تبلیغات
علمداران عشق - زندگی نامه امام كاظم (ع)
شنبه 15 شهریور 1393

زندگی نامه امام كاظم (ع)

   نوشته شده توسط: قاسم یزدی    نوع مطلب :زندگی نامه معصومین ،

امام كاظم(ع)

هفتمین امام شیعه ی امامیه ، حضرت موسی بن جعفر(ع)  است كه مسلمانان به وی‍ژه شیعیان او را به دلیل حلم و بردباری اش در برابر معاندان و فرونشاندن غیظ و خشم خویش در مقابل دشمنان لقب كاظم داده اند.تولد حضرت در سال 128 و برخی منبع 129 در" ابواء" از مادری به نام حمیده ی بربریه بوده است ماه تولد حضرت در هیچ منبعی ذكر نشده است و شهادت ایشان در بیست و پنجم رجب سال 183( و برخی روز شهادت را پنجم و برخی ششم ) در بغداد در زندان حاكم ستمگر عباسی هارون الرشید صورت گرفته است.

امام(ع)  پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 148 رهبری شیعیان را بر عهده گرفت و عمر شریف خود را در مدینه و بغداد گذراند و در میان شخصیت های علوی از نظر علم و تقوا و زهد و عبادت سرامد روزگار خویش بود . از جمله خصایص آن حضرت زهد و عبادت آن حضرت است حضرت سالهای متمادی در زندان به سر برده و در تمام این مدت به عبادت خدا مشغول بود به طوری كه بسیاری از زندانبان او تحت تاثیر قرار گرفته و از نگهداری امام در آن شرایط سخت خودداری می كردند.

امام بعد از امام صادق

نوبختی انشعاب شیعه را بعد از شهادت امام صادق(ع)  به شش فرقه برشمرده است :

1.    كسانی كه معتقد بر مهدویت خود امام صادق (ع) بودند.

2.  گروهی كه هنوز به زنده بودن اسماعیل اصرار داشتند كه به اسماعیلیه ی خالصه شهرت یافتند  با توجه به اینكه اسماعیل در زمان حیات امام صادق(ع)  از دار دنیا رفت و حضرت در هنگام دفن كفن را از صورت اسماعیل برداشتند و به اصحاب و یاران خود اصرار داشتند تا ببینند اسماعیل از دار دنیا رفته ولی بعضی به او تمایل پیدا كردند به خاطر اینكه او فرزند بزرگ امام بود.

3.  آنان كه به امامت محمد فرزند اسماعیل اعتقاد داشتند.شیخ مفید كسانی كه به او معتقد بودند را اندك می دادند اما همین گروه به اسماعیلیه شهرت یافتند.

4.    دسته ای كه به امامت محمد بن جعفر معروف به دیباج معتقد بودند.

5.  گروهی كه امامت عبدالله افطع را قبول كردند  . نوبختی می گوید: شیعیان به استناد حدیث" الامامه فی الاكبر من ولد الامام" به سراغ او رفتند اما وقتی از پاسخ  به پرسش هایشان برنیامد رهایش كردند عبدالله حدود هفتاد روز پس از شهادت امام صادق از دار دنیا رفت و هیچ فرزندی نداشت و پیروان او از وی برگشته و به امامت موسی بن جعفر گرویدند.

6.  كسانی كه به امامت موسی بن جعفر(ع)  اعتقاد داشتند.از میان شیعیان افرادی چون هشام بن سالم ، عبدالله بن ابی یعفور ، عمربن یزید بیاع السابری ، محمد بن نعمان ، مومن طاق ، عبید بن زراره ، جمیل بن دراج، ابان بن تغلبو هشام بن حكم كه از بزرگان آنان و اهل علم و نظر و از فقهای شیعه به حساب می آمدند به امامت موسی بن جعفر(ع)  معتقد بودند تنها كسانی كه به امامت وی نگرویدند تنها عبدالله بن بكیر بن اعین و عمار بن موسی ساباطی بود.

برخوردهای سیاسی امام كاظم(ع)

حكومت عباسیان در ابتدا ی زمام حكومت را به نام علویان در دست گرفتند با مردم و ب خصوص علویان برخورد ملایمی داشتند. اما به محض اینكه در حكومت استقرار یافته وپایه های سلطه خود را مستحكم كردند و از طرف دیگر بروز قیام های پراكنده ای كه به طرفداری از علویان پدید آمد سخت حكام  عباسی را نگران كرد و بنا را بر ستمگری و مخالفت شدید علیه علویان صورت دادند آن ها حتی با نزدیك ترین دوستان خود همچون عبدالله بن علی به خاطر تلاش های پنهانش برای به دست آوردن جانشینی سفاح كشتند .

به همین ترتیب ابوسلمه و ابومسلم خراسانی را از بین بردند . این اعمال فشار از زمان امام صادق(ع)  آغاز و تا زمان امام رضا(ع)  همزمان با خلافت مامون به شدت ادامه یافت اما این فشارهای سیاسی زمانی اغاز شد كه قبل از آن امام باقر(ع)  و امام صادق(ع)  با تربیت شاگردان فراوانی و بنیه ی علمی و حدیثی شیعه را تقویت و بیمه كرده بودند.

امام كاظم(ع)  پس از شهادت پدرش در سال 148 عهده دار مقام شده منصور در سال 158 در مكه مرد جانشین وی تا سال 169 مهدی عباسی بود پس از آن یك سال هادی عباسی خلافت كرد و آنگاه هارون الرشید به خلافت رسید و امام (ع) در سال 183 به شهادت رسیدند.

در مورد امام كاظم (ع) 7دوران بسیار سختی برای شیعیان بود در این دوران حركت های اعتراض آمیز متعددی از ناحیه شیعیان و علویان نسبت به خلفای عباسی صورت گرفت از مهمترین ان ها قیام حسین بن علی معروف به شهید فخ در زمان حكومت هادی عباسی و جنبش یحیی و ادریس فرزندان عبدالله بود كه در زمان هادی رخ داد در واقع مهمترین رقیب عباسیان ، علویان بوده و طبیعی بود كه حكومت، آنان را سخت تحت نظارت ان ها بگیرد.

در كتب تاریخی و حدیثی برخوردهای متعدد خلفا ی عباسی با موسی بن جعفر را نقل كرده اند كه عمده ترین آن ها برخوردهای هارون است. هرچند كه امامان شیعه بر لزوم رعایت اصل تقیه پافشاری می كردند و می كوشیدند تا تشكل شیعه و رهبری آن ها را به طور پنهانی اداره نمایند به همین جهت است كه تاریخ نمی تواند تلاش ها و حركات سیاسی ان ها را ارزشیابی و رصد كند  در اینجا برخوردهای خلفا ی عباسی خاصه هارون الرشید را با امام كاظم اشاره می كنیم:

منصور از امام(ع)  خواست تا در عید نوروز به جای او در مجلس نشسته و هدایایی را كه می اورند از طرف خلیفه بگیرد امام در پاسخ فرمودند:" من اخباری را كه از جدم رسول خدا وارد شده را بررسی كردم خبری درباره این عید پیدا نكردم این عید از سنت ایرانیان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشیده به خدا پناه می برم از این كه چیزی را كه اسلام آن را از میان برده ، دوباره زنده كنم".

 منصور در پاسخ گفت این كار را،  سیاسه الجنه انجام می دهد چرا كه بسیاری از لشكریان منصور و حتی دهاقین معروف آن نواهی ایرانی هستند و طبیعی است كه هدایای زیادی به منصور اهدا می كنند وی امام را مجبور به چنین عملی كرد . با این حال برخورد امام با این حركت منصور قابل توجه است.

امام در دوران ده ساله حكومت مهدی عباسی مشغول تدرسی و نقل احادیث و تربیت شاگردان و ایجاد ارتباط میان خود و رهبران شیعه در نواحی مختلف بود در این زمان تاریخ برخوردهایی را ثبت كرده از جمله بازداشت و زندانی و سپس آزاد شدن امام(ع)  در بغداد است .

مهدی عباسی از بخشش های به امام (ع) وحشت داشت و می ترسید حضرت آن هدایا را برای سامان دادن و تقویت شیعیان مصرف كند به همین خاطر دستور  بازداشت حضرت را به فرماندار مدینه داد و امام(ع)  را دستگیر و روانه بغداد كرد و به زندان انداخت اما شب هنگام علی بن ابیطالب(ع)  را در خواب دید كه به مهدی عباسی می فرمودند: " آیا اگر به حكومت رسیدی می خواهید در زمین فساد كنید و پیوند خویشاوندی را ببرید". مهدی در همان لحظه حاجب خود را خواند و امامرا از زندان آزاد و مورد احترام قرار داد و ایشان را به مدینه فرستاد .

زمانی امام كاظم(ع)  به مهدی عباسی وارد شدند دیدند كه او رد مظالم می كند حضرت پرسیدند:" چرا آنچه را كه از راه ستم از ما گرفته شده بر نمی گردانی" مهدی عباسی پرسید آن چیست." امام ماجرای فدك را برای او چنین توصیف كرد فدك به دلیل این كه از جمله" ما لم یوجف علیه خیل و لا ركاب" است"مِلك خالص پیامبر بود كه آن را به دخترش فاطمه بخشید پس از شهادت پیامبر ، آن حضرت با این كه ابوبكر طبق شهادت علی (ع) و حسنین و ام ایمن حاضر شد آن را به فاطمه (س) برگرداند اما خلیفه دوم جلوگیری كرد. مهدی عباسی گفت حدود آن را مشخص كن امام (ع) حدودآن را مشخص كردند: خلیفه گفت" هذا كثیر فانظر فیه."

در سال 169 موسی الهادی بر سر كار آمد زمانی كه امام(ع)  از خطر دستگیری و شهادت خود به دست هادی عباسی آگاه شد و تهدیدهای او را شنید در حق وی نفرین كرد و چندی بهد ، خبر مرگ او به مدینه رسید.

امام موسی بن جعفر(ع)  اگرچه با قیام حسین بن علی موافق نبود و در آن شركت نكردند بلكه شكست و شهادت حتمی او را نیز به وی گوشزد نمودند اما این قیام زودتر از موعد خود به خاطر فشار بر علویان صورت گرفت و منجر به شكست و شهادت حسین بن علی( شهید فخ) شد زمانی كه سر حسی بن علی را به مدینه و در مجلسی كه فرزندان علی از جمله موسی بن جعفر(ع)  حضور داشت موسی بن عیسی خطاب به موسی بن جعفر (ع) این سر حسین بن علی است حضرت فرمودند: " آری انا لله و انا اله راجعون به خدا سوگند او در حالی كه مسلمان صالحی بود و به عبادت پروردگارش قیام می كرد امر به معروف و نهی از منكر می نمود عمر خود را به پایان برد او در خانواده خود مانند نداشت".  موسی بن عیسی در برابر این جواب سكوت كرد و چیزی نگفت.

برخورد حضرت با صفوان بن مهران جمال كه شترهایش را به اجاره حكومت برای جابه جایی زوار خانه خدا  می داد برخورد امام با صفوان باعث شترهایش را بفرشد و ماندن علی بن یقطین در حكومت برای اینكه بتواند مشكلان شیعیان را برطرف كند .

در باره ی زندانی شدن امام(ع)  اخبار متعدد و مختلفی نقل شده است آنچه از مجموع این روایت استفاده می شود این است كه امام كاظم(ع)  دوبار به دست هارون به زندان افتادند كه منجر به ازادی حضرت شد اما در مرتبه دوم از سال 179-183 یعنی به مدت چهار سال به طول انجامید و به شهادت آن حضرت منجر شد.

علت دستگیری حضرت  مختلف نقل شده است بعض ینقل ها علت دستگیری حضرت را سعایت علی بن اسماعیل بن جعفر صادق یا محمد بن اسماعیل است كه به هارون نوشت تاكنون نشنیده بودم كه در روی زمین دو خلیفه باشد كه خراج نزد آن ها برده شود كه بلا فاصله دستور دستگیری حضرت را صادر كردند.مرحوم صدوق از جمله علل به شهادت رسیدن امام(ع)  را اگاهی یافتن هارون از اعتقاد شیعیان به امامت امام(ع)  دانسته است و برخی فاش كردن اسرار امام بود كه اصحاب مامور به سكوت بودند ولی آن را فاش كردند مثل هشام.

 ابوالفرج اصفهانی می گوید : در ابتدا امام را نزد حاكم بصره ، عیسی بن جعفر بن منصور فرستادند كه بعد از چندی از كار خسته شد نامه نوشت تا او را تحویل شخص دیگر بدهد در غیر این صورت او را آزاد می كند.پس از آن امام (ع) را تحویل فضل بن ربیع دادند امام(ع)  مدتی طولانی نزد وی زندانی بود گفته شده كه از او خواستند تا آن حضرت را به قتل برساند اما او سر باز زد پس از آن را تحویل فضل بن یحیی دادند مطابق نقل مورخان او حرمت امام را پاس می داشت خبر به هارون رسی كه حضرت در رفاه بسر می برد پس از آن امام را به سندی بن شاهنگ تحویل دادند.

شهادت امام كاظم(ع)

یحیی بن خالد نگران نزد هارون آمد و با عذرخواهی از عمل فضل خود خواسته ی هارون را كه به شهادت رساندن امام(ع)  بود به دست سندی بن شاهك انجام داد .در باره ی كیفیت شهادت امام سه روایت مختلف نقل شده است اولا : شهادت آن حضرت در پی مسموم كردن امام (ع) صورت گرفته است این در روایت امام رضا(ع)  آمده و همچنین در روایتی كه یحیی بن خالد را به قتل آن حضرت متهم می كند. ثانیا: در نقل است كه حضرت را در فرشی پیچاند و چنان فشار دادند تا حضرت به شهادت رسیدند و ثالثا: مستوفی نقل می كند شیعه گویند به فرمان هارون الرشید سرب گداخته در حلق او ریختند.

زمانی كه امام(ع)  را  مسموم كردند پس از شهادت امام جسد مبارك آن حضرت را به دو دلیل در معرض دید خواص اهل بغداد و عموم مردم قرار دادند:

1.  بنا به نوشته اربلی ، سندی بن شاهك فقهاء و وجوه اهل بغداد را هیثم بن عدی نیز در میان آن ها دیده می شد بر سر جسد مبارك امام (ع) آوردند تا ببینند زخم و جراحت و یا اثار خفگی در بدن آن حضرت وجود ندارد و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است .

2.  از انجا كه برخی از شیعیان معتقد به مهدویت آن حضرت بودند و یا احتمال داشت اعتقاد به مهدویت او پیدا كنند جسد امام (ع) را روی پل بغداد بر زمین نهادند و یحیی بن خالد دستور داد تا فریاد زنند این موسی بن جعفر است كه رافضه معتقدند او نمرده است بعد از آن مردم آمدند و بدن حضرت را مشاهده كردندبعد جنازه را در باب التین بغداد در مقبره ی قریشی ها دفن كردند تاریخ شهادت بنا به نقل شیخ صدوق 25رجب 183 بنا به نقل شیخ مفید 24 رجب و در نقل مستوفی روز جمعه 14صفر دانسته اند.

امام كاظم و مباحث كلامی و فكری

در پایان قرن اول و اوایل قرن دوم هجری ، جدای از شیعیان چندین فرقه فعال بودند خوارج ، مرجئه ، جهمیه  و معتزله مهمترین آن ها بودند آن چه می توان گفت این است حكومت اموی ها با هیچ یك از این گروه ها توافقی نداشت.یكی از دیگر گروه ها كه با حدیث مردم را فریب می دادند و با استفاده از احادیث جعلی و ظاهر قرآن وسیله ای برای تحریف دین بود كه یكی از تلاش های امامان شیعه آن بود كه در برابر  اهل حدیث بایستند به طوری كه در مواردی لازم تحریفات و جعلیات را پاسخ داده و همچنین نادرستی برداشت های عامیانه و ظاهرانه آنان را در تفسیر برخی از آیات متشابه واحادیث نشان دهند.امام كاظم(ع) وقتی درباره ی صفات خدا پرسیدند حضرت فرمودند از آنچه در قرآن است پا فراتر نگذارید و از دیگر اقدامات امام كاظم در برابر این گروه ها این بود كه افرادی كه قدرت داشتند تا پاسخگوی این شبهات و سوالات باشند را تشویق می كردند به بحث و منظره مثل محمد بن حكیم را دستور دادند در مسجد پیغمبر بنشیند و با آنان گفتگو كند.

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر