تبلیغات
علمداران عشق - زندگی نامه امام علی
دوشنبه 19 خرداد 1393

زندگی نامه امام علی

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :زندگی نامه معصومین ،

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

تشیع و تاریحنگاری

شیعیان به موازات سایر مسلمانان در تدوین دانش های اسلامی كار خود را آغاز كردند . یكی از از این دانش ها ، دانش تاریخ بود كه در كنار تاریخ نگاران عراق ، شیعه نیز فعالت هایش را آغاز كرد مانند ابومخنف و هشام كلبی و ...

در مورد سیره نگاری شیعه و سنی تفاوت هایی وجود دارد كه شیعه با دید مقدسانه تری به زندگی رسول خدا و اجداد طاهرینش نگر یسته و اساس را عصمت آن حضرت قرار داده است بر خلاف اهل سنت كه جعلیات زیادی را نقل كرده اند كه می توان كتاب" تنزیه الانبیاء" سید مرتضی در برابر" زله الانبیاء" ابوالفضل مشاط اشاره كرد.

امامام معصوم نیز در مورد تعلیم سیره ی نبوی و مغازی اقدامات زیادی انجام داده اند . امام سجاد (ع) فرمودند : " كنا نعلم مغازی رسول الله (ص) كما تعلم السوره من القرآن"  و در میان اخبار امام باقر (ع) و امام صادق (ع) اخبار فراوانی در مورد سیره نقل شده است كه در كتب ابن اسحاق و طبقات ابن سعد و تفسیر علی بن ابراهیم قمی از قول امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل كرده اند و همچنین در كتاب مبعث النبی و اخباره از عبدالله بن میمون القداح كه خود از راویان اخبار امام باقر(ع) و امام صادق (ع) بوده می توان اشاره كرد.

از برجسته ترین چهره های موخ در عصر امامان معصوم ، ابان بن عثمان بجلی است وی كتاب باارزش در اخبار انبیاء و نیز سیره ی رسول خدا داشته كه متاسفانه بخشی از آن بر جای مانده است . شیخ طوسی درباره ی این كتاب می نویسد : " وما عرف من مصنفاته الا كتابه الذین یجمع المبتدا والمبعث و الوفاه والسقیفه و الرده " این كتاب در دسترس علی بن براهیم قمی و نجاشی بوده است.

در میان منابع شیعی ، بخش تاریخ انبیاء به طور پراكنده اما به صورت بسیار گسترده آمده است . علامه مجلسی مجموعه ی این اخبار را در مجلد یازدهم تا چهاردهم بحارالانوار آورده است كه عمده ی آن ها در آثار صدوق ، تفسیر علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر عیاشی و تفسیر مجمع البیان و نظایر آن هاست.

بخشی از كتب تاریخی شیعه كتاب هایی است كه بر اساس ثبت معجزات امامان به قصد اثبات امامت آن ها نگاشته شده است طبعا در این آثار ، بخشی از زندگی امامان نیز درج شده است از قدیمترین آثار در این زمینه كتاب"  دلائل الائمه " محمد بن مسعود عیاشی عالم بزرگوار شیعه در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم است كه در سمرقند می-زیسته است از نمونه های دیگر" الثاقب فی المناقب"  از ابوجعفر محمد بن علی معروف به ابن حمزمتوفای 552 كه اخباری در معجزات انبیاء و رسئل خدا و همچنین معجزات انبیاء و رسول خداو همچنین معجزات حضرت زهرا و سایر امامان آورده است و نمونه ی  دیگر كتاب مفاخر الرضا از حاكم نیشابوری را می توان نام برد.

علمای شیعه در مورد كتب تاریخی و سیره در همه زمان ها از خود آثاری بر جای گذاشتند اما در زمانی كه حكومت های شیعه  حاكم بوده علمای شیعه كتب زیادی را به رشته تیر در آوزد و تحقیقات فراوانی آغاز می كردند مثل حكومت آل بویه و حكومت صفوی .

اما در عصر معاصر علما فرصت ها را غنیمت شمرده و در زمینه های مختلف تاریخی و سیره پژوهش های مختلفی صورت داده اند.

 امام علی (ع)

امیرالمومنین علی (ع) بنابرقول مشهور در سیزدهم رجب سال سی ام عام الفیل ( ده تا دوازده سال پیش از بعثت و بیست و سه سال قبل از هجرت ) به دنیا امدند و در یست و یكم رمضان سال چهلم هجرت در مسجد كوفه به شهادت رسیدند پدر بزرگوا ایشان ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است رسول خدا نسبت به این بانو ارادت خاصی داشت و در وقت رحلت ، لباسشان را كفن آن بانو كردند و در تشیع جنازه ایشان شركت كردند و گریستند.

امیرالمومنین در زمان رسول خدا

امام علی (ع) این افتخار را داشت كه از كودكی در خانه ی رسول خدا(ص) رشد یافت . ابن ابی الحدید از قول زیدبن علی بن الحسین نقل می كند : كه رسول خدا(ص) در آن دوران ، گوشت و خرما را در دهانشان نرم كرده تا خوردن آن را راحت تر شده ، آنگاه آن را در دهان امام علی می گذاشتند به دلیل همین قرابت بود كه امام نخستین فردی بود كه به رسول خدا(ص) ایمان آورد و این امر بلوغ فكری امام را نشان می دهد هر چند برخی به قول مسعودی سن امام را در وقت اسلام آوردن كم گفته اند تا بگویند او در زمانی كه اسلام آورد ، طفلی بیش نبوده است .

فداكاری امام در راه اسلام سبب شد تا جملات فراوانی از رسول خدا(ص)  درباره ان حضرت صادر شود كه دوست و دشمن آن را نقل كرده اند. عقد اخوت در ابتدای هجرت با امیرالمومنین، مامور اعلام آیات برائت در مورد مشركین، خوابیدن در جای پیامبر در لیله المبیت، حدیث منزلت، برتری ضربت امیرالمومنین علی (ع) بر عمرو بن عبدود در جنگ خندق بر عبادت جن و انس، پرچمدار سپاه اسلام، داروازه مدینه علم ، تقسیم كننده ی بهشت و جهنم ، و روایت بسیار زیاد در مورد آن حضرت را می توان نام برد.

این برتری و فضایل آن حضرت حتی در بین دشمنان آن حضرت نیز بیان شده است عایشه می گوید از زنان فاطمه و از مردان علی ، محبوب تریناشخاص نزد رسول خدا بودند ؛ عبدالله بن عمر می گفت : اگر می خواهید موقعیت علی را نزد پیامبر بدانید موقعیت او را نسبت به خانه ی آن حضرت نگاه كنید و یا عطاء از تابعین معروف می گوید : علی فقیه ترین فرد از میان اصحاب رسول خدا است عمر بن عبدالعزیز امام را زاهدترین اصحاب پیامبر می داند.

امام علی (ع) پس از رحلت رسول خدا(ص):

در حیات رسول خدا در جریان سیاسی در میان انصار و مهاجر تلاش می كردند كه خلافت را تصاحب كنند . از طرفی میان امام و شیخین مناسبات خوبی نبوده و از طرف دیگر حسادت و كینه عایشه به حضرت زهرا و علی داشت  شاهدی است بر اختلاف آل ابی بكر و آل علی تلقی شود و از طرف دیگر بعد از رحلت پیامبر و  حمله به خانه زهرا و شهادت حضرت زهرا و عدم حضور شیخین بر جنازه آن حضرت و اصرار امیرالمومنین (ع) در حقانیت خود اختلافات را عمیق تر كرد و امام را در انزوا و گوشه نشینی قرار داد.

یكی از اقدامات شیخین بر آن بود تا فضایل آن حضرت در بین مردم گم رنگ شود و با تحقیر كردن آن حضرت را در چشم مردم بیندازندبه گونه ای كه خلیفه دوم حضرت را در شورا كنار عثمان و طلحه و زبیر و سعد وقاص و عبدالرحمان بن عوف قرار دهد و چاره ای جزء شركت كردن در آن شورا نداشت باشد.

ابن ابی الحدید می گوید: مردم در جنگ صفین منتظر بودند تا حضور عمار را در یك جبهه معیار حقانیت آن جبهه بدانند و می گوید تعجب می كنم از این مردم كه عمار را ملاك حق و باطل می پذیرند اما خود علی را كه پیامبر حدیث ولایت را در مورد او فرمود: " لا یحبك الا مومن و لایبغضك الا منافق" ، معیار قرار نمی گیرد  . دلیل این مطلب آن است كه تمامی قریش از همان آغاز در پوشاندن فضایل  و فراموش كردن یاد او ، محو خصایص او و حذف مرتبت والای او از سینه های مردم كوشیدند.

روابط امام با ابوبكر بسیار سرد بود و در برخورد با عمر خاطرات زیادی به دست آمده عمدتا پیرامون كمك های قضایی و بعضی پاسخ به رایزنی ها  بود عمر ظاهرا برخوردش با امام ملایم بود و امام نیز  مراعات می كردند اما در زمان عثمان تحمل اظهار نظر امام را نداشت.

مخالفت امام در حقیقت با حكومت دشوار بود به وی‍ژه در سال های نخست كه حضرت كوشیدند تا با پناه بردن به انزوا خود را از مواجه شدن با حكومت باز دارد.

ابن ابی الحدید می گوید: من از ابوجعفر نقیب پرسیم :شگفتی من از علی است كه چگونه در این مدت طولانی بعد از رحلت رسول خدا (ص) زنده ماند و با وجود این همه كینه های قریش ، جان سالم بدر برد ابوجعفر به من گفت : اگر او خود را تا به آن اندازه كوچك نكرده و به كنج انزوا نخزیده بود كشته شده بود .مانند سعد بن عباد را كشتند و گفتند جنیان او را گشتند.

بیعت مردم با امیرالمومنین(ع)

امام علی گرچه در زمان خلفا مشاركت سیاسی  در امور نداشت ولی حضرت دو را دور رهبری حزب مخالف را بر عهده داشت و پیروزی حضرت بعد از عثمان تا  حدود زیادی به معنای غلبه مخالفان قریش و ضد اموی بود . مخالفان عثمان از جمله :

1- حمایت قبایل عراقی و مهاجران مصری

2- همدلی و همراهی انصار و مردم بومی مدینه

3- حمایت و همراهی مهاجرین مخصوصا عمار بن یاسر

4- مخالفان به سبب بی توجهی عثمان به آن ها ( طلحه ، زبیر ، عایشه، عمروعاصبه خاطر عزل از حكومت مصر.

جهت گیری كلی آن شورش بازگشت به سیره رسول خدا(ص) و رعایت عدل و انصاف و عدم ظلم و اجحاف در حق مردم بود.

امام علی(ع) از آغاز اعتراضات بر ضد عثمان واسطه دو گروه بود و سخنگوی مخالفان و منتقل كننده اعتراضات مردم به عثمان بود و بالاخره میانجیگری جواب داد و شورشیان عثمان را به قتل رساندند و مردم بعد از قتل خلیفه با اصرار فراوان دور امیرالمومنین (ع) جمع شدند و در مسجد با حضرت یعت كردند در آن زمان به گونه مردم از علی (ع) جانبداری كردند كه دیگر صحبت از طلحه و زبیر و سعد وقاص به میان نیامد.

اكثر طرفداران امیرالمومنین(ع)  ، مخالفان عثمان بودند ولی نسبت به خلیفه اول و دوم گویی رضایت كلی داشتند به همین جهت امام (ع) در برابر اصرار شدید مردم ، بیعت آن ها را پذیرفت زیرا امام می فرمایند: جامعه ی موجود را فاسدتر از آن می دانست كه بتواند آن را رهبری كرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا در آورد.

دشواریهای در پیش روی حكومت

زمانی حضرت عهده دار خلافت شد كه از از طرفی كوهی از مشكلات و دشواری ها در برابر او بود و از طرف دیگر اوضاع آشفته ی سیاسی كه پس از قتل عثمان به وجود آمده بود، آینده را تیره و تاریك تصویر می كرد در اینجا به دشواری های پیش روی  امام در چند بعد مطرح می كنیم.

1- اولین مشكل پیش روی حضرت ، رعایت عدالت اقتصادی بود زیرا خلیفه دوم دیوان را بر اساس سوابق اسلامی افراد و تركیب قبایلی قرار داد و كسانی كه زودتر اسلام آورده ، سهم بیشتری می داد و مردم به این عمل عادت كرده بودند و از طرف دیگر بذل و بخشش های دوران عثمان كه خیلی از افراد به آن عادت كرده كار را برای حضرت دشوار می كرد. بنابراین حضرت برای رعایت عدالت اسلامی اموال را به صورت مساوی تقسیم كردند و دلیل خود را سیره رسول خدا(ص) بیان كردند بنابراین، این سیره در نظر بعضی از صحابه خوش نیامد و لب به اعتراض گشودند.

جدی شذن كار مخالفت نسبت به این روش ، سبب شد تا كسانی از اصحاب خود آن حضرت نزد امام امام(ع)  رفته و از او خواستند تا اشراف از عرب و قریش را بر موالی و عجم ترجیح دهد ولی امام (ع) آن را نپذیرفت فرمودند: " آیا به من می گوید تا پیروزی را با ستم به دست آورم" . بعدها ابن عباس در نامه ای به امام حسن (ع) نوشت مردم از آن روی پدرت را ترك كردند و به سوی معاویه رفتند كه اموال را به تساوی میانشان تقسیم می كرد و آنان تحمل این امر را نداشتند.

2- در سیره پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع)  هیچ تفاوتی بین انسان ها نیست و از حقوق یكسانی برخوردار هستند بنابراین در تقسیم بیت المال بین نژاد عرب و ایرانی و نبطی و رومی و بربر تفاوتی نیست بنابراین بعضی از افراد نتوانستند این رفتار را تحمل كنند كه بین اسیر و آزاد در تقسیم بیت المال بالسویه عمل شود .

امام(ع)  در خطاب به مهاجرین و انصار فرمودند بی جهت مالی را به كسی نخواهم داد و میان سیاه و سفید به تساوی رفتار خواهم كرد این برخورد عادلانه امام(ع)  با موالی و عجم سبب اعتراض متعصبانی چون اشعث بن قیس و غیره شد.

3- سومین مشكل پیش روی حضرت انحرافات دینی و عدم آگاهی مذهبی بود كه خلفا با  بدعت گذاری در دین مردم را از معارف ناب نبوی دور نگاه داشتند  و قائل به تشریع ویژه خود بودند و با كنار زدن سنت پیامبر از خود تشرع می كردند مانند عثمان كه  در منا نماز را تمام خواند و یا عمر در هنگام مرگ چنین گفت جانشین معین نكردن سنت پیامبر(ص) است و جانشین انتخاب كردن سنت ابوبكر است به همین جهت عبدالرحمن بن عوف در كنار سنت پیامبر (ص)، سنت شیخیین را شرط خلیفه دانست و بزرگ ترین انحراف مذهبی منع نقل و كتابت حدیث بود كه حضرت باید نشان دادن سیره و سنت پیامبر و كتابت احادیث انحرافات مذهبی را از ذهن مردم پاك كند.

4- چهارمین مشكل پیش روی حضرت فساد اجتماعی بود رفاه گرایی شدید مردم ، سبب تضعیف آرمان ها و ارزش های دینی در جامعه شده و به دین جزء صورت ظاهری ، بهای چندانی داده نمی شد . امام(ع)  می فرمایند : "شما پس از هجرت و ادب آموختن از شریعت به خوی بادیه نشینی بازگشتید و پی از پیوند دوستی ، دسته دسته شدید با اسلام جزء به نام آن بستگی ندارید و از ایمان جزء نشان آن را نمی شناسید بدانید كه شما رشته پیوند با اسلام را گسستید و حدود آن را شكستید و احكام آن را به كار نبستید."

اصلاحات سیاسی امام (ع)

رسالت اصلی امام(ع)  ، اصلاح امت  بود حضرت برای جبران این خرابی ها كار بسیار دشواری را پیش رو داشت ایشان باید رودر رو با بسیاری از اشراف و منتفذان قرار گیرد در این زمینه اقدامات آن حضرت در دو بخش مورد بررسی قرار می گیرد .

بخش زبانی و اقدامات اجتماعی

از طریق جنگ و مبارزه با آن ها

1لف) بخش زبانی: از جمله مشكلات اخلاقی جامعه كه امام را سخت به خود مشغول كرده بود دنیاگرایی ، رفاه طلبی و فزون خواهی اعراب فاتح بود این امر چنان آنان را از خود بیخود كرده بود كه می توان گفت جنگ جمل محصول ان بود.

امام حاضر نشد سهم طلحه و زبیر را از بیت المال بیش از دیگران بدهد. در چنین شرایطی امام با خواندن خطبه مردم را از دنیاگرایی پرهیز می داد و با نوشتن نامه به عمال خود از نشستن سرسفره های رنگین كه در دوره ی عثمان طبیعی بود نهی می كرد و نهج البلاغه آن حضرت مملو از این قبیل كلمات در رد و مذمت دنیاست و حضرت با ارائه الگوی نمونه انسان باتقوی را در خطبه معروف به همام بیان می كند .

امام در سخنان خود به طور موكد ، عمل به كتاب خدا و سنت پیامبر را گوشزد می كند و تخطی از سنت پیامبر را از آشكارترین انحراف بلكه منشا تمام انحرافات می داند. اما آن چنان در اجرای دقیق سنت رسول خدا اصرار داشت كه حتی می كوشید تمام حركات و سكناتش شبیه پیامبر باشد وقتی به حضرت اعتراض كردند چرا به مردم در مسجد غذای خوب می دهی ولی در خانه از نان با سبوس می خوری ، گریه كردند فرمودند: هرگز ندیدم در خانه پیامبر نان بدون سبوس باشد.

از اقدامات حضرت در این زمینه برداشتن منع كتابت حدیث بود كه در زمان خلیفه دوم منع شده بود . و همچنین  با افراد قصه خوان كه در مساجد در مورد انبیای پیشین به دروغ نسبت های ناروایی می دادند شدید برخورد كرد و حتی آنان را به تهدید به حد كرد .

نوع دیگر برخورد حضرت در بخش اول ،‌پیاده كردن سنت پیامبر در جامعه بود حسن بصری می گوید: راه را به مردم نمایاند و زمانی كه دین به كجی گراییده بود  آن را راست كد این سخن حسن بصری بسیار سنجیده و دقیقا مطابق با سیاستی است كه امام در دوران خلافت از خود نشان داد.

ب ) روش برخورد با جنگ

1- جنگ جمل : حضرت تنها با چند ماه پس از روی كار آمدن امام در سال 36 هجری نخستین جنگ داخلی میان مسلمانان با تحریك گروهی پیمان شكن به رهبری طلحه و زبیر و عایشه در جمادی الثانی همان سال به وچود آمد مستمسك پیماان شكنان دو چیز بود نخست عثمان مظلوم كشته شده است این در حالی مطرح شد كه طلحه و زبیر از بانیان آشوب علیه خلیفه  بودند آنان با پررویی تمام گفتند كه توبه كرده و اكو برای جبران كار خویش دست بكار انتقام خون خلیفه ی مظلوم شده اند.

دومین مستمسك آن ها این بود كه آن ها در مدینه مجبور به بیعت شدهند و امام علی(ع)  در نظر آن ها مشروع نیست.

طلحه و زبیر بعد از این كه ناامید شدند از حكومت بر كوفه و بصره به سمت مكه حركت كردند و عایشه را به خود همراهی كرده وب ه سمت بصره حركت كردند و با حیله و فریب وارد بر بصره شدند و حاكم آن جا را فریفتند و بعد از مدت كوتاهی بر شهر مسلط شدند عده ای را كشتند و مردم را به سوی دعوت كردند امیرالمومنین سپاهی مجهز كرد و به سمت بصره حركت كرد و بعد از كشته شدن طلحه و زبیر و كشتن جمل، جنگ به پایان رسید .امام(ع)  در مسجد بصره به سرزنش مردم پیمان شكن پرداخت و فرمودند بصره نخستین مردمی بودند كه در برابر امام خویش ایستادند وآنان را سپاه زن و پیروان حیوان نامید حضرت بها از چند روز در بصره در 12 یا 16 رجب سال 36 عازم كوفه شد.

2-جنگ با ستمگران (صفین)

امام(ع)  در ورود به كوفه به رحبه مسجد رفت و بعد از آن به خانه جعده فرزند خواهرش ام هانی رفت در آن زمان مشكل پیش روی حضرت شام بود حضرت حاكمانی را به مناطق مختلف فرستاد و مالك اشتر  را برای جزیره (شامل موصل،نصیبین ، دارا، آمد ، عانات، هیت ...) فرستاد زیرا منطقه ای خاص بود از طرفی در آن طرفداران عثمانی فراری كوفه در آن جا شده بودند و از طرفی نزدیك به شام بود.

حضرت در ابتدای ورود به كوفه با بزرگان و اشراف كوفه سحن گفت تا از حمایت ان ها برای حمله به شام استفاده كند حضرت سعی داشت با مشورت شوق بیشتری برای همكاری ایجاد می كرد.

 مردم درپاسخ امام(ع)  كه فرمود : تا نامه ای به معاویه بنویسد: و او را دعوت به اطاعت از خود كند، گفتند شما در چه انجام دهی ما از تو اطاعت می كنیم اطاعت ما از تو همانند اطاعت ما از پیامبر است.

امیرالمومنین(ع)  در نامه نگاری با معاویه خواست تا با خلیفه مسلمین بیعت كند .او در جواب نوشت من از طرف عمر و عثمان حاكم بر مردم هستم و عثمان مظلوم كشته شده و من ولی خون عثمان هستم عاقبت نامه نگاری فایده نداشت و جنگی بین امام(ع)  و معاویه در ماه دوم سال 37 آغاز و تا صفر سال بعد ادامه پیدا كرد.این جنگ در چهارشنبه اول ماه صفر آغاز و تا پنج شنبه هفته بعد به اوج رسید و در هنگام پیروزی كامل حضرت با مكر و فریب عمرو عاص و قرآن ها بر نیز حضرت به خاطر بعضی افراد مسلمان نما حكمیت را پذیرفت. وبا توجه به حكم امام ، كوفیان به ابوموسی رای دادند و عاقبت با فریب ابوموسی توسط عمروعاص حضرت از حكومت عزل شد متاسفانه در این جنگ افرادی خالصی مثل عمار ، اویس قرنی ، هاشم بن عتبه ... به شهادت رسیدند.

 

3- جنگ با خوارج

در جنگ صفین هنگام قبول حكمیت توسط عده ای مقدس مآب با شعار  " لاحكم الا لله " ، رخنه ای در سپاهیان امیرالمومنین(ع)  به وجود آمد . این گروه كه خود بانیان حكمیت بودند پشیمان شده و خواهان جنگ با معاویه بودند این گروه در نزدیك كوفه از سپاه جدا شده و به منطقه حروراء در نیم فرسنگی كوفه رفتند.

برجسته ترین چهره خوارج عبارت بودند از حرقوص بن زهیر تمیمی، شریح بن اوفی العبسی، عروه بن نوفل اشجعی ، عبدالله بن شجره سلمی، حمزه بن سنان اسدی ، عبدالله وهب راسبی.

این گروه مخالف رفتن ابوموسی به عنوان حكم بود ؛اگرچه در ابتدا راضی به حكم امیرالمومنین نشدند؛ اما بعدا مخالفت كردند حضرت در جواب آن ها فرمود: ما نمی توانیم آن را نقض كنیم این گروه در شوال سال 37 در منزل زید بن حصین اجتماع كردند و با انتخاب عبدالله بن وهب راسبی به عنوان رهبری ، وضعیت سیاسی و نظامی خود را سامان بخشیدند.  عاقبت زمانی كه امام علی(ع)  بعد از رای ناعادلانه و بر خلاف عهد و پیمان بسته شده در صفین و فریب دادن ابوموسی اشعری توسط عمروعاص، اما لشكر را برای حمله ذوباره به شام تدارك دید هنگام خروج لشكر از خبرهای ناخوشایند خوارج به سمت حروراء حركت و با خوارج جنگید و همه آن ها به جزء چند نفر كشته شدند و لشكر خسته توان حمله ی مجدد به شام نداشتند به همین خاطر برگشتند به كوفه و حضرت جنگ را به زمان دیگر موكول كرد .

شهادت حضرت

زمانی كه حضرت آماده جنگ به معاویه می شدند در صبحگاه نوزدهم رمضان سال 40 توسط شقی ترین افراد عبدالرحمن بن ملجم مرادی به فیض شهادت نائل آمدند. بدن مبارك آن حضرت در شب 21 ماه مبارك رمضان در شب با چند نفر در خارج كوفه ومخفیانه دفن شد.

 

 

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر