تبلیغات
علمداران عشق - مطالب فروردین 1390
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

علمداران عشق
 

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390 توسط قاسم یزدی

ب: زنان رجعت کننده 

گروهی از یاوران حضرت بقیة‌الله عجل الله تعالی فرجه الشریف زنانی هستند كه خدا به بركت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. در روایات، به دو گونه به این افراد اشاره شده است:

1.عام

در روایات، رجعت ویژه زن یا مرد نیست و فقط به مؤمن محض و كافر محض اشاره شده است؛ یعنی هم زن مؤمن و هم زن كافر در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت می‌كنند، تا زنان مؤمن، طعم شیرین و لذّت انجام وعدة الهی را بچشند و در ركاب حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امامان معصوم علیهم السلام به خدمت بپردازند و زنان كافر هم كیفر دنیایی گناه و عملكرد خود را ببینند و به عذاب الهی برسند.

2. خاص

گروهی از زنان هستند كه علاوه بر اخبار عمومی، در برخی اخبار، به نام آنان هم اشاره شده است. این روایات معتبر دربارة زنان، بسیار اندك است.

الف) زنان مؤمن

در منابع معتبر اسلام، نام سیزده زن یاد می‌شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله علیه و آله و سلم زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت.

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام  نقل می‌كند كه فرمود:

«همراه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده زن خواهند بود». گفتم: «آن‌ها را برای چه كاری می‌خواهد؟» فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض‌ها؛ همان‌گونه كه وقتی همراه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بودند چنین می‌كردند». عرض كردم: «نام آنها را بفرمایید» فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیّه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیّه.»  [1]

در این روایات، امام صادق علیه السلام  از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می‌كند. در كتاب خصایص فاطمی به نسیبه دختر كعب مازنیه نیز اشاره شده است..[2]

در كتاب منتخب البصائر از دو زن به نام «تیره» و «أحبشیه» نام می‌برد . این افراد، هر كدام در بُعدی و بیشتر در بُعدِ جهاد با دشمنان خدا، از خود شایستگی‌هایی نشان داده‌اند. برخی از آنان ـ هم‌چون «صیانه» ـ مادر چند شهید بوده و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید. برخی دیگر چون سمیّه، در راه دفاع از عقیدة اسلامی خود، سخت‌ترین شكنجه‌ها را تحمل نموده و تا پای جان از عقیدة خود دفاع كرده‌اند.

ام‌خالد نیز نعمت تندرستی پیكر را برای حفظ اسلام استفاده كرد و جانباز شد. برخی دیگر، همانند زبیده كسانی بودند كه زرق و برق دنیا، هرگز آنان را از اسلام باز نداشت و از آن امكانات در راه عقیده خود استفاده كرده و در مراسم حج كه یكی از اركان دین است به كار بردند. بعضی، افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادة شهیدانی بودند كه خود، پیكر نیمه‌جان فرزندان‌شان را حمل كردند. آنان، كسانی هستند كه با انجام رشادت‌ها ثابت كردند كه می‌توانند گوشه‌ای از بار سنگین حكومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

همة این دلایل، ما را به راز تصریح امام صادق علیه السلام  به نام این نه نفر آگاه می‌كند. حال، برای درك بهتر شرح حال مختصری از زندگی چند تن را بررسی كنیم.

 صیانه

در كتاب خصائص فاطمیه آمده است:

در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده تن، برای معالجة زخمیان زنده گشته و به دنیا بازمی‌گردند. یكی از آنان «صیانه» است كه همسر «حزقیل» و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش «حزقیل» پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتة او، حزقیل، مؤمن خاندان فرعون است كه به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد [3]

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب معراج، در مسیر بین مكه معظمه و مسجد الاقصی، ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید كه هرگز مانند آن را نبوییده‌ بودم. از جبرئیل پرسیدم: «این بوی خوش چیست؟» گفت: «ای رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم! همسر حزقیل به حضرت موسی بن عمران علیه السلام ایمان آورده بود و ایمان خود را پنهان می‌كرد. [4]

 

 

سمیه، مادر عمار یاسر

او هفتمین نفر بود كه به اسلام گروید و بدترین شكنجه‌ها را تحمل كرد. او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل  گرفتار شده بودند و او، به آنها دستور داد كه به پیامبر خدا دشنام دهند؛ اما آنها چنین كاری نكردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آنها را مقابل آفتاب سوزان نگه‌داشت. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم كه گاهی از كنارشان عبور می‌كرد، آنها را به صبر و مقاومت سفارش می‌كرد و می‌فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه كنید كه وعده‌گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند. [5]

خداوند، این زن را به سبب صبر و مجاهدتی كه در راه اسلام متحمل شد، در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهد كرد، تا پاداش وعدة الهی را ببیند و در لشكر ولی خدا، به یاوران آن حضرت خدمت كند.

 ام ایمن

نام او «بركه» است. وی كنیز پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بود. آن حضرت، به او مادر خطاب می‌كرد و می‌فرمود: «او باقی‌ماندة خاندان من است» و از شیفتگان امامت بود كه در ماجرای فدك، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی كرد و پنج یا شش ماه  پس از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمان خلافت ابوبكر از دنیا رفت .[6]

ام ایمن، دختر «ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالك» می­باشد. او خدمت‌گزار «آمنه»، مادر پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم بود كه به ارث، به پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم منتقل شد. آن گاه كه رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم مادر خود را از دست داده بود، ام ایمن، پرستاری وی را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت‌گزار رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم محسوب می­شد. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم بارها می­گفت: «ام ایمن، پس از مادرم «آمنه»، مادر من است» و او را عضو خانواده و یادگار اهل بیت خویش می­خواند . ام ایمن را باید یكی از بانوان نمونه و ممتاز تاریخ اسلام دانست؛ چون كوشش­های او در طول زندگی پر بركتش در راستای وابستگی به پیغمبر  صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان او، افتخارآمیز و سراسر پر عظمت بود[7] كه این‌جا مجال شرح آن نمی‌باشد.

 زبیده

وی، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. هنگامی كه هارون از عقیدة او آگاه شد، سوگند یاد كرد او را طلاق دهد. او به انجام كارهای نیك معروف بود. زمانی كه یك مشك آب در شهر، یك دینار طلا ارزش داشت، او همة حُجاج و شاید مردم مكه را سیراب كرد. او دستور داد با كندن كوه‌ها و احداث تونل‌ها، آب را از فاصلة ده میلی خارج حرم مكه، به حرم آوردند. زبیده، صد كنیز داشت كه همگی حافظ قرآن بودند و هر كدام موظف بود كه یك دهم قرآن را بخواند؛ به گونه‌ای كه از منزل او، صدای قرائت قرآن همانند زمزمة زنبورهای عسل، بلند بود .[8]

 ام خالد عبدی

ام خالد عبدی را دانشمندان و رجال نویسانی چون كشّی و مامقانی، بانویی معرفی كرده­اند كه استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در كوفه دست او را قطع كرد. وی، بانویی عارف و مجاهد بود كه در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم برابر مخالفان، هیچ كوتاهی و مسامحه­ای روا نمی­داشت.[9]

 حبابه والبیه

شیخ طوسی، شیخ كلینی، فیض كاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از امام علی  علیه السلام و سایر امامان تا امام رضا  علیه السلام و خلاصه راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم دانسته­اند. نكته‌ای كه درباره این بانوی محدث قابل توجه است و او را در ردیف یكی از زنان فوق العاده و استثنایی قرار داده، این است كه حبابه، راوی حدیث از امام علی  علیه السلام بوده و در روزگار امام زین العابدین  علیه السلام، 113سال از عمر او می­گذشت. در سال 183ق كه امام موسی بن جعفر  علیه السلام شهید شده و امام رضا  علیه السلام عهده­دار امامت گردید، وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی كه عمر او در این روزگار، حداقل 235 بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا  علیه السلام او را با پیراهن خود كفن كرده و به خاك سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از 240 سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت  كه یك بار به معجزه امام سجاد  علیه السلام و بار دوم به معجزه امام هشتم  علیه السلام بود. او است كه هشت امام معصوم با خاتم خود بر سنگی كه او همراه داشت، نقش بستند[10].

 قنواء، دختر رشید هجری

 نسیبه، دختر كعب

نسیبه، دختر كعب كه همسر او «زید بن عاصم» بود و پسرهای او «حبیب» و «عبدالله» بودند، از بانوان مجاهد و صحابی فداكار رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم و راوی حدیث از آن بزرگوار بوده است. ابن اثیر جزری، ابن عبدالبر اندلسی و ابن حجر عسقلانی درباره سابقه درخشان او نوشته­اند:‌

در بیعت عقبه كه 62 مرد از قبیله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا بیعت كردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون این كه به هنگام بیعت، دست رسول خدا به دست آنها بخورد، با آن حضرت بیعت كردند و به اطاعت پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم اقرار و تعهد نمودند.

نسیبه كه با كنیه «ام عماره» هم معروف شده، در بیعت رضوان، در جنگ احد و در جنگ یمامه كه بعد از وفات رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم با مسیلمه كذاب واقع شد، حضور یافته است. در جنگ «یمامه» نیز بدن او دوازده زخم برداشت و حتی یك دست وی هم قطع شود خلاصه كلام این‌كه ایمان و اخلاص و فداكاری نسیبه در جنگ احد، به جایی رسید كه رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می­باشد

بر چنین زنی شایسته و گوارا است كه در زمان دولت مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردد و هم‌چون مؤمنان خاص، طعم شیرین حكومت ولایتی آن حضرت را بچشد. این، اجر كسانی است كه خداوند به آنها وعده داده است. پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم هم دربارة او فرموده است: «‌نسیبه از بانوانی است كه در روزگار ظهور امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور می­یابد و به مداوای مجروحان جنگی در ر­كاب آن حضرت می­پردازد...». [11]

زنان غیرمؤمن

در حدیثی، از زنی خبر داده شده است كه حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می‌داد. از عبدالرحیم قصیر روایت شده است كه امام باقر علیه السلام فرمود:

آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء زنده می‌شود، تا این‌كه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا این‌كه از وی برای فاطمه علیها السلام دختر رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم انتقام بگیرد. گفتم: «فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می‌زند؟» فرمود: «به سبب افترا و تهمتی كه به أم ابراهیم زد». گفتم: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب این‌كه خداوند، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را برای رحمتِ خلق مبعوث كرد؛ ولی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای انتقام دشمنان». [12]

پس زنان غیرمؤمن نیز هم‌چون مردان غیرمؤمن رجعت می‌كنند، تا به دست مبارك مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مجازات خود برسند.

نتیجه

پس براساس براهین عقلی و نقلی، رجعت، باوری است قابل دفاع؛ یعنی می‌توان هم از منظر عقل به اثبات و توجیه آن همت گماشت و هم از منظر عقل به معقول بودن رجعت پی برد.

طبق اعتقادات شیعه، رجعت یعنی بازگشت افراد به دنیا؛ البته افراد خاصی كه یا از لحاظ ایمان در مرتبه عالی قرار دارند و یا از لحاظ كفر و نفاق در مرتبه انحطاط قرار دارند (به تعبیر دیگر، مؤمنان و كافران محض) تا در همین دنیا به پاداش و عذاب دنیایی نائل آیند اثبات اصل رجعت در جایگاه یك باور اسلامی، و فلسفه و اهداف آن، و نیز كیفیت رجعت و افراد رجعت كننده و مواردی از این قبیل را، آیات و روایات فراوانی بیان كرده‌اند كه در این مقاله، به آنها اشاره شده است.



[1] - طبری ، دلایل الامه ، ص260.

[2] - ریاحین الشریعه ، ج5 ، ص41 ، نقل از خصایص فاطمی.

[3] - ریاحین الشریعه ، ج4 ، ص335.

[4] - منهاج الدموع ، ص93.

[5] - ریاحین الشریعه ، ج4 ، ص335.

[6] - قاموس الرجال ، ج10 ، ص378.

[7] - واقدی ، مغازی ، ج1 ، ص268.

[8] - نجم الدین طبسی ، چشم اندازی به حکومت مهدی ، ص77.

[9] - خویی ، معجم الرجال الحدیث ، ج14 ، ص33،108 ، 176.

[10] - مامقانی ، تنقیح المقال ، ج33 ، ص75.

[11] - ریاحین الشریعه ، ج5 ، ص82.

[12] - مهدی موعود ، ج2 ، ص461.





طبقه بندی: رجعت، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 فروردین 1390 توسط قاسم یزدی

فصل سوم :رجعت كنندگان

روایاتی كه رجعت‌كنندگان را معرفی می‌كند به دو دسته تقسیم شده‌اند:

1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می‌كند كه تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و كفار معاند (زن و مرد) كه در طول تاریخ در روی زمین زندگی كرده‌اند، برمی‌گردند. امام صادق علیه السلام  می‌فرماید: «همانا رجعت، عمومی نیست؛ بلكه خصوصی است، برنمی‌گردند مگر مؤمنان محض و كفار محض.» [1]

2.بعضی از روایات، رجعت‌كنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می‌كند:

الف) مردان

می توان مردان مورد اشاره در روایات را به سه دسته كلی تقسیم كرد:

1-. پیامبران

امام صادق علیه السلام  در تفسیر آیه 81 آل عمران می‌فرماید: «خداوند هیچ پیامبری را از آدم تا سایر انبیا مبعوث نكرد، جز آن‌كه به دنیا بازگشته و رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام را یاری خواهند كرد.» [2]

در میان پیامبران الهی بعضی ازپیامبران به اسم از آن ها نام برده شده که زمان رجعت بر می گردند.

رحعت حضرت اسماعیل

 « یزید بن معاویه ی عجلی نقل می کند که گفت : به امام صادق (ع) عرض کردم : این اسماعیل که خدامند می فرماید « در این کتاب اسماعیل را یاد کن که او درست وعده و پیمبری فرستاده بود »[3] همان فرزند حضرت ابراهیم بود ؟ فرمودند: آن اسماعیل پیش از حضرت ابراهیم از دنیا رفت و حضرت ابراهیم حجت وقت و صاحب شریعت بود ، دیگر اسماعیل پیغمبر بود ؟ گفتم : پس این اسماعیل  کیست ؟ اسماعیل فرزند حزقیل پیغمبر است خدا او را به سوی قومش فرستاد او را تکذیب کردند و گشتند و پوست صورتش را کندند خدا بر آن ها غضب کرد و (سطاطائیل ) فرشته ی عذاب را فرستاد بوی گفت فرشته ی عذاب را فرستاد بوی گفت : ای اسماعیل خداوند مرا به سوی تو فرستاده که اجازه دهی این قوم را هلاک کنم فرمود: من به این کار احتیاجی ندارم از جانب خدا وحی شده : پس چه حاجتی داری ؟ پروردگارا! تو برای خدامندی خود و پیمبری محمد (ص) و امانت اوصیایش از مردم پیمان گرفته ای و مصیبت های حسین بن علی را به مردم خبر داده ای و حسین (ع) را وعده داده ای که او  را به دنیا برگردانی تا خود از دشمنانش انتقام گیرد ، اکنون حاجت من این است که مرا هم آن موقع به دنیا برگردانی تا از دشمنانم انتقام گیرم ، خداوندبه وی وعده داد که او را برگرداند ، و با حسین (ع) بر خواهد گشت.[4]

رجعت رسول اکرم (ص)

ابو خالد كابلی از امام سجاد علیه السلام نقل می‌كند كه آن حضرت در تفسیر آیة 85 سوره قصص چنین فرمود: «پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان علیهم السلام به سوی شما باز می‌گردند. »

رجعت رسول اکرم (ص) در چهار ایه مورد ازقرآن کریم مطرح شده است که در اینجا به دو آیه به طور فشرده اشاره می کنیم .

1- « و ماارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا » تو را نفرستادیم جز نوید بخش و بیم دهنده برای همه ی مردمان »

این آیه که یکی از دلایل جهانی بودن رسالت حضرت خاتم الانبیاء (ص) می باشد ، صراحت دارد که آن حضرت برای  همه ی جهانیان بشارت دهنده و بیم دهنده است . در عصر رسول الله (ص) چنین فرصتی پیش نیامد که بشارت ها و اندازهایش را به گوش جهانیان برساند چنانکه امام باقر (ع) می فرماید: « این آیه در رجعت تحقق می یابد» [5]

2- « والشمس و ضحیها ، و القمر اذا تلیها ، والنهار اذا جلیها»[6] « سوگند به آفتاب و روشنایی آن ، سوگند به ماه چون از پی آن در آید ، سوگند به روز هنگامی که جهان را روشن سازد.»

منظور از آفتاب در این سوره رسول اکرم (ص) و منظور از ماه امیر المومنین (ع) و منظور از روز امامان اهل بیت (ع) هستند که در آخر الزمان مالک روی زمین می شوند و آن را پر از عدالت می کنند .[7]

ابو خالد كابلی از امام سجاد علیه السلام نقل می‌كند كه آن حضرت در تفسیر آیة 85 سوره قصص چنین فرمود: «پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان علیهم السلام به سوی شما باز می‌گردند. » [8]

2- رجعت ائمه

رجعت امیرالمومنین (ع)

به طوری که از احادیث استفاده می شود از نظر پیشوایان معصوم هیچ تردیدی نیست که امیر مومنان مولای متقیان ، حضرت علی بن ابی طالب (ع) رجعت می کند و سالیان درازی حکومت می کند.

جابر جعفی روایت می کند که گفت : حضرت صادق  (ع) فرمودند : امیرالمومنین را در زمین با فرزندش حسین (ع) رجعتی است وی با پرچم خود می آید تا اینکه انتقام خود را از بنی امیه و معاویه و اولاد معاویه و آن ها که همراه آنان به جنگ حضرت آمدند بگیرد خداوند در آن روز سی هزار نفر از یاران علیرا که همه از اهل کوفه می باشد و هفتاد هزار نفر از سایر مردم شیعه را به یاری علی بر انکیخته می گرداند و دوباره در صفین آن دو لشکر یکدیگر را مانند بار نخست ملاقات می کنند و تمام نفرات لشکر معاویه را از دم شمشیر  می گذراند به طوری که یک نفر آن ها باقی نماید که جند  آن ها را بیاورد ، آنگاه در روز رستخیز هم خداوند آن ها را بر می انگیزد و با فرعون و آل فرعون به بدترین عذاب ها گرفتار می سازد آنگاه علی (ع) بار دیگر با رسول خدا (ص) به دنیا بر می گردد و پیغمبر پادشاه روی زمین می شود و سایر ائمه فرمانداران او خواهند بود و بعکس روز نخست این  بار به طور آشکار مبعوث می گردد و خدا را آشکارا عبادت می کند سپس حضرت صادق (ع) فرمودند : آری و الله امیرالمومنین دو بار به دنیا رجعت می کند و با دست اشاره کرد که چند بار حضرت رجعت خواهد کرد .[9]

از بررسی روایات اهل بیت عصمت و طهارت استفاده می شود که از نظر ائمه هیچ تردیدی نیست که منظور از دابه الارض وجود مقدس شاه ولایت ، حضرت علی بن ابی طالب (ع) است .

حسن بن سلیمان از حضرت باقر (ع) نقل می کند  که امیرالمومنین (ع) فرمودند : من قسمت کننده دوزخم ..... من صاحب رجعت ها و دولت ها و صاحب عصا و آهن داغ زننده ام ، من آن جنبنده ی زمینم که با مردم سخن می گوید .[10]

از جابر نقل می کند که حضرت باقر فرمودند : علی (ع) دو رجعت دارد ، یکی با حسین (ع) که با پرچم خویش بیاید و از معاویه و یارانش و سایر بنی امیه انتقام گیرد ، خدامند سی هزار یاور از کوفه و هفتاد هزار از جاهای دیگر برایش بفرستد ، در صفین مثل دفعه ی  اول جنگ کنند و به طوری دشمنان را نابود کنند که یک نفر از آنان نماند که سرگذشت جنگ گوید ، رجعت دوم در حضور پیغمبر (ص) است برگردد ، که جانشین او باشد ، خدا سلطنت روی زمین به پیغمبر دهد چنانکه در قرآن وعده داده : اوست که پیغمبر خویش را به هدایت و دین حق فرستاده ایم تا وی را بر همه ی ادیان غلبه دهد ، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.[11]

از روایات استفاده می شود که آخرین رجعت امیرالمومنین نبرد با ابلیس و شکست دادن آن حضرت ، ابلیس را خواهد بود.[12]

عبد الکریم بن عمرو خثعمی از امام صادق (ع) روایت کرده است که :

« امیرالمومنان چهل و چهار سال هزار سال حکومت می کند ، به حدی که از صلب یک مرد از شیعیان علی (ع) هزار پسر متولد شود و در چنین زمانی است که دو بهشت دارای درختان خرم و سرسبز نزد مسجد کوفه و اطراف آن طبق اراده خداوند ظاهر می گردد.»[13]

 رجعت امام حسین (ع)

اؤ بررسی احادیث رجعت استفاده می شود كه نخستین كسی كه رجعت می كند و فرمانروایی جهان را بر عهده می گیرد امام حسین است هر چند در زمان امام حسین (ع) امیرالمومنین هم رجعت می کنند ولی حکومت آن حضرت در آخرخواهد بود.

« اول کسی که قبر او شکافته می شود و به دنیا بر می گردد حسین بن علی (ع) است .»[14]

« نخستین کسی که در رجعت بر می گردد حسین بن علی (ع) است چهل هزار سال بر روی زمین می ماند به طوری که از کثرت سن ابروانش بر روی چشم هایش یریزد.»[15]

از مجموع روایات به دست می آید که امام حسین(ع) در زمان حکومت امام زمان رجعت می کنند و بعد از آن حضرت حکومت عدل الهی را ادامه می دهد.

رجعت سایر ائمه

در تعدادی از روایات به رجعت سایر ائمه اشاره شده است امام صادق (ع) می فرمایند : « از شیعیان ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما نداشته باشد»[16]

از حسن بنسلیمان با سند معتبر از مفضل نقل میکند که امام صادق (ع) در جواب بعضی از پرسش های او فرمودند : « ای مفضل ! والله ! سید اکبر محمد رسول الله (ص) و صدیق اکبر امیرالمومنین و فاطمه و حسن مجتبی و حسین و جمیع ائمه (ع) همگی زنده خواهند شد »[17]

رجعت جمعی که ائمه از آن ها یاد کرده اند

الف) امام صادق می فرمایند : « از پشت کوفه – وادی السلام – 27 مرد همراه حضرت مهدی خارج می شوند که پانزده نفر آن ها از قوم موسی هستند که هدایت به حق شده اند و به آن گرویده اند و هفت نفر اصحاب کهف ، یوشع بن نون ، سلمان فارسی ، ابودجانه انصاری ، مقداد و مالک اشتر همگی در محضر حضرت حاضر شده و جزو یاوران و فرماندهان آن حضرت هستند.»[18]

ب) امام صادق می فرمایند :« مثل اینکه حمران بن اعین و میسر بن عبد العزیز و عبدالله بن شریک را که در میان صفا و مروه در محضر حضرت قائم (ع) ما اهل بیت شمشیر می زنند.» [19]

3. مؤمنان

از امام صادق علیه السلام  روایتی نقل شده است كه به شیعیان راستین خود چنین فرمود:

«... تا این‌كه قائم ما اهل‌بیت قیام می‌كند. در آن هنگام، خداوند، آنان را مبعوث خواهد كرد و آنها، گروه گروه لبیك گویان به حضرتش ملحق می‌شوند… »[20]



[1] - حر عاملی ، الایقاظ من الهجعه ، بابب 10 ، ص360

[2] - بحار الانوار ، ج53 ، ص63.

[3] - مریم/ 54.

[4] - حر عاملی ، محمد بن حسن ، الایقاظ من الهجعه ، احمد جنتی ، انتشارات نوید ، تهران ، 1362 ، ص328.

[5] - خادمی شیرازی ، محمد ، رجعت یا دولت کریمه خاندان وحی ، مولف با همکاری موسسه الغدیر ، قم ، 1411 ، ص178.

[6] - شمس / 1-3.

[7] - کوفی فرات ، تفسیر فرات کوفی ، موسسه چاپ و نشر ، تهران ، 1410 ، ص561.

[8] - خادمی شیرازی ،ص56.

[9] - مجلسی ، محمد باقر بن محمد تقی ، مهدی موعود ، ترجمه ی بحارالانوار ، مترجم علی دوانی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1364 ، ج13 ، ص1209.

[10] - حر عاملی ، محمد بن حسن ، الایقاظ من الهجعه ، احمد جنتی ، انتشارات نوید ، تهران ، 1362 ، ص367.

[11] - همان.

[12] - حائری یزدی ، شیخ علی ، الزام الناصب فی اثبات حجه الغائب ، تحقیق سید علی عاشوری ، ص218.

[13] - سلیمیان ، خدامراد ، بازگشت به دنیا در پایان تاریخ ، بوستان  کتاب قم ، 1384 ، ص56 ، به نقل از بحار ، ج53 ، ص42.

[14] - محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، مکتب الاعلام الاسلامی ، 1372 ، ج4 ، ص58.

[15] - بحرانی ، سید هاشم ، تفسیر برهان ، موسسه البعثه ، چاپ دوم ، تهران 1415 ، ج2، ص408.

[16] - الصدوق ، ابی جعفرمحمد بن علی ، من لایحضره الفقیه ، ج4 ، انتشارات جامعه مدرسین ، قم ، 1413 ، ج3، ص458.

[17] - مجلسی ، محمد باقر ، بحار الانوار ، موسسه ی الوفا ، بیروت ، 1404 ، ج53 ، ص15.

[18] - نوری طبرسی ، میرزا حسین ، نجم الثاقب ، انتشارات مسجد مقدس جمکران ،قم ، ص157.

[19] - مجلسی ، همان ، ص89.

[20] - کافی ، ج3 ، ص131.





طبقه بندی: رجعت، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 فروردین 1390 توسط قاسم یزدی

فصل دوم :هدف رجعت

یكی از سؤالاتی كه در بحث رجعت مطرح می‌شود، این است كه چرا باید عده‌ای از انسان‌ها ـ اعم از خوب و بد ـ قبل از قیامت و در دوران ظهور حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردند؟ رجعت چه اهمیتی دارد كه معصومان علیهم السلام تا این مقدار در روایات، ادعیه، و زیارات بر آن تأكید كرده‌اند، تا حدّی كه بعضی از علما و بزرگان دین، رجعت را از ضروریات مذهب شیعه برشمرده‌اند؟

رجعت به دنیا، تنها به اذن و ارادة الهی قابل تحقق است و چون همة افعال خدای حكیم، از روی حكمت است، رجعت نیز دارای حكمت خواهد بود. این‌جا به مواردی از اهداف رجعت اشاره می‌كنیم:

1. انتقام گرفتن از ستم‌گران

در رجعت، گروهی از منافقان و ستم‌گران تاریخ كه در حق انسان‌ها، از هیچ ظلم و ستمی دریغ نكردند و غصب كنندگان خلافتِ اهل‌بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به دنیا برمی‌گردند، تا قبل از قیامت به بخشی از مجازات‌های خود برسند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«هنگامی كه كار حسین علیه السلام خاتمه یافت، ملائكه به درگاه خداوند تضرع كردند. پس خداوند سایه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برپا داشت و فرمود: «به وسیله این، از آنان كه به او ستم كردند ]قاتلان امام حسین علیه السلام‌[ انتقام می‌گیرم». [1]

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در صورتی می‌تواند از قاتلان امام حسین علیه السلام انتقام بگیرد كه آنها زنده باشند و این، با رجعت تحقق می‌یابد.

2. نصرت دین

یكی از اهدافی كه رجعت مؤمنان بر آن استوار است، نصرت و یاری رساندن به دین الهی در عصر طلایی ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. بزرگی و عظمت قیام جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌‌طلبد كه یاران آن حضرت، از حیث تعداد و نیرو، متناسب با آن نهضت باشند.

اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا، می‌تواند نقش برجسته‌ای در نشاط دینی و امید حضور در حكومت جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته باشد. رجعت، برای همه افراد ـ چه زن و چه مرد كه لایق یاری‌رساندن بوده و قبلاً از دنیا رفته‌اند ـ زمینة این مهم را فراهم می‌سازد.

در برخی دعاها از خدای بزرگ می‌خواهیم ـ اگر زنده نبودیم ـ ما را در دوران ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده گرداند تا او را یاری دهیم؛ همان طور كه در دعای روز بیست و پنجم ماه ذیقعده می‌خوانیم:

«خداوندا ! فرج اولیایت را نزدیك كن و آن‌چه به ستم از آنان گرفته‌اند، به ایشان برگردان و قائم‌شان علیه السلام به حق ظاهر كن ... خداوندا! بر آن بزرگوار و پدرانش درود فرست و ما را از یارانش قرار ده و در رجعتش محشورمان كن تا از یاری‌كنندگان او باشیم. [2]

این دعاها و خواستن‌ها مخصوص همة انسان‌هاست، چه زن و چه مرد، تا در آن زمان، از  رجعت‌كنندگان و در صف یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.

3. لذت بردن مؤمنان از حاكمیت اسلام

بسیاری از مؤمنان، در طول تاریخ، آرزوی حاكمیت دین در سراسر جهان را داشتند و در این راه مبارزه كردند؛ اما دشمنان دین، با ظلم و جور خود نگذاشتند دین در تمام ابعاد، حاكمیت یابد. در دوران رجعت، مؤمنان برمی‌گردند تا عزّت دین و خفت و خواری ظالمان را ببینند.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اما مؤمنان، به سوی روشنایی‌های چشمان‌شان برمی‌گردند [تا چشم‌شان با دیدن حكومت عدل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف روشن شود] و اما ستم‌گران، برمی‌گردند تا دچار عذاب الهی گردند؛ چنان‌كه خداوند می‌فرماید: «و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگ‌تر، از عذاب این دنیا به آنان می‌چشانیم». [3]

4- تأثر كافران از استقرار حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 یكی از اهدافی كه در روایات بسیار تكرار شده و حتی در تعاریف رجعت هم انعكاس یافته است، عزت مؤمنان و خواری و ذلت منافقان است.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

«هیچ شخص نیك و بدی از این امت نیست، مگر این‌كه رجعت می‌كنند؛ مؤمنان برمی‌گردند تا این‌كه عزیز شده، چشمان‌شان روشن شود و فجّار برمی‌گردند تا خداوند ذلیل‌شان كند. آیا نشنیده‌ای گفتار خداوند را كه می‌فرماید: همانا عذاب نزدیكتر (كوچكتر) را كه غیر از عذاب بزرگتر است به آن‌ها می‌چشانیم» [4]

عذاب نزدیك‌تر، به عذاب رجعت منطبق شده است.

حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه مبارك  (رُبَما یَوَدُّ الَّذینَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمینَ )[5] می‌فرماید:

«زمانی كه من با شیعیانم با پیروان‌شان برمی‌گردیم، بنی‌امیه را با خواری و ذلت به قتل می‌رسانم. در این هنگام، كفار می‌گویند: «ای كاش مسلمان بودیم!»[6] .

5. تكامل مؤمنان

یكی از اهداف رجعت، رسیدن به تكامل نهایی است؛ چون رجعت، عمومی نیست و ویژه مؤمنان و طاغیان ستم‌گر محض است، بازگشت آنان به زندگی دنیوی، به منظور تكمیل حلقه كمال گروه اول و چشیدن كیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر، مؤمنان خالص، در مسیر تكامل معنوی با موانع دشمنان روبه‌رو بودند و از تكامل باز ماندند. حكمت الهی اقتضا می‌كند كه آنها سیر تكاملی خود را از طریق بازگشت به این جهان به پایان برسانند و در گسترش حكومت حق شركت كنند كه شركت در چنین حكومتی از افتخارات بزرگ است.

 پس دانستیم كه در رسیدن به تكامل نهایی كه همان رجعت است، مردان و زنان می‌توانند با بازگشت مجدد به دنیا مسیر اصلی و پایانی كمال خود را طی كنند.



[1] - حر عاملی ، الایقاظ من الهجعه ، ص245.

[2] - مفاتیح الجنان ، اعمال ذیقعده ، دعای روز بیست و پنجم، روز دحوالارض ، 453

[3] - حر عاملی ، الایقاظ من الهجعه ، باب التاسع ، ص272.

[4] - بحار الانوار ، ج53 ، ص64.

[5] - حجر/ 2.

[6] - بحار الانوار ،همان ، ص64-65.





طبقه بندی: رجعت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 فروردین 1390 توسط قاسم یزدی

 رجعت در آخرالزمان

در قرآن كریم، آیات بسیاری از رجعت سخن می‌گویند كه به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:

آیه اول « و هنگامی كه فرمان [عذاب] بر آنها واقع شود، جنبنده‌ای از زمین برای آنها خارج می‌كنیم كه با آنان سخن می‌گوید كه: «مردم، به آیات ما یقین ندارند». و روزی كه ما از هر امتی گروهی را از كسانی كه آیات ما را تكذیب می‌كنند محشور می‌كنیم و آنها نگه‌داشته می‌شوند [تا به یک‌دیگر ملحق شوند»[1].

با بیان چند نكته، دلالت آیه بر رجعت روشن می‌شود:

الف) حشر گروهی از هر امتی، غیر از حشر در روز قیامت است. حشر در آیه فوق، همگانی نیست؛ در حالی‌كه حشر در روز قیامت شامل همة انسان‌ها می‌گردد؛ چنان‌كه در آیه دیگری در وصف حشر و روز قیامت چنین آمده است: و همه را محشور كرده و احدی از آنان را فرو نخواهیم گذاشت. [2]

ب) در صدر آیه اول، خداوند می‌فرماید:  (اِذَا وَقَعَ الْقَوْلَ عَلَیْهِمْ ). مورد اتفاق همه مفسران است كه وقوع قول (فرمان)، از علائم قیامت است و روشن است كه علامت یك چیز غیر از خود آن چیز است.[3]

ج) آیات قبل از این آیه، از نشانه‌های قبل از رستاخیز در پایان جهان سخن گفته‌اند و در آیات پس از آن نیز به همین موضوع اشاره می‌شود.

بنابراین، بعید به نظر می‌رسد آیات قبل و بعد، از حوادث پیش از رستاخیز سخن گویند؛ امّا آیه وسط، دربارة رستاخیز باشد. هم‌آهنگی آیات، ایجاب می‌كند كه همه درباره حوادث قبل از قیامت باشند .[4]

 د )  شاهد دیگر برای دلالت آیه بر رجعت، «خروج دابة الارض» است كه یكی از نشانه‌های رستاخیز به شمار می‌رود[5] ؛ یعنی از نشانه‌هایی است كه قبل از رستاخیز رخ می‌دهد.

پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم دربارة دابة الارض فرمود:

هیچ‌كس به او دست نمی‌یابد و كسی نمی‌تواند از دست او فرار كند. بین دو چشم مؤمن علامت می‌گذارد و می‌نویسد: « مؤمن بین دو چشم كافر علامت می‌گذارد و می‌نویسد: «كافر»، عصای موسی و انگشتر سلیمان با او است.[6]

آیة دوم:

«بی گمان ما رسولان خود و کسانی که ایمان آوردند را در زندگی دنیا و روزی  گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم.»[7]

با بیان چند نكته روشن خواهد شد كه این آیه، به رجعت اشاره دارد و رجعت هم مخصوص تمام انسان‌های مؤمن خاص و كفار خاص است.

الف) سیاق آیه، بر فعلی دلالت دارد كه در آینده به طور حتم به وقوع خواهد پیوست.

ب) نصرت و پیروزی كه در این آیه وعده داده شده، تاكنون تحقق نیافته است و خداوند، هرگز خلف وعده نمی‌كند؛ پس ناگزیر باید در آینده تحقق یابد.

ج) همة پیامبران (به جز حضرت عیسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام ) و مؤمنان، هنگام نزول قرآن در قید حیات نبوده و در این دنیا یاری نشده‌اند؛ پس به مقتضای این آیه، باید زنده شوند، تا در همین دنیا یاری شوند.

د) لفظ نصرت، در مواردی به كار می‌رود كه دو گروه، مشغول مخاصمه و جنگ باشند و شخصی یا گروهی، به یكی از طرف‌های درگیر كمك كند، تا برطرف مقابل، چیره شود. طبیعی است چنین معنایی با یاری كردن انبیا و مؤمنان در آخرت سازگاری ندارد؛ بلكه مصداق آیه با رجعت، و نصرت انبیا و اولیا تحقق می‌یابد.

شیخ مفید در تفسیر این آیه می‌فرماید:

شیعیان عقیده دارند خدای تبارك و تعالی وعدة نصرت خود را دربارة دوستانش، پیش از آخرت تحقق خواهد بخشید و آن، هنگامی است كه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام كند. در پایان دنیا، مؤمنان رجعت می‌كنند و وعدة الهی تحقق می‌یابد .[8]

این رجعت مؤمنان و این وعدة الهی برای زن و مرد است؛ چون در غالب از آیات و روایات، به گروه خاصی با علامت خاصی اشاره نشده است؛ بلكه بیشتر به مؤمنان و منافقان اشاره شده و این دو كلمه، هم شامل زن می‌شود و هم شامل مرد.

ب: روایات

در این فراز می‌توانیم رجعت را از سه منظر احادیث، زیارات و ادعیه پی‌گیری كنیم.

1. احادیث

اخبار و روایاتی كه دربارة رجعت از معصومان علیهم السلام نقل شده، به قدری زیاد است كه در طول تاریخ، بسیاری از بزرگان و علمای شیعه دربارة آن، ادعای تواتر كرده‌‌اند (معنوی و اجمالی) از جمله شیخ طوسی در مورد برخی از احادیث رجعت ادعای تواتر لفظی هم نموده است[9] علامه مجلسی در این رابطه می‌فرماید: «اگر روایت رجعت متواتر نباشد پس در دنیا روایت متواتر وجود ندارد».[10] علامه طباطبایی می‌فرماید: روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه در تك تك حدیث باطل نمی‌شود [11]

به همین دلیل، اكنون فقط به ذكر برخی از این احادیث می‌پردازیم:

از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

هر كس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مؤمن ]شیعه[ است و در میان آن هفت چیز، ایمان به رجعت را ذكر فرمود. [12]

مأمون به حضرت امام رضا علیه السلام عرض كرد: «ای اباالحسن نظرت دربارة رجعت چیست؟» آن حضرت فرمود:

« آن، حق است و در امت‌های گذشته نیز بوده و قرآن آن را بیان كرده است. رسول‌خدا  صل الله علیه و آله و سلم فرمود: آن‌چه در امت‌های گذشته واقع شده در این امت نیز بدون كم و كاست واقع خواهد شد».[13]

«حَذْوَ النََعّل بالنَّعّل وَ الْقَذَّةِ بِالْقَذَّةِ» یعنی برابری و یكسانی كه گام به گام و مو به مو، تحقق پیدا می‌كند.

طبق آن‌چه امام رضا علیه السلام فرمودند، به دست می‌آید كه در امت‌های گذشته رجعت بوده است و در این رخداد مهم هم زن و هم مرد حضور داشته‌اند و در زمان ظهور نیز با رجعت زنان و مردان، این واقعه ادامه پیدا می‌كند و این، امری است كه دربارة همة انسان‌های مؤمن خاص و كفار خاص اجرا می‌شود.

2. زیارات

یكی از عالی ترین منابع عقیدتی و والاترین معارف مذهبی ، دعا و زیارت های مأثوره از ائمه معصومین می باشد که جزء مهمترین منابع و مآخذ اعتقادات اسلامی است که به چند مورد اشاره می کنیم

در زیارتی كه خطاب به حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خوانده می‌شود آمده است:

اگر دوران درخشان و پرچم‌های برافراشته و حكومت قدرت‌مند تو را درك كردم، بنده‌ای از بندگان تو خواهم بود ... و اگر پیش از ظهورت مرگ فرا رسید، با توسل به تو از خدای سبحان می‌خواهم كه بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله و سلم درود فرستد و برای من، بازگشتی در دوران ظهورت و رجعتی در زمان [حكومت] تو قرار دهد، تا با فرمان‌برداری تو، مراد خویش را دریابم و دلم را [با انتقام] از دشمنانت شفا بخشم. 

هم‌چنین در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می‌خوانیم: «ای سرورم! ای اباعبدالله! خدا و فرشتگان و پیغمبرانش را شاهد می­گیرم كه من، به شما ایمان، و به بازگشت‌تان یقین دارم….»

زیارت جامعه كبیره

خداوند مرا از آنان قرار دهد که از آثار شما پیروی می کند و از راه شما می رود و با هدایت شما هدایت می یابد و در جهت شما برانگیخته می گردد و در رجعت با شما به دنبیا بازگشت می کند . [14]

پس همة ما (اعم از زن و مرد) با تأسی از امامان و اولیای خدا، می‌توانیم دعا كنیم كه تا زمان ظهورش زنده باشیم، تا از یاران خاص او باشیم و اگر هم زنده نماندیم، از خدا بخواهیم با رجعت در زمان دولت یار، او را یار و یاور باشیم و از دشمنانش انتقام بگیریم .

3. ادعیه

الف. در دعای عهد آمده است:

پروردگارا ! اگر مرگی كه بر تمام بندگانت، قضای حتمی قرار دادی میان من و او ]= حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف‌‌[ جدایی انداخت، مرا [هنگام ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] از قبر برانگیز؛ در حالی كه كفنم را ازار خود كرده و شمشیرم را از نیام بركشیده و نیزه‌ام را برهنه ساخته‌ام و دعوت دعوت‌كننده را لبیك می‌گویم.[15]

از امام صادق علیه السلام روایت شده : «هر كس چهل صبح این دعا را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون آورد.... [16]

ب)  در دعایی كه بعد از زیارت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در سرداب نقل شده این گونه آمده است: «خدایا! اگرقبل ازظهور حضرتش مرا از دنیا بردی، مرا از كسانی قرار ده كه در رجعت بر می‌گردند.» [17]



[1] - نمل / 82و83.

[2] - کهف / 47.

[3] - مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ، ج15 ، ص547 ؛ المیزان ، علامه طباطبایی ، ج15 ، ص397.

[4] - مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ، ج15 ، ص548.

[5] - محمد حسین طباطبایی ، المیزان ، ج15 ، ص537.

[6] - بحار الانوار ، ج53 ، ص205.

[7] - مومن /51.

[8] - بحار الانوار ، ج53 ، ص130.

[9] - بحار الانوار ، ج53 ، ص137.

[10] - همان ص123.

[11] - المیزان ، ج3 ، ص205.

[12] - بحار الانوار ، ج53 ، ص21

[13] - سید شبر ، حق الیقین ، ص11.

[14] - شیخ صدوق ، من لایحضره الفقیه ، جامعه  مدرسین قم ، 1413 ، ج2 ، ص615.

[15] - حاج شیخ عباس قمی ، مفاتیح الجنان ، ص893.

[16] - بحار الانوار ، ج53 ، ص95.

[17] - همان ، ج22 ، ص240.





طبقه بندی: رجعت، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 فروردین 1390 توسط قاسم یزدی

فصل اول : اثبات رجعت

1. برهان عقلی

عقل هیچ مانعی برای زنده‌شدن مردگان تصور نمی‌كند و آن‌را كاملاً ممكن می‌داند. روشن و واضح است كه زنده كردن و حیات دادن خداوند به اشیاء بر دو قسم است گاه خداوند از هیچ و عدم موجود زنده‌ای خلق می‌كند؛ یعنی بدون داشتن هیچ سابقه‌ای، مثل خلقت اولیه انسان و هر موجود دیگری و گاهی اجزاء و عناصر پراكنده یك موجود را جمع می‌كند و حیاتی دوباره می‌دهد وقتی خلقت به صورت اول برای عقل ممكن شد خلقت و حیات دادن دوم به مراتب آسان‌تر و قابل قبول‌تر خواهد بود.

عدم امكان این مطلب یا به دلیل نقص در فاعلیت فاعل است یا در قابلیت قابل؛ یعنی این‌كه خداوند قدرت زنده كردن مردگان را ندارد یا بدن و روح، قابلیت زنده‌شدن را ندارد؛ در حالی‌كه ما در طول شبانه‌روز، هم فاعلیت فاعل را و هم قابلیت قابل را در جهان مشاهده می‌كنیم. پس هیچ عاقلی ـ چه رسد به مسلمان ـ در امكان رجعت شك و نزاعی ندارد؛ چون با این‌كار، هم قدرت خداوند را منكر می‌شود و هم سر از شرك و انكار قبر، عالم برزخ و معاد جسمانی در می‌آورد.

مرحوم سید مرتضی در این باره می‌فرماید: «در آن‌چه شیعه از رجعت معتقد است، هیچ اختلافی بین مسلمانان، بلكه موحّدان نیست».[1]

رجعت در این دنیا با حیات مجدد در روز رستاخیز مشابهت دارد. رجعت و معاد، دو پدیده همگون هستند؛ با این تفاوت كه رجعت، با افق محدود و با قلمرو دنیایی، قبل از قیامت به وقوع می‌پیوندد؛ ولی در رستاخیز، همة انسان‌ها، از ابتدا تا انتهای خلقت، برانگیخته خواهند شد. بنابراین كسانی كه امكان حیات مجدد را در روز رستاخیز پذیرفته‌اند، باید رجعت را كه زندگی دوباره در این جهان است، ممكن بدانند.

رجعت عالمی است با ویژگی‌های خاص خود كه نه دقیقاً هم‌چون عالم دنیا است و نه همانند عالم آخرت، و در عین حال برزخ هم نیست.

علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید:

« رجعت از مراتب روز قیامت می‌باشد؛ اگر چه در كشف و ظهور، پایین‌تر از روز قیامت است. دلیل پایین‌تر بودن از قیامت امكان فی الجملة راه یافتن فساد و شر در آن است، بر خلاف قیامت [كه هیچ فساد و شری در آن راه نخواهد یافت]؛ به همین دلیل، روز ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گاه به قیامت ملحق شده است، به دلیل ظهور و غلبه كامل حق.»[2]

معاد، یعنی برگشت روح انسان به بدن. حال اگر چنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (قیامت) ممكن باشد، طبعاً بازگشت آن به این جهان، قبل از قیامت ممكن خواهد بود؛ چرا كه امر محال در هیچ زمانی امكان وقوع ندارد.

فیلسوف بزرگ اسلامی، صدر المتألهین رحمه الله علیه می‌فرماید:

« در باب اعتقادات، آن‌چه قابل پیروی است یا دلیل و برهان است یا نقل صحیح و قطعی كه از اهل‌بیت علیهم السلام رسیده باشد. روایات صحیح فراوانی از امامان و سرورانمان دربارة درستی عقیده به رجعت و وقوع آن هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است. عقل نیز این موضوع را غیرممكن نمی‌داند؛ چرا كه نمونه‌های فراوانی به اذن خداوند به دست پیامبرانی چون عیسی علیه السلام و شمعون علیه السلام و دیگر پیامبران انجام یافته است .»[3]

2. براهین نقلی

الف) قرآن

از آنجا که قرآن اساسی ترین منبع برای اثبات ، حقایق دینی است آیات بی شماری از قرآن توسط پیشوایان معصوم به عنوان آیات رجعت مطرح شده که از بررسی ان ها وقوع رجعت در میان پیشینیان و امکان آن در آینده به روشنی اثبات می شود که نگاهی گذرا به آیات مربوط به رجعت با دو دسته آیات مواجه می شویم نخست ، آیاتی است که دلالت بر وقوع رجعت در میان اقوام و ملل گذشته دارد مانند داستان حضرت موسی ، عزیر نبی و مردگانکه به دست حضرت عیسی  زنده شدند و دسته دوم ، آیاتی که به بیان برخی از روایات بر تحقق رجعت در آخرالزمان و قبل از قیامت دارد .

1 :  رجعت در امت‌های گذشته

بازگشت، میان امت‌های گذشته، بسان رجعتِ اصطلاحی در عقاید شیعه نیست؛ ولی آیات متعددی بر وقوع رجعت در امت‌های گذشته دلالت می‌كند. افراد زیادی از پیامبر و غیرپیامبر، مؤمن و غیرمومن (زن و مرد) در امت‌های پیشین زنده شده و به دنیا برگشته‌اند[4].

بازگشت مقتول بنی‌اسرائیل به دنیا

. قرآن، این ماجرا را این گونه نقل می‌كند:

]و به خاطر آورید[ هنگامی را كه فردی را به قتل رساندید. سپس درباره ]قاتل[ او به نزاع پرداختید… خداوند، این‌گونه مردگان را زنده می‌كند….‌[5]

خداوند، در این آیه، در پایان داستان احیای مردگان ـ چه زن و مرد و مؤمن و كافر ـ را یك سنت و قانون همیشگی در نظام عالم معرفی كرده و آن را به عنوان قدرت خودش به رخ انسان‌ها می‌كشد تا دربارة آن بیندیشند

در این آیه، جملة  (كَذلِكَ یُحْیِ اللهُ الْمَوْتی ) به قیامت و یا برزخ اختصاص ندارد؛ بلكه به صورت یك قانون عمومی و فراگیر برای همة زمان‌ها، مكان‌ها و امت‌ها در شرایط مساوی براساس حكمت الهی جاری خواهد بود. در واقع، هرگاه حكمت الهی اقتضا كند، خداوند، با قدرت بی‌نهایت خویش، مردگان را زنده خواهد كرد. از این آیه و داستان نتیجه می‌گیریم احیای مردگان، به همة انسان‌ها اعم از زن و مرد مربوط است و نشانه‌ای از قدرت الهی است.

این آیه، نشان‌گر فراگیر بودن رجعت در هر زمان و مكان است، و در آن، امت‌های مؤمن خاص و كافر خاص در هر زمان و مكانی كه بودند ـ چه زن و چه مرد ـ با شرایط مساوی، براساس حكمت و قدرت بی‌نهایت الهی، زنده شده و به دنیا برمی‌گردند، تا مؤمنان (زن و مرد) از وعدة الهی خرسند شوند و از كافران انتقام بگیرند. در این مقاله، به اثبات رجعت از دیدگاه عقل و نقل، هدف رجعت و رجعت‌كنندگان زمان ظهور خواهیم پرداخت.

و اذ قلتم یا موسی لن نومن لک حتی نری الله جهره فاخذتکم الصاعقه و انتم تنظرون . ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون.[6]

آیه مربوط به برخی از قوم حضرت موسی (ع) است که تقاضای رویت خدا به چشم را کردند که این خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولی خداند بار دیگر آن ها را زنده کرد.

« آنان هفتاد نفر بودند که موسی ایشان را برای شنیدن سخنان خداوند برگزید هنگامی که سخنان را شنیدند گفتند : ای موسی ! هرگز به تو نمی گرویم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم خداوند بر ایشان صاعقه ای فرستاد که همگی سوختند ؛ پس آنان را زنده ساخت و به پیامبری بر انکیخت این داستان دلالت دارد بر این که در امت محمد (ص) نیز رجعت خواهد بود ؛ زیرا آن حضرت فرمود: هر چیز در بنی اسراییل بوده است در امت من نیز مانند آن واقع خواهد شد.[7]

و نیز این آیه از آیاتی است که دلالت بر امکان رجعت و بازگشت به زندگی در این دنیا دارد چرا که وقوع آن در یک مورد دلیل بر امکان آن در سایر موارد است .[8]

آیه شریفه به خوبی امکان رجعت را اثبات می کند به خصوص که امیر المومنین در حدیث فوق ( زمانی که ابن کوا رجعت را انکار نمود امیرالمومنین با این آیه بر او استدلال کرد ) با این آیه بر امکان رجعت استدلال نمودند.[9]

3- او کالذی مر علی قریه و هی خاویه علی عروشها قال اتی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله ماته عام ثم بعثه.[10]

داستان عزیر یکی از روشن ترین ادله رجعت است که امیرالمومنین به آن استدلال نموده اند 



[1] - سید مرتضی ، رسائل ، ج3 ، ص135.

[2] - محمد حسین طباطبایی ، تفسیر المیزان ، ج2، ص109.

[3] - محمد رضا طبسی نجفی ، شیعه و رجعت ، مترجم محمد میر شاه ولد ، ص145.

[4] بقره / 55و56—ال عمران / 49 – مائده / 110

[5] -.بقره / 72و73.

[6] - بقره / 55و56

[7] - قمی ، علی بن ابراهیم ، تفسیر علی بن ابراهیم قمی ، دارالکتب ، قم ، 1367 ، ص48.

[8] - مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1380  ذیل آیه شریفه.

[9] - فیض کاشانی ، ملا محسن ، تفسیر  صافی ، مکتبه الصدر ، تهران ، 1416 ، ج1 ، ص134.

[10] - بقره / 259.





طبقه بندی: رجعت، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ