تبلیغات
علمداران عشق - امتحان پایان ترم تاریخ تحلیلی خرداد 96

• امتحان پایان ترم خرداد 96
فصل یک و دو و سه امتحان میان ترم   + فصل چهارم و پنجم سوالات تستی+ فصل ششم وهفتم  دو سوالات تشریحی
سوالات تشریحی فصل ششم
1- وجوه افتراق یا چگونگی به خلافت رسیدن خلفای سه گانه و امیرالمومنین علی (ع) را توضیح دهید؟
الف) ابوبکر : شورای اهل حل و عقد  در سقیفه بنی ساعده                                         ب) عمر استخلاف ( انتخاب ابوبکر)  در منزل ابوبکر                          

ج) عثمان : شورای شش نفره در منزل خلیفه                                                       د) امیرالمومنین علی  علیه السلام:  بیعت عمومی در مسجد
2- مهمترین فعالیت های امام علی در دوران خلفا ه بود؟
الف) تفسیر قرآن و بیان مراد واقعى بسیارى از آیات.   ب) پاسخ به پرسش‏هاى دانشمندان به‏ویژه دانشمندان اهل كتاب.
ج) بیان حكم شرعى رویدادهاى نوظهور و قضایاى پیچیده‏اى كه قضات از داورى درباره آن ناتوان بودند.
د)پرورش انسانهاى برخوردار از ضمیر پاك و روح آماده و تربیت شاگردانى مانند عبدالله بن عباس و افرادى چون ابوذر، اویس قرنى، مقداد، عمار، مالك اشتر، كمیل، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، تا بتوانند در پرتو رهبرى امام علیه السلام آنچه با دیده ظاهرى نمى‏توان دید با دیده دل و چشم باطن دریابند.
ه) كوشش براى تأمین زندگى بینوایان و درماندگان. حضرت با دست خود باغ و قنات پدید مى‏آورد و در راه خدا وقف مى‏كرد. به كار كشاورزى بسیار بها مى‏داد و مى‏
فرمود: نزد خدا، كارى محبوب‏تر از كشاورزى نیست.
و) شركت در نشست‏هاى رایزنى خلفا و ارائه صادقانه راه‏حل‏ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسایل سیاسى و مشكلات اجتماعى با بن‏بست روبه‏رو مى‏شد، امام علیه السلام مشاورى مورد اعتماد بود كه با واقع‏بینى خاصى مشكلات را از راه برمى‏داشت و مسیر كار را معین مى‏كرد.
3- شورای شش نفره  چه بود و نتیجه آن را بنویسید؟
واقعیات بیانگر تدبیر و برنامه‏ریزى خلیفه در امر جانشینى است. زیرا نه تنها شورایى را براى مشورت و گزینش خلیفه مشخص ساخت، روش انتخاب و حتى جزیى‏ ترین احتمالات ممكن را نیز پیش‏بینى كرد و راه حل ارائه داد.
اعضاى شورا، یعنى على علیه السلام، زبیر بن عوام، سعد بن ابى‏وقاص، عبدالرحمان بن عوف، عثمان و طلحة بن عبیدالله، كه همه از مهاجران بودند، باید در خانه‏اى گرد آیند و پنجاه نظامى انصار بر كار آنان مراقبت كنند تا این گروه یك نفر را از میان خود برگزیند. اگر پنج تن كسى را بر مى‏گزیدند و یك نفر مخالفت مى‏كرد، باید كشته مى‏ شد. اگر دو نفر با رأى چهار تن مخالفت مى‏كردند، باید كشته مى‏شدند. اگر سه نفر یك رأى و سه تن رأى دیگر داشتند، باید به داورى عبدالله بن عمر راضى مى‏شدند؛ و گرنه، رأى گروهى كه عبدالرحمان در میان آنان بود، مقدم مى‏شد و سه تن دیگر، در صورت مخالفت، كشته مى‏شدند.
گفتگوها آغاز شد. سرانجام «عبدالرحمان» به على علیه السلام گفت: اگر با تو بیعت كنیم، مى‏پذیرى كه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله و روش شیخین رفتار كنى؟ على علیه السلام پاسخ داد: من به دانش خود، كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله رفتار خواهم كرد.
عبدالرحمان آن شرط را با عثمان (برادر خوانده‏اش) در میان گذاشت و او پذیرفت. بعد از برگزیدن عبدالرحمان سایر اعضاى شورا موافقت خود را اعلام كردند. هرچند امام على علیه السلام در آغاز با عثمان بیعت نكرد، تدبیر خلیفه دوم بر لزوم كشتن مخالف، وى را به بیعت ناگزیر ساخت. بدین ترتیب، شاخه‏اى از قریش كه «چهره سیاسى» داشت و داراى زندگى اشرافى بود، قدرت را در دست گرفت.
4- مهمترین ویژگی های بیعت مردم با علی علیه السلام را بنویسید؟
در خصوص سپردن رهبرى سیاسى- اجتماعى و مسؤولیت راهنمایى دنیایى و آخرتى مردم به امام على علیه السلام توجه به نكاتى چند ضرورى مى‏نماید:
1. چنانكه اشاره شد، شركت مردم در انتخاب خلیفه اول در آغاز، محدود به دو مهاجر و در نهایت محدود به حاضران در سقیفه بود. انتخاب عمر در شكل استخلاف و نصب شخص ابوبكر، و برگزیده شدن عثمان محدود به شوراى شش نفرى بود. با چشم‏پوشى از مباحث كلامى در مسأله امامت، على علیه السلام بدون اینكه- براساس روند عادى امور- كسى او را نامزد نماید یا رقباى او را از صحنه خارج كند، با حضور و بیعت اكثریت مردم مدینه برگزیده شد. در واقع این تنها بیعت و انتخابى بود كه مى‏توان آن را بیعت مردمى دانست. نكته تازه، آن بود كه علاوه بر شركت فراگیر مهاجران و انصار، نمایندگان مردم عراق و مصر نیز در آن شركت داشتند. تأثیر حضور آن نمایندگان را مى‏توان دست‏كم سبب بالا بردن جنبه مردمى این انتخاب دانست.
2. پافشارى امام علیه السلام بر لزوم علنى بودن بیعت- آن هم در مسجد- توهّم هرگونه توطئه قبلى را نفى مى‏كند؛ همچنان‏كه رد كردن چند باره تقاضاها و مجال اندیشه‏ دادن به مردم، پندار ناگهانى بودن بیعت را از میان مى‏برد.
3. با آنكه امام علیه السلام مى‏توانست، طبق روال جارى و سنت پیشین، گروه اندك غیرموافقان را به تسلیم و بیعت وا دارد، هرگز كسى را به بیعت ناگزیر نساخت.
4. پس از خلیفه دوم شرط پیروى از روش شیخین در بیعت وارد شد، ولى امام على علیه السلام آن را نپذیرفت و فرمود: حتى ابوبكر و عمر نیز اگر به چیزى جز كتاب خدا و سنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله عمل كنند، بر حق نیستند. امام علیه السلام با برخى از بستگان عثمان كه مشروع دانستن دارایى خویش از سوى امام را شرط بیعت قرار دادند، مخالفت كرد و همواره تأكید مى‏كرد كتاب خدا و سنت رسول صلى الله علیه و آله ملاك كردار اوست.
5. نكته بسیار مهم، نطق رسمى آن حضرت در روز دوم مراجعه مردم و انتخاب است.
على علیه السلام در پى اصرار انبوه مردم كه متقاضى خلافت او بودند، فرمود: خداوند خود مى‏داند كه من به خلافت، از آن جنبه كه ریاست و قدرتى است علاقه ندارم .... آن گروهى كه دنیا آنها را در خود غرق ساخته، براى خویش املاك و نهرها و اسبان عالى و كنیزكان تهیه كرده‏اند، فردا وقتى همه این‏ها را از آنان مى‏گیرم و به بیت‏ المال برمى‏گردانم و به اندازه حقشان به آنها مى‏دهم، نگویند على علیه السلام ما را فریفت؛ اول، چیزى مى‏گفت و اكنون گونه‏اى دیگر عمل مى‏كند. من از همین حالا برنامه روشن خود را اعلام مى‏كنم .... من منكر فضیلت صحابى‏بودن و سابقه خدمت افراد نیستم، اما اینها چیزهایى است كه خداوند خود پاداش آن را خواهد داد. این امور نباید ملاك تبعیض واقع شود
5- دلایل حضور امام علی در شورای شش نفره را بنویسید و تحلیل کنید
الف) امام مجبور شد در این شورا شرکت کند      ب) شرکت کردند تا نقض کلام عمر شود زیرا عمر در سقیفه گفته بود نبوت و خلافت در یک خاندان جمع نمی شود حضرت شرکت کردند تا آن کلام نقض شود     د) اتمام حجت شود برای همه که اگرحضرت شرکت نکرده بودند می گفتند اگر علی شرکت کرده بود به او رای می دادیم
6- مهمترین مشکلات و موانع پیش روی حکومت امیرالمومنین را بنویسید؟
عبارت است از: بى‏عدالتى اقتصادى، نابسامانى اجتماعى، انحرافها و بدعتها و رفاه‏گرایى و تضعیف ارزشهاى دینى.
1. ناعدالتى اقتصادى‏
خلیفه دوم، دیوان را براساس سوابق اسلامى افراد و تركیب قبیله‏اى قرار داده بود. قریش بر غیرقریش، مهاجر بر انصار، عرب بر غیرعرب و موالى ترجیح داشتند؛ در حالى كه در زمان پیامبر چنین نبود. این وضعیت در كنار بخشش‏هاى عثمان، فاصله غنى و فقیر را غیرقابلِ تحمل كرد.خمس غنایم، مالیات و جزیه سرزمین‏هاى فتح شده، كه به همه مردم تعلق داشت، تنها در اختیار افراد و گروه‏هاى خاص قرار مى‏گرفت.
بر اساس گزارش‏ها، عثمان یك پنجم غنایم آفریقا را- حدود 200 تا 500 هزار دینار- به مروان بخشید. به ابوسفیان هدایاى 200 هزار درهمى اعطا كرد. 18 ثروت
عبدالرحمن بن عوف، برادر خوانده و داماد عثمان، پس از مرگش میان چهار همسرش تقسیم شد و به هر یك 80 هزار دینار رسید.
امام على علیه السلام در سخنرانى نخست خود، سیاست مالى برگرفته از سیره پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح كرد؛ برترى مهاجر و انصار بر دیگران را معنوى خواند و فرمود: هركه دعوت خدا و رسول صلى الله علیه و آله را بپذیرد و به قبله مسلمانان نماز گزارد، از تمامى حقوق بهره‏مند مى‏شود و حدود اسلام درباره همه اجرا خواهد شد.
2. نابسامانى اجتماعى‏
یكى از آثار فتوحات، اختلاط نژادهاى مختلف بود. موالى یا اسیران آزاد شده در قیاس با عربها از حرمت اجتماعى و حقوق مدنى كمتر برخوردار بودند. جامعه، برترى عرب بر موالى را اصلى مسلّم مى‏پنداشت. این امر براى روحیه عدالت‏خواهانه امام علیه السلام مشكلى مهم بود. او از نظر دینى، هیچ دلیلى بر درستى این تبعیض نمى‏دید. در حالى كه عمر فرمان داده بود بردگان عرب را از بیت‏المال آزاد كنند، امام علیه السلام هیچ تفاوتى میان بردگان عرب و عجم نمى‏گذاشت و هنگام تقسیم اموال، مى‏فرمود: حضرت آدم نه غلام به دنیا آورد، نه كنیز، بندگان خدا همه آزادند .... اكنون مالى نزد من است و من میان سفید و سیاه فرقى نخواهم گذاشت. او در پاسخ به اعتراض گروهى از عربها، فرمود: من در قرآن، برترى عرب بر عجم را ندیده‏ام‏
3. انحرافها و بدعتها
انحرافات دینى و بدعتها مهم‏ترین مشكل حكومت امام على علیه السلام بود. ناآگاهى جامعه از دین و نبودن برنامه منسجم در جهت روشنگرى مردم، ابعاد این دشوارى را پیچیده‏تر مى‏ساخت. بسیارى از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله متروك شده بود. بنیان این انحرافها در كنار بستر بیمارى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، با شعار «حسبنا كتاب الله»، گذاشته شد و با سخن خلیفه اول در توجیه اشتباهاتش- پیامبر صلى الله علیه و آله با وحى یارى مى‏شد، ولى دست من از وحى كوتاه است و به مصلحت اندیشى و اجتهادم عمل مى‏كنم- به‏صورت یك نظریه در آمد. این روند نادرست در مرحله‏اى، به طور رسمى با بخشنامه‏ها و دستورالعملهاى ویژه، به اوج رسید
4. رفاه‏گرایى و تضعیف ارزش‏هاى دینى‏
اشاره شد كه پیدایش شكاف‏هاى اجتماعى از دوران خلیفه دوم آغاز شد. هم او بود كه تبعیض در توزیع بیت‏المال را بدعت نهاد و گرایش‏هاى قومى را، كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله شدیداً مخالف آن بود و با آن مبارزه مى‏كرد، احیا كرد و برترى‏جویى قومى به صورت فراگیر و جدّى دوباره پدیدار گشت. در این میان، به ویژه
ملتهاى غیرعرب مثل ایرانیان و رومیان بیش از سایر گروه‏ها و ملتها تحقیر شدند؛ تا آنجا كه شخص خلیفه از ورود آنان به مدینه جلوگیرى كرد و ابن‏عباس و پدر و
فامیلش را مقصر این كار معرفى مى‏نمود.
بنابراین، تلاش برخى نویسندگان اهل‏سنت و برخى از متفكران شیعه كه به عمد یا سهو، انحرافات را به نیمه دوم دوران حكومت عثمان مربوط مى‏سازند نوعى توجه به روبنا و پیامدهاست و در حقیقت، سیاست خلیفه دوم در این دوران خودنمایى داشته و آثار خود نشان داده است‏.
7- سپاه امام حسن از چه گروه هایی تشکیل شده بود ؟
سپاه امام علیه السلام از چند گروه پدید آمده بود:   الف) شیعیان. شمار عناصر شیعى سپاه امام علیه السلام از دیگر گروه‏ها كمتر نبود. این گروه، اخلاص و صمیمیّت خود را به اهل‏بیت در مراحل مختلف ثابت كرده بود. بى‏گمان اگر این گروه مخلص از دسیسه‏هاى همشهریان خود مصون مى‏ماند براى مقابله با خطرهاى شام كافى و شایسته بود. زیرا آمادگى و شور و نشاط به‏قدرى در آن وجود داشت كه براى هیچ‏كس قابل انكار نبود.به‏راستى درباره یاران باوفا و صدیق امام چون قیس بن سعد بن عبادة، عمرو بن حمق خزاعى، حجر بن عدى، سعید بن قیس همدانى، حبیب بن مظاهر اسدى، عدى بن حاتم، مسیب بن نجیبة، زیاد بن صعصعه چگونه مى‏توان اندیشید؟!
ب) جناح اموى. به گواهى اسناد تاریخى، در این جناح عناصرى نیرومند وجود داشتند كه از طرفداران بسیار بهره مى‏بردند و در پدیدآوردن یأس و تزلزل در سپاه تأثیرى بسزا داشتند. این گروه، در كنار شایعه‏پراكنى، توطئه و ایجاد نفاق، پنهانى با شام پیوند برقرار ساخته و مراتب فرمانبرى و همراهى خود را به معاویه اعلام كرده بودند.
ج) سایر گروه‏ها. خوارج، شكاكان، سودجویان، قبیله‏گرایان و ... گروه‏هایى هستند كه در این قسم جاى دارند. اینان اغلب به‏سبب دشمنى با معاویه در سپاه امام‏حسن علیه السلام شركت داشته، در تردید به‏سر مى‏بردند. در نظر آنان شخصیت بزرگى مانند امام‏حسن علیه السلام چندان بر معاویه ترجیح نداشت. اینان تنها به منافع مادى خود مى‏ اندیشیدند و از روى تعصب قومى و به پیروى از رئیس قبیله خود در جنگ‏حضور مى‏یافتند.
در كنار سپاهى با این تركیب كه در تمایلات متضاد فرورفته بود، فتنه‏گرى‏ها و تبلیغات رنگارنگ و فریبكارانه معاویه، چنان وضع را نامتعادل و بحرانى مى‏ساخت كه حتى فرماندهان بسیار خوشبین را نیز نگران و نومید مى‏كرد.
امام حسن مجتبى علیه السلام فرزند حماسه‏هاى فراموش نشدنى بود و هرگز از كشته‏شدن در راه خدا نمى‏هراسید. آنچه وى را بیمناك ساخته بود، آینده سپاه كوفیان بود. بى‏ تردید اگر با لشكرى چنین شكننده پاى به میدان رزم مى‏نهاد، معاویه او را به اسارت در مى‏آورد، تا ننگ شكست خاندانش به دست سپاه حضرت محمد صلى الله علیه و آله را جبران كند. بدون تردید اغلب اطرافیان امام‏حسن علیه السلام افرادى سیاسى بودند، نه آنان كه امام‏حسن علیه السلام را امام از جانب خداوند پذیرفته باشند. از این رو سرانجام در مرز انتخاب، ماندن را با حكومت معاویه- گرچه با اكراه- پذیرفتند. سستى رأى آنها تا بدانجا بر امام واضح بود كه فرمود: به خدا سوگند، اگر با معاویه درگیر شوم، اینان گردن مرا گرفته، به‏صورتِ اسیر به او تحویل‏ مى‏ دهند
8- مهمترین بندهای صلح تحمیلی بر امام حسن (ع) را بنویسید؟
دقت در شروط صلح‏نامه زوایاى بیشترى از راز كردار امام حسن علیه السلام را آشكار ساخته، سیماى صلح را روشن و انگیزه تن ندادن حضرت علیه السلام به شهادت را تحلیل مى‏كند. البته در نقل بندهاى پیمان در میان مورخان اختلاف وجود دارد، ولى از مجموع آنها مى‏توان موارد زیر را، به‏عنوان شرطهاى قرارداد، استخراج كرد:
1. معاویه به كتاب خدا و سنت پیامبر صلى الله علیه و آله عمل كند.
2. پس از معاویه خلافت به حسن بن على تعلق دارد و اگر براى حسن بن على حادثه‏اى پیش آمد، متعلق به حسین بن على است و معاویه حق ندارد كسى را به جانشینى خود انتخاب كند.
3. معاویه باید ناسزا گفتن به امیرمؤمنان على علیه السلام را ترك كند.
4. بیت‏المال كوفه به معاویه واگذار نخواهد شد. معاویه باید هزینه زندگى بازماندگان كشته‏شدگان سپاه على علیه السلام را از بیت‏المال بپردازد.
5. شیعیان در هرجا هستند، باید از آزادى برخوردار باشند و كسى متعرض آنان نشود
8- آیا نرمش امام حسن و امام حسین (ع) نشان دهنده اختلاف روحیه آن دو بزرگوار است؟چرا؟
برخى از مردم به لحاظ نگرش خاصشان معتقدند روح سلحشورى و شجاعت هاشمى، با رفتار امام حسین علیه السلام متناسب‏تر است تا رفتار امام حسن علیه السلام و حال آنكه هرگز چنین نیست. امام‏حسن علیه السلام نیز در همه موقعیت‏هاى زندگى‏اش همتاى پدر و برادر خود علیهما السلام شمرده مى‏شود. این سه تن نمونه كامل مصلحان مسلك و عقیده‏اند.
نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام‏حسین علیه السلام و حفظ سرمایه زندگى به‏وسیله صلح در موقعیت امام‏حسن علیه السلام، به‏عنوان دو تدبیر براى جاودان داشتن مكتب و محكوم ساختن دشمن، تنها راه‏حل‏هاى منطقى و عاقلانه آن وضعیت بود و جز آن، راه دیگرى وجود نداشت. هریك از این دو راه در ظرف خود، برترین وسیله نزدیك‏ شدن به خدا و امتثال فرمان او به‏شمار مى‏آمد و گذشت زمان سودمندى و كارآمدى‏شان را آشكار ساخت بى‏ تردید موقعیت‏هاى متفاوت، تدبیرهاى گوناگون مى‏جوید و در نتیجه فرجام هاى مختلف به ارمغان مى‏آورد.
9- آیا نرمش امام حسن و امام حسین نشان دهنده اختلاف روحیه ی آن دو بزرگوار است یا نه؟
خیر
. هردو امام افرادی بسیار دلیر بودند و در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ نمی کردند. اما در زمان امام حسن(ع) اوضاع نامساعد و خطر رومیان و فقدان جبهه نیرومند و هماهنگ و دارای روحیه جنگ را بسیار نا موفق حیران ناپذیر می نمایاند وصلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام حسن تحمیل شد. در حالیکه امام حسین(ع) دارای سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ بود ولی در ماجرای امام حسن سپاه وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود. امام حسن با دشمنی همچون معاویه که سیاست باز تیزبین,متظاهر و فرصت طلب بود روبرو بود و جنگ با او به نابودی همه شیعیان وآخرین سربازی که دل به اسلام اصیل سپرده بودند می انجامید.معاویه در اجرای نقشه ها و تصفیه حساب های قدیمی و تاریخی استعدادی عجیب داشت در حالیکه دشمن امام حسین(ع) چنین نبود, او به هیچ وجه از عهده حل مشکلات,مهار امواج مخالفت و به کار بستن نقشه های وسیع بر نمی آمد وامام حسین هم از لغزش های او برای دست یابی به هدفش بهره می گرفت.
مقایسه دوستان و یاران دو امام‏
بیعت‏ش كنى كوفیان در برابر امام‏ حسین علیه السلام پیش از آماده شدن وى براى جنگ تحقق یافت. به‏ همین دلیل، وقتى سپاه كوچك و یكپارچه او براى نبرد آماده شد، از شائبه گمان‏هاى دغدغه‏آفرین بركنار بود و سپاهى فداكار و داراى هدفهاى بزرگ به‏شمار مى‏آمد. در حالى كه در ماجراى امام حسن علیه السلام سپاه وى عامل اصلى نومیدى حضرت علیه السلام از پیروزى نظامى بود.
آنان كه با امام حسن علیه السلام بیعت كرده، در اردوگاه حضور یافتند و سپس بیعت شكستند، از كسانى كه پیش از روبه‏رو شدن با امام‏حسین علیه السلام بیعت شكستند، بسى بدتر و خطرناك‏تر بودند.تفاوت در دوستان یكى از عوامل تفاوت موقعیت هاى آن دو امام بزرگ است.
وضع دشمنان دو امام علیهما السلام‏
دشمن امام‏حسن علیه السلام معاویه‏ و دشمن امام‏حسین علیه السلام یزید بود. براى روشن‏شدن تفاوت میان این پسر و پدر، گواهى تاریخ كه پسر را «كودنى احمق» و پدر را «سیاست‏بازى تیزبین»، متظاهر و فرصت‏طلب معرفى كرده است، كافى است.
حدس امام حسن علیه السلام در مورد فرجام كار خود با دشمن تاریخى‏اش معاویه كاملًا معقول بود. به گمان قوى دنباله این جنگ به بزرگ‏ترین فاجعه و قاطع‏ترین
ضربه‏ ها به اسلام و مسلمانان مى‏انجامید و با نابودى همه شیعیان و آخرین سربازى كه دل به اسلام اصیل سپرده بود، پایان مى‏یافت. معاویه در اجراى این‏گونه نقشه‏ ها و تصفیه‏ حساب‏هاى قدیمى و تاریخى استعدادى عجیب داشت.
دشمن امام‏حسین چنین نبود و فرجام كارش را چنان نمى‏دید. او كودكى نازپرورده بود كه به هیچ‏وجه از عهده حل مشكلات، مهار امواج مخالف و به‏كاربستن نقشه‏ هاى وسیع برنمى‏آمد. آبرو و اعتبار پدر و پسر یكسان نبود. معاویه خود را از مشاهده‏گران رسول‏خدا و نماینده خلفاى پیشین در شام مى‏دانست؛ ولى یزید چنان بى‏اعتبار بود كه اخطل شاعر بدو گفت: حقا كه دین تو دین درازگوش است ....
امام حسین علیه السلام از اشتباه‏هاى معاویه مانند هجوم به سرزمین‏هاى امن خدا، روش وى در برابر مواد پیمان صلح، مسموم كردن و كشتن امام حسن علیه السلام و یاران  صدّیق وى و بیعت گرفتن براى یزید، بهره‏بردارى كرد و بدین‏وسیله در برابر افكار عمومى بر قدرت و اصالت خود و انطباق نهضت ضد
اموى با موازین اسلام افزود. او همچنین از لغزش‏هاى «جانشین معاویه» كه در شراب‏خوارى و بوزینه‏بازى و انواع گناه غرق بود، براى دستیابى به هدفش بهره گرفت.با این بیان، آیا به‏ راستى تشخیص اینكه كدام یك از دو برادر علیهما السلام مجاهدتش مؤثرتر بود و در مسیر نابودى دشمن گامهاى سودمندترى برداشت، دشوار نیست‏ مقتضی زمان ایجاب می کند برای حفظ اسلام چه گامی را بردارند
 
 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر