تبلیغات
علمداران عشق - سیره عملی اهل بیت در مورد حجاب( حجاب در عاشورا)
پنجشنبه 10 اسفند 1391

سیره عملی اهل بیت در مورد حجاب( حجاب در عاشورا)

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :حجاب و پوشش در اسلام ،

حجاب و نهضت عاشورا

در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقش عظیم داشتند در عین عفاف و حیاء و با شکوهِ پوشش ، آنان در اوج مصائب و سختیها ، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت ، معلم بی بدیل شهادت ، امام حسین را که در آستانه رفتن به میدان نبرد ، آویزه گوش قرار دادند که فرمودند:

             « آماده مصیبت باشید لباس های خود را بپوشید و بدانید خدا حامی شماست و از شما محافظت 

               می کند و از شر دشمنان نجاتتان می دهد و عاقبت امورتان ختم به خیر می کند[1]

اما خود ابی عبدالله نیز برای حفظ کرامت و حجاب زنان در کربلا ، تدابیری را بر گزیدند:

     اول : اینکه امام دستور دادند که اصحاب و یاران ، خندقی در اطراف خیمه ها بکنند و هیزم جمع آوری کردند و صبح آن روز آن را آتش زدند برای اینکه دشمن از پشت به خیمه های زنان حمله نکند و در امان باشند.

     دوم: اینکه امام دستور دادند که خیمه ها را در کنار هم ، در عقب جبهه قرار دادند و با طناب آنها  را  محکم بستندکه دیرتر دشمن به خیمه های بانوان برسند .

     سوم: اینکه خود ابی عبدالله وقتی خبر شایعه دشمن ، که ریختند به خیمه ها را شنیدند سراسیمه به خیمه برگشتند و تا زنده بودند اجازه ندادند که دشمن ، تعرضی به خیمه بانوان کنند.

این موارد اهمیت حجاب و حیاء و پاکدامنی رامی رساند و خود بانوان حرم ، چه زیبا سفارشات ابی عبدالله (ع) را برای پاس داشتن حرمتشان به گوش جان سپردند که وقتی دیدند یزیدیان و بنی امیه ، اسیر زرق و برق دنیا هستند تمام زیورآلات خود را به سوی آنان پرتاب کردند  تا در پی غارت آنان ، قدری بیاسایند .

     فاطمه بنت الحسین بعد از هوش آمدن از حضرت زینب (س) چنین درخواست می کند:

 « هل من خِرقَةٍ أَستُرُ بِها رأسی عن أَعیُن النُّظار.آیا تکه پارچه هست تا بپوشانم به وسیله    آن ، سرم را از چشم های نظار[2]       

و یا سکینه همان دختر جوان ابی عبدالله در میدان قتلگاه کنار گُشته پدر ، قبل از اینکه دردهایش را با پدر بگوید اینگونه سخن می   گوید : « یا ابتا اُنظر إلی رؤوسِنا المکشوفَةِ[3] .  پدر جان بنگر به سرهای برهنه ما

   و این جمله آغاز درد و دل دختر با پدر است و می فهماند که جانگدازترین مصیبت در سرزمین کربلا همین بلاء و مصبیت است و زمانیکه بانوان حرم بعد از غارت خیمه های آل الله از عمر سعد درخواست بازگرداندن پوششها می کنند و این اهمیت حجاب را می رساند که زنان اهل بیت ، تمام مصایب را کنار می گذارند و از دشمن خدا ، بازگرداندن پوشش ها را طلب می کنند.

 « و سَأَلَتهَ النِسوةُ لِیَسترجع ما أُخِذَ منهنَّ لِیَستَترنَ بِه.

 زنان از او خواستندتا لباس های غارت شده آنان را به ایشان بازگرداند تا خود را بپوشانند ، عمربن سعد گفت : کسی که از متاع این زنان چیزی برداشته بازگرداند[4]

ام کلثوم از جمله زنانی است که این امر عفت و حجاب را پاس می دارد و در بدو ورود به دمشق تقاضایش را چنین ابراز می کند:

       « دَنَت امِّ کلثوم من شمرٍ و قالت لهُ لی الیک حاجةٌ : قال ما هی ؟ قالت: إِذا دخلَت بنا البلد فَأَحمَلنا فی دربٍ قلیلٍ النظاره و نقدم أن یخرجوا هذه الرؤوس من بین المحامل و یُنجُونا عنها فَقد خذینا من کثرة النظر إلَینا و نحن فی هذه الحال فأمر بضد ما سئلَه بَغیاًمنه و عُتواً و سلَکَ بِهم علی تلک الصفة حتی وَصَلوا باب دمشق حیث یکون السبی.

ام کلثوم  نزد شمر آمد و فرمود: ای شمر به تو حاجتی دارم پرسیدچیست؟ ام کلثوم فرمودند : چون ما را به شهر در آوردی از دری که نظاره گران اندک باشند و به آن ، مردم که همراه تو هستند بگو؛ سرها را از میان کجاوه ها ببرند و ما را از اینان رها کنند ، ما با اینحال و نگاه های فروان ِ خیره آنان شرمنده می گردیم امّا آن ستمگر از سر ستمگری و گردنکشی ، ضد آنچه را خواستند انجام داد و با همین حال به دروازه دمشق وارد شدند در حالی که اسیران را نگاه می داشتند[5].

    رسالت عظیم اهل بیت در حفظ پوشش ، ام کلثوم را وامی دارد که از دشمن تقاضا کند ، نظاره گری خاندان رسول اکرم (ص) را کاهش دهد و برای استتار خود از سر عزیزانش کمک می گیرد اما دشمن تقاضا را رد می کند تا ضربات روحی را بطور کامل  وارد سازد غافل از اینکه روح آزرم و حیاء در رگ های این بزرگواران دمیده است لذا این پیام ، توسط سکینه دختر امام حسین به یکی از صحابه می رسد تا به گوش زنان در همه عصرها برساند. 

« سهل بن ساعدی گفت : بر دروازه دمشق رفتم بیرق هایی  پی در پی پیدا شدند و سواری دیدم که بیرقی در دست داشت ، پیکان از بالای آن بیرون آورده سری بر آن بود روشن ، شبیه ترین مردم به رسول خدا و ناگاه دیدم از پشت سرِ وی زنانی بر شترانی بی روپوش سوارند ، نزدیک شدم و از نخشتین زن پرسیدم کیستی؟ گفت: سکینه بنت الحسین ، گفتم : حاجتی داری تا برآورم ؟ من سهل بن سعد ساعدی هستم ، جد تو را دیدم و حدیث او را شنیدم . گفت ای سهل به حامل این سر بگو که آن را پیشتر ببرد تا مردم مشغول نگریستن آن شوند و به حرم رسول اکرم (ص) نگاه نکنند . سهل گفت : چهارصد دینار دارم تا آن را انجام دهد[6]

زینب پیام آور این حماسه خونین و قافله سالار این پیامبران نور است که با تمام شکوه و شهامت در مجلس یزید بپاخاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که :

         «أَمِنَ العدل یا ابن الطُلَقاء  تَحذیرُک حَرائِرَک و إِمائَک و سَوقک بناتِ رسولِ الله (ص) سبَایا ، قد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ و أَبدَیتَ وجوهَهُنَّ.....

ای فرزند آزاد شدگان ! آیا این از عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا (ص) را در میان نامحرمان ، به صورت اسیر حاضر نمایی ؟ تو زنان وکنیزان خود را در حرمستر و پوشش نگاه داری ، ولی خاندان رسالت را با دشمنانشان در شهر ها و آبادی ها بگردانی تا بادیه نشینان ، نزدیکان ، بیگانگان ، ارذل و اشراف ، آنان ببینند در حالی که از مردان آنان کسی همراهشان نیست....[7]»

سکینه دختر امام حسین (ع) در همان مجلس یزید به گریه می اُفتد و زمانیکه یزید علت آن را جویا می شود می گوید:

          « کیف لا یبکی من لیس لها ساتر یستتر وجهها عنک و عن جلساء مجلسک ...

           چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود را از تو و حضار مجلست بپوشاند[8] 

اینها همه نشانگر آن است که این ، بزرگواران و راست قامتان در همه ابعاد زندگی اُسوه اند در ایمان و عمل ، تعمد و تعبد ، حراست از جایگاه والای زن و پاس داشتن عفاف و حفاظت از مکانتِ انسانیِ زن های مسلمان ، پس ای ! بانوان محبِّ اهل بیت ، الگوی خود را حضرت زهرا (س) و زینب کبری (س) قرار دهید و مانند آنها ، جایگاه والای زن که به فرموده پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر پایِ مادران است و به فرموده امام راحل : از دامن زن ، مرد به معراج می رود _ حفظ و حراست نماید که این برای زنان مهمترین وظیفه و مسئولیت است در دنیا و انشاء الله در آخرت از شفاعت آنها بهره مند شوند.

1)                              3) سیره مستمره زنان مسلمان

با توجه به تاریخ و گذشت زمان از ظهور اسلام در می یابیم که زنان مسلمان ، بعد از نزول آیات حجاب در پوشش کامل حجاب اسلامی در آمدند و این سیره از آن زمان تا به حال چنین بوده است و این می فهماند که سیره زنان مسلمان رعایت کامل حجاب بوده است که متاسفانه از زمان قاجار به بعد کم کم رنگ و بوی حجاب از بین رفت و در زمان رضا خان به اوج خود رسید و در زمان انقلاب اسلامی با ترفندهای دیگر زنان را از حجاب قرآنی که چادر است جدا کنند و به بهانه دست و پاگیر بودن چادر را کنار زدند و جای آن ، مانتو را عَلَم کردند چون می توانند با انواع مدل ها به اهداف شوم خود برسند.



[1]- نفس المهموم ، ص 355.

[2] - سوگنامه آل محمّد (ص) ، 378 –بحار الانوار ، ج45 ، ص61 .

[3] - حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، ص 136.

[4] -قصه کربلا ، ص385 – ارشاد شیخ مفید ، ج2 ، ص113.

[5] - نفس المهموم ، ص239 – مقتل الحسین ، ص222.

[6] - نفس المهموم ، ص241.

[7] - لهوف ، ترجمه عقیقی بخشایشی ،217.

[8] - سوگنامه آل محمد ، ص457 – معالی السبطین ، ج2 ، ص163.


راحیل کارگریان
پنجشنبه 30 مرداد 1393 01:41 ب.ظ
واقعا مطالب عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر