تبلیغات
علمداران عشق - سوالات تاریخ تحللیلی صدر اسلام دانشگاه های فنی

سوالات امتحان دانشگاه فنی شهید صدوقی و امام علی ( امتحان میان ترم فصل 1و 2و3) 
سوالات فصل 1و 2و 3

1  - تاریخ را از لحاظ اصطلاحی تعریف کنید؟ 
تاریخ از نظر لغت به معناى تعیین و شناساندن وقت است. برخى این واژه را عربى ندانسته‏اند، امّا نظر برگزیده‏تر این است كه تاریخ از ماده «ارخ» یا «وَرخ»- به معناى تعیین وقت- گرفته شده است‏ هرودوت (پدر تاریخ) علم تاریخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مى‏داند احوال گذشته جهان و حتى پدیده‏هایى كه انسان در آنها مؤثر نیست، احوال گذشته زمین یا شرح حوادث گذشته بر زمین بعد از پیدایش انسان، برخى از تعریف‏هاى ارائه شده درباره علم تاریخ است. با این تعریف‏ها دانش‏هاى دیگر- كه به جهان، پدیده‏هاى آن، انسان یا ابعاد زندگى‏اش مى‏پردازد- به محدوده تاریخ راه مى‏یابد.
با توجه بدین كاستى، گروهى گزارش وقایع مشهور، روزگار پادشاهان، جنگها، احوال پیامبران و سیره و سنت آنان را معناى تاریخ دانسته‏اند.ابن‏خلدون، تاریخ را دانشى سرچشمه گرفته از حكمت، و بیانگر سرگذشت ملتها، سیره پیامبران وسیاست پادشاهان مى‏داند. برخى نیز تاریخ را مجموع وقایع كره زمین از آغاز پیدایش انسان تا كنون مى‏دانند؛ وقایعى كه بر احوال و شؤون انسان تأثیر نهاده یا از آن متأثر شده است. براساس این تعریف، موضوع علم تاریخ عبارت است از كنش و واكنش خارجى یا داراى اثر خارجى انسان‏ بنابراین علم تاریخ مجموعه‏اى از اطلاعات درباره تأثیر و تأثر انسان است.
2- طبق دیدگاه شهید مطهری جایگاه تاریخ را نام برده و انواع آن را تحلیل کنید؟ 
شهید مطهرى (ره)، آن را به دو بخش تاریخ نقلى و تاریخ علمى تقسیم مى‏كند و قواعد استنباطى تاریخ علمى را به حال و آینده تعمیم‏پذیر مى‏داند.
تاریخ نقلى، علم به وقایع و حوادث سپرى شده و آگاهى از اوضاع و احوال گذشتگان است. زندگینامه‏ها، فتحنامه‏ها و سیره‏ها، از این نمونه است. علم تاریخ در این معنا، به یك سلسله امور جزیى و فردى مى‏پردازد و در واقع علم به «بودن» هاست. زیرا به گذشته تعلق دارد.
تاریخ علمى یعنى مطالعه، بررسى و تحلیل وقایع گذشته و استنباط قواعد و سنت‏هاى حاكم بر زندگى گذشتگان. در واقع محتواى تاریخ نقلى (حوادث و وقایع گذشته) مبادى و مقدمات این علم شمرده مى‏شود و براى استنباط قوانین كلى و كشف طبیعت حوادث تاریخى و روابط علّى و معلولى آنها سودمند است‏
3- فواید تاریخ را بیان کنید؟ 
 روشن است هر حادثه و واقعه‏اى مولود مجموعه‏اى از علل و عوامل مى‏باشد و خود نیز در سلسله علل و عوامل حوادث بعدى قرار مى‏گیرد و نتیجه این خواهد بود كه تاریخ زندگى ملّتها چون رشته‏اى دراز است و مجموع انسانهاى یك عصر تنها یكى از مُهره‏هاى آویخته بدین رشته به‏شمار مى‏آیند.
استوارى و نااستوارى هر مهره به چگونگى پیوند آن به مهره پیشین و پسین وابسته است. پس زندگى مردم یك عصر، از زندگانى گذشتگان و آیندگان جدا نیست و براى یافتن علل و عوامل حوادث مطلوب و نامطلوب و چگونگى رویارویى با آنها، باید به تحقیق در گذشته ملتها پرداخت.
تاریخ نه مایه سرگرمى بلكه نوعى پل ارتباطى میان نسل‏هاى متوالى بشر براى دستیابى به تجربه‏ها و اندوخته‏هاى پیشینیان است. مطالعه تطبیقى و تحلیلى تمدن‏هاى گوناگون، كوشش براى یافتن رابطه‏اى علّى میان حوادث زنجیره‏اى تاریخ و دقّت در آنچه بر انسانها رفته است، سرمایه مناسبى است كه انسان را در پى‏ریزى یك زندگى سالم و خردمندانه یارى مى‏رساند  افزون بر این، بررسى تاریخ پاسخ به آرزوهاى همیشگى انسان است كه اصرار دارد از خود و دیگران آگاهى كسب كند، علل و انگیزه ظهور و سقوط تمدنها را بشناسد، حق را از باطل تمیز دهد و با راه تكامل و نیكبختى دنیوى و اخروى خود آشنا شود چراكه كلّیت تاریخ- نه جزئیات حوادث آن- تكرارپذیر است. بر همین اساس است كه مصلحان بزرگ و انسانهاى متعالى در تجربه‏هاى انسانى تاریخ دقت‏ مى‏كنند و در بهره‏گیرى از آن مى‏كوشند. على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام و دیگر انسانها مى‏فرماید: فرزندم، هر چند من عمرى به اندازه عمر همه كسانى كه پیش از من زیسته‏اند، سپرى نكرده‏ام، امّا در اعمال همه آنها نگریسته و در اخبارشان اندیشیده‏ام. در آثارشان چنان سیر و جستجو كرده‏ام كه گویا هم‏چون یكى از آنان شده‏ام بلكه به سبب آگاهى از سرگذشت آنان، گویا با همه آنها، از اولین فرد تا آخرینشان زندگى كرده، زلال و پاكى زندگانى آنان را از تیرگى‏هاى آن، و سودمندى‏اش را از زیان آن بازشناخته‏ام‏.
از نظر قرآن كریم، هم گزارش از یك حادثه طبیعى یا غیرطبیعى، یا نقل رفتار و كنش و واكنش یك شخصیت خوب یا بد، زن یا مرد، یا روایت یك فتح یا شكست، كامیابى یا ناكامى یك قوم یا یك جامعه و یا فرهنگ و تمدن (تاریخ نقلى) مهم است و هم شناخت و تحلیل زمینه‏ها و ساختارها، بررسى علل وقوع حوادث و پیامدهاى آن (تاریخ تحلیلى). چنانكه كشف قوانین حاكم بر تحولات تاریخى و تبیین كم و كیف تكرار آنها (فلسفه تاریخ) نیز مورد توجه قرآن كریم و امام على علیه السلام در نهج‏البلاغه است.
4- اهمیت و ارزش تاریخ اسلام را تبیین کنید؟  
جوامع، چون موجودى زنده‏اند. هر یك هویّتى مشخّص دارند و در حركت خویش از سمت‏گیرى و كارمایه‏هاى ویژه خود بهره مى‏برند. شناسنامه هر ملّتى بر اساس «میراث‏هاى تاریخى» اش شكل مى‏گیرد. میراث‏هاى تاریخى و فرهنگى جهان اسلام در واقع حافظه تاریخى ملتهاى مسلمان را تشكیل مى‏دهد؛ پیكر جامعه اسلامى را نیرو و نشاط مى‏بخشد و سبب بیدارى، پایدارى و وحدت جهانى مسلمانان مى‏شود
الف) اثبات وقوع بعثت حضرت محمد صلى الله علیه و آله و دعوت اسلامى مسأله وحى و پیوستگى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله به منبع لایزال الهى و معجزه جاویدان وى.
ب) آگاهى از راز و رمز توفیق پیامبراكرم صلى الله علیه و آله در گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى و دگرگون ساختن بنیاد نظام قبیله‏اى جاهلیت و تبدیل آن به یك حكومت منسجم، پویا و زنده.
ج). دستیابى به بخش گسترده‏اى از مبانى نظرى و سنّت عملى پیامبرخدا صلى الله علیه و آله و ائمّه‏اطهار علیهم السلام در عرصه‏هاى فرهنگى، معنوى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى. مددرسانى به علوم اسلامى همچون فقه، حقوق، كلام، اخلاق و ...
د). شناخت زمینه‏هاى پیدایى احكام شرعى، چگونگى و مراحل تشریع آنها، برخى از فواید فراگیرى تاریخ به‏طور عام است.
 ه) و در نهایت، از آنجا كه سرنوشت مردم مسلمان ایران با سرنوشت و فرهنگ این آب و خاك گره خورده و اسلام و ارزش‏هاى دینى مبنا و رمز ماندگارى فرهنگ این ملّت و سرزمین شمرده مى‏شود، وظیفه ملّى ماست كه از پیشینه آنچه سرنوشت ملّى و میهنى ما بر آن استوار است، آگاهى یابیم.
•    5- انواع تاریخنگاری اسلامی را نام ببرید؟
برخى معاصران در طبقه‏ بندى گونه‏هاى تاریخ‏نگارى اسلامى، اسامى كتبِ نوشته شده را ملاك قرار داده و بر این اساس، نگاشته‏هاى تاریخ مسلمانان را به هفت گروه تقسیم كرده‏اند:
1. سیره‏نگارى 2. تك‏نگارى 3. تاریخ‏نویسى عمومى و تقویمى 4. تاریخ‏نگارى بر اساس نسب‏شناسى 5. سبك خبرى و پیوسته 6. تاریخ‏نگارى محلى 7. تاریخ‏نگارى فرهنگى و اجتماعى‏   . در پژوهشى كه انجام دادم به بیش از 13 هزار عنوان كتاب تاریخى دست یافتم كه برخى از عناوین آن بیش از 80 مجلد است‏
6- منابع مطالعاتی تاریخ اسلام را نام ببرید؟
هرچند منابع مطالعاتى تاریخ اسلام متنوع و بسیارند، در یك بررسى كلى مى‏توان آنها را- بعداز قرآن- به موارد زیر تقسیم نمود:
الف) منابع شفاهى: منابعى است كه روایات، احادیث و اشعار آن بیشتر منشأ شفاهى داشته و سینه به سینه نقل شده است. از ویژگى‏هاى بارز این بخش، اتّكا به حافظه و ثبت حوادث در اذهان و انتقال آن از طریق گفت و شنود است. بیشتر اطلاعات تاریخ اسلام از منابع شفاهى، شاهدان وقایع، راویان و ناقلان اخبار، اخذ شده و به نسلهاى دیگر انتقال یافته و در عصر كتابت، ثبت شده است.
ب) منابع مكتوب: این منابع شامل اسناد، مدارك، قراردادها، صلح‏نامه‏ها و كتابهاى تاریخى است و بیشتر از منابع شفاهى گرفته شده است. ثبت، تدوین و تألیف اطلاعات تاریخى چه بسا از بروز جعل، تحریف، غفلت و اشتباه جلوگیرى مى‏كرد و «اسناد مدوّن» فرصت مطالعه و مقایسه اخبار را براى محقق فراهم مى‏آورد. هر چند آغاز نگارش و تدوین عام در قرن دوم هجرى‏ صورت گرفت، دست‏نوشته‏هاى پراكنده و اسناد مكتوب شخصى در قرن اول هجرى پدید آمد و تا حدود زیادى دستمایه مورّخان دوره‏هاى بعد قرار گرفت.
ج) منابع تصویرى: شامل نقاشى، خط نقاشى‏ و نقشه‏هاى تاریخى است. این نقشه‏ها زینت‏بخش كتابهاى جغرافیاى تاریخى است.
د) منابع معمارى: بناى مساجد و كاخها، معمارى شهرها و باروها و جاده‏هاى برون‏شهرى و درون‏شهرى، هر یك منابعى است كه در تكمیل اطلاعات و ناگفته‏هاى تاریخ تأثیر دارد.
6- آسیب شناسی تاریخ اسلام را تبیین کنید ( مهمترین اسباب تحریف تاریخ اسلام را بیان کنید؟ 
مهم‏ترین اسباب تحریف تاریخ اسلام عبارت است از:
1. فاصله زمانى و مكانى میان مورخ و پدیده‏ها: با توجه به شیوه نقل برخى از مورخان، كه هدفشان ثبت گزارشها بود و به درستى و نادرستى آن اهمیت نمى‏دادند، احتمال تحقق این نوع تحریف بیشتر است.
2. اختلاف امت و پیدایش فرقه‏ها: اختلاف امت اسلام و گرایشهاى فرقه‏اى و در نتیجه انگیزه‏هاى غیرحقیقت‏جویانه برخى مورخان، آفت دیگرى است كه همواره چهره تاریخ اسلام را مخدوش كرده است‏
3. تعصب مذهبى و قومى: عقاید مذهبى و گرایشهاى نژادى، قبیله‏اى و سرزمینى مورّخ چنان در نوشتن تاریخ تأثیر دارد كه یافتن گزارش تاریخى تهى از این‏گونه تعصب‏ها دشوار است. هر چند مورخانى نیز یافت مى‏شوند كه به سبب بى‏اعتنایى به تعصبات جاهلى جان خود را از دست داده‏اند
4. فشار فرمانروایان: فشار حاكمان اموى و عباسى در برخى زمانها، چنان بود كه هر كس حدیثى درباره فضیلت على علیه السلام و فرزندانش نقل مى‏كرد، با شدیدترین شكنجه‏ها روبه‏رو مى‏شد.
5. استفاده نارواى برخى از دانشمندان اهل كتاب از كم اطلاعى خلفا و اطرافیان آنها: این گروه از عالمان مى‏كوشیدند با نقل افسانه‏ها و مطالب بى‏اساس (اسرائیلیات) آیین اسلام را بى‏اعتبار سازند.
دشمنى و كینه‏توزى افرادى چون كعب‏الاحبار، ابوهریره، وهب بن مُنبّه و سیف بن عمر، نسبت دادن حوادث دروغین و خلاف عقل و منطق به اسلام، آفتى بود كه چهره اسلام را تا كنون غبار آلود و مشوش كرده است.
6. منع تدوین حدیث توسط خلفا: منع نگارش و جمع‏آورى حدیث از زمان خلیفه اوّل آغاز شد و بخشنامه خلیفه دوم در لزوم سوزاندن یا نابود ساختن احادیث چنان شدید بود كه حتى بعد از مرگ وى كسى جرأت نداشت حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كند. این منع در زمان خلافت امام على علیه السلام برداشته شد، ولى پس از شهادت وى تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت‏
فصل دوم
7- مورخان، اعراب ساكن در جزیرةالعرب را به سه طبقه تقسیم كرده‏اند؟
الف). عرب بائده (بادیه‏نشینان): مراد قبایلى است كه سالها قبل از ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسیله بلاهاى آسمانى و زمینى از میان رفتند.
ب) عرب عاربه (شهرنشین): قبایلى كه در یمن و دیگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مى‏كردند.قبایل فراوان این منطقه، از جمله «اوس» و «خزرج» كه در آغاز اسلام دو قبیله بزرگ در مدینه بودند، نسب خود را به یعرب بن قحطان، فرزند پنجم حضرت نوح، مى‏رساندند. وقتى از تمدن عرب پیش از اسلام گفتگو مى‏شود، بیشتر عرب عاربه مراد است.
ج) عرب مستعربه (عدنانیان): قبیله‏هایى كه از طریق عدنان‏ و با چندواسطه از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام شمرده مى‏شوند. قبیله قریش در این گروه جاى دارد.  نبود فرهنگ واحدى كه بتواند میثاق زندگى جمعى تلقى شود، نبود آئین مشترك معقول میان این قبیله‏ها، نبود راه‏هاى ارتباطى مناسب، عامل جغرافیا و دورى مسافت میان مناطق مسكونى و محدودیت منابع اقتصادى سبب پراكندگى و استقرارنیافتن حاكمیت قانون و نظم سیاسى فراگیر در جزیرةالعرب بود. صحرانشینان و شهرنشینان عرب پیرو نظام قبیله بودند. در قبیله سه ركن وجود داشت: نَسَب، حَسَب و عَصَب. براساس نسب و حسب، تمام افراد باید از شناسنامه قبیله‏اى و فضایل و مفاخر قبیله آگاه باشند، و براساس عصب و عِرق قبیله‏اى، همه در ساختار قبیله محو بودند؛ به‏گونه‏اى كه همه پیوندها و روابط براى حفظ وحدت خون و شرف قبیله قربانى مى‏شد.
8-  تاریخچه مفهوم جاهلیت را بنویسید؟ 
واژه «جاهلیت» از ریشه «جهل» است، ولى از كتب لغت برمى‏آید كه مراد از آن تنها نادانى نیست و حماقت، سفاهت و بى‏خردى را نیز در بر مى‏گیرد. قرآن كریم نیز جاهل را پیوسته به معناى نادان نمى‏داند و از برخى آیات استفاده مى‏شود كه هر انسان متكبر و خودرأى جاهل است.بدین ترتیب، «جاهلیت» دورانى است كه زندگى مردم از ارزش‏هاى معقول، موازین فرهنگى- منطقى و باورهاى معنوى و امیدوار كننده تهى باشد.
واژه جاهلیت نخستین بار به وسیله قرآن و در خصوص زندگى مردمان قبل از بعثت به كار رفته است. از این روى، برخى حدود زمانى روزگار جاهلیت پیش از اسلام را 150 تا 200 سال قبل از بعثت و محدوده مكانى آن را شبه‏جزیره عربستان دانسته‏اند
9-  مصادیق روشن جاهیت در قرآن را بیان کنید؟ 
چهار مصداق روشن جاهلیت در قرآن كریم عبارت است از:
الف) پیروى از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهى و مبتنى بر هوا و هوس و روى‏گردانى از دستورهاى الهى، كه مورد نهى قرار گرفته است. (حكم الجاهلیة(
ب)  بى‏توجهى به وعده و وعیدهاى خداوند و بداندیشى درباره افعال الهى، كه درباره گروهى از یاران پیامبر است كه با اكراه و نفاق، در جنگ احد شركت كرده بودند. (ظن الجاهلیة(
ج)  بى‏پروایى زنان در جامعه و نمایاندن زیور و آرایش‏هاى زنانه، كه در هشدار به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و جلوه‏گرى آنان است. (تبرّج الجاهلیة(
د) تأكید بر خواسته‏هاى نابجا، تعصب درباره آگاهى‏هاى ناچیز و جانبدارى بى‏دلیل از عقاید و اندیشه‏ها. (حمیّة الجاهلیة(
•    فصل سوم 
10-  علل و عواملی که باعث شد عبدالمطلب پیامبر را به دایه بسپارد چه بود تحلیل فرمایید؟ 
عبدالمطلب، جدّ پیامبر صلى الله علیه و آله كه به بخشندگى، نیكوكارى و دستگیرى از افتادگان شهرت داشت‏ یادگار عبدالله را شاید به علت ناكافى بودن شیر آمنه و یا به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه سعدیه- از قبیله بنى‏سعد كه به شجاعت و فصاحت معروف بودند- به روستا (بادیه) فرستاد تا در بیرون مكه، در محیط پاك و هواى سالم، بزرگ شود؛ سخن گفتن به لهجه فصیح عربى را- كه در آن زمان اصیل‏ترین جلوه آن در میان صحرانشینان یافت مى‏شد- فرا گیرد و نیز از بیمارى احتمالى وباى شهر- كه خطر آن براى نوزادان بیشتر بود- مصون بماند. ولی هیچ کدام نمی تواند دلیل قانع کننده باشد بلکه عاملی اصلی نجات جان پیامبر از دست یهود بود
حلیمه، در مدت چهار سال، گاه كودك را به مكه مى‏آورد و به مادر و نیاى بزرگوارش نشان مى‏داد. گویا براى شكل گرفتن شخصیت انسانهاى بزرگ، تحمل ناگوارى‏ها و غمهاى جانكاه و آموختن درس بردبارى اجتناب‏ناپذیر است. محمد صلى الله علیه و آله پیش از تولد، پدر ارجمندش را از دست داد. چون به شش سالگى گام نهاد، مادر مهربانش دیده از جهان فرو بست و در حدود هشت سالگى، نیاى گرانقدرش عبدالمطلب به سراى دیگر شتافت‏
11- لقبی که قریش به محمد(ص) دادند چه بود و به خاطر چه عملی بود و به چه معناست؟ 
حوادث و وقایعى در این سالها سبب شد كه قریش او را «امین» بخواند؛ لقبى كه حضور سرنوشت‏سازش در نصب حجرالاسود، تنها موجب رواج هرچه بیشتر آن شد و الّا پیش از این در خلوت خانه دل مردم مكّه جاى گرفته بود.
دوران جوانى، زمان شكوفایى غرایز و گاه انحرافها و آلودگى‏هاى انسان است؛ به‏ویژه در فضاى تیره جامعه حجاز كه حتى كهنسالان به‏گونه‏اى شرم‏آور در آلودگى به‏سر مى‏بردند و پرچم سیاه به علامت جاهلیت بر فراز برخى از خانه‏ها نصب شده بود. در این موقعیت، فرزند پاك عبدالله هرگز تأثیر نادرست نپذیرفت و چنان در درستى و صداقت شهره شد كه حتى بعدها- چنان‏كه اشاره شد- دشمنانش او را «امین» مى‏خواندند.
امین به فرد امانتدار، راستگو، باوقار، خوش‏خلق، كریم و شرافتمند گفته مى‏شود كه از هر ناپاكى و گناه اجتناب مى‏كند و محمد صلى الله علیه و آله امین و با وجودى كه سنین جوانى را مى‏گذراند گرد هیچ یك از آداب و رسوم جاهلى نمى‏گردد. در مكّه نوشیدن شراب، قماربازى و نیز فساد اخلاقى امور رایج بود.
گویا در 25 سالگى و در رویداد تعمیر كعبه در میان مردمى متعصب، با خردمندى و فرزانگى داورى كرد و ضمن احترام به همه گروه‏ها و شركت دادن نمایندگان همه قبایل، حجرالاسود را به جاى خویش بازگرداند.
12- چگونگی ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر را تحلیل فرماید؟ 
خدیجه، بانوى فهیم و ثروتمند مكه، از زنان ممتاز جزیرةالعرب به‏شمار مى‏آمد.. او كه تبار با فضیلتِ امین قریش را نیك مى‏شناخت، گویا از راز نهفته در وجود این جوان پاكدامن آگاه بود.خدیجه از راستگویى، امانت و اخلاق پسندیده محمد صلى الله علیه و آله آگاهى یافت و در پى او فرستاد كه: «اگر كار تجارت مرا عهده‏دار شوى، بیش از دیگران به تو مى‏پردازم و غلام خویش‏ میسره‏ را نیز براى دستیاریت مى‏فرستم.» حضرت محمد این پیشنهاد را پذیرفت‏ و همراه میسره با كاروان قریش رهسپار شام شد. در این سفر بیش از سفرهاى گذشته سود عایدشان شد.میسره در این سفر از حضرت محمد صلى الله علیه و آله كراماتى مشاهده كرد كه او را به حیرت انداخت.
در این سفر نُسطور راهب از پیامبرى او در آینده بشارت داد. همچنین میسره محمد را دید كه بر سر تجارت، با شخصى اختلاف پیدا كرد. آن مرد گفت: «به لات و عزى سوگند یاد كن تا سخنت را بپذیرم.» او پاسخ داد: «در عمرم هرگز به لات و عزى سوگند یاد نكرده‏ام.» میسره در بازگشت از سفر، كرامات محمد صلى الله علیه و آله و آنچه را مشاهده كرده بود، براى خدیجه بازگو كرد.
خدیجه بانویى خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود. او در اثر امتیازات اخلاقى و اجتماعى متعددى كه داشت، در زمان جاهلیت، «طاهره» و «سیدةقریش» نامیده مى‏شد. بنابر مشهور، او قبلًا دو بار ازدواج كرده و
همسرانش در گذشته بودند بزرگان قریش، همه علاقه‏مند به ازدواج با او بودند؛ مردان نامدارى همچون‏ عقبة بن ابى‏معیط، ابوجهل و ابوسفیان‏ از او خواستگارى كرده بودند و او موافقت نكرده بود.از سوى دیگر، خدیجه با محمد صلى الله علیه و آله خویشاوند بود و نسب هر دو در قُصىّ‏ به هم مى‏رسید.
او اطلاعاتى از آینده درخشان محمد صلى الله علیه و آله داشت‏و علاقه‏مند به ازدواج با او بود. خدیجه به محمد صلى الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج كرد و محمد صلى الله علیه و آله با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یك جمع خانوادگى ازدواج صورت گرف. بنابر قول مشهور در این هنگام خدیجه چهل سال و محمد صلى الله علیه و آله بیست و پنج سال داشت. خدیجه نخستین زنى بود كه‏محمد صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد بسیارى از نویسندگان دختران خدیجه را چهار تن ذكر كرده‏اند كه كوچك‏تر از همه فاطمه زهرا (علیها السلام) بوده است. پسران خدیجه نیز دو تا سه نفر گزارش شده است: قاسم، طیب و طاهر. اینان قبل از هجرت پیامبر وفات نموده و در حجون (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرده شده‏اند  اما این نقل مشهور صحت ندارد ده نقل در مورد سن ایشان است از 25 سالگی تا 48 سالگی نام برده شده است سن ایشان طبق نقل علامه جعفر مرتضی عاملی 28 سال داشتند و ازدواج نکرده بودند و فرزندانی که همراه خدیجه وارد خانه پیامبر شدند از فرزندان خواهر خدیجه بودند
13-  مراحل چهارگانه دعوت پیامبر را تحلیل و تبیین کنید؟ 
الف) دعوت خصوصى- پنهانى و تبلیغ عملى ؛ از آنجا كه سرزمین مكّه دورانى طولانى به شرك و بت‏پرستى آلوده بود و مردم در مرداب خرافه‏ها و تعصب روزگار مى‏گذراندند، اعلان یكباره دعوت توحیدى و شوریدن دفعى علیه همه مظاهر جاهلیت، جز براى گروه خاصى از اهل معرفت، قابل تحمل نبود. رسول‏خدا، با عنایت به اینكه اندیشه قوى و عقیده صحیح شرط اساسى اصلاحات عمیق و ریشه‏دار است، تبلیغ و دعوت خصوصى را كه گاهى از آن به پنهانى تعبیر آورده شده، آغاز كرد تا با عضوگیرى و تربیت هسته‏هاى اصلى مسلمانى، زمینه اعلام آشكار و عمومى منطق نیرومندش را فراهم آورد.
در این دوره سه ساله، محمد صلى الله علیه و آله كه هنوز دعوت علنى و عمومى‏اش را آغاز نكرده بود، با چهره‏اى آرام همراه على علیه السلام و خدیجه علیها السلام و كمى بعدتر زید بن حارثه- كه اساس سازمان اجتماعى و امت او را شكل مى‏دادند . او نماز را كه مجموعه معارف معنوى براى ارتباط با معبود است، در پاى كوه صفا و در منزل یكى از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهى فراروى مخالفان برپا مى‏داشت‏
در جامعه جاهلى آن روز مكّه اصالت و برترى به سه چیز بود: 1. مرد بودن 2. مسن بودن 3. آزاد بودن‏؛ اسلام خدیجه به عنوان یك زن، ارزش مرد بودن و مردسالارى نفى شد. با اسلام على بن ابى‏طالب كه یك نوجوان بود اصل اعتبار فزونى سن بى‏پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام آزاد شده رسول‏خدا صلى الله علیه و آله، نظام برده‏دارى رایج در شبه‏جزیره را مورد حمله قرار داد. گویى دست تقدیر این سه تن را در خانه حضرت محمد صلى الله علیه و آله گردآورده بود تا اسلام هر یك اعلام مبارزه‏اى باشد بر ضد یكى از ارزش‏هاى جاهل.
ب) انذار خویشاوندان و دعوت آشكار
سه سال تبلیغ عملى رسول‏اكرم صلى الله علیه و آله و افزایش گروندگان او زمینه ذهنى و اجتماعى دعوت عمومى و علنى را فراهم آورد .با نزول آیه ی ( وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ* وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنینَ* فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ. (شعراء (26): )14  بیش از 40 تن از نزدیكان و فرزندزادگان عبدالمطلب- كه ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جمله‏اند- به مهمانى دعوت شدند و على علیه السلام به دستور رسول‏خدا صلى الله علیه و آله سفره‏اى گسترد. كدام‏یك از شما مرا در این امر یارى مى‏كند تا برادر، وصى و جانشین من باشد؟ جز على علیه السلام هیچ‏كس پاسخ نداد. حضرت صلى الله علیه و آله سخن خود را تكرار كرد و این بار نیز تنها على علیه السلام لبیك گفت. پیامبر مهربان براى سومین بار دعوتش را بازگو كرد و باز على علیه السلام گفت: من به خداى یگانه و پیامبرى شما ایمان آورده‏ام و یاورت خواهم بود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام اشاره كرد و فرمود:
این، برادر، وصى و جانشین من در میان شماست.بى‏تردید ایمان خویشاوندان- كه پیامبر صلى الله علیه و آله را خوب مى‏شناختند- آسان‏تر بود و پشتوانه‏اى محكم براى ادامه دعوت به شمار مى‏آمد. زیرا اگر قریش، به عنوان پرنفوذترین و نیرومندترین قبیله، ایمان مى‏آورد، دعوت پیامبر با استقبال بیشتر روبه‏رو مى‏شد. افزون بر این، دعوت از خویشاوندان نوعى اتمام حجت بود و در آینده راه تمسك به هرگونه بهانه را مسدود مى‏كرد
ج) دعوت عمومى و آغاز صف‏بندى موحدان و مشركان در مكّه‏
رسول خدا صلى الله علیه و آله در سومین مرحله از مأموریت خود در دعوت اجتماعى و گذر از جامعه جاهلى گامى بلند برداشت و پس از آنكه فرشته وحى فرمان هدایت عمومى «فاصدع بما تؤمر وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكینَ. (حجر (15): 94)»را به وى ابلاغ كرد، طنین «یا صباحاه» او در كوه صفا پیچید. مردمان بسیار از قبایل مختلف به سویش شتافتند و چشم به او دوختند و این آغاز دعوت همگانی بود.
د) دعوت جهانی  بعد از صلح حدیبیه با ارسال نامه به سران کشورها و قبایل مختلف آغاز شد.
14- مهمترین علل نپذیرفتن اسلام و مخالفت مشرکان و یهودیان و منافقان با پیامبر را نام ببرید؟ 
چرا قریش از همان سالهاى اوّل دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله، كه هنوز جز اندكى از تعالیم و احكام اسلام نازل نشده بود، با آن حضرت به مخالفت برخاستند؟
1. جهت‏گیرى دینى و توحیدى دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثى حاكم بر مكّه مهم‏ترین علت مخالفت قریش بوده است. شعار همیشگى پیامبر صلى الله علیه و آله قولوا لااله الا اللَّه‏ تفلحوا، قبل از هر چیز گویاى نفى و انكار خدایان دیگر و امضاى گمراهى سران شرك بود.
2. نتیجه جهت‏گیرى اجتماعى دعوت و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشى نظام اجتماعى حاكم بود.
3. جهت‏گیرى اقتصادى قرآن كه در آیات فراوانى مانند آیات 6 و 7 سوره علق كه در سالهاى آغاز دعوت نازل شده بود نظام اقتصادى جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح كرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفى كرد. چنانچه در سوره مسد، ابولهب و سرمایه او را بى‏فایده و مایه سرنگونى او برشمرد.
4. رقابت‏هاى قبیلگى و حسادت ورزیدن به موقعیت ارزشى بنى‏هاشم و فرزندان عبدمناف. ابوجهل كه از تیره بنى‏مخزوم بود، مى‏گفت: ما با فرزندان عبدمناف در شرف منازعه و مبارزه مى‏كردیم. اگر آنها مردم را اطعام مى‏كردند ما نیز مردم را اطعام مى‏كردیم؛ مركب سوارى مى‏دادند، ما نیز مى‏دادیم؛ اگر به مردم چیزى مى‏بخشیدند، ما هم مى‏بخشیدیم ... تا آنكه با هم زانو به زانو (مساوى) شدیم و مسابقه گذاشتیم. آنگاه گفتند: از ما پیامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مى‏رسد! اینك ما چگونه در این مورد به ایشان مى‏رسیم؟ به خدا سوگند، نه به او ایمان مى‏آوریم و نه او را تصدیق مى‏كنیم‏
15- مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر در مکه را تبیین کنید؟ 
اقدامات مشركان‏
پدید آمدن صف فشرده‏اى از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بت‏پرستى، زنگ خطرى بود كه در محافل شرك و كفر مكّه به صدا در مى‏آمد. سران قریش- كه منافع مادى و حیات خود را در شعاع رو به گسترش پرتو اسلام در معرض نابودى مى‏دیدند اقدامات آنان در برابر نهضت الهى پیامبر صلى الله علیه و آله در ابعادى چند در خور بررسى است.
الف)شگردهاى مسالمت‏آمیز
سران گروه‏هایى كه راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، مى‏دانستند تا وقتى حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وى، نمى‏توانند برخوردى یكپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از این‏رو، براى پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب از رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد وى شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنى‏هاشم‏ بخواهند كه یا محمد را از ادامه كار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت‏
جذبه معنوى آیین رسول خدا صلى الله علیه و آله، سخنان دلرباى او و یارانش، و فصیح و بلیغ بودن قرآن، نفوذ و انتشار اسلام را در هر كوى و برزن، به‏ویژه در قلب پاك جوانان و محرومان، نوید مى‏داد. شوراى مشورتى قریش براى بار دوم نزد ابوطالب شتافت. عتبة بن ربیعه سخنگوى قریشیان گفت: تو در میان ما و قبیله قریش مقام و منزلتى بس بزرگ دارى و همه ما به شرافت و مقام بلند تو احترام مى‏گزاریم. پیش از این، از تو خواستیم كردار برادرزاده‏ات را زیرنظر بگیرى و تو به درخواست‏هاى ما توجه نكردى. اكنون اعلام مى‏كنیم كه ما نمى‏توانیم پست شمردن افكار خویش و خرده‏گیرى بر خدایانمان را تحمل كنیم. باید محمد را از این كار باز دارى و گرنه با او و تو پیكار خواهیم كرد
ب) نیرنگ‏هاى مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ‏
پس از آنكه مشركان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح گفتگوى بى‏واسطه با پیامبر را تصویب كردند. آنها چنان مى‏پنداشتند كه مى‏توانند با وعده «فرمانروایى» و «ثروت» و «زیباترین همسر»، رسول خدا صلى الله علیه و آله را از رسالتش بازدارند. «عتبه» كه براى این كار انتخاب شده بود، با زبانى نرم، صفات نیكو، منزلت، نسب شریف و فضیلت خاندان پیامبر در میان قریش را برشمرد و لزوم حفظ وحدت را مورد توجه قرارداد و پیشنهاد ثروت كلان، پیشوایى قبیله و پادشاهى قوم را با پیامبر در میان نهاد.
زراندوزان مكّه، پس از نومیدى از این تدبیر به استهزاى پیامبر صلى الله علیه و آله روى آوردند. این روش ناجوانمردانه، كه براى مردان شریف بسیار ناگوار و شكننده است، سبب سبك جلوه‏دادن حضرت صلى الله علیه و آله و پیامش مى‏شد. بدین سبب، با آنكه بسیار بردبار بود، گاه دلگیر مى‏شد و در گوشه‏اى به اندیشه فرو مى‏رفت‏
نمونه معروف یكى از آن شیوه‏ها، گذراندن مصوّبه جمعى بود كه براى «هماهنگى قریش در ایراد تهمت به پیامبر» در آستانه موسم حج تشكیل شده بود. در مقابل این همه، رسول خدا صلى الله علیه و آله مهربانانه پاسخ مى‏دهد كه اى مردم، ... اگر سخنم را بپذیرید، سود دنیا و آخرت خواهید برد و در صورت انكار، صبر و مقاومت پیشه خواهم كرد، تا خداوند میان من و شما حكم كند
ج) اقدامات علیه بنیان فكرى نهضت‏
كارسازترین سلاح رسول خدا صلى الله علیه و آله در دعوت، پیام نهفته در آیات قرآن بود. قرآن از بنیادهاى آفرینش، وحدت آفریدگار، غایت‏مندى هستى و ضرورت كمال انسان در پهنه زمین، سخن مى‏گفت و بهسازى مناسبات فكرى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را بستر كمال معرفى مى‏كرد. این عوامل دلها را تسخیر مى‏كرد و مشركان مكّه را به واكنش وامى‏داشت. بخشى از اقدام‏هاى آنان عبارت است از:
(1) تحریم شنیدن قرآن. سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كه به‏منظور آزار و حتى كشتن وى به‏ ملاقاتش مى‏آمدند، وقتى آیات قرآن را مى‏شنیدند، چه‏بسا ناخودآگاه ایمان مى‏آوردند. براى جلوگیرى از گرویدن افرادِ بیشتر به پیامبر صلى الله علیه و آله قانون تحریمِ گوش‏دادن به قرآن تصویب شد. (2) ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن؛ (3) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن؛ (4) سرگرم‏كردن مردم به‏وسیله معركه‏گیرانى چون نضر بن حارث و نقل داستان‏هاى مردم‏پسند؛ (5) تردید در وحیانى بودن قرآن؛ (6) ترویج افسانه‏هاى منطق‏ستیزى چون افسانه غرانیق.
د) اقدامات علیه حامیان نهضت‏
یكى از راه‏هاى جلوگیرى از گسترش نهضت نوین اسلام و مخالفت با گرویدن به آن، دشوارسازى شرایط زندگى اسلام‏آورندگان و آزار آنان بود. چنین شگردى، دست‏كم دو اثر داشت: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان كفر و شرك، و كاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر صلى الله علیه و آله در مردم عادى. این تصمیم به شیوه‏هاى گوناگون و از طرق مختلف به صورت جدى به اجرا گذاشته شد. گروهى مأمور تفتیش عقاید مسلمانان شدند. اگر شخص تازه مسلمان قبیله‏دار و از طبقات بالاى جامعه شمرده مى‏شد و كشتن یا آزارش ناممكن بود، به سرزنش وى مى‏پرداختند تحریم اقتصادى، تاراج اموال و ورشكستگى تهدید مى‏شد و چنانچه از افراد متوسط و تهیدستان یا بردگان بود، مورد شكنجه قرار مى‏گرفت و گاه زیر شكنجه به شهادت مى‏رسید 
نغمه رساى احَد احد «بلال» در گرماى شدید نیمروز در حالى كه وى را به پشت روى سنگى خوابانیده‏اند و سنگى گران بر سینه‏اش نهاده‏اند، سند افتخار و تابلوى جاودان بردبارى مسلمانان در طول تاریخ است. «خبّاب» را برهنه ساختند، بر سنگ‏هاى تفتیده مكه خواباندند و شكنجه دادند. خاطرات آل‏یاسر، صهیب بن سنان رومى، ابوفكیهه و ... نمونه‏هایى از پایدارى در راه دین است. چنانكه مى‏توان از بانوان مسلمانى چون «سمیّه» نخستین شهید در تاریخ اسلام، «ام‏عُمَیس»، «زِنّیره»، «نهدّیه»، «لبیة»، به‏عنوان نمونه‏هاى استقامت در راه عقیده نام برد  در این موقعیت- كه فشار بر حامیان و هواداران نهضت روزافزون مى‏شد- پیامبر صلى الله علیه و آله، به عنوان سُكّان‏دار كشتى نهضت، با پیشنهاد هجرت به حبشه موافقت كرد. مهاجرت به حبشه در سال پنجم بعثت- كه در مرحله اول یازده مرد و چهار زن در آن شركت جستند- از یك‏سو مى‏توانست نور امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت كند و از سوى دیگر، راه را براى عمل به تكالیف اسلامى و استمرار تبلیغ در خارج از مكّه هموار سازد.
در مهاجرت دوم- كه پنهانى و بر اساس تجربه‏هاى مهاجران نخست و با فاصله چند ماه از هجرت نخست تحقق یافت- شمار فزون‏ترى از مسلمانان، براى حفظ ایمان و ماندن بر عقیده توحیدى، آوارگى در سرزمین‏هاى ناشناخته را پذیرفتند
  ه) انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
و) توطئه قتل پیامبر توسط جنگجویان از هر قبیله
16- انزوای سیاسی و محاصره اقتصادی را تبیین کرده و چرا سال دهم را عام الحزن می گویند؟ 
انزواى سیاسى و محاصره اقتصادى‏
مبارزه منفى راهى آسان براى به زانو درآوردن اقلیت‏ها در هر جامعه است. زیرا برخلاف مبارزه عادى، به مقدمات چندانى نیاز ندارد و با بسیج عمومى اجراشدنى است. اسلام آوردن «حمزه»، اظهار علاقه جوانان روشن ضمیر ام‏القرى و نفوذ اسلام در بیرون از حیطه سیاسى مكّیان، بر نگرانى سران كفر و شرك افزود. بى‏نتیجه ماندن بسیارى از روشهاى سركوب، آنان را سخت آزرده بود. پیش‏بینى مى‏شد انزواى سیاسى- اجتماعى و حصر اقتصادى بتواند مسلمانان را به تسلیم وا دارد. بدین سبب، سران قبایل و اشراف متنفذ قریش عهدنامه‏اى به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در كعبه، سوگند یاد كردند كه در صورت تسلیم‏نشدن محمد صلى الله علیه و آله در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند. بندهاى این پیمان چنین بود:
الف) . باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد. ب). ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویى با مسلمانان ممنوع است.
ج). جبهه مخالف محمد در تمام حوادث و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بدین ترتیب، بناچار و با پیشنهاد ابوطالب، بنى‏هاشم و بنى‏عبدالمطلب تمام روابطشان را در محدوده شعب‏ تعریف و متمركز كردند. مسلمانان در این دوران سه ساله، سخت‏ترین فشارهاى‏ روانى و معیشتى را تحمل كردند.در همین سال  ابوطالب  و خدیجه، همسر بردبار رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نیز به‏سراى جاودان شتافت و پیامبر را در اندوه دوباره فرو برد؛ به‏گونه‏اى كه سال دهم بعثت را «عام‏الحزن» نامید.
17- آخرین توطئه مشرکان علیه پیامبر را تحلیل کنید.
آخرین توطئه و هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه‏
هنوز سپیده دم، قلب سیاه شب را نشكافته بود كه خبر بیعت یثربیان و پیمان آنها به گوش سران شرك رسید. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بیشتر مى‏شد. پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله كه وضع را چنین دید، با پیام خداوند فرمان هجرت مسلمانان به یثرب را صادر كرد. اگر مكّه فرصت نمایش ایمان و زمینه تبدیل قابلیت‏ها به فعلیت را نداشت، سرزمین الهى فراخ بود. پس از پیام خداوند به هجرت هیچ مسلمانى نمى‏تواند استضعاف را سبب پذیرش ستم خویش به شمار آورد.
بدین ترتیب همه مسلمانانى كه به معرفت عقلى، رشد نفسانى، طرد وسوسه‏ها و وابستگى‏هاى عاطفى رسیده بودند، مخفیانه و با كمترین زاد در مسیر هجرت گام نهادند.
جبهه باطل به‏زودى دریافت كه یثرب پناهگاه مناسبى براى مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یكتاپرستى زنگ خطرى بود كه وفاداران بت‏ها را سخت بیمناك كرد. بنابراین، در مهم‏ترین نشست مشورتى «دارالندوه» حضور یافتند. در این مجمع، سه نظریه مطرح شد: الف). به زنجیر كشیدن و به سیاه‏چال افكندن رسول‏خدا. ب) تبعید پیامبر به نقطه‏اى دوردست.ج). كشتن پیامبر به‏وسیله نمایندگان كارآزموده هر قبیله.
سرانجام نظر سوم تصویب گردید و افرادى از تمام قبایل آماده شدند تا شب هنگام حضرتش را نابود سازند. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله گنجینه اسرارش على علیه السلام را فراخواند؛ امانت‏هاى مردم را به وى سپرد تا به صاحبانش باز گرداند و به او فرمود: در بسترم بخواب و روپوش مخصوص بر خویش بیفكن. در این هنگام، على علیه السلام پرسید: آیا شما جان سالم بدر خواهید برد؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آرى.بدین ترتیب، على علیه السلام با آگاهى از كشته‏شدن خود، مشتاقانه براى نجات جان مقتداى خویش و تقدیم جان بر ایمان در «لیلة المبیت» در بستر پیامبر خفت و رسول حق هجرت تاریخ‏ساز خود را آغاز كرد. این فداكارى آن‏قدر خالصانه و پر اهمیت بود كه مورد ستایش خداوند واقع شد. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره (2): 207)
پیامبرخدا صلى الله علیه و آله در حالى كه آیاتى از سوره «یس» را مى‏خواند، از منزل خارج شد و از بى‏راهه به‏طرف غار «ثور»، كه در بیرون مكه بود، حركت كرد. ابوبكر كه از رویداد آگاهى یافت، در راه به پیامبر پیوست.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر