تبلیغات
علمداران عشق - زندگی نامه امام حسین (ع)
چهارشنبه 21 خرداد 1393

زندگی نامه امام حسین (ع)

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :زندگی نامه معصومین ،

امام حسین(ع)

امام حسین (ع) امام سوم شیعیان در سوم شعبان سال چهارم هجرت به دنیا آمد در فضایل ایشان روایات زیادی وجود دارد كه بسیاری از آن ها به تواتر رسیده مانند این فرموده پیامبر:" الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه."

امام حسین(ع)  در جنگ های جمل و صفین و نهروان در كنار پدر بزرگگوارشان حضور داشت و در كنار پدر به جنگ با پیمان شكنان و ظالمان پرداخت امام حسین(ع)  در دوره امامت برادرش به طور كامل از سیاست برادرش دفاع می كرد آن حضرت در برابر خواست های مكرر مردم عراق برای آن حضرت به كوفه حتی پس از شهادت برادر حاضر به قبول آن ها نشده و فرمودند: تا وقتی معاویه زنده است نباید اقدامی كرد.

امام حسین(ع)  هیچ موقع خلافت معاویه را نپیرفت و این در نامه هایی كه به معاویه می نوشت مشهود است اما تا زمانی كه معاویه زنده بود هیچ اقدامی انجام نداد.

پس از هلاكت معاویه در رجب سال شصت ، یزید طبق قرار قبلی به خلافت رسید یزید تلاش كرد تا همه ی مخالفین را به بیعت خود در آورد زمانی كه نامه یزید به مدینه رسید امام حسین(ع)  را خواست تا بیعت كند امام (ع) با گروهی از جوانان بنی هاشم به فرمانداری مدینه رفتند امام در برابر درخواست ولید فرمودند كه برای شخص چون او نباید در خفاء بیعت گرفت بلكه در ملا عام و در مسجد بیعت كند ولید پذیرفت اما مروان تلاش كرد كه ولید را تحریك كند اما امام(ع)  با تندی به مروان در هنگام خروج فرمودند : "ای امیر ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد ملائكه و جایگاه رحمت هستیم ..... اما یزید مردی فاسق و شرابخوار و قاتل نفوس محترمه بوده و كسی است كه علنا به فسق می پردازد شخصی چون من با چون او بیعت نخواهم كرد."

امام حسین (ع) در سوم شعبان سال شصت با تمامی اهل بیتش از مدینه خارج و به سمت مكه حركت كردند و فقط محمد بن حنفیه در مدینه باقی ماند.

شیعیان كوفه بعد از شنیدن مخالفت امام حسین (ع) با یزید و رفتن به مكه نامه هایی را تسلیم آن حضرت كردند كه توسط بزرگانی همچون سلیمان ، مسیب بن نجبه ، حبیب بن مظاهر، رفاعه بن شداد ، عبدالله بن وال  نوشته شده بود و از حضرت دعوت كردند به كوفه بیاید.

 

اعزام مسلم بن عقیل به كوفه

بعد از آمدن نامه ها از كوفه، حضرت ، مسلم را به سوی كوفه فرستاد تا اوضاع را بررسی كرده و در صورت یكپارچگی مردم به سرعت خبر آن را به حضرت برساند. مسلم با دو راهنما عازم كوفه شد اگرچه در راه باعث شد در راهنما  را از دست بدهد اما عاقبت خود را به كوفه رساند و در خانه ی مختار ثقفی مردم را دعوت و از آن ها بیعت گرفت بعد از سی و پنج روز ، هیجده هزار نفر با مسلم بیعت كردند اما جاسوسان بنی امیه كه از وضع نعمان بسیار ناراضی بودند با ارسال خبر وضعیت كوفه را گزارش دادند یزید عبیدالله بن زیاد حاكم بصره به كوفه فرستاد تا اوضاع را كنترل كند ابن زیاد با ارعاب و تهدید و تطمیع سران كوفه بر كوفه مسلط شد و با فرستاد جاسوسان از مخفیگاه مسلم آگاه شده هانی را دستگیر كرد این امر موجب شد مسلم قیام كند و با شعار یا منصور امت  قصر كوفه را معاصره كردند.

حركت امام به سمت عراق

زمانی كه نمانده ی رسمی امام(ع)  ، آمادگی مردم كوفه را تایید كرد امام (ع) در رفتن تعجیل فرمودند و در هشتم ذی الحجه با تبدیل عمره تمتع به عمره مفرده عازم عراق شدند . زیرا لحظه ای تاخیر می توانست وضع عراق را دگر گون كند اضافه بر این احتمال ترور امام در مكه وجود داشت امام در اولین برخورد در طول راه به كاروانی از یمن برخورد كردند كه داشت هدایایی برای دربار شام می برد امام(ع)  هدایا را تصرف كرد و از افراد خواست در صورت تمایل به عراق بیایند.

امام(ع)  از منطقه نعیم به سمت الصفاع در حركت بود كه در آنجا با فرزدق برخورد كرد و در جواب امام (ع) از وضع كوفه گفت :" قلوب الناس معك و سیوفهم علیك ." منطقه بعدی" بطن الرمه" بود كه حضرت در نامه ای به مسلم خواست آماده ی ورود آن ها باشد .این نامه توسط قیس بن مسهر به كوفه رسانده شد امام (ع) در منطقه بعد كه "زدود "نام داشت با زهیر بن قین برخورد كرد با اینكه عثمانی بود با توجه به دعوت امام و تحریك همسرش به صورت یكی از یاران صمیمی امام درآمد . امام در منطقه" ذات عرق" شخصی از بنی اسد ، پیام شهادت هانی و مسلم را به حضرت داد و در منزل" زباله" پیام مسلم كه در حین شهادت به عمر بن سعد گفته بود به حضرت رسید و اندك خبر گشته شدن قیس بن مسهر و عبدالله یقطر برادر رضاعی امام حسین(ع) به آن حضرت رسید حضرت به سمت منطقه "شراه" حركت كردند و شب را در آنجا ماندند و روز بعد كه حركت كردند سپاه هزار نفری حر كه طلایه دار سپاه ابن زیاد بود برخورد كردند.

 

مواضع مردم كوفه نسبت به رخداد كربلا

روحیات مردم كوفه به گونه ای بود كه خیلی عجول بودند و این عجول بودن آن ها در تصمیم گیری همیشه به ضرر خود آن ها بوده است مردمی زودرنج ، زودقانع شدن ، زودتسلیم شدن و زودسركشی كردن از روحیات منحصر به فرد كوفیان بود شیعیان بخشی از مردم كوفه را شكل می دادند اگر چه بعضی از قبایل شهری به تشیع داشتند اما نمی توان قبیله ای را صددرصد شیعی دانست حال باید دید چه كسانی امام حسین را به كوفه دعوت كردند . این نكته باید توجه شود برخی می خواهند بی وفایی مردم كوفه را به گردن شیعیان بیاندازند در حالی كه بخشی از مردم كوفه شیعه بودند و در شرایطی بودند كه نتوانستند از امام حسین(ع)  دفاع كنند اما این احتمال هم وجود دارد كه بزرگان كوفه عمدا امام(ع)  را به كوفه دعوت كردند تا امام(ع)  را در آنجا به شهادت برسانند این احتمال از فرمایش امام حسین به دست می آید كه فرمودند : "و ما كانت كتب الیّ الا مكیده لی و تقربا الی ابن معاویه".

خشونت ابن زیاد بر مردم كوفه

مردم در زمان نعمان بن بشیر كه سهل می گرفت مردم به راحتی ابراز تشیع می كردند و با مسلم بیعت كردند اما زمانی كه شخص مستبد و جسوری چون ابن زیاد حاكم شد این خشونت و استبداد ابن زیاد در دل مردم ترس و هراس به وجود اورد و كسانی كه زود رنج بودند عجولانه تصمیم گرفتند.و از سوی دیگر با تبلیغات ابن زیاد دایر برآمدن قریب الوقوع شام به كلی خود را باختند اشراف شهر زمانی كه اطمیان به تثبیت امویان را آشكارا دیدند به حمایت از امویان پرداختند و به طور طبیعی مردم هم مخالفت از روسای قبایل را در چنین شرایطی مصلحت نمی دانستند به همین دلیل زمانی كه مسلم قصر ابن زیاد را معاصره كرد اشراف با تهدید و تطمیع ، یاران مسلم را به حداقل رساندند حتی در برابر استبداد ابن زیاد اگر رئیسی از قبایل مخالفت می كرد افراد قبیله اش جرات حمایت نداشتند مثل زمانی كه هانیبن عروه را دستگیر كردند و در بازار به روی زمینش می كشیدند در برابر استغاثه او كسی جواب نداد در حالی كه قبلا قبیله بنی مراد و هم پیمانان و هم قسمان بنی مراد حدود سی هزار بودند و گوش به فرمان او بودند اما زمانی كه به شهادت رسید كسی مخالفت نكرد.

زمانی كه امام حسین(ع) به كربلا رسید ابن زیاد در سخنانی به مردم كوفه آن ها را تهدید كرد هر مردی كه از امروز تخلف از سپاه كند ذمه و عهده ی او بری است به گونه ای كه هیچ بالغی در كوفه یافت نشد؛ مگر آن كه به لشكرگاه كوفه یعنی نخلیه رفت . با  وجود چنین اوضاعی ، كلام فرزدق در توصیف مردم كوفه بهتر فهمیده می شود كه"  قلوبهم معك و سیوفهم علیك و یا انت احبّ الناس الی الناس و القضاء فی السماء و السیوف مع بنی امیه ."

در برخی از اخبار آمده است هیچ بالغی در كوفه نبود اگر چه دسته هایی كه از مردم كوفه به زور برای جنگ به كربلا فرستاده می شدند از نیمه راه می گریختند و بسیاری در كربلا حاضر نشدند و بسیاری از مردم گمان جنگ و شهادت امام حسین(ع)  را به ذهن خویش راه نمی دادند مثل حر و دیگر افراد هم كه فكر می كردند نتوانستند تصمیمی بگیرند از این رو شیعیان شتاب نكردند و تنها افراد خاصی به فكر افتادند كه خود را در همان آغاز به امام حسین (ع) برسانند مانند: نافع بن هلال مرادی ، عمربن خالد صیداوی ، سعد از مولی عمربن خالد ، مجمع بن عبدالله العائذی از قبیله مذحج به امام (ع) پیوستند و در نزدیكی های روز عاشورا مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر توانستند خود را به حضرت برسانند ابن سعد می گوید : صبح روز عاشورا حدود بیست نفر به امام (ع) ملحق شدند ابن قتیبه سی نفر را نام می برد.  

ابن زیاد برای اینكه مردم به امام حسین (ع) به صورت فردی نپیوندند دستور داد تا مراقب پل ها باشند تا كسی از منطقه نگریزد حتی دستور داد به حصین بن نمیر تا منطقه قادسیه و قطقطانه را مراقبت كند و اجازه ندهد كسی از آن جا به سمت حجاز برود چرا كه ممكن بود به آن بهانه به سمت امام (ع) حركت كند و به والی بصره دستور داد دیده بانی را بگذارد و تمامی راهها را كنترل كند و اگر كسی عبور كرد او را دستگیر كند.

ارزیابی سفر عراق

اگر در منابع تاریخی بنگریم شاهد اقداماتی هستیم كه به هیچ وجه رفتن به عراق مصلحت نمیدانستند . از جمله ی معترضان می توان به این افراد اشاره كرد : عبدالله بن عباس ، محمد بن حنفیه ، عمروبن عبدالرحمان بن هشام ، عبدالله بن عمر، عبدالله بن جعفر، فرزدق و افراد سرشناس دیگر. اما امام بهترین گزینه و تنهاترین راه ، كوفه را برگزید زیرا مردم كوفه با توجه به دو امتحان قبلی كه نمره مردودی گرفته بودند با دوازده هزار نامه آن حضرت را به كوفه دعوت كردند،  در حالی كه از هیچ كجا برای حضرت نامه و دعوتنامه نفرستادند به همین جهت حضرت راه كوفه در پیش گرفت.

حضرت در نزدیكی كوفه حر راه را بر حضرت بست ونگذاشت حضرت برگردد و نه به سمت كوفه حركت كند و ایشان را طبق گفته ابن زیاد به بیابان بی آب و علف هدایت كرد. امام(ع)  در روز دوم محرم وارد زمین كربلا شدند و از آن روز به بعد بر تعداد لشكر دشمن افزوده شد لشكر دشمن قصد داشت بعدازظهر تاسوعا جنگ را شروع و با حمله همه جانبه كار را تمام كند اما دشمن با درخواست امام موافقت كردند كه جنگ به روز عاشورا موكول كنند .امام در شب عاشورا بیعت را از همگی برداشت كه اردوگاه را ترك كنند ولی كسی نرفت صبح عاشورا دو سپاه خود را آماده كردند عمر سعد اولین تیر را رها كرد جنگ در ابتدا به صورت تن به تن بود ابتدا اصحاب امام حسین(ع)  رفتند و جانشان را تقدیم كردند بعد نوبت به بنی هاشم رسید و در نهایت با شهادت خود حضرت عاشورا به پایان رسید.

انحرافات دینی كربلا

جامعه اسلامی در سال 61 هجری نسبت به سال حیات پیامبر (ص) تغیرات و انحرافات فراوانی در آن ایجاد شده بود به گونه ای این انحرافات ، زمینه ای بود برای سیاست كه به راحتی می توانستند از آن بهره گیرند .امام حسین(ع)  علاوه بر این كه بنی امیه را به ظلم و عداوت متهم می كرد آنها را كسانی می دانست كه طاعت شیطان را پذیرفته و طاعت خداوند را ترك كردند فساد را ظاهر ساختند و حدود الهی را تعطیل و به بیت المال تجاوز كرده اند آن ها بسیاری از مفاهیم دینی را تحریف یا در مجاری غیر مشروع از آن ها بهره گیری كردند كه به نمونه نمونه آن اشاره می كنیم.

 الف ) اطاعت از امام : به معنای پیروی از نظام حاكم بود یعنی هر نظامی حاكم بود عادل یا جائر باید اطاعت كنیم به همین جهت مردم از یزید فاسق هم اطاعت می كردند . ابن زیاد پس از دستگیری مسلم به او گفت :" یا شاق خرجت علی امامك و شققت عصا المسلمین".

ب)حفظ جماعت : یعنی عدم اغتشاق و شورش ، دست نزدن به اقداماتی كه وحدت را بین برد و زمینه تزلزل را در جامعه فراهم كند . نمایندگان عمروبن عاص ، حاكم مكه در زمان خروج امام حسین از مكه خارج می شد گفتند : "الا تتقی الله تخرج عن الجماعه و تفرق بین هذه الامه."

ج) حرمت نقض بیعت : نقض عهد و بیعت بسیار مورد مذمت قرار گرفته و یا تحریف این واژه ، با زور از مردم بیعت می گرفتند و كسی حق نداشت آن را نقض كند  عبدالله بن عمر كه از فقهای بزرگ اهل سنت به معاویه قول داد"  فاذا اجتمع الناس علی ابنك یزید لم اخالف".

یكی دیگر از انحرافات دینی در جامعه اسلامی اعتقاد به جبر بود كه پایه گذار از آن معاویه بود عبیدالله  به امام سجاد(ع)  گفت : "او لم یقتل الله علیا ". آیا خدا علی را نكشت امام فرمودند :" كان لی یقال له علی اكبر منی قتله الناس ". وقتی به عمر بن سعد مورد اعتراض قرار گرفت گفت این كار از جانب خدا مقدر شده است

بعد سیاسی حادثه عاشورا

جنبش كربلا به عنوان یك نهضت مقدس مذهبی و یك حركت سیاسی از نوع انقلابی آن ، پایدارترین جنبش در فرهنگ سیاسی شیعه است این جنبش در جهت احیای احكام دین ، زدودن انحرافات دینی و سیاسی و جایگزین كردن حكومتی علوی و امامتی به جای نظام اموی بود. در حقیقت جنبش كربلا را باید اخرین تلاش سیاسی ممكن برای ممكن برای بازگرداندن حكومت به آل علی (ع) تلقی كرد . با این توضیح كه امام حسین(ع)  به سمت كوفه حركت كرد تا با استفاده از كوفیان حكومت علوی را در كوفه پایگذاری كند اما زمانی كه به نزدیك كوفه نزدیك شد اوضاع دگرگون شده بود ایشان در برابر سپاه ابن زیاد قرار گرفت و سخن از تسلیم شدن و بیعت با یزید بود امام نپذیرفت نتیجه چنین شد كه همراه یاران محدودش در سرزمین كربلا به شهادت برسند.

ابعاد حادثه عاشورا و برداشت سیاسی

یكی از جنبه های حادثه كربلا ، بعد عاطفی است شهادت امام حسین (ع) و شانزده تن از خاندانش و اصحاب بافایش با آن كیفیت ، زخمی عمیق و پردامنه بر قلب جامعه ی شیعه ایجاد كرد اما اثر عاطفی آن بلافاصله در شیعه با قیام هاپدیدار شد . توابین نخستین گروهی بودند كه تحت تاثیر این بعد قرار گرفته و خود را در این قضیه مقصر می دانستند با رفتن سر مزار شهدای كربلا و گریه و زاری امری عجیبی در آن زمان بود و بعد قیام مختار و گرفتن مجلس عزای آن حضرت را می توان از آثار عاطفی این حادثه دانست.

نكته دیگر آن است كه در تشیع اعمال همه ی امامان به یك اندازه حجیت شرعی دارد تجربه صلح امام حسن(ع) نشان داد در بعضی از شرایط با كنار آمدن با حكومت ظالم در شرایط خاص ، جامع را به جلو می برد مثلا می توان مناظرات شیخ ابراهیم قطیفی با مححق كركی بر سر همراهی و همكاری با دولت جدید التاسیس صفوی را از این نوع دانست كه پایه استدلال محقق كركی بر تجربه تاریخی صلح امام حسن (ع) بود. اما در بعضی از شرایط مانند دوران امام حسین(ع) باید با حكومت ظالم درافتاد و آن را از ریشه كن كرد مثل قیام حضرت امام خمینی علیه حكومت مستبد شاهنشاهی.

نكته دیگر این است كه خط مشی سیاسی امامان در اصل كار فرهنگی و فرهنگ سازی است وتشكیل حكومت بر پایه عدل و داد بوده  اما به خاطر بعضی مسایل در سیاست مداخله نكردند و منتظر روزی بودند كه بتوانند بر كل جامعه مسلط شوند و فقط از طریق نفوذ در دستگاه خلافت و تقیه هویت خود را حفظ كرده اند و شیعه علی رغم داشتن زمینه های سیاسی مهم ، كم كم رنگ عرفانی به خود گرفت و قضیه شهادت امام حسین(ع)  هم تحلیل عرفانی به خود گرفت و هدف كلی امام حسین (ع) كه ایجاد حكومت علوی بود را از یاد برد و فقط یاد و خاطره مجاهدت امام حسین(ع) شناخته شد و كتب مقاتل بر این اساس نوشته شد مثل مفتاح البكاء، طوفان البكاء ، منیرالحزان، لهوف (سوگهای سوزان) و غیره . در حالی كه هدف امام حسین در ابتدا سیاسی و تشكیل حكومت علوی و از بین بردن ظلم و ستم بوده فراموش شده است و یا كمرنگ شده است.

نكته دیگر ولایت در اصل نوعی سرپرستی سیاسی بود كه بر پایه ی ویژ‍گی های برتر در علم و عمل تعریف می شد اما موازات ضعف سیاسی آن در مرحله عمل در شیعه بار صوفیانه ی آن افزوده شده و به جای كاربرد در حوزه ی سیاست ، در حوزه ی ماوراء طبیعی كاربرد یافت عدم درگیر بودن با سیاست به معنای جدی آن ، حوزه حدیثی شیعه را به سمت دیگری كشاند و كلا بحث از امامت در شیعه در حوزه كلام مورد بررسی قرار گرفت .

نكته دیگر این است در زمینه غیر سیاسی كردن مفهوم امامت و نیز حادثه خونبار كربلا ، غالیان هم سهم زیادی دارند آن ها با نسبت دادن نگرش های لاهوتی به امامان به تجرد مفهوم امامت از سیاست و واقع تاثیر به سزایی داشتند آن ها با اصرار و سماجت قصد داشتند مفهوم امامت را در غیر سیاسی نشان دهند و نزاع شیعه معتدل با غالیان به طور اصولی بر محور الوهیت گرایی در حوزه ی امامت بود؛ چرا كه گاهی امام حسین (ع) را تشبیه به عیسی می كنند و می گویند همانگونه كه امر مشتبه شد بر یهودیان و شخص دیگر دیگری را گرفتند و به دار آویختند و عیسی به آسمان رفت  كوفیان نیز حنظله بن اسد شامی را به جای امام حسین (ع) گشتند و خود حضرت به آسمان رفت و یا می گویند امام حسین (ع) كشته شد تا گناه پیروان خود را ببخشد امام حسین(ع)  نیز این چنین به شهادت تن داد.

بنابراین امام(ع)   و اصحاب برای این كه خداوند جایگاه والایی را به آن ها بدهد به شهادت نرسیدند بلكه هدف نهایی  هایی این بود تا حكومت عدل علوی را دوباره بر كوفه مسلط كنند اما زمانی كه حضرت به نزدیك كوفه رسیدند اوضاع را نامناسب دیدند در این جا هدف امام(ع)  برملا ظلم ظالمان و استبداد كور جاهلان و معرفی فرهنگ ایثار و شهادت و اجرای امر به معرف و نهی از منكر بود كه حال برای این اهداف بلند باید همه چیز را فدا كرد تا جهان از عظمت ان در طول تاریخ درس گرفته و اهداف بلندش را شیعیان و آزادگان به سرانجام برساند و این خون سیدالشهدا بود كه درخت اسلام را آبیاری و بیمه كرد.

 

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر