تبلیغات
علمداران عشق - زندگی نامه امام حسن مجتبی
چهارشنبه 21 خرداد 1393

زندگی نامه امام حسن مجتبی

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :زندگی نامه معصومین ،

امام حسن مجتبی(ع)

شخصت امام(ع)

امام (ع) در شب یا روز نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت به دنیا آمدند؛ اما در تاریخ شهادت آن حضرت اختلاف است كلینی و نوبختی در روز آخر صفر، یعقوبی ربیع الاول سال 49یا 47 ، شیخ طوسی 28صفر و در برخی مناع سال 49 و برخی 50  و 51 را نقل كرده اند.

درباره ی فضایل آن حضرت روایاتی فراوان نقل شده است ؛  نوع ابراز محبت پیامبر نسبت به امام حسن (ع) و پایین آمدن حضرت از منبر و بوسیدن آن ها و باز بالا رفتن بر منبر ، حضور در مباهله و قرار گرفتن ایشان در میان اصحاب كساء و حضور در بیعت رضوان و یا نقل این جمله از پیامبر : من او را دوست دارم و نیز كسی كه او را دوست دارد دوست دارم ، قطره ای از فضایل و شخصیت آن حضرت است.

اما مغرضین در مورد ایشان دست به روایات جعلی شدند تا به شخصیت و فضایل آن حضرت خدشه وارد كنند از طرفی امام (ع) را بی بهره از سیاست و تدبیر و از طرفی ذیگر دنیاطلب و بالاخره موضع او را در مقابل امام علی(ع)  معرفی كنند به عوان نمونه سعی كردن تا با جعل روایات و ترویج اخبار پوچ امام را شخصیتی كه دائما در حال تزویج و طلاق و مسایل شهوانی بدانند.

از آثار به جای مانده ی نگرش عثمانی مذهب ها ، بی توجهی به خلافت شش ماهه امام مجتبی(ع)  است كه نه آن را را از عهد خلفای راشدین می شناسند و نه از دوره ملوكی محسوب می كنند و در اصل آن ها این خلافت را چندان به رسمیت نمی شناسند در حالی كه باقی مانده از مهاجرین و انصاری كه در كوفه به ضمینه ی مردم عراق و نواحی شرق اسلام تابعیت از وی را به عنوان خلیفه ی مسلمین پذیرفته بودند.

آشكار است كه در آن زمان تجزیه خلافت را به صالح امت اسلام ندانسته و نپذیرفته بودند؛ زیرا وضعیت كوفه در قیاس از وضعیت شام وضعیت مناسب نداشت و قبول حكمیت و شورش خوارج نهروان نیروهای عراق را شدیدا تضعیف كرده بود. بعد از این جنگ ها مردم درمانده و خسته شده بودند . در روزهای پایانی عمر حضرت علی (ع) هر چه از مردم خواست برای شركت در جهاد ، كمتر كسی تن به این كار داد .

 اما بعد از شهادت حضرت و نگرانی شدید مردم عراق از تسلط شام امید آن را می رفت كه آنان دست به یك مقاومتی جدی بزنند آنان، برای این كار می بایست امامی را بر می گزیدند و شخص دیگر را جز امام حسن(ع)  سراغ نداشتند علاوه بر آن كه بیعت قیس بن سعد و عبدالله بن عباس تاثیر به سزایی در فراهم شدن زمینه برای بیعت مردم عراق با امام(ع)  فراهم كرد بنابراین در آن زمان تنها امام حسن(ع)  را شایسته ی این مقام می دانستند.

خصلت های مذهبی و سیاسی مردم كوفه

مردم این شهر در مقاطع مختلف مواضع متفاوتی داشتند در مقاطعی از تاریخ موضع آن ها در جهت دفاع از اهل بیت بوده و با شجاعت بی نظیر جناخ علوی را تقویت كردند چنان كه در جنگ جمل همكاری همین مردم باعث موفقیت و پیروزی حضرت شدند و ناكثین را در هم شكستند اما در اواخر عمر امیرالمومنین(ع) سستی كرده و سبب زمینگیر شدن حق و باطل را فراهم آوردند و بعدها در مدت كوتاه خلافت امام حسن (ع) كوتاهی كرده و او را تنها گذاشتند و همین اتفاق در محرم 61 تكرار شد و امام حسین(ع)  را تنها گذاشتند . اما در قیام توابین توبه كرده و بیشتر آن ها به شهادت رسیدند. و در قیام مختار برای انتقام از خون امام حسین(ع) كمك كردند اما در انتهاء او را تنها گذاشتند و همچنین در قیام زید بن علی هم كوتاهی كردند.

قضاوت های متناقض و وجود گروه های سیاسی و مذهبی مختلف در این شهر است كه سه گروه در كوفه بودند :

الف ) افكار خوارج      ب) اشراف كه كم و بیش با بنی امیه     ج) شیعیان

به همین خاطر  تا خوبان آن ها بهترین تمجیدها را به خاطر اعمال صحیحشان بشوند و عناصر مفسد آنان تا كشتن پسر پیامبر (ص) پیش بردند.

3 – تركیب قبایلی این شهر بر تغییر مواضع سریع  موثر بود و همه تصمیمات عمدتا در جهت منافع قبیله ای آن ها بود این خود شكلی برای عدم یكپارچگی كوفیان به حساب می آمد.

وضعیت مردم عراق در زمان امامت امام حسن (ع)

شیخ مفید در تحلیلی درباره ی اصحاب امام حسن (ع) ، مردم را به چند دسته تقسیم می كند:

 الف ) شیعیان امام علی (ع)    ب) خوارج         ج) طمعكارانی كه به دنبال غنایم می گشتند            د) مردم عوام كه نمی دانستند  چه كنند             ه) عصبیت قبیلگی و فقط تابع روسای خود بودند.

در این میان گروه سوم تعدادشان از همه بیشتر بود.

امام علی (ع) ذر مورد رفتار و منش كوفیان می فرماید :"  ای مردم كوفه ، من شما را مواظ قرآن مورد سرزنش قرار دادم اما سودی نبخشید با چوبدستی شما را تادیب كردم اما شما مستقیم نشدید به وسیله شلاق شما را مورد ضرب قرار دادم باز هم رعایت نكردید تنها چیزی كه می تواند شما را اصلاح كند شمشیر است اما من برای اصلاح شما خود را به فساد نمی اندازیم " بنابراین تنها شمشیر ، مردم عراق را آرام می كند و این حقیقت را تاریخ تایید كرده است .

تعبیرات امیرالمومنین(ع)  نسبت به روحیات این مردم بسیار گویا است در جایی حضرت آن ها را به زن حامله تشبیه می كنند كه پس از تحمل درد و رنج ، بچه خود را سقط می كند ویا حضرت آن ها را به شترانی بی سرپرست تشبیه می كند كه هرگاه از یك سو گرد هم آیند از سوی دیگر پراكنده می شوند این خوی و منش كوفیان حضرت را به جایی رساندن كه آرزوی مرگ از خدا كرد .

اما در زمان امام حسن (ع) با توجه به منش و خوی كوفیان به خاطر مسایل شام و قدرت روزافزون معاویه كوفیان را به هراس و ترس انداخت به گونه ای كه همه با هر منشی دور حضرت را گرفتند تا به شام حمله كنند .

نحستین اقدامات امام و معاویه

امام حسن (ع) به معاویه نامه هایی نوشتند و او را دعوت به بیعت كردند اما  نامه های امام (ع) نتیجه بخش نبود حضرت در آخرین نامه ، معاویه تهدید به جنگ كردند معاویه نیز جاسوسانی به كوفه فرستاد تا اوضاع كوفه را رصد كنند اما جاسوس ها دستگیر شدند حضرت مردم را به نخیله فرا خواند و خود حضرت نیز به نخلیه رفتند اما با توجه به  بی رغبتی بعضی از مردم حضرت شخصا به كوفه آمد تا مردم را تشویق و ترغیب به جنگ كند.

  امام حسن (ع) در جمع مردم چنین فرمود :" ای مردم شما جزء با صبر بر آنچه از آن كراهت دارید به آنچه دوست دارید نخواهید رسید به من خبر رسیده   معاویه  به سوی ما در حركت است همگی به سوی نخلیه حركت كنید" . اصفهانی می گوید : سخن امام(ع)  چنان بود كه گویی از سستی مردم نگران بود عدی بن حاتم بیان كرد آیا دعوت امتان ، فرزند رسول خدا (ص) را اجابت نمی كنید پس رو به امام(ع)  كرد و ضمن اطاعت با افراد قبیله طی كه حدود هزار جنگجو بودند راهی نخیله شدند و پس از او قیس بن سعد و معقل بن قیس و زیاد بن صعصعه در سخنانی بیان كردند و سپاهی در حدود دوازده هزار نفر راهی نخیله شده و امام(ع)  تا دیر عبدارحمان ایشان را همراهی كرد.

ماجرای حكمیت و صلح با قاسطین و سلطه معاویه بر عراق بر روحیه مردم عراق تاثیر گذاشت به همین خاطر گروهی غفلت زده و گروهی با شك و تردید به قضیه نگاه می كردند و عده ای كمی به امام(ع)  پیوستند حضرت پسر عم خود ، مغیره بن نوفل را در كوفه گذاشت تا مردم را تشویق به جنگ كند و خود حضرت راهی نخیله شدند آنچه تاریخ نویسان در مورد شماره سپاهیان نقل كردند عدد دوازده هزار نفر صحیح  می باشد امام فرمانده سپاه را به عبیدالله بن عباس داد زیرا در آن موقعیت شك و تردید بهترین شانس برای فرماندهی فر دی از خانواده خود بود علاوه بر این كه عبیدالله كینه شدیدی نسبت به معاویه داشت.

اما امام (ع) جانب احتیاط را رعایت كردند و دو معاون به نام قیس بن سعد و سعد بن قیس را برای عبیدالله انتخاب كردند. امام(ع)  بعد نصایح به عبیدالله آن ها را روانه به سوی دشمن كرد و خود به خاطر ترغیب مردم یا برای دفع شورش به سوی مدائن حركت كرد اما معاویه با ارسال مغیره بن شعبه و عبدالله بن عامر را به ساباط فرستاد تا با مكر و حیله امام را راضی به صلح كند در حالی  با دست خالی از نزد امام بیرون آمدند زهر خود را در هنگام خروج برای تحریك خوارج این گونه ریختند به دروغ گفتند به گونه ای كه مردم بشنوند : خدا به وسیله فرزند پیامبر (ص) خون مردم را حفظ كرد و قتنه را بواسطه ی او آرام كرد و صلح را پذیرفت در اینجا بود كه خوارج بر امام شورش كردند و بار و بنه حضرت را غارت و جراح بن سنان با این فریاد كه تو نیز همانند پدرت مشرك شدی ضربتی بر ران آن حضرت زد شیعیان آن حضرت آن ملعون را كشتند و امام(ع)  را به خانه امیر ساباط سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار بردند و برای معالجه در آنجا ماند.

جدایی امام از لشكر منجر شد تا هماهنگی بین سپاه از بین برود و از طرف دیگر معاویه با مكر و حیله ، فرماندهان و اشراف كوفه را تطمیع كرد و با فرستادن نامه به عبیدالله كه امام حسن(ع)  صلح را پذیرفته و اگر هم اكنون به سوی ما بپیوندی به تو یك میلیون درهم كه نیمی از آن هم اكنون و نیم دیگر در كوفه به تو پرداخت می شود با چهار هزار نفر اردوگاه را ترك كرد و با وعده ها و تهدید و ارعای تنها چهر هزار نفر در كنار قیس بن سعد باقی ماندند. معاویه وقتی نیروهای قیس را به خیال خود كم می دانست حمله اما با مقاومت نیرو ها روبرو شد و مجبور به عقب نشینی شد معاویه خبر مجروح شدن امام حسن(ع)  را توسط جاسوسان خود به قسی رساند. این امر موجب تضعیف روحیه لشكر منجر شد به گونه ای عده ای زیادی به این سبب به معاویه پیوستند  . امام (ع) مجبور شد برای حفظ شیعیان صلح را بپذیرد . امام(ع)  در نزد بزرگان اصحاب خود ضمن نكوهش كردن مردم كوفه می فرماید :" كه من كوچكترین تردیدی در جنگ نداشتم اما رفتار ناشایست مردم او را به ستوه آورده است" . امام حسن (ع) در هیچ زمانی به صلح تن در نداد معاویه با درخواست صلح می خواست بدون دردسر بر عراق مسلط شود.

دلایل پذیرش صلح

سه عامل سستی مردم در حمایت از امام(ع)  ، عدم تمایل مردم كوفه به جنگ و حفظ جان شیعیان منجر شد تا امام(ع)  صلح را بپذیرد.

  امام حسین (ع) در آن اوضاع راهی بهتر از صلح نمی شناخت و مردم را به اطاعت از برادر دعوت می كرد زیرا امام حسین (ع) بعد از صلح به همراه برادر وارد مدینه شد و در آنجا سكنی گزید و حتی بعد از شهادت برادرش در حیات معاویه همان موضع را داشت.

در مورد مواد صلحنامه اتفاق نظر كاملی وجود ندارد بلكه شایعات منتشره در آن ایام ، غرض ورزی های مورخین و راویان و آشفتگی ها در آن زمان بر نقل مواد صلحنامه تاثیر گذاشته و بزرگ نمایی پاره ای از مواد به همراه سانسور بعضی بندها و جعل مواد غیرواقعی و نادرست و بی توجهی به ذكر شروط اساسی تحریفی است كه در نقل تاریخ بروز كرده است .

چند نكته در مواد صلحنامه قابل تامل است كه به آن اشاره می كنیم:

1.    عمل به كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) و سیره خلفای صالح

2.    مخالفت امام با موروثی شدن خلافت

3.    گرفتن امنیت برای شیعیان

4.  گرفتن امنیت برای بنی هاشم خاصه امام حسن(ع)  و امام حسین(ع)  كه معاویه حق ندارد پنهانی و آشكارا توطئه كند.

معاویه تمام شرایط را پذیرفت اما زمانی كه وارد كوفه شد در خطبه ای اعلام كرد این شروط را به خاطر خاموش كردن آتش فتنه و مدارای با مردم و ایجاد الفت پذیرفتم اما اكنون همه ی آن ها را زیر پایم نهادم .

خلافت امام حسن(ع)  از بیست و یكم  رمضان سال چلهم  شروع و تا ربیع الاخر سال چهل و یكم پس از گذشت هفت ماه به پایان رسید اما بسیاری از مردم معتقد به امامت امام حسن (ع) بودند و در هنگام ایام حج به دیدار امام حسن (ع) می آمدند و از آن حضرت بهره می گرفتند.

معاویه تمام مواد صلحنامه را نقض كرد و بزرگترین خیانت غیر قابل بخش معاویه به شهادت رساندن امام حسن(ع)  و ریحانه الرسول است و با توطئه ای، امام(ع) ، به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قیس به شهادت رساند پس از شهادت آن حضرت طبق وصیت آن حضرت خواستند او را كنار قبر رسول خدا (ص) دفن كنند؛ اما عایشه با استناد به این كه   " بیتی لا اذن فیه " مانع از این كار شد شهادت آن حضرت در ربیع الاول سال چهل و نهم و به نقلی در سال پنجاه نقل شده است بنی هاشم خبر شهادت امام حسن (ع) را به گوش مردم نقاط مختلف مدینه رساندن و هیچ كس در خانه نماند و همه در تشیع جنازه شركت كردند  زنان بنی هاشم یك ماه برای آن حضرت مجلس عزا برپا كردند و مردم مدینه هفت روز به این مناسبت در ماتم نشسته و بازارها را بستند.  

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر