تبلیغات
علمداران عشق - شورای نگهبان و تطبیق آن با اصل طراز (قسمت اول)
سه شنبه 5 مهر 1390

شورای نگهبان و تطبیق آن با اصل طراز (قسمت اول)

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    

                  پیشینه تاریخی نظارت بر قانون                 

 

 انسان با توجه به اینكه موجودی است که به مقتضای طبیعتش مدنی و اجتماعی است و طبع اولی هر فردی میل به بهره کشی از دیگران دارد و مدنی زیستن مقتضای طبیعت ثانوی اوست چاره ای  جز این نیست که اجازه دهد دیگران هم به همان اندازه از او بهره کشی کنند و با توجه به اینکه خداوند انسان را ضعیف آفریده است [1] و به تنهایی قادر نیست که همه ی جوائج خود را برآورده سازد  چنان که بوعلی سینا میگوید : « فرق انسان با حیوانات در این است که انسان  نمی تواند منفرد و به تنهایی زندگی کند و نیازهای خویش را بر آورد » و « هر کس در این اجتماع شرکت نکند ، شباهتش به نوع بشر خیلی کم و از کمالات انسانی محروم است ، پس وجود و بقای انسان بسته به زندگی اجتماعی است ».[2]

و از سوی دیگر انسان ها مختلف آفریده شده اند ، به نحوی که به عدد افراد بشر ، گرایش ها و تمایلات مختلف نیز آفریده شده است . چنان که خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « ای مردم ! ما همه ی شما را نخست از مرد و زن آفریدیم ، آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم...»[3]

و علاوه بر آن ، انسان ، حریص[4] و ستم پیشه [5] آفریده شده است و این خصوصیات در انسان ها موجب بهره کشی یک طرفه و کشمکش و درگیری به دنبال خواهد داشت .

بنابراین آنچه که می تواند از بی نظمی و هرج و مرج جلوگیری کرده ، روابط انسان ها  و نیز دولت ها را انتظام بخشد ، قانون است و قانون با ضمانت اجرای مناسب و پیش بینی شده ، تا حدودی زندگی اجتماعی را سر و سامان می دهد و از ناامنی و هرج و مرج می کاهد بوعلی سینا در مورد لزوم قانون و نقش آن در تنظیم روابط و تحکیم عدالت می نویسد : « زندگی اجتماعی بدون روابط و معاملات بین افراد ممکن نیست ، روابط و معاملات نیز محتاج به قانون و عدالت است [6]. و در  نتیجه برای تنظیم روابط میان انسان ها تعدیل تمایلات و خواسته های سیری ناپدیر آنان ، جلوگیری از نزاع و کشمکش ، مهار قدرت و ... جامعه محتاج قانون است که در هر کشوری توسط نمایندگان مردم در مجلس قانونگذاری یا سنا تصویب می شود.

دین مبین اسلام در خصوص قانونگذاری دیدگاه ویژه ای دارد از یک سو وضع قوانین ثابت و کلی را حق خداوند دانسته و قوانین موضوعه ی بشری در این حوزه را فاقد مشروعیت و بی اعتنار می داند و از سویی دیگر ، وضع مقررات متغیر و جزیی را به حاکم اسلامی ( پیامبر و جانشیان او ) واگذار نموده است . از دیدگاه اسلام ، قانونگذار باید شرایطی باشد که این شرایط به جزء خداوند در هیچ شخص یا گروهی جمع نمی گردد بنابراین قانونگذار باید دارای شرایطی باشد تا قوانین موضوعه ی جامع ، عادلانه و سعادت آفرین باشد و با فطرت و خلقت انسان هماهنگ باشد من جمله : انسان شناس ، پیراسته از سودجویی ، مبرا از سهو و نسیان باشد.

با توجه به این اوصاف بشر صلاحیت قانونگذاری ندارد و نمی تواند با اتکا به عقل قوانین جامع و عادلانه و واقع گرا تصویب کند  با توجه به این اوصاف در نظام جمهوری ، ولی فقیه از « صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه » [7]برخوردار است و قادر است در صورت لزوم نیازهای روز را برآورده سازد شش فقیه و مجتهد مسلم و آگاه به مقتضیات زمان نیز بر مصوبات مجلس نظارت دارند [8]. و نمایندگان را در تشخیص احکام اسلام و نیز مصادیق عناوین ثانویه یاری می نماید . بنابراین حکومت اسلامی هیچ گاه گرفتار سرگردانی نشده [9]  و هیچ نیازی نداردکه از پیش خود و بدون در نظر گرفتن روح شریعت ، جعل قانون نماید.

به همین خاطر شورای نگهبان یکی ازمهم ترین نهادهای حکومتی در نظام جمهوری اسلامی ایران است . این نهاد دارای پیشینه ی تاریخی در ایران است و مشابهتی قوی با بعضی از نهاد های قانونی در تعدادی از کشورها دارد اهمیت این نهاد از منظر قانون اساسی آنقدر چشمگیر است که نبودن آن ، در کنار مجلس قانونگذاری موجب عدم اعتبار مجلس می شود.

فصل اول : پیشینه ی تاریخی نظارت بر قانونگذاری

مساله « نظارت بر قانونگذاری » پیشینه ی تاریخی واضح و روشنی در تاریخ معاصر کشور ما دارد . اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطیت به همین مساله ی مهم اختصاص یافته است که به اصل « طراز » معروف است[10] که به موجب این اصل اظهار نظر در برابر ماهیت شرعی مصوبات قوه ی مجریه به عهده ی « مجتهدین طراز اول » است تدوین کنندگان پیش نویس قانون اساسی و اعضای محترم مجلس خبرگان قانون اساسی با استفاده از این اصل در قانون اساسی مشروطیت ، نهادی را در همان زمینه ، البته با اختیارات و وظایف بیشتری پیش بینی کردند .

اصل طراز را در واژگان سیاسی و به خصوص حقوقی کشورمان ، توسط شهید مشروطه مرحوم آیه الله شیخ فضل الله نوری پیشنهاد شد و در انجمن شورای ملی انتخاب کرده بودند ، به تصویب رسید

و دغدغه شیخ فضل الله و همفکرانش در جنبش مشروطه این بود که شریعت بر جامعه ی سیاسی ایران حاکمیت پیدا کند . بر این اساس ، در یکی از لوایح خود می فرماید :

« باید گفته شود که قوانین جاریه در مملکت نسبت به نوامیس الیه از جان و مال و عِرض مردم باید مطابق فتوای مجتهدین عدول هر عصری که مرجع تقلید مردم اند ، باشد و از این رو باید تمام قوانین ملفوف و مطوی گردد و نوامیس الهیه در تحت نظریات مجتهدین عدول باشد تا تصرفات غاصبانه که موجب هزار گونه اشکالات مذهبی برای متدینین است ، مرفوع گردد و منصب دولت و اجرای آن ، از عدلیه و نظمیه و سایر حکام فقط اجرای احکام صادره از مجتهدین عدول باشد .»[11]

چگونگی تدوین اصل طراز

بعد از تصویب قانون اساسی مشروطه توسط مظفرالدین شاه در  14 ذی قعده سال 1324ه.ق  با نواقص و مشکلاتی مواجه شدند که توسط محمد علی شاه در 27 ذی حجه  همان سال دستور ترمیم و رفع نواقص آن را با شرع محمدی (ص) می دهد . بعد از صدور این فرمان ، بنابر تصمیم مجلس شورای ملی برای تکمیل و ترمیم قانون اساسی ،انجمنی متشکل از هفت نفر از اعضای مجلس تشکیل شد که آنان شرایط زیر را در نظر گرفته بودند :

1-     اطلاع از قوانین دول مشروطه.

2-     تتبع و بصیرت در امور داخلی مملکت .

3-     آشنایی با زبان خارجی.

4-     علاوه بر موارد فوق شرط شد که متمم قانون اساسی باید طوری نوشته شود که مطابق با قوانین سلطنت مشروطه و موافق با قانون شرع باشد.

به هر حال حدود سه ماه پس از تشکیل انجمن مربوطه متمم قانون اساسی  بر مبنای قانون اساسی فرانسه و بلژیک تدوین و تصویب گشت . بعد از این مرحله مجلس فوق العاده ای از علمای اسلام از جمله شیخ شهید تشکیل شد تا مواد و اصول آن نظامنامه ی اساسی را مطابق شرع انور کنند.

 


[1] - نساء / 28.

[2] - حسین ابن سینا ، الشفاء ، الالهیات ، ج1 ، ص441.

[3] - حجرات / 13.

[4] - معارج/ 19.

[5] - ابراهیم / 34.

[6] - حسین ابن سینا ،همان .

[7] -اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. 

[8] - اصل 91 قانون اساسی جمهوی اسلامی.

[9] - امام صادق (ع) : « العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس » ، محمد بی یعقوب کلینی ، : کافی ، ج1 ، ص27.

[10] - مظفر نامدار ، مدخل بر جنبش های اسلامی معاصر « تاملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی » ، ص195-257.

[11] -  همان ص217.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر