تبلیغات
علمداران عشق
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

علمداران عشق
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

در کتاب "حجاب دراسلام "روایتی را از پیامبر نقل می کند :

« عن النبی للزوج ما تحت الرع و لإبن و لأخ ما فوق الدرع و لغیر ذی محرم اربعة أثواب : درع و خمار و جلباب وإزار.

از رسول اکرم (ص) نقل شده است ... اما زنان در برابر نامحرمان و بیگانگان با چهار جامه خودشان را در پشت پرده حجاب قرار دهند 1- پیراهن 2- مقنعه 3- شلوار 4- چادر[1]

در این فصل قصد داریم طبق آیات و روایات مختلف در مورد حجاب و همچنین استفاده از روایت پیامبر (ص) بهترین نوع پوشش و حجاب را برای زنان عصر خود معرفی می کنیم تا اینکه با پوشیدن آن کاملاً حجاب قرآنی و نبوی و علوی را رعایت کرده باشند و قلب نازنین امام زمان (عج) را با این نوع حجاب راضی و خشنود کنند.

1)    چادر

چادر بارزترین نماد حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن وسیره زنان اهل بیت به ویژه حضرت فاطمه (س) دارد . پیامبر اکرم (ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش قرار زهرا (س) داد.

چادر مشکی بهترین و سالم ترین پوشش زن مسلمان است که حجم بدن زن را با وقاری خاص و یکنواخت می پوشاند و یک حالت خضوع و خشوع را در برابر امانت الهی که شرف ومنزلت یک زن مسلمان است قرار می دهد از همین رو چادر ، حجاب برتر و کاملترین نوع پوشش زن مسلمان است زیرا قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یُدنین علیهنَّ من جَلابیبِهِنَّ[2].....ای ! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با چادر بپوشانند...»   

 ما در ادله حجاب فاطمی به طور مفصل بیان کردیم که اکثر مفسرین و لغوین ، جلباب را به معنای چادر و عباء تفسیر و معنا کرده اند و توصیه مفسرین و فقهاء بیانگر آثار و امتیاز فراوان این پوشش فاطمی است.

آثار و امتیازات چادر

الف) چادر بیش از هر لباسی حجم و ژست بدن را پوشش می دهد و تواضع و بزرگواری زن را در برابر احکام اسلامی و ارزش های والای آن آشکار می سازد .

ب) چادر ، کمال پوشش است و انتخاب آگاهانه آن جزء ، در پرتو رشد و کمال زن میسر نیست و زن را در برابر نوسانات جوی (باد و باران) و حرکات و فراز و نشیب هائی که پیش آمد می کند حجاب او آسیب نمی بیند.

ج) چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است.

د) چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن ، جلب توجه نامحرم را به کمترین حدّ خود می رساند بر خلاف پوشش های دیگر .

ه) چادر پوشش دینی و ملی زنان ایران است که دیانت ، ملیّت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایران را در دنیا تجلی می بخشد.

و) چادر بیش از هر پوششی زن را به گرفتن در برابر دیدگان نامحرم توانا می سازد و چهره و زینت خدادادی خود را از انسان های هوسران و آلوده مخفی نگه می دارد.

ز) چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیاء و عفت است که بیش از هر پوششی ، دست رد بر سینه نامحرم می زند.

چ) چادر حجاب مورد اشاره قرآن است که بیش از هر پوششی مورد تأئید علمای دین و آماج سخنان زهرآگین و دشمنان اسلام و استعمارگران و جاهلیت جدید است .

ط) چادر زیبائی های جسمانی زن را تحت الشعاع زیبائی های معنوی او قرار می دهد و به نشاط دینی می بخشد .

ن) چادر امنیت و آرامش زن را افزایش می دهد زیرا قرآن ( در آیه 59 سوره احزاب ) علت و فلسفه پوشش جلباب را سالم ماندن و ایمن ماندن زنان از جوانان هوسران می داند" ذلک ادنی أن یُعرِفنَ فلایُؤذین و کان الله غفوراً رحیماً. تا با این پوشش بهتر شناخته شوند تا از تعرض آزار نبینند".

نوع و جنس چادر

چادر با اینکه زیباترین و امن ترین پوشش اسلامی است و امتیازات و فواید چادر و کمال و برتری آن در صورتی است که از سه اصل سادگی ، ضخامت و رنگ مشکی برخوردار باشد.بنابراین چادر های گُلی ویا توری و نازک و پر زرق و برق که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد جزء حجاب فاطمی در قرآن شمرده نمی شود زیرا کسانی که از این مُد چادرها استفاده می کنند به خاطر پوشش و حجاب اسلامی نیست بلکه غریزه خودآرایی و زیبائی های ظاهری و باطنی خود را جلوه دادن و تحریک نامحرمان به خاطر عقده های درونی همراه با بوئی از مظاهر اسلامی است و بیشتر در مجالس عزا و هنگام ورود به حرم ائمه معصومین و امامزاده ها استفاده می کنند که هر دو جنبه را مراعات کرده باشند.

طریقه پوشیدن

از ویژگی های مهم چادر این است که زنان آن را به طور صحیح بپوشند تا حجم پاهای آنها و یا برجستگی های بدن آنها نمایان شود آثار نامطلوبی را برای جامعه دارد  و طرز درست پوشیدن چادر نیست . رسول خدا (ص) فرمودند:

 « لا ینبغی للمرأة أن تَجَمَّرَ ثوبها إذا خرجت من بیتها . برای زن سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه لباسش را جمع و فشرده کند[3]

 از ویژگی های مهم چادر این است که زن با آن رو بگیرد و خود را از دیدگان نامحرم حفظ کند امّا آنچه آلودگی برخی زنان را آشکار می کند بیرون گذاردن موهای جلوی سر ، از چادر مشکی است که چنین عملی نه تنها تحریک کننده است که بیش از هر چیز، تضعیف کننده این پوشش قرآنی است

نکته قابل توجه دیگر در مورد طریقه صحیح پوشیدن چادر این است که چادر در صورتی برترین پوشش اسلامی است که مکمل پوشش های دیگر شود یعنی زن علاوه بر چادر از حجاب متوسط که مقنعه و مانتو و شلوار است برخوار باشد در غیر این صورت حجاب برتر نیست زنانی که چادر به سر می کنند امّا بدون مقنعه یا روسری کامل و مانتو و شلوار نزد نامحرم حاضر می شوند نمی توانند به وظیفه دینی و اخلاقی خود عمل کنند زیرا در موقع کنار رفتن چادر اصلاً پوشش مناسبی ندارند و بدتر آنکه زنان در زیر چادر ، بلوز آستین کوتاه ، لباس زیر وبلوز و شلوار و بدون روسری برای خرید و غیره از خانه خارج می شوند قطعاً در هنگام خرید و غیره ، مرتکب معصیت بزرگ خواهند شد و یا اینکه در هنگام درست کردن چادر ، بالای چادر را گرفته و پائین چادر را رها می کنند که این باعث می شود که حجم قسمت پائین بدن نمایان شود که زنان اسلامی خیلی باید مواظب حجاب در بیرون خانه و سرکار باشند که روز قیامت شرمنده حضرت زهرا(س) و شهدا نباشند.

نظر مراجع بزرگوار تقلید  

سئوال : امروز یک حرکت خزنده ای علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز گردیده است خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمائید[4]

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

« سزاوار است خانم ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعایر اسلام می باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سئوال را خنثی کنند.»

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

« چادر بهترین پوشش برای خانم هاست چون تمامی بدن را می پوشاند خانم های مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجددگرایی مضر پرهیز کنند.»

حضرت آیت الله العظمی بهجت

« چادر حجاب پسندیده است.»

حضرت آیت الله العظمی سیستانی

« چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زن های مؤمن بدون چادر خارج شوند.»

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

« حجاب یکی از قوانین مسلم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و دست ها تا مچ است ولی بی شک چادر ، حجاب برتر است.»

حضرت آیت الله العظمی تبریزی(رحمةالله علیه)

« پوشیدن بدن بر زن واجب است و بهترین نوع پوشش واجب ، همان چادر مشکی است که زن های مؤمنه ، خود را با آن می پوشاند.»

سئول: آیا در مقابل نامحرم پوشیدن بعضی از چادرها که با تابش نور از پشت ، مقداری از سایه بدن پیداست جایز است یا نه[5]

 حضرت آیت الله العظمی امام خمینی

« در صورتی که پوست بدن پیدا نباشد و بر آن مفسده ای مترتب نباشد اشکال ندارد.»

حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی

         « به طور کلی زن باید طوری خود را مستور کند که جلب توجه اجنبی نکند.»   

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم

          « بنابر احتیاط واجب ، پوشیدن اینگونه چادرها جایز نیست

توجه و مراقبت

خانم هایی که از چادر به عنوان حجاب استفاده می کنند در موارد زیر باید بیش از هر موقع ، مراقب حجاب خویش باشند در هنگام خرید و فروش با نامحرم ، مرتب کردن چادر در مقابل نامحرم ، گرفتن یا دادن چیزی به نامحرم ، کار کردن در مقابل نامحرم ، در منزل یا خارج از منزل ، شستن لباس ، ظرف و یا هر چیز دیگر در مقابل نامحرم ، انداختن یا بر چیدن سفره و غیره در تمام موارد فوق و موارد مشابه پیشنهاد می شود خانم ها از پوشش کافی در زیر چادر برخوردار باشند و استفاده کردن از روسری یا مقنعه و همچنین آستین در صورتی که لباس آستین در صورتی که لباس آستین کوتاه پوشیده اند در زیر چادر می تواند خانمها را در حفظ کامل حجاب خود کمک نماید و موجب رضای خداوند متعال گردد.؟!

عنایت امام زمان (ع)

پدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی ، برای تشرف به محضر مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم زیارت عاشورا در چهل جمعه و چهل مسجد آغاز می کند در یکی از روزهای آخر که مشغول زیارت بود ناگهان شعاع نوری از خانه ای نزدیک مسجد ، نظر او را جلب می کند به دنبال نور می رود ، خانه ای کوچک و محقری را می یابد و با اجازه وارد خانه می شود ، در یکی از اطاق ها ، حضرت را مشاهده می کند که در کنار جنازه ای که پارچه سفیدی بر روی او کشیده بود می بیند ، اشک ریزان سلام می کند حضرت بعد از جواب سلام می فرمایند : " چرا اینگونه دنبال من می گردید و چنین رنج هایی را بر خود وارد می سازید  مثل این باشید ( اشاره به جنازه می فرماید) تا من دنبال شما بیایم و فرمودند: این بانو در دوران بی حجابی ( اشاره به زمان کشف حجاب در زمان رضاخان ) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا مرد نامحرمی او را ببیند ( منظور این است که آن زن در آن زمان بدون چادر از خانه خارج نشود و زنان را بدون چادر نبیند.[6])



[1] - حجاب در اسلام ، ترجمه احمد محسنی گرگانی

[2] - احزاب / 59.

[3] فروع کافی ، ج5 ، ص519.

[4] - مسائل جدید از دیدگاه علما و مرجع تقلید ، ج1.

[5] - احکام و روابط زن و مرد و مسائل آنان ، ص106.

[6] - گوهر صدف ، ص48.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

  شبهه اول :

  محدودیت ها (در مورد لباس ) باعث شکستن حرمت افراد و ایجاد عقده و حسرت می گردد؟

جواب : واقعیت این است که محدودیت ها در مورد لباس باعث شکستن حرمت افراد نمی شود بلکه دقیقاً بر عکس ! آزادی به معنای نفی محدودیت ها ، باعث عدم احترام به افراد و انهدام ارزش ها می گرددمتأسفانه در مناطق بالا شهر با نفوذ محدودیت ها در مورد لباس عملاً احترام و انسانیت از بین رفته و جای خود را به حیوانیت داده است . امام صادق در روایتی می فرمایند:

  « النظرُ سَهمٌ من سهام ابلیس مسموم کَم مِن نظرةٍ اورثَت حسرةطویله.

  نگاه ناپاک ، تیری از تیرهای مسموم و آلوده ابلیس است و چه بسیار نگاهی که باعث عقده و حسرت طولانی می گردد[1]

حتی اسلام در مورد لباس زنان ، آنها را از استفاده کردن از زینت آلات و لبای های زیبا مثل حریر و زربافت منع نکرده و در این مورد امام باقر (ع) می فرمایند:

  « سزاوار نیست زنی خود را بدون زیور آلات واگذارد لااقل گردن بندی به گردن آویزد[2]

اسلام در کنار توصیه زنان به خودآرایی به منظور پاک ماندن محیط اجتماعی به حجاب و پوشاندن زینت ها و زیبائی ها و عدم تبرج و خودنمایی در مقابل نامحرم نیز دستورات داده است چون نمایش زینت ها و لباس های زیبا باعث تحریک و تهیّج می شودو چه زیبا بیان کرده است یکی از زنان مسلمان :

          « حجاب حتی از ایجاد عقده ها و حسارت ها در میان زنان جلوگیری می کند چرا باید زنی به خاطر اینکه اندام زیبا ندارد احساس حقارت و کوچکی کند و دیگری به واسطه داشتن اندام موزون و زیبا به دیگران فخر بفروشد.[3]»

شبهه دوم: دست و پاگیر بودن حجاب در شکل چادر؟

پاسخ : اولاً ممکن است این حجاب برای بعضی از افرادی که از سنین کودکی تمرین نکرده اند مقداری مشکل باشد و برای بانوان با ایمان که بچه های خود را از سنین کودکی تمرین به پوشش حجاب می کنند مشکل نیست و اصلاً چادر برای آنها دست و پاگیر نیست

ثانیاً یکی از علل دست و پاگیر بودن چادر ایرانی برای برخی افراد به خاطر این است که کنترل کردن آن برای بعضی سخت است زیرا جلوی آن باز است و برای حل مشکل می توانند از عبا یا چادر عربی یا  چادر ملی و یا مدل های دیگری که کاربری چادر را دارد ایجاد کنند و از آن استفاده کنند.

شبهه سوم:

 چون رنگ مشکی نور را جذب می کند پس در تابستان معمولاً نمی توان دختران را به حجاب تیره تشویق کرد؟

 پاسخ: اولاً پوشش تیره و مشکی در بعضی از مناطق که دارای تابستان گرم است اساساً برای برخی مشقت آور است ولی قابل تحمل است.

ثانیاً وقتی اعتقاد راسخ به چیزی داشته باشد برای مشکلات احتمالی آن احساس مشقت نمی کند زیرا امام صادق (ع) می فرمایند:

       « ما ضَعُف البدن عما قویت علیه النیة. جسم و بدن انسان در مقابل کارهایی که بر اساس نیت و اعتقاد درونی انجام می گیرد احساس ضعف و مشقت نمی کند[4]

 در جریان اسارت زنان اهل بیت پس از قیام خونین عاشورا و همچنین کشف حجاب رضاخانی خاطرات و حکایات تاریخی و ماندگار از مقاومت و پایداری زنان مؤمن و عفیف در مقابل بی حجابی نقل شده است که یک بانو به خاطر اینکه بدون حجاب زهرا از خانه بیرون نیاید خود را هفت سال در خانه زندانی کرد .این حکایت نشان می دهد در برابر دین و ارزش های دینی باید مقاومت کرد .

علاوه بر این مطالب ، زنان مؤمن و عفیفه ، مشکل و سختی و مشقت برای خود احساس نمی کند کسانی این سختی را نمی توانند تحمل کنند ، که می خواهند خود را در مقابل دیدگاه نامحرم قرار دهند یک بانوی تازه مسلمان آمریکا می گوید:

      « در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردی هوا خود را بپوشاند و پوشش بیشتری داشته باشند به طور طبیعی و کاملاً محسوسی در آمریکا ، تجاوز به عنف به زن کمتر می شود لکن در تابستان که زنان علاوه بر گرمای هوا به پیروی از مدهای جلف و فاسد کننده ، خود نیز  دنبال بهانه ای هستند تا هر چه ممکن است لباس خود راسبک نموده و به بهانه گرما ، اعضای حساس بدن خود را به معرض دید مردها قرار دهند تجاوز به عنف نسبت به زنان حتی پیرزنان نیز افزایش می یابد و تا آنجا پیش می رود که در این فصل راهبه ها نیز مورد حمله مردان جنایکار قرار می گیرند[5]

با توجه به مطالب بهترین کار برای حفظ عنف و پاکدامنی این است که حجاب زهرا را بپوشند و به طورکامل رعایت کنند و سختی و مشکلات آن را تحمل کنند تحمل مشکلات و مشقات بهتر از آن است که دین و پاکدامنی و عفت خود را از دست بدهند و" طبق آیات قرآنی حرارت آتش جهنم از حرارت گرمای تابستان بیشتر است[6] " بنا براین زنان مسلمان باید سختی دنیا را تحمل کنند تا در قیامت مزد زحمات و مشقات خود را ببینند و سعی کنند در فصل گرما فقط در زمان اضطرار از خانه خارج شوند .

 شبهه چهارم :

استفاده مکرر از لباس های با رنگ تیره می تواند به افسردگی منجر شود؟

پاسخ: استفاده زن از لباس های تیره و سیاه در خارج از منزل ، باعث  آرامش روحی و روانی افراد جامعه است و طبق نظر روانشناسان رنگ سیاه به معنای "نه" بوده و نقطه مقابل " بله" یعنی رنگ روشن است بنابراین وقتی بانوان در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده می کنند در واقع می خواهند به او " نه " بگویند و در مقابل آنهایی که لباس روشن می پوشند در واقع راهِ نگاه ها را به سوی خود باز می گذارند و آنهایی که لباس های رنگارنگ و جذاب می پوشند خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه های هرزه و آلوده قرار می دهند و از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه مشکی را می بیند دیگر رغبتی برای نگاه کردن ندارد و خود به خود ، نظر را برمی گرداند.در حدیثی نقل شده :

 « حضرت موسی (ع) در یکی از مجالس خود نشسته بود که ناگهان ابلیس در حالی که کلاه رنگین به سر داشت وارد شد وقتی به حضرت موسی (ع) نزدیک شد کلاه رنگین خود را برداشت و به حضرت موسی (ع) سلام کرد . حضرت موسی پرسید تو کیستی ؟ گفت من ابلیس هستم حضرت موسی(ع) گفت : خدا تو را هلاک کند برای چه نزد من آمده ای ؟ ابلیس گفت به خاطر مقام و منزلت تو در نزد خدا آمدم سلامی به تو بگویم آن حضرت سؤال کرد آنچه بر سر داری ( کلاه رنگارنگ) برای چیست ؟ ابلیس در پاسخ گفت : به وسیله آن قلوب فرزندان آدم را می ربابم[7]

بنابراین زن در خارج از خانه به خاطر امنیت و آرامش روحی جامعه و همچنین امنیت و آرامش روحی خود ، در برابر هرزه گویی انسان های هوس باز ، خود را در لباس تیره و چادر می پیچید ولی بیشتر اوقات خود که در منزل است ، از رنگ های دیگر استفاده کند و نظر دین و قرآن اینچنین است که در برابر شوهر زیباترین و روشن ترین و جذاب ترین لباس ها و آرایش ها داشته باشد و از طرف دیگر ، شما اگر نگاه کنید به جامعه غرب امروزی می بیند با اینکه آنها پوشش صحیحی ندارند و از لباس تیره استفاده نمی کنند افسردگی های روحی و روانی در آنان بسیار زیاد است که حتی برای خوابیدن هم از قرص اعصاب و آرام بخش استفاده کنند در حالی که زنان با ایمان و با خدا که پوشش اسلامی را پاس می دارند در کمال سلامتی و آرامش روحی هستند.



[1] - وسایل الشیعه ، ج14 ، کتاب النکاح ، ح1 ، ص114.

[2]

[3] مجله پیام زن ، شماره46 ، ص23 ، دی ماه 74.

[4] - میزان الحکمه ، ج10 ، ص270.

[5] - آئین بهزیستی اسلام ، ج3 ، ص219.

[6] - توبه /81.

[7] - المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء ، ج5 ، ص177.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

رنگ پوشش

به طور کلی رنگ ها بر دو نوع تیره و باز تقسیم می شود و از آنجایی که رنگ های تیره سبب جلب توجه و تهییج نامحرم نمی گردند به همین خاطر زنان مسلمان زنگ مشکی را برای لباس بیرون از خانه ، انتخاب کرده اند زیرا رنگ مشکی  صامت و بدون تحریک به شمار می رود و از هر گونه جلب توجه نامحرم بدور است .

    با توجه به اینکه بانوان مسلمان با استفاده از آیات و روایات و نظرات فقهای بزرگوار در طول غیبت کبری از چادر یا عباء مشکی برای حفظ حجاب استفاده می کنند و مورد خشم دشمنان  و دوستان نااهل در مملکت ما شده است بر آن شدیم در اینجا ، بررسی کنیم که رنگ چادر یا عباء مشکی از چه زمانی آغاز شد و آیا دلیل روایی و عقلی بر آن داریم ؟ و همچنین پاره ای از شبهات دیگری که در مورد چادر مشکی بیان شده است را بررسی کنیم.

رنگ سیاه ، رنگ هیبت و تشخص

خصوصیت رنگ سیاه آن است که رنگ " تشخص و هیبت[1] " است و در میان رنگ ها ابهتی بیشتر دارد.

ابن اثیر می نویسد :

           « ابو مسلم خراسانی روزی خواند مردی را ، برخاست و پرزسید این علامت سیاه که بر سر تو می بینم چیست؟ گفت ابو زبیر از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرد که گفت پیغمبر هنگام فتح مکه ، عمّامه سیاه بر سر داشت و این" لباس هیبت و لباس دولت" است[2]

سیره حلبی آورده است:

 که آن حضرت (ص) در جنگ بدرِ کبری سه پرچم داشتند یکی سفیدو دو تا سیاه ، سفید را به مصعب بن عمیر و دو پرچم سیاه را به مردی از انصار و حضرت علی (ع) دادند[3]

اصولاً به علت شکوه و هیبتی که در رنگ سیاه نهفته است سواد (سیاهی) با سؤود و سیادت (سروری) نه تنها در علم لغت بلکه در جهان خارج نیز همراه و خویشاوندند.

نگاهی اجمالی به نگاه اسلام در باب پوشش مشکی

آنگونه که بعضی از افراد در روزنامه ادعا کردند که از روایات ،  استفاده می شود که حجاب تیره مثل چادر مشکی کراهت دارد  اما این طور نیست .

طبق روایات و اسناد تاریخی در زمان نزول آیه جلباب بدست می آید که رنگ جلباب و چادر قرآنی مشکی بوده و در روایات اهل بیت روایتی که دال بر کراهت داشتن چادر مشکی باشد وجود ندارد علاوه بر آنکه فقهاء بزرگوار همچون صاحب جواه[4]ر و مرحوم خوئی[5] تصریح به ضعف سند این گونه روایات کرده اند و همچنین مرحوم صاحب جواهر فرمودند: که روایات مربوط به کراهت سیاه  پوشی شامل زنان نمی شود  ایشان در کتاب فقهی معروف خود نقل کرده اند:

« طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه ، کراهت پوشش سیاه ، مختص مردان است زیرا شارع مقدس ، پوشش غلیظ تر و بیش تری برای زنان در هنگام مواجهه با نا محرم قرار داده است و رنگ مشکی در مقایسه با رنگ های دیگر به نحو بهتر ، پوشش غلیظ تر را تأمین می کند[6]

رنگ سیاه و قوه جاذبه شخصی

تنها رنگ پوشش  و حجاب ، رنگ سیاه است زیرا هم قوه شهوانی را کاهش می دهد و هم نیروی مانیه تیستی را قطع می کند وآن به این شرح است :

مؤسسات تحقیقاتی کشور های اروپایی در دستیابی به علت احکام اسلامی به تحقیقات دامنه داری دست زده اند که از جمله ، مطالعه روی نیروی مانیه تیستیی بدن انسان بوده است . مانیه تیسم ، نیروی مغناطیسی ( قوه جاذبه شخصی ) است که اطراف ما را فرا گرفته است این قوه مانند نور باریکی ، اطراف بدن را احاطه کرده و بیشتر از سوراخ گوش ، بینی ، دهان و نیز سر انگشتان ، ساطع است این قوه در بدن تمامی انسان ها وجود دارد ولی مقدار و درجات آن فرق می کند این نیرو در بدن زنان و مردان ، مخالف و در نتیجه جاذب همدیگر می شوند و پارچه سیاه ، بهترین وسیله ای است که می تواند دفع کننده این جاذبه باشد از طرف دیگر پوشیدن لباس با نوع انتخاب شده و مهیّج ( پیروی از مدها و رنگ های تحریک کننده ) یکی از قویترین انواع ارتباط غیر کلامی می باشد زیرا همین نحوه لباس پوشیدن و گزینش نوع رنگ ، مقدار زیادی از این امواج ( جاذبه شخصی ) را به طرف فرد مقابل (زن ) جاری ساخته و به طور غیرآگاهانه و غیر ارادی ، ارتباط دو طرفه امواج ، بین دو جنس مخالف برقرار می گردد و در ارتباط دو طرفه مقدار عظیمی از آن انرژی که خداوند تبارک وتعالی در وجود فرد قرار داده بود تا به وسیله آن به کمالات خاص خود و کرامات شایسته دست پیدا کند بیهوده به هدر می رود و فرد ، سرمایه عظیمی را از دست می دهد.

این سرمایه عظیم ، بدون اینکه شخص خبر داشته باشد از کف او می رود مثل وقتی که شارژ باطری د رطول روز خالی شود . روانشناسان رنگ سیاه را به عنوان نتیجه تحقیقات پیشنهاد داده اند به این دلیل که رنگ سیاه ، تنها رنگی است که مانع ارتباط دو طرفه و تلف شدن نیروهاست با توجه به اینکه این نیروهای مغناطیسی طریفینی ، غیر آگاهانه و غیرارادی است آیا می توان نیت را در عدم ارتباط با نامحرم ، بهانه قرار دادند که ما نیتمان سوء نیست؟!

اگر توانستی بعد از اینکه تو را از پشت بام به پائین هُل دادند ، خودت را در هوا با حُسن نیت نگه داری و نیت کنی که نیفتی و نیفتادی ، اینجا هم می توانی نیت کنی که ارتباط برقرار نشود ! بنابراین همانطوری که افتادن از بام یک امر غیر ارادی است  ارتباط دو طرفه شما هم با نامحرم یک امر غیر ارادی است و نیت در آن نقش ندارد لذا باید مانعی که جلوگیر این نیرو است و در مقابل آن قرار داد .

آراستن و زیبایی نزد محارم پسندیده است اما در مقابل نامحرم ، جمال آرایی و لباس آرایی ، تنها عامل از بین برنده نیروهای فعّال به نام جاذبه های شخصی است.

رنگ سیاه و زن مسلمان

از یک طرف ، شارع مقدس ، زن را مقید می کند به اینکه هنگام خروج از خانه و موقع حضور در نزد نامحرم باید متکبّرانه باشد و هیچگونه ارتباط خصوصی بین آن دو برقرار نشود از طرف دیگر در مفهوم بعضی از روایات ، از رنگ سیاه به رنگ تکبر و هیبت و رنگ فرعونی یاد می شود و از طرف دیگر رنگ سیاه از نظر طبیعت ، تنها رنگی است که قطع کننده نیروهای جاذبه شخصی بین دو نامحرم است  بنابراین رنگ سیاه تنها رنگی است که حافظ شخصیت زن و حفظ او از خطرات احتمالی موجود در جامعه است در نتیجه اگر در روایتی ذکر کند که رنگ سیاه را مورد استفاده قرار ندهید باید به موضوع حکم توجه کرد که از کدام مورد ، نهی شده است  مثلاً در روایت ذیل رنگ سیاه برای نماز نهی شده است.

 کلینی نقل می کند:« در لباس سیاه ، نماز نخوانید اما کفش و عباء و عمامه سیاه اشکال ندارد

برای به دست آوردن احکام اسلام تنها مرجع تقلید است که با رجوع به ادله شرعیه از جمله  آیات و روایات می تواند احکام مکلف را به او برساند که از جمله آن احکام ، حکم رنگ سیاه است که با رجوع به مرجع تقلید می توان از هر گونه انحراف در این زمنیه مصون ماند.

 به دلیل اختصاص کراهت پوشش مشکی به مردان ، آن هم در غیر از کفش ، عمامه و عباء حتی یک نفر از فقیهان برجسته شیعه به کراهت چادر مشکی زنان فتوا نداده است بلکه بر عکس بعضی از مراجع مثل رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای  دامت برکاته به عدم کراهت چادر مشکی تصریح کرده اند و بعضی نیز مانند آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله تبریزی بالاتر از عدم کراهت به برتری حجاب با چادر مشکی فتوا داده اند و فرموده اند :

                   « چادر مشکی بهترین نوع حجاب است[7]

 با توجه به اینکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

 « یکره السواد الّا فی ثلاث : الخف و العمامه و الکساء.

 مکروه می باشد لباس مگر در سه چیز :کفش و عمامه و کساء.»

کساء از نظر لغت و به قرینه حدیث "کساء" لباس بلندی است که تمام بدن را فرا می گیرد بنابراین عبای سیاه برای مردان و چادر مشکی برای زنان کراهت ندارد و به نظر می رسد که فقهای بزرگوار شیعه بر اساس همین استثناء کساء ، فتوا به کراهت پوشیدن چادر مشکی نداده اند.

علاوه بر مطلب فوق استفاده رنگ مشکی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان کراهتی ندارد و سیره عملی مردم متدین ، حتی غیرمتدین ، پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری ، خود دلیل بر عدم کراهت می باشد و حتی روایاتی دال بر جواز مطلوبیت پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری وجود دارد[8].



[1] - لباس رسمی شخصیت ها ( از رؤسای جمهور و نخست وزیران گرفته تا قضات و وکلاء و ...) در همه جای دنیا نوعاً سیاه یا سورمه ای سیر است حتط ورزشکاران زمانی که در رژه رسمی شرکت می کنند با کت مشکی یا سورمه ای می پوشند و رنگ رسمی ماشین شخصیت ها نیز مشکی است گذشته از شکوه و تشخص رنگ سیاه بایستی از هیبت و ابهت آن نیز یاد کرد چنانکه ضرب المثل "بالاتر از سیاهی ، رنگی نیست مثلی شایع است " به نوشته مجمع الفرس ، چاووشیانی که قدیم پیشاپیش مرکب شاهان حرکت کرده و دورباش می گفتند سیاه می پوشیدند تا مهیّب نماید و از همین روی به آنان سیاهپوش گفته می شد افزون بر این پرچم شرطگان (شرطیون) به رنگ سیاه بود به علت هیبت و تشخصی که در رنگ سیاه نهفته است جباران برای اظهار جلال و جبروت خویش از سیاه بهره می جستند . از مولای متقیان علی (ع) و نیز از امام سجاد (ع) نقل شده که فرمودند:فرعون سیاه می پوشید و امام صادق نیز نعلین سیاه را جزئی از لباس و شعار جباران شمرده اند چنانکه یکی از انگیزه های بنی عباس در انتخاب شعار سیاه ( به ویژه پس از دست یابی به قدرت و حکومت) بهره گیری از همین خصوصیت بود . بر اساس پاره ای از روایات ، جبرئیل زمانی که می خواست داستان سلطه مهیب و رعب انگیز آل عباس و آل رسول الله(ص) را برای پیامبر بازگو کند در قبایی سیاه ظاهر شد که در میان آن کمربندی بود و بر آن کمربند خنجری آویخته ، پیامبر (ص) هولناک از مشاهده این صحنه پرسیدند این چه هیبتی است که به خود گرفته ای ؟! گفت: این هیبت فرزندان عمویت ، عبا س است ای محمّد (ص) ! وای بر فرزندان  و زراری تو از دست فرزندان عمویت عباس .(به نقل از کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمه نور ، ص34 )

 

[2] -حجاب فاطمی ، وجه و کفین، ص210.

[3] - همان .

[4] - جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص233.

[5] - شرح عروة الوثقی ، کتاب الصلاة ، ج1 ، مکروهات لباس مصلی.

[6] - جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص235.

[7] -مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید ، ج1 ، ص35و 36و38.

[8] - محدث قمی ، سفینةالبحار ، ج1 ، واژه سواد ، ص67.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

در این فصل در مورد ویژگی ها و نوع و زمان پوشش مورد بحث قرار می گیرد و شبهاتی که در مورد چادر است به اجمال مورد بحث قرار می گیرد:

زمان پوشش

دختر خانم ها با اتمام نُه سال قمری به مقام تکلیف نائل می گردند واین زمانی است که باید بدن و موی سر خود را به طور کامل از دید نامحرم بپوشانند و تکالیف شرعی را به طور کامل انجام دهند و از گناهان و معاصی پرهیز کنند و یکی از زیباترین روزهای زندگی یک جوان مخصوصاً دختر خانم ها ، جشن تکلیف است که برای آنها بسیار زیبا و جذاب است و خود را به خداوند نزدیک تر می بینند و مادران عزیز باید توجه داشته باشند که قبل از رسیدن به سن بلوغ ، آنها را آماده برای چنین روزی بکنند و آنها را در سن هفت سالگی تشویق به خواندن نماز و حفظ حجاب بکنند تا آمادگی لازم را در سن نُه سالگی داشته باشند.

ویژگی های پوشش اسلامی

الف) ضخامت

یکی از ویژگی های پوشش دینی ضخامت آن است که به گونه ای باشدکه پوست بدن از زیر آن پیدا نباشد در غیر این صورت پوشش دینی محسوب نمی شود . امام صادق (ع) فرموده اند:

        «مصلحت زن مسلمان نیست که روسری و پیراهن نازک بپوشد[1]

عایشه می گوید :

« خواهرش اسماء با لباس نازک نزد رسول خدا (ص) حاضر شد حضرت از او رو بر گرداند و فرمودند: ای اسماء! وقتی زن به بلوغ می رسد نباید چیزی از بدن او آشکار گردد مگر این و این و اشاره به دو کف دست و صورتش کرد[2]

گروهی از زنان بنی تمیم بر عایشه همسر پیامبر (ص) وارد شدند در حالی که لباس نازک پوشیده بودند عایشه به آنها گفت:

« اگر شما زنان با ایمان هستید این جامه ، لباس زنان مؤمن نیست و اگر ایمان ندارید لباس نازک بپوشید[3]

با توجه به روایاتی که ذکر شد لباس های  نازک و توری ، حجاب قرآنی نیست و زنان چادری که از جوراب های نازک و لباس های نازک استفاده می کنند تحریک آفرینی آنها در نامحرم ، به مراتب بیشتر دیگران است . بنابراین پوشش قرآنی لباس ضخیم است که بدن در آن نمایان نباشد.

ب) سادگی

    یکی از ویژگی های دیگر پوشش دینی ، سادگی و پرهیز از زینت و زواید تحریک آمیز است قرآن کریم از آشکار کردن هرگونه زینت که از جمله آنها لباس های زینتی است نهی فرموده است : " ولا یبدین زینتهنَّ . زن ها نباید زینت خود را آشکار سازند "در اینجا تفاوتی نیست که تزئین لباس به خاطر مد ، دوخت ، رنگ ، تصاویر، و یا زواید و هر چیز دیگر باشد .

حضور جاذبه دار زن در جامعه یک منکر اخلاقی است که قرآن از آن نهی کرده است و زن نباید از پوششی استفاده کند که جاذبه های آن ، جای جاذبه های برهنگی زن را بگیرد .بنابراین چادرها ، مانتوها ، روسری های جالب توجهِ نامحرم ، پوشش قرآنی نیست و پوشیدن آنها ، دور شدن از تقوی در پوشش است و غفلت از یاد خداوند است بنابراین زری دوزی، آویختن گل ، دگمه ها ، چاک های زاید ، مدل های مختلف دوخت ، نازک و کوتاه بودن ، چسبناک بودن بیش از اندازه که سبب تحریکِ نامحرم می گردد حرام است .

لباس های حرام بانوان

در بحث پوشش دینی ، حرمت پوشیدن سه نوع از لباس های زینتی ، توری ، نازک معلوم گردید در اینجا به موارد دیگر از آن اشاره می کنیم و مورد بررسی قرار می گیرد.

 الف ) لباس مهیّج

از جمله ویژگی لباس های تحریک آمیز ، جنس خاص ، رنگ خاص ، مدل خاص و یا تنگی تحریک آمیز است لباس  تنگ از ابعاد مختلفی قابل بررسی است از جمله بُعد بهداشتی آن است . لباس تنگ رابطه پوست بدن و هوای آزاد را قطع می کند و سبب دشواری تنفس بدن می گردد که این خود علت کمبود اکسیژن می شود و از طرفی ، خروج برخی گازهای بدن با اختلال ، روبرو می شود و جریان خون در رگ های سطحی ، دچار مشکل می گردد و خون لازم به برخی از اعضای بدن نمی رسد که در نتیجه ، آثار  سوئی را برای جسم انسان در بر خواهد داشت . بُعد دیگر آن، اثر تحریکی است بنابراین لباس تنگ ، بدن نما است و این ، نه تنها سبب تحریک جنس مخالف می شود که چه بسا روی افراد همنجس نیز تاثیر منفی گذارد از این رو ، فقهاء پوشیدن لباس تنگی که سبب تحریک دیگری شود را حرام می دانند.

همچنین بانوان باید مواظب باشند که با پیچیدن چادر به دور خود و یا پوشیدن مانتو گشاد را با اضافه کردن کمر بند به آن ، آن را به یک لباس تنگ مبدل نسازند.

نظر مراجع

مسئله: مهیّج بودن لباس ، خواه به خاطر رنگ آن باشد ویا مدل آن و یا جنس لباس و یا هرچیز دیگر باشد لذا گاهی ممکن است روسری ، مانتو و مقنعه ویا کفش خانمی به گونه ای باشد که جلب نظر نامحرم کند و مهیج باشد در آن صورت پوشیدن آن جایز نیست[4].( امام ، اراکی، بهجت، فاضل، گلپایگانی ، مکارم )

ب) لباس شهرت

برخی لباس ها به خاطر رنگ ، نقش ، مدل و یا اندازه خاصی ( کوتاه ، بلند ، چاک دار ) سبب شهرت و انگشت نما شدن شخص می گردند پوشیدن چنین لباس هایی بر مرد و زن ِ مسلمان حرام است و یا لباسی که مطابق با عرف جامعه نباشد و پوشنده آن لباسِ غیر متعارف ، انگشت نما شود.

امام صادق (ص) می فرمایند:

 « در پستی مرد، همین بس که لباس بپوشد که او را مشهور کند یا مرکبی سوار شود که سبب شهرت او گردد[5]

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

           «  کسی که لباس شهرت بپوشد خداوند در روز قیامت از وی روی بگرداند[6] 

امام صادق (ع) می فرماید:

         « انَّ الله یبغَضُ شُهرةَ اللباس. خداوند ، لباس شهرت را مبغوض می دارد[7]. »

هیچ فرقی میان مرد و زن در پوشیدن لباس شهرت نیست و روایات شامل هر دو گروه می شود ویکی از حکمتهای  در نهی   از چنین لباسی جلب توجه است.

ج) لباس جنس مخالف

پوشیدن لباس به خاطر جنس ، دوخت ، رنگ یا تصاویر آن ، به زنان ومردان ، اختصاص یافته باشد استفاده از بر جنس مخالف حرام است به عنوان نمونه کلاه ، پیراهن یا کت و شلواری که دوخت یا جنس آن خاص مردان است بر زنان ، حرام است و همچنین کفش و لباس هایی که پارچه ، رنگ یا مدل آن ، ویژه بانوان است بر مردان حرام می باشد.

امام صادق (ع) فرمودند:

           « پیامبر خدا (ص) همواره از شبیه شدن مرد به زن و زن به مرد در پوشیدن لباس نهی فرمودند[8]

متاسفانه در عصر ما به خاطر عَلَم کردن مانتو جای چادر ، بسیاری از لباس هایی که مختص مردان است ، زنان هم روی مانتو از آن استفاده می کنند مانند کابشن و غیره که بانوان مسلمان باید جداً خوداری کنند.

لباس دشمنان اسلام

 یکی دیگر از لباس های حرام لباس انحصاری دشمنان اسلام است که سبب توجه و تقویت فرهنگ و آداب آنها می گردد و اسلام ، مسلمانان را بر حذر می دارد تا مظاهر کفر و روش فکری و فرهنگی آنان را الگو بگیرند .

امام صادق (ع) می فرمایند :

           « خدا به پیامبری از پیامبران ، وحی کرد به قوم خود بگو لباس دشمنان مرا به تن نکنید و غذای دشمنان مرا نخورید و خود را به شکل و قیافه دشمنان من در نیاورید که دشمن من خواهید بود همانگونه که آنها دشمنان من هستند[9]

زنان و مردان مسلمان باید از هر گونه تشبه و هم شکلی با کفار ، در لباس و قیافه ظاهری نظیر اصلاح سر و صورت و هر مورد دیگر اجتناب ورزند که در نتیجه استفاده از لباس کشیش ها ، راهب ها ، هندوها ، پانکی ها ، کروات ها ، صلیب ها ، تراش  ریش ، اصلاح سر به شیوه کفار و امثال آن که تشبه و همانندی با کفار است حرام است[10] بنابراین خانواده ها باید خیلی مواظب باشند در خرید لباس هایی که با آثار و علائم ، خط و تصاویر ، جنس و مدل های غربی همراه است اجتناب کنند.




[1] - وسائل الشیعه ، ج3 ، ص281.

[2] - سنن ابی داوود ، ج4 ، ص64.

[3] - تفسیر قرطبی ، ذیل آیه 59 /احزاب.

[4] احکام روابط مرد و زن ، ص131.

[5] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص354.

[6] -جمع الزوائد ، ج5 ، ص135.

[7] - وسائل الشیعه ، ج3، ح1 ، ص354.

[8] - همان ، ص355.

[9] - همان ،ج11 ، ص111.

[10]م فی شرح شرایع الاسلام ، ج8 ، ص233.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

حجاب و نهضت عاشورا

در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقش عظیم داشتند در عین عفاف و حیاء و با شکوهِ پوشش ، آنان در اوج مصائب و سختیها ، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت ، معلم بی بدیل شهادت ، امام حسین را که در آستانه رفتن به میدان نبرد ، آویزه گوش قرار دادند که فرمودند:

             « آماده مصیبت باشید لباس های خود را بپوشید و بدانید خدا حامی شماست و از شما محافظت 

               می کند و از شر دشمنان نجاتتان می دهد و عاقبت امورتان ختم به خیر می کند[1]

اما خود ابی عبدالله نیز برای حفظ کرامت و حجاب زنان در کربلا ، تدابیری را بر گزیدند:

     اول : اینکه امام دستور دادند که اصحاب و یاران ، خندقی در اطراف خیمه ها بکنند و هیزم جمع آوری کردند و صبح آن روز آن را آتش زدند برای اینکه دشمن از پشت به خیمه های زنان حمله نکند و در امان باشند.

     دوم: اینکه امام دستور دادند که خیمه ها را در کنار هم ، در عقب جبهه قرار دادند و با طناب آنها  را  محکم بستندکه دیرتر دشمن به خیمه های بانوان برسند .

     سوم: اینکه خود ابی عبدالله وقتی خبر شایعه دشمن ، که ریختند به خیمه ها را شنیدند سراسیمه به خیمه برگشتند و تا زنده بودند اجازه ندادند که دشمن ، تعرضی به خیمه بانوان کنند.

این موارد اهمیت حجاب و حیاء و پاکدامنی رامی رساند و خود بانوان حرم ، چه زیبا سفارشات ابی عبدالله (ع) را برای پاس داشتن حرمتشان به گوش جان سپردند که وقتی دیدند یزیدیان و بنی امیه ، اسیر زرق و برق دنیا هستند تمام زیورآلات خود را به سوی آنان پرتاب کردند  تا در پی غارت آنان ، قدری بیاسایند .

     فاطمه بنت الحسین بعد از هوش آمدن از حضرت زینب (س) چنین درخواست می کند:

 « هل من خِرقَةٍ أَستُرُ بِها رأسی عن أَعیُن النُّظار.آیا تکه پارچه هست تا بپوشانم به وسیله    آن ، سرم را از چشم های نظار[2]       

و یا سکینه همان دختر جوان ابی عبدالله در میدان قتلگاه کنار گُشته پدر ، قبل از اینکه دردهایش را با پدر بگوید اینگونه سخن می   گوید : « یا ابتا اُنظر إلی رؤوسِنا المکشوفَةِ[3] .  پدر جان بنگر به سرهای برهنه ما

   و این جمله آغاز درد و دل دختر با پدر است و می فهماند که جانگدازترین مصیبت در سرزمین کربلا همین بلاء و مصبیت است و زمانیکه بانوان حرم بعد از غارت خیمه های آل الله از عمر سعد درخواست بازگرداندن پوششها می کنند و این اهمیت حجاب را می رساند که زنان اهل بیت ، تمام مصایب را کنار می گذارند و از دشمن خدا ، بازگرداندن پوشش ها را طلب می کنند.

 « و سَأَلَتهَ النِسوةُ لِیَسترجع ما أُخِذَ منهنَّ لِیَستَترنَ بِه.

 زنان از او خواستندتا لباس های غارت شده آنان را به ایشان بازگرداند تا خود را بپوشانند ، عمربن سعد گفت : کسی که از متاع این زنان چیزی برداشته بازگرداند[4]

ام کلثوم از جمله زنانی است که این امر عفت و حجاب را پاس می دارد و در بدو ورود به دمشق تقاضایش را چنین ابراز می کند:

       « دَنَت امِّ کلثوم من شمرٍ و قالت لهُ لی الیک حاجةٌ : قال ما هی ؟ قالت: إِذا دخلَت بنا البلد فَأَحمَلنا فی دربٍ قلیلٍ النظاره و نقدم أن یخرجوا هذه الرؤوس من بین المحامل و یُنجُونا عنها فَقد خذینا من کثرة النظر إلَینا و نحن فی هذه الحال فأمر بضد ما سئلَه بَغیاًمنه و عُتواً و سلَکَ بِهم علی تلک الصفة حتی وَصَلوا باب دمشق حیث یکون السبی.

ام کلثوم  نزد شمر آمد و فرمود: ای شمر به تو حاجتی دارم پرسیدچیست؟ ام کلثوم فرمودند : چون ما را به شهر در آوردی از دری که نظاره گران اندک باشند و به آن ، مردم که همراه تو هستند بگو؛ سرها را از میان کجاوه ها ببرند و ما را از اینان رها کنند ، ما با اینحال و نگاه های فروان ِ خیره آنان شرمنده می گردیم امّا آن ستمگر از سر ستمگری و گردنکشی ، ضد آنچه را خواستند انجام داد و با همین حال به دروازه دمشق وارد شدند در حالی که اسیران را نگاه می داشتند[5].

    رسالت عظیم اهل بیت در حفظ پوشش ، ام کلثوم را وامی دارد که از دشمن تقاضا کند ، نظاره گری خاندان رسول اکرم (ص) را کاهش دهد و برای استتار خود از سر عزیزانش کمک می گیرد اما دشمن تقاضا را رد می کند تا ضربات روحی را بطور کامل  وارد سازد غافل از اینکه روح آزرم و حیاء در رگ های این بزرگواران دمیده است لذا این پیام ، توسط سکینه دختر امام حسین به یکی از صحابه می رسد تا به گوش زنان در همه عصرها برساند. 

« سهل بن ساعدی گفت : بر دروازه دمشق رفتم بیرق هایی  پی در پی پیدا شدند و سواری دیدم که بیرقی در دست داشت ، پیکان از بالای آن بیرون آورده سری بر آن بود روشن ، شبیه ترین مردم به رسول خدا و ناگاه دیدم از پشت سرِ وی زنانی بر شترانی بی روپوش سوارند ، نزدیک شدم و از نخشتین زن پرسیدم کیستی؟ گفت: سکینه بنت الحسین ، گفتم : حاجتی داری تا برآورم ؟ من سهل بن سعد ساعدی هستم ، جد تو را دیدم و حدیث او را شنیدم . گفت ای سهل به حامل این سر بگو که آن را پیشتر ببرد تا مردم مشغول نگریستن آن شوند و به حرم رسول اکرم (ص) نگاه نکنند . سهل گفت : چهارصد دینار دارم تا آن را انجام دهد[6]

زینب پیام آور این حماسه خونین و قافله سالار این پیامبران نور است که با تمام شکوه و شهامت در مجلس یزید بپاخاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که :

         «أَمِنَ العدل یا ابن الطُلَقاء  تَحذیرُک حَرائِرَک و إِمائَک و سَوقک بناتِ رسولِ الله (ص) سبَایا ، قد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ و أَبدَیتَ وجوهَهُنَّ.....

ای فرزند آزاد شدگان ! آیا این از عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا (ص) را در میان نامحرمان ، به صورت اسیر حاضر نمایی ؟ تو زنان وکنیزان خود را در حرمستر و پوشش نگاه داری ، ولی خاندان رسالت را با دشمنانشان در شهر ها و آبادی ها بگردانی تا بادیه نشینان ، نزدیکان ، بیگانگان ، ارذل و اشراف ، آنان ببینند در حالی که از مردان آنان کسی همراهشان نیست....[7]»

سکینه دختر امام حسین (ع) در همان مجلس یزید به گریه می اُفتد و زمانیکه یزید علت آن را جویا می شود می گوید:

          « کیف لا یبکی من لیس لها ساتر یستتر وجهها عنک و عن جلساء مجلسک ...

           چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود را از تو و حضار مجلست بپوشاند[8] 

اینها همه نشانگر آن است که این ، بزرگواران و راست قامتان در همه ابعاد زندگی اُسوه اند در ایمان و عمل ، تعمد و تعبد ، حراست از جایگاه والای زن و پاس داشتن عفاف و حفاظت از مکانتِ انسانیِ زن های مسلمان ، پس ای ! بانوان محبِّ اهل بیت ، الگوی خود را حضرت زهرا (س) و زینب کبری (س) قرار دهید و مانند آنها ، جایگاه والای زن که به فرموده پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر پایِ مادران است و به فرموده امام راحل : از دامن زن ، مرد به معراج می رود _ حفظ و حراست نماید که این برای زنان مهمترین وظیفه و مسئولیت است در دنیا و انشاء الله در آخرت از شفاعت آنها بهره مند شوند.

1)                              3) سیره مستمره زنان مسلمان

با توجه به تاریخ و گذشت زمان از ظهور اسلام در می یابیم که زنان مسلمان ، بعد از نزول آیات حجاب در پوشش کامل حجاب اسلامی در آمدند و این سیره از آن زمان تا به حال چنین بوده است و این می فهماند که سیره زنان مسلمان رعایت کامل حجاب بوده است که متاسفانه از زمان قاجار به بعد کم کم رنگ و بوی حجاب از بین رفت و در زمان رضا خان به اوج خود رسید و در زمان انقلاب اسلامی با ترفندهای دیگر زنان را از حجاب قرآنی که چادر است جدا کنند و به بهانه دست و پاگیر بودن چادر را کنار زدند و جای آن ، مانتو را عَلَم کردند چون می توانند با انواع مدل ها به اهداف شوم خود برسند.



[1]- نفس المهموم ، ص 355.

[2] - سوگنامه آل محمّد (ص) ، 378 –بحار الانوار ، ج45 ، ص61 .

[3] - حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص 136.

[4] -قصه کربلا ، ص385 – ارشاد شیخ مفید ، ج2 ، ص113.

[5] - نفس المهموم ، ص239 – مقتل الحسین ، ص222.

[6] - نفس المهموم ، ص241.

[7] - لهوف ، ترجمه عقیقی بخشایشی ،217.

[8] - سوگنامه آل محمد ، ص457 – معالی السبطین ، ج2 ، ص163.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1391 توسط قاسم یزدی

      با توجه به روایات زیادی که در این مورد بیان شده به دست می آید که از نظر شارح حجاب یک امر مقدس و با ارزش است که زنان ، با حجاب ارزشمند می شوند اینها پاره ای از کلمات معصومین بود که گذشت اما سیره عملی اهل بیت پیرامون حجاب چیست ؟ که در اینجا به آن می پردازیم.

 

ب ) سیره عملی

حضرت زهرا و حجاب

حضرت زهرا سلام الله علیها مظهر عفاف و تقوی ، سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید:

«   " ما خیرٌ للنساء" چه چیز برای زنان از همه بهتر است ، یاران ندانستند ، امیرالمؤمنین خدمت حضرت فاطمه سلام الله علیها آمدند و آن حضرت پاسخ دادند " خیرٌ لَهُنَّ أَن یَرَینَ الرجال و لایَرونَهُنَّ" از همه چیز بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را" و چون حضرت علی (ع) بازگشتند و پاسخ را دادند حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند: "من عِلمَکَ هذا" چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد ! عرض کردند : فاطمه سلام الله علیها ، حضرت فرمودند: " إِنَّها بَضعَةُ مِنِّی" او پاره تن من است[1]

در روایتی دیگر آمده:

« رسول اکرم (ص) از اصحابشان سئوال فرمودند: زن چیست؟ جواب دادند عورت است حضرت فرمودند : چه وقت به خدا نزدیکتر است ؟ پس ندانستند! چون حضرت زهرا سلام الله علیها این مطلب را شنیدند فرمودند: نزدیکترین حالت زن به پروردگارش زمانی است که ملازم قعر خانه اش باشد ، آنگاه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: فاطمه (س) پاره تن من است[2]

      زهرای اطهر برترین الگوی زن و عالیترین چهره بشریت ، زمانی که دید در حقّ امام خویش ستم شده از محدوده خانه خارج شده و در اجتماع حضور می یابد و با بلیغ ترین جمله ها ، از حقّ و حقیقت دفاع می کند امّا با نهایت حیاء و عفاف حضور می یابد .

      در احتجاج مرحوم طبرسی کیفیت حجاب و پوشش زهرا سلام الله علیها را ، هنگامی که می خواستند به مسجد بروند برای محاجه با ابی بکر، درباره غصب فدک و خلافت و غیر آن بدین شرح است.

« هنگامی که ابوبکر و عمر اتفاق کردند بر منع حضرت زهرا (س) از فدک و این خبر به آن حضرت رسید مقنعه خویش را به سر پیچیدند و خود را در میان عبا قرار دادند و اطراف خود ، از سر و صورت و سایر بدنشان را تا پاهایشان به آن پوشانیدند و رو کردند به جانب مسجد ، در میان یاران و خدمتگزاران و زنان بنی هاشم و به قدری پوشش ایشان بلند بود که هنگام راه رفتن ، پایشان را به دامن آن می نهادند و مانند رسول الله (ص) راه می رفتند تا وارد شدند در مسجد بر ابی بکر که در میان گروهی از مهاجر و انصار و غیره بود بعد پرده ای در مقابل آن حضرت کشیده شد و نشستند ، سپس ناله ای بر کشیدند که جمعیت به گریه و ضجه در آمد پس حضرت کمی آرام شدند تا از شیون مردم کاسته شد سپس شروع به سخنرانی نمودند با حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر (ص) ، باز جمعیت گریه کردند پس از آنکه آرام شد ، به سخن خود تا آخر خطبه معروفه و احتجاجاتشان با ابی بکر و سایرین ادامه دادند[3]

صاحب کتاب " درس حجاب " پس از بیان این مطلب می نویسد چند نکته در مورد حجاب دختر پیامبر را متذکر می شود.

1)     با مقنعه حضرت سرشان را پوشاندند.( همانطوری که در آیه 31 سوره نور آمده است)

2)  خود را تماماً از سر و صورت تا همه روی پاهایشان را با عبا ( به اصطلاع عرب ها) و چادر( به اصطلاع فارس ها ) پوشاندند. (همانطوری که در آیه 59 سوره احزاب آمده است)

3)  هنگامی نشستن در مسجدی که مردم در آن حضور داشتند نخست پرده ای در مقابل ایشان کشیده شد و از پس پرده آن حضرت ، سخنرانی کردند. (همانطوری که در قرآن آمده از " من وراء حجاب " سخن بگو)

4)     هنگام سخنرانی در وسط جمعی از زنان قرار داشتند و جدا و مشخص ، خود را قرار نداده بودند.

این مطالب برای زنان شیعه بزرگترین درس حجاب و حیا و پاکدامنی است که عمل به موجب قدر و منزلت یک زن مسلمان است هر چند زنان ما قدرت و توان این گونه حجاب را ندارند ولی باید خودشان را به آن بانوی دو عالم نزدیک کنند ان شاء الله.

       حضرت زهرا (س) حتی برای بعد از رحلت و شهادت خود دستور دادند قامت بی جانش را در حفاظی قرار دهند که حجم بدن ، نمایان نباشد.

« اسماء بنت عمیس می گوید روزی فاطمه به من فرمودند من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر آن می افکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناراضیم . اسماء گفت من در سرزمین حبشه چیزی را دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل می کنند ، شاخه هایی از درخت نخل را بر می دارند و به صورت تابوت مخصوص در می آورند و پارچه ای ، روی چوبه های آن می افکنند سپس بدن را درون آن می گذارند ، به گونه ای که بدن پیدا نمی شود هنگامی که حضرت این مطالب را شنیدند ، تبسم نمودند و این تنها تبسم آن حضرت بعد از وفات رسول خدا (ص) بود[4]

به همین خاطر حضرت زهرا سلام الله علیها به امیرالمؤمنین چنین وصیت می کند :علی جان ! برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه ، بدنم پیدا نباشد و طرز ساختن آن ، چنین و چنان باشد[5]. 

حضرت به خاطر آن همه عظمت و جلالت و حراست از جایگاه بلند عفاف در زندگی ، چون وارد معشر و قیامت می شود فریاد بر خواهد آمد که:

       « یا معشر الخلائق غَضُّوا أَبصارِکُم حتی تجوز فاطمه بنت محمّد (ص).

         ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه دختر رسول اکرم عبور نماید[6]

استاد جوادی آملی در ذیل این روایت چنین می فرمایند:

        « این امر نَه  برای آن است که شما نامحرمید و اجازه دین آن حضرت را ندارید زیرا در قیامت تکلیفی و حرمت و حلیتی و غیره نیست بلکه وقتی آن حضرت با آن جلال می گذرد اهل محشر توان دیدن آن را ندارند[7]

با توجه به اینکه حضرت می دانستند بدنشان را در شب تشیع می شود ولی باز ناراحت بودند این اهمیت بحث حجاب و عفت و حیاء را می رساند که این درسی است برای زنان عالم که همچون الگویی با ارزشی را دارند.

حضرت زینب و حجاب

      در اینجا به یک روایت پیرامون سیره عملی حضرت زینب در مورد حجاب و اهمیت آن اشاره می کنیم:

« یحیی مازنی گفت: مدت زیادی در مدینه در همسایگی خانه حضرت امیرالمؤمنین بودم نزدیک خانه ای که زینب دختر علی (ع) در آن سکونت داشت به خدا قسم نه شخص زینب سلام الله علیها را دیدم و نه صدای او را شنیدم هرگاه می خواست برای زیارت قبر جدش رسول الله (ص) از خانه خارج شود  شبانه می رفت و حضرت امام حسن (ع) از طرف راستش و امام حسین (ع) از طرف چپ او و حضرت امیرالمؤمنین (ع) پیشاپیش او حرکت می کردند و وقتی نزدیک قبر شریف ، می رسیدند امیرالمؤمنین (ع) جلوتر می رفتند و قندیل ها را خاموش می کردند . یکبار امام حسن (ع) دلیل این کار را سئول کردند؟ حضرت فرمودند: می ترسم به خواهرت زینب نگاه کند[8]

پیروی از آن بزرگواران و الگوگیری از آن حضرات در گرو آن است که زن مسلمان ، چون آنها ، حقّ را پاس داشته و بسان آنها از عفاف و حرمتش ، حراست کند و همانند آن حضرات ، پوشش کامل حجاب را رعایت کنند که با این عمل ، رضایت خدا و اولیائش را کسب خواهند کرد .




[1] -حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص131 ، به نقل از حلیة الاولیاء ج2 ، ص40.

[2] - فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی ، ح 24 ، ص 273.

[3] -حجاب فاطمی ، وجه و کفین ، ص52به نقل از درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا ، ص26.

[4] -ذخائر العقبی ، ص54.

[5] -بحا الانوار ، ج42 ، ص192.

[6] - همان ، ج43 ، ص221.

[7] - زن در آینه جلال و جمال ، ص171.

[8] - فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفی ، ص642.

[9]- نفس المهموم ، ص 355.

[10] - سوگنامه آل محمّد (ص) ، 378 –بحار الانوار ، ج45 ، ص61 .

[11] - حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص 136.

[12] -قصه کربلا ، ص385 – ارشاد شیخ مفید ، ج2 ، ص113.

[13] - نفس المهموم ، ص239 – مقتل الحسین ، ص222.

[14] - نفس المهموم ، ص241.

[15] - لهوف ، ترجمه عقیقی بخشایشی ،217.

[16] - سوگنامه آل محمد ، ص457 – معالی السبطین ، ج2 ، ص163.





ه ) زیورآلات

یکی دیگر از موارد تبرج و خودنمایِ که منجر به بدحجابی در جامعه می شود نشان دادن زیورآلات به دیگران است پیامبر دراین مورد می فرمایند.

قال النبی (ص):

أصابَتکم فِتنةُ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم وَ إِنَّ أَخوَفَ ما أَخاف علیکم فتنة السَّرّاءِ مِن قِبَلِ النساءِ إِذا تَسَوَّرنَ الذَّهَبَ وَ لَبِسنَ رُبُطَ الشام وعَصبَ الیَمَنِ وَ أَتعَینَ الغَنِیَّ و کلَّفنَ الفقیرَ ما لا یَجِدُ.

فتنه کمبود را دیدید و صبر کردید و من از رفاه بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید ، هنگامی که النگوی طلا و پارچه های فاخر به تن می کنند و توانگران ( اگر شوهر توانگر دارند ) را به زحمت اندازند و از فقیر ( اگر شوهری فقیر دارند ) چیزی که بدان دسترسی ندارند بخواهند[1]   

و)تشابه به کفار

عمده ترین عامل برای بی حجابی یا بدحجابی زنان در جامعه این است که می خواهند خود را شبیه به کفار کنند با وجود اینکه رسانه های جمعی به راحتی در دسترس است و با توجه به زرق و برق دار بودن مد های جدید ، متاسفانه جامعه عزیز ما را هم در بر گرفته است  و هر روز مدلهای جدید با نابودی ارزش های اسلامی و انسانی همراه است که باید با نشر معارف نبوی و علوی جلوی این هجوم دشمنان را گرفت.

قال الامام علی علیه السلام:

«لا تزال هذه الأُمةبخیرٍ ما لَم یَلبِسوا لِباسَ العَجَم و یَطعَمُوا أَطعَمِةَ العجم فإذا فَعَلوا ذلک ضَرَبَهَمَ اللهُ بالذُّلّ.

امور این امت همیشه به خیر و نیکی خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذاهای آنان را نخورند و آن زمانی که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نمودند خداوند آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد.[2]»

ه ) زیورآلات

یکی دیگر از موارد تبرج و خودنمایِ که منجر به بدحجابی در جامعه می شود نشان دادن زیورآلات به دیگران است پیامبر دراین مورد می فرمایند.

قال النبی (ص):

أصابَتکم فِتنةُ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم وَ إِنَّ أَخوَفَ ما أَخاف علیکم فتنة السَّرّاءِ مِن قِبَلِ النساءِ إِذا تَسَوَّرنَ الذَّهَبَ وَ لَبِسنَ رُبُطَ الشام وعَصبَ الیَمَنِ وَ أَتعَینَ الغَنِیَّ و کلَّفنَ الفقیرَ ما لا یَجِدُ.

فتنه کمبود را دیدید و صبر کردید و من از رفاه بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید ، هنگامی که النگوی طلا و پارچه های فاخر به تن می کنند و توانگران ( اگر شوهر توانگر دارند ) را به زحمت اندازند و از فقیر ( اگر شوهری فقیر دارند ) چیزی که بدان دسترسی ندارند بخواهند[3] 

5) ضعف اعتقاد به عقوبت اُخروی

یکی دیگر از عوامل بدحجابی در جامعه به خاطر این است که آگاهی و شناخت به عالم آخرت ندارند و یا اگر هم داشته باشند ، اما باور ندارند در اینجا روایتی را از پیامبر أَعظم نقل می کنم.

« حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند: من و فاطمه سلام الله علیها داخل شدیم بر رسول خدا (ص) و او را در حالیکه شدیداً گریه می کردند ، مشاهده نمودیم به ایشان گفتیم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله (ص) ، چه چیزی شما را به گریه واداشته ؟ حضرت (ص) فرمودند: یا علی (ع) در شب معراج که به آسمان رفتم زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم و آنها را نشناختم لذا گریه کردم برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم و بعد فرمودند:

زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید!

زنی را دیدم که به زبانش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید!

زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود!

زنی را دیدم که دو پایش به دست هایش بسته و بر او مارها و عقرب ها مسلط بودند!

زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیرش زبانه می کشید!

زنی را دیدم که به صورت کر و لال و کور ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج می شد و بدن او به صورت جذام و برص می بود!

زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند در حالی که در تنوری از آتش بود!

زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب بوسیله قیچی هایی از آتش جدا می کردند!

زنی را دیدم که صورت و دست هایش آتش گرفته بود در حالی که روده هایش را می خورد!

زنی را دیدم که سرش ، سر خوک و بدن او بدن اُلاغ و بر او هزار هزار انواع عذاب بود!

زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش از عقب او خارج می شد و ملائکه به وسیله گرز آهنینی از آتش بر سر و بدنش می کوبند!

بعد فاطمه سلام الله علیها خطاب به پدر فرمودند: حبیب من ! نور چشم من! به من بگو که این زنان ، عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمودند:

آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.

آن زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت می کرد.

اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، برای این بود که از همبستری شدن با شوهرش خودداری می کرد.

اما آن زنی که پاهایش به دست هایش بسته بود و مارها و عقرب ها بر او مسلط بودند ، برای این بود که در حال نجاست وضو می گرفت و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و در هنگام جنابت و حیض ، غسل خود را انجام نمی داد و در نمازش نیز سستی می کرد.

اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، برای این بود که بدنش را برای مردم زینت می کرد.

اما آن زنی که کر و کور و لال بود ، برای این بود که از راه زنا بچه دار می شد و به گردن شوهرش می انداخت.

آن زنی که با پاهایش آویزان بود ،برای این بود که از خانه بدون اذن و اجازه از شوهرش خارج می شد.

اما آن زنی که گوشت بدنش را با قیچی جدا می کردند ، برای این بود که خودش را بر مردان عرضه می کرد.

اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت در حالی که روده هایش را می خورد، برای این بود که در عمل منافی عفت واسطه بود.

اما آن زنی که سرش ، خوک و بدنش اُلاغ بود ، برای این بود که سخن چین و دروغگو بود.

اما آن زنی که به صورت سگ بود ، برای این بود که آوازه خوان و حسود بود.

 بعد رسول خدا (ص) فرمودند : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد.[5]»

      با توجه به روایات زیادی که در این مورد بیان شده به دست می آید که از نظر شارع مقدس، حجاب یک امر مقدس و با ارزش است که زنان ، با حجاب ارزشمند می شوند اینها پاره ای از کلمات معصومین بود که گذشت اما سیره عملی اهل بیت پیرامون حجاب چیست ؟ در مطالبی بعدی آورده می شود منتظر باشید.



[1] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[2] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.

[3] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[4] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.

[5] -وسایل الشیعه ، ج14 ، ص156.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 

4)تبرج و خود نمایی

عامل مهم دیگر برای بی حجابی ، تبرج و خود نمایی است که روایات پیرامون آن را در چند بند ، به اختصار می آوریم.

           الف) لباس نازک و بدن نما

 قال النبی (ص) :

  « صفتان من أهل النار لم أرَهُما : قومٌ مَعَهُم سیاطٌ کَأَذنَاب البقر یَضربون بِهَا النّاس و نساءٌ کاسیاتُ عاریاتٌ، مُمیلاتٌ ، مائلاتٌ ، رَؤُوسُهُنّ کأسنِمَةِ البُحتِ المائِلَةِ، لایدخُلنَ الجَنّة ولایَجِدنَ ریحها ، و إنَّ ریحَها لَیُوجَدَ مِن مَسیرَةِ کذا وکذا.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : دو گروه از دوزخیان را من ندیده ام . گروهی که تازیانه هایی مانند دُم گاو در دست دارند و مردم را با آن می زنند و گروه دیگر ، زنانی هستند که در حالی که پوشیده اند اما برهنه اند ، کجراهه می روند و دیگران را  نیز به کجروی تشویق می کنند ، موی سرهایشان همچون کوهان شتر فروهشته است اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله چندان و چندان(فاصله دور ) به مشام می رسد استشمام نمی کنند[1]                                                                                              و روی الأصبغ بن نباتة عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال : سمعته یقول:

« تظهرُ فی آخرالزَّمان و هو شَرُّ الأَزمِنَةِ نسوَةکاسیات عاریات مُتَبَرِّجات ، من الدّین خارجاتٌ وَ فی الفتَن داخلاتٌ و لِلشَّهَواتِ مائلاتٌ وَ الَی اللَّذاتِ مُسرِعاتٌ، مُستَحِلّاتٌ للمُحَرَّماتِ و فی جهنَّمَ خالِدات.

امام علی (ع) می فرمایند : در آخرالزمان که بدترین زمان هاست ، زنانی هستند که در حالی که پوشیده اند ، برهنه اند ( لباس نازک و بدن نما به تن دارند ) با خودآرایی از خانه بیرون می آیند ، آنها از دین بیرون رفته اند و در فتنه ها داخل شده اند ، به شهوات تمایل دارند و به سوی لذات نفسانی می شتابند ، حرام های الهی را حلال می شمارند اینان در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار خواهند شد[2]                  

عن ابی عبدالله علیه السلام قال : قال رسول الله (ص) :

« من أطاع َ إمرَأَتَهُ أکَبَّهُ اللهُ علی وَجهِهِ فی النار .قیل : و ما تِلک الطاعة؟ قال : تَطلُبُ إلیه الذُهاب الی العُرُساتِ وَ العیداتِ و النّایحات و الثیاب الرَّقاق فیُجیبُها.

امام صادق علیه السلام می گویند : رسول خدا (ص) فرمودند : کسی که از زنش اطاعت کند ، خداوند او را به صورت در آتش می اندازد. پرسیدند : اطاعت در چه چیزی ؟ فرمودند اینکه زن در خواست رفتن به حمام ها ، عروسی ها ، مراسم عید و جشن ها و عزاداری ها با لباس های نازک و بدن نما از شوهر خود داشته باشد و شوهرش از او اطاعت کند[3]     

قال النبی (ص):

« یا أسماءُ إنَّ المرأة إذا بَلَغت المحیض لم تَصلُح أَن یُری منها إلّا هذا و هذا ( و أشارَ الی وَجهِهِ و کَفَّیهِ)

عایشه همسر پیامبر (ص) می گوید : خواهرش اسماء در حالی که لباس نازکی پوشیده بود نزد پیامبر اعظم آمد آن حضرت روی از او بر گرداند و فرمود " ای اسماء ؛ وقتی زن به سن بلوغ رسید نباید از بدن او جز این و این ( در حالی که به دستش تا مچ و صورتش اشاره می کرد ) دیده شود[4]

       امیر المؤمنین فرمودند:

« علیکم بالصَفیق فإنَّ مَن رقَّ ثوبُهُ رَقَّ دینُهُ.

 پوشیدن لباس ضخیم بر شما لازم است زیرا کسی که لباسش نازک و بدن نما باشد دینش نیز ضعیف و نازک است[5]

نهی النبی (ص):

« إنَّ تتزَیّن المرأةُ لِغیر زوجها فإن فعلت کان حقّاً علی الله أن یُحرقِها بالنّار.

پیامبر اعظم نهی کردند زن ، خود را برای غیر شوهر آرایش نماید اگر چنین کند بر خداوند سزاواراست که او را در آتش دوزخ بسوزاند[6]

با توجه به این روایات و روایات دیگری از اهل بیت نشان می دهد که زنان مسلمان شأن و مقام شان بالاتر این است که خواسته باشند خود نمایی کنند گرچه می دانند شیطان در کمین است که با خودنمایی ، دینشان را از آنها بگیرد و دلبستگی به این دار فانی داشته باشند و قیامت را فراموش کنند.

      ب) زینت و آرایش

از دیگر موارد بی حجابی در جامعه این است که زنان می خواهند زینت و آرایش خود را به رخ دیگران بکشانند و خود را بر دیگران عرضه کنندکه متاسفانه کشور عزیز ایران در ردیف پر مصرف کننده وسایل آرایشی در دنیا است در اینجا به چند مورد از روایاتی که مذمت کرده با این حالت ، زنان از خانه خارج شوند.

 قال النبی (ص):

سَیَأتی من بعدی اقوام یأکُلُون طیبَ الطَّعام و ألوانَها و یرکبونَ الدَّوابَّ و یَتَزیَّنونَ المرأةِ لِزَوجِها و یَبَرَّجنَ النساءُ و هم مُنافقوا هذه الأُمةِ فی آخرالزمان ؛ یابن مسعود : یَأتی علی النّاس زمان صابر علی دینه مِثلُ القابض ِعلی الجَمرةِ بِکَفِّهِ.

 پیامبر أَعظم به یکی از اصحاب خود به نام ابن مسعود فرمودند: به زودی ، روزگاری می رسد که مردمانی ، غذاهای رنگارنگ می خورند و با سوار شدن بر مرکب ها، خود را مانند زنان آرایش    کرده اند و زنان با آرایش و خودنمایی به خیابان ها می آیند اینان منافقین این امت هستند در آخرالزمان... ای پسر مسعود ؛روزگاری خواهد آمد که پایداری در دین مانند آن است که شخص دیندار بخواهد قطعه ای از آتش را در دست خود نگه دارد[7]

قال النبی (ص) :

         « أیُما إمرأَةٍ نَزَعَت ثیابها فی غیر بَیتِها خَرَقَ اللهُ عزَّو جَلَّ عنها سِترَهُ.

            هر زنی که لباس خود را در جزء در خانه خود بیرون آورد خداوند پرده خویش را از او بر می گیر[8]د.»

قال رسول الله (ص):

« المرأةَ إذا خرجت مِن بابِ دارِها مُتَزَیَّنَةً مُتَعَطَّرَةً و الزوجُ بذلک راضٍ ، یبنی لِزوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فی النار.

زنی که آرایش کرده و عطر زده از خانه بیرون آید و شوهرش به این کار راضی باشد برای هر گامی که زن در بیرون خانه بر می دارد ، خانه ای در آتش برای شوهرش می سازد[9]

از پیامبر اکرم نقل کرده اند:

« یا حولاء لا تُبدئ زینتک لِغیر زوجک. یا حولاء لاتَحِلُّ لإِمرأةِ أَن تَظهَرَ مَعصَمَها لِرِجُلِ غیرَ بَعلِها و إذا فَعَلَت لم تَزَل فی لعنةِ الله و سخَطِهِ و غضب اللهُ علَیها و لَعنَتَها ملائکةُ اللهِ و أعِدَّ لَها عذاباً أَلیماً.

ای حولاء : زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار مکن ، ای حولاء حلال نیست زن مچ و قدم های خود را برای مردی ، غیر از شوهرش آشکار کند و اگر مرتکب چنین گناهی شد همیشه مورد لعن و غضب الهی و فرشتگان الهی است و عذاب دردناکی برای او مهیا شده است[10]

ج ) خوشبو کردن

یکی دیگر از عوامل تبرج و خودنمایی ، خوشبو کردن است که خود ، موجب جلب مردان است اگرچه خوشبو کردن مختص زنان بی حجاب نیست و زنان باحجاب هم ممکن است استفاده کنند ولی بیشتر زنان بی حجاب و بدحجاب در بر می گیرد و به طور غیر مستقیم موجب بدحجابی می شود به چند روایت اشاره می کنیم.       

قال النبی (ص):

« أَلمرأةُ إذا خَرَجَت من بابِ دارها مُتَزَیَّنةً مُتَعَطَّرَةً وَ الزَّوجُ بذلک راضٍ یُبنی لِزَوجِها لکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فی النار.

هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود در حالی که شوهرش به این کار راضی باشد خداوند برای هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در دوزخ بنا خواهد کرد[11]

قال النبی (ص):

«أیما إمرأةِ إستعطرَت ثمَّ خَرَجَت  فَمَرَّت علی قومٍ لِیَجِدوا ریحَها فهیَ زانیةٌ و کُلُّ عینٍ زانیةٌ.

هر زنی  عطر بزند و بیرون رود و بر گروهی بگذرد که بوی او را دریابند زناکار است و هر دیده ، زناکار است[12]

 قال رسول الله (ص) :

« ایُّ إمرأةٍ تطیبت ثُمَّ خَرَجَت من بَیتها ، فهی تُلعَنُ حتی ترجعَ إلی بیتها ، متی ما رَجَعَت.

هر زنی که خود را معطر و خوشبو سازد و سپس از خانه بیرون رود ، همواره مورد لعنت حق خواهد بود تا هنگامی که به خانه بر گردد هر چند بازگشتنش به طول انجامد[13]

 قال الصادق (ع):         

« أیما إمرأةٍ تَطَیَّبَت لِغَیر زوجها ، لَم یَقبَلِ اللهُ منها صلاةً حتی تَغتسِلَ من طیبِها کَغُسلِها من جِنابَتِها.

        اگر  زنی خود را برای غیر شوهرش عطر آگین کند ، خداوند نمازش را نمی پذیرد تا غسل کند  چنان که برای جنابت غسل می کند[14]. »

قال رسول الله(ص):

 « هر زنی که خود را معطر سازد و به مسجد برود ، تا غسل نکند ، هیچ نمازی از او پذیرفته نیست[15].!»

د) تشابه به مردان

      یکی دیگر از عوامل بی حجابی و یا بد حجابی این است که زنان می خواهند خود را شبیه به مردان کنند و این عامل سبب کم ارزش شدن حجاب در جامعه می شودکه به چند روایت اشاره می کنیم.

قال النبی (ص) :

« لَعَن اللهُ الرَّجلَ یَلبِس لُبسةَ المرأةِ وَ المرأَةُ تَلبِسُ لُبسَةَ الرّجُل.

نفرین خدا بر مردی که لباس زنان را بپوشد و زنی که لباس مردان به تن نماید[16]

 قال النبی (ص) :

« ثلاثةٌ لایدخلونَ الجنَّةَ ابداً : الدَّیوثُ وَ الرَّجُلَةُ من النساءَ و مُدمِنُ الخمر.

سه کسند که هرگز داخل بهشت نمی شوند : دیوث و زنان مرد نما و شرابخور.[17]»

قال النبی (ص):

« ثلاثةُ لاینظُرُ اللهُ إِلَیهم یَوم القیامة: العاقُ لِوالِدَیه و المَرأَةُ المُتَرَّجِلَةُ المُتَشَبَّهةُ بالرِّجال و الدَّیوث.

           سه کسند که خدا روز رستاخیز بسوی آنها نمی نگرد: عاق والدین و زنی که مرد نما باشد و دیّوث[18]



[1] - میزان الحکمه ، ج2 ، ص994.

[2] - وسایل الشیعه ، ج20 ، باب 7 ، روایت 24961 ، ص19 – من ا یحضره الفقیه ، ج3 ، ح 4374 ، ص390.

[3] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص 130.

[4] - میزان الحکمه ، ح11 ، ص5294.

[5] - بحار ، ج 73 ، ص 183.

[6] - همان ، ج100 ، ص249.

[7] - سفینةالبحار ، ج3 ، ص492.

[8] -نهج الفصاحه ، ح 1023.

[9]- جامع الاخبار ، ص158 – بحار الانوار ، ج103، ص 249.

[10] - مستدرک الوسایل ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 61 ، ح 14 ، ص 238.

[11] - جامع الاخبار ، ص158 ، بحار الانوار ، ج103 ، ص249.

[12]- الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیگر در نهج الفصاحه ، ح 13 ، ص348.

[13] -کافی ، ج5 ، ص518.

[14] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص113.

[15] -سنن ابن ماجه ، ج2 ، ح 4002 ، ص1326.

[16] - کنز العمال ، ح15 ، ص323.

[17] -الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیکر در نهج الفصاحه ، ح15 ، ص355

[18] - همان ، ح 44، ص351.

[19] - نهج الفصاحه ، ح 314.

[20] - وسایل الشیعه ، ج3 ، ص26.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 

2)بی غیرتی

علت اصلی بی حجابی زنان به بی غیرتی مردان است چرا كه اگر مردان ، غیرت داشتند هیچ موقع اجازه نمی دادند اینگونه بی حجاب از خانه بیرون بیایند در این جا روایاتی پیرامون بی غیرت بودن مردان می آوریم.

عن ابی عبدالله :

 «ان الله تبارك و تعالی غیور یُحِبُّ كلَّ غیور و لغیرته حَرَّم.

 خدای تعالی غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد و به جهت غیرت خود حرام كرده خواهش ها را[1]

عبدالله بن... عن امام الصادق :

« اذا لم یغر الرجل فهو منكوش القلب.

         آنگاه كه مرد غیرت نكند پس قلب او منكوس شده است[2]

ابن محبوب از امام صادق نقل كرده است كه رسول خدا فرمودند:

 «كان ابراهیم (ع) غیوراً و انأ اغیرُمنه و جَدَعَ اللهُ أََنفَ من لایَغارُ من المؤمنین و المسلمین.

 ابراهیم (ع) باغیرت بود و من از او باغیرت ترم ، و بریده سازد خدا بینی هر كه را غیرت نورزد از مؤمنین و مسلمین[3]

پیامبر اکرم (ص) از وصف بهشت ، سخن به میان آوردند سپس فرمودند : خداوند می فرماید :

 « قال الله تعالی و عزتی و جلالی و ارتفاع مکانی لا یدخلک مدمن خمر و لا مصر علی ربا ولا فتان و هو النمام و لا دیوث و هو الذی لایغار و یجتمع فی بیته علی الفجور....

 سوگند به عزت و جلالم بر تو (ای بهشت )...  و دیوث هم وارد نمی شود یعنی کسی که در مورد حفظ عفت ناموسش غیرت نمی ورزد و در خانه اش انحراف جنسی و بی ناموسی جریان دارد[4]

حضرت امام رضا (ع) فرمودند:پیامبر اکرم (ص) هفت دسته را لعنت کرد از جمله:

       « التغافل علی زوجته و هو الدیوث... مردی که حفظ عفت همسرش مسامحه می کند و پوشش  او را نادیده می گیرد چنین مردی دیوث است[5]

قال النبی(ص) :

 « و انما رجل تتزینُ إمرأتُهُ و تخرج من باب دارها فهو دیوث و لایأثَمُ من یسمّیه دیوثاً....

 هر مردی که راضی شود به زینت نمودن زنِ خود و خارج  شود  از درخانه ، پس آن مرد دیوث است و معصیت کار نیست کسی که به آن مرد بگوید دیوث[6]...»

محمد بن مسلم عن ابی عبدالله قال:

« ثلاثه لا یکلّمهم الله یوم القیامه و لایُزَکّیهم و لهم عذاب الیم: الشیخ الزانی و الدیوث و   المرأ ه تُوطِئُ قراش زوجها.

 محمّد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل می کند : سه طایفه اند که خداوند با ایشان سخن نمی گوید و ایشان را پاکیزه نگرداند و برای ایشان است عذاب دردناک ، پیرمرد زناکار ، و دیوث و زنی که دیگری را به روی فرش شوهر خود در آورد[7]

عن ابی عبدالله قال:

 « حُرَّمَت الجنه ُ علی الدیوث . بهشت حرام شده برای دیوث[8]. »

امیرالمؤمنین می فرماید:

« مَن هَتَکَ حجاب غیره انکشف عورات بیتهُ .

کسی که حجاب و عفت دیگران را بدرد ناموس خانه اش دریده خواهد شد[9]

امام صادق (ع) فرمودند :

« اسیرانی را که به محضر پیامبر آوردند  پیامبر فرمودند جزء ، یک نفر، بقیه را گردن  زدند . آن مرد گفت چرا مرا از قتل رها کردید پیامبر (ص) فرمودند خداوند با پیک وحیش ،  به من خبر داد که در تو پنچ ویژگی وجود دارد که آنها را خداوند و رسولش دوست می دارندکه یکی از آنها حراست و نگهبانی دقیق از ناموس خود است[10].... .»

امیر المؤمنین می فرمایند:

         « غیره الرجلُ ایمان. غیرت مرد و حراست او از ناموسش ، ایمان است.[11] »

قال علی (ع) :

« الغیره المرأ ه کُفر و غیرهُ الرجل ایمان.

 غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است[12]

با توجه به این روایات و روایات دیگر به ما می فهماند که علت اصلی بی حجابی زنان ، نبودِ غیرت در میان مردان است که اگر مردان جامعه ما توجه خاص به زنان خود داشتند و برای آنها ارزش قائل وبودند این گونه بی حجابی در کشور رواج نمی یافت .

3) بی حیایی

اما عامل دیگر بی حجابی در زنان ، بی حیاء بودن آنهاست که در این قسمت روایاتی از معصومین بیان می شود.

   قال : « حیاء ده جزء است ، نُه جزء آن در زنان است و یک جزءِ آن در مردان است و چون دختر حائض می شود یک جزءِ حیاء او می رود و چون او را عقد و تزویج کنند جزء دیگر ، ازحیاء می رود و چون شوهر با او مواقعه کند یک جزء دیگر می رود و چون وضع حمل کند و فرزند آورد جزء دیگر از آن می رود و باقی می ماند پنج جزء . و به همین مقدار کافی است او را برای جلوگیری از فساد و شرور در دنیا و آخرت ، و اگر زِنائی از او صادر شود تمام حیای او می رود[13]

قال النبی (ع):

 « خیر نِسائکم العفیفه الغَلمه .

بهترین زنان شما ،زنان عفیف و پاکدامن ِ شوهر دوست هستند[14]

عن ابی عبدالله قال امیرالمؤمنین (ع):

    « یا اهل العراق نُبِّئتُ انّ نساءکم یُدافِعن الرجال فی الطریق اما تَستَحیون لعن اللهُ مَن لایغار

به من خبر رسیده که زنان شما در مسیر راه ها به مردان ، تنه می زنند آیا حیاء نمی کنید خداوند لعنت کند کسی را که غیرت نمی ورزد[15]

[1] -کافی ، ج5 ، ص 535.

[2] - همان ، ص536.

[3] - همان ، ص535.

[4] - نوادر راوندی ، ص17.

[5] - بحار الأنوار ، ج103 ، ص51.

[6] - همان ، ج100 ، ص249.

[7] - کافی ، ج5 ، ص 537.

[8] - همان.

[9] - تحفول العقول ، ص88.

[10] - کافی ، ج8 ، ص 108.

[11] - غررالحکم و دررالکلم ، ج1 ، ح 1501 ، ص 89.

[12] -نهج البلاغه ، ص 491.

[13] - کنزالعمال ، ح5769.

[14] -وسایل الشیعه ، ج14 ، ص15و 7.

[15] - کافی، ج5 ، ص537- بحار ، ج79 ، باب 84 ، روایت 7 ، ص115.

[16] - میزان الحکمه ، ج2 ، ص994.

[17] - وسایل الشیعه ، ج20 ، باب 7 ، روایت 24961 ، ص19 – من ا یحضره الفقیه ، ج3 ، ح 4374 ، ص390.

[18] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص 130.

[19] - میزان الحکمه ، ح11 ، ص5294.

[20] - بحار ، ج 73 ، ص 183.

[21] - همان ، ج100 ، ص249.

[22] - سفینةالبحار ، ج3 ، ص492.

[23] -نهج الفصاحه ، ح 1023.

[24]- جامع الاخبار ، ص158 – بحار الانوار ، ج103، ص 249.

[25] - مستدرک الوسایل ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 61 ، ح 14 ، ص 238.

[26] - جامع الاخبار ، ص158 ، بحار الانوار ، ج103 ، ص249.

[27]- الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیگر در نهج الفصاحه ، ح 13 ، ص348.

[28] -کافی ، ج5 ، ص518.

[29] - وسایل الشیعه ، ج14 ، ص113.

[30] -سنن ابن ماجه ، ج2 ، ح 4002 ، ص1326.

[31] - کنز العمال ، ح15 ، ص323.

[32] -الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیکر در نهج الفصاحه ، ح15 ، ص355

[33] - همان ، ح 44، ص351.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط قاسم یزدی

سیره كلامی (عوامل گسترش بی حجابی و بدحجابی در كلام اهل بیت )

1 ) بی عفتی:

          الف ) در نگاه به نامحرم

امیرالمؤمنین می فرمایند:

« روزی پیامبر اكرم به اصحابش فرمودند : صلاح و مصلحت زن چیست ؟ كسی                                           نتوانست جواب صحیحی بدهد ، حضرت فرمودند : به خانه رفتم و سؤال را به حضرت فاطمه (س) گفتم فرمودند :" خیر للنساء ان لایرین الرجال و لایراهن الحجاب " صلاح زنان در آن است كه مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم آنها را نبیند[1]

قال الصادق (ع) :

« الرجل تمر به المرأة فینظر الی خلقها قال ایسر أحدكم ان ینظر الی اهله و ذات قرابته قلت لا ! قال فارض للناس ما ترضاه لنفسك.

امام صادق (ع) پرسیدند زنی می گذرد و مردی از پشت به او می نگرد جایز است حضرت فرمودند : آیا شما دوست دارید كسی به همسر یا زنان خویشاوندتان چنین بنگرد گفتیم نه فرمودند : پس برای دیگران همان را بخواه كه برای خود می خواهی[2] . »

امام محمد باقر (ع) می فرمایند :

« لا ینبغی للمرأة ان تنكشف بین یدی الیهودیة و النصرانیة فإنهم یصفن ذلك لازواجهن .

سزاوار نیست كه زن مسلمان در محضر زن یهودی و نصرانی بی پرده و بی حجاب در آید زیرا كه برای شوهران خود اوصاف او را تعریف می نمایند[3]

اینقدر بحث حجاب مهم است كه حتی امام می فرماید زنان مسلمان باید در مقابل زنان یهودی و نصرانی حجاب كامل داشته باشند زیرا زنان غیر مسلمان اوصاف شخصی زنان را به شوهرانشان انتقال می دهند كه خود نوعی از نگاه به نامحرم است حتی بالاتر از آن.

       2) در گفتار

             الف ) در صحبت كردن با نامحرم

امام صادق علیه السلام از اجداد طاهرینش و از رسول خدا (ص) فرمودند:

  « قال :و نهی ان یتكلم المرأة عند غیر زوجها و غیرذی محرم منها اكثر من خمس كلمات مما لابد لها منه.

  پیامبر (ص) نهی فرمودند زن را از این كه بیش از پنج كلمه در مقام ناچاری صحبت كند .»

زیاد صحبت كردن با زنها ، پوشیدن لباس نازك برای زن شدیداًنهی شده است . پیامبر (ص) فرمودند چهار چیز است كه دل را می میراند ، یكی از آنها صحبت كردن زیاد با زنان است .بنابراین هم زنان باید توجه داشته باشند كه بیش از حالت اضطرار با مردان صحبت نكنند و هم مردان مؤمن باید توجه كنند كه زیاد صحبت كردن با نامحرم دل را می میراند و موجب قساوت قلب می شود.      

 ب ) شوخی كردن با نامحرم

عن رسول الله (ص):

 « و من صافح إمرأةً حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یُؤمَرُ به الی النار و من فاكه إمرأةً  لا یملكها (حسبه الله) لِكُلِّ كَلَّمُهَا فی الدنیا أَلفَ عامٍ.

هر كسی با زن نامحرم مصافحه كند یعنی دست بدهد آن شخص در قیامت در حال مغلول ( غل و زنجیر شده ) می آید و امر می كنند كه داخل آتش بیاندازند و كسی كه بازنی كه حق محرمیت را با او ندارد شوخی كند به هر كلمه ، هزار سال  خداوند او را حبس می نماید[4]

ابو بصیر از امام محمد باقر (ع)نقل می كند:

           « زمانی كه در كوفه به زنی قرآن می آموختم روزی در مجلس درس با او به شوخی پرداختم چندی بعد كه در مدینه به خدمت امام باقر (ع) شرفیام شدم حضرت مرا سرزنش كردو فرمودند هر كس در نهان مرتكب گناهی شود خداوند به او نظر لطف نمی كند ، به آن زن چه گفتی ؟! من با شرمندگی فراوان چهره خود را پوشاندم و توبه كردم . امام (ع) نیز به من فرمودند دیگر چنین كاری مكن[5]

3 ) در كردار

اهل بیت (ع) در مورد خروج بانوان از خانه سفارشات زیادی دارند كه همین امر سبب عفت در زنان است كه در اینجا به گوشه ازآن اشاره میكنیم:                                                     

رسول خدا (ص) فرمودند:

« لاینبغی للمرأة ان تجمر ثوبها اذا خرجت من بیتها. برای زن سزاوار نیست كه      

هنگام بیرون رفتن از خانه اش ، لباسش را جمع و فشرده كند ( یعنی برجستگی بدنش نمایان باشد[6]

قال رسول الله (ص):

 «ایما إمرأةٍ خرجت من بیتها بغیر اذن زوجها كانت فی سخط الله تعالی حتی یرجع الی بیتها او یرضی عنها زوجها.

         هر زنی كه بدون اجازه شوهرش از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا به خانه باز گردد یا  شوهرش از او راضی شود[7]

قال رسول الله (ص) :

 « لیس النساء من سراة الطریق و لكن جنبه.

 برای زن روا نیست در وسط جاده ، راه برود بلكه رواست كه در دو طرف ،كنار راه حركت كند[8]. »

قال رسول الله (ص) :

« استعینوا علی النساء بالعُری فإن احداهُنِّ إذا كثرت ثیابها و أحسَنَت زینتها أعجبها الخروج.

  از بی لباسی برای نگهداری زنان كمك بجوئید زیرا زن ، وقتی لباس فراوان و زینت كامل دارد مایل به بیرون رفتن است[9]

قال رسول الله (ص) :

« اعرو النساء یكز مِن الحجال. زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند[10]

در اینجا باید توجه داشت كه منظور روایات خرید لباس های زاید و زینتی است كه بعضی از خانم ها برای تبروج و خودنمایی استفاده می كنند و لباس زیادی ، زن را تحریك می كنند تا برای خودنمایی از خانه خارج شود و تنها راه نگهداری زنان از تبرج و خودنمایی ملازمت در خانه است به گوشه ای از روایات در این مورد اشاره می كنیم.

  ابی عبدالله (ع) قال امیر المؤمنین (ع) :

  « لا تبدءوا النساء بالسلام و لا تدعوهن الی الطعام . فان النبی (ص) قال النساء عیٌ و عورةٌ فاستروا عیهُنَّ بالسكوت واستُروا عوراتِهِنَّ بالبیوت.

      امام صادق از امیرالمؤمنین نقل می كنند: ابتدا نكنید زنان را به سلام و دعوت نكنید ایشان را به مجلس خود برای طعام ، زیرا پیغمر (ص) فرمودند زنان عاجز (عجزه) و عورتند پس بپوشانید عجز ایشان را به سكوت ، و ستر نمائید عورت آنها را به ملازمت درخانه[11]

علی بن ابراهیم بن ابیه عن ابن ابی عمس عن هشام بن سالم عن ابی عبدالله قال : قال: رسول الله (ص):

          « النساء عیٌّ و عورةٌ فاستُرُوا العورات بالبیوت واستروا العَیّ بالسكوت.

    امام صادق (ع) می فرمایند : پیامبر فرمودند: زنان عجزه و عورتند پس مدارا كنید ، عجز آنها را در كلام به سكوت و ستر نمائید عورت آنها را به ملازمت در خانه ها[12]

منظور روایات همه زنان نیست بلكه عده ای از زنان هستند كه قصد آنها تبرج و خودنمایی است و قصد دارند با بی حجابی و بدحجابی خود و جامعه را به فساد بكشانند به همین خاطر باید آنها را در خانه نگه داشت تا  محفوظ بمانند از تیررس جوانان بوالهوس و آلوده .                      

    اما نكته دیگردر مورد نگهداری زنان در خانه به جهت خودشان است تا شأن و مقام زن حفظ شود و كانون خانواده همشه گرم باشد زیرا همت زنان بر این است كه مردان را به خود جلب كنند.

عن ابی عبدالله قال:

« إن المرأةَ خُلِقَت من الرجل و إنما هِمَّتُها خ فی الرجال فاحسبوا نساءَ كم و إن  الرجل خُلِقَ من الارض فإنما همَّتُه فی الارض.

  همانا خداوند خلق كرد زن را ، از مرد ، از این جهت است كه تمام توجه ومقصد زنان به مردان است پس می توانید زنان خود را حبس نمائید و آنها را از مردان حفظ كنید و خلق نمود خداوند ، مردان را از زمین ، این است كه تمام همت  و منتهای مقصد آنها به آبادانی آب و خاك است[13]

در روایت دیگر:

« خدای متعال خلق فرمود آدم را از آب و گل ، پس همت و مقصود اولاد آدم به آب و گل است و خلق نمود حوا را از آدم ( از باقیمانده خاك آدم ) ، پس همت زنان در مردان است (جلب مردان ) لذا نگهدارید ایشان را در خانه.»

حبس كردن زنان در خانه به خاطر خودشان است چرا كه شأن و مقام بالایی كه دارند حفظ شود این در صورتی است كه نتوانند خودشان را با حجاب كامل حفظ كنند اما اگر زنان با حجاب كامل از خانه خارج شوند مشكلی ندارد اما اینكه زنان از باقیمانده گل آدم خلق شدند به خاطر این است كه كانون خانواده گرم باشد و از مسائل شهوت و جنسی دور باشد متاسفانه به خاطر رعایت نكردن حجاب كامل بسیاری از كانون خانواده ها از هم پاشیده است كه علت اصلی آن بی حجابی زنان و تبرج و خودنمایی زنان است .



[1] - غررالحکم ، ح5 ، ص450

[2] - وسایل الشیعه ، ج12 ، ص 202.

[3] - کافی ، ج5 ، ص519 – من لا یحضره الفقیه ، ج3 ، ص561.

[4] - وسائل الشیعه ، ج20 ، ص198.

[5] - بحار الأنوار ، ج46 ، ص247.

[6] - فروع کافی ، ج5 ، ص519.

[7] - الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری در نهج الفصاحه ، ص349.

[8] - فروع کافی ، ج5 ، ص 519.

[9] - الحدیث رهنمای انسانیت ، سیری دیگر در نهج الفصاحه ، ص354.

[10] - همان ، ص 355.

[11] -کافی ، ج5 ، ص 535.

[12] -همان ، ج5 ، ص535.

[13] - وسایل الشیعه ، ج19 ، ص36.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در اسلام، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اسفند 1390 توسط قاسم یزدی

 

        نمودار تقریبی پوشاک در ایران باستان

 

سومریان

 

آکدی ها

بابلیان و آشوریان

ایلامی ها

مادها

پارس ها

اشکانیان

ساسانیان

پیراهن

پیراهن

پیراهن داراپه دار

پیراهن

پیراهن

پیراهن رو یا کندیس

پیراهن یا تونیک

پیراهن بلند دراپه دار

قبا  یا عبا

 

قبا وعبا

 

قباو یا تونیک

شنل

شنل

شنل

دامن دراپه دار

دامن بلند

تونیک

 

شنل یا مانتو یا اورکت

چادر

چادر

چادر و دستار

کلاه یا تاج

کلاه

شال

سرپوش

کلاه

کلاه یا باشلاق

کفش

شال

 

پاپوش

سرپوش

شال

تاج و دیهم

تاج یا افسر

و کلاه یا تاج

دهان بند

 

 

 

 

زیورآلات

شلوار

دیهیم

شلوار

شلوار

 

 

 

 

 

پاپوش

پوشش پا

کمربند

پاپوش

 

 

 

 

 

کمربند

کمربند

 

 

 

 

 

 

زیورآلات

زیورآلات

زیورآلات

زیورآلات

 

 

 

 

موبند

زیرپوش یاپیراهن زیر

 

 

 

 

 

 

 

 

کلاه گیس یا گیس بند

 

 

 

 

با توجه به مطالبی که در مورد پوشش و حجاب در دوران باستان بیان کردیم نتیجه می گیریم که در آن دوران زنان و مردان از حجاب مطلوب که برگرفته از دستورات انبیاء الهی وسیرت مردم آن زمان بود برخوردار بودند اما متاسفانه در این دوران ما فقط توجه به حکومت 2500 ساله شاهنشاهی آن شده در حالی که این هم مورد توجه نگرفت و یک ادعا بود. در این زمان هم مسئولان آثار باستانی و مراکز دینی مثل سازمان تبلیغات و ارشاد اسلامی و غیره در این زمینه هیچ اقدامی را پیرامون انتقال این فرهنگ بزرگ باستان یعنی حجاب و پوشش نکردند حال یا آگاهانه یا غافلانه. مخصوصا در این ایام عید مردم زیادی از این مکان ها بازدید می کنند اما صرفا چند تکه سنگ را می بینند اما عظمت و شکوه آن زمان ، حجاب وپوشش مرد و زن در آن دوران و غیره را نمی بینند حتی افرادی که به عنوان کارشناس در آن جا حضور دارند هم  از این فرهنگ به دور هستند و با سر و وضع نامناسب می باشند امید است یک روزی فرا رسد و مسئولین فرهنگی از خواب خرگوشی بیدار شوند و با نصب بنر و پوستر و به شکل های مختلف، مردم غفلت زده از فرهنگ کهن ایرانی را از خواب بیدار کرده و خود را از فرهنگ غرب که مطلوب هیچ عقل سلیمی نیست خود را عاری کنند و دوباره به فرهنگ اصیل ایرانی رو آورند





طبقه بندی: حجاب، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط قاسم یزدی

گفتار چهارم

پوشاک قوم پارت « اشکانی »

بعداز گذشت هفتاد سال از سقوط کامل هخامنشیان بار دیگر موجبات تشکیل یک دولت ایرانی فراهم شد.

پوشاک مردان

1 – پیراهن بالای زانو «تونیک »

پیراهن جلو بسته پارتیان در ابتدا بسیار ساده و کوتاه بود مانند اسلاف شان ، مادها ، آستین های نسبتاً تنگ در مقایسه با آستین های فراخ هخامنشیان؛ این تن پوشش سنتی ، پیراهن و شلوار ، با طرز زندگی این قوم بیابانگرد متناسب بود و از آن استفاده می کردند اما بعدها پادشاهانشان از تونیک های بلندتر و پرچین تر استفاده می کردند و از پارچه های ابریشم نیز در تهیه جامه هایشان استفاده می کردند.

 

2-شلوار

شلوار اشکانیان از لحاظ برش و فرم همانند شلوار مادها ولی به مراتب گشادتر و با تزیینات و نمادهای معماری گونه است.

3-شنل

شنل پارت ها مانند مادها بود و فرق آن ها در این بود که شنل پارت ها علاوه بر گشادتر بودن ، با دگمه ای در وسط و یا دگمه ای بر روی یک شانه ، دو سر شانه را به هم وصل می کردند این شنل ها معمولا با تزیینات قلاب دوزی همراه بودند.

 

4- کمربند

این کمربند چرمی بوده و لی ساده نیست و گره نمی خورد و در برخی از آثار باقی مانده با تزیینات حلقوی دیده می شود و دارای نقوش تزیینی مربع شکل است و فرم کلی آن با کمربند جنگجوی مادی قابل مقایسه است.

5-پوشش سر

کلاه بسیار ساده ای که به شکل نوارهایی منظم به دور سر پیچیده شده و دنباله آن در پشت بالای گردن به هم می رسیده است.

6 – پوشش پا

انواع پاپوش با ساق بلند و کوتاه ، ساده و بنددار و یا نیم چکمه ی مادها با کمی تغیی در اشکانیان نیز رواج داشت.

پوشاک زنان اشکانی

بر خلاف هخامنشیان ، نقوشی که از زنان پارتی بر جای مانده بخش عمده ای از آثار باقی مانده از دوران پارت ها را در بر می گیرداگرچه در زمان هخامنشیان زنان و مردان از تن پوشش های یک شکل استفاده می کردند در دوره اشکانیان زنان تن پوششی کاملاَمتفاوت با مردان داشتندزنان پارتی با شلوار های چین دار و پیراهن های دراپه دار و بلندتر از تونیک مردان و کلاه ها و تاج هایی که بسیار متفاوت با دوران قبل از خود بود و چادر به صورت کامل آن در قرن اول میلادی در نقوش باقی مانده از این دوران مطرح می شوند.

1 – پیراهن «تونیک »

زنان اشکانی از دو پیراهن که یکی از دیگری بلندتر بود ، استفاده می کردند تونیک اولی «زیری» پرچین و گشاد و بلند تر از پیراهن دومی « رویی » بود به طوری که بر روی زمین کشیده می شد و آستین هایی تنگ داشت قسمت بالاتنه ی آن قلابدوزی شده و با نواری در قسمت سینه جمع می شده است ولی پیراهن رویی کوتاه تر از پیراهن زیری بود و یقه ای نسبتاً باز و داپه دار داشت و ساده و پرچین بود.

 « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ، گشاد ، پرچنین ،آستین دار ویخه راست بوده است پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند و قد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمناً ، یخه باز بوده است روی این دو پیراهن چادری سر می كردند[1]

2 – شلوار

شلوار زنان نیز مانند پیراهن هایشان پرچین بود و بلندی آن تا روی زمین ادامه داشت.

3 – پوشش سر:

 الف – چادر و کلاه:

چادر در قسمت پشت سر به کلاه بلند و مخروطی شکل و مطبقی وصل می شده است که مانند تور عروس از پشت سر آویزان بود ؛ زنان اشکانی در پوشش سر و استفاده از چادر بسیار پیشرفته تر از زنان هخامنشی بودند ؛ و کلاه عمامه وار آنان تقریباً بیشتر موهای آن ها را می پوشانید.

بانوان پارچه ای را همچون شنل از روی دوش های خود می آویختند و یا از آن مانند چادر استفاده می کردند و گاه آن را مانند آنچه که اکنون در میان قاسم آبادی معمول است به دور کمر خود می بستند . سربند زنان مانند سربند و شمله های کنونی زنان کرد و لر بسیار بزرگ بود .[2]

چادر معمولاً به صفحه ای فلزی نقش دار در روی شانه یا جلوی سینه ، بند می شده است.

تن پوش زنان پالمیری به گونه ای دیگر بود ؛ آن ها پیراهن زیری را با آستین زیری را با آستین های گشادتری انتخا می کردند که یقه ی آن از زیر گردنبندهای چسبیده به گردن ، پیدا بود ولی پیراهن رویی بسیار پرچین بود و چادر قسمت های بیشتری از بدن را پوشش می داد کفش ها بسیار ساده بود ولی در تزیین کلاه و پیراهن ها دقت بیشتری داشتند کلاه عمامه وار آن ها مزین به جواهرات قیمتی بود.

ب – تاج

مجسمه سر مرمری ملکه ای که در شوش پیدا شده و آن را سر ملکه "موزا" همسر فرهاد چهارم اشکانی می دانند دارای تاجی است که کنگره دار که متعلق به اواخر درهمی تاج ملکه موزا را مشاهده می کنیم .

4 – کفش

کفش های بسیار ساده داشتند و پیراهن بلندشان بر روی آن می افتاد احتمالاً پاپوش زنان مشابه مردان بوده است.

5 – زیورآلات:

به گفته مورخان قدیم اشراف پارتی در کار بردن زیور آلات شخصی بسیار با ذوق بودند این ذوق و سلیقه در تندیس های به دست آمده در الحضر «هاترا» و پالمیر بیشتر محسوس است.



[1] - پوشاک زنان ایران ، ص 194.

[2] - کتاب نگار زن « تاریخ مصور لباس زن  در ایران » استاد یحیی ذکاء ، ص5

گفتار پنجم

پوشاک ساسانیان

عناصر اصلی تن پوش ها در زمان ساسانیان همان است که در دوره اشکانیان و مادها وجود داشته « همان پیراهن و شلوار » ولی در زمان ساسانیان پوشاک به طور کلی تزیینی تر شده است.

پوشاک مردان

1 – پیراهن « تونیک »

پیراهن یکی از اصلی ترین و مهم ترین عناصر تن پوش ساسانیان که  از تنوع چشم گیری برخوردار است که انواع آن به طور کلی انواع آن عبارت است از :

الف – پیراهن هایی بادامن گرد « نیم دایره رو به بالا » پهلو چاکدار و تزیین یافته با نوارهایی ؛ مانند پیراهن نقوش برجسته ی تاج گیری اردشیر در طاق بستان   و همچنین شاپور دوم در یکی از دو غار نزدیک آن .[1]  .

ب – پیراهن با دامن ترک دار که در پهلوها و جلوی دامن پیلی هایی مشاهده می شود و بیشتر در مواقع رسمی مورد استفاده قرار می گرفت.

این مدل پیراهن بر تن شاپور دوم و میترا استکه در طرفین شاه ایستاده اند و کمربندی نیز زینت بخش کمر آن است که دنباله آن در جلو ، هم شکل دنباله ی تاج هر یک از طزرفین اردشیر و دنباله تاج خود اوست.

ج- پیراهن با دامن نیم دایره « رو به پایین » پهلو چاکدار که حاشیه دوزی دامن در چاک های آن ادامه دارد مانندنقش برجسته ی مردی که سوار بر فیل است در طاق بستان.

د- پیراهن با دامن نیم دایره « رو به پایین » که هر یک از گوشه های این نم دایره در دو طرف با برشی مورب به پهلو منتهی می گردد.

ه- پیراهن ساده ی جلو باز که لبه های جلوی آن روی هم قرار گرفته است و به نظر می آید از یک درز که از بالا به پایین است دوخته شده است .

و- نوعی پیراهن عمومی با دامن بسیار ساده بدون پیلی و یا پیلی هایی در پهلو و جلوو جلوی دامن همانند پیراهن پیراهن مردان طاق بستان و مجسمه شاپور اول در غار شاپور.

 2- شلوار

شلوار نیز از عناصر زیبای پوشاک این دوره است که از دوران اشکانی از برش و طرح کامل تری برخودار بود و در قسمت پهلو روی چین با نواری مواج تزیین یافته استو همین امر این شلوار را ممتاز و منحصر به فرد می نمایاند.

3- ارخالق یا کت کوتاه

در نقوش طاق بستان و بشقاب های نقره ای باقی مانده از دوره ی ساسانیان کتی کوتاه دیده می شود که نشانگر آن است که پادشاهان علاوه بر پیراهن گاهی از یک کت کوتاه با استین های بلند استفاده می کرده اند ؛ این کت جلوباز بوده و بلندی آن تا زیر سینه می رسید و با دکمه ای دایره  های شکل در جلوی سینه بسته می شد ؛ دور سینه و یقه با نوار های زیبا مزین می شده است در بعضی از نقوش بر روی شانه ، محل اتصال آستین با سرشانه نیز تزییناتی قایل شده اند.

4- مانتو و شنل

ساسانیان هر از گاهی از مانتو یا قبای جلوباز با آستین بلند استفاده می کردند که مانند تونیک هایشان پهلو چاکدار طراحی شده بود و تنها با یک دکمه ای در جلوی سینه بسته می شد و بلندی آن تا ساق پا می رسید و گاهی از شنل به عنوان لباس رو و لباس ی که نشانه اشرافیت و پادشاهی بود استفاده می کردند.مانند شنل شاپور اول در نقش رستم یا اردشیر در طاق بستان.

5-پوشش سر

مردم عادی کلاه بر سر میگذاشتند و پادشاهان بر سر تاج می گذاشتند.

6-پوشش پا

و آن کفشی است بسیار ساده با ساق کوتاه « ملنند گالش های امروزی روستاییان » که به تناسب مقام فرد پوشنده بر روی آن با نوار یا سنگ های قیمتی تزیین می شده است

7- زیورآلات

به طور کلی مردان ساسانی ازگوشواره، گردنبند و رشته های مروارید بر گرد تاج و بر روی موها استفاده می کردند.

 

پوشاک زنان ساسانی

1- پیراهن بلند دراپه دار

زنان ساسانی از دراپه « حرکت ها یا چین های ملایم پارچه بر روی بدن » برای فرم دادن به تن پوش خود استفاده می کردند در کاشی ها یا موزائیک ها و یا معرق های فرنگی کاخ بیشاور زنانی با پیراهن های بلند و گشاد و دراپه دار با آستین های بلند یا بدون آستین طراحی شده اند.

در بعضی از نقوش نقره می بینیم که در انتهای دامن این پیراهن پارچه ی پرچین دیگری افزوده شده است که احتمالاً برای متمایز کردن از پیراهن های ساده و فراخ اشکانی به کار می رفته است.

و در برخی از نقوش ظروف نقره یا موزائیک بیشاپور مشاهده می کنیم که بر روی پیراهن آستین دار و فراخ ، پیراهنی بی آستین با یقه ی دراپه دار می پوشیدند که دو سرشانه آن به وسیله ی سگگ با دکمه ای به هم می رسیدند.

نمونه دیگر پیراهن تونیک چاکدار « چاک در جلو و پهلو ها » می باشد همانند مردان  ، منتهی تونیک زنان بلندتر بود و تا نیمه ی ساق پا می رسید.و قلابدوزی چاک های آن نیز از ویژگی های تونیک زنان این دوره می باشد که شلوار پوشیده می شد.

 

2-شلوار زنان

زنان ساسانی مانند مردانشان از شلوار استفاده می کردند ؛ بر روی بشقاب نقره ای دو زن را مشاهده می کنیم که پیراهن و شلوار پوشیده اند باید دانست که در مورد تن پوش زنان نیز عوامل تاثیرگذار چون دین و مذهب ، اقتصاد ، موقعیت جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی ، در کابرد جنس و نقش پارچه برای تن پوش آن ها عواملی مهم بوده است.

3- دهان بند

بر روی همان بشقاب نقره ای که شاهزاده ای با ملتزمین رکاب و خدمتکارانش نقش شده است مشاهده می کنیم که همان زن خدمتکار از دهان بند استفاده کرده اند و کابرد آن در حضور شاه احتمالاً ادامه رسوم رایج در دربار هخامنشیان.است

4- شال

زنان ساسانی بر روی دوش یا بازوان خود شال هایی می انداختند که مانند شال های زنان هندی دراز و بلند بود و به طور مورب از روی شانه راست یا چپ می گذشت و تا پایین دامن ادامه داشت و زیبایی خاصی به اندام آن ها می بخشدکاربرد این شال ها احتمالاً به موقعیت اجتماعی پوشنده ی آن بستگی داشت.

5- چادر و دستار

حاصل پژهش و بررسی بشقاب های نقره نشانگر این است که چادر برای زنان ساسانی از عناصر مهم پوشش تن و سر بوده است که به صور گوناگون آن را مورد استفاده قرار می دادند؛ و گاهی آن را مانند زنان روستایی ما به دور کمر یا باسن می بستند و یا مانند بالاپوش بر روی دوش خود می انداختند ؛ بلندی چادر تا وسط پا می رسید البته در طاق بستان در صحنه شکار گراز سربندها و دستارهایی نیز بر سر زنان نوازنده ی چنگ مشاهده می شود که مبین رواج این نوع پوشش سر در میان طبقات پایین تر اجتماع است.

 

     6- شنل

شنل نیز که به عنوان بالاپوش از عناصر مهم پوشاک زنان ساسانی از نظر اجتماع محسوب می شد ، شبه چادر بود و آن را بر دوش آناهیتا به عنوان یک مقام والا و حیات بخش در طاق بستان می شود مشاهده کرد.

7- تاج ملکه های ساسانی

از نوشته های حمزه ی اصفهانی و دیگران چنین بر می آید که ملکه های ساسانی نیز از تاج برای پوشش سر استفاده می کردند.

حمزه اصفهانی می نویسد: "آزرمیدوخت قبایش سرخ و شلوارش آبی آسمانی و تاجش سبز است .[2]"

8- پوشش پا یا پاپوش زنان

بلندی دامن پیراهن ها به قدری بود که مانع دیدن کفش می گردید ولی با دقت در نقوش باقی مانده گوشه هایی از پوشش پا دیده می شود که می توان حدس زد کفش زنان ساسانی مانند مردان این دوره بوده و به احتمال زیاد آن ها نیز از چکمه برای پوشش پا استفاده می کرده اند.

9-زیورآلات زنان ساسانی

زنانان ساسانی نیز مانند مردانشان از زیورآلات زیبایی برای تزیین تن ، سر ، بازو و گردن استفاده می کردند نقوش برجسته ی طاق بستان و نقوش ظروف نقره نشانگر این است که زنان ساسانی از انگشتر ، گردنبند ، گوشواره و هم چنین کمربند با قلاب های جواهرنشان برای تزیین پیراهن و غیره استفاده می کرده اند.

در کتاب کریستین سن نیز درباره   سن نیز درباره   ی" دنک" مادر دو شاهزاده ی  ساسانی  « که بر سر جانشینی یزگرد میانذ آن ها جنگ در گرفت» آمده است.اکنون  مهر ی  مو جود است که  صورت  این ملکه اسم ولقبش  ملکه ی ملکه  ها به  حروف پهلوی در آن  کنده  شده  است ؛ این  زن  تاجی  بر  سر  دارد  که بر  فراز  آن  گیسوانش به شکل  یک  گو ی بانوار  کو چکی بسته شده است ؛ گوشواره ای که دارای مرواید است در گوش و گردنبند مروایدی در گردنش دیده می شود 



[1] - ر. به تصاویر  کتاب ایران در زمان ساسانیان ، ص 280و 281 .

[2] - کتاب تاریخ پیامبران و شاهان ، حمزه اصفهانی ، ص69.





طبقه بندی: حجاب، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 دی 1390 توسط قاسم یزدی

 پوشاک پارس ها

پارسی ها به وسیله كوروش دست "ماد " را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس كردند آنها از نظر لباس همانند" ماد ها " بودند در "كتاب پوشاك باستانی " ایرانیان آمده است.

1 – پیراهن رو « کندیس »

ساده ترین فرم لباس رسمی پارسیان در بدو ورود به ایران احتمالا یک پارچه مستطیل شکل بود که در وسط آن برای عبور سر ، شکافی در نظر گرفته شده بود که کوتاه ِ آن « یعنی بادامنِ بالای زانو » را مادها با چکمه های بلند که مخصوص مناطق برفی بود به کار می بردند و بلندِ آن را پارس ها به تن می کردند " آلبرت راسینه " می گویند : مشکل است که بدانیم لباس های عجیب و غریب را به کدام گروه نسبت دهیم عناصر اصلی لباس ها یک تونیک جلو بسته با یک یا دو کمربند با آستین یا بدون آستین و یک ردای بلند با آستین بلند و یک مانتو جلو باز و قابل تغییربا آستین یا بدون آستین می باشد.[1]

اما پس از رسیدن پارس ها به فرمانروایی در این لباس ساده دگرگونی هایی روی آوردند و فررم تکامل یافته ی آن را در نقوش تخت جمشید و پاسارگارد ، کاشی های لعاب دار شوش و حجاری های بیستون ملاحظه می کنیم در نگاره های بیستون است که بر تکامل آن در دوره داریوش تاکید شده است .

کوروش پس از رسیدن به قدرت در اندیشه دگرگونی کردن پوشش تن پارسیان می افتد تا بتواند چالاکی لازم برای سوار شدن بر اسب و یا به هنگام نبرد داشته باشند از این ابتدا دو تکه کردن لباس پارس ها که شامل دامن و جلیقه بود با رواج ادن تن پوشش مادها « تونیک و شلوار » در میان پارسیان از طریق هدیه فرستادن تن پوش مادی و غیره ، به تدریج به تن پوش پارسی جنبه ی تشریفاتی داد و از آنها تنها هنگام اجرای مراسم رسمی استفاده می شد و از آن به بعد این رداها یا کندیس ها را طبقات بالای اجتماعی با رنگ ارغوانی و با ترکیبات طلایی و نقره ای و طبقات پایین اجتماع با رنگ سرخ و ناریجی نقش دار مورد استفاده قرار می دادند.

روت ترمزویل کاکس می نویسد : « بعدها کندیس ها جای خود را به کتی داد که روی شلوار پوشیده می شد و به طور یقین منشاء کت و شلوارهای امروزی مردان است. [2]

  

در مورد پوشاك خاص زنان این دوره چنین می خوانیم:

 « از روی برخی نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومی بر می خوریم كه پوشش جالب دارند پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است ....به زنان دیگری از آن دوره نیز بر می خوریم كه از پهلو بر اسب سوارند اینان چادری مستطیل شكلی بر روی همه لباس خود افكنده اند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند و در زیر این یك پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است[3]

از مجموعه این مطالب در مورد پوشاك در این دوران دو نكته به دست می آید :

 الف) زنان در این دوره علاوه بر لباس های بلند نظیر مردان به جای شنل از چادری استفاده می كردند كه سر آنان را می پوشانده است و تفاوت لباس مردان و زنان نیز در همین بوده است

ب) در میان زنان ایران زمین از دیر باز نشان می دهد كه سر خود را با چیزی شبیه به تاج یا چادر می پوشاندند.

2 - شنل

پارسیان نیز بر روی کندیس های خود هنگام سرما نیم تنه ای شنل مانند می پوشیدند که بر خلاف شنل های جلوباز و آستین دار و بلند مادها که بر روی دوش افکنده می شد این شنل تنها قسمتی از جلوی آن بسته بود آستین ها آزاد تا مچ دست ها را می پوشانید.

« هرودوت وسترابون نوشته اند كه پارسی ها شكل لباس را از ماد ها اقتباس كرده اند كوروش به كزنفون لباس مادی را به خصوص از این جهت كه عیب پوشش بوده اقتباس كرده است ، پس كوروش لباس كوتاه تن نما را نمی پسندید و لباس قومی او نیز همان لباس پارسی چین دار بوده وآن را آنقدر بلند می گرفته اند كه برای پوشیدن پاها تا حد زیاد ی مزاحم راه رفتن نبوده مناسب باشد[4]

 

3-زیرپوش یا پیراهن زیر

مردان پارسی مانند زنانشان از نمایش بدن برهنه خود احساس شرم می کردند و جز دو دست ، نمایش برهنه از قسمت های بدن را خلاف ادب می شمرند از این رو  سر تا پای آنها را با سربند و کلاه و جبه و ردا و پاپوش « شلوار یا جوراب شلواری و کفش » پوشیده می شد حتی در زیر لباس فراخ و پرچین شان لباس سفید که شامل یک نیم شلواری « شورت کوتاه » همچنین یک پیراهن سفید چسبان می پوشیدند که طبق نوشته استرابون از پارچه نرم و سفید بوده است این همانند نیم شلواری بوده است که به قول استاد ذکاء در میان آشوریان به نام شلوار پاکدامنی «عفت » رواج داشته است.[5]

4-پوشش سر

کلاه مهمترین بخش پوشاک پارسیان محسوب می شود زیرا گذشته از پوشاندن سر و آرایش آن برای نمایاندن خصوصیات قومی و نژادی از آن استفاده می شده است.انواع کلاه پارسیان به این گونه بود:

الف : کلاه ترک دار و بدون ترک

در نقش برجسته ی آنوبانی اولین اسیری که در رده ی اسیران برهنه در زیر پای آنوبانی نی پادشاه لولویی نقش شده است اسیری است که کلاه ترک دار بر سر دارد و این کهن ترین مدرک باستانی است که لاه ترک دار را مطرح می کند.

ب : باشلق یا کلاه فریجی

کلاه سواران ایرانی در جنگ ها باشلق بوده است باشلق سر و صورت را در مقابل سرمای شدید و توفان شن یا برف و باران حفظ می کرد و یا به طور کلی خدمه سفرخانه شاه و تمام کسانی که با شاه در فاصله ی نزدیکی صحبت می کردند برای جلوگیری از دمیده شدن نفس آلوده به.

 

ج – تاج یا افسر

افراد خاندان سلطنتی کلاه های گوناگون چون تیارا و متیر ، کلاه بی لبه از نمد سفید تک یا کلاه راه راه آبی و سفید بر سر می گذارند تیارا و متیر که بعدها در طول تاریخ تبدیل به دستار ، عمامه و کلاه های مخروطی شده بود دارای منشاء ایرانی است.[6]

د – کلاه حلقه ای

کلاهی است که هنگام سواری و یا شکار و خدمتگزاران درباری استفاده می کردند.

 

ه – دیهیم

حلقه ای است طلایی که بلندی آن به پنج سانتیمتر می رسد که با برگ ها و گل های زیبایی از زر ، آرایش شده و بر سر پادشاه و ولیعهدهایشان به عنوان نشانه پیروزی و افتخار دیده می شود.

5 – پوشش پا

پاپوش ها ی پارسیان همانند پاپوش های قوم ماد تا مچ پا را می پوشانید و به وسیله بندهایی که بر روی آن ، در سه ردیف تعبیه شده بود بسته می شد.این پاپوش ها همچنین شبیه پاپوش های شش بندی ایلامی ها در نقش برجسته های تخت جمشید بود ؛ در برخی از نقوش باقی مانده از هخامنشیان تزییناتی از مروارید و سنگ های قیمتی بر روی آن ها دیده می شود ؛ پاپوش های سه بنده را خدمتگزاران و درباریان مورد استفاده قرار می دادند و پاپوش های شاه و ولیعهد بدون بند و سرخ رنگ بوده است.

6 – کمربند

پارسیان بر روی کندیس خود کمربندی از چرم می بستند که بر روی شکم گره می خورد و قبا ابر تن پوشنده ی آن استوار و راست نگاه می داشت ؛ "ونکن هد" نقل از کور تیوس می نوسد : « کمربند پادشاه طلایی بود و به سبک زنان پوشیده می شد یعنی گره زده می شد.

پوشاک نبرد

7-زیورآلات

زیورآلات به عنوان مکمل پوشش تن و سر و دست و پای زن و مرد و تزیین کننده ی آن ها همیشه مورد توجه اقوام مختلف بوده است.و شامل  گردنبند های از عقیق و طلا ، مهرهای طلا ، گوشواره های طلا ، دست بند ، بازوبند[7] ، زنگوله های از طلا در پایین پیراهن ، انگشتر و دگمه و غیره می باشد.

8 – چادر

كزنفون برای اولین بار پوششی مانند چادر را به صورت ابتدائی آن مطرح می کند [8].

در مهر بسیار ظریف و زیبایی که در موزه ی لوور پاریس موجود است ملکه ای با لباس و تاج و چادر زنان هخامنشی بر مسند شاهانه ای تکیه زده و پاهایش بر روی چهاپایه ای مانند قرار دارد . در مقابل او ندیمه ای بدون کلاه با موهای بافته ایستاده ، پرده ای را به حضور می آورد و زنی دیگر با تاج و آرایش موی بسیار زیبا که نواری چادر مانند از پشت سر از زیر تاج رها شده ، دیده می شود این زن کیفی در دست دارد که مانند کیف های آشوری است .

پوشش های آرایشی

الف – کلاه گیس:

زنان و مردان هخامنشی همیشه از کلاه گیس هایی برای تزیین بیشتر موی سر استفاده می کردند.

ب –گیس بند:

زنان از گیس بندهایی برای آرایش موهای بلند و بافته ی خود در انتهای گیس استفاده می کردند که بسیار زیبا طراحی شده بود.

11- زیورآلات



[1] - تاریخ لباس، روت ترنرویل کاکس، ترجمهی شیرین بزرگمهر، ص21

[2] - همان ، ص54.

[3] -پوشاک باستان ایرانیان از کهنترین زمان ، جلیل ضیاءپور ، ص75 –پوشاک زنان ایران ، ص 194.

[4] - همان ، ص2-7.

[5] - مجله هنر و مردم ، شماره19،ص16.

[6] - تاریخ لباس ، ویل کاکس ، ص55.

[7] - ایران كهن ، اثر جان کرتیس ، عکس شماره ی 62.

[8] - کتاب ایران باستان ، گزنفون ، ج1 ، ص327- 367.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در ادیان دیگر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط قاسم یزدی

 

پوشاک ایلامی ها

1-پیراهن

در این دوره جامی بدست آمده است لباس شرکت کنندگان در صحنه های مختلف جام یکسان نیست که شامل :

الف- پیراهن آستین کوتاه که با لباس دیگری به صورت دامنی جلوباز پوشیده شده این پیراهن در ردیف شکارچیان در صحنه ی اول و نفر سوم در صحنه سوم به وضوح دیده می شود.

ب- لباس آستین کوتاه که بلندی آن تا روی زانو می رسدو دو نفر از همراهان پادشاه ایلامی در صحنه ی اول بادامنی جلو باز و مزین به یراق ها و نوارهایی به تن کرده اند.

ج- لباس آستین کوتاه بلند چاکدار .

د- لباس آستین کوتاه که تا زانو می رسد و با یک باند مزین به خطوط مورب که از کمر آویزان است مکمل این لباس می باشد.

ه- لباس کوتاه تا زانو ویژه ورزشکاران.

و- لباس بلند مزین که تا روی پا می رسد.

جامی نقره ای در مرودشت به دست آمده که دو زن یکی نشسته و دیگری ایستاده بر روی آن حک شده است که تن پوشی از پارچه یا الیاف گیاهی برگ مانند در بر کرده اند که با فرم تن پوش های تشریفاتی عصر ما قابل مقایسه است؛ این جام مربوط سه هزار و دویست سال ق.م است که این پیراهن از بالا تا روی زمین را فرا کرفته به طوری که پا معلوم نیست و آستین آن کوتاه است و گردن نمایان است اما سر به وسیله ای پوشیده شده است.

 

2- سر پوش

مجسمه بزرگ ملکه نیپراسو همسر اونتش گل ، پادشاه ایلام را به وزن 1750 کیلوگرم که از مفرغ یا برونز ساخته شده است مدل دیگر از تن پوش ایلامیان را در قرن سیزده ق.م نشان می دهد بالاتنه این تن پوش بسیار ساده و دامن آن در قسمت کمر با یک نیم دامن یا شال پوشیده شده که حجار آن را بسیار با دقت ساخته و پرداخته است این شال یا نیم دامن دارای شرابه هایی است که نیمی از پشت و نیمی از جلوی دامن را فرا گرفته است در قسمت پایین نیز این دامن با نوار پهنی که آن هم شرابه دار است تزیین یافته است.[1]

 

یکی دیگر از تن پوش های بی نظیر زنان ایلامی که از فرهنگ والای این قوم حکایت می کند تن پوشی است که در مجسمه عاجی مربوط به هزاره دوم نشان داده شده است این تن پوش با تزیینات مخصوصی که دارد لباس رسمی و تشریفات زنان ایلامی را می نمایاند ؛ در قسمت جلو و پشت ، پیراهنی دارای تزییناتی مانند نواردوزی و شال دوزی است . دامن آن کاملا بلند و در لبه ی پایین دامن و بالاتنه پیراهن شیارهایی تزیینی دیده می شود آستین کوتاه پیراهن نیز دارای حاشیه دوزی تزیینی است ؛ شالی نیز بر روی شانه افکنده شده که قسمت راست جلو و پشت پیراهن را فرا گرفته است این شال نیز از دوخت های تزیینی در حاشیه برخوردار است در ضمن گردنبند و دست بندی گردن و آرنج برهنه ی زن رامی پوشاند.

 

3 - شال

 

4- زیورآلات

گردنبندو دست بند، خالکوبی صورت و بدن ، بازوبند ، سنجاق سرو غیره.

 

گفتار سوم

پوشاک اقوام آریایی

زمان بعثت زرتشت طبق قول محققین ایرانی و خارجی در سده ششم قبل از میلاد است كه با كوروش بزرگ هخامنشی و داریوش كبیر همزمان است[2] . و مكان بعثت زرتشت در كشور بزرگ ایران می باشد با مطالعه فرهنگ پوشاك مردم ایران در طول تاریخ نشان می دهد كه زنان شریف ایرانی حجاب را به عنوان ارزشی والا پاس داشته و بدان افتخار می كردند و در مجامع عمومی با پوشش كامل ظاهر می شدند از آثار باستان و نقوش بجای مانده از آن دوران ، هریك بخوبی نشانگر اهمیت و جایگاه عظیم و والای حجاب در میان زنان ایرانی می باشد. وضعیت حجاب را به طور مختصر و جداگانه در هر یك از دوره های تاریخی مورد بررسی قرار می دهیم.

    نخستین مردمی كه به سرزمین ایران آمدند آریائی ها بودند كه به دو گروه عمده تقسیم می شدند ، گروهی مادها كه در مغرب و شمال غرب ایران در اطراف زاگرس مستقر شدند و دسته دیگر پارس ها كه در جنوب ایران و در نا حیه فارس ساكن شدند كه نخست دولت مادها تشكیل شد و بعد از مدتی پارس ها بر آنها غالب شدند و حكومت هخامنشیان را بنیانگذاری كردند در كتاب "پوشاك باستانی ایرانیان" چنین می خوانیم:

الف- مادها

1- پیراهن یا قبا[تونیک]

پیراهن "مادی" یك پوشش بلند است كه تا زانو می رسد پیراهن "مادی" دارای آستین بلندی است كه با یك ملایمت ، از سرشانه به سوی مچ دست تنگ شده چسبان و اندكی چین دار می شود ، شلوار "مادی "یك راسته بوده كه تا مچ پا و بر روی كفش می رسد شلوار"مادی" كه از بالا به پائین بتدریج به تنگی گراییده است ، برمچ آن نواری است كه بر روی جلوی دهانه كفش ،گره دار شده و دَم پای شلوار را جمع و تنگ می كند .

پیراهنی بدون چین که در جلو بسته و بدون درز بوده و بلندی آن حداکثر تا سر زانو می رسید با آستین تنگ و یقه ای ساده و بدون برگردان ! و از سر پوشیده می شد « شبیه دشداشه عربی » بر روی این تونیک یا پیراهن کوتاه تونیک بی آستین دیگری می پوشیدند که در بیشتر نقاشی های یونانی نشان داده شده است.

 

2- شلوار:

نوعی شلوار به شکل شلوار های تنگ رکاب دار امروزی بود که در نقوش تخت جمشید و پاسارگاد کمی گشادتر و بلندتر روی کفش را می گرفته و با رکابی در زیر کفش دیده می شود گاهی رکاب ها در جلوی دمپای شلوار به هم می رسیدند و گاهی از درزی به درز دیگر شلوار متصل می شدند ؛ این رکاب ها سبب می شد که شلوار هنگام سواری و یا شکار به بالا کشیده نشود . نوعی دیگر شلوار که در تخت جمشید دیده می شود شلواری است با همان فرم با چین های افقی که کناره های درزهای شلوار جمع می شوند و این نوع شلوار  همچنین در تن پوش مجسمه ی یکی از بزرگان مادی با باشلق و شنل بلند آستین دار مشاهده می شود.

دونکن هد معتقد است که یک نوع ساق پوش و یا مچ پیچ یا جوراب شلواری نیز می پوشیده اند.[3]

و گاهی شلوارهایی تنگ و چسبان تا مچ پا بدون رکاب و یا کوتاه تا سر زانو به هنگام سواری مورد استفاده قرار می گرفت.

 

3- شنل« مانتو یا اورکت »

   مردم "ماد" طبق نقوش سنگی تخت جمشید ، شنلی دارند كه بصورت مستطیل است و قد ان از "جبه" بلندتر است و تا نزدیك مچ پا می رسد بر دو گوشه بالای شِنل ، دو بند تعبیه شده است كه در جلوی سینه بهم گره زده می شده است این شِنل در نقوش تخت جمشید بر دوش قوم "ماد" اغلب بچشم می خورد و پوشاك زنان و مردان "مادی" یكسان است . تنها اختلاف بین مرد و زن ، پوشش سر آنها است كه زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند[4].

در نقوش تخت جمشید دو نوع شنل را مشاهده می کنیم :

الف- با آستین بلند که مشخصاً بلندی آن تا مچ پا می رسید و مانند یک خرقه شانه ها را می پوشاند و احتمالا در مواقع لزوم به صورت مانتو مورد استفاده قرار می گرفته است ؛ گزنفون می گوید " سواران مادی هنگامی که شاه از مقابل آن ها می گذشت « سان می دید » دست های شان را در آستین مانتوهایشان قرار می دادند."

ب – نوع دیگر آن بدون آستین بود که به وسیله ی دو نوار از طرفین یقه در زیر گلو گره می خورد ؛ گاهی هم این نوع شنل به صورت پوستی بر روی شانه افکنده می شده است ؛ اشراف و بزرگان از پوست یوزپلنگ و مردم عادی از پوست گوسفند استفاده می کردند. l

4 – پوشش سر

 

  الف – کلاه

کلاه نزد مادهد گذشته از پوشاندن سر و صورت در مقابل سرما و گرما جنبه ی آرایشی و نمایش نیز داشته است ؛ و از طرح های مختلف نقش برجسته های تخت جمشید مبین آن است که مادها برای نمایش خصوصیات مذهبی ، صنفی ، قومی و نژادی خود از کلاه استفاده می کردند ولی دو نوع مشخص آن به کلاه مادها معروف است که همه پژوهشگران در آن متفق القول هستند .

-تیارا یا متیر ؛ به گفته هردوت و پلوتارک کلاه نمدی است که به شکل تاجی مخروطی بلند نیز رئیس نمایندگان خراجگزار چنین کلاهی بر سر دارند.  و در جلو ، برآمدهاست که دنباله آن به صورت نواری در پشت گردن آویزان است و نگهبانان و خدمتگران بر سر دارند

-باشلق؛ از نمد یا کتان است و در قسمت بالای آن معمولا نوک تیز و بلند و به شکل کیسه ی مخروطی به عقب یا جلو برگشته و در قسمت پشت دنباله ی کوچکی داشت که گردن را می پوشاند و در دو طرف نیز دو تکه ی اضافی گوش ها را ، این کلاه هنگام مسافرت ، سواری و گفتگو با شاه به کار برده می شد.

انواع مختلف آن در میان مادها ، ارامنه ، پارت ها ، مردم قفقاز رایج بود و هنوز هم نوع پوستی آن در زمستان مورد استفاده تاتارها و ترکمن ها و قزاق ها قرار می گیردو اروپائیان آن را فریجین نامیدند و در انقلاب فرانسه به کلاه " سرخ آزادی "معروف شد.و در زبان ترکمن به آن " یاشماق " می گویند و "پنام بستن " زردشتیان در مقابل آتش مقدس از رسم کهن باشلق به سر نهادن خدمه ی می گیرد. 

ب- تاج و دیهیم

ج- موبند

مردم عادی کوچه و بازار یعنی کسانی که با دربار هخامنشیان سر ونداشتند واز این طایفه بودند از موبند کتانی استفاده می کردند.

5- پاپوش

الف- چکمه و چارق:

اومستد به نقل از هرودت می نویسد ؛ این مادی ها روی نقش های آشوری جفتی پای افزار بلند که برای گذشتن از برف مناسب است به پا دارند[5].بنابراین پاپوش مادها از ابتدای ورود به فلات ایران چکمه ای نوک برگشته با ساق بلند بود.ولی بعد از اسکان یافتن این چکمه ها تبدیل به کفش های بند دار شد که بدون رویه به وسیله ی بندهایی تا زیر زانو ادامه می یافت مانند چارق های روستائیان امروزه به ویژه در مناطق گیلان و مازندران که چوموش نامیده می شود.

 

ب- کفش

انواع دیگر پاپوش مادها در نقش برجسته های تخت جمشید نشان داده  است که گاهی با رویه ای به سه ردیف بند که هر یک از سوراخ های مقابل خود رد می شوند ، با زبانه یا بدون زبانه و یک پارچه از چرم ، قالب پا دوخته می شده است به نظر می آید پاشنه از درون تعبیه شده باشد.

ج-کمربند

این کمربندها کاربرد مختلف داشته و نوعی از آن برای نگهداری و ارتباط دامن و بالاتنه در کمرگاه به وسیله تزییناتی که برای آن قایل بودند مورد استفاده می گرفت و انواع دیگری برای نگهداری سلاح های مختلف و یا تیردان به کار می رفت.

6- زیورآلات

به طور کلی به کار بردن زینت آلاتی چون گوشواره ، النگو ، دستکش طلایی ، گردنبند ، بازوبند و انگشتر مهردار ، سنجاق های سر و غیره سمبل و نشانه ی مقام والا و اقتدار فرد پوشنده محسوب می شده استو استفاده آن در میان مردان و زننان به یک سان وجود داشته است؛ حتی غلاف کمربند ها با تزیینات جواهر و سنگ های قیمتی همراه بود ؛ در پایین « لبه» شلوار و یا پاتیین دامن تن پوش ها نیز زنگوله های زینتی می آویختند.                                                                                                  پوشش لباس زنان مادی هم شبیه به مردان بود.                    



[1] - تاریخ پوشاک اقوام ایرانی ، ص52.

[2] -تاریخ تمدن ، ویل دورانت ، ج12 ، ص 62.

[3] - کتاب ارتش ایرانی هخامنشی ، دونکن هد ، ص20.

[4] - پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان ، جلیل ضیاءپور، ص 17-26.

[5] - کتاب تاریخ شاهنشاهی ایران ، اومستد ، ص35.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در ادیان دیگر، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 دی 1390 توسط قاسم یزدی

گفتار دوم

پوشاک ساکنان بومی فلات ایران و اقوام غالب

اقوام فلات ایران شامل سومری ها ، آکدی ها ، آشوری ها و مهمتر از همه ایلامی ها با فرهنگ و تمدن خاص شان که شهر شوش ، اولین شهر دنیا را بنیاد نهادند و اولین سلسله های شاهی را در فلات ایران تاسیس کردند و امپراتوری شان شامل ؛ خوستان فارس و بخش هایی از لرستان و کردستان امروزی ، پشتکوه و کوه های بختیاری بوده است و آثاری باقی مانده از تمدن و فرهنگ شگفت شان در شوش یا سوزیان ، مسجد سلیمان «پارسوماش » و انزان یا انشان «مردشت» بیانگر تمدن و فرهنگ والای این قوم است.

پوشاک سومریان

هنگامی که تاریخ بین النهرین را مورد مطالعه قرار می دهیم متوجه می شویم که پنج هزار سال پ.م بین النهرین سفلی خالی از سکنه بود و سومری ها و آکدی ها در هزاره ی سوم پ.م برای اولین بار در آن ساکن شدندکه پوشش آنها چنین بود.

1-پیراهن و دامن دراپه دار

آثار باقی مانده از سومریان نشان می دهد که مردم در آن دوران تن پوشی از پوست گوسفند و پشم تابیده و نازک و الیاف کتانی تهیه می کردند برای اولین لباس دراپه دار از پارچه های مربع شکل یا مستطیل شکل دوخته می شد و این لباس ها آشکارا به تغیرات قابل ملاحظه ای در هنر بافت نیاز داشتند ؛ مردان این پارچه های مربع شکل را با کمربندی به کمر خود می بستند و نیمه ی بالای بدنشان برهنه بود و زنان با پوششی مشابه ی مردان شانه ی راست خود را برهنه می کردند و شانه ی چپ از پارچه ای که از جنس دامن بود و آن نیز مربع شکل بود پوشانده می شد ؛ البته با پیشرفت تمدن دامن لباس نیز بلند تر شد و در قسمت بالاتنه تا گردن پوشانده شد

اصطلاح کُُنِکُس یا کوناکه برای پارچه های پشمی در بین النهرین رواج داشت و سومریان نیز که پایه و اساس صنعت نساجی آن ها پشم بافی و پشم ریسی بوده است و از هزاره سوم تا نیمه هزاره اول از پوست گوسفند برای تن پوش های بلند خود استفاده می کردند آن را کنار گذاشتند و کُنِکس را جایگزین آن نمودنددر قدیمی ترین آثار سومریان کُنکس به ظاهر دامنی بود به اندازه ی طول بدن ؛ مانند دامن خدای شمس  در لوح قانون نامه ی حمورابی .

 

یادآوری می نمایم که مردان بین النهرین تن پوش را در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت و زنان شان در جهت عقربه های ساعت به دور بدن شان می پیچدند.

2- قبا یا عبا

در میان مجسمه های گلی و سفالی فراوان که در شهر ماری در سوریه به دست آمده است مجسمه ای از زنان و مردان دیده می شود که پوشش سومریان را در 2900تا 2685 پ.م نشان می دهد که یکی از آن زنان که نشسته است دارای پیراهن بلند یا پیراهن با دامن دراپه دار و تاجی بر سر و روی آن عبائی بر روی تاج انداخته که تا روی زمین کشیده شده است و در مجسمه دیگر زن ایستاده ای را نشان می دهد که پیراهن بلند دراپه دار و کلاهی بر سر وعبایی بر روی دوش او افتاده است که به حالت دراپه دار تا روی پاها را پوشانده است که جلو باز می باشدو پاپوشی در پا ندارد.

 

 

 

3- کلاه یا تاج

سومریان سر خود را با کلاه یا کلاه گیسی از طلا یا مس که با دالبرهای مطبوعی تزیین یافته بود پوشانده می شد.

آکدی ها

در بین النهرین وسطی که بالاتر از بین النهرین سفلی بود آکادی ها یا اکدی ها می زیستند که از نژداد سامی بودند و به تدریج به بین النهرین سفلی کوچ کردند و شهر های آنان عبارت بود از بابل و کیش

  پوشش آکدی ها

پیراهن

دامن بلند 

دامنی پشمی ، پرزدار و شرابه دار می پوشیدند.

کلاه

زنان کلاه مخروطی شکل می پوشیدند.

پاپوش

پوشش لباس بابلیان و آشوریان

1- پیراهن دراپه دار

در تاریخ ویل دورانت در مورد تن پوش بابلیان چنین آمده است :« لباس معمولی زن و مرد ، میان بندی از کتان سفید بود که تا نزدیک دو پا را می پوشاند و در زنان شانه چپ برهنه است.[1]»

اغلب زنان از یک پیراهن دراپه دار بلند یا کوتاه به نام کندیس با آستین یک سره کوتاه که از جنس پشم یا کتان بود که حالتی گشاد وآزاد داشت و دارای چین ها و تاهایی.

 

 

2- تونیک

این تونیک بر روی پیراهن درا په دار می پوشیدند که تابالای زانو را می پوشانید .

 

3- قبا و عبا

4- شال

این شال که دارای حاشیه بوده و در اندازه های بزرگ و کوچک بر روی کندیس انداخته می شد.[2]

5- سرپوش

کلاه مردان به شکل گلدان وارونه بوده است و رجال و مردان بلند پایه دیهیم و یا نیم تاجی جواهرنشان به سر می گذاشتند و زنان نیز چنین می کردند و گاهی عمامه بر سر می گذاشتند.

   6 - ردا

   7 - پاپوش

چکمه یا صندل های روباز می پوشیدند.

دانستن این نکته جالب است که به موجب قانونی که حدود هزار و دویست سال پ.م وضع شده بود زنان شوهردار آشوری مجبور بودند در ملاء عام نقاب به چهره داشته باشند.

در کشور آشور زنان به دسته تقسیم می کردند؛

زنان عادی که با چادر حرکت می کردند .

زنان صیغه ای که اگر با دسته اول حرکت می کردند با چادر بودند و اگر به تنهایی حرکت می کردند حق استفاده از چادر را نداشتند.

زنان بدکار که اگر با چادر خارج می شدند مستحق مجازات و ضربه شلاق می گردیدند

حجاب معیاری برای تمایز زنان عادی از صیغه و زنان بدکاره به شمار می رفته است.[3]

تن پوشش آزاد « بدون فرم و ساده و در حقیقت بدون دوخت » مانند تن پوش مصری ها ، آشوری ها و رومی ها نشانه ای از بزرگی و تمدن در آن دوره بوده است و تن پوش های چسبان و دوخته شده نوعی توهین و بی تمدنی و ابتدایی تلقی می شده است . حتی رومی ها کسانی را که تن پوش قالب تن می پوشیدند مجرم شناخته و برای آنان مجازات اعدام قایل می شدند.[4]

 



[1] - تاریخ تمدن « مشرق زمین گهواره تمدن » ص263.

[2] - فشرده تاریخ لباس ، جیمز لیور ، ص14.

[3] -دایره المعارف زن ایرانی ، ص379.

[4] - فشرده تاریخ لباس ، جیمز لیور، 14و15.





طبقه بندی: حجاب و پوشش در ادیان دیگر، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ