المللى جدید بى‏آنكه نیازمند حضور مستقیم سیاسى و نظامى در مستعمرات سابق باشند، به مشكل خزنده و پیچیده منافع و مطامع خود را بهتر از گذشته تضمین مى‏كنند. بسیارى از صاحب‏نظران معتقدند كه كشورهاى پیشرفته (استعمارگران سابق) امروزه از طریق شركتهاى تجارتى چندملیتى و نهادهاى بین‏المللى چون؛ صندوق بین‏المللى پول، بانك جهانى و سازمان تجارت جهانى و با بهره‏گیرى از شرایط مختلف بین‏المللى و تعاملات پیچیده روزافزون جهانى (مانند جهانى شدن) سعى مى‏كنند تا بر كشورهاى محروم و یا در حال توسعه تسلط یابند
3- نظریه پردازان در زمینه دلایل ظهور و گسترش استعمار در چه می دانند؟
نظریه‏پردازان در زمینه دلایل ظهور و گسترش استعمار نظریات متعددى ارائه داده و این پدیده را از جنبه‏هاى مختلف ارزیابى كرده‏اند.
 الف) دسته‏اى از نظریه‏پردازان استعمار را از بُعد سیاسى بررسى و عنوان كرده‏اند كه رقابتهاى سیاسى و نظامى قدرتهاى بزرگ اروپایى طى قرن شانزدهم و بعد از آن، موجب ظهور و گسترش استعمار بود. این دیدگاه محور توجه خود را بر دولتها و اغراض سیاسى متمركز ساخته است و تلاش دولتهاى بزرگ جهت دست‏یابى به قدرت و اعتبار بیشتر، در مقایسه با رقباى‏خود را عامل اصلى گسترش استعمارگرى مى‏داند.
ب) عده‏اى دیگر از نظریه‏پردازان معتقدند آنچه عامل ظهور و گسترش استعمار شد، تمایل دولتها و ملتهاى كشورهاى قدرتمند به گسترش سرزمینشان و ایجاد امپراتوریهاى بزرگ به منظور حفظ و تقویت روحیه ملى و تواناییهاى سیاسى و نظامى بود.
ج) برخى دیگر از نظریه‏پردازان، استعمار را پدیده‏اى نژادى تلقى مى‏كنند و معتقدند مردمان سفیدپوست (اروپاییان) ذاتاً از مردم نژادهاى دیگر برترند و وظیفه دارند به منظور اصلاح و متمدن كردن مردمان نژادهاى دیگر بر آنان حكومت كنند.
د)برخى دیگر از اندیشمندان، استعمار را پدیده‏اى اقتصادى و محصول توسعه نظام سرمایه‏دارى نوین مى‏دانند. آنها معتقدند كه امكانات داخلى كشورهاى اروپایى (بازار فروش، مواد اولیه، فرصتهاى سرمایه‏گذارى) دیگر پاسخ‏گوى نیازهاى روزافزون آنها نبود و آنها را وادار به دست‏اندازى بر كشورهاى دیگر كرد. به اعتقاد این نظریه پردازان، استعمار در باطن خود تلاشى است براى گسترش فعالیت‏هاى تجارتى و صنعتى بورژوازى كشورهاى پیشرفته غربى در كشورهاى دیگر و هدف از آن بهره‏بردارى از منابع و امكانات آنها براى پاسخ‏گویى به نیازهاى روزافزون توسعه سرمایه‏دارى است.این دیدگاه را در میان نظریه‏پردازان لیبرال اقتصاد سرمایه‏دارى و هم در میان پیروان نظریه ماركسیسم مى‏توان یافت.
4- پیامدهای جهانی شدن را بنویسید؟
یكى دیگر از پدیده‏هایى كه دنیاى امروز آن را تجربه مى‏كند، جهانى شدن است. به طور خلاصه مى‏توان گفت: جهانى شدن هم به صورت یك روند (پروسه) تعریف شده و هم به صورت یك پروژه.یعنى برخى از صاحب‏نظران معتقدند با افزایش و توسعه و پیشرفت در ابزارهاى ارتباطات جمعى، رسانه‏هاى جمعى و ... تعاملات بشرى با سرعت و سهولت بیشترى صورت مى‏گیرد به‏گونه‏اى كه مرزهاى بین دولتها به طور روزافزون كمرنگ‏تر مى‏شود وحاكمیت آنها تحت تأثیر بازیگران غیردولتى به چالش كشانده مى‏شود، و به طور كلى باید گفت كه دنیا به مكان واحد و كوچكى تبدیل مى‏گردد، یعنى كوچك‏ترین مسئله در گوشه‏اى از جهان بلافاصله در نقاط مختلف جهان طنین مى‏یابد. در این جهان به‏هم‏تنیده كشورها همچون شبكه‏اى عنكبوتى به هم متصل گشته‏اند كه گسترش شبكه جهانى اینترنت به این روند بسیار كمك كرده است، تا فرهنگ جهانى واحدى تشكیل گردد.
در مقابل عده‏اى معتقدند كه جهانى شدن پروژه‏اى است كه كشورهاى پیشرفته به اجرا درآورده‏اند تا به چپاول هر چه بیشتر كشورهاى در حال توسعه و توسعه‏نیافته بپردازند. به اعتقاد آنها جهانى شدن تنها به ضرر كشورهاى جهان سوم خواهد بود، زیرا با از بین رفتن مرزهاى حاكمیت و كنترل دولتها بر قوانین تعرفه و گمرك، اقتصاد این كشورها از هم فروخواهد پاشید و آنها محكوم به اجراى قوانین كشورهاى پیشرفته خواهند بود. به اعتقاد گروهى دیگر از همین اندیشمندان، پیامدهاى منفى جهانى شدن به بعد اقتصادى محدود نمى‏شود و كشورهاى امپریالیستى سعى مى‏كنند كه فرهنگ خود را بر كشورهاى دیگر تحمیل كنند. مثلًا ایالات متحده در قالب فیلمهاى هالیوودى سعى مى‏كند تا فرهنگ مصرف و الگوى زندگى امریكایى را در سطح جهان گسترش دهد
تا آنجا كه برخى جهانى شدن را برابر با امریكایى شدن مى‏دانند. ترویج الگوهاى سیاسى و حكومتى تحت لواى دموكراسى و ارزشهاى لیبرالى (از جمله حقوق بشر) عامل دیگرى است كه در تضعیف حاكمیت كشورهاى جهان سوم نقش داشته است. كشورهاى غربى با تبلیغ این نظام حكومتى سعى دارند تا شكل حكومتى همه كشورهاى جهان (به‏ویژه كشورهاى خاورمیانه) را مطابق با الگوهاى خود درآورند و در این مسیر از هیچ اقدامى فروگذار نخواهند كرد. بنابراین، جهانى شدن با سرعت روزافزونى ساختار حكومتهاى كشورهاى ضعیف‏تر را متزلزل مى‏سازد و این روند تنها به سود كشورهاى پیشرفته است. در مجموع مى‏توان گفت كه اگرچه دوران استعمار كهنه به پایان رسیده است و كشورهاى مستعمره استقلال یافته‏اند، اما روندى در حال شكل‏گیرى است كه به مراتب پیچیده‏تر و قوى‏تر از استعمار كهنه عمل مى‏كند. استعمار نو از جنبه‏هاى مختلف سعى مى‏كند تا با نفوذ در كشورهاى دیگر كانالهایى براى استخراج ثروتهاى فكرى و مادى این كشورها ایجاد كند كه در مقایسه با گذشته بسیار سهمگین‏تر و مخرب‏تر است.
5- سه دیدگاه برای تبیین پدیده ی صهیونیسم را بنویسید؟
1. ایجاد گسل صهیونیستى و ضداسلامى در قلب جغرافیاى سیاسى جهان اسلام، فلسطین، كه از ابتداى تاریخ اسلام تاكنون پیوستگى جغرافیایى و سیاسى سرزمینهاى اسلامى در ملتقاى سه قاره‏ آسیا، افریقا و اروپا محسوب مى‏شده است‏
2. انتقال بحران تاریخى مسیحیت- یهود اروپا (كه موجب قتل عامهاى متعدد یهودیان و طرح اتهامات نژادپرستى و مواردى از این قبیل شده بود) به جهان اسلام و تبدیل آن به بحران اسلام- یهود در فلسطین. این طرح در نهایتِ زیركى اجرا شد و بدان پایه اهمیت داشت كه در یك جمله مى‏توان آن را معامله‏اى تاریخى دانست كه بخشى از آن تبرئه یهود از اقدام به قتل عیسى مسیح علیه السلام بود.
3. تحقق تدریجى آرمان موهوم یهودیان نژادپرست و افراطى در برپایى حكومت یهودیان در فلسطین.
قدرتهاى استعمارگر غربى از یك طرف به بركت فنّاورى پیشرفته بر جهان اسلام سیطره‏اى سراسرى برقرار كردند و از سوى دیگر، به مدد هجوم فرهنگى موجب استحاله معنوى و تضعیف اعتقاد و سست شدن ریشه باورهاى دینى مسلمانان شدند و سرانجام با به‏وجود آوردن صهیونیسم، جنگى فرسایشى را- كه ممكن است سالهاى طولانى ادامه یابد- بر مسلمانان تحمیل كردند، كه طى بیش از نیم قرن سرمایه‏هاى عظیمى از مسلمانان را بلعیده است.
6- بیداری اسلامی در جهان عرب از آغاز تا به حال شامل چه گرایشهایی بوده است ویژگی های هر یک را به اختصار بنویسید؟
. این گرایشها عبارت‏اند از: الف) تمدن‏گرا- عرب‏گرا؛ ب) تمدن‏گرا- اسلام‏گرا؛ ج) اسلام‏گرایى سنتى؛ د) اصول‏گرایى اسلامى.
براساس تقسیم‏بندى فوق، طهطاوى و خیرالدین تونسى از اندیشمندان عمده گرایش اول؛ سیدجمال‏الدین اسدآبادى و تا حدودى محمد عبده از متفكران گرایش دوم؛ رشید رضا از سخن‏گویان اصلى گرایش سوم؛ حسن البنا و سید قطب و اخوان المسلمین از فعالان گرایش چهارم‏اند
الف) گرایش تمدن‏گرا- عرب‏گرا. اولین موج بیدارى اسلامى نوگرا از طهطاوى در مصر و خیرالدین پاشا تونسى در تونس آغاز مى‏شود. طهطاوى اندیشه خود را بر این محور استوار مى‏كند كه مسلمانان براى ترقى چاره‏اى جز دست‏یابى به علم اروپایى ندارند.طهطاوى با ستایشى فراوان از اروپا یاد مى‏كند و نهادهاى سیاسى آن را تحسین مى‏كند. وى اصولًا از غرب و عامل استعمار به‏عنوان عامل عقب‏ماندگى جوامع اسلامى غافل است‏
ب) گرایش تمدن‏گرا- اسلام‏گرا. بین این گرایش و گرایش اول اشتراكاتى وجود دارد. درواقع نسل دوم از منادیان بیدارى اسلامى را مى‏توان «تمدن‏گرا- اسلام‏گرا» نامید كه چهره بارز آن سیدجمال‏الدین اسدآبادى و شیخ محمد عبده است. با این تفاوت كه سید جمال به نسل اول نزدیك‏تر است و عبده به نسل سنت‏گراى پس از خود نزدیك‏تر است. باید گفت كه اصلاحگرى سید جمال ابعادى مختلف دارد، اما روح اصلى اصلاح‏گرى سید جمال در جهان اسلام «تجدد» است. سید به‏دنبال این است كه جهان اسلام و مسلمانان را با دوران جدید، ویژگیها و عوامل شكل‏گیرى آن آشنا كند و شرایطى را فراهم كند كه مسلمانان نیز در این دنیاى جدید و تمدن آن سهمى به دست آورند و با اتكا بر عناصر اصلى آن یعنى علم و عقل و دیگر عناصر آن ازجمله نهادهاى سیاسى دموكراتیك بر قدرت خود بیفزایند
ج) گرایش اسلام‏گرایى سنتى. اگر تمدن‏گرایان اسلام‏گرا، احیاى اسلام را در احیاى علمى، جذب تفكر نوین و استفاده از دستاوردهاى فناورى اروپایى در جوامع اسلامى مى‏دانستند، اسلام‏گرایان سنتى و متفكر برجسته آن، رشید رضا كه ادامه‏دهندگان سلفیه هستند، احیاگرى اسلامى را در بازگشت به روش و سیره «بزرگان اسلام» مى‏دانستند
د) گرایش اسلام‏گرایى اصول‏گرا. ژاك برك در تحلیلى كه از اصول‏گرایى اسلامى دارد «ناتوانى كشورهاى اسلامى را در ارائه مدلهاى متناسب با عصر تكنیك و تمدن در قرن بیستم، زمینه‏ساز افراطى‏شدن آنها مى‏داند. وى مهم‏ترین علت درونى را توقف اجتهاد و سركوب حركتهاى اصلاحى به نام مبارزه با بدعت مى‏داند»
7- محور های مبارزه و فعالیت نیروی مذهبی در اوایل دهه 30 را بنویسید؟
مبارزه با افكار احمد كسروى، مبارزه براى حجاب زنان، مبارزه با كمونیسم و مبارزه با بهائیت. در مورد هر كدام از موارد ذكرشده، تبلیغات فراوان و كتب متعددى تألیف و منتشر شد؛ رسائل مختلفى نیز نوشته شد كه مشخص‏ترین آنها رسائل حجابیه و كتاب كشف‏الااسرار امام خمینى بود كه در واقع ردّیه‏اى بر رساله اسرار هزار ساله نوشته حكیم‏زاده و آثار احمد كسروى بود. این كتاب طرح اجمالى ولایت فقیه نیز بود. از سال 1327 ش مسئله فلسطین نیز وارد حوزه بیدارى اسلامى در ایران شد. براى رسیدن به هدفهاى مذكور در چهار محور مبارزه با بى‏دینى، تشكلها، انجمنها، گروهها و احزاب سیاسى- مذهبى نیز به‏وجود آمدند. در كنار فعالیت‏هاى یادشده، دو محور سنتى فعالیت روحانیون مكتب اجتهادى، یعنى مبارزه علیه استبداد و استعمار نیز دنبال شد.
8- مهمترین ویژگی های بیداری اسلامی به رهبری امام خمینی را بنویسید؟
از ویژگیهاى بیدارى اسلامى به رهبرى امام خمینى در این سالها، مى‏توان به تقویت اندیشه پیوند دین و سیاست، سازش‏ناپذیرى با رژیم پهلوى، تثبیت اجتهاد سیاسى در حوزه‏هاى علمیه و تلفیق نظر و عمل در مبارزه با استبداد و استعمار اشاره كرد كه از همه مهم‏تر، استكبار دوره جدید جهان را هدف قرار داد. از دیگر احیاگران این سالها، مى‏توان به محمود طالقانى و مرتضى مطهرى اشاره كرد كه بیشتر به فعالیت‏هاى فكرى پرداختند.
9- امتیاز انحصاری دخانیات توسط چه کسی و با چه هدفی به یک شرکت انگلیسی واگذار شد و عاقبت چه شد؟
ناصرالدین‏شاه قاجار در جریان سفرِ سوم خود در 1306 ق به فرنگ، امتیاز انحصارى دخانیات، توتون و تنباكو را در داخل و خارج به یك شركت انگلیسى واگذار كرد. البته این امتیازنامه در 1308 ق/ 1890 م به امضا رسید. این امتیاز از آنجا كه منافع هزاران كشاورز، كارگر و بازرگان ایرانى و اقتصاد ایران را به بیگانه واگذار مى‏كرد، از زیان‏بارترین امتیازات بود. همچنین نقش روحانیون نیز كاملًا نادیده گرفته شده بود. اما دیرى نگذشت كه علماى شیعه و تجار متحداً به مخالفت با آن قیام كردند.
علما از آن حیث كه این امتیازنامه را وسیله‏اى براى تسلط اجنبى بر شئون یك كشور اسلامى ارزیابى مى‏كردند و مقاصد دینى و حفظ هویت دینى جامعه را در مخاطره مى‏دیدند و تجار نیز منافع اقتصادى خود را با خطر بزرگى مواجه مى‏دیدند، به مخالفت برخاستند. سرازیر شدن انگلیسیها به ایران و مغایرت اعمال و رفتار و اقدامات آنها با فرهنگ و معتقدات مذهبى مردم، به مخالفان فعالیت كمپانى رژى افزود و به‏تدریج جریانى عظیم به رهبرى روحانیت شكل گرفت.
در این حركت احیاگرانه علماى شیعه، نهاد دینى به فرصتى تاریخى دست یافت تا ثابت كند كه توان بسیج عمومى مردم براى غلبه بر استبداد داخلى و استعمار خارجى را دارد و در عمل نیز با فتواى تاریخى تحریم تنباكو به دست میرزاى شیرازى، به هر دو هدف رسید و دولت در مقابل مردم عقب‏نشینى و الغاى امتیازنامه را اعلام كرد
10- اقدامات بیدارگرانه آیت الله العظمی بروجردی برای خروج روحانیت از انزوای مذهبی در جهان اسلام را بنویسید؟
او ابتدا هیئتهایى از مبلغان جوان و اندیشمند مذهبى حوزه علمیه قم را براى رسیدگى به امور شیعیان و مسلمانان به كشورهاى مختلف روانه كرد و در اروپا، امریكا، افریقا و آسیا مراكز اسلامى ویژه شیعیان تأسیس كرد. مهم‏ترین اقدام وى در این زمینه، اعزام علامه شیخ محمدتقى قمى به قاهره و هم‏زمانى حضور وى در آن سرزمین با سفارت قاسم غنى بود. بنا به حكایت اسناد وزارت امور خارجه، این‏دو با مساعى مشترك توانستند ارتباطات گسترده‏اى با علماى اهل سنت ایجاد كنند و به تبیین و تشریح مبانى اهل شریعت بپردازند. این اقدام در نهایت به تأسیس نهاد دارالتقریب مذاهب اسلامى انجامید.
چنان كه قبلًا نیز اشاره شد، یكى از اركان جدید جنبش بیدارى اسلامى، پیدایش و تثبیت جنبش دانشجویى، به‏ویژه طیف مذهبى و اسلام‏گراى آن، بود. در دانشگاهها كه كانون برخورد افكار مختلف بود، تفكر دفاع از اسلام و هویت دینى به‏تدریج رشد كرد. هدف این حركت، پیراستن اسلام از باورهاى غلط و معرفى اسلام به‏عنوان دینى سازگار با علم، عدالت اجتماعى، برابرى و آزادى بود كه در ضمن با جهل، ظلم و نابرابرى و استبداد و استعمار در تعارض است. بخش عمده‏اى از شكل‏گیرى این جنبش، در نتیجه فعالیت‏هاى متفكران روحانى و استادان و آموزگاران اسلام‏گرا و دین‏باور، مانند آیت‏اللَّه طالقانى، استاد محمدتقى شریعتى، حسینعلى‏راشد، محمدتقى فلسفى، دكتر محمود شهابى، دكتر عطاءاللَّه شهاب‏پور، مهدى بازرگان، یداللَّه سحابى و دیگران بود كه در دهه‏هاى آینده به تعداد آنها افزوده شد. گروهى از دانشجویان نیز با ایجاد تشكلى به نام «انجمن اسلامى دانشجویان» حركت‏یادشده را تقویت كردند و گسترش دادند. این انجمن در 1320 تأسیس شد و در دودهه آینده به تكامل رسید





طبقه بندی: تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 توسط قاسم یزدی
سوالات فصل اول
1- تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟
تاریخ از نظر لغت به معناى تعیین و شناساندن وقت است. برخى این واژه را عربى ندانسته‏اند، امّا نظر برگزیده‏تر این است كه تاریخ از ماده «ارخ» یا «وَرخ»- به معناى تعیین وقت- گرفته شده است‏ هرودوت (پدر تاریخ) علم تاریخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مى‏داند احوال گذشته جهان و حتى پدیده‏هایى كه انسان در آنها مؤثر نیست، احوال گذشته زمین یا شرح حوادث گذشته بر زمین بعد از پیدایش انسان، برخى از تعریف‏هاى ارائه شده درباره علم تاریخ است. با این تعریف‏ها دانش‏هاى دیگر- كه به جهان، پدیده‏هاى آن، انسان یا ابعاد زندگى‏اش مى‏پردازد- به محدوده تاریخ راه مى‏یابد.
با توجه بدین كاستى، گروهى گزارش وقایع مشهور، روزگار پادشاهان، جنگها، احوال پیامبران و سیره و سنت آنان را معناى تاریخ دانسته‏اند.ابن‏خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفته از حكمت، و بیانگر سرگذشت ملتها، سیره پیامبران وسیاست پادشاهان مى‏داند. برخى نیز تاریخ را مجموع وقایع كره زمین از آغاز پیدایش انسان تا كنون مى‏دانند؛ وقایعى كه بر احوال و شؤون انسان تأثیر نهاده یا از آن متأثر شده است. براساس این تعریف، موضوع علم تاریخ عبارت است از كنش و واكنش خارجى یا داراى اثر خارجى انسان‏ بنابراین علم تاریخ مجموعه‏اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.
2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟
شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تاریخ علمى تقسیم مى‏كند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم‏پذیر مى‏داند.
تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است. زندگینامه‏ها، فتحنامه‏ها و سیره‏ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یك سلسله امور جزیى و فردى مى‏پردازد و در واقع علم به «بودن» هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.
تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و استنباط قواعد و سنت‏هاى حاكم بر زندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشته) مبادى و مقدمات این علم شمرده مى‏شود و براى استنباط قوانین كلى و كشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّى و معلولى آنها سودمند است‏

3- فواید تاریخ را بیان کنید؟
 روشن است هر حادثه و واقعه‏اى مولود مجموعه‏اى از علل و عوامل مى‏باشد و خود نیز در سلسله علل و عوامل حوادث بعدى قرار مى‏گیرد و نتیجه این خواهد بود كه تاریخ زندگى ملّتها چون رشته‏اى دراز است و مجموع انسانهاى یك عصر تنها یكى از مُهره‏هاى آویخته بدین رشته به‏شمار مى‏آیند.
استوارى و نااستوارى هر مهره به چگونگى پیوند آن به مهره پیشین و پسین وابسته است. پس زندگى مردم یك عصر، از زندگانى گذشتگان و آیندگان جدا نیست و براى یافتن علل و عوامل حوادث مطلوب و نامطلوب و چگونگى رویارویى با آنها، باید به تحقیق در گذشته ملتها پرداخت.
تاریخ نه مایه سرگرمى بلكه نوعى پل ارتباطى میان نسل‏هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه‏ها و اندوخته‏هاى پیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن‏هاى گوناگون، كوشش براى یافتن رابطه‏اى علّى میان حوادث زنجیره‏اى تاریخ و دقّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است كه انسان را در پى‏ریزى یك زندگى سالم و خردمندانه یارى مى‏رساند  افزون بر این، بررسى تاریخ پاسخ به آرزوهاى همیشگى انسان است كه اصرار دارد از خود و دیگران آگاهى كسب كند، علل و انگیزه ظهور و سقوط تمدنها را بشناسد، حق را از باطل تمیز دهد و با راه تكامل و نیكبختى دنیوى و اخروى خود آشنا شود چراكه كلّیت تاریخ- نه جزئیات حوادث آن- تكرارپذیر است. بر همین اساس است كه مصلحان بزرگ و انسانهاى متعالى در تجربه‏هاى انسانى تاریخ دقت‏ مى‏كنند و در بهره‏گیرى از آن مى‏كوشند. على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى‏فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه كسانى كه پیش از من زیسته‏اند، سپرى نكرده‏ام، امّا در اعمال همه آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیده‏ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو كرده‏ام كه گویا هم‏چون یكى از آنان شده‏ام بلكه به سبب آگاهى از سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى كرده، زلال و پاكى زندگانى آنان را از تیرگى‏هاى آن، و سودمندى‏اش را از زیان آن بازشناخته‏ام‏.
از نظر قرآن كریم، هم گزارش از یك حادثه طبیعى یا غیرطبیعى، یا نقل رفتار و كنش و واكنش یك شخصیت خوب یا بد، زن یا مرد، یا روایت یك فتح یا شكست، كامیابى یا ناكامى یك قوم یا یك جامعه و یا فرهنگ و تمدن (تاریخ نقلى) مهم است و هم شناخت و تحلیل زمینه‏ها و ساختارها، بررسى علل وقوع حوادث و پیامدهاى آن (تاریخ تحلیلى). چنانكه كشف قوانین حاكم بر تحولات تاریخى و تبیین كم و كیف تكرار آنها (فلسفه تاریخ) نیز مورد توجه قرآن كریم و امام على علیه السلام در نهج‏البلاغه است.
4- اهمیت و ارزش تاریخ اسلام را تبیین کنید؟ 
جوامع، چون موجودى زنده‏اند. هر یك هویّتى مشخّص دارند و در حركت خویش از سمت‏گیرى و كارمایه‏هاى ویژه خود بهره مى‏برند. شناسنامه هر ملّتى بر اساس «میراث‏هاى تاریخى» اش شكل مى‏گیرد. میراث‏هاى تاریخى و فرهنگى جهان اسلام در واقع حافظه تاریخى ملتهاى مسلمان را تشكیل مى‏دهد؛ پیكر جامعه اسلامى را نیرو و نشاط مى‏بخشد و سبب بیدارى، پایدارى و وحدت جهانى مسلمانان مى‏شود
الف) اثبات وقوع بعثت حضرت محمد صلى الله علیه و آله و دعوت اسلامى مسأله وحى و پیوستگى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله به منبع لایزال الهى و معجزه جاویدان وى.
ب) آگاهى از راز و رمز توفیق پیامبراكرم صلى الله علیه و آله در گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى و دگرگون ساختن بنیاد نظام قبیله‏اى جاهلیت و تبدیل آن به یك حكومت منسجم، پویا و زنده.
ج). دستیابى به بخش گسترده‏اى از مبانى نظرى و سنّت عملى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله و ائمّه‏اطهار علیهم السلام در عرصه‏هاى فرهنگى، معنوى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى. مددرسانى به علوم اسلامى همچون فقه، حقوق، كلام، اخلاق و ...
د). شناخت زمینه‏هاى پیدایى احكام شرعى، چگونگى و مراحل تشریع آنها، برخى از فواید فراگیرى تاریخ به‏طور عام است.
 ه) و در نهایت، از آنجا كه سرنوشت مردم مسلمان ایران با سرنوشت و فرهنگ این آب و خاك گره خورده و اسلام و ارزش‏هاى دینى مبنا و رمز ماندگارى فرهنگ این ملّت و سرزمین شمرده مى‏شود، وظیفه ملّى ماست كه از پیشینه آنچه سرنوشت ملّى و میهنى ما بر آن استوار است، آگاهى یابیم.
•    5- انواع تاریخنگاری اسلامی را نام ببرید؟
برخى معاصران در طبقه‏بندى گونه‏هاى تاریخ‏نگارى اسلامى، اسامى كتبِ نوشته شده را ملاك قرار داده و بر این اساس، نگاشته‏هاى تاریخ مسلمانان را به هفت گروه تقسیم كرده‏اند:
1. سیره‏نگارى 2. تك‏نگارى 3. تاریخ‏نویسى عمومى و تقویمى 4. تاریخ‏نگارى بر اساس نسب‏شناسى 5. سبك خبرى و پیوسته 6. تاریخ‏نگارى محلى 7. تاریخ‏نگارى فرهنگى و اجتماعى‏   . در پژوهشى كه انجام دادم به بیش از 13 هزار عنوان كتاب تاریخى دست یافتم كه برخى از عناوین آن بیش از 80 مجلد است‏
6- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام ببرید؟
هرچند منابع مطالعاتى تاریخ اسلام متنوع و بسیارند، در یك بررسى كلى مى‏توان آنها را- بعداز قرآن- به موارد زیر تقسیم نمود:
الف) منابع شفاهى: منابعى است كه روایات، احادیث و اشعار آن بیشتر منشأ شفاهى داشته و سینه به سینه نقل شده است. از ویژگى‏هاى بارز این بخش، اتّكا به حافظه و ثبت حوادث در اذهان و انتقال آن از طریق گفت و شنود است. بیشتر اطلاعات تاریخ اسلام از منابع شفاهى، شاهدان وقایع، راویان و ناقلان اخبار، اخذ شده و به نسلهاى دیگر انتقال یافته و در عصر كتابت، ثبت شده است.
ب) منابع مكتوب: این منابع شامل اسناد، مدارك، قراردادها، صلح‏نامه‏ها و كتابهاى تاریخى است و بیشتر از منابع شفاهى گرفته شده است. ثبت، تدوین و تألیف اطلاعات تاریخى چه بسا از بروز جعل، تحریف، غفلت و اشتباه جلوگیرى مى‏كرد و «اسناد مدوّن» فرصت مطالعه و مقایسه اخبار را براى محقق فراهم مى‏آورد. هر چند آغاز نگارش و تدوین عام در قرن دوم هجرى‏ صورت گرفت، دست‏نوشته‏هاى پراكنده و اسناد مكتوب شخصى در قرن اول هجرى پدید آمد و تا حدود زیادى دستمایه مورّخان دوره‏هاى بعد قرار گرفت.
ج) منابع تصویرى: شامل نقاشى، خط نقاشى‏ و نقشه‏هاى تاریخى است. این نقشه‏ها زینت‏بخش كتابهاى جغرافیاى تاریخى است.
د) منابع معمارى: بناى مساجد و كاخها، معمارى شهرها و باروها و جاده‏هاى برون‏شهرى و درون‏شهرى، هر یك منابعى است كه در تكمیل اطلاعات و ناگفته‏هاى تاریخ تأثیر دارد.
6- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟
مهم‏ترین اسباب تحریف تاریخ اسلام عبارت است از:
1. فاصله زمانى و مكانى میان مورخ و پدیده‏ها: با توجه به شیوه نقل برخى از مورخان، كه هدفشان ثبت گزارشها بود و به درستى و نادرستى آن اهمیت نمى‏دادند، احتمال تحقق این نوع تحریف بیشتر است.
2. اختلاف امت و پیدایش فرقه‏ها: اختلاف امت اسلام و گرایشهاى فرقه‏اى و در نتیجه انگیزه‏هاى غیرحقیقت‏جویانه برخى مورخان، آفت دیگرى است كه همواره چهره تاریخ اسلام را مخدوش كرده است‏
3. تعصب مذهبى و قومى: عقاید مذهبى و گرایشهاى نژادى، قبیله‏اى و سرزمینى مورّخ چنان در نوشتن تاریخ تأثیر دارد كه یافتن گزارش تاریخى تهى از این‏گونه تعصب‏ها دشوار است. هر چند مورخانى نیز یافت مى‏شوند كه به سبب بى‏اعتنایى به تعصبات جاهلى جان خود را از دست داده‏اند
4. فشار فرمانروایان: فشار حاكمان اموى و عباسى در برخى زمانها، چنان بود كه هر كس حدیثى درباره فضیلت على علیه السلام و فرزندانش نقل مى‏كرد، با شدیدترین شكنجه‏ها روبه‏رو مى‏شد.
5. استفاده نارواى برخى از دانشمندان اهل كتاب از كم اطلاعى خلفا و اطرافیان آنها: این گروه از عالمان مى‏كوشیدند با نقل افسانه‏ها و مطالب بى‏اساس (اسرائیلیات) آیین اسلام را بى‏اعتبار سازند.
دشمنى و كینه‏توزى افرادى چون كعب‏الاحبار، ابوهریره، وهب بن مُنبّه و سیف بن عمر، نسبت دادن حوادث دروغین و خلاف عقل و منطق به اسلام، آفتى بود كه چهره اسلام را تا كنون غبار آلود و مشوش كرده است.
6. منع تدوین حدیث توسط خلفا: منع نگارش و جمع‏آورى حدیث از زمان خلیفه اوّل آغاز شد و بخشنامه خلیفه دوم در لزوم سوزاندن یا نابود ساختن احادیث چنان شدید بود كه حتى بعد از مرگ وى كسى جرأت نداشت حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كند. این منع در زمان خلافت امام على علیه السلام برداشته شد، ولى پس از شهادت وى تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت‏
فصل دوم
1- مورخان، اعراب ساكن در جزیرةالعرب را به سه طبقه تقسیم كرده‏اند؟
الف). عرب بائده (بادیه‏نشینان): مراد قبایلى است كه سالها قبل از ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسیله بلاهاى آسمانى و زمینى از میان رفتند.
ب) عرب عاربه (شهرنشین): قبایلى كه در یمن و دیگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مى‏كردند.قبایل فراوان این منطقه، از جمله «اوس» و «خزرج» كه در آغاز اسلام دو قبیله بزرگ در مدینه بودند، نسب خود را به یعرب بن قحطان، فرزند پنجم حضرت نوح، مى‏رساندند. وقتى از تمدن عرب پیش از اسلام گفتگو مى‏شود، بیشتر عرب عاربه مراد است.
ج) عرب مستعربه (عدنانیان): قبیله‏هایى كه از طریق عدنان‏ و با چندواسطه از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام شمرده مى‏شوند. قبیله قریش در این گروه جاى دارد.  نبود فرهنگ واحدى كه بتواند میثاق زندگى جمعى تلقى شود، نبود آئین مشترك معقول میان این قبیله‏ها، نبود راه‏هاى ارتباطى مناسب، عامل جغرافیا و دورى مسافت میان مناطق مسكونى و محدودیت منابع اقتصادى سبب پراكندگى و استقرارنیافتن حاكمیت قانون و نظم سیاسى فراگیر در جزیرةالعرب بود. صحرانشینان و شهرنشینان عرب پیرو نظام قبیله بودند. در قبیله سه ركن وجود داشت: نَسَب، حَسَب و عَصَب. براساس نسب و حسب، تمام افراد باید از شناسنامه قبیله‏اى و فضایل و مفاخر قبیله آگاه باشند، و براساس عصب و عِرق قبیله‏اى، همه در ساختار قبیله محو بودند؛ به‏گونه‏اى كه همه پیوندها و روابط براى حفظ وحدت خون و شرف قبیله قربانى مى‏شد.
•    2- تاریخچه مفهوم جاهلیت را بنویسید؟
واژه «جاهلیت» از ریشه «جهل» است، ولى از كتب لغت برمى‏آید كه مراد از آن تنها نادانى نیست و حماقت، سفاهت و بى‏خردى را نیز در بر مى‏گیرد. قرآن كریم نیز جاهل را پیوسته به معناى نادان نمى‏داند و از برخى آیات استفاده مى‏شود كه هر انسان متكبر و خودرأى جاهل است.بدین ترتیب، «جاهلیت» دورانى است كه زندگى مردم از ارزش‏هاى معقول، موازین فرهنگى- منطقى و باورهاى معنوى و امیدوار كننده تهى باشد.
واژه جاهلیت نخستین بار به وسیله قرآن و در خصوص زندگى مردمان قبل از بعثت به كار رفته است. از این روى، برخى حدود زمانى روزگار جاهلیت پیش از اسلام را 150 تا 200 سال قبل از بعثت و محدوده مكانى آن را شبه‏جزیره عربستان دانسته‏اند
•    3- مصادیق روشن جاهیت در قرآن را بیان کنید؟
چهار مصداق روشن جاهلیت در قرآن كریم عبارت است از:
الف) پیروى از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهى و مبتنى بر هوا و هوس و روى‏گردانى از دستورهاى الهى، كه مورد نهى قرار گرفته است. (حكم الجاهلیة)
ب)  بى‏توجهى به وعده و وعیدهاى خداوند و بداندیشى درباره افعال الهى، كه درباره گروهى از یاران پیامبر است كه با اكراه و نفاق، در جنگ احد شركت كرده بودند. (ظن الجاهلیة)
ج)  بى‏پروایى زنان در جامعه و نمایاندن زیور و آرایش‏هاى زنانه، كه در هشدار به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و جلوه‏گرى آنان است. (تبرّج الجاهلیة)
د) تأكید بر خواسته‏هاى نابجا، تعصب درباره آگاهى‏هاى ناچیز و جانبدارى بى‏دلیل از عقاید و اندیشه‏ها. (حمیّة الجاهلیة)
•    فصل سوم
•    1- علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟
عبدالمطلب، جدّ پیامبر صلى الله علیه و آله كه به بخشندگى، نیكوكارى و دستگیرى از افتادگان شهرت داشت‏ یادگار عبدالله را شاید به علت ناكافى بودن شیر آمنه و یا به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه سعدیه- از قبیله بنى‏سعد كه به شجاعت و فصاحت معروف بودند- به روستا (بادیه) فرستاد تا در بیرون مكه، در محیط پاك و هواى سالم، بزرگ شود؛ سخن گفتن به لهجه فصیح عربى را- كه در آن زمان اصیل‏ترین جلوه آن در میان صحرانشینان یافت مى‏شد- فرا گیرد و نیز از بیمارى احتمالى وباى شهر- كه خطر آن براى نوزادان بیشتر بود- مصون بماند. ولی هیچ کدام نمی تواند دلیل قانع کننده باشد بلکه عاملی اصلی نجات جان پیامبر از دست یهود بود
حلیمه، در مدت چهار سال، گاه كودك را به مكه مى‏آورد و به مادر و نیاى بزرگوارش نشان مى‏داد. گویا براى شكل گرفتن شخصیت انسانهاى بزرگ، تحمل ناگوارى‏ها و غمهاى جانكاه و آموختن درس بردبارى اجتناب‏ناپذیر است. محمد صلى الله علیه و آله پیش از تولد، پدر ارجمندش را از دست داد. چون به شش سالگى گام نهاد، مادر مهربانش دیده از جهان فرو بست و در حدود هشت سالگى، نیاى گرانقدرش عبدالمطلب به سراى دیگر شتافت‏
•    2- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟
حوادث و وقایعى در این سالها سبب شد كه قریش او را «امین» بخواند؛ لقبى كه حضور سرنوشت‏سازش در نصب حجرالاسود، تنها موجب رواج هرچه بیشتر آن شد و الّا پیش از این در خلوت خانه دل مردم مكّه جاى گرفته بود.
دوران جوانى، زمان شكوفایى غرایز و گاه انحرافها و آلودگى‏هاى انسان است؛ به‏ویژه در فضاى تیره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان به‏گونه‏اى شرم‏آور در آلودگى به‏سر مى‏بردند و پرچم سیاه به علامت جاهلیت بر فراز برخى از خانه‏ها نصب شده بود. در این موقعیت، فرزند پاك عبدالله هرگز تأثیر نادرست نپذیرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها- چنان‏كه اشاره شد- دشمنانش او را «امین» مى‏خواندند.
امین به فرد امانتدار، راستگو، باوقار، خوش‏خلق، كریم و شرافتمند گفته مى‏شود كه از هر ناپاكى و گناه اجتناب مى‏كند و محمد صلى الله علیه و آله امین و با وجودى كه سنین جوانى را مى‏گذراند گرد هیچ یك از آداب و رسوم جاهلى نمى‏گردد. در مكّه نوشیدن شراب، قماربازى و نیز فساد اخلاقى امور رایج بود.
گویا در 25 سالگى و در رویداد تعمیر كعبه در میان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروه‏ها و شركت دادن نمایندگان همه قبایل، حجرالاسود را به جاى خویش بازگرداند.
•    3- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟
خدیجه، بانوى فهیم و ثروتمند مكه، از زنان ممتاز جزیرةالعرب به‏شمار مى‏آمد.. او كه تبار با فضیلتِ امین قریش را نیك مى‏شناخت، گویا از راز نهفته در وجود این جوان پاكدامن آگاه بود.خدیجه از راستگویى، امانت و اخلاق پسندیده محمد صلى الله علیه و آله آگاهى یافت و در پى او فرستاد كه: «اگر كار تجارت مرا عهده‏دار شوى، بیش از دیگران به تو مى‏پردازم و غلام خویش‏ میسره‏ را نیز براى دستیاریت مى‏فرستم.» حضرت محمد این پیشنهاد را پذیرفت‏ و همراه میسره با كاروان قریش رهسپار شام شد. در این سفر بیش از سفرهاى گذشته سود عایدشان شد.میسره در این سفر از حضرت محمد صلى الله علیه و آله كراماتى مشاهده كرد كه او را به حیرت انداخت.
در این سفر نُسطور راهب از پیامبرى او در آینده بشارت داد. همچنین میسره محمد را دید كه بر سر تجارت، با شخصى اختلاف پیدا كرد. آن مرد گفت: «به لات و عزى سوگند یاد كن تا سخنت را بپذیرم.» او پاسخ داد: «در عمرم هرگز به لات و عزى سوگند یاد نكرده‏ام.» میسره در بازگشت از سفر، كرامات محمد صلى الله علیه و آله و آنچه را مشاهده كرده بود، براى خدیجه بازگو كرد.
خدیجه بانویى خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود. او در اثر امتیازات اخلاقى و اجتماعى متعددى كه داشت، در زمان جاهلیت، «طاهره» و «سیدةقریش» نامیده مى‏شد. بنابر مشهور، او قبلًا دو بار ازدواج كرده و
همسرانش در گذشته بودند بزرگان قریش، همه علاقه‏مند به ازدواج با او بودند؛ مردان نامدارى همچون‏ عقبة بن ابى‏معیط، ابوجهل و ابوسفیان‏ از او خواستگارى كرده بودند و او موافقت نكرده بود.از سوى دیگر، خدیجه با محمد صلى الله علیه و آله خویشاوند بود و نسب هر دو در قُصىّ‏ به هم مى‏رسید.
او اطلاعاتى از آینده درخشان محمد صلى الله علیه و آله داشت‏و علاقه‏مند به ازدواج با او بود. خدیجه به محمد صلى الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج كرد و محمد صلى الله علیه و آله با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یك جمع خانوادگى ازدواج صورت گرف. بنابر قول مشهور در این هنگام خدیجه چهل سال و محمد صلى الله علیه و آله بیست و پنج سال داشت. خدیجه نخستین زنى بود كه‏محمد صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد بسیارى از نویسندگان دختران خدیجه را چهار تن ذكر كرده‏اند كه كوچك‏تر از همه فاطمه زهرا (علیها السلام) بوده است. پسران خدیجه نیز دو تا سه نفر گزارش شده است: قاسم، طیب و طاهر. اینان قبل از هجرت پیامبر وفات نموده و در حجون (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرده شده‏اند  اما این نقل مشهور صحت ندارد ده نقل در مورد سن ایشان است از 25 سالگی تا 48 سالگی نام برده شده است سن ایشان طبق نقل علامه جعفر مرتضی عاملی 28 سال داشتند و ازدواج نکرده بودند و فرزندانی که همراه خدیجه وارد خانه پیامبر شدند از فرزندان خواهر خدیجه بودند
4- مراحل دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟
الف) دعوت خصوصى- پنهانى و تبلیغ عملى ؛ از آنجا كه سرزمین مكّه دورانى طولانى به شرك و بت‏پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافه‏ها و تعصب روزگار مى‏گذراندند، اعلان یكباره دعوت توحیدى و شوریدن دفعى علیه همه مظاهر جاهلیت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسول‏خدا، با عنایت به اینكه اندیشه قوى و عقیده صحیح شرط اساسى اصلاحات عمیق و ریشه‏دار است، تبلیغ و دعوت خصوصى را كه گاهى از آن به پنهانى تعبیر آورده شده، آغاز كرد تا با عضوگیرى و تربیت هسته‏هاى اصلى مسلمانى، زمینه اعلام آشكار و عمومى منطق نیرومندش را فراهم آورد.
در این دوره سه ساله، محمد صلى الله علیه و آله كه هنوز دعوت علنى و عمومى‏اش را آغاز نكرده بود، با چهره‏اى آرام همراه على علیه السلام و خدیجه علیها السلام و كمى بعدتر زید بن حارثه- كه اساس سازمان اجتماعى و امت او را شكل مى‏دادند . او نماز را كه مجموعه معارف معنوى براى ارتباط با معبود است، در پاى كوه صفا و در منزل یكى از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهى فراروى مخالفان برپا مى‏داشت‏
در جامعه جاهلى آن روز مكّه اصالت و برترى به سه چیز بود: 1. مرد بودن 2. مسن بودن 3. آزاد بودن‏؛ اسلام خدیجه به عنوان یك زن، ارزش مرد بودن و مردسالارى نفى شد. با اسلام على بن ابى‏طالب كه یك نوجوان بود اصل اعتبار فزونى سن بى‏پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام آزاد شده رسول‏خدا صلى الله علیه و آله، نظام برده‏دارى رایج در شبه‏جزیره را مورد حمله قرار داد. گویى دست تقدیر این سه تن را در خانه حضرت محمد صلى الله علیه و آله گردآورده بود تا اسلام هر یك اعلام مبارزه‏اى باشد بر ضد یكى از ارزش‏هاى جاهل.
ب) انذار خویشاوندان و دعوت آشكار
سه سال تبلیغ عملى رسول‏اكرم صلى الله علیه و آله و افزایش گروندگان او زمینه ذهنى و اجتماعى دعوت عمومى و علنى را فراهم آورد .با نزول آیه ی ( وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ* وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنینَ* فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. (شعراء (26): )14  بیش از 40 تن از نزدیكان و فرزندزادگان عبدالمطلب- كه ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جمله‏اند- به مهمانى دعوت شدند و على علیه السلام به دستور رسول‏خدا صلى الله علیه و آله سفره‏اى گسترد. كدام‏یك از شما مرا در این امر یارى مى‏كند تا برادر، وصى و جانشین من باشد؟ جز على علیه السلام هیچ‏كس پاسخ نداد. حضرت صلى الله علیه و آله سخن خود را تكرار كرد و این بار نیز تنها على علیه السلام لبیك گفت. پیامبر مهربان براى سومین بار دعوتش را بازگو كرد و باز على علیه السلام گفت: من به خداى یگانه و پیامبرى شما ایمان آورده‏ام و یاورت خواهم بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام اشاره كرد و فرمود:
این، برادر، وصى و جانشین من در میان شماست.بى‏تردید ایمان خویشاوندان- كه پیامبر صلى الله علیه و آله را خوب مى‏شناختند- آسان‏تر بود و پشتوانه‏اى محكم براى ادامه دعوت به شمار مى‏آمد. زیرا اگر قریش، به عنوان پرنفوذترین و نیرومندترین قبیله، ایمان مى‏آورد، دعوت پیامبر با استقبال بیشتر روبه‏رو مى‏شد. افزون بر این، دعوت از خویشاوندان نوعى اتمام حجت بود و در آینده راه تمسك به هرگونه بهانه را مسدود مى‏كرد
ج) دعوت عمومى و آغاز صف‏بندى موحدان و مشركان در مكّه‏
رسول خدا صلى الله علیه و آله در سومین مرحله از مأموریت خود در دعوت اجتماعى و گذر از جامعه جاهلى گامى بلند برداشت و پس از آنكه فرشته وحى فرمان هدایت عمومى «فاصدع بما تؤمر وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكینَ. (حجر (15): 94)»را به وى ابلاغ كرد، طنین «یا صباحاه» او در كوه صفا پیچید. مردمان بسیار از قبایل مختلف به سویش شتافتند و چشم به او دوختند و این آغاز دعوت همگانی بود.
د) دعوت جهانی  بعد از صلح حدیبیه با ارسال نامه به سران کشورها و قبایل مختلف آغاز شد.
•    5- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان و یهودیان و منافقان با پیامبر را نام ببرید؟
چرا قریش از همان سالهاى اوّل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله، كه هنوز جز اندكى از تعالیم و احكام اسلام نازل نشده بود، با آن حضرت به مخالفت برخاستند؟
1. جهت‏گیرى دینى و توحیدى دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثى حاكم بر مكّه مهم‏ترین علت مخالفت قریش بوده است. شعار همیشگى پیامبر صلى الله علیه و آله قولوا لااله الا اللَّه‏ تفلحوا، قبل از هر چیز گویاى نفى و انكار خدایان دیگر و امضاى گمراهى سران شرك بود.
2. نتیجه جهت‏گیرى اجتماعى دعوت و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشى نظام اجتماعى حاكم بود.
3. جهت‏گیرى اقتصادى قرآن كه در آیات فراوانى مانند آیات 6 و 7 سوره علق كه در سالهاى آغاز دعوت نازل شده بود نظام اقتصادى جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح كرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفى كرد. چنانچه در سوره مسد، ابولهب و سرمایه او را بى‏فایده و مایه سرنگونى او برشمرد.
4. رقابت‏هاى قبیلگى و حسادت ورزیدن به موقعیت ارزشى بنى‏هاشم و فرزندان عبدمناف. ابوجهل كه از تیره بنى‏مخزوم بود، مى‏گفت: ما با فرزندان عبدمناف در شرف منازعه و مبارزه مى‏كردیم. اگر آنها مردم را اطعام مى‏كردند ما نیز مردم را اطعام مى‏كردیم؛ مركب سوارى مى‏دادند، ما نیز مى‏دادیم؛ اگر به مردم چیزى مى‏بخشیدند، ما هم مى‏بخشیدیم ... تا آنكه با هم زانو به زانو (مساوى) شدیم و مسابقه گذاشتیم. آنگاه گفتند: از ما پیامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مى‏رسد! اینك ما چگونه در این مورد به ایشان مى‏رسیم؟ به خدا سوگند، نه به او ایمان مى‏آوریم و نه او را تصدیق مى‏كنیم‏
•    6- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟
اقدامات مشركان‏
پدید آمدن صف فشرده‏اى از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بت‏پرستى، زنگ خطرى بود كه در محافل شرك و كفر مكّه به صدا در مى‏آمد. سران قریش- كه منافع مادى و حیات خود را در شعاع رو به گسترش پرتو اسلام در معرض نابودى مى‏دیدند اقدامات آنان در برابر نهضت الهى پیامبر صلى الله علیه و آله در ابعادى چند در خور بررسى است.
الف)شگردهاى مسالمت‏آمیز
سران گروه‏هایى كه راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، مى‏دانستند تا وقتى حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وى، نمى‏توانند برخوردى یكپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از این‏رو، براى پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب از رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد وى شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنى‏هاشم‏ بخواهند كه یا محمد را از ادامه كار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت‏
جذبه معنوى آیین رسول خدا صلى الله علیه و آله، سخنان دلرباى او و یارانش، و فصیح و بلیغ بودن قرآن، نفوذ و انتشار اسلام را در هر كوى و برزن، به‏ویژه در قلب پاك جوانان و محرومان، نوید مى‏داد. شوراى مشورتى قریش براى بار دوم نزد ابوطالب شتافت. عتبة بن ربیعه سخنگوى قریشیان گفت: تو در میان ما و قبیله قریش مقام و منزلتى بس بزرگ دارى و همه ما به شرافت و مقام بلند تو احترام مى‏گزاریم. پیش از این، از تو خواستیم كردار برادرزاده‏ات را زیرنظر بگیرى و تو به درخواست‏هاى ما توجه نكردى. اكنون اعلام مى‏كنیم كه ما نمى‏توانیم پست شمردن افكار خویش و خرده‏گیرى بر خدایانمان را تحمل كنیم. باید محمد را از این كار باز دارى و گرنه با او و تو پیكار خواهیم كرد
ب) نیرنگ‏هاى مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ‏
پس از آنكه مشركان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح گفتگوى بى‏واسطه با پیامبر را تصویب كردند. آنها چنان مى‏پنداشتند كه مى‏توانند با وعده «فرمانروایى» و «ثروت» و «زیباترین همسر»، رسول خدا صلى الله علیه و آله را از رسالتش بازدارند. «عتبه» كه براى این كار انتخاب شده بود، با زبانى نرم، صفات نیكو، منزلت، نسب شریف و فضیلت خاندان پیامبر در میان قریش را برشمرد و لزوم حفظ وحدت را مورد توجه قرارداد و پیشنهاد ثروت كلان، پیشوایى قبیله و پادشاهى قوم را با پیامبر در میان نهاد.
زراندوزان مكّه، پس از نومیدى از این تدبیر به استهزاى پیامبر صلى الله علیه و آله روى آوردند. این روش ناجوانمردانه، كه براى مردان شریف بسیار ناگوار و شكننده است، سبب سبك جلوه‏دادن حضرت صلى الله علیه و آله و پیامش مى‏شد. بدین سبب، با آنكه بسیار بردبار بود، گاه دلگیر مى‏شد و در گوشه‏اى به اندیشه فرو مى‏رفت‏
نمونه معروف یكى از آن شیوه‏ها، گذراندن مصوّبه جمعى بود كه براى «هماهنگى قریش در ایراد تهمت به پیامبر» در آستانه موسم حج تشكیل شده بود. در مقابل این همه، رسول خدا صلى الله علیه و آله مهربانانه پاسخ مى‏دهد كه اى مردم، ... اگر سخنم را بپذیرید، سود دنیا و آخرت خواهید برد و در صورت انكار، صبر و مقاومت پیشه خواهم كرد، تا خداوند میان من و شما حكم كند
ج) اقدامات علیه بنیان فكرى نهضت‏
كارسازترین سلاح رسول خدا صلى الله علیه و آله در دعوت، پیام نهفته در آیات قرآن بود. قرآن از بنیادهاى آفرینش، وحدت آفریدگار، غایت‏مندى هستى و ضرورت كمال انسان در پهنه زمین، سخن مى‏گفت و بهسازى مناسبات فكرى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را بستر كمال معرفى مى‏كرد. این عوامل دلها را تسخیر مى‏كرد و مشركان مكّه را به واكنش وامى‏داشت. بخشى از اقدام‏هاى آنان عبارت است از:
(1) تحریم شنیدن قرآن. سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كه به‏منظور آزار و حتى كشتن وى به‏ ملاقاتش مى‏آمدند، وقتى آیات قرآن را مى‏شنیدند، چه‏بسا ناخودآگاه ایمان مى‏آوردند. براى جلوگیرى از گرویدن افرادِ بیشتر به پیامبر صلى الله علیه و آله قانون تحریمِ گوش‏دادن به قرآن تصویب شد. (2) ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن؛ (3) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن؛ (4) سرگرم‏كردن مردم به‏وسیله معركه‏گیرانى چون نضر بن حارث و نقل داستان‏هاى مردم‏پسند؛ (5) تردید در وحیانى بودن قرآن؛ (6) ترویج افسانه‏هاى منطق‏ستیزى چون افسانه غرانیق.
د) اقدامات علیه حامیان نهضت‏
یكى از راه‏هاى جلوگیرى از گسترش نهضت نوین اسلام و مخالفت با گرویدن به آن، دشوارسازى شرایط زندگى اسلام‏آورندگان و آزار آنان بود. چنین شگردى، دست‏كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك، و كاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر صلى الله علیه و آله در مردم عادى. این تصمیم به شیوه‏هاى گوناگون و از طرق مختلف به صورت جدى به اجرا گذاشته شد. گروهى مأمور تفتیش عقاید مسلمانان شدند. اگر شخص تازه مسلمان قبیله‏دار و از طبقات بالاى جامعه شمرده مى‏شد و كشتن یا آزارش ناممكن بود، به سرزنش وى مى‏پرداختند تحریم اقتصادى، تاراج اموال و ورشكستگى تهدید مى‏شد و چنانچه از افراد متوسط و تهیدستان یا بردگان بود، مورد شكنجه قرار مى‏گرفت و گاه زیر شكنجه به شهادت مى‏رسید
نغمه رساى احَد احد «بلال» در گرماى شدید نیمروز در حالى كه وى را به پشت روى سنگى خوابانیده‏اند و سنگى گران بر سینه‏اش نهاده‏اند، سند افتخار و تابلوى جاودان بردبارى مسلمانان در طول تاریخ است. «خبّاب» را برهنه ساختند، بر سنگ‏هاى تفتیده مكه خواباندند و شكنجه دادند. خاطرات آل‏یاسر، صهیب بن سنان رومى، ابوفكیهه و ... نمونه‏هایى از پایدارى در راه دین است. چنانكه مى‏توان از بانوان مسلمانى چون «سمیّه» نخستین شهید در تاریخ اسلام، «ام‏عُمَیس»، «زِنّیره»، «نهدّیه»، «لبیة»، به‏عنوان نمونه‏هاى استقامت در راه عقیده نام برد  در این موقعیت- كه فشار بر حامیان و هواداران نهضت روزافزون مى‏شد- پیامبر صلى الله علیه و آله، به عنوان سُكّان‏دار كشتى نهضت، با پیشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحله اول یازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از یك‏سو مى‏توانست نور امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت كند و از سوى دیگر، راه را براى عمل به تكالیف اسلامى و استمرار تبلیغ در خارج از مكّه هموار سازد.
در مهاجرت دوم- كه پنهانى و بر اساس تجربه‏هاى مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق یافت- شمار فزون‏ترى از مسلمانان، براى حفظ ایمان و ماندن بر عقیده توحیدى، آوارگى در سرزمین‏هاى ناشناخته را پذیرفتند
  ه) انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
و) توطئه قتل پیامبر توسط جنگجویان از هر قبیله
7- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟
انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
مبارزه منفى راهى آسان براى به زانو درآوردن اقلیت‏ها در هر جامعه است. زیرا برخلاف مبارزه عادى، به مقدمات چندانى نیاز ندارد و با بسیج عمومى اجراشدنى است. اسلام آوردن «حمزه»، اظهار علاقه جوانان روشن ضمیر ام‏القرى و نفوذ اسلام در بیرون از حیطه سیاسى مكّیان، بر نگرانى سران كفر و شرك افزود. بى‏نتیجه ماندن بسیارى از روشهاى سركوب، آنان را سخت آزرده بود. پیش‏بینى مى‏شد انزواى سیاسى- اجتماعى و حصر اقتصادى بتواند مسلمانان را به تسلیم وا دارد. بدین سبب، سران قبایل و اشراف متنفذ قریش عهدنامه‏اى به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در كعبه، سوگند یاد كردند كه در صورت تسلیم‏نشدن محمد صلى الله علیه و آله در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاى این پیمان چنین بود:
الف) . باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد. ب). ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویى با مسلمانان ممنوع است.
ج). جبهه مخالف محمد در تمام حوادث و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بدین ترتیب، بناچار و با پیشنهاد ابوطالب، بنى‏هاشم و بنى‏عبدالمطلب تمام روابطشان را در محدوده شعب‏ تعریف و متمركز كردند. مسلمانان در این دوران سه ساله، سخت‏ترین فشارهاى‏ روانى و معیشتى را تحمل كردند.در همین سال  ابوطالب  و خدیجه، همسر بردبار رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نیز به‏سراى جاودان شتافت و پیامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به‏گونه‏اى كه سال دهم بعثت را «عام‏الحزن» نامید.
•    8- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.
آخرین توطئه و هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه‏
هنوز سپیده دم، قلب سیاه شب را نشكافته بود كه خبر بیعت یثربیان و پیمان آنها به گوش سران شرك رسید. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بیشتر مى‏شد. پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله كه وضع را چنین دید، با پیام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به یثرب را صادر كرد. اگر مكّه فرصت نمایش ایمان و زمینه تبدیل قابلیت‏ها به فعلیت را نداشت، سرزمین الهى فراخ بود. پس از پیام خداوند به هجرت هیچ مسلمانى نمى‏تواند استضعاف را سبب پذیرش ستم خویش به شمار آورد.
بدین ترتیب همه مسلمانانى كه به معرفت عقلى، رشد نفسانى، طرد وسوسه‏ها و وابستگى‏هاى عاطفى رسیده بودند، مخفیانه و با كمترین زاد در مسیر هجرت گام نهادند.
جبهه باطل به‏زودى دریافت كه یثرب پناهگاه مناسبى براى مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یكتاپرستى زنگ خطرى بود كه وفاداران بت‏ها را سخت بیمناك كرد. بنابراین، در مهم‏ترین نشست مشورتى «دارالندوه» حضور یافتند. در این مجمع، سه نظریه مطرح شد: الف). به زنجیر كشیدن و به سیاه‏چال افكندن رسول‏خدا. ب) تبعید پیامبر به نقطه‏اى دوردست.ج). كشتن پیامبر به‏وسیله نمایندگان كارآزموده هر قبیله.
سرانجام نظر سوم تصویب گردید و افرادى از تمام قبایل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله گنجینه اسرارش على علیه السلام را فراخواند؛ امانت‏هاى مردم را به وى سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خویش بیفكن. در این هنگام، على علیه السلام پرسید: آیا شما جان سالم بدر خواهید برد؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آرى.بدین ترتیب، على علیه السلام با آگاهى از كشته‏شدن خود، مشتاقانه براى نجات جان مقتداى خویش و تقدیم جان بر ایمان در «لیلة المبیت» در بستر پیامبر خفت و رسول حق هجرت تاریخ‏ساز خود را آغاز كرد. این فداكارى آن‏قدر خالصانه و پر اهمیت بود كه مورد ستایش خداوند واقع شد. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره (2): 207)
پیامبرخدا صلى الله علیه و آله در حالى كه آیاتى از سوره «یس» را مى‏خواند، از منزل خارج شد و از بى‏راهه به‏طرف غار «ثور»، كه در بیرون مكه بود، حركت كرد. ابوبكر كه از رویداد آگاهى یافت، در راه به پیامبر پیوست.





طبقه بندی: تاریخ تحلیلی صدر اسلام، 
سوالات تحلیلیی بر انقلاب اسلامی ایران  محسن نصری
امتحان به صورت تشریحی شش نمره دارد
1-این مفاهیم را تعریف کنید مفهوم انقلاب ، کودتا، شورش ، اصلاح  ؛ (ص18)
2- مفهوم اصطلاحی دین را تعریف کنید و دین در نظر خداوند چه دینی است (ص20-21)
3- مفهوم اصطلاحی سیاست را تعریف کنید و به تعبیر امام خمینی سیاست چند نوع است؟(ص30)
4- کمپانی رژی توسط چه کسی و به چه هدفی در ایران تاسیس شد؟(ص41)
5- علل پیروزی نهضت تحریم تنباکو را بنویسید؟(ص42)
6- نتایج نهضت تنباکو را بنویسید؟(ص43)
7- علت اصلی تاسیس عدالت خانه در ایران را بنویسید؟(ص44)
8- حوادثی که منجر به انحراف عدالت خانه در ایران شد را بنویسید؟(ص45)
9- علل شکست نهضت عدالت خانه را بنویسید؟ (ص48)
10- در کودتای 1921 چه کسانی نقش داشتند؟( ص53)
11- علل شکست نهضت ملی شدن نفت در ایران را بنویسید؟ (ص60)
12- چه عواملی باعث شد که کودتای 28 مرداد1332 به وجود بیاید ( ص61)
13- چرا روز 16 آذر روز دانشجو نام گرفت ؟(ص65)
14- ایده ی نفت در برابر غذا توسط چه کسی و به چه هدفی در ایران مطرح شد(ص67)
15- در ماه محرم در خرداد 1342 ساواک از روحانیون طی اطلاعیه چه چیزی را درخواست کرد ؟(ص70)
16 - علل قیام 15 خرداد 1342 را نوشته و نتیجه آن را بنویسید؟(ص70)
17- کاپیتولاسیون چه بود و هدف از تصویب این مصوبه از طرف آمریکا چه بود؟(71)
18-امام خمینی شهادت کدام شخصیت را از الطاف خفیه الهی دانستند و رد چه تاریخی و در کجا مدفون هستند؟( ص72)
19-قیام 19 دی با چه هدفی صورت گرفت و سرانجام آن چه شد؟ ( ص73)
20- علل پیروزی انقلاب اسلامی را بنویسید؟(ص74)




طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1396 توسط قاسم یزدی


سوالات دانش خانواده و جمعیت دانشگاه فنی سال 96

فصل اول

1- مهمترین نیازهایی که جوان آن را در خود احساس می کند را نام برید وچگونه می توان ان را در خود رفع کرد؟(ص19-20)

مهمترین نیاز یک جوان سلامت و محبت و امنیت است یکی از مهمترین نیازهای که جوان در خود احساس می کند احتیاج به همراهی از جنس مخالف است نیازی که باید به درستی مدیریت شود این همراهی نیازهای مختلفی را نیز برآورده می سازد از جمله ؛نیاز عاطفی هر فردی هم به ارتباط و تعامل با دیگران نیازمند است هم به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن ؛  نیاز جنسی : یکی از مهمترین نیازهای زیستی ، ارضای غریزه جنسی است  که هر دو نیاز در چارچوب ازدواج صورت می گیرد.

2- روابط دوستانه با جنس مخالف معمولا بر پایه ی چه عواملی صورت می گیرد نام برید( ده مورد) و دو مورد را مختص توضیح ر دهید؟ (ص21-23)

1- مشارکت اجتماعی یا علمی ؛این روابط در محدوده درس و کار شکل می گیرد  2- همسریابی ؛ روابط با جنس مخالف برای یافتن همسر مناسب است 3- شناخت جنس مخالف   4- خلا عاطفی     5- احساس قدرت  6- فرار از مشکلات  7- سردی و یکنواختی زندگی    8- تاثیر ماهواره و اینترنت  9- لذت جنسی    10- فرهنگ خان؛ این در برخی از خانواده یک امر عادی است.

3- زیان ها و پیامدهای دوستی با جنس مخالف را بنویسید ( نه مورد) ( ص 23-24)

1- ایجاد اختلال در تمرکز فکری   2- ایجاد اضطراب  3- ایجاد ناراحتی های روحی   4- ضعف اعتماد  5- تضعیف حمایت ها  6- کاهش شانس ازدواج موفق  7- افزادیش ازدواج ناپدار  8- اسیب به دختران   9- ارتکاب گناه     

4- برای پرهیز از وابستگی به جنس مخالف چه مهارت هایی رفتاری را باید جوان در نظر بگیرد؟( ص28)

الف) احساس خود را بروز ندهید   ب)با یکدیگر تعاملِ کاری نداشته باشید  ج) نگاه و رفتار خود را کنترل کنید زیرا احساسات بدون کلام نیز انتقال می یابد د) برای حفظ شخصیت و احترام خود به گونه ای رفتار نکنید که او حس کند شما اهل روابط  ناسالم هستید   ه) اگر فکر می کنید او فردی مناسب برای ازدواج با شماست اگر پسر هستید مستقیما یا با واسطه و اگر دختر هستید با کمک فردی امین و باتجربه نظر او را در مورد ازدواج جویا شوید.

5- چنان که جوانی از طریق گفتگوی اینترنتی با جنس مخالف آشنا شد و قصد ازدواج داشت چه نکاتی را باید در نظر بگیرد؟(ص28)

الف) مراقب باشید  که بسیاری از اطلاعات داده شده ممکن است واقعیت نداشته باشد   ب) گفتگوی شما از حوزه ادب و عقل خارج نشود و احساسات شما نیز کنترل شده باشد  ج) ارتباط خود را در قالب خواستگاری رسمی شکل دهید و با دیدار حضوری  او و خانواده اش اطلاعات خود را واضع سازید    1-  ممکن است با قطع رابطه تهدید به رسوایی شوید 2- ممکن است ظاهر یا رفتارش مجازی اش با واقعیت  بسیار متفاوت باشد  د) والدین معمولا آشنایی از طریق اینترنت را دلیل بر سبک سری دختر و ساده لوحی پسر می دانند موافقت نکنند  ه) ارتباط اینترنتی با جنس مخالف گاهی سبب سلب اعتماد همسر آینده می شود.

6- روابط آزاد با جنس مخالف چه پیامدهایی دارد نام ببرید؟(پنج مورد) (ص 33-340)

الف) آسیب های روانی ؛ زیاده روی در ارضای غریزه نه تنها باعث ارضای کامل نمی شود بلکه آسیب زا نیز خواهد بود   ب) آسیب رسیدن به زنان عفیف ؛ بیشترین آسیب های ارتباط آزاد متوجه زنان است.   ج) بروز آسیبهای عاطفی  ؛ ارضای نیازهای عاطفی باید کنترل شده و قانون مدار باشد تعاملات عاطفی آزاد زن و مرد ، آسیب های فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. د) بروز آسیب های معنوی ؛ روابط آزاد زن و مرد از مصادیق شهوت رانی شمرده می شود  بر اساس روایات ، شهوت گذرگاه شیطان ، سرسخت ترین دشمنان ، فاسد کننده دین و بیمار کننده عقل است  ه) کاهش ازدواج و محرومیت از منافع آن  و) کاهش لذت جنسی      ز) تنزل جایگاه زنان         ح) آسیب های مربوط به سلامت       ط) گسترش سوء استفاده جنسی      ی) بلوغ زودرس و گسترش رفتارهای جنسی بدون مسئولیت      ش)پرشمارتر شدن زنان سرپرست خانوار     س) رواج انحرافات جنسی     ) سردی روابط همسران       ) توجه افراطی به مسایل جنسی       ) بی توجهی به بسیاری از نیازهای انسانی

7- اسلام چه قوانینی را برای لزوم رفتار جنسی متناسب با شان انسان را معیین کرده تا زمینه ساز رشد و کمال فرد و جامعه باشد ؟( 43-44)

الف) تاکید بر رعایت حیا در روابط با جنس مخالف ؛ چون حیا سد محکمی برای انسان در مقابله وسوسه های شیطانی است   ب) ایجاد نگرش منفی نسبت به پیروی از غرایز حیوانی   ؛ علی(ع) می فرمایید : ابتدای شهوت ها طرب و شادی است و آخر آن رنج و دشواری        ج) سفارش به تقوای چشم و گوش و زبان و لمس ؛ چون بسیاری از خطاهای جنسی از این حواس آغاز می شود.   د) رعایت حجاب از سوی زنان ؛ زیرا جذابیت ظاهری و رفتاری زنان برای مردان ، بسیار بیشتر از جاذبه مردان برای زنان است و مردان در برابر جنس مخالف ، توان خویشتنداری کمتری دارند.

9- خودارضایی در دین اسلام چه حکمی دارد و چه اثراتی جسمی و روانی را بر انسان می گذارد؟(ص46)

این رفتار نوعی انحراف جنسی است که در دین اسلام حرام بوده و از گناهان کبیره شمرده می شود این عمل آثار سوء جسمی و روانی نیز در پی دارد از جمله : الف) ایجاد ضعف در برخی فعالیت های مغزی همچون ضعف در  حافظهکوتاه مدت یا ضعف در تمرکز   ب) بروز اختلال های جنسی مانند ضعف لذت در ارتباطات جنسی بعد از ازدواج و قدرت باروری     ج) ضعف دستگاه عصبی و کنترل اعصاب    د) ایجاد برخی از اختلال های خواب

10- طبق قانون مجازات اسلامی طبق ماده 110 و 129 حکم هم جنس بازی چه بیان کرده است؟(ص48)

عمل هم جنس بازی در اسلام حرام است و عقوبت سختی  به همراه دارد و این عمل را در مورد قوم لوط و قوم رس اشاره می کند  قانون مجازات اسلامی ایران در ماده 110 مجازات هم جنس بازی مردان را مرگ ، و در ماده 129 مجازات هم جنس بازی زنان را صد ضربه شلاق اعلام نموده است.

11- شرایط ازدواج موقت را بنویسید؟ (ص49)

از آنجا که برخی زیر فشار شدید غریزه جنسی توان خویشتنداری را ندارند به گونه ای بسیار ساده و آسان ازدواج کند در شریعت اسلام ازدواج موقت پیش بینی شده است چند نکته در مورد عقد موقت : الف) عقد موقت ازدواجی است مدت دار با الفاظ عربی ایجاب و قبول منعقد می شود مدت حتما مشخص می شود و مهریه نیز مشخص می شود و الا عقد باطل است در ازدواج موقت نفقه به زن تعلق نمی گیرد  و ارث شامل یکدیگر نمی شود حتی می توان شرط کرد که روابط زناشویی وجود نداشته باشد        ب) در ازدواج موقت طلاق معنا ندارد و با اتمام مدت از هم جدا می شوند یا بقیه را ببخشد          ج) زن بعد از سپری شدن مدت باید سه ماه عده نگه دارد و با کسی ازدواج نکند  د) دختری بخواهد به عقد موقت پسری درآید باید با رضایت پدرش باشد  ه) در روایات اهل بیت مردان متاهل از ازدواج موقت نهی شده اند

12- راه های تقویت خویشتن داری در مورد مسائل جنسی برای رام کردن نفس سرکش را بنویسید (پنج مورد) (ص50-51)

الف) از راهکار های اندیشه ای ( تفکر در مورد فلسفه زندگی ، تقویت باور به خدا ، جدی گرفتن آخرت و افزایش اطلاعات درباره پیامدهای دوستی دختر و پسر ) گرایش ( توجه به کرامت خویشتن و مدیریت خواسته ها) و رفتاری ( رعایت حدود الهی و مدیریت اوقات فراغت ) استفاده کنید 2- به آثار منفی ارتباط آزاد با جنس مخالف بیندیشید و بکوشید عزت نفس شما افزایش یابد 3- هیجانات و احساسات خود را کنترل کنید 4- عالم محضر خداست را فراموش نکنیم   5- فعالیت های روزانه جدی و زیاد کنیم تا فرصت به تخیلات نداشته باشیم  7- ورزش باعث دفع انرژی زاید بو تعدیل قوای جنسی می شود و از نظر روانی نیز استقامت فرد را در برابر مشکلات و سختی ها افزایش می دهد 8- روزه داری در کاهش میل جنسی موثر است 9- دختر و پسر حریم الهی را رعایت کنند ار لحاظ پوشش و نگاه و رفتار و گفتار 10- از پوشیدن لباس تنگ بپرهیزند  و .....

فصل دوم:

1- طبق نظریه اندیشمندان و ادیان به ویژه اسلام ازدواج بهترین شیوه برای پاسخ به نیازهای جنسی است مهمترین کاردهای ازدواج را نام ببرید(ص59-62)

الف) تکامل شخصیت ( تجربه همسر شدن و پس از آن گدر و مادر شدن نوعی کمال شخصیت محسوب می شود ب) کامل شدن ایمان  ( یکی از دروازه های ورود شیطان به ذهن و روان آدمی ، غریزه جنسی است و ازدواج عامل تسکین این نیاز است )  ج) ایجاد آرامش روانی   د) ارضای نیاز جنسی  ه) کسب استقلال        و) تجربه مدیریت   ز) بهره مندی از حمایت های گسترده     ح) کسب اعتبار اجتماعی    ط) ارضای میل به جاودانگی

2- مهمترین موانع پیش روی زوج های جوان را بنویسید(ص 62- 76)

1- اشتغال به تحصیل                        2- سطح تحصیلات     3- مسایل اقتصادی     4- خدمت سربازی   5) طلاق پدر و مادر   6) سوء سابقه والدین   7) سن    8) بیماری والدین     9) سخت گیری در معیارهای ظاهری  

3- چگونه می توان  موانع مسائل اقتصادی  برای ازدواج برطرف کرد توضیح دهید؟

مسایل اقتصادی نباید مانع ازدواج باشد اگر امکانات لازم و ابتدایی برای زندگی مشترک وجود داشته باشد می توان برای ازدواج اقدام کرد این نکات را  باید توجه کرد 1- باید به خدا توکل کرد 2- پسران ضمن گایین آوردن سطح توقعات شغلی بکوشند تا شغل مناسبی بیابند 3- دختران نیز هنگام انتخاب همسر توجه داشته باشند که پسر جوهره و قابلیت تامین امکانات مورد نیاز داشته باشد همین که این قوه و قابلیت را داشته باشند کفایت می کند برای زندگی و با حمایت خانواده می تواند به این خواسته رسید 4- برای ازدواج نباید توقعات بالایی در میزان مهریه ، جهیزیه و مسکن داشت اگر این امور ساده گرفته شود ازدواج آسان و شیرین خواهد شد و برای کمتر شدن مخارج ازدواج با جلوگیری از تجمل گرایی و چشم و هم چشمی برای برگزاری جشن ساده بکوشند  5- در  صورت امکان از امکانات منزل والدین استفاده کنند 6- بستگان را توجیه کرد به جای هدایای غیرنقدی گا هی غیر ضرور از هدایای نقدی برای مخارج ضروری زوجین استفاده کنند  7- تهیه جهیزیه ضروری اقدام کنند 8- در تعیین مهریه به شرایط اقتصادی مرد توجه شود

4- چگونه می توان موانع اشتغال به تحصیل را برطرف کرد توضیح دهید؟( ص62-63)

اگر ازدواج سبب می شود تا آن ها ساعات کمتری درس بخوانند اما بازده آن بهتر و بیشتر خواهد بود اما نکاتی باید توجه کرد ؛ الف)فاصله میان عقد تا عروسی کمی بیشتر باشد ب) شروع ازدواج با مقاطع حساس تحصیلی مثل کنکور و امتحانات هم زمان نباشد  ج) عروس و داماد با دلگرمی و امید ،یگدیگر را در مسیر تحصیل علم یاری دهند و در امور خانه به یکدیگر کمک کنند  د) قانع باشد چون با قناعت می توان آرامش فکری و روحی بیشتری به دست آورد  ه) والدین و خانواده ها از آن ها حمایت کنند   و) حذف کارهای غیر ضروری تا زمان برای کارهای مهم فراهم گردد  ز) می توان هم زمان یا موقعی که همسر در خانه نیست درس بخواند درس خواندن در موقع حضور همسر نوعی بی توجهی به او تلقی می شود

5- دو تا از باورهای غلط در میسر ازدواج را به دلخواه نوشته و چگونه می توان آن را برطرف کرد؟( ص 70-71)

برخی از باورهای نادرست ؛ الف) ترس از محدود شدن آزادی های دوران مجردی  حال آنکه 1- از دست دادن برخی از آزادی ها دوران مجردی بهای رشد و آرامش گران بهایی است که در زمان تأهل به دست می آید 2- همان روابط در دوران مجردی  را در دوران تاهل با خانواده ها ساماندهی شود تا آن خلا پرشود

ب) تاکید بر ازدواج خواهر بزرگ تر یا برادر بزرگ تر ؛ 1- باید به گونه صورت گیرد که موجب سرشکستگی او صورت نگیرد 2- والدین با آن ها صحبت کنند تا موافقت آن ها جلب شود 3- والدین برای دوستان و بستگان این امر را واضح و مستدل بیان شود 3- از آن مشورت بخواهند و در مورد چنین امری کمک بخواهند 4- در میان بستگان از محاسن آن ها گفته شود و آرزوی موفقیت آن ها در این امر در آینده از خدا بخواهند تا سبب دلگرمی آن ها شود

ج) مقایسه با دیگران  ، انسان بعد از ازدواج نباید زندگی و همسر خود را با دیگران مقایسه کرد بلکه راز یک انتخاب صحیح تناسب بین زن و مرد با یکدیگر است نه تناسب با دوستان و آشنایان  مقایسه خود با دیگران ، نتیجه ای جز یاس یا بالا رفتن توقعات ندارد

6- طبق دیدگاه اسلام برای  انتخاب همسر چه معیارهای اساسی را در نظر گرفته توضیح دهید؟(ص77-78)

الف) همتایی و همانندی ؛ تعالیم اسلام بر اصل کفو بودن تاکید دارد به این معنا که زن و مرد در ویژگی های مناسب برای ازدواج مشابه و تقریبا همتا باشند این همسانی بیشتر در خصوص ایمان است و زن و مرد به سبب ایمان همتای یگدیگر دانسته شده اند      ب) خوش اخلاقی ؛ اساس زندگی زناشویی ، تفاهم و  همکاری است که این امور فقط در پرتو اخلاق نیکو فراهم می شود ج) سلامت ؛ سلامت جسمانی و روانی جزء شرایط لازم یک همسر مناسب به شمار می آید بیماری های جسمی شدید و بدون علاج یا بیماری روانی شدید می تواند با اصل ازدواج تعارض داشته باشد ولی بیماری های دیگر نسبی است چون موقتی و قابل درمان است

7- برای انتخاب همسر شایسته چه مهارت هایی را باید در نظر گرفت نام ببرید؟(ص78-80)

1- خودشناسی مقدمه ای است برای همسر گزینی ؛ انسان تا خود را به خوبی نشناسد نمی تواند تشخیص دهد که چه کسی همتا و هم شإن اوست یعنی ابتدا باید ویژگی های جسمانی و اخلاقی و اعتقادی و مالی و خانوادگی خود را در همه ی ابعاد در نظر بگیرد بعد  مورد همسر آینده تصمیم بگیرد مثلا خودش زیبا نیست انتظار نداشته باشد همسری زیبا او را بپسندد  بنابراین در امر ازدواج و انتخاب همسر شایسته باید به این نکات توجه داشته باشد 1- پرهیز از انتخاب احساسی  2- درمان برخی از بیماریها قبل از ازدواج  3- مشورت  4- اهمیت دادن به نظر خانواده  5- تفکیک بین ملاک های اصلی و فرعی    این امور می تواند کمک کرد تا با دیدی باز با توجه به ویژگی های درونی همسر شایسته که با ویژگی های خود هماهنگ است را انتخاب کند

8- مهمترین روش  شناخت فرد مناسب برای ازدواج را بنویسید( ص78)

از مهمترین روش ها برای شناخت همسر آینده عبارت است ؛ الف) گفتگو با طرح سوالات دقیق  ؛ در گفتگو باید به این نکات توجه کرد 1- ویژگی جسمانی ( مثل سلامت ، سابقه بیماری مهم جسمی یا روانی یا از نظر قد و اندام البته این نکات می توان قبلا مثلا خواهر یا دیگری بررسی کرده باشد) 2- ویژگی اعتقادی ( مبانی فکری ،باورها و بینش های مذهبی) 3- ویژگی های اخلاقی و رفتاری مثل عادات خاص   4- مشخصات خانوادگی ( سطح فرهنگی و اجتماعی و نگرش خانواده نسبت به این ازدواج) 5- مسایل اقتصادی ( توقعات مالی و ....) 6- حساسیت ها و علایق خاص فرد

ب) دقت در گفتار و رفتار    ج) تحقیق از دوستان صمیمی ، بستگان ، همکاران و معرفان   د) مشورت با افراد آگاه ، دلسوز و مطمئن





طبقه بندی: درس دانش خانواده و جمعیت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 توسط قاسم یزدی
سوالات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

فصل اول
1- فرهنگ و تمدن را تعریف کنید و ارتباط تمدن با فرهنگ را بنویسید؟
 فرهنگ : ویژگیِ زندگیِ انسان یا جنبه های جداکننده ی انسان از حیوان (محمد رضا کاشفی در کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی)
این تعریف علاوه بر جامع بودن از تنوع و اختلاف فرهنگ ها نیز حکایت دارد زیرا خاستگاه فرهنگ تمایز انسان از حیوان است و نیز به معنای لغوی آن نزدیک تر است زیرا تمام تعریف ها نمادی از همان ویژگی آدمی است که در ادب ، خرد ، دانش ، تعلیم و تربیت ، معرفت ، هنر، صنعت، حکمت و ... تجلی می یابدبه عبارت دیگر فرهنگ باطن این تعریف هاست.
 کاشفی  :  تمدن مجموعه ی دستاوردها و اندوخته های مادی و معنوی بشر است
 یعنی از آن هنگام که آدمی به رشد و تعالی رو آورد هم نیازهای حیاتی جسمانی و هم به احتیاجات معنوی خویش توجه کرد از این رو کوشید تا به هر دو نیاز پاسخ داده و آن ها را اقناع کند حاصل این کوشش، دستاوردها و اندوخته های مادی و معنوی بود که ما آن را تمدن می نامیم
 دیدگاه دکتر ولایتی : فرهنگ فصل‏جداگرانسان از حیوان است که ازراه فرهنگ برطبیعت‏ درون و بیرون چیره‏گشته و با بیرون ‏آمدن از این ‏طبیعت گام‏به‏گام مرحله‏های ‏تکامل‏ فرهنگی را پشت سرگذاشته‏است.
فرهنگ‏را ازجهتی به‏فرهنگ‏مادی و ‏معنوی بخش‏بندی‏کرده‏اند.
فرهنگ ‏مادی شامل‏ همه ‏وسایل ‏مادی و آن‏چه به‏دست ‏بشر از ماده ‏طبیعی ساخت ‏می‏شود و شیوه‏ها و فرایندهای ساخت‏سازآن‏ها می‏دانند.
فرهنگ‏معنوی‏را شامل‏ارزش‏ها، ایده‏ها و باورها، اندیشه‏ها و فن‏ها، یعنی آداب و سنت‏ها، علوم و فلسفه و ادبیات و هنر و همه فراورده‏های‏ ذهنی ‏انسان‏می‏دانند.
2- عوامل موثر در زایش و اعتلای تمدن ها را نام ببرید؟
امنیت و آرامش ـ غرور و همبستگی ملی یا عصبیت ـ همکاری و تعاون ـ اخلاق ـ تحمل بردباری و صبوری- یکپارچگی - دین ـ رفاه نسبی و فشار اجتماعی و اقتصادی
3- عوامل و علل زوال و انحطاط تمدن ها را بنویسید؟
 فقدان وحدت و انسجام جامعه – هجوم دشمنان خارجی – آشفتگی در بافت طبقاتی جامعه و تولیدات تصنعی و رویکرد سوداگری و واسطه گری
4- ویژگی های تمدن را نام ببرید؟
نظام مند بودن – جهانگردی تمدن-  پویای تمدن - همبستگی تمدن
فصل دوم
1- سیر تکامل وسایل نوشتن در صدر اسلام را بنویسید؟
مجموعه اطلاعات پراکنده از عرب جاهلی نشان ازآگاهی در  امر نگارش داشته ولی فرهنگ غالب در آن زمان شفاهی بوده در قدیم بر روی وسایلی مانند خشت و استخوان و سنگ نوشته می شد مسلمانان ابتدا بر روی پوست حیوانات می نوشتند اما چون بسیار گران بود بر روی پوست خشکیده درخت نخل یا حتی شاخه خشکیده هم نوشته می شد.پس از فتح سرزمینهای مصر و شام باقرطاس یا پاپیروس آشنا شدند ولی چون آن نیز بسیار گران بود کاغذ را جایگزین کردند.صنعت کاغذ سازی از سمرقند که در آنجا تعدادی از کاغذ سازان چینی به این صنعت اشتغال داشتند به دیگر سرزمینهای اسلامی راه یافت.کاغذ چینی دارای دو نقیصه بود یکی ضخیم و کلفت بود و دیگری رنگ کدر آن ؛ مسلمان این دو نقیصه را برطرف و کاغذهای رنگی و سفید و نازک تولید کردند با کوشش فضل بن یحیی برمکی وزیر بافرهنگ هارون الرشید در پایان سده دوم این صنعت در بغداد راه اندازی شد و به سرعت جای پوست را گرفت و بعد به مصر و شام و اندلس و در قرن سیزده میلادی نخستین کارخانه کاغذ سازی در ایتالیا توسط مسلمانان تاسیس و راه اندازی شد.
2- سه نمونه از مبادی و منابع اصلی ورود علوم عقلی به عالم اسلام را نام ببرید؟
الف: یونان : علوم عقلی ، ریاضیات ، نجوم، پزشکی و داروشناسی، علوم طبیعی              ب: اسکندریه مصر: علوم عقلی
ج: ایران :پزشکی از مدرسه و بیمارستان گندی شاپور                                              د: هند : علوم ریاضیات و نجوم و پزشکی
3- نهضت ترجمه  یعنی چه ؟
منبع اصلی این نهضت قرآن و احادیث بود که مومنان را به کسب علم و فن ترغیب می کرد.آنچه بیش از همه در فرآهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوح مسلمانان و به ویژه استیلای آنان بر سراسر قلمرو و ساسانیان و بخشهایی از امپراتوری روم شرقی بود.این سرزمینها هر یک فرهنگ و تمدن دیرپا داشتند اما فاتحان مسلمانان از سرزمینهای مغلوب و یکپارچه ساختند و در کنار دیگر فرهنگها یا یونانی مابان دور و نزدیک مبادله و مشارکت فرهنگی جدیدی را تجزیه کردند. در مدت کوتاه اشتیاق و فعالیت حکام و اندیشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت که بعد ها آن دوره را نهضت ترجمه نام نهادند. این نهضت اگرچه در عصر بنی امیه آغاز شد تاثیر اصلی خود را در عصر بنی عباس برجای گذاشت .نهضت ترجمه آگاهانه ای که آثار تاریخی و اجتماعی و فرهنگی عمیق و دامنه داری از خود برجای گذاشت با ظهور نخستین خلفای عباسی آغاز شد این نهضت علمی بیش از دو سده تداوم یافت به ویژه از زمان حکومت منصور، دومین خلیفه عباسی،اقدامات مهمی در زمینه ترجمه انجام یافت. در این دوره نخستین ترجمه ها از فارسی به عربی بود.طی دوره های بعد مترجمان اسلامی در فنون ترجمه تبحر بیشتری یافتند وبر اساس تجربه ای که در این راه یافتندآثاری از زبانهای سریانی ویونان به عربی ترجمه کردند که این جریان باعث شد علوم گوناگونی از سایر تمدن ها به تمدن اسلامی راه یابد تا در نهایت باعث پیشرفت واعتلای جهان اسلام شود به گونه ای که بعد ها تمدن اسلامی جزء قدرتمندترین تمدنهای بشری محسوب شود.
 4- نهضت ترجمه به چند دوره تقسیم می شود؟
الف)دوره هارون الرشید:در این دوره تکیه اصلی بر ترجمه آثاری در علوم بود. یحیی بن خالد برمکی وزیر هارون الرشید تلاش زیادی در این زمینه کرد نخستین آثار علوم یونانی از جمله کتابهای(اصول هندسته)نوشته اقلیدس و(مجسمی)نوشته بطیلمیوس ونیزآثاری در پزشکی از زبان هندی در این دوره به عربی ترجمه شد.
ب)دوره مامون:هنگام به خلافت رسیدن او اوج دوره رواج مباحث کلامی براساس برداشتهای متضاوت از آیات قرآن کریم بود در این دوره به ویژه آثار فلسفی متضاوتی به عربی ترجمه شد.
ج)دوره پس از مامون:پس از مامون ودر دوره متوکل عباسی کار ترجمه همچنان ادامه داشت.از جمله حنین بن اسحاق شیخ المترجمین همچنان در دوره متوکل به کار ترجمه اشتغال داشت.اما انتقال مرکز مرکز حکومت اسلامی از بغداد به سامرا در دوره ی معتصم عباسی باعث تغییراتی در چگونگی ترجمه آثار مختلف به عربی شد.مهمترین علت این تغییر کاسته شدن اهمیت بیت الحکمه مهمترین نهاد علمی این دوره بود.
د)پایان نهضت ترجمه در دوره حکومت شیعی آل بویه:نهضت ترجمه در بغداد پس از دو قرن کار جدی به تدریج رو به اصول نهاد.البته اصول نهضت ترجمه به معنای کاهش علاقه به علوم ترجمه شده یا کم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان یونانی نبود بلکه سبب اصلی خاموش نهضت ترجمه را فقط می توان عدم ارائه مطالب تازه دانست .به عبارت دیگران نهضت موضوعیت اجتماعی خود را از دست داده بود.عدم ارائه مطالب تازه به این معنا نبود که کتاب غیر دینی یونانی دیگری ترجمه وجود نداشت بلکه به این معنا بود که کتاب یونانی دیگری که ملاحضات وخواسته های با نیان عالمان ودانشمندان مربوط شود وجود نداشت. در بیشتر رشته های علمی متون اصلی از مدتی پیش تالیف شده بود ودر نتیجه همه رشته ها به سطحی با لا تر از سطوح آثار ترجمه شده رسیده بودند وبانیان وحامیان اکنون بیش از گذشته به جای سفارش وپشتیبانی از ترجمه، پشتیبان وسفارش دهنده مطالب اصیل وبه زبان عربی بودند.

5- مراکز علمی در تمدن اسلامی را بنویسید؟
الف) مساجد : مسجد النبی در مدینه نخستین مکان برای کسب علم و دانش بود که شاهد چهار هزار شاگرد مکتب امام صادق بود مساجدی مانند جامع کوفه ، جامع بصره ، جامع فسطاط، جامع دمشق، جامع الخصیب اصفهان و در امروز مسجد اعظم قم
ب) بیت الحکمه  نخستین مرکز در بغداد تاسیس شد که کتاب های علمی و فلسفی را به عربی ترجمه می کردند    
     ج) دارالعلم :دارالعلم فاطمیون در مصر در سال 395 ه.ق به دستور الحاکم بامرالله در قاهره تاسیس شد که تقربیا یک میلیون جلد کتاب داشت دارالعلم موصل   نخستین مرکزی بود که کتاب هایی از همه رشته ها در آن جمع شد دارالعلم طرابلس در سده پنجم با یک میلیون و ششصد هزار جلد کتاب داشت
          د) مدارس  در زمان آل بویه مثل مدارس فارس و ری و کربلا     ه) نظامیه: در سده پنجم توسط خواجه نظام الملک مدارسی در بغداد و نیشابور و دیگر   شهرها به نام نظامیه ساخته شد و بعد نظامیه اصفهان و بلخ شهرت داشت.    و (بیمارستان یا مارستان مثل مارستان ری ، مارستان نوری بغداد ، مارستان الکبیر منصوری قاهره، مارستان فسطاط             ز)رصدخانه : رصدخانه مراغه و سمرقند  ح) ربع رشیدی و شنب غازانی در دوره ایلخانیان
فصل سوم
1-  تقسیم بندی علوم که تحت تاثیر فلسفه یونان بویژه ارسطو صورت گرفت را توضیح دهید؟
در طبقه‏بندى نخست، علوم به‏ نظرى و عملى‏ تقسیم مى‏شوند، بدون آنكه كیفیت و چگونگى انجام علوم عملى مطرح باشد. در علوم نظرى كه مى‏توان به آن «حكمت نظرى» نیز گفت، تنها اصل شناخت و معرفت مطرح است و موضوع بحث، وجود و وضعیت تعلق آن به مادّه است. این علوم به سه قسمت تقسیم مى‏شود:
الف)«علم الاهى» (علم اعلى) كه مخصوص امور مجرد از مادّه است؛     ب)«علم حساب و ریاضى» علم اوسط كه بحث آن علوم تماماً ذهنى و مجرد از مادّه است؛   ج) «علم طبیعى» علم ادنى: كه به امور متعلق به مادّه، چه در صورت ذهن و چه در خارج از آن، مى‏پردازد. علوم عملى نیز سه دسته‏اند:  الف) «علم اخلاق» مربوط به زندگى شخصى؛ ب)«علم تدبیر منزل» مربوط به خانواده؛ ج) «علم سیاست» مربوط به مسائل جامعه. این طبقه‏بندى تحت تأثیر فلسفه یونان، به‏ویژه ارسطو، صورت گرفته است.
2- دانشمندانی که آرای آن ها در موضوع طبقه بندی علوم حائز اهمیت است را نام ببرید؟
در میان دانشمندان اسلامى كه به بررسى موضوع طبقه‏بندى علوم پرداخته‏اند، توجه به آراى دو نفر بسیار حائز اهمیت است: ابونصر فارابى‏ (م 329 ق) و محمدبن یوسف خوارزمى‏ (م 387 ق).
3- مهمترین دستاوردهای علمای اسلام در علوم ریاضی را بنویسید؟
مهمترین دستاوردها: درهم آمیزنده ی ریاضیات اسلامی بین مکتب های ریاضی شرق(هند) و غرب(یونان)،اصلاح دستگاه عدد نویسی هند با تکمیل حساب دستگاه اعشاری از جمله ابداع کسر های اعشاری ، ابداع روش های گوناگون برای یافتن پاسخ های عددی معادلات درجه دو و سه ، وارد کردن جبر به علم هندسه ، ابداع اعداد منفی  از واژه دِین توسط ابوالوفا بوزجانی و نخستین کسی که نظریه سینوس در رابطه با مثلثات کروی مفهوم ظل و ظل تمام (تانژانت و کتانژانت) و قاطع و قاطع تمام در مثلثات توسط ابوالوفا بوزجانی ، ابداع تقویم جلالی توسط جمعی از ریاضیدانان به دستور ملک شاه سلجوقی  توسط خیام، غیاث الدین جمشید کاشانی بزرگ ترین ریاضی دان محاسبه و نظریه اعداد و کاشف حقیقی کسر اعشاری و اندازه بسیار صحیحی از عدد پی (?)  ،غربى‏ها استفاده از اعداد عربى یا هندى و نیز استفاده از صفر را از ریاضى‏دان‏هاى مسلمان به‏ویژه خوارزمى فراگرفته‏اند و حتى كلمه صفر به همان صورت وارد زبان‏هاى اروپایى شد. به‏گفته خانم زیگرید هونكه، این لغت به‏صورت «صفیروم»، «صفرو» و «صرو» در ایتالیا، به‏صورت «شیفر» در فرانسه و به‏صورت «صیفر» در انگلستان و آلمان باقى مانده‏است‏ همچنین اعداد را به خاطر دارا بودن زاویه شمارش می کردند. 
4-علم الحیل به چه علمی می گویند و نخستین اثر از دانشمندان مسلمان در این زمینه چه کتابی و از چه کسی است و چند نمونه از اختراعات آنان را نام ببرید؟
دانش مكانیك نزد مسلمانان «علم الحیل» خوانده مى‏شد. علم حیل، دانش یا شناخت ابزارهاى شگردساز در اصطلاح پیشینیان بود كه بر اساس آن، معرّف آشنایى با انواع وسایلى بود كه هر یك كارى انجام مى‏دادند
نخستین مهندسان عالم اسلام سه برادر به نامهاى احمد و محمد و حسن، فرزندان موسى بن شاكر، مشهور به بنوموسى، بودند. كتاب الحیل بنوموسى نخستین اثر مدون شناخته شده در زمینه مكانیك در جهان اسلام به‏شمار مى‏رود. در این كتاب، یكصد دستگاه شرح داده شده‏اند كه بیشتر آنها به‏صورت خودكار و با استفاده از خواص مكانیكى سیالات كار مى‏كنند. این وسایل شامل انواع فواره‏هاى خودكار، ساعتهاى آبى، انواع بالابرهاى آب و چرخهاى چاه، آفتابه‏هاى خودكار و وسایلى مانند این هستند. نكته جالب در مورد پژوهشهاى این سه برادر آن است كه آنان پانصد سال پیش از اروپا، و براى نخستین بار، میل‏لنگ را در حوزه دانشهاى فنى به كار برده‏اند
ابوالفتح عبدالرحمان خازنى، دیگر مكانیك‏دان و فیزیك‏دان اسلامى است. او در شهر مرو به دنیا آمد و در دستگاه سلجوقیان به امور علمى پرداخت. مشهورترین اثر وى میزان الحكمه (نوشته حدود 515 ق) و از مهم‏ترین كتابهاى علم الحیل است. مكانیك آبگونه‏ها (هیدرولیك)، ایستاب‏شناسى (هیدرواستاتیك)، به‏ویژه دیدگاههاى وى درباره گرانیگاه، تعادل اجسام، وزن مخصوص، چگالى سنجى، بالابرها، ترازوها، زمان سنجها و فنون ساختن و به كار بستن ابزارهایى در این زمینه، جملگى نشان دهنده تبحر او در حوزه دانش مكانیك به‏شمار مى‏رود
طراحى انواع آلات سرگرمى و شعبده‏بازى و بالابرهاى آب را به كنارى بنهیم، مهم‏ترین دستاورد مسلمانان در حوزه علم حیل، آشنا ساختن اروپا با باروت و سلاحهاى آتشین است. پیشینه ذكر استفاده از انواع سلاحهاى آتشین در جنگها و به‏ویژه هنگام محاصره شهرها به سده هشتم هجرى مى‏رسد. ابن‏خلدون در كتاب العبر از كاربرد انواع سلاحهاى آتشین و آن هم نه فقط در به‏كاربردن توپها و انواع ابتدایى توپهاى دستى (شمخال) یا تفنگها، بلكه در انواع گوناگونى از پرتابه‏ها در نبردهاى سلاطین اسلامى افریقا یاد كرده است‏.
5- مهمترین دستاوردهای مسلمانان د ر زمینه پزشکی را بنویسید؟
كتاب الحاوى نوشته رازى تقریباً خواص دارویى هفتصد گیاه بررسى شده است. این تعداد در دیگر اثر مهم گیاه‏شناسى اسلامى، كه نشانه بسیار مهم آشنایى پزشكان اسلامى با داروشناسى است، یعنى كتاب الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة، نوشته ابن‏بیطار به 1400 فقره رسیده است؛ یعنى نزدیك به سه برابر بیش از آنچه در كتاب دیوسكوریدس ذكر شده است. این گسترش سریع و بى‏سابقه در شمار گیاهان، نشان مى‏دهد پزشكان و داروشناسان و البته گیاه‏شناسان اسلامى بسیار بیش از آنچه پیرو دیوسكوریدس به‏شمار آیند، خود به‏دنبال نوآورى و شناسایى خواص دارویى گیاهان بوده‏اند.مهمترین دستاوردها و نوآوری های دانشمندان مسلمان انواع جراحی ( سرطان ، تراکئوتومی ، آب مروارید، درمان واریس) علت شناسی و پاتوفیزیولوژی و داروسازی ( الکل ، استفاده از مواد شیمیایی در داروسازی، کپسول) بیهوشی  و بیماری شناسی ( سل ، هموفیلی ، سیاه زخم و... ) آناتومی و فیزیولوژی  و درمان سنگ کلیه و سستشوی معده و .........
یكى از نوآورى‏هاى مسلمانان در طب، تشریح بدن و كالبدشكافى است كه شامل دو قسمت است: تشریح نظرى و تشریح عملى. در تشریح نظرى، پزشكان مسلمان آگاهى‏هاى مهم و دقیقى از شكل و چگونگى كار اندام‏هاى مختلف بدن به‏دست داده‏اند؛ به‏ویژه‏ ابن‏سینا كه با استادى تمام، ریزه‏كارى‏هاى اندام‏هاى مختلف بدن ازجمله قلب را تشریح كرده كه امروزه نیز با وجود وسایل پیشرفته علمى هنوز آن اطلاعات با ارزش‏اند. زكریاى رازى نیز در تشریح و كالبدشكافى تبحر بسیار داشته و در كتاب مهم‏ المنصورى‏ به‏طور دقیق اندام‏هاى داخلى بدن ازجمله قلب، ورید و شریان را شرح داده است‏
یكى دیگر از كشفیات مهم پزشكان مسلمان، گردش ریوى خون در بدن بوده است كه به دست ابن‏نفیس (687 ق) كشف شد،هرچند امروزه آن را به نام هاروى انگلیسى مى‏شناسند. اروپاییان در جریان انتقال علوم مشرق‏زمین به اروپا، اصول امانت‏دارى را تا حد زیادى رعایت نكرده‏اند.
 مهمترین دستاورد مسلمانان ساخت بیمارستان های مجهز بود برای مثال در قاهره نیز سلطان قلاوون به سال 684 هجرى بیمارستان منصورى را ساخت كه بزرگ‏ترین بیمارستان قرون وسطى بود. در توصیف بناى این بیمارستان گفته شده كه در میان آن محوطه‏اى بود با ایوان‏هاى بزرگ كه حوض‏ها و جوى‏ها و فواره‏ها، هواى آن را خنك مى‏كرد. براى بیمارى‏هاى مختلف و بیمارانِ در حال نقاهت، بخش‏هاى جداگانه داشت و داراى تجزیه‏خانه‏ها، داروخانه، بخش سرپایى، مطبخ‏ها، حمام‏ها، كتابخانه، مسجد و سالن مطالعه نیز بود.
مناظر دل‏انگیز براى بیماران روحى نیز به این بیمارستان پیوسته بود. در آنجا زن و مرد، غنى و فقیر و آزاد و برده بى‏هیچ هزینه‏اى درمان مى‏شدند و حتى به بیمارانِ بهبودیافته هنگام خروج از بیمارستان مبلغى مى‏دادند تا براى تحصیل معاش خود محتاج كار نباشند   کتاب های فراوان در زمینه طب می توان به کتاب قانون بوعلی سینا ، فردوس الحکمه علی بن ربن طبری ، کامل الصناعه علی بن عباس الحاوی و الحصی المتولده فی الکلی و المثانه و طب المنصوری رازی اشاره کرد و ساخت وسایل جراحی  بیش از (سی قلم ) توسط زهراوی قرطبی -  چهار شاهکار پزشکی قرن چهارم و پنجم  کتاب المنصوری فی الطب و الحاوی رازی و کامل الصناعه الطبیهعلی بن عباس مجوسی اهوازی و القانون فی الطب ابن سیناست
6- نخستین مورخان مسلمان و سیره نویس را با اثر تدوین شده  را نوشته و در ضمن با استقرار دولت صفویه چه تحول در تاریخ نگاری رخ داد؟
ابو مخنف (م157ق ) نخستین مورخ مسلمان را می توان نام برد اثرش مقتل الحسین است و نخستین سیره نویس ابن اسحاق(م150) نام اثرش ( المبتدا والمبعث و المغازی )  این کتاب موجود نیست بخش هایی از این کتاب ابن هشام به نام سیره ابن هشام باقی مانده است. تحول مهمی در تاریخ نگاری به زبان فارسی رخ داد و آن شکل جدیدی از تاریخ نگاری بر اساس تفکر شیعی بود.
7- پایه گذار قرائت قران چه کسی بود نخستین کسی قران را الحان متداول در سده اول قرائت کرد چه کسی بود نخستین کسی که قرائت ها را در یک کتاب جمع آوری کرد چه کسی بود در ضمن قرآن های امروز در سراسر جهان اسلام به کدام قراء چاپ می شود؟
پایه گذار علم قرائت شخص گیامبر اکرم (ص) و بعد علی بن ابیطالب و عبدالله بن مسعود و ائمه معصومین بودند – عبیدالله بن ابی بکره ثقفی -   ابوعبید قاسم بن سلام – حفص از عاصم بن ابی نجود و از علی بن ابیطالب
8- مهمترین آثار حدیثی شیعه در قرن چهارم و دوران صفوی و مهمترین اثر حدیثی قرن حاضر چیست ؟
. چهار كتاب مهم حدیثى كه علماى شیعه از سده چهارم هجرى به بعد تدوین نمودند، از این قرار است:
الف). اصول كافى‏، تألیف شیخ ابوجعفر محمدبن یعقوب كلینى رازى (329 ق). وى در جمع‏آورى احادیث دقت بسیار داشته و براى تألیف این كتاب بیست سال رنج برده است. این كتاب به‏عنوان قدیمى‏ترین و معتبرترین كتاب حدیثى شیعه، مشتمل بر 16199حدیث  در پانزده جلد تدوین شد.
ب). من لایحضره الفقیه‏، تألیف ابوجعفر محمدبن على‏بن بابویه قمى (381 ق) معروف به شیخ صدوق. این كتاب داراى 9044حدیث در چهار جلد تدوین شد.
ج). تهذیب الاحكام‏، تألیف ابوجعفر محمدبن حسن معروف به شیخ طوسى (460 ق). این كتاب كه در واقع شرحى است بر كتاب مقنعه شیخ مفید، مشتمل بر 13590 حدیث در ده جلد تدوین شد.
د). استبصار، اثر دیگر شیخ طوسى است كه 6531 حدیث را در چهار جلد تدوین شد.
این چهار كتاب به «كتب اربعه» معروف‏اند و از معتبرترین كتاب‏هاى حدیثى شیعه به‏شمار مى‏آیند؛ آن‏گونه كه علماى شیعه، شروح و حواشى بسیارى بر آنها نگاشته‏اند
در عصر صفویه(یازدهم و دوازدهم) محدثانى سترگ از نو برخاستند و به جمع‏آورى كتب گذشتگان پرداختند و آثار ارزشمندى پدید آوردند؛ الف) وسائل‏الشیعه‏ ،اثر شیخ حرعاملى (1104 ق) در سی جلد،ب) الوافى‏ نوشته ملامحمدمحسن فیض كاشانى (1091 ق)در بیست و شش جلد  ج) بحار الانوار نوشته علامه محمد باقر مجلسی در صد و ده جلد تدوین شده است انوار نعمانیه‏ تألیف محدث جزایرى .  معاصر: در سده چهاردهم سید محمد حسین طباطبایی بروجردی کتاب ارجمند جامع احادیث الشیعه فی احکام الشریعه  را تالیف کرد
جوامع حدیثى اهل‏سنت: در طى سده‏هاى دوم تا چهاردهم هجرى، دانشمندان اهل‏سنت آثارى عرضه داشتند كه مشهورترین آنها صحیح بخارى‏، صحیح مسلم‏، سنن ابن‏ماجه‏، سنن ابوداود، سنن نسایى‏ و جامع ترمذى‏ است كه به صحاح سته معروف‏اند.
9- کیمیا به چه علمی شناخته می شد و مهمترین دستاوردهای مسلمانان در این زمینه را بنویسید؟
در كیمیا از ماده‏اى بحث مى‏شود كه با به‏كاربردن آن مى‏توان فلزات پست چون آهن و مس را به زر و سیم تبدیل كرد كه آن را كیمیاگران «اكسیر» مى‏نامیدند. با ظهور جابربن حیان، كیمیا در نزد مسلمین از صورت «صنعت زر خرافى» به‏صورت «دانش تجربى آزمایشگاهى» درآمد. او به تقطیر مایعات خاص مانند آب، شیر، روغن و خون مى‏پرداخت و چنین مى‏پنداشت كه هر بار كه آب را تقطیر مى‏كند، ماده‏اى تازه بر ماده خالص پیشین افزوده مى‏شود تا عدد تقطیر به هفتصد برسد. به نظر او دست یافتن به اكسیر از طریق جوشاندن و تقطیر طلا در مراحل خلوص گوناگون، تا هزاربار ممكن است.
پس از جابر، كیمیاگر مشهور مسلمان محمدبن زكریاى رازى است. وى پیش از آنكه به تحصیل علم پزشكى روى آورد، كیمیاگر بوده است. نقل شده است كه بر اثر آزمایش‏هاى بیش از حد كیمیایى، دید چشمانش كاهش یافت و به همین رو مأیوسانه از كار كیمیا دست شست.
كتاب‏هاى كیمیاى رازى در اصل نخستین، آثار علم شیمى است. كتاب‏ سِرالأسرار كه مهم‏ترین اثر كیمیایى اوست، درواقع كتابى شیمى است كه با اصطلاحات كیمیا بیان شده است. در این اثر، از فرآیندهاى شیمیایى و آزمایش‏هایى سخن رفته كه خود رازى آنها را انجام داده است؛ آزمایش‏هایى كه مى‏توان آنها را با اشكال معادل آن در شیمى جدید (همچون تقطیر، تكلیس و تبلور) مطابق دانست. رازى در همین كتاب و در آثار دیگرش از ابزار شیمیایى (همچون قرع، انبیق، قابله، آثال، دیگ، چراغ نفتى، اجاق، تابشدان و سنگ صلایه) نام برده كه بسیارى از آنها تاكنون به‏كار مى‏رود. او خواص شیمیایى و دارویى مواد را نیز شرح داده، از این‏رو برخى كشفیات بزرگ مانند كشف الكل و برخى اسیدها را به او نسبت داده‏اند
10- نخستین کتاب تفسیری که تدوین شد را بنویسید و مهمترین نحله های تفسیری  را بنویسید؟
نخستین تدوین کننده تفسیر سعید بن جبیر شاگرد عبدالله بن عباس و به سبب تشیع و وفاداری به حضرت علی به دست حجاج بن یوسف ثقفی کشته شد
مهمترین نحله های تفسیری :1- روش قرآن به قرآن؛ کمک گرفتن از برخی آیات برای فهم و تبیین آیات مثل  تفسیر المیزان علامه طباطبایی  2- تفسیر موضوعی مثل تفسیر موضوعی علامه جوادی آملی ، آیت الله مکارم شیرازی ،آیت الله سبحانی  3- تفسیر نقلی مثل جامع البیان  محمد بن جریر طبری  - تفسیر علی بن ابراهیم قمی – 4- تفسیر عقلی مثل مفاتیح الغیب فخر رازی – تفسیر قران الکریم صدرالمتالهین (ملاصدرا) 5- تفسیر عرفانی کشف الاسرار میبدی و کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری 6- تفسیر جامع مثل مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی – روح الجنان ابوالفتوح رازی
تفسیر نمونه ایت الله مکارم شیرازی و تفسیر نور استاد قرائتی و تفسیر راهنمای آقای هاشمی رفسنجانی و تفسیر ارزشمند تسنیم آیت الله جوادی آملی نیز جزء تفاسیر این عصر می باشند
11- نخستین فیلسوف عالم اسلام را نوشته و مهمترین دستاورد  او چه بود؟
 نخستین فیلسوف جهان اسلام ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی بود که به فیلسوف عرب لقب گرفت نخستین کسی بود که بین فلسفه و دین آشتی برقرار کرد و مسیر را برای فارابی و ابن سینا و ابن رشد باز کرد







طبقه بندی: تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1396 توسط قاسم یزدی

فصل اول : امام علی (ع)

1- آخرین ماموریت هایی که پیامبر اکرم (ص) در مکه به امیرالمومنین سپردند چه بود( الف) خوابیدن در بستر پیامبر در لیله المبیت  ب) رد امانات مردم مکه      ج) آوردن فواطم ( فاطمه زهرا (س) و فاطمه بنت اسد مادر حضرت و فاطمه بنت زبیر)

2- به گفته ابن عباس که چهار ویژگی در وجود امیرالمومنین است که در دیگران وجود ندارد را بنویسید؟  ( ص20)

3- پیامبر اکرم برای اینکه سقیفه بنی ساعده به وجود نیاید چه اقداماتی را انجام دادند؟ ( الف) خواندن خطبه عظیم غدیر در منطقه غدیر خم و بیعت گرفتن همه با امیرالمومنین که مصادف بود با عید نوروز باستانی  ب) فرستادن سپاهی به فرماندهی اسامه به مرزهای شام با نام بردن بعضی از صحابه تا مشکل برای امیرالمومنین علی بعد شهادت آن حضرت پیش نیاید  ج) وصیت نانوشته  پیامبر  در آخرین پنج شنبه زمانی عده ای تخلف کردند و در اندرونی خانه پیامبر قرار گرفتند وصیت کنند پوست و دوات خواستند که یکی از صحابه گفت ان الرجل لیهجر این مرد هزیان می گویید حسبنا کتاب الله  قران ما را کفایت می کنند

4- وجوه افتراق به خلافت رسیدن سه خلیفه( ابوبکر ، عمر، عثمان) و حضرت علی (ع) را بنویسید؟ ( ابوبکر: توسط شورای اهل حل و عقد  -  عمر : انتخاب توسط ابوبکر  عثمان :شورای شش نفره   -  امیرالمومنین : بیعت عمومی در مسجد)

5- مهمترین رویدادها و اقدامات امیرالمومنین نسبت به سه خلیفه (ابوبکر – عمر- عثمان)  را بنویسید؟ (ص23 تا 27)

6- چرا امیرالمومنین علی (ع) در زمان شورای خلافت شرط عبدالرحمان بن عوف را نپذیرفت؟(ص 24)

7- چرا امام زیر بار بیعت مردم بعد از عثمان نرفت؟ (ص26)

9- مهمترین دشواری ها و مشکلات پیش روی حضرت علی (ع) در زمان عهده دار شدن امر خلافت را بنویسید؟ (ص 27-30)

10- سیاست اصول اصلاحی امام علی (ع) را در زمان حکومتشان را بنویسید؟ ( ص30-50)  ( سیاست اصولی اصلاحی حضرت مبنای حکومت خود قرار داد زیرا پایبند به دین و سنت بود و مردم هم به این دلیل با حضرت بیعت کردند دو نوع اصلاح هدف امام بود نخست با زبان و اقدامات اجتماعی و آرام بود 1- مبارزه با دنیاگرایی و رفاه گرایی امام که نتیجه آن جنگ جمل شد 2- تبیین ین و مطرح کردن سنت پیامبر اکرم(ص) 3- در مقابل سیاست عدم کتابت ، کتابت حدیث را توصیه کرد و وسایل نوشتن احادیث را فراهم کرد 4- برخورد امام با پدیده قصه خوانی یهودیان که نتیجه عدم کتابت حدیث بود 5- احیای سنت پیامبر و مبارزه با بدعت ها  6- مداهنه نکردن در امور دین   و اقدام دوم حضرت در اصول اصلاحی برخورد با عصیان گران که منجر به جنگ جمل و جنگ صفین و جنگ خوارج شد.

11- دلیل پیمان شکنان در جنگ جمل چه بود؟(ص32-33)( 1- طلحه و زبیر که در کشتن عثمان بیشترین سهم را داشتند علی را متهم به قتل عثمان کردند و گفتند عثمان مظلوم کشته شده است 2- اعلام کردند که به زور با علی بیعت کردند در حالی که جزء اولین بیعت کنندگان بودند 3- کینه ی عایشه با بنی هاشم مخصوصا حضرت علی (ع)

12- دلایل انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت امام علی (ع) به جای مدینه چه بود؟( ص36-37)

13- علت اساسی پیدایش خوارج چه بود و امام چه عکس العملی در برابر آن نشان داد؟(ص51-52)

14- دو اصطلاح "غارات "و "حدیث رحبه" را توضیح دهید؟(ص57)

15- مهمترین ویژگی امام علی را نام ببرید؟ ( ص58-60) (1- استقامت و استواری در اجرای احکام الهی  2- زهد امام 3- ساده زیستی امام 4- رعایت حال فقیران  5- برخورد با کارگزاران


فصل دوم :امام حسن (ع)

1- دلایل مختلف قضاوت های گوناگون در مورد مردم کوفه را بنویسید؟(ص68-69)

2- طبق تحلیل شیخ مفید اصحاب امام حسن (ع) به چند دسته تقسیم می شوند؟(ص69)

3- مهمترین مشکلات پیش روی امام حسن بعد از بیعت مردم کوفه با ایشان  را بنویسید؟(ص71-72)  ( مهمترین مشکلات 1- روحیات مردم به شدت ضعیف شده بود مردمی که بعد از جنگ خوارج  به خاطر کشته های زیاد در جنگ صفین و نهروان حاضر به میدان جنگ نشدند و مورد مذمت امیرالمومنین قرار گرفتند 2- عدم یکپارچگی سپاه امام حسن برای جنگ با شام 3- شایعات حمله شام به عراق که مردم کوفه دچار تردید و ترس شده بودند 4- بعد از پیدایش خوارج مردم کوفه قدرت تحلیل جریانات را به درستی از دست دادند.)

4- چرا امام حسن (ع) در هنگام بیعت مردم ، شرط چنگ با شامیان را نپذیرفت؟ (ص77)

5- چه عواملی باعث پذیرش صلح تحمیلی از ناحیه امام حسن (ع) شد؟(ص- 85-88)

6- چه قراینی وجود دارد که امام حسین (ع)  پذیرش صلح تحمیلی بر امام حسن را بهترین راهکار در آن زمان می دانستند؟ (ص88-89)

7-چرا امام حسن (ع) در صلح نامه تعیی خلافت پس از معاویه را به شورای مسلمین واگذار کرد در حالی که با منصوص بودن امامت از جانب خدا در تعارض است توضیح دهید؟(ص92)

8- مهمترین بندهای صلح نامه که امام حسن (ع) روی آن تاکید داشتند و برخورد معاویه را بنویسید؟ (ص92-93) ( 1- عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) و سیره ی خلفای صالح( علی (ع)) و اصرار حضرت به خاطر این بود که معاویه را در چارچوب شرع محدود کند 2- تامین امنیت برای شیعیان  3- بر ضد امام حسن و امام حسین (ع) توطئه پنهانی یا آشکار صورت نگیرد 4- مخالفت کردن با هرگونه موروثی کردن خلافت      شگفت اینکه بعدها تمام موارد نقض شد حصین بن منذر می گفت معاویه به هیچ یک از شروط عمل نکرد او حجر و اصحابش را گشت ؛ پسرش را به جانشینی خود برگزید کار را به شورا واگذار نکرد و امام حسن را نیز مسموم کرد)

فصل سوم: امام حسین (ع)

1- چرا امام حسین (ع) شهر کوفه را به عنوان مرکز قیام انتخاب کرد و سرانجام مردم کوفه بی وفایی کردند؟

2-اقدامات نظامی – سیاسی عبیدالله بن زیاد بعد از باخبر شدن از حرکت امام حسین به  سمت کوفه طبق دستور یزید و شهادت مسلم و هانی را بنویسید؟ (ص109)  ( یزید در نامه ای به ابن زیاد خواست  1- شهر کوفه به شدت کنترل کند 2- بخشش های بیت المال به فرمانبران را دو چندان کنند 3- یزید ابن زیاد را تهدید کرد که اگر از عهده ی کار بر نیاید نسب پیشین که منسوب به عبید بود برگرداند4- مراقبان و محافظان را در هر جا بگماری و موارد مشکوک را زیر نظر و متهمان را دستگیر کند بنابراین شهر کوفه بعد از شهادت  مسلم و هانی کوفه رنگ خشونت به خود گرفت و راه های ورودی و خروجی  کوفه را بستند و رفت و آمدها ی مردم کنترل می شد.

3- اهداف چهارگانه امام حسین (ع) را بر اساس شواهد تاریخی بنویسید؟(ص135-136)

4- قیام کربلا  چه تاثیر در سقوط امویان داشت؟(ص136-137)

5- تاثیر قیام امام حسین (ع) بر قیام های پس از عاشورا را بنویسید؟(ص137-138)





طبقه بندی: تاریخ امامان شیعه رسول جعفریان دانشگاه یزد، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 خرداد 1394 توسط قاسم یزدی

سوالات تستی از 1 تا ص103  طرح می شود

نمره کلاسی (اختیاری): حفظ سوره واقعه( سه سوال در برگه امتحان)

سوالات تشریحی از بین این سوالات طرح می شود:

فصل دوم:

1-      دلایل بی نیازی قرآن از شناخت سندی را توضیح دهید؟ (ص31-34)

2-      دلایل وحیانی بودن الفاظ قرآن را توضیح دهید؟ (ص36-40)

3-      ثمرات پیوند قرآن و عترت را بیان کنید؟(ص51-)

فصل سوم:

1-      شیوه های نگارش تفسیر قرآن را توضیح داده و نمونه های هر روش را نام ببرید؟(57-)

2-      دلایل نیازمندی قرآن به تفسیر را بیان کنید؟( ص58-62)

3-      مهمترین شرایطی که مفسر قران باید واجد آن ها باشد را نام ببرید؟(ص62-67)

4-      تفسیر به رأی یعنی چه و عمده ترین عوامل تفسیر  به رأی را بنویسید؟(69-70)

بخش دوم

فصل اول و دوم:

1-      برهان ابراهیم علیه نمردیان بر ربوبیت تکوینی را توضیح دهید؟( ص90-91)

2-      برزخ یعنی چه  و چه عالمی است توضیح دهید؟(و من وراءهم برزخ الی یوم یبعثون) (ص111- 112)

3-      نکات در این ایه را توضیح دهید ( حتی اذا احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون) (ص112_114)

4-      عالم قیامت چه عالمی است  ویژگی آن را بیان کنید(ص115_116)

5-      آثار زیانبار انکار جهان آخرت را توضیح دهید؟(ص117-122)

6-      یاد آوری خانه آخرت چه تاثیری در رشد تعالی انسان می گذارد توضیح دهید؟(ص122-123)

فصل سوم:

1-از منظر قرآن آفرینش جهان بر چه اساسی بیان شده است؟(ص129-132)

2-اهداف آفرینش انسان از منظر قران بیان کنید؟(ص132-141)

3- این آیه (الذی خلق الموت والحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز الغفور) اشاره به کدام هدف آفرینش انسان دارد نکات مهم آیه را بیان کنید؟( ص132-134)

4- صاحب نظران و مفسران بزرگ همچون حضرت امام خمینی و ایت اله جوادی هدف آفرینش انسان را چه می دانند توضیح دهید؟(136)

5- شهید مطهری با طرح این آیه (افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون) چه نکاتی را در مورد آفرینش انسان متذکر می شود( ص140-141)

فصل پنجم:

1-قرآن چه راهکارهایی را برای تامین بهداشت روانی انسان  نام می برد یکی را توضیح دهید؟(ص192-199)

2-تاثیرات عاطفی که در ازدیاد محبت و پیوندهای اجتماعی و خانوادگی موثر است را از دیدگاه قران بیان کنید(ص203-

        3-  طبق آیه ما هو شفاءٌ و رحمهٌ للمومنین شفا به چه معناست و رحمه به چه چیزی اشاره دارد؟( ص173)





طبقه بندی: نمونه سوالات تاریخ(امامت ، تحلیلی، فرهنگ و تمدن)، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 خرداد 1394 توسط قاسم یزدی

خطبه فدكیه قسمت دوم

محاکمه ی خلیفه اول از طرف حضرت زهرا (س)

شما مى‏پندارید كه ما ارثى نداریم؟ «مگر رسم جاهلیت را مى‏جویید؟ براى مردم داراى یقین چه حكمى از حكم خداوند بهتر است؟» آیا آگاه نیستید؟ چرا، آگاهید و همچون آفتاب درخشان براى شما روشن است كه من دختر آن پیامبر هستم.

شما اى مسلمانان! آیا رواست كه میراث پدرم به زور از من ستانده شود؟

آه! دردا! اى گروه مهاجر! چقدر عجیب و در عین حال سخیف است كه ارث پدرم مورد دستبرد و تجاوز قرار گیرد و من از آن محروم بمانم؟ اى فرزند ابو قحافه! خداوند گفته كه تو از پدرت ارث برى و من از پدرم ارث نبرم؟ «چه سخن ناروایى!» آیا از سر عناد و لجاج كتاب خدا را ترك و به پشت سر افكنده‏اى؟

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 831

در حالى كه او مى‏فرماید: «سلیمان از پدرش داود ارث برد.» و یا آنجا كه داستان یحیى فرزند زكریا- كه درود خداوندى شاملشان باد- را بازگو مى‏كند، مى‏فرماید: «مرا از جانب خود فرزندى عطا كن كه وارث من و خاندان یعقوب باشد» و نیز مى‏فرماید: «هر گاه یكى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جاى نهد در باره پدر و مادر و خویشان به دیده انصاف سفارش كند كه این شایسته پرهیزگاران است».

شما به خیال باطل خود چنین پنداشتید كه من هیچ بهره و ارثى از پدر ندارم؟ و هیچ خویشاوندى و قرابتى میان ما وجود ندارد؟ آیا خداوند آیه‏اى در خصوص شما فرو فرستاده كه پدرم از آن خارج است؟ یا بر این رأى و نظرید كه و من و پدرم هر یك به آیینى جدا سر نهاده‏ایم؟ یا اینكه دعوى آن دارید كه از پدرم و پسر عمویم به خاص و عام قرآن آگاهتر هستید؟

حال كه چنین است بگیر آن شترى را كه آماده است و مهار زده و بر آن سوار شو! لیكن بدان در روز برپایى رستاخیز تو را دیدار مى‏كند و بازخواستت مى‏نماید و آن روز چه روزیست! در آن ساعت «گمراهان زیان خواهند دید» اما چه سود كه پشیمانى فایده‏اى نخواهد داشت.

«كه براى هر خبر زمانى معیّن است و به زودى خواهد دانست كه چه كسى به عذابى كه خوارش مى‏سازد، گرفتار مى‏آید و یا عذاب جاوید بر سر او فرود مى‏آید».

 کوتاهی انصار

سپس حضرت فاطمه علیها السّلام گروه انصار را مخاطب قرار داده فرمودند:

اى جوانان و اى بازوان توانمند ملت و یاران اسلام، این سهل‏انگارى شما در ستاندن حقّ من از چیست؟ این چه سستى است كه در برابر ستمى كه بر من شده، روا مى‏دارید؟ آیا پدرم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نمى‏فرمود: «بزرگداشت مرد را در باره فرزندان هم باید پاس داشت»؟ چه زود اوضاع را واژگون نمودید و به بیراهه گام نهادید، با اینكه توانایى بر احقاق حقوق مرا در بازو و عدّه كافى در اختیار دارید.

آیا مى‏گویید كه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از دنیا رفت و با رفتن او همه چیز تمام شد؟ آرى مرگ او ضربه هولناكى بر پیكره اسلام بود، فاجعه بزرگى است كه بر همه غبار غم فرو ریخت كه شكافش هر روز فراختر و گسستگیش دامنه‏دارتر و وسعتش فزونتر مى‏گردد. زمین از نبود او

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 832

تاریك و ظلمانى و در مصیبت حضرتش بهترین بندگان او محزون و اندوهگین شدند و خورشید و ماه پشت ابرهاى تیره و تار پنهان، و به خاطر این مصیبت ستارگان از هم جدا و پراكنده شدند. امیدها ناامید، كوهها متزلزل، حریم افراد شكسته، و گرامیداشت و حرمتها پایمال شد. به خداوند سوگند مرگ او حادثه‏اى بزرگ، مصیبتى دهشتناك و ضایعه‏اى جبران ناپذیر بود كه هیچ بلیّه‏اى بدان پایه نمى‏رسد. اما به یاد داشته باشید كه قرآن از پیش این واقعه را گوشزد نموده بود. همان كتابى كه پیوسته در خانه‏هاى شماست و صبح و شامگاه با صداى بلند و زمانى آهسته و با الحان مختلف به تلاوت آن مى‏پردازید. در این مسیر انبیاى پیشین هم واقع شدند چرا كه مرگ فرمان تخلف ناپذیر الهى است: «جز این نیست كه محمّد پیامبرى است كه پیش از او پیامبران دیگرى هم بوده‏اند، اگر او بمیرد و یا كشته شود شما به آیین پیشین خود بازمى‏گردید؟ بازگشت هر كس زیانى را متوجّه ذات حق نخواهد كرد. و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد».

توبیخ انصار و ناامید شدن از آن ها

هیهات! پسران قیله (اى قبیله‏هاى اوس و خزرج) پیش چشمان شما میراث پدرم را ببرند! حرمتم بشكنند! در حالى كه شما آشكارا مى‏بینید و مى‏شنوید و اخبارش به شما مى‏رسد. اما شما بیهوش و خاموش نشسته‏اید؟ در حالى كه سرباز و نیروى بسیار دارید. ساز و برگ فراوان دارید و سلاح و سپر بى‏شمار. دعوتم را مى‏شنوید و پاسخ نمى‏گویید! فریاد من در میان شما طنین افكن است اما چه سود كه به فریاد نمى‏رسید! در حالى كه شما در شجاعت زبانزد خاص و عام، در خیر و صلاح شهره آفاق، و برگزیدگان قبایل و اقوامید. و نزد ما اهل بیت از بهترین مردمان محسوب مى‏شدید.

با عرب درگیر شده، رنج و محنت فراوان تحمل كردید. شاخهاى گردنكشان را شكستید و با جنگجویان قدر دست و پنجه نرم نمودید. شما بودید كه پیوسته در راه ما، و سر به فرمان ما داشتید، تا اینكه آسیاى اسلام بر محور وجود ما به گردش در آمد و شیر مادر روزگار رو به فزونى نهاد. نعره مشركان گلوگیرشان شد، لهیب دروغ فروكش كرد، آتش كفر بى‏فروغ شد، فراخوانى به جدایى و تفرقه بازایستاد، و دین نظام یافت. اكنون پس از آن همه زبان‏آورى چرا دم فرو بستید؟ و حقایق را پس از آشكار شدن مكتوم مى‏دارید؟ آنهم برابر مردمى كه پیمان خود را شكستند؟ و پس از قبول ایمان راه شرك پیشه كردند «آیا با مردمى كه سوگند خود را شكستند و آهنگ اخراج رسول كردند و بر ضد شما دشمنى آغاز كردند نمى‏جنگید؟ آیا از آنها مى‏ترسید؟ و حال آنكه اگر ایمان آورده باشید سزاوارتر است كه از خداوند بترسید و بس».

اما مى‏بینم كه به تن‏آسایى خو گرفته‏اید، و كسى را كه از همه براى زعامت و اداره امور مسلمانان شایسته‏تر است دور ساخته‏اید، و به آسودن در گوشه‏اى دنج و خلوت تن داده‏اید، و از فشار و تنگناى مسئولیت به بى‏تفاوتى روى آورده‏اید. آرى آنچه از ایمان و آگاهى در درون داشتید، بیرون افكندید، و آب گوارایى كه نوشیده بودید، به سختى از گلو برآوردید.

«اگر شما و همه روى زمین كافر گردند خداوند بى‏نیاز و در خور ستایش است».

من آنچه شرط بلاغ است، با شما گفتم. اما مى‏دانم مردمى خوار، و در چنگال زبونى گرفتار، و خیانت پیشه هستید و قلبهاى شما بدان گواه است. چه كنم كه دلى پر خون دارم. و از این رو بازداشتن زبان شكایت از طاقتم بیرون است! اندوهى كه در سینه‏ام موج مى‏زند، بیرون ریختم، تا با شما اتمام حجت كنم و عذرى براى كسى باقى نماند. اكنون كه چنین است این مركب خلافت ارزانى شما، به آن محكم درآویزید و هرگز رهایش مسازید. ولى آگاه باشید كه پشت این شتر مجروح و پاى آن تاول زده و سوراخ است. داغ ننگ بر خود دارد و نشانى از خشم خداوند و رسوایى ابدى با او همراه است. اما شما را آسوده نخواهد گذارد تا به آتش خشم خداوندى بیازارد «آتشى كه هر دم مى‏افزود و دل و جان را مى‏سوزد». آنچه مى‏كنید در نزد خداوند حاضر است «و ستمكاران به زودى درمى‏یابند كه به چه مكانى بازمى‏گردند» من دختر پیامبرى هستم كه شما را از عذاب الهى بر حذر مى‏داشت. آنچه در توان دارید انجام دهید. «ما نیز به وظیفه خود عمل مى‏كنیم. شما انتظار بكشید ما نیز منتظر مى‏مانیم».

پاسخ ابوبکر

پس از سخنان فاطمه علیها السّلام ابو بكر عبد اللَّه بن عثمان در آن جمع پاسخ دختر پیامبر را چنین داد: اى دختر پیامبر خدا! پدرت غمخوار مؤمنین بود و بر آنان چون دایه‏اى مهربان، و دشمن كافران بود و نشانى از قهر یزدان. اگر نسبت به او دقیق گردیم مى‏یابیم كه او پدر توست، و نه پدر دیگر زنان، برادر پسر عموى توست نه دیگر مردان، در دیده پیامبر، او

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 834

(على) از همه خویشان برتر و در كارهاى بزرگ او را یاور. جز سعادتمند شما را دوست نمى‏دارد و جز بدكار شما را دشمن نمى‏دارد، چرا كه شما خاندان پاك رسولید و برگزیده خوشنامان جهان. شما ما را به خیر و صلاح راهبر و به سوى جنّت و رضوان راهنما بودید.

و تو، اى برگزیده بانوان اى دختر بهترین فرستادگان! در گفتارت راستگو و در وفور عقلت پیشگام هستى، هرگز از حقّت بر كنار نخواهى بود و در راستى گفتارت شك نخواهیم نمود.

امّا به خداوند سوگند كه من گامى فراتر از آنچه كه رسول خدا فرمود، ننهادم و جز به رخصتى كه او فرموده بود، اقدام نكردم. بدان كه راهبر قبیله به خیل و خویشان خود از سر دروغ چیزى نمى‏گوید. من خداوند را به شهادت مى‏طلبم، كه خداوند بر این گواهى مرا كفایت مى‏كند. من از پیامبر خدا شنیدم كه مى‏فرمود: «ما پیامبران دینار و درهم و خانه و مزرعه به ارث نمى‏گذاریم، بلكه آنچه بر جاى مى‏نهیم، كتاب و حكمت و دانش و نبوّت است و آنچه طعمه، و وسیله ارتزاق داریم بر دوش ولىّ امر بعد از ما مى‏باشد، كه هر گونه بخواهد در باره‏اش حكم مى‏كند».

و ما آنچه را كه تو در طلب آن هستى، در مصرف خرید اسب و اسلحه قرار دادیم، تا مسلمانان با آن به میدان كارزار رفته به جهاد با كفّار برخیزند و بر سركشان بدكار پیروز شوند.

من این كار را به اتّفاق تمامى مسلمانان به انجام رساندم و در این كار یك تنه وارد نگردیدم و بر رأى و نظر خود مستبدّانه عمل ننمودم. اینك این حال من و این مال من، براى تو و در اختیار تو. نه از تو دریغ داشته و نه براى دیگرى انباشته‏ام. تو بانوى امّت پدر خود و درخت بارور و پاك، براى فرزندان خود هستى. انكار فضایلى كه خاصّه توست، نخواهد شد و از شاخه و ساقه تو فروگذار نتوان نمود. حكم تو در آنچه كه من آن را مالكم، نافذ است. امّا تو خود روا مى‏دارى در این باب خلاف گفتار پدرت عمل نمایم؟

پاسخ صدیقه طاهره

حضرت علیها السّلام در پاسخ او فرمود: هرگز پیامبر خدا از كتاب الهى رویگردان نبود و نسبت به احكام آن مخالف نبود و مخالف احكامش حكمى نمى‏فرمود، بلكه پیوسته، او پیرو قرآن بود و در طریق سوره‏هاى قرآن راه مى‏پیمود. آیا در سر دارید مكر و غدر را به زور پیرایه او كنید؟ مشى شما پس از رحلت او همچون دامهایى است كه در زمان حیات براى هلاكتش گسترده مى‏شد. این كتاب خداست كه میان من و شما به دیده انصاف حكم خواهد نمود، چرا كه مبیّن حق و باطل است. این كتاب مى‏گوید: «... كه وارث من و خاندان یعقوب باشد» و «سلیمان از پدرش داود ارث برد»، (مى‏بینید كه) خداوند در آنچه كه مربوط به سهمیه وارث است، بیانى روشن دارد، و در باب واجبات و میراث و آن بهره‏هایى كه از براى مردان و زنان مقرّر فرموده، به تفصیل سخن رانده است، و جاى بهانه‏گیرى براى پیروان باطل ننهاده و گمان و شبهه را از ذهن گمراهان زدوده است. پس این چنین نیست كه شما مى‏گویید «بلكه نفس شما كارى را در انظارتان آراسته است. اكنون براى من صبر جمیل بهتر است و خداوند را در این باره باید به مدد طلبید».

پاسخ ابوبکر

ابو بكر پاسخ داد:خداوند راست گفته و فرستاده او راستگو بود و دختر پیامبرش هم نیز گفتارى از سر صدق دارد. تو گنج حكمت، قلب هدایت و رحمت، و ستون دین هستى. سخن حق تو را دور از حقیقت نمى‏دانم و در مقام انكار و عیب‏جویى از آن برنمى‏آیم. اینك، این مسلمانان حكم میان من و تو. این مسئولیتى كه به گردن گرفته‏ام، آنان به گردنم انداخته‏اند و آنچه را كه تصرّف كرده‏ام، به اتّفاق ایشان بوده است. نه اظهار كبر و بزرگى مى‏نمایم و نه بر رأى خویش پاى مى‏فشارم و نه آنچه را كه به تصرّف درآورده‏ام، از براى خود برداشته‏ام، كه اینان شاهد صدق ادعایم هستند.

فاطمه و مردم

پس از اتمام سخن ابو بكر، حضرت فاطمه علیها السّلام نگاهى به مردم افكنده چنین فرمودند:

اى مردم! كه براى شنیدن سخن بیهوده در شتاب هستید، و كردار زشت و زیانبار را نادیده مى‏گیرید. «آیا در قرآن نمى‏اندیشند (نمى‏اندیشید) یا بر دلهایشان (دلهایتان) قفل است؟» خیر، بلكه این كردار زشت شماست كه بر صفحه دلهایتان تیرگى كشیده، گوشها و چشمهایتان را فرا گرفته است. شما مآل اندیشى كردید و آیات قرآن را تأویل نمودید و به بد راهى رهنمون شدید و بد معارضه كردید به خداوند سوگند تحمّل این بار برایتان سنگین و سرانجامى مالامال از وزر و وبال در پیش دارید. آنگاه كه پرده‏ها به كنارى رود، خسران این امر براى شما آشكار مى‏گردد. «و از خداوند بر ایشان چیزهایى آشكار شود كه هرگزحسابش را نمى‏كردند» «و آنجا آنان كه بر باطل بوده‏اند، زیان خواهند دید.» سپس به قبر پدر نگریسته فرمودند:

قد كان بعدك أنباء و هنبثه* لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب‏

...

1) رفتى و پس از تو فتنه‏ها برخاست، كه اگر تو مى‏بودى آنچنان بزرگ رخ نمى‏نمودند.

2) همچون زمینى از باران گرفته شده، ما تو را از كف دادیم. (قوم و ملت تو از هم پاشیدند) و ارزشها در قومت به هم ریخت. بیا و ببین كه چگونه از راه مستقیم منحرف شده‏اند.

3) هر خاندانى اگر در نزد خداوند قرب و منزلتى داشت نزد بیگانگان هم محترم بود، جز خاندان ما.

4) تا از این سرا به دیگر سراى رخت بر بستى و خاك میان ما و تو جدایى افكند، مردانى از قومت راز دل خود را بر ملا ساختند.

5) چون فقدان تو را مشاهده كردند بر ما یورش آورده خفیفمان داشتند و هر چه از تو ارث برده بودیم، غصب شد.

6) پدر، تو ماه شب چهارده و چراغ فروزان زندگانى ما بودى، كه از جانب خداوند بر تو كتبى چند فرود مى‏آمد.

7) جبرئیل با آیاتى از قرآن همدم و مونس ما بود. امّا تو رفتى و خیرها از ما پوشیده شد.

8) اى كاش پیش از آنكه تو از میان ما رخت بربندى و خاك تو را در درون خود پنهان نماید، ما مرده بودیم.

9) به راستى ما بلا دیدگان در دام مصیبتى گرفتار آمدیم كه هیچ مصیبت زده‏اى در عرب و عجم بدان مبتلا نگردیده بود.

فاطمه و علی (ع)

در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام به انتظار نشسته بود و براى بازگشت فاطمه علیها السّلام لحظه شمارى مى‏كرد، بانوى بانوان علیها السّلام به خانه مراجعت نمود و با مشاهده امیر مؤمنان علیه السّلام چنین فرمود:

اى پسر ابو طالب! آیا همچون جنین پرده‏نشین شده‏اى و چون مظنونین، در گوشه خانه‏ نشسته‏اى؟ (تو همانى كه) شاه‏پرهاى شاهین را شكستى، حال چه شد كه دستخوش پرهاى كوچك‏شده‏اى؟ پسر ابو قحافه عطیّه پدر را از من و نان خورش از دو فرزندم سلب كرد.

آشكارا به دشمنى من برخاست و از لجاج و عناد خود روى برنتافت. چندان كه انصار از من بریدند و مهاجرین دیده از حمایت من پوشیدند. مردم نیز از یاوریم فروگذار كردند.

در دفع تركتازى از او نه یاورى دارم و نه مددكارى. خشم فرو خورده، از خانه بیرون شدم و خوار بازگشتم. آن روز كه منزلت خویش را نادیده گرفتى، همان روز خود را در مضیق ذلّت افكندى و چهره فروتنى و خوارى بر خاك ساییدى. تو شیرى بودى كه گرگها را در هم شكستى، در حالى كه امروز در به روى خود بسته‏اى. آیا نمى‏توانى گوینده‏اى را از گفتار بیهوده‏اش بازدارى، و یا با ابطال باطل نفع و فایده‏اى به من عاید گردانى؟ چرا كه قدرت حمایت از خود ندارم. اى كاش پیش از این خوارى مرده بودم. اگر سخن به تندى گفتم و یا از یارى نكردنت بر آشفتم خداوند را پوزش مى‏طلبم. واى بر من! هر بامدادى كه خورشید سر از بام خاور برمى‏دارد و به هنگام غروب خورشید، این كلام در وجودم طنین‏انداز است كه پناه من از دنیا رفت و بازویم ناتوان گردید. چه كنم جز آنكه شكایت به نزد پدر برم و رعایت و یارى از حق طلبم؟ بار الها نیرویت از همه كس فزونتر و عذاب تو از حوصله بیرون است، تو خود داد من بستان! امیر مؤمنان، على علیه السّلام فرمود:

اى دختر برگزیده عالمیان! و یادگار بهترین پیمبران! افسوس براى تو نیست بلكه براى دشمن توست. غم مخور (آه و ناله كردن تو را به حقّ خود نمى‏رساند بلكه دشمن تو را شادمان نیز خواهد كرد).

من از سستى گوشه‏نشین نشدم، بلكه آنچه در توانم بود، به كار بستم. اگر نان خورش مى‏خواهى روزى تو نزد خداوند محفوظ است و او خود عهده‏دار آن مى‏باشد، آرام گیر و آنان را به خداوند واگذار.َ

فاطمه علیها السّلام فرمود: آنها را به خداوند وانهادم.

________________________________________
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - روحانى على آبادى، محمد، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، 1جلد، انتشارات مهام - تهران، چاپ: اول،




طبقه بندی: مناسبات مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 خرداد 1394 توسط قاسم یزدی

 ترجمه خطبه‏ فدكیه قسمت اول

حمد و ثنای الهی:

عبد اللَّه بن الحسن مثنّى به اسناد خود از پدران گرامش- درود خداوند بر آنان باد- نقل مى‏كند:

ابو بكر عزم خود را بر گرفتن فدك از فاطمه زهرا علیها السّلام جزم كرد. چون خبر به سمع و نظر حضرت رسید، سرپوش بر سر افكند و خود را در چادرى پیچیده با گروهى از زنان به جانب مسجد به راه افتاد. حضرت خود را سخت مستور داشته بود و همچون پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بدون هیچ كاستى قدم برمى‏داشت، تا اینكه بر ابو بكر وارد شد. ابو بكر در مسجد نشسته بود و گروهى از مهاجرین و انصار بر گردش جمع شده بودند. براى دور ماندن حضرت از نگاه نامحرمان پرده‏اى در مسجد آویخته شد و فاطمه علیها السّلام در پس آن قرار گرفتند.

در ابتدا فاطمه زهرا علیها السّلام صداى خود را به ناله‏اى دلخراش بلند كرد، مسجد لرزید و حاضران به گریه افتادند. سپس لختى سكوت كرد تا مجلس از جنب و جوش خود باز ایستاد.

فریادها و همهمه‏ها چون به سكوت گرایید، كلام خود را با سپاس و ستایش از خداوند و درود بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آغاز نمود. بار دیگر ناله‏ها به اوج خود رسید. با برقرارى آرامش مجدد، فاطمه علیها السّلام این گونه ادامه داد: خداوند را بر آنچه ارزانى داشت، سپاسگزار و بر اندیشه نیكو كه در دل نهاد، شاكر و برنعمتهاى فراگیرش ثنا مى‏گویم. نعمت‏هایى كه از چشمه لطفش جوشید و عطاهاى فراوانى كه بخشید و احسانى كه پیاپى پراكند. نعمت‏هایى كه از شمار بیرون است و شكر و جبران (نعمتها) از توان افزون، و درك نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون. بندگان را براى فزونى نعمتها و استمرار عطایا به شكر خویش فراخوانده براى تكمیل به ستایش آن متوجه نموده آنان را براى نعمتها دو چندان تشویق فرموده است.

توحید وصفات الهی:

گواهى مى‏دهم كه معبودى جز او نیست و یكتایى است بى‏انباز و شریك. روح این گواهى، دوستى بى‏آلایش و خلوص است، كه دلهاى مشتاقان با آن درآمیخته آثارش در افكار پرتو افكن شده است. خدایى كه دیدگان را توانایى دیدن، زبان را یاراى بیان، و گمانها را قدرت بر ادراك او نیست.همه چیز را از نیستى به هستى در آورد، و آنان را بدون وجود الگو و نمونه‏اى ایجاد نمود.

باید قدرت خود همه را بالندگى داد و با اراده‏اش به خلق موجودات دست یازید، بى‏آنكه به آفرینش آنها نیازمند باشد و از این صورتگرى طرفى ببندد. او مى‏خواست حكمتش را آشكار سازد و مردم را به فرمانبرداریش هشیار كند و بندگان را به عبودیتش رهنمون گرداند و براى دعوتش موجب سرافرازى باشد پس آنگاه پاداش را در اطاعت و كیفر را در نافرمانى نهاد تا بندگان را از خشم و عذاب خود رهانیده به سوى بهشت و كانون رحمتش سوق دهد.

نبوت:

گواهى مى‏دهم كه پدرم، محمّد، بنده و فرستاده اوست. او را برگزید و انتخاب كرد قبل از آنكه به سوى مردم براى هدایت آنان بفرستد و پیش از انتخاب كردن، نامى نیكو بر او نهاد و قبل از آنكه او را به پیامبرى برانگیزاند، از میان مردم انتخاب كرد و برگزید و این در آن هنگام بود كه بندگان در حجاب غیب مستور، در پس پرده نیستى و در پهنه بیابان عدم، سرگردان بودند. پروردگار بزرگ بر پایان هر كار دانا و بر دگرگونیها محیط و به انجام هر چیز بینا بود.

محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را برانگیخت تا فرمانش را كامل، حكمش را نافذ و آنچه را مقدّر ساخته بود، به انجام رساند. پیامبر مشاهده نمود كه هر گروه آیینى را پذیرا گشته‏اند. دسته‏اى بر گرد آتش در طواف، گروهى در برابر بت به نماز، و همگان یاد خدایى را كه مى‏شناسند، از خاطر زدوده‏اند. پس خداوند به نور محمّد بساط ظلمت را برچید، و دلها را از تیرگى كفر رهانید، و ابرهاى تیره و تار را از مقابل دیدگان به یك سو فكند. او (پیامبر خدا) براى هدایت مردم به پاى خاست و آنها را از گمراهى و ناراستى رهایى بخشید و چشمانشان را بینا ساخت. آنان را به آیین پا بر جاى اسلام رهنمون و به راه راست دعوت نمود. سپس از روى اختیار و مهربانى، و میل و ایثار، جوار رحمت خود را به او ارزانى داشت، و او را از رنج این جهان دل آسوده و راحت نمود و فرشتگانى مقرّب بر او گماشت. چتر دولتش را در همسایگى خود افراشت و طومار مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت. درود و بركات بى‏پایان خداوندى بر محمّد پیام‏آور رحمت، امین وحى و رسالت و برگزیده امّت باد.

قرآن و فلسفه احکام

سپس فاطمه علیها السّلام نگاهى به اهل مجلس افكند و این چنین به سخنان خود ادامه داد:

شما بندگان خدا، نگاهبانان حلال و حرام، حاملان دین و احكام، امینان خداوند بر خویش و پیام آوران او به سوى امّتها هستید. حقّى از سوى خداوند بر عهده دارید و پیمانى را كه با او بسته‏اید، پذیرفته‏اید. و آنچه كه پیامبر خدا پس از خود در میان شما باقى گذارده، كتاب گویاى خداوند و قرآن صادق مى‏باشد كه نور او فروزان و شعاع او درخشان است.

قرآن كتابى است كه دلایلش روشن، لطایف و دقایقش آشكار، ظواهرش نورانى، پیروانش پر افتخارند و جهانیان بدیشان غبطه خورند و حسد برند. كتابى كه پیرویش راهگشاى روضه رحمت الهى است و شنونده‏اش رستگار در دو سرا. در پرتوى آن، دلیلهاى روشن الهى را مى‏توان دید و نیز تفسیر احكام و واجبات او را دریافت. قرآن حرامهاى خداوندى را بازدارنده، حلالهاى او را رخصت دهنده و مستحبّات را نمایانیده است و بیانگر شریعت اسلام مى‏باشد.

خداوند ایمان را سبب زدودن زنگار شرك از دلهاتان قرار داد و نماز را موجبى براى دورى شما از خودپرستى، و زكات را دستمایه بى‏آلایشى نفس و افزایش روزى بى‏دریغ و روزه را عامل تثبیت دوستى و اخلاص و حج را وسیله تقویت دین، و عدالت را مایه پیوند قلوب، و پیروى ما را سبب نظم و پیشوایى ما را مانع جدایى و افتراق، جهاد را وسیله عزّت شما و خوارى و ذلّت كفار و منافقین، و شكیبایى و صبر را موجبى براى جلب پاداش، فرمان به حلال و نهى از حرام را براى مصلحت مردم، و نیكى به پدر و مادر را موجب‏ پیشگیرى از خشم الهى قرار داد. صله رحم را باعث افزایش جمعیت، قصاص را سبب بقاى زندگانى، وفاى به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از كم فروشى و كاهش (نعمات) قرار داد. بر كنار بودن از مى‏خوارگى را سبب پاكى از پلیدیها و پرهیز از تهمت و نسبتهاى ناروا را مانعى در برابر لعن و نفرین الهى و منع از دزدى را موجبى براى پوییدن راه عفت ساخت و پاكى و اجتناب از خوردن مال یتیمان و خوددارى از اختصاص غنیمت به خود و تقسیم آن در میان اصحاب استحقاق را باعث در امان ماندن از ظلم، و عدالت پیشگى در اجراى احكام را موجب راحتى و آرامش و ملایمت در امور مردم قرار داد.

شرك را حرام نمود تا از سر اخلاص ره رستگارى پویند «پس چنان كه شایسته ترس از خداست از او بترسید و تن به مرگ مدهید جز آنكه در طریق اسلام باشید» از خداوند در آنچه كه شما را فرموده و یا از آنچه كه بازداشته، فرمان برید كه «از میان بندگان تنها دانایان از خداوند مى‏ترسند».

معرفی خود

سپس فرمود:

اى مردم بدانید من فاطمه‏ام، و پدرم محمّد است- كه صلوات و درود خداوند بر او و خاندانش باد- آنچه كه در آغاز گفته‏ام، در پایان هم از آن سخن خواهم راند. در گفتارم ناراست نگویم و در كردارم راه خطا نپویم «همانا پیامبرى از میان شما به سوى شما آمد كه رنج و محنت شما او را گران آمد، سخت به شما دل بسته است و براى مؤمنین مهربان و غمخوار است». اگر او را بشناسید خواهید دید كه او پدر من است و نه پدر زنان شما. و برادر پسر عموى من بوده، نه برادر مردان شما. چه پر افتخار است این نسب- درود خداوند او و خاندانش را شامل باد.

او رسالت خود را به مردم ابلاغ و آنان را از عذاب خداوندى بر حذر داشت. از روش مشركان روى گرداند و گردنهایشان را به ضرب تازیانه توحید كوفت و حلقومشان را به سختى فشرد. او مردم را با دلیل و برهان و اندرز سودمند به راه خداوند رهنمون بود. شوكت بت و بت پرستان را در هم شكست تا جمع آنها از هم گسیخت و ظلمت شب تار زدوده شد و صبح ایمان دمید و برقع و نقاب از چهره حقیقت به یك سو فكند. زبان پیشواى دین به گفتار باز شد و عربده‏جوییهاى شیاطین به خاموشى گرایید. افسر و تاج نفاق بر زمین فرو افتاد، گره‏هاى كفر و اختلاف گشوده شد و شما به همراه گروهى از سپید رویان پاك نهاد (پارسایان آبرومندى كه از شدت خویشتن‏دارى و گرسنگى روزه سپید روى و رنگ پریده بودند) گویاى كلمه اخلاص (لا اله الّا اللَّه) شدید و حال آنكه بر لب پرتگاه گودال جهنّم بودید.

بیان اوضاع گذشته ی جزیره العرب

به خاطر ضعف و ناتوانى شما، هر كس از راه مى‏رسید، مى‏توانست شما را نابود كند، همچون جرعه‏اى براى تشنه و لقمه‏اى براى خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب هر رونده و پایمال هر رهگذرى مى‏شدید. از آب گندیده و ناگوار مى‏نوشیدید و از پوست جانور و مردار سدّ جوع مى‏كردید. پست و ناچیز بودید و «از هجوم همسایه و همجوار در هراس». در چنین حالى خداوند تبارك و تعالى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم پیام‏آور خود را به سوى شما گسیل داشت.

او پس از آن همه رنجها كه دید و سختى‏ها كه كشید، شما را از ذلت و خوارى رهایى بخشید.

خدمت های امیرالمومنین علی علیه السلام

رزم آوران ماجراجو، سركشان درّنده‏خو، جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان دور از حق از هر سو به او تاختند و با او به مخالفت برخاستند. «چون هر زمان آتش اخگر به هیزم و هیمه فتنه افكندند، خداوند آن را خاموش ساخت» و هر گاه شاخ شیطان نمایان مى‏گشت و یا مشركى دهان به یاوه‏گویى مى‏گشود، او برادرش على علیه السّلام را در كام آن مى‏افكند. على علیه السّلام هم در مقابل تا آن زمان كه بر مغز و سر مخالفان نمى‏كوبید و بینى آنها را به خاك مذلّت نمى‏مالید، ترك امر نمى‏نمود. او در راه خداوند كوشا، به رسول خدا نزدیك، و مهتر اولیاى نصیحتگر، تلاشگر و كوشنده بود، و شما در آن هنگام در آسایش مى‏زیستید و از امنیت برخوردار بودید. مترصّد تغییر جهت چرخ گردون علیه ما و گوش به زنگ اخبار بودید. به هنگام كارزار عقب گرد مى‏كردید و در میدان نبرد فرار را بر قرار ترجیح مى‏دادید.

بازگویی دوران رکود پس از انقلاب

چون خداوند سراى پیمبرانش را براى پیامبر خود برگزید و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، كینه‏ها و دورویى‏ها آشكار و پرده دین دریده شد. هر گمراهى مدّعى و هر گمنامى سالار و هر یاوه‏گویى در پى گرمى بازار خویش.

توبیخ انصار

 شیطان سر از كمینگاه خود به درآورد و شما را به سوى خود فراخواند، و بسیارى از شما را آماده پذیرفتن دعوتش و منتظر فریبش یافت! شما هم سبكبار در پى او دویدید و به آسانى در دام فریبش خزیدید. و او آتش انتقام را در دلهاتان برافروخت. آثار خشم در چهره شما نمایان گردید و سبب شد

زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 830

كه بر غیر شتر خود داغ نهید و در غیر آبشخور خود وارد شوید. این در حالى بود كه هنوز دو روزى از مرگ پیامبرتان نگذشته، سوز سینه ما خاموش نشده، جراحت قلب ما التیام نیافته، و هنوز پیامبر خدا در دل خاك جاى نگرفته بود.

سقوط در فتنه

 بهانه شما این بود كه از بروز فتنه‏ها جلوگیرى مى‏كنید «راهى جز راه حق مى‏پویید» و گر نه كتاب خدا در میان شماست! مطالب و موضوعاتش معلوم و احكام و دلایل آن روشن و درخشان، نشانه‏هایش نورانى و هویدا، نواهیش آشكار و اوامرش گویاست. امّا شما آن را به پشت سرافكندید. آیا از كتاب خدا روى برتافته از آن اعراض مى‏كنید؟ آیا داورى جز قرآن مى‏گیرید؟ یا به غیر آن حكم مى‏كنید؟ «ستمكاران بد جانشینى را براى قرآن برگزیده‏اند» «و هر كسى كیشى جز آیین اسلام را پذیرا گردد، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت در زمره زیانكاران خواهد بود».

حتى شما آن مقدار درنگ و تأمل نكردید تا ستور و اسب سركش خلافت رام گردد و تسلیمتان شود كه به راحتى بتوانید از آن سوارى بگیرید و كینه و نفرتتان فروكش كند. هیزم در آتش فتنه افكنده آن را براى شعله‏ور شدن برهم زدید. نداى شیطان فریبكار را لبّیك گفتید و به خاموش ساختن آیین حق و دین نورانى و از میان برداشتن سنّت پیامبر برگزیده كمر بستید. چنین ماند كه زدودن كف از روى شیر را بهانه كرده آن را پنهانى تا به آخر سر كشیدید. براى گوشه‏نشین كردن خاندان و فرزندان پیامبر در كمینگاه خزیدید. ما چاره‏اى جز شكیبایى ندیدیم، و همچون خنجر به گلو فرو رفته و تیغ برّان بر دل نشسته سكوت نمودیم.





طبقه بندی: مناسبات مذهبی، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ