تبلیغات
علمداران عشق - نمایشگاه کتاب جولانگاه بدحجاب ها
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389

نمایشگاه کتاب جولانگاه بدحجاب ها

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    

بسمه تعالی

نمایشگاه   تهران جولانگاه بدحجاب ها

در بازیدی که دوشنبه از نمایشگاه داشتم خیلی متاثر شدم از اینکه این فضای معنوی پاتوقی شده برای یک عده دختران بدحجاب . متاسفم از این که بعد از سی سال از انقلاب هنوز هیچ مسئولی یا نهادی  برای مقابله با ناهنجار یهای اخلاقی در کشور شکل نگرفته است . بعضی از بازدید کنندگان یک مشت آدم های بیکار بودند که  آمده بودند تا بگویند آزادی یعنی این و هیچ کس هم نمی تواند جلوی ما را بگیرد احساس من این است که گشتند و یک عده دختران بدحجاب که گویا اکثر آن ها دانشجو هستند را در نمایشگاه جمع کرده اند اما مسئولان نمایشگاه باید بداند در کنار نشر و تبلیغ و تشویق کتاب آن چه مهم است این که جوانان را به سمت و سوی معنویت دعوت کنند ، نه این که خود نمایشگاه باتوقی شود برای به رخ کشیدن  و نشان دادن بی حجابی و بی حیایی. شاید مسئولین نمایشگاه بگویند چه کار می باید انجام می دادیم که انجام ندادیم خدمت آن ها خواهم گفت : شما  نمی دانستید که این جور می شه !  .اما چرا بسیاری از زنانی که به عنوان ناشر شرکت کرده بودند با بدحجابی و نشان دادن خود و گرم و گیرا گرفتن با جوانان برای تشویق و ترغیب مردم به خرید کتاب می کردند از خود مایه گذاشتند تا نظر بازدید کنندگان را به خود جلب کنند چرا به آن ها تذکر داده نشد .

اما چیزی که برایم جالب بود در مصلای تهران با این همه فضا برای ناشران  ، آیا احساس نکردید یک جایی را برای نماز تدارک ببینید و یک چادر زیبا با امکانات سرمایشی در کنار این نمایشگاه و در این مکان مقدس برای شما گران تمام می شد که اقدام نکردید و مردم در مقابل آفتاب و بر روی چند تکه موکت نماز اقامه کنند و زنان هم بدون حفاظ و پرده به صورتی که در مقابل چشمان نامحرم نماز بخواند برای مسئولین نمایشگاه متاسفم که در این نمایشگاه همه چیز بود الا خدا ،  چه می شد وقتی نمایشگاهی را برپا می کردند اول مکانی خوب در بهترین نکته برای نماز تدارک می دیدند بعد به نمایشگاه و.... اما در کشور ما برای همه چیز فکرش را می کند ولی در پایان یک مکانی محقر و ناچیز را می گذارند برای نماز آن از روی ترس که کسی چیزی نگوید آیا احساس نمی کردید کسی برای نماز بیاید ! برای من جالب بود اگر چه در حیاط مصلی چند تا تکه موکتی یافت شد و نماز جماعت هم برگزار شد .

یک مقدار دلم برای بچه های زحمت کش نیروی انتظامی امنیت اخلاقی سوخت که در کنار درب وردی 18 کنار مترو ایستاده بودند فقط برای این که بگویند ما حضور داریم اما جرات نمی کردند لب باز کنند و وقتی به آن ها اعتراض کردم گفتند دارند امر به معروف  نهی از منکر می کند اگر اعتراض داری برو به رئیسمان بگو . اما وقتی کنار در ایستادم  فکر کردم دیدیم هر چه وارد می شوند اکثرا  بدحجاب هستند چکار کنند  بنابراین از ترس چیزی نمی گفتند نظاره گر بودند

یک نکته دیگر هم بگویم یکی از مسئولین نمایشگاه گفتند از نکات این نمایشگاه غرفه ای است که به مناسبت ایام فاطمیه برپا شده وقتی آن جا رفتم یک غرفه ی کوچک با نصب دوتا پارچه مشکی ، کتاب هایی را عرضه می کردند با پنجاه درصد تخفیف همین و  بس !  این هم از غربت زهرا در نمایشگاه ؟  آیا نمی شد مظلومیت حضرت زهرا را به صورت هنری و تجسسم کردن کوچه بنی هاشم مظلومیت حضرت را به تصویر بکشند و نواری  را  از مصائب آن حضرت  پخش کنند که یک مقدار  قلب های پر شده از دنیا را در یک لحظه تکانی بدهد..اما برایم غرفه آستان قدس رضوی جالب بود

ای کاش مسئولین از خواب غفلت بیدار شوند و هر نمایشگاهی که برپا می کند اول مکانی برای نماز در بهترین جای نمایشگاه انتخاب کنند و بنرهایی با تبلیغات کتاب اما همراه با تبلیغات دینی پیرامون نماز و حجاب و حیا نصب کنند و مسئولین حوزه هم مکان هایی را پاسخگویی به سوالات بازدید کنندگان تهیه کنند و حضور چشمگیری در نمایشگاه ها داشته باشند . اما بود ولی کم بود.

اما یک چیز دیگری هم نظرم را جلب کرد و آن این بود که بسیاری از دختران بدحجاب را می دیدم با وضع بسیار بعد حجاب اما کتاب های مذهبی مثل مفاتیح و الغدیر و قرآن و حتی کتاب برای نماز شب درخواست می کردند که جای شکر دارد که این ها مسلمان هستند و فقط نیاز به ارشاد و راهنمایی دارند که متاسفانه در جامعه و مخصوصا  در دانشگاه ها کمرنگ شده است.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر