تبلیغات
علمداران عشق - سوالات میان ترم معارف 1 دانشگاه دارالعلم
جمعه 26 آبان 1396

سوالات میان ترم معارف 1 دانشگاه دارالعلم

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :اندیشه اسلامی 1(معارف 1) ،

بسمه تعالی
سوالات تشریحی اندیشه اسلامی 1 (معارف یک)
دانشگاه دارالعلم
1– قرآن و روایات اسلامی چه توصیه هایی به انسان نسبت به خودشناسی می نماید ؟
دعوت به شناخت انسان از توصیه های مهم پیامبران الهی ، عالمان اخلاق ، عارفان و فیلسوفان است ؛اگر  انسان با تآمل و تفکر ، امکانات و استعدادهایی که برای رشد و تکامل در او نهاده شده است ، بشناسد ، بهتر می تواند سرمایه های وجودی خود را به کمال برساند.
از اینرو ،قرآن و روایات اسلامی انسان را به خودشناسی دعوت می کنند
قرآن می فرماید : «انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است .»
«آیا انسان به یاد نمی آورد که ما او را آفریدیم و حال آنکه چیزی نبوده است .»
«ای کسانیکه ایمان آورده اید ! به خود بپردازید.»
امیرالمومنین علی(ع)نیز می فرماید : «کسی که به خودشناسی دست یابد به بزرگترین سعادت و کامیابی رسیده است .»
۲– دلایل ضرورت خودشناسی را نام برده و به اختصار توضیح دهید .
*مقدمه کمال انسانی : اگر آدمی قبل از هر چیز خود را بشناسد ، بهتر می تواند از سرمایه های وجودی خود بهره ببرد و آنها را شکوفا سازد ؛ انسان می تواند از خود بپرسد : آیا حد وجودی انسان، در حد سایر حیوانات است یا قدرت تعالی و رشد و پرواز کردن دارد ؟ اگر انسان به غیر از بعد مادی حقیقتی به نام روح دارد ، نیازهای آن چیست و چگونه باید تکامل پیدا کند؟
* پیش درآمد جهانی شناسی: شناخت جهان عبارت است از تعامل انسان با جهان خارج از خود ، لذا بعد از تعامل است که می گوید می بینم ، می شنوم ، می گویم و می شناسم. آیا همه سهم شناخت برای انسان است یا برای جهان خارج است یا هر دو سهیم اند؟ امیر المومنین علیه السلام می فرماید:«کسی که خود را نمی شناسد ، چگونه غیر خود را تواند شناخت؟»
*مقدمه خداشناسی : امیرالمومنین علی(ع) می فرماید : «هرکس خود را بشناسد ، پروردگارش را می شناسد . »
خود شناسی که مقدمه خداشناسی است ، می تواند از جهات گوناگونی مورد تامل قرار داد :
*از آنجا که فطرت آدمی با معرفت خدا عجین است ، دعوت به خودشناسی، در واقع دعوت به خداشناسی و ارتباط با خداست . بنابراین خودشناسی ، مقدمه محبت و معرفت به خدا است .
*انسان ، موجودی وابسته و ممکن الوجود است و چنین موجودی نمی تواند آفریننده خود باشد، بنابر این ، هنگامی که آدمی به خود شناسی می پردازد وابستگی خود به خدا را احساس می کند.
* حلّال مشکلات انسان : بسیاری از مشکلات روحی ، روانی ، فکری و اخلاقی انسان ناشی از ناخود شناسی است .
اگر آدمی ، حقیقت واقعی خود ، هدف خلقت ، رابطه ی خود با خدا ، موقعیت خود در نظام زندگی و نقش مصیبت ها و خوشی ها را در زندگی بداند ، بسیاری از مشکلات او حل می گرد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم می زند .
۳- دو دیدگاهی که درباره ی حقیقت انسان وجود دارد را توضیح دهید .
در باب حقیقت انسان دو دیدگاه وجود دارد : ۱- مادی   ۲- الهی
*مادی: کسانی که هستی را با ماده برابر می دانند یا انسان را پدیده ای کاملاً مادی تلقی می کنند ، تمام قوانین حاکم بر حقیقت انسان را مادی می دانند و معتقدند که با قوانین مادی ، که مبتنی بر حس و تجربه است ،می توان انسان را شناخت و اصولاً تمام تحلیل های آنها در باب انسان ، مادی گرایانه است و بر اساس این تحلیل ، انسان با مردن و متلاشی شدن ، جسمش نابود می گردد .
*الهی : این گروه علاوه بر بعد مادی انسان ،برای انسان ،حقیقتی به نام روح قائلند . این روح غیرمادی را نمی توان با قوانین برخاسته از علوم حسی و تجربه و یا با ابزارهای حسی به مطالعه و بررسی گذاشت ابزار شناخت آن غیر تجربی و غیر حسی است .
بر اساس این تحلیل روح یا بعد غیرمادی انسان با مُردن و متلاشی شدن جسم از بین نمی رود، بلکه حیاتی جاودانه را در عالم آخرت پیش می گیرد و اصولاً حقیقت انسان روح او است .
۴– با استفاده از آیات قرآن ، حقیقت انسان را بیان کنید .
از دیدگاه قرآن ، انسان علاوه بر بدن مادی از روح الهی بهره مند است . قران در آباتی به دو ساحتی بودن انسان تصریح دارد می فرماید : «{خدا} اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید .» و با توجه به آیه «فرشته مرگ که بر شما گمارده شده است . شماها را می ستاند و آنگاه به سوی پروردگارتان باز گردانده می شود » معلوم می گردد حقیقت انسان جز آنچه فرشته مرگ می گیرد ،نیست و پس از اخذ روح چیزی از حقیقت انسان در زمین باقی نمی ماند لذا حقیقت انسان ، روح اوست .
۵- ابعاد روح و روان انسان را به اجمال توضیح دهید .
انسان دارای ۲ بعد است :
۱- بُعد ادارکی انسان   ۲- بُعد گرایشی انسان
*بُعد ادراکی انسان :که در دو حوزه فعالیت می کند :
الف) ادراک نظری : اگر متعلق شناخت اشیاء آنگونه که هستند یا خواهند بود، باشد به آن حوزه شناخت نظری می گویند.
ب) ادراک عملی : اگر متعلق شناخت ،عمل انسانی از جهت خوب یا بد ، یا بایدها و نبایدها باشد، به آن حوزه، ادراک عملی می گویند .
شناختی که برای انسان حاصل می شود ، دو گونه است :
_علم حصولی :که از طریق صورت ها و مفاهیم ذهنی حاصل می شود مانند علم انسان به درختی در مقابل خود ، که از این درخت صورتی در ذهن او حاصل می شود.
_علم حضوری :که انسان ، مستقیما به متعلق شناخت و یا وجود واقعی و عینی آن آگاهی دارد . مثل آگاهی انسان به حالات روانی و احساسات خود مثل ترس ؛ و گاهی نیز متعلق علم حضوری ، خدا و امور مرتبط به خداست ، که به آن شهود عرفانی نیز می گویند.
*بُعد گرایشی : همان تمایلاتی اند که با روح انسان سرشته شده اند ، مانند میل به دانش و پرستش خدا.
بُعد گرایشی انسان دو گونه اند:
الف) گرایش های حیوانی : این گرایشها میان حیوان و انسان مشترکند مانند : گرایش به حفظ ذات و صیانت از خود و غریزه (میل به جنس مخالف).
ب) گرایشی های انسانی : گرایشها و تمایلاتی اند که به انسان اختصاص دارند و یا دست کم نشانه های آنها در حیوانات کمتر مشاهده می گردد . مانند میل و محبت به خدا.
این نوع گرایش ، از انسان جدا شدنی نیست البته ممکن است بر اثر شرائط محیطی ، مورد غفلت قرار گرفته یا در شناختن متعلق حقیقی آن خطا کند ، ولی هنگام رفع مانع و هوشیاری ، دو باره این میل جلوه می نماید و مصداق واقعی خود را نشان می دهد.
۶– بحرانهای فرا روی انسان امروزی را نام برده و توضیح دهید .
بی شک زندگی انسان معاصر از جهات مختلف با انسان های پیشین تفاوت دارد . پیشرفت علم و فناوری ، زندگی انسان را به کلی دگرگون ساخته و رفاه و آسایش ظاهری برای او فراهم آورده است ، اما در عین حال ، به اقرار تعدادی از روان شناسان و جامعه شناسان بزرگ ، مشکلات و بحران های جدیدی نیز فرا روی او نهاده است که عبارتند از :
۱- بحران معرفتی : برخی تنها ابزار شناخت را حس و تجربه حسی می داتند وآنچه را به چنگ حس و تجربه نمی آید، انکار می کنند . برخی دیگر ، مانند عقل گرایان ، بیشتر به ابزار عقل تاکید کرده اند و گروهی دیگر مانند عارفان ، بیشتر به ابزار شهود عرفانی توجه نموده اند و از دو ابزار دیگر غفلت کرده اند .در حالی که محدود کردن ابزار شناخت به هر کدام از حس یا عقل ویا شهود عرفانی ، ناشی از عدم شناخت واقعی انسان است . با این وجود و با توجه به بعد غیر مادی انسان ، ابزار شناخت ، محدود به این سه مورد نیست .
۲- بحران اخلاقی : شک نیست که انسان مدرن با بحران اخلاقی مواجه است، امروزه جهان از رذایل اخلاقی، رنج می برد؛ رذایلی مانند میگساری ، شهوترانی ،همجنس بازی،آزار و اذیت جنسی کودکان و نوجوانان، تعدی به حقوق دیگران به بهانه حقوق بشر و دمکراسی، استثمار ، استعمار ملت های ضعیفو… از نمونه های بحران اخلاقی می باشد . در جهان معاصر ، معیار و ملاک خوبی و بدی اخلاقی لذت گرایی و سودگرایی مادی است .
ریشه این بحران اخلاقی، غفلت از ساحت غیر مادی انسان و فضایل فطری او و عدم توجه به خدا و تعالیم پیامبران الهی می باشد.
۳- بحران روانی و معنوی : در جهان امروز پیشرفت های شگفت آوری در علوم تجربی و بویژه روانشناسی و روانکاوی رقم خورده ، اما نتوانسته اند مشکلات روحی و روانی انسان مانند اضطراب ها، فشارهای روانی ، افسردگی و پوچ گرایی را درمان نمایند، انسان امروز، هویت واقعی خود را از دست داده استو خویش تن خویش را گم کرده است> تمام این مشکلات، ناشی از آن است که آدمی هویت و حقیقت انسانی خود را به خوبی نشناخته است و نقطه اتکا و آرامش خود یعنی خداوند متعال را از دست داده است.
۷– نقش دین را در رفع بحرانهای معرفتی ، اخلاقی و روانی تبیین نمایید .
* دین و بحران معرفتی : بر اساس آموزه های دینی، راههای شناخت علم ؛ حس ، عقل ، شهود عرفانی و وحی الهی می باشد و فقط به شناخت از طریق حس و تجربه حسی اکتفا نمی کند .
*دین و بحران اخلاقی : پیامبران برای تحقق فضایل اخلاقی مبعوث شده اند و دین همواره پشتوانه استوار اخلاق بوده و هست .
*دین و بحران روانی : دین پشتوانه مستحکمی برای غلبه بر اضطراب های روانی مانند اندوه ، ملامت ،سرزنش و فوت نزدیکان است . «آگاه باشید که با یاد خدا است که دل ها آرام می گیر د.»
۸- معنای لغوی و اصطلاحی ایمان چیست ؟
لغوی : ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن ( امنیت یافتن) است که به معنای جای گیر شدن اعتقاد در قلب یا تصدیق چیزی با اطمینان و به مفهوم ایمنی در کار است ( اعتقاد قلبی به چیزی )
اصطلاحی : اعتقاد قلبی داشتن به خداوند ، پیامبران و ائمه می باشد . به شخصی هم که پای بند به این اصول باشد، نیز مؤمن گفته می شود .
۹– رابطه متقابل ایمان و معرفت را بیان نمایید .
از دیدگاه قرآن، ایمان مبتنی بر معرفت و علم است ولی چنین نیست که اگر معرفت و علم وجود یابند ،ایمان نیز ضرورتاً وجود پیدا کند، چه بسا کسانی که علم و معرفت دارند ولی ایمان ندارند (مانند شیطان و قوم بین اسرائیل ) . ایمان به معنای علم نیست ولی مبتنی بر آن است زیرا ایمان به آنچه نمی شناسیم معنا ندارد .
۱۰–رابطه ایمان و عقل را بیان نمایید.
از دیدگاه اسلام ،ایمان دینی، مبتنی بر عقل است و عقل و دین دو موهبت الهی است که خداوند به بشر ارزانی داشته است . عقل دین را و دین عقل را تایید می کند به طوری که پیامبران را حجت یا رسول ظاهری و عقل را حجت یا رسول باطنی یاد می کنند
۱۱- با استفاده از منابع دینی ،رابطه ی متقابل ایمان و عمل صالح را توضیح دهید .
از دیدگاه اسلام میان ایمان و عمل ،ارتباط تنگاتنگی وجود دارد . خداوند یکی را بدون دیکری نمی پذیرد زیرا عمل نمود ظاهری ایمان است و اگر عمل نباشد، آشکار می شود که ایمان در قلب ریشه ندوانیده است .
بنابراین، ایمان بدون عمل ، ایمان راستین و نجان بخش نیست . عمل از ارکان ایمان شمرده می شود و تنها عملی ارزشمند است که از سر ایمان و بندگی خدا ناشی می شود و نه عملی که از سر نفع شخصی و یا عادت و ریا به انجام رسد .
۱۲- بر چه اساس باید ،ایمان ناشی از اختیار باشد .
آدمی نخست عمل را می سنجد و سپس به آن عمل دست می زند و بعد از عمل ، از آن خشنود یا پشیمان می شود این فرایند بر اختیار آدمی دلالت می کند و اصولاً تقبیح و تحسین افعال و استحقاق عقاب و پاداش رفتار ،نشان از اختیار است .
۱۳- متعلقات ایمان در قرآن را نام ببرید .
ایمان به خدا ، ایمان به آخرت ، ایمان به رسالت پیامبر اسلام و انبیای گذشته ، ایمان به قران و کتب الهی پیشین ، ایمان به ملائکه ، ایمان به امامت و ایمان به عالم غیب
۱۴- مراتب و درجات ایمان را با استفاده از روایت امام صادق (ع) بیان کرده و اموری که موجب تقویت ایمان می شود را نام ببرید.
ایمان مانند نرده بانی است که ده پله دارد و پله های آن یکی پس از دیگری پیموده می شود ، لذا می توان گفت که هر قدر انسان در پله های بالاتری قرار گیرد به پشت بام ( که همان مقصد است ) نزدیک تر می باشد .
اموری که موجب تقویت ایمان می شود عبارتند از :
۱- در برابر اوامر و نواهی خداوند تسلیم محض گردد نه آنکه به برخی احکام ایمان آورد و به برخی دیگر کفر بورزد .
۲- به متعلقات ایمان علم یابد و بر این علم خویش پیوسته بیفزاید.
۳- به متعلقات ایمان بیشتر توجه کند و پیوسته به یاد خدا و قیامت باشد .
۴- بکوشد تا به لوازم ایمان پای بند باشد و پیوسته حساب روز قیامت را به یاد آورد تا نگذارد هوای نفس بر او غلبه کند و فرمان خدا را زیر پا بگذارد .
۱۵- سه دیدگاه درباره اثبات وجود خدا را بیان کنید .
۱- خدا شناسی یا اثبات خدا امری بدیهی است و نیازمند دلیل نیست.
۲- اثبات خداوند بدیهی نیست و نیازمند دلیل است .
۳- اثبات خداوند بدیهی است و لی برای اطمینان، نیازمند اقامه دلیل است .
۱۶– راههای شناحت خداوند را توضیح دهید .
سیر در آفاق و سیر در انفس
سیر در آفاق : انسان با مشاهده مخلوقات و تدبر در حدوث و امکان و نظم پدیده ها به وجود خالق و مدبری دانا و توانا، پی می برد .
سیر در انفس : انسان با تأمل در خود ،در می یابد که نسبت به خدا ،شناخت قلبی و بی واسطه دارد و در برابر چنین خدایی که کمال مطلق است سر تعظیم فرود می آورد .( راه انفس را می توان به تعبیری راه فطرت نامید )
۱۷- معنای فطرت و ویژگی های فطری بودن یک امر را بنویسید .
ماده فَطَر در اصل به معنای آغاز و شروع است و به همین دلیل به معنای خلق نیز به کار می رود .
ویژگی های امر فطری :
۱- در همه افراد آن نوع یافت می شود ،هر چند کیفیت آنها از نظر شدت و ضعف متفاوت است ،مانند احساس گرسنگی که در تمام انسانها وجود دارد .
۲- همواره ثابت اند نه اینک در برهه ای از تاریخ اقتضای خاصی داشته باشد مانند میل گرسنگی که به دوره ی خاصی از عمر انسان تعلق ندارد، طفل ، کودک ، جوان و پیر ،احساس گرسنگی را دارا می باشند .
۳- امور فطری از آن حیث که فطری و مقتضای آفریش اند، نیاز به تعلیم و تعلم ندارند . هرچند تقویت و یادآوری یا جهت دادن آنها ممکن است نیاز به آموزش و استدلال داشته باشد .( به نوزاد گرسنه شدن و یا تشنه شدن و یا نحوه ی شیر خوردن را کسی آموزش نمی دهد )
۱۸- دلایل نقلی فطری بودن خداشناسی را بیان کنید .
به استناد برخی از آیه های قرآن ، انبیاء الهی آمده اند تا انسانها را به تأمل در آفاق و انفس دعوت کنند، به این شناخت فطری بازگردانند، مانند« پیامبر ، پس تذکر ده که تو تنها تذکر دهنده ای .»
اصل معرفت خدا در روح و جان آدمی باقی است ( حتی در فرزندان مشرکان ) و از آنجایی که انسان ممکن است متعلق مناسب فطرت خود را نشناسد و یا در مصداق خطا کند پیامبران الهی می کوشند تا متعلق فطرت را به انسانها بازشناسانند .
۱۹- راههای تذکر و یادآوری فطرت را نام ببرید .
الف )هرگاه انسان از همه جا قطع امید می کند به خدا رو می آورد ( توقع شفا یافتن بیماری که تمام پزشکان از معالجه آن عاجز شده اند و قطع امید نموده اند ).
ب )توجه به مخلوقات و نظم حاکم بر انها که از آن به آیات و نشانه ها و مذکّرات یاد می شود (مانند دیدن آسمان و نحوه برافراشته شدنش ، کوهها و زمین و چگونه گسترده شدنش ، خلقت شتر ).
۲۰- چگونگی اثبات خداوند را، از طریق برهان علّی توضیح دهید .
این برهان را به گونه ی مختصر می توان چنین بیان کرد : جهان معلول است و هر معلولی نیازمند علت است . این علت یا خداست و یا به خدا منتهی می شود .
هر موجود وابسته ای، نیازمند علت است و چون خدای متعال معلول و وابسته نیست نیازی به علت و آفریننده نخواهد داشت .
۲۱-چگونگی اثبات خداوند را از راه برهان نظم بیان کنید .
یکی از راههای رسیدن به وجود خداوند ، نظم حاکم بر هستی است . قرآن و پیامبران انسان ها را دعوت می کنند که در خلقت پیچیده موجودات ، آسمان ، زمین ، و کوهها بیاندیشند ، انسانها با کم ترین توجهی اگر بخواهند می توانند دست توانای خداوند علیم و حکیم را مشاهده نمایند .
آیا خود اجزاء با همکاری یکدیگر این نظم را پدید آورده اند یا ناظمی حکیم و با تدبیر آنها را منظم کرده است ؟مسلما ناظم حکیمی أنهارا منظم کرده است.( به عنوان مثال زمان طلوع آفتاب در ۵ شهریور ۱۳۹۳ با زمان طلوع آفتاب در ۵ شهریور ۱۳۹۲ فرقی ندارد ).
۲۲- ساختار مشترک برهان نظم ،بر چه مقدماتی استوار است ،عناصر سازنده آنرا نام ببرید .
مقدمه اول : عالم طبیعت پدیده ای منظم است یا در عالم پدیده های منظم وجود دارد .
مقدمه دوم :هر نظمی بر اساس بداهت عقلی از ناظمی حکیم و باشعور ناشی می شود و برای وصول به هدف مشخصی کنار هم نهاده شده است . لذا عالم طبیعت بر اثر طرح و تدبیر ناظم با شعوری پدید آمده است .
عناصر سازنده اصلی :
اول : طراحی و برنامه ریزی دقیق.
دوم : سازمان دهی حساب شده.
سوم : هدفمندی .
۲۳- تقریرهای مختلف برهان نظم را نام برده و توضیح دهید .
۱- برهان هدفمندی : پدیده های منظم همواره به سوی غایتی و هدفی در حرکتند و خداست که همه موجودات را به سمت هدف هدایت می کند .(مراحل رشد گیاهان :خرما ، زیتون و تانار که در نهایت میوه های گوارا تولید می شود )
۲- برهان نظم از موارد جزئی : هنگامی که به موجودات نگاه می کنیم سازماندهی حساب شده و برنامه ریزی دقیق را احساس می کنیم ( چشم ظاهراً می بیند ولی مطمئناً عوامل پشت پرده ای نیز وجود دارد که باعثدیدن می شود ).
۳- برهان هماهنگی در کل عالم : این گونه هماهنگی را می توان از ارتباط و سازواری اجزای عالم با همدیگر به اثبات رساند .(اگر فاصله خورشید از حدی که برای آن تنظیم شده است کمتر یا بیشتر شود ادامه حیات میسر نیست)
حضرت علی (ع) می فرماید : خداوند آفرینش را آغاز کرد …. و اجزای مخالف را با هماوند آفرینش را آغاز کرد …. و اجزای مخالف را با هم سازاوار ساخت .
۲۴-مهم ترین دیدگاهها درباره امکان شناخت صفات خداوند و نظریه صحیح رابیان کنید .
۱-دیدگاه اهل تعطیل : این گروه برآنند که عقل آدمی راهی به شناخت اوصاف الهی نداردو خداوند را از داشتن بعضی صفات منزه میدانند از نظر اینان خداوند هیچ شباهت با مخلوقات ندارد و موجودی قائم به ذات غنی و هستی مطلق است (شعارشان:لاادری نصف الجواب ) پیروان این گروه را به سبب معطل ماندن توانایی عقل معطله میخوانند.
۲-دیدگاه اهل تشبیه: این گروه برآنند که صفات الهی و انسان از نظر معنا تفاوتی با یکدیگر ندارند و دقیقا به یک معنایند چون اینان اوصاف خدا را به اوصاف مخلوقات تشبیه میکنند به اهل تشبیه یا مشبهه مشهورند.
۳-دیدگاه اثبات بلا تشبیه: دیدگاه این گروه بر آن است که عقل انسان میتواند اوصاف خدا را باز شناسد و علاوه بر آن به بررسی و تحلیل آن نیز بپردازد .اما این به آن معنا نیست که به کنه صفات خدا راه یابد صفات خدا را به گونه محدود میشناسد .( مثل ظرفیت محدود دو دست جهت نوشیدن آب دریا ) بنابراین دیدگاه نه مسلک تعطیل درست است و نه مسلک تشبیه بلکه راه سوم فرا روی انسان است
۲۵- دیدگاه اثبات بلا تشبیه و دلائل آن را بیان کنید .
این دیدگاه به دنبال اثبات صفات برای خداوند بدون تشبیه به انسان است و دلائل آن عبارت است از :
الف – خداوند از طرفی انسان را به تفکر به اندیشه دعوت می کند و از سوی دیگر صفاتی برای خداوند در قرآن مطرح شده است که اگر امکان شناخت نبود دعوت خداوند لغو می شد .
ب – خداوند انسان را به عبادت دعوت کرده ذر حالی که عبادت بدون معرفت فایده ای ندارد .
ج – علی علیه السلام می فرماید : « گرچه دستیابی به حقیقت صفات خداوند مقدور نیست اما انسان از آن بی بهره نمی باشد .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر